ریشه رجع

از الکتاب
(تغییرمسیر از ریشه رجع‌)
پرش به: ناوبری، جستجو

تکرار در قرآن: ۱۰۴(بار)

لیست کلمات مشتق شده


در حال بارگیری...


قاموس قرآن

رجوع و رجعى به معنى برگشتن و برگرداندن لازم و متعدى هر دو آمده است همچنين است رجعان (به ضمّ اوّل) و مرجع كه مصدر ميمى است (اقرب). [طه:86] موسی خشمگین و اندوهناک به قوم خویش برگشت. [توبه:83]. رجوع در اين آيه متعدى بكار رفته يعنى: اگر خدا تو را به سوى گروهى از منافقين برگرداند و از تو براى خروج به جنگ اجازه بخواهند بگو: هرگز با من خارج نخواهيد شد. همچنين است آيه [طه:40]. [ق:3]. [طارق:8]. رجع در آيه اول لازم و در دوّمى متعدى است. تراجع بين الاثنين است [بقره:230]. * [بقره:245]. در بسيارى از آيات كه كلمه «ترجعون» و «يرجعون» ذكر شده لازم است آن را حال معنى كرد نه استقبال يعنى الان به سوى خدا برگردانده مى‏شويد زيرا ما هر آن در حال بازگشت به سوى خدائيم تنها مرگ بازگشتن به سوى خدا نيست [بقره:156]. * [علق:8]. رجعى همانطور كه گفته شد به معنى رجوع است يعنى: برگشت به سوى پروردگار تو است. * [مائده:105]. مرجع چنان كه گفته شد مصدر ميمى و به معنى رجوع است و آن شانزده بار در قرآن آمده است.

ریشه‌های نزدیک مکانی

الى هم ه ف کم من ل قول لا ان ثم اله نا وله الله ما فى ربب کون ب لعل ها ک انن ى يا على اذا امر ايى رئى نبء ارض هو ا عمل قوم امن يوم علم لما الذين قد کلل سمو رجع ذکر خير بصر لو ابو حکم الذى رسل ملک جمع موت اخذ اتى نن اول کفر بنو انس خلق اخر حتى عذب صلح اسرائيل موسى طوع نظر بعد هن اهل نفس اوى سوع امم جىء هدى بين سئل بعض عند خلف عبد ذلک ائى فطر هما وزر لم دين دون ذات ظلم شىء ظنن رکض متع حيى هل دنو ذا الا کبر کذب او وعد ترب وحد بل خرج ذوق وفى فعل نهر اذن ولج نصر نور قبل سبع قلب انتم جرم کتب زکو نکس لولا اذ قدر سمع فرى صلو دعو ملء عذر ضلل بلو رضو غير شهد فرح نفخ طمئن علو نطق هذا سامرى ام رحم تلک حقق تلو نزل نعم طمن غضب سير سوء لقى عمر صدق فوت خسر سرع صوب عشر وقى جند مضى کفل عکف فتح صور کسب ورى لن کرر فقه صدع ليل مدن ستر اولاء حمم نبو قرى فرق هلک وجه نهى کره ياجوج يدى فتن حجج مدينه بسط بلس مرر کمل جعل ترف يبس اسف ابراهيم حسن رئس وقف ن جنح عمى قبض نذر بوء لدى قضى صلب نقص اما ورث لمس ارث وکل جحم عقب هؤلاء سحر سليمان قوى وسم غنى تبع سبق ماجوج دخل برح هارون خضر سبل وصى سرر يثرب نفق عود شوب بکم حدد شکر غيب شرر جناح قبس کثر حذر زرع فصل حضر عن نسى حلل ضرب قرن صرف بقى التى ثلث لفو سنبل عجب رکع کيف نوب حزن دلل اجل طوف احد فلح عبث نبذ وجل کى سکن صمم ثرب جزى رود شدد لکن خسء ولى ضعف مدد ترک قرر کلم سجد يقن جدث شمئز عزز غوى شفع وعظ طبق صوم عين بئس منع لئک بدء بعث بول قطع اخو حرم ضرر رزق حسر بيت حمد فوق سلم جذذ طلق نحن وجد نسو عرف الک عجف

کلمات مشتق شده در قرآن

کلمه تعداد تکرار در قرآن
يَرْجِعُونَ‌ ۱۶
تُرْجَعُونَ‌ ۱۹
رَاجِعُونَ‌ ۴
رَجَعْتُمْ‌ ۲
تُرْجَعُ‌ ۶
يَتَرَاجَعَا ۱
مَرْجِعُکُمْ‌ ۱۱
يُرْجَعُونَ‌ ۶
مَرْجِعُهُمْ‌ ۴
رَجَعَ‌ ۱
رَجَعَکَ‌ ۱
رَجَعُوا ۲
يُرْجَعُ‌ ۱
أَرْجِعُ‌ ۱
ارْجِعْ‌ ۲
ارْجِعُوا ۴
فَرَجَعْنَاکَ‌ ۱
فَرَجَعَ‌ ۱
يَرْجِعُ‌ ۳
يَرْجِعَ‌ ۱
فَرَجَعُوا ۱
ارْجِعُونِ‌ ۱
فَارْجِعُوا ۲
فَارْجِعْنَا ۱
مَرْجِعَهُمْ‌ ۱
رُجِعْتُ‌ ۱
رَجْعٌ‌ ۱
تَرْجِعُونَهَا ۱
تَرْجِعُوهُنَ‌ ۱
رَجَعْنَا ۱
فَارْجِعِ‌ ۱
ارْجِعِ‌ ۱
رَجْعِهِ‌ ۱
الرَّجْعِ‌ ۱
ارْجِعِي‌ ۱
الرُّجْعَى‌ ۱

ریشه‌های مرتبط