حَنِيفا

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو

آیات شامل این کلمه

«حَنِیف» از مادّه «حنف» (بر وزن هدف) به معناى تمایل پیدا کردن از گمراهى به درستى و راستى است، به معناى کسى است که از ادیان باطل به سوى حق گراییده است، و نیز به معناى خالص است چنان که شرح آن در ذیل آیه 67 سوره «آل عمران»، بیان گردید، و در اصطلاح قرآن، به کسى گفته مى شود که از آئین باطل زمان خود روى گرداند و به آئین حق توجّه کند. کسى که از «انحراف» به «راستى و استقامت» مى گراید، از آئین ها و روش هاى منحرف چشم مى پوشد، و متوجّه آئین مستقیم خداوند مى شود، همان آئینى که موافق فطرت است، و به خاطر همین موافقتش با فطرت، صاف و مستقیم است. بنابراین،یک نوع اشاره به فطرى بودن توحید در درون آن نهفته است، زیرا انحراف چیزى است که بر خلاف فطرت باشد (دقت کنید). و به خاطر همین هماهنگى، صراط مستقیم محسوب مى شود. بنابراین، در تعبیر «حنیف» اشاره لطیفى به فطرى بودن توحید نیز شده است.

ریشه کلمه

قاموس قرآن

(بر وزن فرس) ميل يه حقّ: راغب گفته حنف ميل از ضلال به استقامت و جنف ميل از استقامت به ضلال است. [آل عمران:67] ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى بلكه مايل به حقّ و مسلمان بود. گويا منظور آن است كه ابراهيم كسى بود كه از قبول حق امتناع ندانست و هر چه حق بود مى‏پذيرفت . [يونس:105] توجّه خود را براى دين كن حال آنكه مايل به حقّى و از مشركان مباش. جمع آن حنفاء است مثل [بيّنة:5] حنيف ده بار و حنفاء دو بار در قرآن آمده است . احنف كسى است كه در پليش كجى بوده باشد طبرسى در ذيل آيه 135 بقره آورده: گفته‏اند حنبف كسى است كه بر دين راست، ثابت باشد، ابن اثير در نهايه گويد: حنيف كسى است كه به اسلام مايل و در آن ثابت باشد. ناگفته نماند: اين سخن حق است زيرا كه حنيف صفت مشبهه است و آن دلالت بر ثبوت دارد. ابن اثير از رسول خدا (ص) نقل كرده كه فرموده «بُعِثْتُ بِالْحَنيفيَّةِ السَّهْلَةِ السَّمْحَةِ» مراد از حنيفيّة دين اسلام است كه به حق مايل و يا از يهوديّت و نصرانيّت بدين ابراهيم مايل است.


کلمات نزدیک مکانی

تکرار در هر سال نزول

در حال بارگیری...