الواقعة ٦٢

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

شما عالم نخستین را دانستید؛ چگونه متذکّر نمی‌شوید (که جهانی بعد از آن است)؟!

|و همانا شما پيدايش نخستين خود را دانسته‌ايد [و زنده شدن دوباره مثل آن است‌]، پس چرا توجه نمى‌كنيد

و قطعاً پديدار شدن نخستين خود را شناختيد؛ پس چرا سر عبرت گرفتن نداريد؟

و بی‌شک شما از نشأه اوّل خود آگاه شدید (که از عدم به وجودتان آوردیم) پس چرا متذکر (عالم آخرت) نمی‌شوید؟

و به راستی پیدایش نخستین را [که جهان فعلی است] شناختید، پس چرا متذکّر [پدید شدن جهان دیگر] نمی شوید؟!

شما از آفرينش نخست آگاهيد؛ چرا به يادش نياوريد؟

و به راستی نشاه نخستین را شناخته‌اید، پس چرا پند نمی‌گیرید؟

و هر آينه شما آفرينش نخست- زندگى دنيوى- را دانسته‌ايد، پس چرا ياد نمى‌كنيد و پند نمى‌گيريد؟

شما که پیدایش نخستین (این جهان را دیده‌اید، و آن را لمس و اوضاع آن را) دانسته‌اید، پس چرا یادآور نمی‌گردید (و آفرینش جهان دیگر را بر آفرینش این جهان قیاس نمی‌کنید؟).

و همواره بی‌چون پدیدار شدن نخستین خود را شناختید. پس چرا به شایستگی (آن را) یاد نمی‌کنید؟

و همانا دانستید پیدایش نخستین را پس چرا یادآور نشوید


الواقعة ٦١ آیه ٦٢ الواقعة ٦٣
سوره : سوره الواقعة
نزول : ٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«النَّشْأَةَ الأُولی»: آفرینش نخستین. مراد آفرینش این جهان و از جمله انسانها است که در مقابل آن (النَّشْأَةَ الأخِرَة) یا (النَّشْأَه الأُخْری) قرار دارد (نگا: عنکبوت / ، نجم / ). یعنی آفرینش جهان دیگر و از جمله رستاخیز مردگان در قیامت. «فَلَوْ لا تَذَکَّرُونَ»: پس چرا متذکر نمی‌گردید و درس عبرت نمی‌گیرید؟!

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى‌ فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ «62»

شما آفرينش نخستين را دانستيد، پس چرا (به آفرينش دوباره) متذكّر نمى‌شويد؟

پیام ها

1- فلسفه مرگ، جايگزين شدن ديگران و پيدايش تحوّلات جديد است. قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ‌ ... نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ‌ ... نُنْشِئَكُمْ‌ ...

2- قدرت خداوند بر جابجايى مرگ و زندگى، دليل قدرت خداوند بر ايجاد معاد است. فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ‌ ... نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ‌

3- دنيا عبورگاه است نه توقّف‌گاه. «نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ»

4- انسان از وضع قيامت آگاه نيست كه چه زمانى خواهد بود و در چه شرايطى حاضر مى‌شود. «نُنْشِئَكُمْ فِي ما لا تَعْلَمُونَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى‌ فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ (62)

پس به جهت تأكيد در باب صحت وقوع، اعاده فرمايد:

وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ‌: و هر آينه بتحقيق دانستيد و آگاه شديد، النَّشْأَةَ الْأُولى‌:

آفرينش اولى را كه آن انتقال نطفه است به علقه و علقه به مضغه و مضغه به عظام و لحوم و اعصاب و اوتار و رباط و تصوير آن به صورت انسانى و ايلاج روح در آن، و شما مقرّ و معترفيد كه خالق آن مائيم، فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ‌: پس چرا متذكر نشويد و ياد نمى‌كنيد توانايى ما را و به آن استدلال نمى‌كنيد بر قدرت ما بر نشأه آخرت و قيامت، چه هر كه بر آن قادر است، از اين عاجز نتواند بود، بلكه اين اسهل از اول خواهد بود نزد قدرت سبحانى به جهت حصول مواد و تحقق اجزاء و سبق مثال.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


نَحْنُ خَلَقْناكُمْ فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ (57) أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ (58) أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ (59) نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ (60) عَلى‌ أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ وَ نُنْشِئَكُمْ فِي ما لا تَعْلَمُونَ (61)

وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى‌ فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ (62) أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ (63) أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ (64) لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطاماً فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ (65) إِنَّا لَمُغْرَمُونَ (66)

بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ (67) أَ فَرَأَيْتُمُ الْماءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ (68) أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ (69) لَوْ نَشاءُ جَعَلْناهُ أُجاجاً فَلَوْ لا تَشْكُرُونَ (70) أَ فَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ (71)

أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ (72) نَحْنُ جَعَلْناها تَذْكِرَةً وَ مَتاعاً لِلْمُقْوِينَ (73) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ (74)

ترجمه‌

ما آفريديم شما را پس چرا تصديق نميكنيد

بگوئيد بدانم آنچه را كه ميريزيد در رحمها

آيا شما مى‌آفرينيد آنرا يا ما آفريننده آنيم‌

ما مقدّر و مقرّر نموديم ميان شما مرگ را و نيستيم ما عاجزشدگان‌

از آنكه بدل نمائيم شما را بأمثال خودتان و ايجاد كنيم شما را در آفرينشى كه نميدانيد

و بتحقيق دانستيد آفرينش نخستين را پس چرا ياد نميكنيد

بگوئيد بدانم آنچه را كه كشت ميكنيد

آيا شما ميرويانيد آنرا يا ما روياننده‌ايم‌

اگر بخواهيم هر آينه ميگردانيم آنرا خشك و خورد پس در روز ذكر آنرا مكرّر نمائيد

همانا ما ضرر كشيده و خسارت‌


جلد 5 صفحه 133

زدگانيم‌

بلكه ما بى‌بهرگانيم‌

بگوئيد بدانم آبى را كه مينوشيد

آيا شما فرو ريخته‌ايد آنرا از ابر يا مائيم فرو ريزندگان‌

اگر بخواهيم ميگردانيم آنرا تلخ و شور پس چرا شكر نميكنيد

آيا ديديد آتشى را كه بيرون ميآوريد

آيا شما آفريديد درختش را يا ما آفرينندگانيم‌

ما قرار داديم آنرا موجب تذكرى و مايه برخوردارى براى محتاجان‌

پس تسبيح گوى بنام پروردگارت كه بزرگ است.

تفسير

خداوند سبحان بعد از نقل انكار منكرين معاد در آيات سابقه اثبات فرموده است آنرا به بيانات مختلفه شگفت‌آورى كه حقّا الزام‌آور است از اين قبيل كه ما شما را از آب و خاك خلق نموديم و شما هم قبول داريد اين معنى را پس چرا تصديق نميكنيد كه ما شما را دو مرتبه از آب و خاك خلق ميكنيم با آنكه ميدانيد كسيكه يك مرتبه كارى را انجام داد دو مرتبه ميتواند انجام دهد خبر دهيد مرا از آبى كه ميريزيد شما در ارحام زنها كه آيا شما خلق ميكنيد آنرا و بصورت آدمى بيرون ميآوريد و جان ميدهيد او را يا ما اين كار را انجام ميدهيم ما خودمان مقدّر نموديم براى شما مرگ را در اوقات معيّنى و كسى عاجز ننموده است ما را از آنكه بعد از مردن شما و خاك شدن بدنهاتان امثال همان بدنهاتان را از همان خاك خلق نمائيم و روح شما را بآنها عودت دهيم در وقتى كه شما نميدانيد موعد آنرا كه قيامت است يا در ضمن هيئت و صورتى كه شما نميدانيد خوب است يا بد تا اشاره باشد به تبديل صورتها در قيامت از مؤمن و كافر بخوب و بد و اينكه امثال فرموده براى آنست كه وقتى بدن كه قالب روح است از روح خالى و خاك شد و دو مرتبه بصورت اوّل در آمد مثل آن بدن است تا آن روح بآن برگردد آن وقت همان شخص ميشود چون شخصيّت بروح است نه بجسم اين معنى در صورتى است كه قول خداوند على أن نبدّل متعلّق باشد بمسبوقين و محتمل است متعلق بقدّرنا باشد و ما نحن بمسبوقين جمله معترضه و بنابراين مراد آنستكه ما مقدّر نموديم ميان شما مرگ را براى آنكه شما را دو مرتبه زنده نمائيم و كسى در اين امر بر ما سبقت نگرفته است و اين معنى الطف از سابق است و آن اسهل از اين خلاصه آنكه قدرت ما باقى است و عجزى بر ما طارى نشده كه شما بگوئيد خدا دو مرتبه نميتواند ما را خلق نمايد شما كه دانستيد


جلد 5 صفحه 134

خلقت اوليّه ما را و ديديد كه چگونه از نطفه خلق شديد پس چگونه منكر ميشويد خلقت ثانويّه خودتان را و متذكّر نميشويد كه همان كس كه اوّلا شما را خلق نمود ميتواند دو مرتبه خلق كند در كافى از امام سجاد عليه السّلام نقل نموده كه خيلى تعجب است از كسيكه منكر خلقت ديگر شده با آنكه خلقت اولى را ديده در خلقت خودتان كه واضح است خودتان هيچ كاره‌ايد بفرمائيد بدانم آن تخمى را كه شما در زمين كشت ميكنيد و خودتان را زارع ميپنداريد و ميخوانيد شما از آن تخم پوسيده در زمين صد تخم يا كمتر يا بيشتر برداشت ميكنيد يا ما آنرا عمل ميآوريم و تحويل شما ميدهيم و اگر بخواهيم آنرا گياه خشك خرد يا كاه بى‌دانه ميسازيم پس شما بعدا روز خودتان را از ندامت بسخنان گوناگون اسف‌آميز در آن زمينه بپايان ميرسانيد از قبيل آنكه ما ضرر كرديم و غرامت كشيديم ما اصلا روزى نداريم بهره‌اى از دنيا خدا قسمت ما نكرده بگوئيد تا معلوم شود همين آبى كه ميآشاميد شما از ابر نازل نموديد يا ما اگر از اوامر ما تخلف نمائيد و ما بخواهيم ميتوانيم آنرا تلخ و شور كنيم كه قابل آشاميدن نباشد پس چرا شكر نميكنيد اين نعمت و امثال آنرا با آنكه با اينهمه معاصى باز ما اينكار را نكرده و نميكنيم آيا ديديد شما آتشى را كه از چوب تر بيرون ميآوريد شما آن درخت را خلق نموديد يا ما براى آنكه قدرت خودمان را بشما تذكر و ارائه دهيم و بهره‌بردارى كنند از آن محتاجان و مسافران در وقت نزول در بيابان بى‌آب و گياه چنانچه در سوره يس ذكر شد كه دو چوب تر از دو درخت را بهم ميسايند و از آن آتش بيرون ميآيد و اين از عجائب صنع الهى است در باديه عربستان و بنابراين ضمير در جعلناها بنار زناد يا شجره آن راجع است و مقصود متذكر شدن بقدرت الهى است ولى قمى ره فرموده تا متذكر آتش قيامت شوند و مقوى كه مفرد مقوين است كسى را گويند كه نازل در وادى قفر شده و قمى ره نقل فرموده كه مراد محتاجانند و جمله أ فرأيتم در اين مقامات اگر چه بمعناى اخبرونى است ولى باز معناى اصلى خود را از دست نميدهد و مقصود از استفهام گرفتن اقرار از طرف مقابل است پس بايد تنزيه و تقديس نمود خداوند را از آنچه لايق مقام او نيست و مشغول بود بذكر نام نامى او و در مجمع از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده‌


جلد 5 صفحه 135

كه چون اين آيه نازل شد فرمود قرار دهيد آنرا در ركوع خودتان و در فقيه نيز مانند آنرا نقل نموده پس بايد گفت سبحان ربّى العظيم و بحمده.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ لَقَد عَلِمتُم‌ُ النَّشأَةَ الأُولي‌ فَلَو لا تَذَكَّرُون‌َ (62)

‌در‌ همين‌ نشئه‌ دنيا بحس‌ و و جدان‌ مشاهده‌ مي‌شود ‌که‌ چه‌ اندازه‌ اختلاف‌ صورت‌ ‌در‌ انسان‌ و ‌در‌ بسياري‌ ‌از‌ مأكولات‌ و مشروبات‌ بلكه‌ ‌در‌ نباتات‌ و حيوانات‌ و جمادات‌ پيدا مي‌شود، امّا انسان‌ ‌از‌ نطفه‌ علقه‌ مضغه‌ لحم‌ عظم‌ و اجزاء صورت‌ ديده‌ ‌شده‌ چه‌ صور شخصيه‌ ‌که‌ ‌با‌ ‌اينکه‌ كثرت‌ جمعيّت‌ بشر ديده‌ نمي‌شود دو نفر ‌از‌ جميع‌ جهات‌ شبيه‌ يك‌ ديگر ‌باشد‌ و چه‌ صورت‌ نوعيّه‌ و جنسيّه‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ تحولات‌، امّا مأكولات‌ چندين‌ قسمت‌ مي‌شود گوشت‌ پوست‌ عظم‌ دم‌ صفراء بلغم‌ و ساير اجزاء، انسان‌ ‌از‌ ‌آنها‌ سهم‌ مي‌برند و فضولاتش‌ دفع‌ مي‌شود و ‌هم‌ چنين‌ ‌در‌ حيوانات‌ و ‌هم‌ چنين‌ ‌در‌ مشروبات‌ و ‌هم‌ چنين‌ ‌در‌ نباتات‌ ‌از‌ دانه‌ و هسته‌ ‌تا‌ ميوه‌ و شكوفه‌ و گل‌ ‌در‌ جمادات‌ رنگهاي‌ مختلف‌ و آثار متشتته‌ دارند جل‌ّ الخالق‌.

فَلَو لا تَذَكَّرُون‌َ ‌که‌ فرداي‌ قيامت‌ خاك‌ و عظم‌ بصورت‌ انسان‌ و حيوان‌ درآيد

404

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 62)- در این آیه سخن از چهارمین دلیل معاد است، می‌فرماید: «شما عالم نخستین را دانستید چگونه متذکر نمی‌شوید» که جهانی بعد از آن است (وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولی فَلَوْ لا تَذَکَّرُونَ).

این دلیل را به دو گونه می‌توان بیان کرد: نخست این که فی المثل اگر ما از بیابانی بگذریم و در آن قصر بسیار مجلل و با شکوهی با محکمترین و عالیترین مصالح، و تشکیلات وسیع و گسترده، ببینیم، و بعد به ما بگویند این همه تشکیلات و ساختمان عظیم برای این است که فقط قافله کوچکی چند ساعتی در آن بیاساید و برود، پیش خود می‌گوئیم این کار حکیمانه نیست، زیرا برای چنین هدفی مناسب این بود چند خیمه کوچک برپا شود.

دنیای با این عظمت و این همه کرات و خورشید و ماه و انواع موجودات زمینی نمی‌تواند برای هدف کوچکی مثل زندگی چند روزه بشر در دنیا آفریده شده باشد، و گر نه آفرینش جهان پوچ و بی‌حاصل است، این تشکیلات عظیم برای موجود شریفی مثل انسان آفریده شده تا خدای بزرگ را از آن بشناسد معرفتی که در

ج5، ص83

زندگی دیگر سرمایه بزرگ اوست.

دیگر این که صحنه‌های معاد را در این جهان در هر گوشه و کنار با چشم خود می‌بینید، همه سال در عالم گیاهان صحنه رستاخیز تکرار می‌شود، زمینهای مرده را با نزول قطرات حیاتبخش باران زنده می‌کند، چنانکه در آیه 39 سوره فصلت می‌فرماید:

«کسی که این زمینهای مرده را زنده می‌کند هم اوست که مردگان را زنده می‌کند»!

نکات آیه

۱ - جهان فعلى، نشأه نخستین است و در پى آن نشأه دیگرى خواهد آمد. (و لقد علمتم النشأة الأُولى)

۲ - آفرینش نشأه نخستین (جهان فعلى)، نشانى روشن از توانایى خداوند بر آفرینش نشأه دیگر (جهان آخرت) (و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذکّرون)

۳ - با مشاهده نشأه نخستین (جهان فعلى)، راهى براى انکار نشأه بعدى (جهان آخرت) باقى نمى ماند. (و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذکّرون)

۴ - انکار جهان آخرت - به رغم مشاهده قدرت خداوند در آفرینش نشأه نخستین (جهان فعلى) - نشانه غفلت و بى توجهى است. (و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذکّرون)

۵ - ترغیب کافران صدراسلام از سوى خداوند به توجه و تأمل در نشأه نخستین (جهان فعلى)، براى هموار شدن راه پذیرش مسأله معاد (و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذکّرون) واژه «لولا» در «لولا تذکّرون»، براى تحضیض و ترغیب مى باشد.

موضوعات مرتبط

  • آخرت :۱ تکذیب آخرت ۴ ۱; دلایل وجود آخرت ۲ ۱; موانع تکذیب آخرت ۳ ۱
  • آفرینش: خلقت آفرینش ۲، ۴; عوالم آفرینش ۱; نقش آفرینش ۳
  • ایمان: زمینه ایمان به معاد ۵
  • تعقل: آثار تعقل در آفرینش ۵
  • خدا: تشویقهاى خدا ۵; دلایل قدرت خدا ۲; قدرت خدا ۴
  • دنیا :۱
  • غفلت: نشانه هاى غفلت ۴
  • کافران: تشویق کافران صدر اسلام ۵

منابع