النور ٥٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‌دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‌کند، آنچنان که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.

|خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، وعده داده است كه حتما آنها را در زمين جانشين كند، چنان كه اسلافشان را جانشين كرد، و دينشان را كه برايشان پسنديده، براى آنها استقرار بخشد و خوفشان را به ايمنى بدل سازد، آنان مرا عبادت مى‌كنن

خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد؛ همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد، و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند، و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند، و هر كس پس از آن به كفر گرايد؛ آنانند كه نافرمانند.

خدا به کسانی از شما بندگان که (به خدا و حجّت عصر علیه السّلام) ایمان آرند و نیکوکار گردند وعده فرمود که (در ظهور امام زمان) در زمین خلافتشان دهد چنانکه امم صالح پیمبران سلف را جانشین پیشینیان آنها نمود، و دین پسندیده آنان را (که اسلام واقعی است بر همه ادیان) تمکین و تسلط عطا کند و به همه آنان پس از خوف و اندیشه از دشمنان ایمنی کامل دهد که مرا به یگانگی، بی هیچ شائبه، شرک و ریا پرستش کنند، و بعد از آن هر که کافر شود پس آنان به حقیقت همان فاسقان تبهکارند.

خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، وعده داده است که حتماً آنان را در زمین جانشین [دیگران] کند، همان گونه که پیشینیان آنان را جانشین [دیگران] کرد، و قطعاً دینشان را که برای آنان پسندیده به سودشان استوار و محکم نماید، و یقیناً ترس و بیمشان را تبدیل به امنیت کند، [تا جایی که] فقط مرا بپرستند [و] هیچ چیزی را شریک من نگیرند. و آنان که پس از این نعمت های ویژه ناسپاسی ورزند [در حقیقت] فاسق اند.

خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده‌اند و كارهاى شايسته كرده‌اند وعده داد كه در روى زمين جانشين ديگرانشان كند، همچنان كه مردمى را كه پيش از آنها بودند جانشين ديگران كرد. و دينشان را -كه خود برايشان پسنديده است- استوار سازد. و وحشتشان را به ايمنى بدل كند. مرا مى‌پرستند و هيچ چيزى را با من شريك نمى‌كنند. و آنها كه از اين پس ناسپاسى كنند، نافرمانند.

خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، وعده داده است که آنان را در این سرزمین جانشین گرداند، همچنانکه کسانی را که پیش از آنان بودند نیز جانشین [پیشینیان‌] گرداند، و دینشان را که بر آنان می‌پسندد، برای آنان پایگاه دهد، و بعد از بیمناکیشان، به آنان امن و امان ببخشد، [تا] مرا بپرستند و چیزی را شریک من قرار ندهند، و هر کس که بعد از این کفرورزد، اینانند که نافرمانند

خدا آن كسان از شما را كه ايمان آوردند و كارهاى نيك و شايسته كردند وعده داده كه هر آينه آنان را در زمين جانشين [ديگران‌] كند- يا حكومت بخشد- چنانكه كسانى را كه پيش از ايشان بودند جانشين كرد، و دينشان را كه برايشان پسنديده است جايگير و برپاى سازد و البته به جاى بيمشان ايمنى دهد، به گونه‌اى كه مرا پرستند و چيزى را با من انباز نگيرند و هر كه پس از اين كفر ورزد و ناسپاسى كند آنانند بدكاران نافرمان.

خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده می‌دهد که آنان را قطعاً جایگزین (پیشینیان، و وارث فرماندهی و حکومت ایشان) در زمین خواهد کرد (تا آن را پس از ظلم ظالمان، در پرتو عدل و داد خود آبادان گردانند) همان گونه که پیشینیان (دادگر و مؤمن ملّتهای گذشته) را جایگزین (طاغیان و یاغیان ستمگر) قبل از خود (در ادوار و اعصار دور و دراز تاریخ) کرده است (و حکومت و قدرت را بدانان بخشیده است). همچنین آئین (اسلام نام) ایشان را که برای آنان می‌پسندد، حتماً (در زمین) پابرجا و برقرار خواهد ساخت، و نیز خوف و هراس آنان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‌سازد، (آن چنان که بدون دغدغه و دلهره از دیگران، تنها) مرا می‌پرستند و چیزی را انبازم نمی‌گردانند. بعد از این (وعده‌ی راستین) کسانی که کافر شوند، آنان کاملاً بیرون شوندگان (از دائره‌ی ایمان و اسلام) بشمارند (و متمرّدان و مرتدّان حقیقی می‌باشند).

خدا - به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته(ی ایمان) کردند - وعده داده است که همواره (این کسان را) در زمین (و زمینه‌ی تکلیف) به‌راستی جانشین (ناکسان) کند؛ همان‌گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین (ناکسانی) کرد و همواره دینشان را - که برایشان خشنود بود - همچنان برایشان پای‌برجا کند و همانا بیمشان را بی‌گمان به ایمنی (کامل) مبدل گرداند، در حالی‌که مرا عبادت کنند (و) چیزی را با من شریک نگردانند. و هر کس پس از آن به کفر گراید آنان، (هم) آنان فاسقانند.

وعده داد خدا آنان را که ایمان آوردند از شما و کردار شایسته کردند که جای‌نشین گرداندشان در زمین چنانکه جای‌نشین گردانید آنان را که پیش از ایشان بودند و هر آینه فرمانروا گرداند برای ایشان دینشان را که پسندید برای ایشان و همانا بدیشان دهد پس از ترسشان آسایشی بپرستندم و شرک نورزند به من چیزی و آنکه کفر ورزد پس از این همانا آنانند نافرمانان‌


النور ٥٤ آیه ٥٥ النور ٥٦
سوره : سوره النور
نزول : ١٠ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٤٢
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ ...»: مراد مؤمنان صدر اسلام به طور خاصّ، و همه مؤمنان متّصف به دو صفت ایمان و عمل صالح به طور عام، در تمام ازمنه و امکنه است. «لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ»: قطعاً ایشان را جانشین و جایگزین دیگران می‌سازیم و حکومت و ریاست را به دست آنان می‌سپاریم. مراد این است که در هر عصر و زمان پایه‌های ایمان و عمل صالح در میان مسلمانان مستحکم شود، آنان صاحب حکومتی ریشه‌دار و پرنفوذ خواهند شد. «الأرْضِ»: مراد از آن تمام روی زمین نیست، بلکه تسمیه جزء به اسم کلّ است. برخی ارض را شامل سراسر کره زمین دانسته‌اند و در انتظار روزی و روزگاری هستند که حکومت جهانی در دست مسلمین خواهد بود - إن شَآءَ اللهُ -. «الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ»: مراد همه ملّتهای پیشین است که دارای ایمان و عمل صالح بوده‌اند و در روی زمین حکومت پیدا کرده‌اند (نگا: اعراف / یونس / ، قصص / و . «لَیُمَکِّنَنَّ»: پابرجا و مستقرّ می‌دارد. «دِینَهُمْ»: دین مورد نظر، آئین اسلام است. «مِن بَعْدِ خَوْفِهِمْ»: به دنبال خوف و هراس مسلمانان در اوائل عهد رسول است (نگا: انفال / ). «کَفَرَ»: کفر ورزید. کفران نعمتِ خلافت کرد. «بَعْدَ ذلِکَ»: بعد از آگاهی از این وعده. بعد از حصول آنچه وعده داده می‌شود. «الْفَاسِقُونَ»: مرتدّان. خارج شوندگان از طاعت خدا. سرکشان از فرمان یزدان. افراد کاملاً فاسق و سر به کفر و طغیان نهاده.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محمد بن العباس بعد از سه واسطه از عبدالله بن سنان نقل نماید که گفت: از امام صادق علیه‌السلام درباره این آیه سؤال کردم. فرمود: درباره على بن ابى‌طالب علیه‌السلام و ائمه اطهار علیهم‌السلام از اولاد او و نیز امام زمان|امام قائم علیه‌السلام نازل گردیده است.]

ابوالعالیة گوید: سبب نزول آیه چنین بوده است که رسول خدا صلى الله علیه و آله و یاران او پیش از هجرت روزگارى در مکه به سختى مى گذراندند و از دست دشمن در امان نبودند.

خداوند به آنان مى فرمود که صبر نمایند و دستورى براى نبرد و جنگ با کفار نمی‌داد و پیامبر نهان و آشکار مردم را به دین اسلام دعوت مى کرد تا این که موضوع هجرت پیش آمد پس از هجرت به مدینه مهاجرین و مسلمین مدینه همچنان در ناامنى بسر می‌بردند و همیشه با خود اسلحه همراه می‌داشتند تا این که روزى یکى از مهاجرین گفت: آیا روزى می‌رسد که ما در امن و امان باشیم و اسلحه را به زمین گذاریم؟ خداوند این آیه را نازل فرمود و ایشان را به نصرت و امنیت وعده داد.]

چنان که همین مضمون از ابى بن کعب نیز روایت شده است.] براء گوید: این آیه درباره ما نازل شده است] شیخ بزرگوار ما گوید: بنابر قول اهل البیت علیهم‌السلام مراد از این آیه مهدى موعود امام قائم علیه‌السلام است زیرا هنگامى که ظهور می‌نماید، خوف را از بین می‌برد و عدل و داد را مى گستراند سپس شیخ چنین گوید: این موضوع را به طور مفصل در کتاب الامامه خود بحث نموده ایم.

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‌ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ «55»

خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‌اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در زمين جانشين قرار دهد، همان گونه كه كسانى پيش از ايشان را جانشين كرد، و قطعاً دينى را كه خداوند براى آنان پسنديده است، براى آنان استقرار و اقتدار بخشد و از پى ترسشان امنيّت را جايگزين كند، تا (تنها) مرا بپرستند و چيزى را براى من شريك نگيرند، و هر كس بعد از اين، كفر ورزد پس آنان همان فاسقانند.

نکته ها

در روايات بسيارى از امام سجاد و امام باقر و امام صادق عليهم السلام مى‌خوانيم: مصداق كامل اين آيه، حكومت جهانى حضرت مهدى عليه السلام است. «1» كه خداوند وعده داده است در آن روز اهل ايمان بر جهان حكومت كنند.

در قرآن، بارها به حكومت نهايى صالحان تصريح شده است، از جمله:

سه مرتبه فرمود: «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» «2»* اسلام بر همه‌ى اديان پيروز خواهد شد.

در جاى ديگرى فرمود: «أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ» «3» بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد.

و در جاى ديگر مى‌خوانيم: «وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى‌» «4» يا «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» «5»*

مراد از جانشينى مؤمنان، يا جانشينى از خداست در زمين و يا جايگزينى از اقوام پيشين.

«قُرطبى» در تفسير خود، درباره‌ى پيروزى كامل اسلام چند حديث نقل مى‌كند و مى‌گويد:


«1». تفسير نورالثقلين.

«2». توبه، 33؛ فتح، 28 و صفّ، 9.

«3». انبياء، 105.

«4». طه، 132.

«5». اعراف، 128.

جلد 6 - صفحه 207

در زمين خانه‌اى نخواهد بود مگر آن كه اسلام در آن خانه وارد خواهد شد.

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در آخرين حج خود در مسير برگشت از مكّه (روز هيجدهم ذى‌الحجه) در غدير خم به فرمان خداوند، حضرت على عليه السلام را جانشين خود قرار داد، آيه نازل شد امروز من اسلام را به عنوان دين كامل براى شما پسنديدم؛ «رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً» «1» در اين آيه نيز وعده‌ى خداوند پيروزى آن دينى است كه پسنديده است؛ «دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‌ لَهُمْ».

بنابراين اسلامى كه جهان را خواهد گرفت، اسلامِ غدير خم است.

پیام ها

1- اسلام، دين آينده‌ى جهان است. آينده‌ى تاريخ به سود مؤمنان و شكست سلطه‌ى كافران است. وَعَدَ اللَّهُ‌ ... لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ‌

2- به مؤمنان، اميد دهيد تا فشار و سختى‌ها، آنها را مأيوس نكند. «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا»

3- كليد و رمز لياقت براى بدست گرفتن حكومت گسترده حقّ، ايمان و عمل صالح است. «الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ»

4- دين، از سياست جدا نيست، بلكه سياست و حكومت براى حفظ دين است.

لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ‌ ... يَعْبُدُونَنِي‌

5- در بيان وعده‌هاى الهى، براى باور كردن مردم، بيان نمونه‌هايى از تاريخ گذشته مفيد است. «كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ»

6- پيروزى نهايى اهل حقّ، يك سنّت الهى است. «كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ»

7- هدف از حكومت اهل ايمان، استقرار دين الهى در زمين و رسيدن به توحيد و امنيّت كامل است. «لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ‌- لَيُبَدِّلَنَّهُمْ‌- لا يُشْرِكُونَ»

8- دست خدا را در تحولات تاريخ ببينيم. وَعَدَ اللَّهُ‌ ... لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ‌- لَيُبَدِّلَنَّهُمْ‌

9- دين اسلام، تنها دين مورد رضايت الهى است. «دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‌ لَهُمْ»


«1». مائده، 3.

جلد 6 - صفحه 208

10- امنيّت واقعى، در سايه‌ى حكومت دين است. «وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً»

11- امنيّت در جامعه‌ى اسلامى، شرايط مناسبى براى عبادت فراهم مى‌سازد.

«أَمْناً يَعْبُدُونَنِي» (هدف نهايى وعده‌هاى الهى، عبادت خالصانه خداوند است)

12- عبادت خدا، زمانى كامل است كه هيچ‌گونه شركى در كنار آن نباشد.

«يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ»

13- در زمان حكومت صالحان نيز، گروهى انحراف خواهند داشت. وَعَدَ اللَّهُ‌ ...

وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‌ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ (55)

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ‌: وعده فرموده خدا آنان را كه ايمان آوردند از شما، يعنى تصديق نمودند به خدا و پيغمبر و به جميع آنچه واجب است تصديق به آن، وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ‌: و بجا آوردند كارهاى شايسته و طاعات خالصه.

لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ‌: هر آينه البته البته جانشين گرداند در زمين، و ارث دهد ايشان را زمين كفار عرب و عجم را، كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ‌:

همچنانكه جانشين گردانيد آنانكه پيش از ايشان بودند. مراد بنى اسرائيل باشند


«1». تفسير الصّافى، ج 3، ص 443، مطبعة سعيد مشهد.

جلد 9 - صفحه 276

كه بعد از هلاك جبابره و عمالقه خداوند آنها را جانشين گردانيد، وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ‌: و هر آينه البته متمكن و ثابت و با قوت گرداند براى مؤمنان صالح، دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‌ لَهُمْ‌: دين ايشان را آنچنان دينى كه پسنديده و راضى داشته خدا براى ايشان. مراد آنستكه دين اسلام را بر همه اديان غالب گرداند. وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً: و هر آينه البته البته تبديل فرمايد بعد از ترس ايشان امنيت را، يعنى ترس ايشان را مبدل سازد به امن و راحتى.

يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً: پرستش كنند ذات يگانه مرا در حالتى كه شريك نسازند با من چيزى را، يعنى خلافت و حكومت و جاه و جلال، ايشان را از عبادت و توحيد باز ندارد. وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ‌: و هر كه كافر شود يا كفران ورزد در اين نعمت بعد از تحقق آن وعده، فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ‌: پس آن گروه مرتد يا كافر به نعمت، ايشانند خارج شونده و بيرون روندگان از ايمان به كفر و از طاعت به معصيت. ذكر «فسق» با آنكه كفر اعظم از فسق است، به جهت آنستكه فسق هر چيزى، خروج از كثرت آن است، پس معنى آنكه آن جماعت ايشانند خارج شوندگان بسوى اقبح و افحش وجوه كفر و مراتب آن.

تنبيه: مفسرين را در اين آيه اختلاف است، بعضى گويند: در شأن اصحاب پيغمبر باشد. و نزد جمعى عام است در تمام امت پيغمبر؛ و لكن آنچه از اهل بيت وحى وارد شده آنست كه اين آيه شريفه خاصه خاتم الاوصياء، حضرت ولى عصر حجة بن الحسن عجل اللّه فرجه و شيعيان آن سرور مى‌باشد.

عياشى- از حضرت على بن الحسين عليه السّلام روايت نموده كه حضرت اين آيه را تلاوت و فرمود:

هم و اللّه شيعتنا اهل البيت يفعل اللّه بهم على يدى رجل منّا و هو مهدىّ هذه الامّة و هو الّذى قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لو لم يبق من الدّنيا الّا يوم واحد لطوّل اللّه ذلك اليوم حتّى يأتى رجل من عترتى اسمه اسمى و كنيته كنيتى يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا:

قسم بخدا ايشان شيعيان ما هستند بجا آورد آن را در باره ايشان بر دست مردى از ما، و اوست مهدى اين امت، و او كسى است كه فرمود رسول خدا

جلد 9 - صفحه 277

صلى اللّه عليه و آله: اگر باقى نماند از دنيا مگر يك روز، هر آينه دراز فرمايد خدا آن روز را تا آنكه بيايد مردى از عترت من، نام او نام من، و كنيه او كنيه من، پر كند زمين را عدل و داد چنانكه پر شده باشد ظلم و جور. «1» در ينابيع الموده از طرف عامه نيز نقل شده.

تبصره: بنا به روايت صحيحه، مراد «الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و اهل بيت آن حضرت باشند. و آيه شريفه متضمن بشارت استخلاف و تمكن ايشان باشد در دنيا و ارتفاع خوف از ايشان نزد قيام مهدى از ايشان.

و مراد «كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» يعنى همچنان كه جماعتى را كه صلاحيت خلافت داشتند پيش از ايشان خليفه قرار داد مانند آدم و داود و سليمان عليهم السّلام، و نيز وعده تمكين و تمكن در ماضى و حال بى‌وجه است، پس بايد بعد از اين واقع شود؛ و اين دليل واضحى است بر صحت قول به اينكه مراد انجاز وعده الهى است زمان ظهور مهدى آل محمد عليهم السّلام، و فساد قول به اينكه مراد صحابه‌اند كه بعد از پيغمبر خلافت كردند از ابو بكر و عمر و عثمان، زيرا به اجماع امت خلافت آنان به اختيار امت بود نه از جانب خدا، پس فرمايش‌ «لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ» شامل حال آنها نباشد.

و ديگر آنكه تمكين و غلبه دين، زمان آنها حاصل نشد، زيرا مراد از تمكن غلبه دين اسلام است بر تمام زمين به طورى كه اديان باطله مضمحل شود؛ و اين معلوم است كه در زمان خلفا، معظم بلاد عالم در تصرف كفار بود.

و ديگر آنكه تبديل خوف به امن نشد، زيرا اگر امنيت تامه بود، عمر و عثمان را نمى‌كشتند.

پس اين صفات خاصّه سه گانه، بطور اتميت و اكمليت متحقق نگرديده، بنابراين به حكم كبراى كلى‌ «إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ»* وعده الهى تخلف پذير


«1». تفسير مجمع البيان، ج 4، ص 152 به نقل از عيّاشى و نيز ينابيع المودّة، باب الثانى و السعون ص 430- كتابفروشى بصيرتى.

جلد 9 - صفحه 278

نيست، و البته در اين عالم واقع خواهد شد، و آن زمان ظهور دولت حقه مهدى آل محمد عجل اللّه فرجه مى‌باشد كه هم استخلاف به تمام روى زمين حاصل آيد كه همه مقهور شوند، و هم استقرار و غلبه دين اسلام در اطراف عالم كه هيچ كافرى باقى نماند، و هم تبديل ترس به امنيت به مرتبه‌اى كه گرگ و ميش در يكجا چرا كنند. اللّهم عجل فرجه و سهل مخرجه.

و احاديث بسيار در اين قسمت وارد شده از جمله:

در اكمال الدين- از حضرت صادق عليه السّلام بعد از آنكه بيان فرمايد كه اين استخلاف و تمكن در زمان قائم آل محمد عجل اللّه فرجه مى‌باشد. راوى گويد: عرض كردم ناصبين گمان كنند كه اين آيه نازل شده در شأن ابا بكر و عمر و عثمان. حضرت آن را انكار و مى‌فرمايد: كجا دين مرضى خدا و پيغمبر متمكن شد به انتشار امر در امت و رفتن خوف از قلوب آنان و مرتفع شدن شك از سينه‌ها در عهد يكى از اينها و در زمان على عليه السّلام با مرتد شدن مسلمانان و فتنه‌هائى كه برانگيخته شد در زمان آنان و جنگهائى كه واقع شد بين كفار و ميان ايشان. «1»


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُلْ لا تُقْسِمُوا طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ (53) قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ (54) وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‌ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ (55) وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (56) لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ لَبِئْسَ الْمَصِيرُ (57)

ترجمه‌

و سوگند ياد كردند بخدا با سخت‌ترين سوگندهاشان كه اگر امر كرده بودى آنها را البته بيرون ميرفتند بگو سوگند مخوريد طاعتى است معروف بدرستيكه خدا آگاه است بآنچه ميكنيد

بگو اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد رسول را پس اگر روى گردانيد پس جز اين نيست كه بر او است آنچه بعهده گذارده شده و بر شما است آنچه بعهده گذارده شديد و اگر اطاعت كنيد او را راه يابيد و نيست بر رسول مگر رسانيدن آشكار

وعده داده خدا آنان را كه گرويدند از شما و كردند كارهاى شايسته كه هر آينه جانشين كند البته ايشانرا در زمين چنانچه جانشين كرد آنانرا كه بودند پيش از ايشان و هر آينه جاى گزين و برقرار دارد البته براى ايشان دينشان را كه پسنديد براى ايشان و هر آينه مبدّل كند حالشان را البته بعد از ترسشان بايمنى كه پرستند مراو شريك قرار ندهند براى من چيزى را و هر كه كافر شد بعد از اين پس آنگروه آنهايند متمرّدان‌

و بر پا بداريد نماز را و بدهيد زكوة را و فرمان بريد رسول را باشد كه شما رحم كرده شويد

مپندار البته آنانرا كه كافر شدند عاجز كنندگان خدا در زمين و جاى ايشان آتش است و هر آينه بد جاى بازگشتى است.

تفسير

فرقه سابق الذكر در مقام اعتذار به پيغمبر اكرم با سوگند اكيد عرضه داشتند كه ما در مقام امتثال امر مبارك باين اندازه حاضريم كه اگر بفرمائى دست از ديار و مال خود برداريد و برويد ميرويم و آن شخص معرض مذكور اين كار را كرده بود چون از مهاجرين بود و باين اظهار خواستند منكر اعراض خودشان شوند و خدا ميدانست اسلام و هجرت آنها بچه اغراضى بوده‌


جلد 4 صفحه 43

لذا فرموده و قسم ياد نمودند بخدا و مبالغه كردند مبالغه كردنى در قسمهاشان كه اگر امر كنى آنها را بخروج از ديارشان البته خارج ميشوند بگو ما از شما قسم دروغ نخواستيم ما طاعت پسنديده خواستيم كه در آن ريا نباشد و خدا آگاه است بآنچه ميكنيد و آنچه نميكنيد و آنكه براى چه ميكنيد و اى پيغمبر بآنها از طرف من بگو اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيغمبر او را پس اگر روى گردانيد و مخالفت كنيد جز اين نيست كه ضررش بخودتان ميرسد چون آنچه بعهده پيغمبر است تبليغ است و آنچه بعهده شما است اطاعت است و اگر اطاعت كنيد هدايت ميشويد براه نجات در دنيا و آخرت و بعهده پيغمبر نيست مگر بيان واضح و ابلاغ آشكار و كلمه جهد ظاهرا مفعول مطلق است براى فعل محذوف و اضافه بمفعول آن شده و در حكم حال است مانند آنكه بفرمايد قسم ياد نمودند در حاليكه مبالغه كننده بودند و طاعة مبتدا است و معروفة صفت آن و خبر، محذوف است يعنى طاعت معروفه بهتر است از براى شما از قسم منكر و تولّوا در اصل تتولّوا بوده و يكى از دو تاء حذف شده و بعهده گذارنده عقل است كه حكم ميكند باطاعت خدا و امر خدا باطاعت، ارشاد بحكم عقل است و حكم پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم حكم خدا است و عهده‌دارى او در ابلاغ احكام و غيره هم بحكم عقل است و تكاليف الهيه مانند بار و دينى است كه بپشت و گردن مردم است و بايد آنرا بمنزل برسانند و ادا نمايند و اين معناى عهده است اگر آنرا انجام دادند بسعادت دنيا و آخرت نائل شده‌اند و الافلا در كافى از امام صادق عليه السّلام در وصف پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم فرموده كه آنحضرت آنچه عهده‌دار بود انجام داد و بار سنگين نبوت را بمنزل رساند و از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم فرمود اى كسانيكه قرائت مينمائيد قرآن را از خدا بپرهيزيد در آنچه بعهده شما گذارده در آن همانا من مسئولم و شما مسئوليد من مسئول در تبليغ رسالتم و شما مسئول در آنچه بعهده شما گذارده شده از كتاب خدا و سنّت من و خداوند براى دلخوشى مسلمانان در انجام وظائف خودشان و استقامتشان در امر دين وعده داده بكسانيكه ايمان بخدا و روز جزا و پيغمبر و ائمه اثنى عشر عليهم الصلوة و السلام داشته باشند و بتمام وظائف دينى خودشان كه خدا بعهده ايشان گذارده عمل نمايند تا صادق باشد كه بار خود را بمنزل‌


جلد 4 صفحه 44

رسانده‌اند و تمام اعمالشان شايسته بوده از ميان شما مسلمانان كه خليفه و جانشين كند ايشان را از پيغمبر خود در زمين چنانچه خليفه و جانشين نمود اين قبيل صلحاء را پيش از ايشان از انبياء گذشته و متمكن و مستقر و ثابت سازد براى ايشان دين حقشان را كه اسلام است و خدا پسنديده است براى ايشان و مبدل كند حال خوف اين نفوس ذكيّه را كه از اعداء دين و منافقين اين امت داشتند و تقيّه ميكردند بأمنيّت خاطر و اطمينان قلب تا عبادت كنند خدا را بهمان نحو كه مرضىّ او است بدون تقيه و ملاحظه نظر اعداء دين در عمل عبادى و كسانيكه كافر شوند بصدق اين وعده بعد از تصريح بآن پس آنگروه بيرون رفته‌اند از راه حق و راستى و حكم خدا اگر چه در ظاهر احكام اسلام بر آنها مرتّب شود يا كسانيكه منكر شوند مقامات آن ذوات مقدسه را بعد از اين بيان و ساير ادلّه دالّه بر امامت، آنگروه كامل در تمرّد و فسقند و اينكه اولا تعبير بكفر فرموده و ثانيا بفسق براى آنستكه آنها باطنا كافرند و ظاهرا مسلمان فاسق معاند اين بيانى است كه بنظر حقير از ظاهر آيه و مجموع روايات مفّره رسيده است ولى جمعى از مفسرين فرموده‌اند خدا وعده داده بصلحاء از اهل ايمان كه جانشين فرمايد ايشانرا از كفار در زمين يا خصوص مكه چنانچه اتباع انبياء سابق را از قبيل حضرت نوح و حضرت موسى و داود عليه السّلام جانشين كفار فرمود در زمين و متمكن كند و غالب نمايد دين ايشانرا كه اسلام است و خدا پسنديده است براى آنها بر اديان باطله و مبدل فرمايد خوف آنها را از كفار با منيّت مادامى كه موحّد باشند و عبادت غير خدا نكنند يا براى آنكه عبادت كنند خدا و ابا اطمينان خاطر و بدون شرك و ريا و كسيكه بكفر خود باقى بماند يا برگردد بكفر يا كفران اين نعمت را نمايد بعد از حصول آن فاسق و متمرد و خارج از دين است و اين وعده خدا در زمان پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم در جزيرة العرب و بعد از آن حضرت بفاصله مختصرى در قسمت مهمى از معموره زمين بانجاز رسيد و كفار مقهور و ذليل شدند و اراضى آنها بتصرف مسلمانان در آمد و اين دليل بر صدق او است در ادعاء نبوت چون خبر دادن از غيب بدون وحى الهى ممكن نيست و در مجمع بعد از نقل خلاف در مورد آيه كه آيا وارد است در اصحاب پيغمبر


جلد 4 صفحه 45

صلّى اللّه عليه و اله و سلّم يا عموم امت فرموده و آنچه روايت شده از اهل بيت آنستكه آيه در شأن مهدى از آل محمد صلّى اللّه عليه و اله و سلّم نازل شده و عياشى ره باسناد خود از على بن الحسين عليه السّلام روايت نموده كه آنحضرت اين آيه را قرائت فرمود و فرمود آنها و اللّه شيعيان ما اهل بيتند كه خدا باين وعده عمل ميفرمايد در باره آنها بدست مردى از ما و او مهدى اين امت است و او آنكس است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم فرمود اگر باقى نماند از دنيا مگر يكروز هر آينه طولانى كند خدا آنروز را تا ولايت نمايد مردى از عترت من كه اسم او اسم من است پر ميكند زمين را از عدل و قسط چنانچه پر شده باشد از ظلم و جور و روايت شده است اين معنى از ابى جعفر و ابى عبد اللّه عليهما السلام و بنابر اين مراد از آنانكه ايمان آوردند و بجا آوردند اعمال صالحه را پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم و اهل بيت او عليهم السلامند و اين اجماع عترت طاهره است و آن حجّت است چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم فرموده من دو امانت سنگين ميان شما گذاردم كتاب خدا و عترت خود اهل بيتم از يكديگر جدا نميشوند تا وارد شوند بر من لب آن حوض و نيز تمكن تامّ در زمين اتفاق نيفتاده در گذشته پس آن منتظر است در آتيه چون خداوند تعالى تخلف نميكند از وعده خود فيض ره فرموده مراد از فرمايش امام عليه السّلام كه فرموده آنها و اللّه شيعيان ما اهل بيتند كه باين وعده در باره آنها عمل ميشود تبديل خوف بأمن است براى ايشان و ظاهرا اين فرمايش را براى جمع بين اين روايت و ساير رواياتى كه خودش در اين باب نقل نموده فرموده باشد كه در آنها ذكر شده كه ايشان ائمه عليهم السلامند يا آيه با ظهور امام زمان عليه السّلام تطبيق شده ولى در بعضى از روايات مفسره بامام قائم و اصحابش تصريح شده و ظاهرا مراد همانستكه خداوند خودش بيان فرموده و جاى اختلاف و محتاج بتفسير نيست چون كسانيكه داراى ايمان كامل و اعمال خالص صالحند ائمه اطهار و شيعيان خاص ايشانند كه در زمان ظهور امام زمان و رجعت آن ذوات مقدسه بر عالم و عالميان مسلط و حكمفرما خواهند شد انشاء اللّه تعالى و نيز در مجمع و جوامع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم نقل نموده كه جمع كرده شد براى من زمين پس ارائه داده شدم مشارق و مغارب آنرا و زود باشد برسد ملك امت من بآنچه جمع كرده شد براى من و عالم گير شدن دين اسلام در زمانى بطرق‌


جلد 4 صفحه 46

متعدده از آنحضرت نقل شده است و در بعضى از روايات حكمت تأخير در انجاز وعد را بيان فرموده‌اند كه ممحّض شدن حق و مصفّا شدن ايمان از كدورت و ارتداد كسانيكه اهل شك و ريبند از شيعيان و مهلت يافتن شيطان و رسيدن موعد مقرر الهى است تا آنكه باقى نماند از اسلام مگر اسمش و از قرآن مگر رسمش و خداوند مؤيّد كند ولىّ غائب خود را بعساكر غيبى و غالب فرمايد دين پيغمبر خود را بر تمام اديان بدست مبارك امام زمان و خداوند بعد از اين بشارت امر فرموده باقامه نماز و اداء زكوة كه دور كن ايمان عملى است و ايجاب فرموده اطاعت پيغمبر را كه كلمه جامعه است در امر بتمام احكام شرعيه براى وصول برحمت الهيه ابديّه و اشاره فرموده بآنكه كفار نميتوانند مانع از نفوذ اراده الهيه در مملكت او شوند و نبايد پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم يا كسى اين تصور و گمان را بنمايد و مأوى و مقرّو مصير آنها آتش جهنم است كه براى آنها بسيار بد است اگر چه از خداوند بپاداش اعمال آنها خوب است و بعضى يحسبنّ بياء قرائت نموده‌اند و استخلف بضم تاء و ليبدلنّهم از باب افعال نيز قرائت شده است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَعَدَ اللّه‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا مِنكُم‌ وَ عَمِلُوا الصّالِحات‌ِ لَيَستَخلِفَنَّهُم‌ فِي‌ الأَرض‌ِ كَمَا استَخلَف‌َ الَّذِين‌َ مِن‌ قَبلِهِم‌ وَ لَيُمَكِّنَن‌َّ لَهُم‌ دِينَهُم‌ُ الَّذِي‌ ارتَضي‌ لَهُم‌ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُم‌ مِن‌ بَعدِ خَوفِهِم‌ أَمناً يَعبُدُونَنِي‌ لا يُشرِكُون‌َ بِي‌ شَيئاً وَ مَن‌ كَفَرَ بَعدَ ذلِك‌َ فَأُولئِك‌َ هُم‌ُ الفاسِقُون‌َ (55)

جلد 13 - صفحه 555

وعده‌ فرموده‌ خداوند متعال‌ كساني‌ ‌را‌ ‌که‌ ايمان‌ آورند و اعمال‌ صالحه‌ ‌به‌ جا آورند ‌هر‌ آينه‌ ‌آنها‌ ‌را‌ جانشين‌ مي‌كنيم‌ ‌در‌ زمين‌ چنانچه‌ جانشين‌ كرديم‌ پيش‌ ‌از‌ ‌آنها‌ و تمكن‌ مي‌دهيم‌ ‌آنها‌ ‌را‌ دين‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌آن‌ ديني‌ ‌که‌ مرضي‌ّ ‌آنها‌ ‌باشد‌ و موجب‌ رضاي‌ حق‌ ‌باشد‌ و ‌هر‌ آينه‌ مبدل‌ مي‌كنيم‌ ‌از‌ ‌بعد‌ خوف‌ ‌آنها‌ امنيت‌ ‌که‌ بتوانند مرا عبادت‌ كنند و بمن‌ شرك‌ نياورند چيزي‌ ‌را‌ و كسي‌ ‌که‌ كافر شود ‌بعد‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ ‌پس‌ ‌آنها‌ ‌خود‌ ‌آنها‌ فاسق‌ هستند.

‌اينکه‌ آيه شريفه‌ ‌را‌ مفسرين‌ عامه‌ دو نحوه‌ تفسير كردند يكي‌ آنكه‌ ‌بعد‌ ‌از‌ مهاجرت‌ حضرت‌ ‌رسول‌ اسلام‌ رو ‌به‌ ‌تعالي‌ و ترقي‌ پيدا كرد ‌تا‌ آنكه‌ ‌در‌ زمان‌ خلفا ممالك‌ عرب‌ و عجم‌ ‌در‌ تحت‌ رياست‌ اسلام‌ افتاد ديگر آنكه‌ مراد قيامت‌ ‌باشد‌ ‌که‌ نجات‌ و سعادت‌ و بهشت‌ اختصاص‌ ‌به‌ مسلمين‌ داشته‌ ‌باشد‌ و ‌اينکه‌ دو تفسير خلاف‌ ظاهر بلكه‌ خلاف‌ صريح‌ ‌آيه‌ ‌است‌ چنانچه‌ ‌در‌ ذيل‌ تفسير بيان‌ مي‌شود و اخبار بسياري‌ ‌از‌ ائمه اطهار داريم‌ ‌که‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ راجع‌ ‌به‌ ظهور حضرت‌ بقية اللّه‌ و رجعت‌ ائمه اطهار ‌است‌ چنانچه‌ ‌در‌ تفسير بيان‌ مي‌شود.

(وَعَدَ اللّه‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا مِنكُم‌ وَ عَمِلُوا الصّالِحات‌ِ).

اولا وعده الهي‌ تخلف‌ پذير نيست‌ زيرا خلف‌ وعده‌ قبيح‌ ‌است‌ و محال‌ ‌است‌ ‌از‌ ‌خدا‌ صادر شود.

و ثانيا خطاب‌ منكم‌ ‌به‌ مسلمين‌ ‌است‌ و معلوم‌ ‌است‌ ‌که‌ اين‌ها دو دسته‌ هستند زيرا ميفرمايد:

(الَّذِين‌َ آمَنُوا مِنكُم‌) كساني‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌شما‌ مسلمين‌ ايمان‌ داشته‌ باشند ‌که‌ مؤمن‌ ‌با‌ مسلم‌ ‌غير‌ مؤمن‌ فرق‌ دارند و مسلما مصداق‌ اتم‌ مؤمن‌ ائمه اطهار هستند ‌که‌ معصومين‌ باشند و ‌اينکه‌ وعده‌ خاص‌ ‌به‌ ‌آنها‌ ‌است‌.

(وَ عَمِلُوا الصّالِحات‌ِ) صالحات‌ جمع‌ محلي‌ ‌به‌ الف‌ و لام‌ افاده‌ عموم‌ مي‌كند ‌يعني‌ جميع‌ صالحات‌ و كسي‌ ‌غير‌ ‌از‌ معصومين‌ خالي‌ ‌از‌ اعمال‌ فاسده‌ نيست‌ و ‌لو‌

جلد 13 - صفحه 556

بلغ‌ ‌ما بلغ‌.

(لَيَستَخلِفَنَّهُم‌ فِي‌ الأَرض‌ِ) استخلاف‌ ‌در‌ ارض‌ سلطنت‌ و رياست‌ ‌بر‌ تمام‌ كره زمين‌ ‌است‌ و هيچكدام‌ ‌از‌ ائمه همچه‌ سلطنتي‌ پيدا نكردند فقط امير المؤمنين‌ ‌عليه‌ ‌السلام‌ پنج‌ سال‌ سلطنت‌ داشت‌ آنهم‌ نه‌ ‌بر‌ تمام‌ كره‌ آنهم‌ گرفتار عايشه‌ و طلحه‌ و زبير و معاويه‌ و خوارج‌ ‌بود‌ و ‌تا‌ آنكه‌ ‌در‌ محراب‌ ‌او‌ ‌را‌ كشتند.

(كَمَا استَخلَف‌َ الَّذِين‌َ مِن‌ قَبلِهِم‌) مثل‌ نوح‌ ‌بعد‌ ‌از‌ طوفان‌ و داود و سليمان‌ ‌که‌ ميفرمايد:

(وَ حُشِرَ لِسُلَيمان‌َ جُنُودُه‌ُ مِن‌َ الجِن‌ِّ وَ الإِنس‌ِ وَ الطَّيرِ) نمل‌ آيه 17.

(وَ لَيُمَكِّنَن‌َّ لَهُم‌ دِينَهُم‌ُ الَّذِي‌ ارتَضي‌ لَهُم‌) دين‌ حق‌ ‌که‌ مرضي‌ خداوند ‌باشد‌.

(وَ لَيُبَدِّلَنَّهُم‌ مِن‌ بَعدِ خَوفِهِم‌ أَمناً).

ائمه‌ ‌در‌ دوره زمان‌ ‌خود‌ متمكّن‌ نبودند ‌هر‌ كدام‌ گرفتار، امير المؤمنين‌ گرفتار مشايخ‌ ثلاث‌ حضرت‌ حسن‌ گرفتار معاويه‌، ابي‌ ‌عبد‌ اللّه‌ گرفتار يزيد حضرت‌ باقر و حضرت‌ سجاد گرفتار بني‌ مروان‌ بقيه‌ گرفتار بني‌ عباس‌.

تبديل‌ ‌اينکه‌ خوف‌ ‌به‌ امن‌ منحصر ‌به‌ دوره ظهور و رجعت‌ ‌است‌ ‌که‌ ديگر يك‌ كافر و مشرك‌ و ظالم‌ و مخالف‌ و معاند و ناصب‌ روي‌ زمين‌ باقي‌ نماند و مؤمنين‌ ‌با‌ كمال‌ امن‌.

(يَعبُدُونَنِي‌) ‌خدا‌ ‌را‌ عبادت‌ كنند.

(لا يُشرِكُون‌َ بِي‌ شَيئاً) دستگاه‌ شرك‌ برچيده‌ ميشود.

(وَ مَن‌ كَفَرَ بَعدَ ذلِك‌َ فَأُولئِك‌َ هُم‌ُ الفاسِقُون‌َ) ‌بعد‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ بيان‌ ‌اگر‌ كسي‌ منكر شد و كافر ‌به‌ ظهور و رجعت‌ ائمه‌ شد ‌پس‌ فاسق‌ مي‌شود، فسق‌ ‌در‌ كفر اعظم‌ افراد كفر ‌است‌ فسق‌ بدتر ‌از‌ كفر بكلي‌ منحرف‌ مي‌شود و تجاوز مي‌كند ديگر احتياج‌ ‌به‌ نقل‌ اخبار نداريم‌ ‌از‌ همين‌ ‌آيه‌ استفاده‌ مي‌شود و نقل‌ اخبار ‌از‌ طول‌ ‌اينکه‌ تفسير خارج‌ ‌است‌ رجوع‌ ‌به‌ برهان‌ كنيد.

557

برگزیده تفسیر نمونه


]

اشاره

(آیه 55)

شأن نزول:

«هنگامی که پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و مسلمانان به مدینه هجرت کردند و انصار با آغوش باز آنها را پذیرا گشتند، تمامی عرب بر ضدّ آنها قیام کردند و آن چنان بود که آنها ناچار بودند اسلحه را از خود دور نکنند، شب را با سلاح بخوابند و صبح با سلاح بر خیزند. ادامه این حالت بر مسلمانان سخت آمده، بعضی گفتند آیا زمانی فرا خواهد رسید که اطمینان و آرامش بر ما حکم فرما گردد، و جز از خدا از هیچ کس نترسیم؟ آیه نازل شد و به آنها این بشارت را داد که آری چنین زمانی فرا خواهد رسید».

تفسیر:

حکومت جهانی مستضعفان! از آنجا که در آیات گذشته، سخن از اطاعت و تسلیم در برابر فرمان خدا و پیامبر صلّی اللّه علیه و آله بود، این آیه همین موضوع را ادامه داده و نتیجه این اطاعت را که همان حکومت جهانی است بیان می‌کند، و به صورت مؤکد می‌گوید: «خداوند به کسانی که از شما ایمان آورده‌اند و اعمال صالح انجام داده‌اند وعده می‌دهد که آنها را قطعا خلیفه روی زمین خواهد کرد، همان گونه که پیشینیان را خلافت روی زمین بخشید» (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ).

منظور از «پیشینیان» بنی اسرائیل است، زیرا آنها با ظهور موسی (ع) و در هم شکسته شدن قدرت فرعون و فرعونیان مالک حکومت روی زمین شدند.

«و دین و آیینی را که برای آنها پسندیده، بطور ریشه دار و پا بر جا در صفحه زمین مستقر سازد» (وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ).

ج3، ص309

«و خوف و ترس آنها را، به امنیت و آرامش مبدل خواهد کرد» (وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً).

و آن چنان می‌شود که «تنها مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من قرار نخواهند داد» (یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً).

مسلم است بعد از این سیطره حکومت توحید و استقرار آیین الهی و از میان رفتن هر گونه اضطراب و ناامنی و هر گونه شرک «کسانی که بعد از آن کافر شوند فاسقان واقعی آنها هستند» (وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ).

از مجموع آیه چنین بر می‌آید که خداوند به گروهی از مسلمانان که دارای دو صفت «ایمان» و «عمل صالح» هستند سه نوید داده است:

1- جانشینی و حکومت روی زمین.

2- نشر آیین حق بطور اساسی و ریشه‌دار در همه جا.

3- از میان رفتن تمام اسباب خوف و ترس و وحشت و ناامنی.

و نتیجه این امور آن خواهد شد که با نهایت آزادی خدا را بپرستند و فرمانهای او را گردن نهند و هیچ شریک و شبیهی برای او قائل نشوند و توحید خالص را در همه جا بگسترانند.

این وعده الهی از آن کیست؟ در آیه خواندیم خدا وعده حکومت روی زمین و تمکین دین و آیین و امنیت کامل را به گروهی که ایمان دارند و اعمالشان صالح است داده اما در این که منظور از این گروه از نظر مصداقی چه اشخاصی است؟

بدون شک آیه شامل مسلمانان نخستین می‌شود و حکومت حضرت مهدی (عج)- که طبق عقیده عموم مسلمانان اعم از شیعه و اهل تسنن سراسر روی زمین را پر از عدل و داد می‌کند بعد از آن که ظلم و جور همه جا را گرفته باشد- مصداق کامل این آیه است، ولی با این حال مانع از عمومیت و گستردگی مفهوم آیه نخواهد بود.

نتیجه این که در هر عصر و زمان پایه‌های ایمان و عمل صالح در میان

ج3، ص310

مسلمانان مستحکم شود، آنها صاحب حکومتی ریشه‌دار و پر نفوذ خواهند شد.

چنین حکومتی تمام تلاشها و کوششهایش از جنگ و صلح گرفته تا برنامه‌های آموزشی و فرهنگی و اقتصادی و نظامی، همه در مسیر بندگی خدا، بندگی خالی از هر گونه شرک است.

نکات آیه

۱ - خلافت و جانشین خود قرار دادن در زمین، وعده أکید خداوند به مؤمنان نیکوکار (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم و عملوا الصلحت لیستخلفنّهم فى الأرض) «خلافت»، به معناى نیابت از غیر است (مفردات راغب). در این که خلافت و نیابت در آیه شریفه، از طرف چه کسى و یا چه کسانى است، میان مفسران چند نظریه وجود دارد: ۱- برخى آن را خلافت و جانشینى از خدا در زمین مى دانند. ۲- عده اى دیگر آن را نیابت و جانشینى اقوام هلاکت شده و یا شکست خورده مى شمرند که با هلاکت و یا شکست آنان مؤمنان نیکوکار جانشین آنها در اداره سرزمین هایشان مى شوند. برداشت یاد شده، مبتنى بر نظریه نخست است.

۲ - خلافت و سلطه در زمین و اداره آن، وعده أکید خداوند به مؤمنان داراى عمل صالح (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم و عملوا الصلحت لیستخلفنّهم فى الأرض)

۳ - خداوند، شکست و هلاکت کافران و مشرکان حاکم و جایگزین آنان شدن را، به مؤمنان نیکوکار صدراسلام، وعده کرده است. (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم و عملوا الصلحت لیستخلفنّهم فى الأرض)

۴ - شکست کافران و پایان داده شدن به سلطه آنان و پیروزى مؤمنان داراى عمل صالح، با در دست گرفتن اداره سرنوشت بشر در زمین، وعده أکید خداوند (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم و عملوا الصلحت لیستخلفنّهم فى الأرض)

۵ - ایمان و انجام اعمال صالح، موجب شایستگى انسان براى خلافت در زمین و اداره زندگى بشر (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم و عملوا الصلحت لیستخلفنّهم فى الأرض)

۶ - خداوند، پیامبران و مؤمنان نیکوکار پیش از اسلام را، خلیفه و جانشین خود در زمین قرار داده بود. (وعد اللّه الذین ءامنوا... کما استخلف الذین من قبلهم)

۷ - خداوند، کافران حاکم پیش از اسلام را، شکست داد و پیامبران و مؤمنان نیکوکار را، پیروز کرده و جایگزین آنان در سطح زمین قرار داد. (وعد اللّه الذین ءامنوا ... کما استخلف الذین من قبلهم)

۸ - ایمان و عمل صالح، رمز پیروزى فراگیر و عامل جلب امدادهاى الهى براى بشر در طول تاریخ (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم و عملوا الصلحت لیستخلفنّهم فى الأرض کما استخلف الذین من قبلهم)

۹ - خداوند، استقرار و تثبیت دین مورد پسند خویش را به مؤمنان نیکوکار صدراسلام، وعده کرده است. (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم و عملوا الصلحت ... و لیمکّننّ لهم دینهم الذى ارتضى لهم)

۱۰ - وعده أکید خداوند به استقرار و تثبیت دین مورد پسند خویش به سود مؤمنان نیکوکار (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم و عملوا الصلحت ... و لیمکّننّ لهم دینهم الذى ارتضى لهم)

۱۱ - پیشگویى قرآن به شکست جبهه کفر و شرک و پیروزى فراگیر و گسترده جبهه توحید و اسلام در عصر بعثت (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم و عملوا الصلحت لیستخلفنّهم فى الأرض و لیمکّننّ لهم دینهم الذى ارتضى لهم)

۱۲ - اسلام، تنها دین مورد پسند خدا و متناسب و سودمند براى انسان ها (و لیمکّننّ لهم دینهم الذى ارتضى لهم) مقصود از «دین»، اسلام است و توصیف آن به «مورد پسند خدا بودن» حاکى از این است که تنها، این دین مناسب انسان ها است و گرنه مورد پسند خدا نبود. گفتنى است سودمند بودن دین اسلام براى بشر، از لام «لهم» - که براى انتفاع است - به دست آمده است.

۱۳ - ایمان و عمل صالح، موجب تثبیت و تحکیم دین در میان جامعه بشرى (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم و عملوا الصلحت ... و لیمکّننّ لهم دینهم الذى ارتضى لهم)

۱۴ - تبدیل و جایگزین کردن ترس و اضطراب به امنیت و آرامش، وعده خداوند به مؤمنان داراى عمل صالح (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم و عملوا الصلحت ... و لیبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنًا)

۱۵ - ایمان و عمل صالح، (حاکمیت دین) موجب زدایش ترس و اضطراب و عامل امنیت و آرامش (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم و عملوا الصلحت ... و لیبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنًا)

۱۶ - وعده خداوند به مؤمنان نیکوکار صدراسلام، به تبدیل و دگرگون کردن ترس و اضطراب آنان به امنیت و آرامش (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم و عملوا الصلحت ... و لیبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنًا)

۱۷ - زندگى مؤمنان نیکوکار صدراسلام در بیشترین دوران بعثت، همراه با ترس و ناامنى از سوى دشمنان بود. (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم و عملوا الصلحت ... و لیبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنًا) مقصود از خوف و ناامنى در آیه شریفه - به قرینه وعده جایگزین شدن آنان به جاى کافران حاکم - ناامنى و ترسى است که از ناحیه کافران و دشمنان به وجود آمده بود و چون این آیات، در سال هاى پایانى دوران بعثت نازل گردیده بود، مى رساند که مؤمنان، بیشترین دوران بعثت را به حالت ترس و اضطراب گذرانده اند.

۱۸ - ایمان توأم با اعمال صالح، رمز پیروزى فراگیر دین داران و موجب جلب کمک ها و امدادهاى الهى (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم و عملوا الصلحت لیستخلفنّهم فى الأرض و لیمکّننّ لهم دینهم ... و لیبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنًا)

۱۹ - خداوند، به مؤمنان نیکوکار وعده داده است که در کمال امنیت و آرامش و بى هیچ ترسى از دشمنان دیانت، تنها خدا را عبادت کنند. (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم و عملوا الصلحت ... و لیبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنًا یعبدوننى لایشرکون بى شیئًا) برداشت یاد شده، مبتنى بر این است که جمله «یعبدوننى...» استینافیه و بیانگر نتیجه و بازتاب تبدیل ترس و اضطراب به امنیت و آرامش باشد; یعنى، مؤمنان آن چنان در امنیت و آرامش قرار مى گیرند که بى هیچ ترس و اضطرابى از ناحیه دشمنان دیانت، به عبادت خداى واحد مى پردازند.

۲۰ - عبادت خداى واحد و دورى از شرک، دلیل و سبب وعده کردن خداوند به مؤمنان صدراسلام براى اعطاى خلافت، پیروزى و امنیت به آنان (وعد اللّه الذین ءامنوا ... یعبدوننى لایشرکون بى شیئًا) برداشت فوق مبتنى بر این است که جمله «یعبدوننى...» حال براى ضمایر غایب گذشته و یا جمله اى استینافیه بیانیه باشد; که در هر صورت بیانگر علت و دلیل اعطاى خلافت پیروزى و امنیت به مؤمنان از سوى خداوند است.

۲۱ - عبادت خالصانه خداى یکتا، زمینه ساز حاکمیت، پیروزى و امنیت مؤمنان (وعد اللّه الذین ءامنوا ... یعبدوننى لایشرکون بى شیئًا)

۲۲ - عبادت خالصانه خداوند یکتا، فلسفه و هدف نهایى خلافت، حاکمیت و استقرار امنیت در زمین براى مؤمنان است. (وعد اللّه الذین ءامنوا ... لیستخلفنّهم ...و لیبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنًا یعبدوننى و لایشرکون بى شیئًا) برداشت فوق، مبتنى بر این است که جمله «یعبدوننى» استینافیه بیانیه باشد که همواره براى پاسخ گویى به سؤال مقدر است و پاسخ گوى این سؤال مقدر باشد که اعطاى خلافت و حاکمیت دین و امنیت به مؤمنان به چه هدفى است و فلسفه آن چیست؟ پاسخ آن، عبادت خالصانه و منزه از شرک است.

۲۳ - محیطى آرام و بى اضطراب و جامعه اى امن و خالى از ترس و بیم ناکى، زمینه ساز روى کرد مردم و توفیق یافتن آنان براى عبادت خالصانه خداى یکتا (و لیبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنًا یعبدوننى لایشرکون بى شیئًا)

۲۴ - عبادت خداى یگانه، باید خالصانه و منزه از هر گونه شرک باشد. (یعبدوننى لایشرکون بى شیئًا)

۲۵ - کفر و ارتداد، پس از دیدن حاکمیت دین و دین داران و امنیت و آرامش زیر سایه آن، نشان فسق و تبه کارى و خروج از راه حق و صواب است. (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم ... لیستخلفنّهم ... و لیمکّننّ لهم دینهم ... یعبدوننى لایشرکون بى شیئًا و من کفر بعد ذلک فأُولئک هم الفسقون) در این که مقصود از «کفر» در آیه شریفه چیست؟ میان مفسران دو دیدگاه وجود دارد: ۱- مقصود ارتداد است; یعنى، چنانچه هر کس پس از دیدن حاکمیت و امنیت زیر سایه دین و نیز اتمام حجت الهى، مجدداً راه کفر را بپیماید، او حقیقتاً فاسق و تبه کار است. ۲- مراد کفران نعمت است; یعنى، آن کس که نعمت حاکمیت و امنیت تحت لواى دین را مشاهده کند و در عین حال به جاى شکرگزارى، راه ناسپاسى را بپیماید، او حقیقتاً فاسق و تبه کار است. برداشت یاد شده، بنابر دیدگاه نخست است.

۲۶ - کفران و ناسپاسى نعمت حاکمیت دین داران و امنیت در پناه دین، نشان فسق و تبه کارى و خروج از راه حق و صواب است. (وعد اللّه الذین ءامنوا منکم ... لیستخلفنّهم ... و لیمکّننّ لهم دینهم ... یعبدوننى لایشرکون بى شیئًا و من کفر بعد ذلک فأُولئک هم الفسقون) «فسق» به معناى عصیان و ترک فرمان هاى الهى و خروج از راه حق است (لسان العرب).

۲۷ - «عن على بن الحسین(ع) انه قرء الآیة «و عداللّه الذین آمنوا منکم...» و قال: هم واللّه شیعتنا أهل البیت یفعل اللّه ذالک بهم على یدى رجل منّا و هو مهدى هذه الاُمّة...; از حضرت على بن الحسین(ع) روایت شده است که آن حضرت در پى تلاوت آیه «وعد اللّه الذن آمنوا منکم...» فرمود: سوگند به خدا! آنان شیعیان ما اهل بیت هستند که خداوند به سبب مردى از خاندان ما - که مهدى(عج) این امت باشد - آنان را خلیفه روى زمین قرار خواهد داد...». ۱- مجمع البیان، ج ۷، ص ۲۳۹; نورالثقلین، ج ۳، ص ۶۲۰، ح ۲۲۶.

موضوعات مرتبط

  • آرامش: آثار آرامش اجتماعى ۲۳; عوامل آرامش ۱۵; وعده آرامش ۱۴، ۱۶، ۱۹
  • اخلاص: آثار اخلاص ۲۱
  • ارتداد: آثار ارتداد ۲۵
  • اسلام: پیروزى اسلام ۱۱; تاریخ صدر اسلام ۱۱، ۱۷; فضیلت اسلام ۱۲
  • اضطراب: عوامل رفع اضطراب ۱۵; وعده رفع اضطراب ۱۶
  • امام مهدى(عج): حکومت امام مهدى(عج) ۲۷
  • امتها: تاریخ امتها ۷; جایگزینى امتها ۳، ۷
  • امتهاى پیشین: صالحان امتهاى پیشین ۶; مؤمنان امتهاى پیشین ۶
  • امنیت: آثار امنیت اجتماعى ۲۳; عوامل امنیت ۱۵; وعده امنیت ۱۴، ۱۶، ۱۹
  • انبیا: پیروزى انبیا ۷; خلافت انبیا ۶
  • ایمان: آثار ایمان ۵، ۸، ۱۳، ۱۸; ایمان و عمل صالح ۱۵
  • پیروزى: زمینه پیروزى ۸
  • ترس: عوامل رفع ترس ۱۵; وعده رفع ترس ۱۶
  • توحید: آثار توحید عبادى ۲۰; اهمیت توحید عبادى ۲۲
  • حاکمیت: زمینه حاکمیت ۵
  • خدا: افعال خدا ۷; خلیفه خدا ۱، ۲، ۶، ۷; دین خدا ۱۲; زمینه امدادهاى خدا ۸، ۱۸; زمینه خلافت خدا ۵; فلسفه وعده هاى خدا ۲۰; وعده هاى خدا ۱، ۲، ۳، ۴، ۹، ۱۰، ۱۴، ۱۶، ۱۹، ۲۷
  • دین: آثار حاکمیت دین ۱۵; دین پسندیده ۹، ۱۰، ۱۲; عوامل تثبیت دین ۱۳; وعده تثبیت دین ۹، ۱۰
  • دینداران: زمینه پیروزى دینداران ۱۸
  • دیندارى: حاکمیت دیندارى ۲۵
  • شرک : آثار اجتناب از شرک ۲۰; شکست شرک ۱۱
  • شیعیان: حاکمیت شیعیان ۲۷; وعده به شیعیان ۲۷
  • صالحان: امنیت صالحان ۱۴، ۲۰; پیروزى صالحان ۷، ۲۰; توحید عبادى صالحان ۱۹; خلافت صالحان ۶، ۲۰; رفع ترس از صالحان ۱۴; وعده به صالحان ۳، ۹، ۱۰، ۱۴، ۱۶، ۱۹، ۲۰; وعده پیروزى صالحان ۴; وعده حاکمیت صالحان۲، ۴; وعده خلافت صالحان۱، ۲
  • عبادت: اخلاص در عبادت ۲۱، ۲۴; زمینه اخلاص در عبادت ۲۳; شرایط عبادت ۲۴; عبادت خدا ۲۴
  • عمل صالح: آثار عمل صالح ۵، ۸، ۱۳، ۱۸
  • فسق: نشانه هاى فسق ۲۵، ۲۶
  • قرآن: پیشگویى قرآن ۱۱
  • کافران: منشأ شکست کافران ۷; وعده شکست کافران ۴; وعده هلاکت کافران ۳
  • کفر: آثار کفر ۲۵; شکست کفر ۱۱
  • کفران: آثار کفران نعمت ۲۶
  • گمراهى: نشانه هاى گمراهى ۲۵، ۲۶
  • مؤمنان: امنیت مؤمنان ۱۴، ۲۰; پیروزى مؤمنان ۷، ۲۰; ترس مؤمنان صدراسلام ۱۷; توحید عبادى مؤمنان ۱۹; خلافت مؤمنان ۶، ۲۰; رفع ترس از مؤمنان ۱۴; زمینه امنیت مؤمنان۲۱; زمینه پیروزى مؤمنان ۲۱; زمینه حاکمیت مؤمنان۲۱; فلسفه خلافت مؤمنان ۲۲; ناامنى مؤمنان صدراسلام ۱۷; وعده به مؤمنان ۳، ۹، ۱۰، ۱۴، ۱۶، ۱۹، ۲۰; وعده پیروزى مؤمنان ۴; وعده حاکمیت مؤمنان ۲، ۴; وعده خلافت مؤمنان ۱، ۲
  • مسلمانان: صدراسلام ۳، ۹، ۱۶، ۲۰
  • مشرکان: وعده هلاکت مشرکان ۳
  • نعمت: نعمت امنیت ۲۶; نعمت حاکمیت دیندارى ۲۶

منابع

  1. البرهان فی تفسیر القرآن.
  2. تفسیر کشف الاسرار.
  3. تفسیر طبرانى و المستدرک از حاکم.
  4. تفسیر ابن ابى حاتم.
عوامل درباره‌ٔ "النور ٥٥"
تعداد کلمات42 +
ریشه غیر ربطوعد +، الله‌ +، اله‌ +، وله‌ +، امن‌ +، عمل‌ +، صلح‌ +، خلف‌ +، ل‌ +، نن‌ +، هم‌ +، ارض‌ +، ک‌ +، ما +، قبل‌ +، مکن‌ +، دين‌ +، رضو +، بدل‌ +، خوف‌ +، عبد +، ن‌ +، ى‌ +، شرک‌ +، ب‌ +، شى‌ء +، کفر + و فسق‌ +
شامل این ریشهوعد +، الله‌ +، اله‌ +، وله‌ +، الذين‌ +، امن‌ +، کم‌ +، من‌ +، و +، عمل‌ +، صلح‌ +، خلف‌ +، ل‌ +، نن‌ +، هم‌ +، فى‌ +، ارض‌ +، ک‌ +، ما +، قبل‌ +، مکن‌ +، دين‌ +، الذى‌ +، رضو +، بدل‌ +، بعد +، خوف‌ +، عبد +، ن‌ +، ى‌ +، لا +، شرک‌ +، ب‌ +، شى‌ء +، کفر +، ذلک‌ +، اول‌ +، ف‌ + و فسق‌ +
شامل این کلمهوَعَد +، اللّه +، الّذِين +، آمَنُوا +، مِنْکُم +، وَ +، عَمِلُوا +، الصّالِحَات +، لَيَسْتَخْلِفَنّهُم +، فِي +، الْأَرْض +، کَمَا +، اسْتَخْلَف +، مِن +، قَبْلِهِم +، لَيُمَکّنَن +، لَهُم +، دِينَهُم +، الّذِي +، ارْتَضَى +، لَيُبَدّلَنّهُم +، بَعْد +، خَوْفِهِم +، أَمْنا +، يَعْبُدُونَنِي +، لا +، يُشْرِکُون +، بِي +، شَيْئا +، مَن +، کَفَر +، ذٰلِک +، فَأُولٰئِک +، هُم + و الْفَاسِقُون +
شماره آیه در سوره55 +
نازل شده در سال10 +
کلمه غیر ربطوَعَد +، اللّه +، آمَنُوا +، عَمِلُوا +، الصّالِحَات +، لَيَسْتَخْلِفَنّهُم +، الْأَرْض +، کَمَا +، اسْتَخْلَف +، قَبْلِهِم +، لَيُمَکّنَن +، دِينَهُم +، ارْتَضَى +، لَيُبَدّلَنّهُم +، خَوْفِهِم +، أَمْنا +، يَعْبُدُونَنِي +، يُشْرِکُون +، بِي +، شَيْئا +، کَفَر + و الْفَاسِقُون +