النمل ٦٣

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

یا کسی که شما را در تاریکیهای صحرا و دریا هدایت می‌کند، و کسی که بادها را بعنوان بشارت پیش از نزول رحمتش می‌فرستد؛ آیا معبودی با خداست؟! خداوند برتر است از آنچه برای او شریک قرارمی‌دهند!

|يا كيست كه شما را در تاريكى‌هاى صحرا و دريا هدايت مى‌كند و كيست كه پيشاپيش باران رحمتش، بادها را به مژده مى‌فرستد؟ آيا با اين خداوند خدايى است؟ خداوند فراتر از چيزى است كه با او شريك مى‌كنند

يا آن كس كه شما را در تاريكيهاى خشكى و دريا راه مى‌نمايد و آن كس كه بادها[ى باران زا] را پيشاپيش رحمتش بشارتگر مى‌فرستد؟ آيا معبودى با خداست؟ خدا برتر [و بزرگتر] است از آنچه [با او ]شريك مى‌گردانند.

یا آن کس که در تاریکیهای برّ و بحر عالم شما را هدایت می‌کند و آن کس که بادها را به مژده باران رحمت خود می‌فرستد؟ آیا با وجود خدای یکتا خدایی هست؟ (هرگز نیست)، خداوند بسی برتر و بالاتر است از آنچه (مشرکان جاهل) شریک وی می‌شمرند.

[آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه شما را در تاریکی های خشکی و دریا [به وسیله ستارگان و دیگر نشانه ها] راهنمایی می کند؟! و کیست که پیشاپیش [باران] رحمتش بادها را مژده رسان می فرستد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟!] خدا برتر است از آنچه برای او شریک قرار می دهند.

يا آن كه شما را در تاريكيهاى بيابان و دريا راه مى‌نمايد، و آن كه پيش از باران رحمتش بادها را به مژده مى‌فرستد. آيا با وجود اللّه خداى ديگرى هست؟ اللّه برتر است از هر چه شريك او مى‌سازند.

یا کیست که شما را در تاریکیهای خشکی و دریا راه می‌نماید و کیست که بادها را پیشاپیش [باران‌] رحمتش مژده‌بخش می‌فرستد؟ آیا در جنب خداوند خدایی هست، خداوند فراتر است از آنچه شریکش می‌گیرند

يا آن كه شما را در تاريكيهاى خشكى و دريا راه مى‌نمايد، و آن كه بادها را پيشاپيش رحمت خود- يعنى باران- مژدگان فرستد [بهتر است يا آنچه انباز مى‌گيرند]؟ آيا با خداى يكتا خدايى هست؟ برتر است خداى از آنچه انباز مى‌گيرند.

(آیا بتهای بی‌جان بهترند) یا کسی که شما را در تاریکیهای خشکی و دریا رهنمود (و دستگیری) می‌کند، و کسی که بادها را به عنوان بشارت دهندگان، پیشاپیش نزول رحمتش وزان می‌سازد (و آنها را پیک قدوم باران می‌سازد. در ساختن و راه‌اندازی اینها) آیا معبودی با خدا است؟ خدا فراتر و دورتر از این چیزهائی است که انباز او می‌گردانند.

یا کیست (آن‌که) شما را در (دل) تاریکی‌های خشکی و دریا راه می‌نماید و آن کس که بادها(ی رحمت‌زا) را پیشاپیش رحمتش به بشارتگری می‌فرستد؟ آیا معبودی با خداست‌؟ خدا برتر (و بزرگ‌تر) است از آنچه (با او) شریک می‌گردانند.

یا آنکه هدایت کند شما را در تاریکیهای دشت و دریا و آنکه بفرستد بادها را مژده‌ای پیش روی رحمتش آیا خدائی است با خدا برتر است خدا از آنچه شرک ورزند


النمل ٦٢ آیه ٦٣ النمل ٦٤
سوره : سوره النمل
نزول : ٨ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٣
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ»: (نگا: اعراف / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


أَمَّنْ يَهْدِيكُمْ فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ مَنْ يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ تَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ «63»

كيست كه شما را در تاريكى‌هاى خشكى و دريا (به وسيله‌ى ستارگان) هدايت مى‌كند، و كيست كه بادها را پيشاپيش (باران) رحمتش به عنوان بشارت مى‌فرستد، آيا معبودى با خداست؟ خداوند برتر است از آن چه براى او شريك قرار مى‌دهند.

نکته ها

شايد مراد از هدايت در تاريكى‌هاى دريا و خشكى، هدايت از طريق ستارگان باشد. زيرا در جاى ديگر مى‌خوانيم: «وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ» «1»

پیام ها

1- بهترين راه خداشناسى، توجّه كردن به مشكلات و بن‌بست‌هاى زندگى و پيدا شدن راه‌حل وروزنه‌هاى اميد به لطف خداوند است. «أَمَّنْ يَهْدِيكُمْ‌- مَنْ يُرْسِلُ»

2- حركت بادها با تدبير اوست. «يُرْسِلُ الرِّياحَ»

3- اگر وجدان خود را قاضى كنيم، در مى‌يابيم كه جز او خدايى نيست. «أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ»

4- هرگونه شرك، محكوم است. «عَمَّا»

5- قرار دادن شريك براى خداوند، توهين به مقام اوست. «تَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ»


«1». نحل، 16.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌6، ص: 446

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



أَمَّنْ يَهْدِيكُمْ فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ مَنْ يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ تَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ (63)

نوع چهارم- آنچه متعلق است به احتياج خلق، احتياج خاصه در وقت خاص:

أَمَّنْ يَهْدِيكُمْ‌: آيا كيست كه راه مى‌نمايد و ارشاد فرمايد شما را به طريق. فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ: در تاريكيهاى بيابان و درياها به وسيله ستارگان و علامات؟

نكته: مراد ظلمات شبها باشد، و اضافه آن بر برّ و بحر، به جهت ملابسه است.

يا مراد مشتبهات طرق باشد. حاصل آنكه كيست آن كسى كه ارشاد نمايد، يعنى نيست و نباشد در عالم وجود ذاتى كه راه نمايد شما را در تاريكيهاى بيابان و درياها مگر ذات خداوند متعال كه چون راهها بر شما مشتبه شود و طريق بيرون شدن آن ندانيد، شما را مهتدى سازد و از مخاطره هلاكت نجات دهد.

جلد 10 - صفحه 70

وَ مَنْ يُرْسِلُ الرِّياحَ‌: و كيست كسى كه مى‌فرستد بادها را، بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ‌: در حالتى كه مژده دهندگانند پيش از رحمت او كه باران است (استفهام انكارى) يعنى و نيست در عالم وجود كسى كه قدرت داشته باشد بر فرستادن بادهاى مژده دهنده به رحمت باران مگر ذات يگانه خداى قادر متعال.

تنبيه: بر فرض صحت قول به آنكه سبب اكثرى در تكون باد معاودت ادخنه صاعده باشد از طبقه بارده به جهت انكسار حرارت آن و به موج درآوردن آن هوا را، پس برهان عقلى حاكم است كه شكى نيست كه اسباب فاعليه و قابليه آن از خلق خلّاق عالم باشد، و فاعل سبب، البته فاعل مسبب خواهد بود.

با چنين آيات ظاهره، أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ‌: آيا خداى ديگرى هست با خداى به حق كه يارى او نمايد بر اين امور، يعنى نيست و نباشد؛ زيرا حق تعالى متفرد است در ذات، و منفرد است در خلق همه اشياء. تَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ‌: بزرگ است خدا و برتر است از آنچه شريك مى‌سازند كافران، زيرا خالق قادر، مقدس و منزه باشد از مشاركت مخلوق عاجز.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلاً ما تَذَكَّرُونَ (62) أَمَّنْ يَهْدِيكُمْ فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ مَنْ يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ تَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ (63) أَمَّنْ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ (64) قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ (65) بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ (66)

ترجمه‌

آيا كيست كه اجابت ميكند مضطر را چون بخواند او را و برميدارد بدى را و ميگرداند شما را جانشينان در زمين آيا خدائى با خدا است اندكى متذكر ميشويد

آيا كيست كه راه مينمايد شما را در تاريكيهاى بيابان و دريا و آنكه ميفرستد بادها را ببشارت پيشاپيش رحمتش آيا خدائى با خدا است برتر آمد خدا از آنچه شريك ميدانند

آيا كيست كه نخست ميآفريند خلق را پس اعاده ميدهد آنرا و كيست كه روزى ميدهد شما را از آسمان و زمين آيا معبودى است با خدا بگو بياوريد دليلتان را اگر هستيد راستگويان‌

بگو نميداند هر كه در آسمانها و زمين است غيب را مگر خدا و نميدانند چه وقت برانگيخته ميشوند

بلكه بكمال رسد علمشان در آخرت بلكه آنها در شك ميباشند از آن بلكه آنها


جلد 4 صفحه 160

از آن كورانند.

تفسير

خداوند منّان بعد از بيان نعم بى پايان خود اشاره بدليل توحيد ارتكازى عمومى فرموده باين تقريب كه هر كس هر دينى دارد وقتى بيچاره و درمانده و مضطر و از همه جا رانده شد قهرا متوسل بيك مبدء غيبى ميشود و ميبينيم رفع گرفتارى و دفع همّ و غم و كشف كر به از او ميشود و بدى حالش مبدل بخوبى ميگردد آيا كيست آن قادر توانائى كه در اين قبيل مواقع دستگيرى كند از بنده جز خداى يگانه كه بندگان خود را وارث زمين و جانشين امم ماضيه قرار داده و نميخواهد آنها را بيچاره و درمانده به بيند با آنكه متوجه باو شده‌اند و از غير او نااميد و باو اميدوارند آيا غير از او خدائى هست كه چنين قدرتى داشته باشد و با اين وضوح امر بعد از رفع گرفتارى باز شما مردم كمى متذكر مى‌شويد كه چنين خداى مهربانى داريد و كمى شكرگزارى ميكنيد از نعم بى‌پايان حق و بعضى يذّكّرون بيا و تشديد ذال قرائت نموده‌اند يعنى با وجود اين مشركين كمى متذكر ميشوند و در هر حال لفظ ما زائده است و قمى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه اين آيه در شأن قائم آل محمد صلّى اللّه عليه و اله و سلّم نازل شده و او است بخدا آن مضطرى كه وقتى نماز بخواند در مقام دو ركعت و بخواهد از خدا اجابت ميكند و بر طرف ميفرمايد بدى را و قرار ميدهد او را خليفه در زمين و در روايتى ديگر ذكر شده كه اول كسيكه با او بيعت مى‌كند جبرئيل عليه السّلام است و پس از او سيصد و سيزده مرد و ظاهرا مراد بيان فرد اجلى باشد از مضطر و خليفه خدا در زمين و اجابت دعا و نيز بتجربه قطعيه رسيده كه در بيابان و دريا گاه ميشود كه بسبب تاريكى و غيره مردم راه را گم ميكنند ناگاه از غيب وسيله‌اى براى ارائه طريق ميرسد كه انسان مبهوت ميشود اين كه بود و چه بود و از كجا آمد و بكجا رفت و قبل از نزول باران گاهى بادهائى ميوزد كه از آن فهميده ميشود كه باران ميآيد در صورتى كه مردم محتاج باشند بخبر داشتن حتى حيوانات هم با خبر ميشوند و تدارك نزول آنرا مينمايند آيا كيست كه اين عنايات را به بندگان خود دارد جز خداى مهربان يگانه آيا بتهاى بى شعور چنين قدرتى و محبّتى دارند واضح است كه خداوند منزّه است از اين قبيل شركاء و احتياج بكمك كسى ندارد چه رسد


جلد 4 صفحه 161

باين ناكسان و نيز روزى شما بندگان كه بأسباب آسمانى و زمينى براى شما فراهم ميشود و معلوم است كه همه آنها وسائل يك اداره هستند آيا كيست مدير اين اداره غير از خداى يگانه كه شما را بدوا خلق فرموده و روزى شما را بعهده گرفته و بعدا ميميراند و باز در آخرت اعاده ميدهد براى تكميل نعمت آيا بتهاى فاقد همه چيز اين اسباب را تهيه نموده و مينمايند يا قدرت بر ايجاد و افناء و اعاده دارند اگر دليلى بر ادّعاء خودتان داريد كه اين جمادات توانائى بر اين امور دارند يا ميتوانند دخالتى داشته باشند بياوريد چون ادعاء بى دليل بهيچ وجه مسموع و مورد قبول عقلاء نيست و نخواهد بود و براى افاده اختصاص كمال علم بذات احديّت و جواب سؤال كفار از وقت اعاده خلق به پيغمبر اكرم دستور فرموده كه بفرمايد هيچ كس در آسمان و زمين علم غيب ندارد و از آتيه خبردار نيست جز خدا و مردم نميدانند چه وقت مبعوث ميشوند براى مجازات اعمالشان بلكه بتدريج تدارك و تكميل ميشود علم آنها تا روز قيامت كه مشهود ميگردد اوضاع آنعالم و خصوصيّات آن نشئه و ديگر براى احدى شبهه‌ئى از هيچ جهت در آن باقى نميماند بلكه فعلا در شك و حيرتند از وقت و كيفيّت و احوال آن بلكه بكلّى منكر و كور از ديده بصير تند خلاصه آنكه مردم تا در دنيا هستند بعضى عالمند ولى بأدلّه و امارات كه بايد بتدريج بدرجه كمال برسند و بعضى متحيّر و شك زده و سر گردانند و بعضى بكلى جاهل و غافل و نادانند كه تصوّر ميكنند اصلا آخرتى نيست دسته اول ناجى و دو دسته ديگر هالكند ولى دسته اخيره اسوء حالا ميباشند كه بجهل مركّب گرفتار هستند و كلمه ادّارك تدارك بوده تاء در دال ادغام شده و همزه زياد گشته و بعضى بدون الف با تخفيف دال و تشديد آن قرائت نموده‌اند و قمى ره در تفسير اين جمله فرموده مراد آنستكه عالم شدند چيزيرا كه جاهل بودند در دنيا و معلوم است كه مراد از لفظ ماضى مستقبل است و در نهج البلاغه است كه روزى امير المؤمنين عليه السّلام از بعضى امور آينده خبر داد كسى عرض كرد يا امير المؤمنين خدا بتو علم غيب عطا فرموده حضرت خنديد و فرمود اين علم غيب نيست اين علمى است كه از عالمى آموخته شده جز اين نيست كه علم غيب علم بوقت قيامت است و آنچه خداوند در آيه انّ اللّه عنده علم السّاعه تا


جلد 4 صفحه 162

آخر شمرده است و غير آنها را خدا به پيغمبرش آموخته و او بمن و دعا فرموده كه در سينه من بماند و فراموش نشود و تكميل مراتب علم از ادراك بشهود و از آن بتحقّق سابقا ممثّل و مصوّر شده است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


أَمَّن‌ يَهدِيكُم‌ فِي‌ ظُلُمات‌ِ البَرِّ وَ البَحرِ وَ مَن‌ يُرسِل‌ُ الرِّياح‌َ بُشراً بَين‌َ يَدَي‌ رَحمَتِه‌ِ أَ إِله‌ٌ مَع‌َ اللّه‌ِ تَعالَي‌ اللّه‌ُ عَمّا يُشرِكُون‌َ (63)

آيا كسي‌ ‌که‌ هدايت‌ ميكند ‌شما‌ ‌را‌ ‌در‌ تاريكيهاي‌ ‌بر‌، بيابان‌ها و خشكيها و بحر، ‌در‌ روي‌ درياها و كسي‌ ‌که‌ ميفرستد بادها ‌را‌‌-‌ بشارت‌ ميدهد ‌در‌ دو قسمت‌ رحمة ‌خود‌‌-‌ آيا خدايي‌ هست‌ ‌با‌ خداوند متعال‌! خداوند بالاتر و برتر ‌است‌ ‌از‌ آنچه‌ ‌آنها‌ شرك‌ مياورند.

(أَمَّن‌ يَهدِيكُم‌ فِي‌ ظُلُمات‌ِ البَرِّ وَ البَحرِ) معناي‌ ظاهر ‌آيه‌ اينكه‌ ‌در‌ شبهاي‌ ظلماني‌ خداوند بواسطه‌ انوار ستارگان‌ و ماه‌ راه‌ ‌را‌ ‌در‌ بيابانها و روي‌ آبهاي‌ درياها بشما نشان‌ ميدهد ‌هم‌ راه‌ ‌را‌ پيدا ميكنيد و ‌هم‌ ‌از‌ خطرات‌ گودال‌ها و دست‌ اندازها محفوظ ميشويد و بمعني‌ باطني‌ ‌آن‌ انسان‌ ‌در‌ ظلمت‌ جهل‌ راه‌ بجايي‌ نميبرد خداوند بنور عقل‌ و نور شرع‌ راه‌ سعادت‌ و شقاوت‌

جلد 14 - صفحه 169

و خوب‌ و بد و خير و شر و نفع‌ و ضرر دنيوي‌ و اخروي‌ ‌را‌ نشان‌ ميدهد و انساني‌ ‌که‌ شهوت‌ و هواي‌ نفس‌ چشم‌ ‌او‌ ‌را‌ كور كرده‌ و بسته‌ ‌است‌ ‌يعني‌ چشم‌ نفس‌ ‌در‌ گمراهي‌ و ظلمت‌ و تاريكي‌ راه‌ بجايي‌ نميبرد، و تميز نميدهد بلكه‌ خوب‌ ‌را‌ بد ميپندارد و بد ‌را‌ خوب‌ چنانچه‌ ‌در‌ جامعه‌ مشاهده‌ ميشود.

(وَ مَن‌ يُرسِل‌ُ الرِّياح‌َ بُشراً بَين‌َ يَدَي‌ رَحمَتِه‌ِ) بادها تلطيف‌ هوا ميكنند و انسان‌ تنفس‌ ميكند و استنشاق‌ ميكند باعث‌ بقاء حيات‌ ‌او‌ ‌است‌ «بَين‌َ يَدَي‌ رَحمَتِه‌ِ» مراد افاضه‌ وجود ‌است‌ و ابقاء ‌آن‌ و ‌از‌ ‌براي‌ يد معاني‌ بسياري‌ كردند جارحه‌ فَاقطَعُوا أَيدِيَهُما (مائده‌ ‌آيه‌ 38) قوه‌ أُولِي‌ الأَيدِي‌ وَ الأَبصارِ (ص‌ ‌آيه‌ 45) نعمة مي‌گويي‌ «لفلان‌ ‌علي‌ يد» ملك‌ الَّذِي‌ بِيَدِه‌ِ عُقدَةُ النِّكاح‌ِ (بقره‌ ‌آيه‌ 237) اضافة الفعل‌ لِما خَلَقت‌ُ بِيَدَي‌َّ (ص‌ ‌آيه‌ 75) و معاني‌ ديگر لكن‌ ظاهر اينست‌ ‌که‌ معناي‌ مشترك‌ ندارد همان‌ بمعني‌ جارحه‌ و استعمالش‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ نمره‌ موارد كنايه‌ و تشبيه‌ ‌است‌ و ‌در‌ ‌اينکه‌ مورد گفتند علت‌ محدثه‌ و علت‌ مبقيه‌ چنانچه‌ اشاره‌ شد لكن‌ بنظر ميآيد رحمت‌ رحماني‌ و رحمت‌ رحيمي‌ دنيوي‌ و اخروي‌، علمي‌ و عملي‌ ‌که‌ ارسال‌ انبياء و انزال‌ كتب‌ و جعل‌ احكام‌ فرمود.

(أَ إِله‌ٌ مَع‌َ اللّه‌ِ تَعالَي‌ اللّه‌ُ عَمّا يُشرِكُون‌َ).

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 63)- در چهارمین سؤال مسأله هدایت را مطرح کرده، می‌گوید: آیا این بتها بهترند «یا کسی که شما را در تاریکیهای صحرا و دریا (به وسیله ستارگان) هدایت می‌کند»؟ (أَمَّنْ یَهْدِیکُمْ فِی ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ).

«و کسی که بادها را به عنوان بشارت دهندگان پیش از نزول رحمتش می‌فرستد» (وَ مَنْ یُرْسِلُ الرِّیاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ). بادهایی که بیانگر نزول بارانند و همانند پیک مخصوص بشارت، پیشاپیش آن حرکت می‌کنند.

ج3، ص432

و در پایان آیه، بار دیگر، مشرکان را مخاطب ساخته، می‌گوید: «آیا معبود دیگری با خداست»؟! (أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ).

سپس بی‌آنکه منتظر جواب آنها باشد اضافه می‌کند: «خداوند برتر و بالاتر است از آنچه برای او شریک قرار می‌دهند» (تَعالَی اللَّهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ).

نکات آیه

۱ - راهیابى انسان، در ظلمات بیابان و دریا، به هدایت و تدبیر خداوند (أمّن یهدیکم فى ظلمت البرّ و البحر)

۲ - چینش اجزاى طبیعت (ستارگان و...) به تدبیر خداوند، به گونه اى که وسیله هدایت و نجات انسان ها است. (أمّن یهدیکم فى ظلمت البرّ و البحر) مراد از «یهدیکم» - مطابق نظر برخى از مفسران و بعضى از آیات قرآن (و بالنجم هم یهتدون) - رهیابى انسان از طریق ستارگان و دیگر عوامل و مشخص کردن مسیر خود در تاریکى شب ها است.

۳ - ارسال بادهاى مژده دهنده باران، نمودى دیگر از تدبیر خداى یگانه (و من یرسل الریح بشرًا بین یدى رحمته)

۴ - نقش تعیین کننده بادهاى باران زا در زندگى بشر (و من یرسل الریح بشرًا بین یدى رحمته)

۵ - ریزش باران بر گستره زمین، از نمودهاى بارز رحمت الهى بر خلق (و من یرسل الریح بشرًا بین یدى رحمته) در این آیه واژه «رحمة» بدون قرینه لفظى در مورد باران به کار رفته است و این نشان مى دهد که باران مادر رحمت ها است.

۶ - ستارگان راهنما، بادهاى بشارت بخش و باران هاى رحمت آفرین، نشانه هاى روشن توحید و پوچى و بطلان شرک (أمّن یهدیکم ... أءله مع اللّه) مفاد جمله «أءله مع اللّه» با توجه به صدر آیه این است که: با وجود این نشانه ها - که بیانگر نقش اراده خدا در حیات بشر است - مجالى براى روى آوردن به غیرخدا نمى ماند; زیرا اصولاً کسى جز او نقشى در تدبیر نظام هستى ندارد.

۷ - ناتوانى غیرخدا از پدید آوردن علایم راهنما (چون ستارگان) و عوامل نویدبخش و رحمت آفرین (چون باد و باران) به گستردگى پهنه زمین (أمّن یهدیکم فى ظلمت البرّ و البحر ... أءله مع اللّه) از ارتباط «من یهدى» با «أءله مع اللّه» استفاده مى شود که تنها خداوند، قادر به ایجاد عواملى است که انسان را در ظلمت هاى شب در سراسر زمین (خشکى و دریا) هدایت کند و باران رحمت را در پى بادهاى مژده دهنده به دورترین نقاط برساند.

۸ - منزلت خدا برتر و والاتر از هر آنچه که مشرکان براى او شریک مى پندارند. (تعلى اللّه عمّا یشرکون)

۹ - شریک قرار دادن براى خدا، کوچک شمردن جایگاه والا و یگانه او است. (تعلى اللّه عمّا یشرکون) تعبیر «تعالى اللّه» نشان مى دهد که اندیشه شرک، مایه تنقیص خداى یکتا بوده و اصولاً برخاسته از ناآگاهى به منزلت والاى او و مستلزم کوچک شمردن جایگاه یگانه او است.

موضوعات مرتبط

  • آفرینش: فلسفه نظم آفرینش ۲; منشأ نظم آفرینش ۲
  • باد: پیدایش باد ۷; باد هاى باران زا ۴; منشأ باد هاى مبشر ۳; نقش باد هاى مبشر ۴، ۶
  • باران: پیدایش باران ۷; منشأ باران ۳; منشأ بارش باران ۵
  • توحید: دلایل توحید ۶
  • خدا: آثار تدبیر خدا ۱، ۳; آثار هدایتهاى خدا ۱; خدا و شریک ۸، ۹; علوّ خدا ۸; عوامل استخفاف خدا ۹; نشانه هاى رحمت خدا ۵
  • خشکى: منشأ راهیابى در خشکى ۱
  • دریا: منشأ راهیابى در دریا ۱
  • ستارگان: خلقت ستارگان ۷; نقش ستارگان ۶
  • شب: منشأ راهیابى در شب ۱
  • شرک: آثار شرک ۹; دلایل بطلان شرک ۶
  • مشرکان: عقیده مشرکان ۸
  • موجودات: عجز موجودات ۷
  • هدایت: ابزار هدایت ۲

منابع