النساء ٨٦

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

هرگاه به شما تحیّت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید؛ یا (لااقل) به همان گونه پاسخ گویید! خداوند حساب همه چیز را دارد.

و زمانى كه به شما درود گفته شد، شما به صورتى بهتر از آن يا همانند آن را پاسخ دهيد همانا خداوند حسابرس همه چيز است

و چون به شما درود گفته شد، شما به [صورتى‌] بهتر از آن درود گوييد، يا همان را [در پاسخ‌] برگردانيد، كه خدا همواره به هر چيزى حسابرس است.

هر گاه شما را تحیت و سلامی گفتند شما نیز باید به تحیت و سلامی بهتر از آن یا مانند آن پاسخ دهید، که خدا به حساب هر چیزی کاملاً خواهد رسید.

و هنگامی که به شما درود گویند، شما درودی نیکوتر از آن، یا همانندش را پاسخ دهید؛ یقیناً خدا همواره بر همه چیز حسابرس است.

چون شما را به درودى نواختند به درودى بهتر از آن يا همانند آن پاسخ گوييد. هرآينه خدا حسابگر هر چيزى است.

و چون شما را به تحیتی بنوازند، با تحیتی بهتر از آن، یا همانند آن، پاسخ دهید، که خداوند حسابگر همه چیز است‌

و هنگامى كه شما را به درودى درود گويند، پس به نيكوتر از آن درود گوييد يا همان را باز گوييد. همانا خداوند بر هر چيزى حسابگر است.

هرگاه شما را درودی دادند (اعم از سلام کردن و دعا نمودن و احترام گذاردن) به گونه‌ی زیباتر و بهتر از آن یا (دست کم) همانند آن، آن را پاسخ گوئید. بیگمان خداوند حسابرس هر چیزی است (و حساب هر چیزی را دارد).

و چون به شما زنده‌باد داده شد [:گفته شد]، شما (هم) بهتر از آن یا (مانند) همان را پاسخ دهید. خدا همواره بر(ای) هر چیزی بسی حسابرس بوده است.

و هرگاه به شما درود گفته شود درود گوئید به بهتر از آن یا همان را برگردانید همانا خداوند است بر همه چیز حسابگر


النساء ٨٥ آیه ٨٦ النساء ٨٧
سوره : سوره النساء
نزول : ٨ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«حُیِّیتُمْ»: بر شما سلام شد. «حَسِیباً»: مُحاسب. حسابرس.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ حَسِيباً «86»

و هرگاه شما را به درودى ستايش گفتند، پس شما به بهتر از آن تحيّت گوييد يا (لااقّل) همانند آن را (در پاسخ) باز گوييد كه خداوند همواره بر هر چيزى حسابرس است.

نکته ها

مراد از «تحيّت»، سلام كردن به ديگران، يا هر امر ديگرى است‌ «1» كه با آرزوى حيات و سلامتى و شادى ديگران همراه باشد، همچون هديه دادن. چنانكه وقتى كنيزى به امام حسن عليه السلام دسته گلى هديه داد، امام او را آزاد كرد و اين آيه را قرائت فرمود.

در اسلام، تشويق به سلام به ديگران شده، چه آنان را بشناسيم يا نشناسيم. و بخيل كسى شمرده شده كه در سلام بخل ورزد. و پيامبر به هر كس مى‌رسيد حتّى به كودكان، سلام مى‌داد.

در نظام تربيتى اسلام، تحيّت تنها از كوچك نسبت به بزرگ نيست، خدا، پيامبر و فرشتگان، به مؤمنان سلام مى‌دهند.

سلام خدا. «سَلامٌ عَلى‌ نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ» «2»

سلام پيامبر. «إِذا جاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ» «3»

سلام فرشتگان. «تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمْ» «4»

(به آداب سلام در روايات مراجعه شود).


«1». تفسير قمى، ج 1، ص 145.

«2». صافّات، 79.

«3». انعام، 54.

«4». نحل، 32.

جلد 2 - صفحه 123

پیام ها

1- رابطه‌ى عاطفى خود را با يكديگر گرم‌تر كنيد. «فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ»

2- ردّ احسانِ مردم نارواست، بايد آن را پذيرفت و به نحوى جبران كرد. «فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها»

3- پاسخ محبّت‌ها و هدايا را نبايد تأخير انداخت. حرف فاء در كلمه‌ «فَحَيُّوا» نسانه تسريع است.

4- پاداش بهتر در اسلام استحباب دارد. «فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها»

5- در پاسخ نيكى‌هاى ديگران، ابتدا به سراغ پاسخ بهتر رويد، اگر نشد، پاسخى مشابه. «بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها»

6- از تحيّت‌هاى بى‌جواب نگران باشيد، كه اگر مردم پاسخ ندهند، خداوند حساب آن را دارد و نه عواطف مردم را بى‌جواب گذاريد، كه خداوند به حساب شما مى‌رسد. «إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ حَسِيباً»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ حَسِيباً (86)

چون حق تعالى امر نمود به قتال مشركان، در عقب آن به تحيّه و سلام كه متضمن مسالمه كه ضد محاربه است امر مى‌فرمايد:

وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ: و چون تحيت داده شويد به تحيتى و سلامى، فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها: پس تحيت گوئيد تحيت گوينده را به نيكوتر از آن تحيت. مثلا اگر او گويد «السلام عليكم»، شما در جواب گوئيد «عليك السلام و رحمة اللّه». و اگر سلام با رحمت جمع كند، شما در جواب «و بركاته» را زياد نمائيد. چنانكه مروى است مردى به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت:


«1» نور الثقلين، جلد 1، صفحه 525، حديث 440.

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 527

«السلام عليك»، در جواب فرمود: «عليك السلام و رحمة اللّه». ديگرى گفت: «السلام عليك و رحمة اللّه»، جواب فرمود: «السلام عليك و رحمة اللّه و بركاته». ديگرى گفت: «السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته»، حضرت فرمود: «عليك السلام». آن مرد گفت: چرا نقص سلام من نمودى و به مضمون آيه‌ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها عمل نفرمودى؟ فرمود: انّك لم تترك لى فضلا فرددت مثله تو نگذاشتى براى من فضلى، پس رد آن نمودم به مثل آن، كما قال عز و جل: أَوْ رُدُّوها: يا همان تحيه را باز گردانيد. در جواب «السلام عليك»، بگوئيد: «عليك السلام»، يعنى اين مقدار فرض است و آنچه اول گفته شد، سبب فضل و شرايط سلام. و بعضى بر آنند كه اگر مسلّم مسلمان باشد، جوابش به احسن بايد گفت؛ و اگر غير مسلمان بود، بر او رد بايد كرد به لفظ «عليك». إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ حَسِيباً: بدرستى كه خداى تعالى هست بر همه چيزى حساب كننده، يا حفيظ است هر چيزى را. پس شما را بر تحيت و جواب آن، حساب خواهد كرد.

تنبيه: قبل از اسلام هر جماعتى، تحيت مخصوصى داشتند، مثلا: تحيت ملوك انعم صباحا و انعم مساء بود، و تحيت نصارى دست به دهان خود مى‌گذاشتند، و تحيّت يهود اشاره به انگشت، و تحيّت محبوس تعظيم، و تحيت عجم زى هزار سال، و تحيت عرب حيّاك اللّه (زنده دارد تو را خدا) بود، لكن تحيت شريعت نبوى، سلام شد، و اين اتمّ و اكمل ثنا مى‌باشد؛ زيرا اولا تقابل دو مسلم در ابتداى كلام به نام نامى حضرت ذو الجلال، به علاوه گفتن «السلام عليك»، كاشف است از اينكه تمام سلامتى مالى و جانى و عرضى و روحى و جسدى براى تو دائم و ثابت باشد از جانب ملك القدّوس السّلام، زيرا «مسلّم» به قول «السلام عليكم» مخاطب را دعا كرده به سلامتى از هر مكروهى، و موت از اشد مكاره است. پس در تحيت دعا داخل باشد. و ايضا بايد دانست كه مراد به «حييتم»، همين «سلام عليكم» نيست، بلكه آن شامل هر تحيتى و برّى و احسانى باشد. و مؤيد اينست روايت مأثوره على بن ابراهيم در تفسير خود از

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 528

صادقين عليهم السلام كه: انّ المراد بالتّحيّة فى الاية السّلام و غيره من البرّ. «1» فضيلت سلام: اخبار كثيره در فضيلت سلام وارد شده:

1- در «كافى» عن الصّادق عليه السّلام قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: السّلام تطوّع و الرّدّ فريضة. «2» 2- من التّواضع ان تسلّم على من لقيت. «3» 3- قال عليه السّلام: البخيل من يبخل بالسّلام. «4» 4- عن النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: اولى النّاس باللّه و برسوله من بدء بالسّلام. «5» 5- عن الباقر عليه السّلام: انّ اللّه عزّ و جلّ يحبّ افشاء السّلام. «6» فيض افشاء را تفسير نموده كه سلام كند هر كه را ملاقات كند، هر كس باشد.

6- «منهج» قال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: السّلام تحيّة لملّتنا و امان لذمّتنا. «7» 7- «كافى» ابى امامه از مالك بن تيهان قال قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: من قال السّلام عليكم كتب له عشر حسنات و من قال السّلام عليكم و رحمة اللّه كتب له عشرون حسنة و من قال السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته كتب له ثلثون حسنة. «8» در تفسير شيخ ابو الفتوح رحمه اللّه: چون مسلمانى بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم «سلام عليك» گفتى، جواب فرمودى: «السلام عليكم و رحمة اللّه و


«1» نور الثقلين، جلد 1، صفحه 524، حديث 441.

«2» اصول كافى، جلد 2، كتاب العشرة، باب التسليم، صفحه 644، حديث اوّل.

«3» همان مدرك، صفحه 646، حديث 12.

«4» همان مدرك، صفحه 645، حديث 6.

«5» همان مدرك، صفحه 644، حديث 3.

«6» همان مدرك، صفحه 645، حديث 5.

«7» منهج الصادقين، جلد 3، صفحه 82.

«8» اصول كافى، كتاب العشرة، باب التسليم، حديث 9 [روايت مذكور از امام صادق عليه السّلام نقل شده است.]

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 529

بركاته».

و از آن حضرت مروى است كه چون مؤمن برادر خود را «سلام عليك» گويد، او و جواب دهنده را ده حسنه نويسند.

ايضا مروى است كه ميان سلام كننده و جواب دهنده صد حسنه است، نود و نه حسنه براى سلام كننده، و يكى براى جواب دهنده، «1» زيرا اختيار اين خير، ابتدا از او شده است.

زايرى نزد عبد اللّه جعفر آمد، وى را صله و عطاى نيكو داد. زاير را دست مكافات كوتاه، در فكر بود پاداش او را. تا روزى عبد اللّه جعفر در بازار مى‌گذشت. زائر رو از او بگردانيد. عبد اللّه متعجب شده، پيش رفت و سلام نمود. فورا جواب داد. عبد اللّه جهت اعراض را پرسيد، گفت: براى آن بود كه تو سلام كنى و من جواب دهم تا تو را ثواب بسيار و مرا اندك باشد، چه مرا قوه پاداش صله تو نبود الّا به اين نوع.

ايضا از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مروى است كه افشوا السّلام تسلموا: «2» سلام را افشا كنيد تا سلامتى يابيد.

در «حليه» فرمود: سه كسند كه به صيغه جمع به ايشان سخن بايد گفت، هر چند تنها باشند: اول- كسى كه عطسه كند، مى‌گوئى يرحمكم اللّه. دوّم- كسى كه سلام كند، مى‌گوئى: السلام عليكم. سوم- كسى كه دعا كند، مى‌گوئى عافيكم اللّه؛ هر چند يكى باشد، زيرا با اينها ملائكه مى‌باشند و در قصد، مؤمنان غائب را داخل مى‌توان نمود.

در «خصال» صدوق رحمه اللّه از حضرت صادق عليه السّلام از پدر بزرگوارش مروى است كه فرمود: سلام نكنيد بر يهود و نه بر نصارى و نه بر مجوس، و نه بر بت پرستان، و نه بر كسى كه بر مائده و سفره شراب است، و نه‌


«1» منهج الصادقين، جلد 3، صفحه 81.

«2» منهج الصادقين، جلد 3، صفحه 82.

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 530

بر صاحب شطرنج و نرد، نه بر مخنّث (كسى كه ابنه دارد)، و نه بر شاعرى كه قذف محصنات نمايد، و نه بر مصلّى، چه اشتغال به صلاة مانع رد باشد، زيرا سلام، تطوع و ردش واجب است، و نه بر رباخوار، و نه بر كسى كه مشغول غايط، و نه بر كسى كه در حمام باشد، و نه بر فاسقى كه علنا فسق نمايد. «1»


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ حَسِيباً (86)

ترجمه‌

و چون تحيّت داده شويد به تحيتى پس تحيت دهيد بخوب‌تر از آن يا ردّ كنيد آنرا همانا خدا باشد بر هر چيزى محاسب.

تفسير

لفظ تحيّه ظاهرا مأخوذ از كلمه حياك اللّه است كه متعارف عرب بوده كه بآن اداء تحيت مينمودند و استعمال ميشود در مطلق اكرام چنانچه قمى فرموده مراد سلام و غير آن است از نيكى و در خصال از امير المؤمنين (ع) نقل نموده كه فرمود وقتى كسى از شما عطسه كند بگوئيد يرحمكم اللّه و او بگويد يغفر اللّه لكم و يرحمكم خداوند فرموده است و اذا حيّيتم بتحيّة و تا آخر آيه تلاوت فرمود و در مناقب نقل نموده كه جاريه حضرت حسن (ع) دسته ريحانى پيش كش او نمود حضرت آن كنيزك را آزاد فرمود و اين آيه را تلاوت كرد و فرمود احسن آزاد كردن او است و بنظر حقير چون تحيّت اسلام سلام است البته قدر متيقن از تحيّت سلام است ولى نه بطوريكه موجب انصراف ظهور لفظ شود لذا بايد امر حمل بر مطلق الرجحان شود تا بمقتضاى روايات خاصه نسبت بجواب سلام حمل بر وجوب و نسبت بساير تحيّات حمل بر استحباب گردد و در كافى از حضرت صادق (ع) روايت نموده كه پيغمبر (ص) فرمود سلام مستحب است و رد آن واجب و نيز از آن حضرت روايت نموده كه چون يكنفر از جماعتى سلام كند از آنها كفايت مينمايد و چون يكنفر بين جماعتى جواب سلام دهد از سايرين كافى است و نيز از آنحضرت روايت شده است كه عدّه كم بعده زياد بايد سلام كنند و سواره به پياده و اسب سوار بر قاطر سوار و قاطر سوار بر خر سوار و در روايت ديگر است كه صغير بايد بكبير سلام كند و رونده بر نشسته و يكنفر بر چند نفر و نيز از آنحضرت روايت شده است كه از تواضع است آنكه سلام نمايد شخص هر كس را ملاقات نمايد و بخيل كسى است كه از سلام بخل نمايد و نيز از آنحضرت روايت شده است كه پيغمبر فرموده نزديكترين خلق بخدا و پيغمبر (ص) كسى است كه ابتدا سلام نمايد و از حضرت باقر (ع) روايت شده است كه خداوند دوست دارد افشاء سلام را فيض رحمة اللّه عليه فرموده افشاء سلام آنستكه هر كس را ملاقات نمايد سلام كند هر كه باشد و بنظر حقير آنستكه بلند و واضح سلام كند نه خفى و جويده و از حضرت صادق (ع) روايت شده است كه در سه مورد خطاب جمع ميشود با آنكه طرف يك است يكى عطسه كننده كه باو گفته ميشود يرحمكم اللّه اگر چه تنها باشد ديگر سلام‌


جلد 2 صفحه 95

است كه سلام عليكم گفته ميشود اگر چه طرف يكنفر باشد ديگر مقام دعا است كه عافاكم اللّه گفته ميشود به يكنفر چون با او است غير او فيض ره فرموده مراد از غير ملائكه‌اند و بنظر حقير كسان مدعوله ميباشند كه عافيت او در عافيت آنها است و ظاهر آيه وجوب ردّ است خواه سلام كننده مسلم باشد خواه كافر اگر چه بر حسب قرائنى ميتوان حربى را خارج نمود و تخيير است بين رد بمثل يا احسن اگر چه احسن احسن است ولى نسبت بكافر رد بمثل متعيّن است و رد باحسن باضافه و رحمة اللّه است بر سلام در جواب در صورتى كه آن در سلام ذكر نشده باشد و الا باضافه و بركاته است و در صورتى كه آنهم ذكر شده باشد تحيّت كامل است و احسن از آن متصور نيست بايد رد بمثل شود در كافى از حضرت باقر (ع) روايت نموده كه امير المؤمنين (ع) مرور فرمود بقومى و سلام فرمود، آنها جواب گفتند عليك السلام و رحمة اللّه و بركاته و مغفرته و رضوانه حضرت فرمود زياده از آنچه ملائكه به پدر ما ابراهيم عليه السلام گفتند براى ما نگوئيد آنها گفتند و رحمة اللّه و بركاته عليكم اهل البيت و روايت شده است كه مردى به پيغمبر (ص) گفت السلام عليك حضرت فرمود و عليك السلام و رحمة اللّه ديگرى گفت السلام عليك و رحمة اللّه حضرت فرمود و عليك السلام و رحمة اللّه و بركاته ديگرى عرض كرد السلام عليك و رحمة اللّه و بركاته حضرت فرمود و عليك آنشخص عرض كرد جواب مرا ناقص فرمودى پس حكم خدا چه شد و اين آيه را تلاوت نمود حضرت فرمود تو فضيلتى را وانگذاشتى من هم رد بمثل نمودم و در كافى از حضرت صادق (ع) روايت نموده كه كسيكه بگويد السلام عليكم ده حسنه دارد و كسيكه بگويد سلام عليكم و رحمة اللّه بيست حسنه دارد و كسيكه بگويد السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته سى حسنه دارد و از آنحضرت روايت شده است كه تماميت تحيت مقيم بمصافحه است و تماميت سلام مسافر بمعانقه است و از آنحضرت از امير المومنين (ع) نقل شده است كه باهل كتاب ابتداء بسلام ننمائيد و اگر آنها بشما سلام كردند جواب بگوئيد و عليكم و روايت شده است كه ميان سلام كننده و جواب دهنده صد حسنه است نود و نه حسنه آن از آن سلام كننده است و يكى از آن جواب دهنده و از حضرت صادق (ع) روايت شده است كه بسه نفر نبايد سلام نمود كسيكه مشايعت جنازه مينمايد و كسيكه بنماز جمعه ميرود و كسيكه در بيت حمام است و در خصال از آنحضرت نقل نموده كه از پدر بزرگوار خود نقل فرمودند كه‌


جلد 2 صفحه 96

سلام ننمائيد بر يهودى و نصرانى و مجوس و بت‌پرست و كسيكه بر سفره شراب نشسته و كسيكه مشغول بشطرنج و نرد باشد و بر مخنّث و بر شاعرى كه قذف محصنات نمايد و بر نماز گذار چون قادر بر جواب نيست و جواب سلام واجب است و بر رباخوار و بر كسيكه مشغول بتخليه است و بر كسيكه در حمام است و بر فاسق متجاهر بفسق و بنظر حقير هر جا سلام موجب تجرّى و ترك آن موجب تنبّه و ردع است لازم است ترك شود و همچنين در موارديكه طرف خوشنود نميشود كه بعضى از آن موارد در روايات ذكر شده چون تحيّه در اين قبيل موارد صادق نيست و همچنين هر جا ادب مقتضى ترك باشد و بايد بسليقه و ذوق ادراك شود رزقنا اللّه انشاء اللّه تعالى و خداوند حساب جزئى و كلى امور را ميداند و موارد تحيّت و غيره را مى‌شناسد و رد بمثل و احسن را جزاى بمثل و احسن ميدهد اگر چه هر چه او عطا كند احسن است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ إِذا حُيِّيتُم‌ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحسَن‌َ مِنها أَو رُدُّوها إِن‌َّ اللّه‌َ كان‌َ عَلي‌ كُل‌ِّ شَي‌ءٍ حَسِيباً (86)

و زماني‌ ‌که‌ ‌شما‌ ‌را‌ تحيت‌ گفتند بهر نوع‌ تحيتي‌ ‌شما‌ ‌هم‌ تحيت‌ گوئيد ‌آنها‌ ‌را‌ ببهتر ‌از‌ ‌آن‌ تحيت‌ ‌ يا ‌ همان‌ تحيت‌ ‌را‌ رد كنيد محققا خداوند ‌بر‌ ‌هر‌ چيزي‌ حساب‌ ميفرمايد و ‌از‌ قلم‌ ‌او‌ ساقط نميشود.

‌در‌ اخبار تفسير ‌شده‌ وَ إِذا حُيِّيتُم‌ بِتَحِيَّةٍ بسلام‌ و مسلما بيان‌ اظهر مصاديق‌ ‌است‌ منافي‌ ‌با‌ عموم‌ نيست‌، و شاهد ‌بر‌ عموم‌ ‌در‌ بعض‌ اخبار باين‌ ‌آيه‌ تمسك‌ كردند ‌در‌ موضع‌ عطاس‌ ‌که‌ ‌در‌ جواب‌ عافاكم‌ اللّه‌ بگويد يغفر اللّه‌ لكم‌ بلكه‌ مصافحه‌ و معانقه‌ ‌را‌ ‌هم‌ ‌در‌ اخبار بيان‌ ‌شده‌ بخصوص‌ ‌در‌ مورد مسافرت‌ و ‌در‌ بسياري‌ ‌از‌ اخبار آداب‌ سلام‌ و فضيلت‌ ‌آن‌ و كيفيت‌ ‌آن‌ و جواب‌ سلام‌ و معني‌ سلام‌ و احكام‌ ‌آن‌ وارد ‌شده‌ و فقهاء ‌در‌ كتب‌ فقه‌ و ‌در‌ رسائل‌ عمليه‌ بيان‌ فرموده‌اند و مخصوصا ‌در‌ سلام‌ ‌بر‌ پيغمبر صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ و ائمه‌ اطهار (ع‌) و اموات‌ مؤمنين‌ و اصحاب‌ ائمه‌ و آداب‌ زيارت‌ ‌آنها‌ ‌از‌ دور و نزديك‌ و ‌ما مختصري‌ ‌از‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌در‌ ذيل‌ كلمه‌ الَّذِين‌َ يُقِيمُون‌َ الصَّلاةَ صفحه‌ 196‌-‌ 201

جلد 5 - صفحه 156

201 بيان‌ كرده‌ايم‌.

و خلاصه‌ ‌آن‌ اينست‌ ‌که‌ سلام‌ ‌از‌ سلامتي‌ ‌است‌ و اطلاق‌ ‌بر‌ ‌خدا‌ ميشود هُوَ اللّه‌ُ الَّذِي‌ لا إِله‌َ إِلّا هُوَ المَلِك‌ُ القُدُّوس‌ُ السَّلام‌ُ المُؤمِن‌ُ المُهَيمِن‌ُ العَزِيزُ الجَبّارُ المُتَكَبِّرُ سُبحان‌َ اللّه‌ِ عَمّا يُشرِكُون‌َ حشر ‌آيه‌ 23، بمناسبت‌ اينكه‌ ذاتا و صفة و فعلا تام‌ فوق‌ التمام‌ و كامل‌ فوق‌ الكمال‌ خالي‌ ‌از‌ جميع‌ عيوب‌ و نواقص‌ ‌است‌، و ‌بر‌ دعا و طلب‌ سلامتي‌ ‌که‌ عبارت‌ ‌از‌ تحية ‌است‌ و ‌بر‌ وعد ‌که‌ وعده‌ سلامتي‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌من‌ خيال‌ سويي‌ ‌در‌ حق‌ تو ندارم‌ و هيچگونه‌ ضرر و خسارتي‌ ‌از‌ ‌من‌ بتو وارد نخواهد شد.

و سلام‌ مستحب‌ّ مؤكد ‌است‌، ‌اگر‌ سلام‌ عليكم‌ ‌باشد‌ ده‌ حسنه‌ و ‌اگر‌ منضم‌ ‌به‌ و رحمة اللّه‌ ‌باشد‌ بيست‌ حسنه‌، و بركاته‌ سي‌ حسنه‌.

و مستحب‌ّ ‌است‌ وارد ‌بر‌ مورود و راكب‌ ‌بر‌ راحل‌ و قائم‌ ‌بر‌ قاعد و راكب‌ بغل‌ ‌بر‌ راكب‌ حمار و راكب‌ فرس‌ ‌بر‌ راكب‌ بغل‌ سلام‌ كند.

و جواب‌ سلام‌ واجب‌ ‌است‌ و بايد جواب‌ بهتر ‌باشد‌ ‌ يا ‌ ‌لا‌ اقل‌ مساوي‌، كمتر نباشد چنانچه‌ مفاد فَحَيُّوا بِأَحسَن‌َ مِنها أَو رُدُّوها ‌است‌ و ‌در‌ سلام‌ يهود و نصاري‌ اقتصار كند بكلمه‌ عليكم‌ ‌در‌ جواب‌، و ‌اگر‌ ‌در‌ نماز ‌است‌ ‌در‌ جواب‌ اقتصار بمثل‌ كند. و درجه‌ اعلاي‌ سلام‌ ‌السلام‌ عليكم‌ و رحمة اللّه‌ و بركاته‌ ‌است‌ ‌که‌ سلام‌ ملائكه‌ ‌است‌ و بيشتر ‌از‌ ‌اينکه‌ نباشد ‌که‌ بگويد و مغفرته‌ و رضوانه‌ ‌که‌ ‌از‌ امير المؤمنين‌ ‌عليه‌ السّلام‌ نهي‌ وارد ‌شده‌، و ‌اگر‌ سلام‌ ‌بر‌ جماعت‌ ‌باشد‌ يك‌ نفر ‌از‌ ‌آنها‌ بوجوب‌ كفايي‌ جواب‌ دهد كافيست‌.

و ‌بر‌ چند طائفه‌ مذموم‌ ‌است‌ سلام‌ كردن‌: يهود، نصاري‌، مجوس‌، بت‌پرست‌ مجلس‌ شرب‌ خمر ‌که‌ شارب‌ الخمر ‌باشد‌، صاحب‌ شطرنج‌ ‌که‌ قمار باز ‌است‌، و مخنث‌ ‌که‌ ملوط ‌است‌، و شاعري‌ ‌که‌ قذف‌ محصنات‌ ميكند، و ‌بر‌ نماز گذار ‌که‌ ‌در‌ حال‌ نماز ‌است‌، و ‌بر‌ آكل‌ رباء، و ‌بر‌ كسي‌ ‌که‌ ‌در‌ بيت‌ التخليه‌ ‌باشد‌ ‌ يا ‌ ‌در‌ حمام‌ ‌باشد‌،

جلد 5 - صفحه 157

و ‌بر‌ متجاهر بفسق‌ طبق‌ حديث‌ مروي‌ ‌از‌ فقيه‌ ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ (ع‌) ‌از‌ پدر بزرگوارش‌ حضرت‌ باقر (ع‌) و ‌غير‌ اينها ‌از‌ احكام‌.

إِن‌َّ اللّه‌َ كان‌َ عَلي‌ كُل‌ِّ شَي‌ءٍ حَسِيباً حسيب‌ ‌را‌ گفتند كافي‌ و عالم‌ و مقتدر و محاسب‌ ‌است‌ (مجمع‌ البحرين‌) و ‌در‌ مجمع‌ البيان‌ حسيب‌ كافي‌ مجازي‌ و تمام‌ اينها ‌بر‌ خداوند صادق‌ ‌است‌.

برگزیده تفسیر نمونه


نکات آیه

۱- وجوب پاسخگویى به تحیّت و درود دیگران (و اذا حیّیتم بتحیّة فحیّوا) «تحیّة» در اصل به معناى دعا و درخواست سلامتى و طول عمر است و سپس در مطلق دعا به کار رفته است و در عرف اسلامى به معناى سلام کردن و درود فرستادن است.

۲- پاسخ به تحیّت و درود دیگران، باید بهتر از آن، یا همانند آن باشد. (و اذا حیّیتم بتحیّة فحیّوا باحسن منها ااو ردّوها)

۳- سلام کردن، امرى پسندیده است و پاسخ به آن، واجب. (و اذا حیّیتم بتحیّة فحیّوا باحسن منها ااو ردّوها)

۴- اهمیّت روابط عاطفى و اخلاقى و برخوردهاى نیکو در جامعه اسلامى (و اذا حیّیتم بتحیّة فحیّوا باحسن منها او ردّوها) توصیه خداوند به پاسخگویى بهتر در برابر درود و تحیت دیگران، براى ایجاد روابط عاطفى و اخلاقى در جامعه اسلامى است.

۵- جامعه ایمانى وظیفه دار برقرارى روابط مسالمت آمیز با جوامعى که خواهان این نوع مناسبات هستند. (و اذا حیّیتم بتحیّة فحیّوا باحسن منها او ردّوها) با توجّه به معناى لغوى «تحیّت» (درخواست سلامتى)، جمله «اذا ... » به این معناست که اگر فردى یا گروهى خواهان سلامت و امنیّت شما باشند، شما نیز خواهان سلامت و امنیت آنان باشید.

۶- لزوم پاسخگویى بهتر یا برابر به نیکى دیگران (و اذا حیّیتم بتحیّة فحیّوا باحسن منها او ردّوها)

۷- قدرت و تسلط خداوند بر حسابرسى و سنجش هر چیز (انّ اللّه کان على کل شىء حسیبا)

۸- هر عملى از انسان مورد حسابرسى خداوند قرار مى گیرد. (انّ اللّه کان على کل شىء حسیبا)

۹- تحیّتها و درودهاى اهل ایمان به یکدیگر، مورد محاسبه خداوند و در پى دارنده اجر و پاداش الهى (و اذا حیّیتم ... انّ اللّه کان على کل شىء حسیبا) محاسبه اعمال نیک کنایه از پاداش دهى خداوند بر آن اعمال مى باشد.

۱۰- توجّه به حسابرسى دقیق و کامل خداوند در هر عمل، زمینه انجام اعمال نیک و پرهیز از اعمال ناروا (و اذا حیّیتم ... انّ اللّه کان على کل شىء حسیبا)

موضوعات مرتبط

  • احکام:۱، ۳
  • بینخالملل: روابط بینخالملل ۵
  • پاسخ: آداب پاسخ ۶
  • جامعه: روابط اجتماعى جامعه ۴ ; مسؤولیت جامعه اسلامى ۵
  • خدا: حسابرسى خدا ۷، ۸، ۹، ۱۰ ; قدرت خدا ۷
  • ذکر: آثار ذکر ۱۰
  • سلام: آداب جواب سلام ۲ ; احکام سلام ۱، ۳ ; پاداش سلام ۹ ; وجوب جواب سلام ۱، ۳
  • عمل: حسابرسى عمل ۸ ; زمینه عمل صالح ۱۰ ; موانع عمل ناپسند ۱۰
  • معاشرت: آداب معاشرت ۴، ۶
  • نظام اجتماعى:۴، ۵
  • واجبات:۱، ۳

منابع