النساء ٧٦

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

کسانی که ایمان دارند، در راه خدا پیکار می‌کنند؛ و آنها که کافرند، در راه طاغوت [= بت و افراد طغیانگر]. پس شما با یاران شیطان، پیکار کنید! (و از آنها نهراسید!) زیرا که نقشه شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است.

آنها كه ايمان آوردند در راه خدا پيكار مى‌كنند و آنها كه كافر شدند در راه طاغوت مى‌جنگند پس با ياران شيطان بجنگيد كه قطعا نيرنگ شيطان سست و ضعيف است

كسانى كه ايمان آورده‌اند، در راه خدا كارزار مى‌كنند. و كسانى كه كافر شده‌اند، در راه طاغوت مى‌جنگند. پس با ياران شيطان بجنگيد كه نيرنگ شيطان [در نهايت‌] ضعيف است.

اهل ایمان در راه خدا، و کافران در راه طاغوت (شیطان) جهاد می‌کنند، پس (شما مؤمنان) با دوستان شیطان بجنگید (و از آنها بیم و اندیشه مکنید) که مکر و سیاست شیطان بسیار سست و ضعیف است.

آنان که ایمان آورده اند، در راه خدا می جنگند؛ و کسانی که کافر شده اند، در راه طاغوت می جنگند. پس شما با یاران شیطان بجنگید، که یقیناً نیرنگ و توطئه شیطان [در برابر اراده خدا و پایداری شما] سست و بی پایه است.

آنان كه ايمان آورده‌اند، در راه خدا مى‌جنگند، و آنان كه كافر شده‌اند در راه شيطان. پس با هواداران شيطان قتال كنيد كه مكر شيطان ناچيز است.

مؤمنان در راه خدا کارزار می‌کنند و کافران در راه طاغوت، آری با دوستداران شیطان بجنگید که نیرنگ شیطان [در نهایت‌] ضعیف است‌

كسانى كه ايمان آورده‌اند در راه خدا كارزار مى‌كنند و كسانى كه كافر شده‌اند در راه طاغوت- بت يا طغيانگر- پيكار مى‌كنند، پس با دوستان شيطان بجنگيد، كه نيرنگ شيطان هماره سست است.

کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه یزدان می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه شیطان می‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید. بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است.

کسانی که ایمان آوردند، در راه خدا کشتار می‌کنند و کسانی که کافر شدند، در راه طغیانگران کشتار می‌کنند. پس با یاران و پیروان شیطان کشتار کنید (که) نیرنگ شیطان بی‌گمان ضعیف بوده است.

آنان که ایمان آورده پیکار کنند در راه خدا و آنان که کفر ورزیده‌اند پیکار کنند در راه ستمگر پس پیکار کنید با یاران شیطان همانا نیرنگ شیطان است ناتوان‌


النساء ٧٥ آیه ٧٦ النساء ٧٧
سوره : سوره النساء
نزول : ٨ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢١
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الطَّاغُوت»: در اینجا مراد شیطان است که انسان را به کفر و طغیان می‌خواند.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


الَّذِينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً «76»


«1». تفسير عيّاشى، ج 1، ص 257.

جلد 2 - صفحه 108

كسانى كه ايمان آورده‌اند، در راه خدا جهاد مى‌كنند و كسانى كه كافر شده‌اند در راه طاغوت مى‌جنگند. پس با دوستان و ياران شيطان بجنگيد (و بيم نداشته باشيد) زيرا حيله‌ى شيطان ضعيف است.

نکته ها

گرچه نيرنگ‌هاى شيطانى كفّار بزرگ است، «وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً» «1» و نزديك است كوهها از مكر كفّار، از جا كنده شود، «وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ» «2» ولى در برابر اراده‌ى خداوند، سست و ضعيف است.

پیام ها

1- لازمه‌ى ايمان، جهاد با كفّار است. «الَّذِينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ»

2- جهاد اسلامى، در راه خدا و براى حفظ دين خداست، نه كشورگشايى يا انتقام‌گيرى. «يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ»

3- جامعه‌ى الهى و غير الهى را از نوع درگيرى‌هايشان مى‌توان شناخت. «فِي سَبِيلِ اللَّهِ، فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ»

4- درگيرى و تضاد هميشه بوده وهست، ولى در چه راهى وبراى چه هدفى؟ فِي سَبِيلِ اللَّهِ‌ ...

5- مثلث كفر، طاغوت وشيطان، اتحاد محكمى دارند. «كَفَرُوا، بِالطَّاغُوتِ‌، الشَّيْطانُ»

6- با مقايسه ميان دو نوع مبارزه وهدف، به ارزش كار خود پى ببريد ودر جنگ بكوشيد. «فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ»

7- گرچه دشمنان نقشه‌ها دارند، ولى نترسيد، كه نقشه‌هايشان ضعيف است. «إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً»

8- پايان خط طاغوت و راه شيطان، ناكامى است. «إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً»


«1». نوح، 22.

«2». ابراهيم، 46.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌2، ص: 109

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



الَّذِينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً (76)

بعد از آن در تشجيع مؤمنان و ترغيب آنها در جهاد با كافران مى‌فرمايد:

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 505

الَّذِينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ‌: آن كسانى كه ايمان آورده‌اند به خدا و رسول، مقاتله مى‌كنند در راه خدا، يعنى در چيزى كه وسيله فوز به مثوبات الهى و نعم نامتناهى است. وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ‌: و آن كسانى كه كافر شدند از وثنى و يهودى و نصرانى، مقاتله مى‌كنند در راه شيطان كه طاغى و ياغى است، يعنى به فرمانبردارى او كه موجب وصول به عقوبات پادشاهى و عذاب دائمى است؛ و چون حال بر اين منوال باشد، فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ‌: پس محاربه كنيد اى دوستان خدا، دوستان شيطان را و از مكايد و مصايد او مترسيد و انديشه‌اى به خود راه مدهيد. إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً: بدرستى كه حيله و مكر و وسوسه شيطان هست، سست و بى‌قوت. چه كيد او به مؤمنان، نسبت به جزاى خدا در مقابل مكر كافران، ضعيف و بى‌اعتبار است. و ايضا كيد او فريبى است بى‌حجت و برهان. پس از اولياء او انديشه مبريد كه اعتماد آنها بر كسى است كه اضعف و اوهن شى‌ء است.

نكته: ذكر كان براى تأكيد است و دلالت كند بر آنكه ضعف كيد شيطان، لازم است در جميع احوال، از ماضى و حال و استقبال، نه آنكه در بعضى زمان باشد دون زمان ديگر.

تحقيق: خداوند قلب انسانى را به شكل صنوبر خلق فرموده و سه گوشه دارد: يكى به طرف راست، و يكى به طرف چپ، و ديگرى در وسط. و در هر يك از سه گوشه ملكى موكل، كه تسديد مى‌كند قلب را. و خيرات و مبرات و حكمت و معارف را با انوار عالم عقل، داخل در او مى‌كند. و آن نور از دايره عقل كه محيط به عوالم علياست، سه شكل مخروطى از دايره عقل كل ممتدا كشيده شده تا آنكه متصلا منتهى شده به هر يك از سه گوشه، و هر يك از آن سه ملك ادخال نور در فضاى عالم قلب مى‌كند. و در مقابل هر يك از سه ملك، يك شيطان از عالم جهل موكل است كه ادخال نمايد ظلمت را از دايره جهل كه محيط است بر عوالم سفلى، و از ما تحت ظلمت صعود نموده به طرف‌

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 506

قلب، به طريقى كه نور عقل نزول نموده و افكار انسانى و خيالات او از خيرات و مبرات و فسادات و شرورات و طاعات كه هر زمانى به نهج و طريقى است، از اثر ادخال نور و ظلمت است در قلب انسانى. حال، شخص مختار است كه هر يك از ملك و شيطان را اعانت نمايد، او غالب و ديگرى مغلوب مى‌شود. و هر كدام را جنودى است و دائما در تنازعند. در وقت غلبه عقل و ملك، نور و هدايت داخل قلب شود؛ و در هنگام غلبه نفس و شيطان، ظلمت و ضلالت وارد گردد. و به اين غلبه مثاب و معاقب خواهد شد. مؤمنين جهاد كنند در راه خدا بر غلبه عقل بر نفس به طاعات و عبادات، و كافرين محاربه نمايند در سبيل شيطان بر غلبه نفس بر عقل به متابعت شهوات و منهيات. چون حال بر اين منوال است اى مؤمنين، اگر طالب سعادت هستيد، فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


الَّذِينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً (76)

ترجمه‌

آنانكه ايمان آوردند جهاد ميكنند در راه خدا و آنانكه كافر شدند كارزار ميكنند در راه ابليس پس مقاتله كنيد با دوستان شيطان همانا مكر شيطان باشد سست.

تفسير

اهل ايمان جهاد ميكنند براى اطاعت امر خدا و طلب خوشنودى او و در طريق وصول بحق و اهل كفر جنگ ميكنند در طريق اطاعت ابليس و رضاى او و رسيدن باو پس اهل ايمان اولياء خدا هستند و خداوند ولى و ناصر آنها است و اهل كفر اولياء شيطانند و او ولى و ياور آنها است چون هر كس از اتباع خود حمايت مى‌كند و قوه و قدرت خداوند فوق هر قوه و قدرت است البته نمى‌گذارد اولياء خود مغلوب شوند و از آنها


جلد 2 صفحه 84

حمايت و نگهدارى مى‌فرمايد و مكر شيطان ضعيف و سست و محدود و موقت است پس بايد جهاد در راه خدا نمود و واصل باو شد كه عاقبت غلبه با حزب او است و همه باو رجوع مينمايند و شيطان و حزبش مضمحل و فانى خواهند گشت چنانچه هميشه همينطور بوده كه اگر اهل باطل چند روزى جولانى داشته‌اند بالاخره مغلوب و فانى شده‌اند و اهل حق غالب شده و باقى مانده‌اند.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


الَّذِين‌َ آمَنُوا يُقاتِلُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ اللّه‌ِ وَ الَّذِين‌َ كَفَرُوا يُقاتِلُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الطّاغُوت‌ِ فَقاتِلُوا أَولِياءَ الشَّيطان‌ِ إِن‌َّ كَيدَ الشَّيطان‌ِ كان‌َ ضَعِيفاً (76)

كساني‌ ‌که‌ ‌با‌ ايمان‌ باشند ‌در‌ مجاهده‌ و مقاتله‌ ‌با‌ كفار ‌براي‌ رضاي‌ ‌خدا‌ و تحصيل‌ قرب‌ باو و ترويج‌ دين‌ ‌او‌ و دفع‌ دشمنان‌ دين‌ مقاتله‌ ميكنند و بالاخره‌ نائل‌ ميشوند ‌به‌ احدي‌ الحسنيين‌ ‌اگر‌ كشته‌ شدند بدرجه‌ رفيعه‌ شهادت‌ ميرسند ‌که‌ ‌در‌ حق‌ ‌آنها‌ ميفرمايد وَ لا تَحسَبَن‌َّ الَّذِين‌َ قُتِلُوا فِي‌ سَبِيل‌ِ اللّه‌ِ أَمواتاً بَل‌ أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم‌ يُرزَقُون‌َ آل‌ عمران‌ ‌آيه‌ 169، و ‌اگر‌ كشتند فتح‌ و فيروزي‌ و ترويج‌ دين‌ و خدمت‌ بعالم‌ اسلاميت‌ كردند ‌که‌ ‌در‌ حق‌ ‌آنها‌ ميفرمايد قُل‌ هَل‌ تَرَبَّصُون‌َ بِنا إِلّا إِحدَي‌ الحُسنَيَين‌ِ توبه‌ ‌آيه‌ 52.

الَّذِين‌َ آمَنُوا يُقاتِلُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ اللّه‌ِ بالاخره‌ بحساب‌ الهي‌ حساب‌ ميشود

جلد 5 - صفحه 138

وَ الَّذِين‌َ كَفَرُوا يُقاتِلُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الطّاغُوت‌ِ معناي‌ طاغوت‌ گذشت‌ ‌که‌ ‌هر‌ داعي‌ باطلي‌ طاغوت‌ ‌است‌، شيطان‌ ‌باشد‌ ‌ يا ‌ رؤساء كفر و ضلالت‌ ‌ يا ‌ دعات‌ باطله‌ و امراء جور و مبلغين‌ سوء و امثال‌ اينها و كفار پيروي‌ ‌از‌ ‌آنها‌ ميكنند و ‌در‌ راه‌ ‌آنها‌ مقاتله‌ مينمايند.

فَقاتِلُوا أَولِياءَ الشَّيطان‌ِ نتيجه‌ جمله‌ قبل‌ ‌است‌ و امر ظاهر ‌در‌ وجوب‌ ‌پس‌ واجب‌ ‌است‌ مقاتله‌ ‌با‌ اينها و دفع‌ شر ‌آنها‌ و چون‌ اينها كلا باغواء شيطان‌ ‌است‌ و اينها اولياء ‌او‌ هستند بايد ‌با‌ اينها مقاتله‌ كرد.

إِن‌َّ كَيدَ الشَّيطان‌ِ كان‌َ ضَعِيفاً كيد و مكر و خدعه‌ و حيله‌ و نكري‌ قريب‌ المعني‌ ‌است‌ و مراد فريب‌ دادن‌ طرف‌ ‌است‌ باسباب‌ خفيه‌ ‌که‌ ‌او‌ متوجه‌ نشود بلكه‌ تخيل‌ عكس‌ نمايد و ‌اينکه‌ ‌اگر‌ ‌از‌ طرف‌ ‌خدا‌ ‌باشد‌ عقوبت‌ و عذاب‌ ‌است‌ ‌که‌ طرف‌ مستحق‌ ‌آن‌ ‌باشد‌ وَ أُملِي‌ لَهُم‌ إِن‌َّ كَيدِي‌ مَتِين‌ٌ اعراف‌ ‌آيه‌ 183، سَنَستَدرِجُهُم‌ مِن‌ حَيث‌ُ لا يَعلَمُون‌َ اعراف‌ ‌آيه‌ 182، إِنَّهُم‌ يَكِيدُون‌َ كَيداً وَ أَكِيدُ كَيداً طارق‌ ‌آيه‌ 15 و 16، و ‌غير‌ اينها ‌از‌ آيات‌. و معناي‌ كيد ‌خدا‌ امتحان‌ ‌است‌ بدادن‌ مال‌ و جاه‌ و عده‌ و عده‌ و قوت‌ و قدرت‌ ‌تا‌ ‌هر‌ قدر بتواند ‌در‌ فسق‌ و فجور فرو رود ‌تا‌ بعذاب‌ سخت‌ دچار شود چنانچه‌ عليا ‌عليه‌ زينب‌ سلام‌ اللّه‌ عليها بيزيد پليد فرمود وَ لا يَحسَبَن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا أَنَّما نُملِي‌ لَهُم‌ خَيرٌ لِأَنفُسِهِم‌ إِنَّما نُملِي‌ لَهُم‌ لِيَزدادُوا إِثماً وَ لَهُم‌ عَذاب‌ٌ مُهِين‌ٌ.

و اما كيد و مكر ‌اگر‌ ‌با‌ مؤمن‌ ‌باشد‌ بسيار صفت‌ خبيثه‌ ‌است‌ و معصيت‌ بزرگ‌ و مشتمل‌ ‌بر‌ معاصي‌ بسيار ‌از‌ ظلم‌ و ايذاء و اهانت‌ و ‌غير‌ اينها، و ‌از‌ ‌رسول‌ اكرم‌ ‌صلي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و ‌سلّم‌ ‌است‌

(ليس‌ منا ‌من‌ ماكر مسلما)

جامع‌ السعاده‌ ص‌ 116، و ‌اگر‌ ‌با‌ اعداء دين‌ و رفع‌ شر ‌آنها‌ ‌از‌ مسلمين‌ ‌باشد‌ بسا واجب‌ ‌باشد‌ و بسا جائز.

و اما كيد شيطان‌ و اتباع‌ و اولياء ‌آن‌ ‌اگر‌ چه‌ بسا بسيار بزرگ‌ ‌است‌ ‌در‌

جلد 5 - صفحه 139

قرآن‌ ميفرمايد وَ مَكَرُوا مَكراً كُبّاراً نوح‌ ‌آيه‌ 22، و نيز ميفرمايد وَ قَد مَكَرُوا مَكرَهُم‌ وَ عِندَ اللّه‌ِ مَكرُهُم‌ وَ إِن‌ كان‌َ مَكرُهُم‌ لِتَزُول‌َ مِنه‌ُ الجِبال‌ُ ابراهيم‌ ‌آيه‌ 46 لكن‌ ‌در‌ مقابل‌ مشيت‌ حق‌ بسيار ضعيف‌ و ناچيز ‌است‌ بايد پناه‌ برد بخدا و ‌از‌ ‌او‌ طلب‌ نصرت‌ كرد و ‌با‌ اينها مقاتله‌ نمود بعلاوه‌ چون‌ مكر و كيد اينها ‌بر‌ باطل‌ ‌است‌ و باطل‌ ثبات‌ و بقاء ندارد بي‌مغز و پوك‌ ‌است‌ ضعيف‌ ‌است‌ لذا گفتند للباطل‌ جولة و للحق‌ دولة وَ قُل‌ جاءَ الحَق‌ُّ وَ زَهَق‌َ الباطِل‌ُ إِن‌َّ الباطِل‌َ كان‌َ زَهُوقاً سوره‌ بني‌ اسرائيل‌ ‌آيه‌ 81.

برگزیده تفسیر نمونه


نکات آیه

۱- نبرد در راه خدا، از ویژگیهاى بارز مؤمنان واقعى (الّذین امنوا یقاتلون فى سبیل اللّه)

۲- نبرد در راه خدا، از نشانه هاى ایمان (الّذین امنوا یقاتلون فى سبیل اللّه)

۳- جنگهاى کافران، در راه طاغوت است. (و الّذین کفروا یقاتلون فى سبیل الطّاغوت)

۴- نبرد در رکاب طاغوتها، نشانه کفر (و الّذین کفروا یقاتلون فى سبیل الطّاغوت)

۵- تقویت طاغوت، از ویژگیهاى کافران (و الّذین کفروا یقاتلون فى سبیل الطّاغوت)

۶- وجوب نبرد با یاوران شیطان (کافران و طاغوتها) (و الّذین کفروا یقاتلون فى سبیل الطّاغوت فقاتلوا اولیاء الشّیطان)

۷- طاغوتها و هموارکنندگان راه آنان، دوستان و یاوران شیطانند. (و الّذین کفروا یقاتلون فى سبیل الطّاغوت فقاتلوا اولیاء الشّیطان) مراد از اولیاى شیطان به قرینه فاى تفریع در «فقاتلوا»، کافران و طاغوتها هستند. گفتنى است که در برداشت فوق، شیطان، غیر طاغوت گرفته شده است.

۸- تضاد راه خدا با راه طاغوت و شیطان (الّذین امنوا یقاتلون فى سبیل اللّه و الّذین کفروا یقاتلون فى سبیل الطّاغوت فقاتلوا اولیاء الشّیطان)

۹- طاغوتها، شیطانند و کافران، یاوران آنها (و الّذین کفروا یقاتلون فى سبیل الطّاغوت فقاتلوا اولیاء الشّیطان) بدان احتمال که مراد از شیطان همان طاغوت باشد ; در این صورت مقصود از اولیاء شیطان به دلیل فاى تفریع کافران خواهد بود.

۱۰- جنگ با دوستان شیطان (کافران و طاغوتها) مصداق بارز نبرد در راه خدا (الّذین امنوا یقاتلون فى سبیل اللّه ... فقاتلوا اولیاء الشّیطان)

۱۱- سست بنیادى نقشه ها و ترفندهاى طاغوتها و شیاطین (و الّذین کفروا یقاتلون فى سبیل الطّاغوت ... انّ کید الشّیطان کان ضعیفاً)

۱۲- بیان ضعفهاى دشمن، از شیوه هاى قرآن براى تقویت روحیه مؤمنان (الّذین امنوا یقاتلون فى سبیل اللّه ... فقاتلوا اولیاء الشّیطان انّ کید الشّیطان کان ضعیفاً) یادآورى سستى مکرهاى شیطان پس از فرمان به جهاد، به جهت رفع نگرانى و تقویت روحیه مسلمانان در نبرد با کافران است.

۱۳- شیاطین، همواره در صدد مکر و توطئه علیه مؤمنان (انّ کید الشّیطان کان ضعیفاً)

۱۴- نقش عمده و اساسى نقشه ها و شیوه هاى مبارزه در شکست و پیروزى (انّ کید الشّیطان کان ضعیفاً) از اینکه خداوند براى تحریک مؤمنان در رویارویى با کافران ضعف و ناتوانى نقشه هاى آنان را یادآورى مى کند، معلوم مى شود شیوه هاى مبارزه و برنامه هاى جنگى، نقش بسزایى در پیروزیها دارند.

۱۵- کافران پیکارگر در جبهه طاغوت، ضعیف و ناتوان (و الذین کفروا یقاتلون فى سبیل الطّاغوت ... انّ کید الشّیطان کان ضعیفاً)

موضوعات مرتبط

  • احکام:۶
  • ایمان: علایم ایمان ۲
  • پیروزى: عوامل پیروزى ۱۴
  • تقویت روحیه: عوامل تقویت روحیه ۱۲
  • جنگ: احکام جنگ ۶ ; جنگ ناپسند ۳
  • جهاد: آثار جهاد ۲ ; موارد جهاد ۱۰ ; متخلّفان از جهاد ۳
  • دشمنان: تبیین ضعف دشمنان ۱۲
  • سبیل اللّه: و شیطان ۸ ; سبیل اللّه و طاغوت ۸
  • شکست: عوامل شکست ۱۴
  • شیاطین: توطئه شیاطین ۱۱، ۱۳ ; مبارزه با شیاطین ۶ ; مکر شیاطین ۱۳
  • شیطان: جنگ با دوستان شیطان ۱۰ ; دوستان شیطان ۷
  • طاغوت: تقویت طاغوت ۵ ; توطئه طاغوت ۱۱ ; جنگ با طاغوت ۱۰ ; جنگ در راه طاغوت ۳، ۴، ۱۵ ; دوستان طاغوت ۷ ; شیطنت طاغوت ۹ ; مبارزه با طاغوت ۶
  • کافران: جنگ با کافران ۱۰ ; جنگ کافران ۳ ; ضعف کافران ۱۵ ; کافران و طاغوت ۹ ; مبارزه با کافران ۶ ; ویژگى کافران ۵
  • کفر: علایم کفر ۴
  • مبارزه: نقش روش مبارزه ۱۴
  • مؤمنان: جهاد مؤمنان ۱ ; صفات مؤمنان ۱ ; مؤمنان و شیاطین ۱۳
  • واجبات:۶

منابع