النساء ١٢٦

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

آنچه در آسمانها و زمین است، از آن خداست؛ و خداوند به هر چیزی احاطه دارد.

و هر چه در آسمان‌ها و زمين است از آن خداست و خدا به همه چيز احاطه دارد

و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن خداست، و خدا همواره بر هر چيزى احاطه دارد.

هر چه در آسمانها و زمین است مِلک خداست و او به همه چیز احاطه و آگاهی دارد.

و آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست؛ و خدا همواره بر هر چیزی احاطه دارد.

از آن خداست هر چه در آسمانها و زمين است و خدا بر هر چيزى احاطه دارد.

آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداوند است و خداوند بر همه چیز چیره است‌

هر چه در آسمانها و در زمين است خداى راست، و خدا به همه چيز [دانايى‌] فراگير است.

از آنِ خدا است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و (باید خالصانه رو بدو کرد و نیاز از او جست. و از آنجا که تنها او خالق و صاحب همه چیز است) کاملاً آگاه از هر چیز است و آن را دقیقاً می‌پاید.

و آنچه در آسمان و آنچه در زمین است تنها از خداست و خدا همواره بر هر چیزی احاطه داشته است.

و خدا را است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و خداوند است به همه چیز فراگیرنده‌


النساء ١٢٥ آیه ١٢٦ النساء ١٢٧
سوره : سوره النساء
نزول : ١٠ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مُحِیطاً»: مراقب به تمام معنی. کاملاً آگاه.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ مُحِيطاً «126»

و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمين است تنها از آن خداوند است. و خداوند همواره بر هر چيز احاطه دارد.

نکته ها

خداوند بر همه‌ى مخلوقاتش احاطه‌ى كامل دارد. احاطه‌ى قهر و تسخير، احاطه‌ى علم و تدبير و احاطه‌ى خلق و تغيير.

پیام ها

1- چون همه چيز از آنِ خداوند است، پس بايد تنها در مقابل اراده‌ى حكيمانه‌ى او تسليم بود. (با توجه به آيه‌ى قبل) مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ‌ ... لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ‌

2- انتخاب ابراهيم به عنوان دوست (آيه قبل)، به خاطر نياز خداوند نيست.

جلد 2 - صفحه 174

انسان‌هاى برگزيده نيز مملوك او هستند. إِبْراهِيمَ خَلِيلًا وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ‌ ...

3- مالكيّت مطلقه، همراه با علم و احاطه‌ى كامل بر مملوك، مخصوص خداست.

«بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ مُحِيطٌ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ مُحِيطاً (126)

چون اتخاذ خليل، موهم احتياج متخذ است به خليل، از اين جهت در بيان رفع اين ابهام و استغناى ذات اقدس خود مى‌فرمايد:

وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ‌: و مختص است مر خداى را از روى خلق و ملك، آنچه در آسمانهاست از مخلوقات علويه، و آنچه در زمين است از اشياء سفليه، پس محتاج به هيچ كس و هيچ چيز نباشد، و هر كه را خواهد از اهل آسمان و زمين كه متصف باشد به كمال اطاعت و انقياد و مسارعت در مرضات او بدوستى برگزيند و اختيار فرمايد، يعنى نظر لطف خود را بدو متوجه سازد. و گويند اين آيه متصل است به ذكر اعمال و مقرر وجوب طاعت او بر اهل آسمان و زمين و كمال قدرت او بر مجازات اعمال ايشان. وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ مُحِيطاً: و هست خداى تعالى به هر چيزى احاطه كننده از حيث علم و قدرت، پس عالم به اعمال عاملين و قادر است به مجازات ايشان بر مكتسبات آنها.

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 592

امير المؤمنين عليه السّلام در نهج البلاغه مى‌فرمايد: قد علم السّرائر و خبر الضّمائر، له الاحاطة بكلّ شى‌ء و الغلبة لكلّ شى‌ء و القوّة على كلّ شى‌ء فليعمل العامل منكم فى ايّام مهله قبل ارهاق اجله و فى فراغه قبل اوان شغله و فى متنفّسه قبل ان يؤخذ بكظمه. «1» يعنى: به تحقيق خداى متعال داناى جميع نهانى‌ها و آگاه تمام انديشه‌هاست، يعنى عالم است به مبادى و غايات و فوايد و مقتضيات و آثار آنها. و از براى او است احاطه ظهور و شهود و قيوميت به هر چيز، و علم او تام الاحاطه است به هر موجودى، و از براى او است غلبه عليت براى هر چيز، و براى او است قدرت كامله بر هر شي‌ء، يعنى مختص ذات اقدس الهى است علم و عليت و قدرت بر جميع عوالم امر و خلق. پس بايد عمل كنند عاملين شما در ايام مهلت او، قبل از نزديك شدن موت، و در زمان فراغت، پيش از مشغول شدن به مردن، و در زمان تنفس او قبل از سدّ مجراى نفس.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ مُحِيطاً (126)

ترجمه‌

و مر خدا راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و باشد خدا بهر چيزى احاطه دارنده..

تفسير

تمام موجودات مخلوق و مملوك و محتاج و مأمور و مقهور خدايند و او است خالق و مالك و غنى و آمر و قاهر فوق خلائق و محيط بعلم و قدرت بر ما سوى.


جلد 2 صفحه 132

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ لِلّه‌ِ ما فِي‌ السَّماوات‌ِ وَ ما فِي‌ الأَرض‌ِ وَ كان‌َ اللّه‌ُ بِكُل‌ِّ شَي‌ءٍ مُحِيطاً (126)

و ‌از‌ ‌براي‌ ‌خدا‌ ‌است‌ آنچه‌ ‌در‌ آسمانها و زمين‌ ‌است‌ و خداوند بهر چيزي‌ احاطه‌ دارد باحاطه‌ قيوميت‌.

و للّه‌ لام‌ اختصاص‌ ‌است‌ ‌که‌ تمام‌ مختص‌ بخدا ‌است‌ و ‌غير‌ ‌او‌ مالك‌ شيئي‌ نيست‌ ‌حتي‌ مالك‌ نفس‌ ‌خود‌ و دعوي‌ مالكيت‌ ‌که‌ ‌من‌ مالك‌ فلان‌ هستم‌ توهم‌ صرف‌ ‌است‌ ‌اينکه‌ ملكية عرضي‌ جعلي‌ موقتيست‌ ‌در‌ واقع‌ عاريه‌ ‌است‌ امروز بدست‌ تو فردا بدست‌ ديگري‌.

‌اينکه‌ جان‌ عاريت‌ ‌که‌ بحافظ سپرده‌ دوست‌

برگزیده تفسیر نمونه


نکات آیه

۱- خداوند، تنها مالک آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست (تمامى هستى) (و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض) «ما فى السموات و ما فى الارض»، کنایه از تمامى هستى است.

۲- جهان آفرینش داراى آسمانهاى متعدد (و للّه ما فى السموت)

۳- احاطه خداوند بر جهان هستى (و کان اللّه بکل شىء محیطاً)

۴- مالکیت و احاطه خداوند بر هستى، ضامن کیفر و پاداش دهى عادلانه و دقیق وى به اعمال مردم (من یعمل سوءاً یجز به ... و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض ... محیطاً) برخى بر آنند که جمله «و لله ما فى السموت»، به منزله تعلیل براى جمله هاى «من یعمل سوءا یجز به» و «فأولئک ...» است; یعنى چون خداوند مالک تمام هستى است، قادر بر کیفر و پاداش بدون کم و کاست است.

۵- خداوند، بى نیاز از دوست گرفتن مردم حتى بر گزیدگان ایشان براى خویش (و اتخذ اللّه إبرهیم خلیلا. و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض)

۶- انسانهاى برگزیده خداوند، با همه ارجمندى و شرافت، بنده و مملوک اویند. (و اتخذ اللّه إبرهیم خلیلا. و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض) جمله «للّه ما فى السموت ...»، مى تواند به منظور پاسخ به سؤالى باشد که ممکن است از گزینش ابراهیم به دوستى پیش آید. یعنى مپندارید که خداوند، ابراهیم (ع) را براى رفع نیاز به دوستى برگزید. بلکه ابراهیم (ع) و تمامى هستى ملک اوست.

موضوعات مرتبط

  • آسمان: تعدد آسمان ۲ ; مالک آسمان ۱
  • آفرینش: موجودات آفرینش ۱
  • برگزیدگان: عبودیت برگزیدگان ۶ ; مقامات برگزیدگان ۶
  • خدا: احاطه خدا ۳، ۴ ; بیخنیازى خدا ۵ ; دوستى با خدا ۵ ; مالکیت خدا ۱، ۴، ۶
  • زمین: مالک زمین ۱
  • عمل: پاداش عمل ۴ ; کیفر عمل ۴
  • نظام جزایى:۴

منابع