النجم ٣٩

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و اینکه برای انسان بهره‌ای جز سعی و کوشش او نیست،

|و اين كه براى انسان جز آنچه تلاش كرده نيست

و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست.

و (نمی‌داند) اینکه برای آدمی جز آنچه به سعی و عمل خود انجام داده (ثواب و جزایی) نخواهد بود؟

و اینکه برای انسان جز آنچه تلاش کرده [هیچ نصیب و بهره ای] نیست،

و اينكه: براى مردم پاداشى جز آنچه خود كرده‌اند نيست؟

و اینکه برای انسان هیچ چیز نیست مگر آنچه کوشیده است‌

و اينكه براى آدمى جز آنچه به كوشش خود كرده است نيست

و این که برای انسان پاداش و بهره‌ای نیست جز آنچه خود کرده است و برای آن تلاش نموده است.

و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش خودش نیست.

و آنکه نیست انسان را جز آنچه بکوشد (یا بدود)


النجم ٣٨ آیه ٣٩ النجم ٤٠
سوره : سوره النجم
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَنْ»: حرف مخفف از مثقله است. «مَا سَعی»: واژه (ما) مصدریه است. یعنی جز سعی و تلاش خود انسان، بهره دیگری ندارد. می‌تواند موصوله هم باشد. یعنی جز آنچه برای آن تلاش کرده و انجام داده است، پاداش دیگری ندارد (نگا: آلوسی).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

شأن نزول آیات ۳۸ تا ۴۱:

دراج ابى السمح گوید که سریه اى از طرف پیامبر مأمور جنگ شده بودند یکى از میان آن‌ها نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و درخواست سوارى نمود. پیامبر فرمود: من مرکوبى ندارم که به تو بدهم این مرد با حالت حزن و اندوه برگشت و در سر راه خود مردى را ملاقات نمود که وسائل زیادى از توشه و وسائل جنگ و راه جلو او ریخته شده بود و حمل آن بر او مشکل بود.

این مرد به او گفت: اگر یک سوارى به من بدهى در حمل این وسایل با تو کمک خواهم نمود تا به سریه ملحق شوى و به ثواب و حسنات خویش برسى. آن مرد قبول کرد سپس آیات ۳۳ تا ۴۱ نازل شد.]

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‌ «38» وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‌ «39»

(در كتب آسمانى آمده است) هيچ كس بار ديگرى را به عهده نخواهد گرفت. و اين‌كه براى انسان جز آنچه تلاش كرده، (بهره ديگرى) نيست.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‌ (39)

وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‌: و نيست مر آدمى را مگر ثواب آنچه سعى كند، يعنى چنانكه كسى را به گناه ديگرى مؤاخذه نكنند، به ثواب ديگرى مثاب نمى‌گردانند. بنابراين آنچه در اخبار وارد شده كه صدقه و حج و نماز و


«1» تفسير ابو الفتوح ج 10 ص 352.

«2» منهج الصادقين، ج 9، ص 89 و بهمين مضمون ثواب الاعمال ص 161 و بحار الانوار ج 71 باب 72 ص 258- 257.

جلد 12 - صفحه 352

روزه منفعت به ميت مى‌رساند، از جهت آنست كه ناوى و قاصد براى ميت، در حكم نايب است از قبل او به حسب شرع؛ پس چنانچه منوب عنه و موكل به عمل صالح نايب خود مثاب مى‌شود، همچنين اينجا نيز ميت به ثواب كسى كه ناوى و قاصد آن عمل باشد براى او ثواب مى‌يابد.

در مفاتيح- از حضرت صادق عليه السّلام مروى است: هر كه از مسلمانان براى ميتى عمل صالحى كند، خدا ثواب آن را مضاعف گرداند و ميّت به آن عمل منتفع مى‌گردد.

و در منهج- مروى است كه زنى خدمت حضرت رسالت عرضه داشت: يا رسول اللّه پدر من حج نكرده، فرمود: حج كن به نيابت او «1». و احاديث بسيار وارد شده بر صحت نيابت، و فتاوى حجج اسلاميه بر صحت نيابت باشد از اعمال عبادات.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا وَ يَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى (31) الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ إِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى‌ (32) أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى (33) وَ أَعْطى‌ قَلِيلاً وَ أَكْدى‌ (34) أَ عِنْدَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرى‌ (35)

أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِما فِي صُحُفِ مُوسى‌ (36) وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى (37) أَلاَّ تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‌ (38) وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‌ (39) وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى‌ (40)

ثُمَّ يُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفى‌ (41)

ترجمه‌

و مر خدا را است آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است تا جزا دهد آنانرا كه بد كردند بآنچه عمل نمودند و پاداش دهد آنانرا كه نكوئى كردند به نيكى‌

آنانكه اجتناب ميكنند از گناهان بزرگ و كارهاى زشت آشكار مگر آنچه صادر گردد احيانا مقرون بتوبه همانا پروردگار تو داراى وسعت آمرزش است او داناتر است بشما هنگاميكه آفريد شما را از زمين و هنگاميكه شما كودكانى بوديد پنهان در شكمهاى مادرانتان پس منزّه و پاك مشماريد خود را او داناتر است بآنكه پرهيزكار شد

آيا ديدى آنرا كه پشت كرد

و داد اندكى را و ترك كرد عطا را

آيا نزد او علم غيب است پس او مى‌بيند

آيا خبر داده نشد بآنچه در كتابهاى موسى است‌

و ابراهيم آنكه تمام كرد كار خود را

كه برنميدارد بردارنده‌اى بار گناه ديگرى را

و آنكه نيست براى انسان مگر آنچه كوشش كرد

و بدرستيكه كوشش او بعد از اين ديده ميشود

پس پاداش داده ميشود بر آن پاداش تمامترى.

تفسير

آنچه در آسمانها و زمين است از جواهر و اعراض و مادّى و مجرّد مخلوق و مملوك خدا است و او آنها را خلق فرموده تا جزا دهد بدكاران را بكار بدشان و نيكوكاران را بجزاى خوب و نيك و بنابراين لام در ليجزى براى بيان‌


جلد 5 صفحه 92

غرض است و محتمل است لام عاقبت باشد و مربوط بآيه سابقه كه بيان علم الهى در آن باهل ضلالت و هدايت شده بود كه نتيجه و عاقبت آن مجازات آن دو گروه است بحسب اعمالشان و بنابراين جمله و للّه ما في السّموات و ما في الارض معترضه است و كسانيكه اجتناب از معاصى كبيره نمودند كه قبح آنها آشكار است مانند دزدى و زنا و لواط و آنچه وعده عذاب بر آنها داده شده كه در سوره نساء ذيل آيه شريفه ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه بيان شد مگر آنچه اتّفاقاً و احيانا بر خلاف مقتضاى طبع اصلى برحسب عارضى از عوارض براى ايشان روى دهد و پشيمان شوند مشمول رحمت و مغفرت واسعه الهيّه خواهند بود و بنابراين استثنا متّصل و وسعت رحمت الهى زيادتر است و اين معنى مستفاد از چند روايت معتبر در تفسير لمم و منطبق با حاقّ معناى لغوى آنست ولى فيض ره و جمعى از مفسّرين آنرا بمعاصى صغيره كه غير از كبائر و بدون اصرار است تفسير فرموده و استثنا را منقطع دانسته‌اند و بنابراين مفاد آيه شريفه راجع باين قسمت همان مفاد آيه سوره نساء است كه عفو از معاصى صغيره در صورت عدم اصرار و اجتناب از كبائر باشد ولى بنظر حقير چون انسان بهر مقام و مرتبه‌اى از تقوى رسيده باشد مأمون از لغزش و خطا نيست مگر معصوم باشد لذا ممكن است احيانا و بر حسب عوارضى معصيتى از او سر زند و ترك كند آنرا براى آنكه منافى با تصميم او است و چنين شخصى جنبه خير در وجود او غالب است و مقتضاى سبقت رحمت الهيّه بر غضب او آنستكه رحمت واسعه خود را از او دريغ ندارد و اين آيه مبشّر اينمعنى است علاوه بر آيه سابقه و اختصاص بمعصيت صغيره ندارد خصوصا در صورتى كه مقرون بتوبه گردد چنانچه ظاهر است خداوند بهتر مردم را ميشناسد كه تا چه اندازه ميتوانند خودشان را از معصيت نگهدارند و داناتر بوده به اقتضاء ذات بندگان وقتى كه خلق فرمود آنها را از خاك و وقتى كه مستور بودند در شكم مادران و ملائكه مينوشتند سرنوشت آنها را پس تزكيه نفس ننمائيد از خودتان نزد خدا و خلق كه خارج از ادب و قبيح است چه راست باشد چه دروغ خدا اهل تقوى را بهتر از هر كس ميشناسد نبايد گفت من رياكار نيستم و قلبم پاك است و براى رضاى‌


جلد 5 صفحه 93

خدا كار ميكنم و اهل معصيت نيستم و امثال اينها كه تعريف و توصيف خود نمودن است مگر در مقام ضرورت و لزوم چنانچه حضرت يوسف فرمود بپادشاه مصر مرا خزانه‌دار خود كن چون من دانا و نگهدارم و مانند فضائل خاندان نبوّت كه از خودشان رسيده است در مقابل اهل انكار در علل از امام باقر عليه السّلام در تفسير اين قسمت از اين آيه نقل نموده كه خداوند ميفرمايد افتخار نبايد بنمايد احدى از شما بكثرت نماز و روزه و زكوة و عباداتش چون خداوند داناتر است بحال كسيكه پرهيزكار باشد و در روايات ديگرى اينمعنى و استثناء صورت اضطرار ذكر شده است و در مجمع نقل نموده كه از أ فرأيت الّذى تولّى تا هفت آيه در شأن عثمان بن عفّان نازل شده كه اهل صدقه دادن و انفاق نمودن بود پس برادر رضاعى او عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح باو گفت اين چه كار است كه ميكنى نزديك است كه باقى نماند براى تو چيزى عثمان گفت من گناه‌كارم ميخواهم كارى كنم كه خدا از من راضى شود و عفو نمايد مرا عبد اللّه گفت شتر خود را با لوازمش بمن بده من تمام گناهان تو را بعهده ميگيرم پس عثمان باو داد و شاهد گرفت و ديگر انفاق ننمود پس اين آيات نازل شد و مراد پشت نمودن او است وقتى كه ترك كرد مركز را در احد و اعطاء كم پس قطع انفاق تا قول خداوند و انّ سعيه سوف يرى پس عود نمود عثمان بحال اول خود و خلاصه مفاد آيات اظهار تعجّب است از حال بعضى از اشخاص كه اعراض از ذكر خدا و متابعت حق داشتند و عطاء كمى بأغراضى نمودند و قطع كردند آنرا بگمان آنكه ديگر راحت شدند چون گناهانشان را آنكسى كه باو عطا نمودند عهده‌دار خواهد بود باين بيان كه آيا چنين شخصى علم غيب دارد و ميداند كه ديگرى ميتواند گناهان او را تحمّل نمايد آيا از دانشمندان اين خبر باو نرسيده كه در الواح تورية و صحف ابراهيم كه تمام كرد وظيفه عبوديّت و خلّت را بانجام اوامر و نواهى حق و ذبح فرزند خود چنانچه قمّى ره نقل فرموده يا مداومت نمود بذكر حق در هر صبح و شام كه ميگفت سه مرتبه اصبحت و ربّى محمود أصبحت لا اشرك باللّه شيئا و لا ادعو مع اللّه الها و لا اتّخذ من دونه وليّا چنانچه از صادقين عليهما السلام در دو روايت نقل شده يا با تمام رسانيد كلمات را و


جلد 5 صفحه 94

بمقام امامت رسيد كه فوق تمام مقامات است و در سوره بقره ذيل آيه شريفه و اذ ابتلى ابراهيم ربّه بكلمات فأتمّهنّ بيان شد چنانچه بنظر حقير رسيده و با اخبار سابقه منافات ندارد در هر حال در آن دو كتاب آسمانى ذكر شده كه كسيرا بگناه ديگرى مؤاخذه نمى‌نمايند و كسى جز بسعى و عمل خود بمقامى نميرسد و آنچه بر خلاف اين بنظر رسد از قبيل خيرات براى ميّت يا نيابت در حج و غيره تحقيقا مربوط بخود شخص است كه تخم محبّت را در دل منفق و نائب كاشته و نتيجه سعى خود را در دنيا و آخرت خواهد ديد و تبعات و صور برزخيّه آنرا مشاهده خواهد نمود و پس از آن بجزاى اكمل و اتمّ الهى در آخرت خواهد رسيد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ أَن‌ لَيس‌َ لِلإِنسان‌ِ إِلاّ ما سَعي‌ (39)

و اينكه‌ نيست‌ ‌از‌ ‌براي‌ انسان‌ مگر آنچه‌ ‌خود‌ سعي‌ كرده‌. يا أَيُّهَا النّاس‌ُ اتَّقُوا رَبَّكُم‌ وَ اخشَوا يَوماً لا يَجزِي‌ والِدٌ عَن‌ وَلَدِه‌ِ وَ لا مَولُودٌ هُوَ جازٍ عَن‌ والِدِه‌ِ شَيئاً لقمان‌ آيه 43.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 39)- سپس برای توضیح بیشتر می‌افزاید: آیا خبر ندارد در این کتب آسمانی آمده است «که برای انسان بهره‌ای جز سعی و کوشش او نیست»؟! (وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعی).

نکات آیه

۱ - تلاش و سعى انسان، تنها ضامن دسترسى او به پاداش الهى (و أن لیس للإنسن إلاّ ما سعى)

۲ - سعادتمندى و کمال انسان، در گرو جدیت، تلاش و پیگیرى (و أن لیس للإنسن إلاّ ما سعى)

۳ - قانونمند بودن نظام پاداش و مجازات الهى (ألاّتزر وازرة وزر أُخرى . و أن لیس للإنسن إلاّ ما سعى)

۴ - انسان، مالک عمل و دستاورد تلاش خویش * (و أن لیس للإنسن إلاّ ما سعى) لام در «للإنسان» براى ملکیت است و «سعى» تمامى فعالیت هاى آدمى را شامل مى شود.

موضوعات مرتبط

  • انسان: مالکیت انسان ۴
  • پاداش: عوامل پاداش ۱
  • تکامل: زمینه تکامل ۲
  • تلاش: آثار تلاش ۱، ۲
  • خدا: قانونمندى پاداشهاى خدا ۳; قانونمندى کیفرهاى خدا۳
  • سعادت: زمینه سعادت ۲
  • کار: مالک کار ۴
  • نظام جزایى :۳

منابع

  1. تفسیر ابن ابى حاتم.