النبإ ١٤

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و از ابرهای باران‌زا آبی فراوان نازل کردیم،

|و از ابرهاى فشرده آبى ريزان فرو فرستاديم

و از ابرهاى متراكم، آبى ريزان فرود آورديم،

و از فشار و تراکم ابرها آب باران فرو ریختیم.

و از ابرهای متراکم و باران زا آبی ریزان نازل کردیم

از ابرهاى باران‌زاى آبى فراوان نازل كرديم،

و از ابرها آبی ریزان فرو فرستاده‌ایم‌

و از ابرهاى باردار آبى سخت روان و ريزان فرو فرستاديم،

و از ابرهای افشارنده، آب فراوان ریزنده فرو نفرستاده‌ایم؟

و از ابرهای فشرده(ی بارنده) آبی بسیار، نهروار فرود آوردیم‌.

و فرستادیم از فشرده‌ها آبی ریزان‌


النبإ ١٣ آیه ١٤ النبإ ١٥
سوره : سوره النبإ
نزول : ٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الْمُعْصِرَاتِ»: جمع مُعْصِر، ابرهائی که زمان باریدن آنها فرا رسیده باشد. گویا ابرها به هنگام تراکم، سیستمی بر آنها حاکم می‌شود که خود را می‌فشارند و در نتیجه باران از آنها می‌بارد (نگا: نمونه). «ثَجَّاجاً»: بسیار ریزنده و بارنده. پیاپی ریزان.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً «12» وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً «13» وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً «14» لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَباتاً «15» وَ جَنَّاتٍ أَلْفافاً «16»

و بر فراز شما هفت (آسمان) استوار بنا كرديم. و (خورشيد را) چراغى فروزان قرار داديم. و از ابرهاى متراكم و فشرده، آبى فراوان فرو فرستاديم. تا بوسيله آن دانه و گياه و باغهاى پر درخت بيرون آوريم.

نکته ها

«معصرات» از «عصر» به معناى فشردن، يا صفت ابرهاى باران‌زاست كه گويا چنان خود را مى‌فشرند كه باران ببارند و يا صفت بادهايى كه ابرها را متراكم و فشرده مى‌سازد تا از آنها باران ببارد. «1»

پیام ها

1- خداوند اداره هستى را بر اساس يك نظام مشخص (نظام سببيّت و علّت و معلول) قرار داده است. (نور و حرارت خورشيد همراه با ابر و باران، عامل توليد دانه و گياه مى‌شود.) سِراجاً وَهَّاجاً ... ماءً ثَجَّاجاً لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَباتاً

2- قرآن، شعر نيست، امّا از آهنگ و موسيقى خاصّى برخوردار است. «وَهَّاجاً، ثَجَّاجاً، نَباتاً»

3- اسباب و وسايل طبيعى، نبايد ما را از خداوند غافل كند. لِنُخْرِجَ بِهِ‌ ...


«1». تفسير الميزان.

جلد 10 - صفحه 362

4- خداوندى كه زمين مرده را با نزول باران به صورت بوستانى پر درخت در مى‌آورد، از زنده كردن مردگان عاجز نيست. لِنُخْرِجَ بِهِ‌ ... جَنَّاتٍ أَلْفافاً

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً «14»

وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ‌: و نازل فرموديم از ابرهاى فشارنده به باران. يعنى از ابرهائى كه مشرف باشند بر آنكه باد آنها را بفشارد، ماى ثجّاجا: آبى به غايت ريزان. از ابن مسعود مروى است كه خداى تعالى باد را فرستد تا ابر را جمع كند، پس آب از آن چنان فرود آيد كه شير از پستان شتر به دفع و شدّت، بعد از آن باد ديگر بيايد و آن را پراكنده نمايد در هوا و چون به زمين آيد شدّت آن مضرّت نرساند.

نعمت دهم:


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

عَمَّ يَتَساءَلُونَ «1» عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ «2» الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ «3» كَلاَّ سَيَعْلَمُونَ «4»

ثُمَّ كَلاَّ سَيَعْلَمُونَ «5» أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً «6» وَ الْجِبالَ أَوْتاداً «7» وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجاً «8» وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً «9»

وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً «10» وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً «11» وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً «12» وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً «13» وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً «14»

لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَباتاً «15» وَ جَنَّاتٍ أَلْفافاً «16»

ترجمه‌

از چه سؤال ميكنند از يكديگر

از خبر بزرگى‌

كه آنان در آن اختلاف دارند

نه چنين است زود است كه بدانند

پس نه چنين است زود است كه بدانند

آيا قرار نداديم زمين را فرشى گسترده‌

و كوهها را ميخها

و آفريديم شما را جفت‌ها مرد و زن‌

و قرار داديم خوابتان را آسايش‌

و قرار داديم شب را پوشش‌

و قرار داديم روز را وقت معيشت‌

و بنا كرديم بالاى سر شما هفت طبقه محكم‌

و قرار داديم چراغى درخشان‌

و فرو فرستاديم از ابرهاى متراكم بفشار بر يكديگر آب ريزان پى در پى را

تا بيرون آوريم بآن حبوبات و گياه را

و بوستانهائى كه بهم پيچيده باشد درختان آنها.

تفسير

گفته‌اند بعد از بعثت حضرت ختمى مرتبت و اخبار او از توحيد خدا و حشر مردم در روز جزا و تلاوت آيات قرآن كفّار مكه از يكديگر بر سبيل تعجّب و انكار سؤال مينمودند كه اين چه سخنانى است محمّد ميگويد لذا خداوند براى اهميّت دادن بقضيّه و آنچه از آن سؤال مينمودند ميفرمايد از چه امر اين مردم از يكديگر سؤال ميكنند و بيان ميفرمايد از خبر بزرگى كه در آن اختلاف دارند و عمّ در اصل عن ما بوده نون قلب بميم و در ميم ادغام شده و الف براى اتّصال ما بحرف جرّ حذف شده و گفته‌اند عمده نظر آنها باخبار پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از اوضاع‌


جلد 5 صفحه 331

قيامت بوده ولى در روايات ائمه اطهار نبأ عظيم بولايت امير المؤمنين عليه السّلام و وجود مبارك آنحضرت تفسير شده و آنكه نبأ و آيتى بزرگتر از او نيست و آنكه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بآن تصريح نموده و ظاهرا نبأ عظيم شامل است تمام معارف حقّه را از توحيد و عدل و نبوّت و امامت و معاد روز قيامت و آنچه را مورد اختلاف است در بين مردم و در روايات بيان مصداق شده كه اختصاص بمعاد داده نشود و اختلاف در مقام امير المؤمنين عليه السّلام بيشتر از ساير معارف حقّه شده لذا با آنحضرت انسب است و بعدا خداوند منع فرموده سؤال از يكديگر را و به اشاره وعده مجازات بر آن داده چون فرموده نه چنين است كه تصوّر نموده‌اند بعد از اين ميدانند كه حق است آنچه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از آن خبر داده و باز تأكيد فرموده اينمعنى را براى مبالغه و بكلمه ثمّ اشاره فرموده به اشدّيّت وعيد دوّم از اوّل و محتمل است اوّل اشاره ببعد از مرگ باشد و دوم اشاره بقيامت و بيان فرموده آيات توحيد و قدرت كامله خود را باين تقريب كه آيا قرار نداديم زمين را بساط گسترده مهيّا براى سكونت و آرامش و تصرّفات شما و نگردانيديم كوهها را ميخهاى محكم زمين تا متزلزل و متمايل به اطراف نگردد و آفريديم شما را جفتها مرد و زن تا با يكديگر مأنوس شويد و نسل شما در زمين باقى بماند و قرار داديم خواب شما را قاطع حس و حركت براى آسايش و استراحت و قرار داديم شب را براى شما مانند پوششى كه مستور دارد شما را از انظار يكديگر اگر بخواهيد از هم مخفى شويد و قمّى ره نقل فرموده كه قرار ميدهد شب را لباس براى روز و قرار داديم روز را وقت معيشت يعنى طلب معاش حلال براى شما و قرار داديم در بالاى سر شما هفت سقف محكم معظم مبرم را كه بمرور ايّام كهنه و خراب نگردد و قرار داديم خورشيد را چراغى پر نور و درخشان و با حرارت كه منافع آن بيشمار است و نازل نموديم از ابرهاى متراكم بفشار بر يكديگر باران شديد پى در پى را تا بيرون آوريم بسبب آن حبوباتى را كه ارزاق مردم است و روئيدنيهائى را كه خوراك حيوانات است و باغهائى را كه درختان سبز و خرّم آن سر در گريبان يكديگر كرده و بهم پيچيده شده‌اند اينها همه براى آنستكه شما بوظائف خود عمل نمائيد و مستحق مقام‌


جلد 5 صفحه 332

برترى شويد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ أَنزَلنا مِن‌َ المُعصِرات‌ِ ماءً ثَجّاجاً «14»

و نازل‌ كرديم‌ ‌از‌ فشرده‌ها آب‌ ريزنده‌.

وَ أَنزَلنا مِن‌َ المُعصِرات‌ِ بعضي‌ گفتند: رياح‌ ‌است‌ ‌که‌ غيم‌ ‌را‌ فشار ميدهد و آب‌ ‌آن‌ ‌را‌ خارج‌ ميكند، و ‌من‌ ‌در‌ اينجا بمعني‌ باء ‌است‌ ‌يعني‌ بالمعصرات‌ ‌يعني‌ رياح‌ سبب‌ فشردن‌ ابرها ميشود و ‌از‌ ‌آنها‌ خارج‌ ميشود.

ماءً ثَجّاجاً گفتند: ثجاج‌ پي‌ ‌در‌ پي‌ و بشدت‌ و اتصال‌ خارج‌ ميشود و ‌در‌ حال‌

جلد 17 - صفحه 355

خروج‌ ‌اگر‌ سرد ‌باشد‌ برف‌ ميشود و ‌اگر‌ ‌در‌ اثناء راه‌ سرد ‌باشد‌ تگرگ‌ ميشود و ‌اگر‌ سرد نباشد باران‌ ميشود.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 14)- به دنبال نعمت نور و حرارت از ماده حیاتی مهم دیگری که ارتباط نزدیکی با تابش خورشید دارد سخن به میان آورده، می‌افزاید: «و از ابرهای باران‌زا آبی فراوان نازل کردیم» (و انزلنا من المعصرات ماء ثجاجا).

نکات آیه

۱ - فشرده شدن ابرهاى باران زا، عامل نزول باران از آسمان (و أنزلنا من المعصرت ماء) «عصر» به معناى فشردن و باب افعال آن به معناى فرارسیدن زمان عصاره دادن است. برخى از اهل لغت گفته اند: «معصر»; یعنى، ابرى که زمان افشره ریزى آن فرارسیده باشد. (لسان العرب)

۲ - بادهاى غبار افشان، عامل نزول باران از ابرها است. * (و أنزلنا من المعصرت ماء) برخى از اهل لغت «معصرات» را به معناى بادهایى که داراى غبار است، مى دانند. این معنا در صورتى مناسب با آیه شریفه است که حرف «من» در «من المعصرات»، به معناى «باء» استعانت باشد. (لسان العرب)

۳ - نزول باران هاى فراوان از ابرهاى باردار، به تدبیر خداوند و اراده او است. (و أنزلنا من المعصرت ماء ثجّاجًا) «ثجاج» مبالغه «ثاجّ» است; یعنى، بسیار ریزنده (لسان العرب). این کلمه در معناى لازم و متعدى هر دو استعمال شده است و در آیه شریفه، معناى لازم مناسب تر است.

۴ - عملکرد عوامل طبیعى، مستند به خداوند است. (و أنزلنا)

۵ - ابرهاى باران زا، از منابع تأمین آب مورد نیاز براى موجودات زمین (و أنزلنا من المعصرت ماء ثجّاجًا)

۶ - توجّه به نزول باران و هدفدار بودن باران زمینه ساز پى بردن به قدرت خداوند و پذیرش معاد است. (عمّ یتساءلون ... ألم نجعل ... و أنزلنا من المعصرت ماء ثجّاجًا) توجّه به نعمت باران، مى تواند انسان را به این نکته رهنمون سازد که این نعمت ها، به گزاف در اختیار انسان قرار داده نشده و هدف از آن، جز با معاد تحقق نیافتنى است. هم چنین مى تواند بیانگر این باشد که حیات زمین مرده به وسیله باران، نمونه بارزى براى زنده شدن مردگان است و استبعاد معاد وجهى ندارد.

موضوعات مرتبط

  • آب: منابع آب ۵
  • ابر: نقش ابر هاى باران زا ۱، ۲، ۳، ۵
  • ایمان: ایمان به قدرت خدا ۶; ایمان به معاد ۶; زمینه ایمان ۶
  • باد: نقش باد هاى غبارزا ۲
  • باران: بارش باران ۶; زمینه باران ۱، ۲; منشأ باران ۳
  • خدا: آثار اراده خدا ۳; آثار تدبیر خدا ۳
  • ذکر: آثار ذکر هدفدارى باران ۶
  • عوامل طبیعى: نقش عوامل طبیعى ۴
  • کارگزاران خدا :۴

منابع