المائدة ١٠٤

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و هنگامی که به آنها گفته شود: «به سوی آنچه خدا نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید!»، می‌گویند: «آنچه از پدران خود یافته‌ایم، ما را بس است!»؛ آیا اگر پدران آنها چیزی نمی‌دانستند، و هدایت نیافته بودند (باز از آنها پیروی می‌کنند)؟!

و چون به ايشان گفته شود: به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر بياييد، گويند: آنچه پدران خويش را بر آن يافته‌ايم ما را بس است. آيا اگر چه پدرانشان چيزى نمى‌دانستند و راهى نيافته بودند [باز پيروى آنها مى‌كنند]

و چون به آنان گفته شود: «به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر[ش‌] بياييد»، مى‌گويند: «آنچه پدران خود را بر آن يافته‌ايم ما را بس است.» آيا هر چند پدرانشان چيزى نمى‌دانسته و هدايت نيافته بودند؟

و چون به آنها گفته شود: بیایید از حکم کتابی که خدا فرستاده و از دستور رسول او پیروی کنید، گویند: آن دینی که پدران خود را بر آن یافتیم ما را کفایت است. آیا باید از پدران خود هر چند مردمی جاهل بوده و به حق راه نیافته باشند باز پیروی کنند؟

و هنگامی که به آنان گویند: به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر آیید، گویند: روش و آیینی که پدرانمان را بر آن یافته ایم، ما را بس است. آیا هر چند پدرانشان چیزی نمی دانستند و هدایت نیافته باشند [باز هم این تقلید جاهلانه و ناروا را بر خود می پسندند؟!]

و چون به ايشان گويند كه به آنچه خدا نازل كرده است و به پيامبر روى آوريد، گويند: آن آيينى كه پدران خود را بدان معتقد يافته‌ايم ما را بس است. حتى اگر پدرانشان هيچ نمى‌دانسته‌اند و راه هدايت نيافته بوده‌اند؟

و چون به ایشان گفته شود از آنچه خداوند نازل کرده است و از پیامبر پیروی کنید، گویند آنچه نیاکانمان را بر آن یافته‌ایم، برای ما کافی است، حتی اگر نیاکانشان چیزی ندانسته و راهی نیافته باشند؟

و چون به آنان گفته شود: به سوى آنچه خدا فروفرستاده و به سوى پيامبر بياييد، گويند: آنچه پدرانمان را بر آن يافتيم ما را بس است آيا هر چند كه پدرانشان چيزى نمى‌دانستند و راه نمى‌يافتند [باز هم از آنان پيروى مى‌كنند]؟!

هنگامی که بدانان (که از قوانین دل و اهواء درونشان پیروی می‌کنند) گفته شود که بیائید به سوی آنچه خدا نازل کرده و (آنچه) پیغمبر (بیان نموده است برگردیم، تا هدایت بیابیم) می‌گویند: چیزی ما را بسنده است که پدران و نیاکان خویش را بر آن یافته‌ایم (و تا چشم گشوده‌ایم چنین و چنان در میان قوم و فامیل خود دیده‌ایم! دیگر قرآن و سخنان پیغمبر، ما را چه کار؟) آیا اگر پدران و نیاکانشان چیزی ندانسته باشند و (به سوی حق) راه نیافته باشند (باز هم باید چنین گویند و کنند؟!).

و هنگامی که به آنان گفته شود: «سوی آنچه خدا نازل کرده و سوی پیامبر(ش) بیایید» گویند: «آنچه پدرانمان را بر آن یافته‌ایم ما را بس است.» آیا و هرچند (که) پدرانشان چیزی نمی‌دانند و راهی نمی‌یابند؟

و اگر گفته شود بدیشان بیائید بسوی آنچه خدا فرستاده است و بسوی پیمبر گویند بس است ما را آنچه یافتیم بر آن پدران خویش را اگرچه پدران ایشان ندانند چیزی را و نه راه برند


المائدة ١٠٣ آیه ١٠٤ المائدة ١٠٥
سوره : سوره المائدة
نزول : ٩ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٩
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَوَ لَوْ کَانَ»: آیا اگر پدران و نیاکان آنان کافر و گمراه بوده باشند، باید فرزندان ایشان هم کورکورانه کافر و گمراه شوند و به دنبال خرافات روان گردند و گذشتگان خود را الگوی خوبی و نیکی بدانند؟!


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‌ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ «104»

و هرگاه به آنان گفته شود: به سوى آنچه خداوند نازل كرده و به سوى پيامبر بياييد، گويند: آنچه پدرانمان را بر آن يافتيم، ما را بس است. آيا هر چند پدرانشان چيزى نمى‌دانستند و (به حقّ) هدايت نشده بودند (و بيراهه مى‌رفتند، بايد راه آنان را ادامه دهند؟)

نکته ها

شايد آيه مربوط به خرافه‌هايى باشد كه در آيه‌ى قبل آمده بود كه هرگاه به آنان گفته شود دست از اين خرافات برداريد مى‌گويند: «وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا»

پیام ها

1- قرآن، مردم را به پيروى از دستوراتِ خدا و رسول فرامى‌خواند. تَعالَوْا إِلى‌ ...

جلد 2 - صفحه 384

2- پذيرفتن دعوت اسلام، سبب تعالى و رشد است. (كلمه‌ «تَعالَوْا» به معناى حركت به سمت عُلوّ و رشد است)

3- اصل، فرهنگ الهى است، نه فرهنگ پيشينيان. «ما أَنْزَلَ اللَّهُ»

4- قرآن به تنهايى كافى نيست، سنّت وسيره و حكومت رسول‌اللّه هم ملاك عمل است. «تَعالَوْا إِلى‌ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ»

5- اهل خرافات و افراد مرتجع و واپسگرا، حاضر به شنيدن حقّ نيستند. «قالُوا حَسْبُنا»

6- نه سنّت‌گرايى اصل است و نه نوگرايى، اصل، علم و هدايت است. «لا يَعْلَمُونَ، لا يَهْتَدُونَ»

7- وجدان خود را حاكم كنيم. أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ‌ ...

8- پيروى از افكار جاهلانه‌ى آنان و وفادارى نابجا جايز نيست. «أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ»

9- تقليد كوركورانه، نشانه‌ى بى‌عقلى است. «لا يَعْقِلُونَ» در آيه‌ى قبل و تعصب روى نياكان در اين آيه.

10- تقليد جاهل از جاهل بى‌معناست. وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا ... آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‌ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ (104)

بعد از آن از حال اين مفسّريان خبر مى‌دهد:

وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‌ ما أَنْزَلَ اللَّهُ‌: و زمانى كه گويند مر ايشان را اى اهل افترا و اصحاب بدعت، بيائيد به متابعت آنچه خدا نازل فرموده از حكم‌


«1» اصول كافى، كتاب الايمان و الكفر، جلد دوّم، صفحه 339، حديث 5 و 7.

تفسير اثنا عشرى، ج‌3، ص: 192

حلال و حرام‌ وَ إِلَى الرَّسُولِ‌: و بيائيد به اطاعت پيغمبرى كه بيان كننده آن حكم است‌ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا: گويند از غايت جهل، كه كافى است ما را آنچه يافتيم پدران خود را بر آن. اين بيان، قصور تدبر، و بسيارى غرور آنها است در تقليد و نداشتن دليل بر آن. أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ‌: آيا بس است ايشان را آنچه يافته‌اند پدران خود را بر آن، اگرچه پدرانشان نمى‌دانستند چيزى را و راه نمى‌يافتند به طريق حق، يعنى ايشان جاهل و گمراه بودند و تقليد آنها نافع نيست، بلكه تقليد عالم و هادى مى‌بايد كرد تا او را از وادى تقليد به سر حد تحقيق رساند بوسيله اظهار حجج بينه و دلايل واضحه.

تبصره- آيه شريفه دليل است بر فساد تقليد و عدم جواز عمل در شيئى از امور دين بدون حجت و دليل. و نيز دلالت دارد بر وجوب معرفت و علم بر هر فردى بقدر فراخور حال و احتياج خود در تكاليف الهيه، زيرا حق تعالى بيان احتجاج فرموده بر اهل تقليد به آنكه مى‌دانند معرفت ندارند به آنچه مى‌گويند.

توضيح- اين عدم جواز تقليد، در اصول دين است، اما در فروع، بر هر مسلمان مكلفى لازم است پيروى و تقليد مجتهد حىّ اعلمى را نمايد، چنانچه توقيع امام عصر دالّ بر اين است.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‌ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ (104)

ترجمه‌

و چون گفته شود مر ايشانرا بيائيد بسوى آنچه فرستاد خدا و بسوى پيغمبر (ص) گويند بس است ما را آنچه يافتيم بر آن پدران خود را آيا و اگر چه باشند پدران آنها كه ندانند چيزى را و نه راه يابند.

تفسير

بيان است از براى حصر دليل آنها در تقليد كه بطلانش اوضح از بطلان عقائد آنها است و دليل است بر بطلان عقائد و قصور عقلشان ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ إِذا قِيل‌َ لَهُم‌ تَعالَوا إِلي‌ ما أَنزَل‌َ اللّه‌ُ وَ إِلَي‌ الرَّسُول‌ِ قالُوا حَسبُنا ما وَجَدنا عَلَيه‌ِ آباءَنا أَ وَ لَو كان‌َ آباؤُهُم‌ لا يَعلَمُون‌َ شَيئاً وَ لا يَهتَدُون‌َ (104)

و زماني‌ ‌که‌ گفته‌ شد باين‌ كفار و مشركين‌ ‌که‌ بيائيد و اقبال‌ كنيد بسوي‌ آنچه‌ خداوند ‌در‌ قرآن‌ مجيدش‌ نازل‌ فرمود و بسوي‌ پيغمبرش‌ ‌در‌ آنچه‌ بيان‌ ميفرمايد و دستور ميدهد ‌در‌ جواب‌ گفتند ‌ما ‌را‌ كافيست‌ آنچه‌ پدران‌ ‌ما ميگفتند و عمل‌ ميكردند آيا ‌اگر‌ پدران‌ ‌آنها‌ علم‌ نداشتند و ‌از‌ روي‌ جهالت‌ و ناداني‌ مشي‌ ميكردند و ‌در‌ ضلالت‌ و گمراهي‌ بودند و هدايت‌ نميشدند باز ‌هم‌ متابعت‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ميكنيد.

جلد 6 - صفحه 484

وَ إِذا قِيل‌َ لَهُم‌ قائل‌ وجود مقدّس‌ نبوي‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ و مؤمنين‌ ‌که‌ ‌در‌ مقام‌ هدايت‌ و ارشاد بودند و ضمير ‌لهم‌ كفار و مشركين‌ تَعالَوا تعال‌ ‌از‌ اسماء افعال‌ ‌است‌ بمعني‌ آمدن‌ ‌يعني‌ بيائيد بمعني‌ پذيرفتن‌ و قبول‌ نمودن‌ و زير بار رفتن‌ ‌است‌ إِلي‌ ما أَنزَل‌َ اللّه‌ُ قرآن‌ مجيد ‌يعني‌ قبول‌ كنيد و تصديق‌ نمائيد ‌که‌ ‌اينکه‌ كتاب‌ عزيز ‌از‌ جانب‌ خداوند عالم‌ ‌براي‌ هدايت‌ بشر نازل‌ ‌شده‌ و بدستوراتش‌ عمل‌ كنيد و ‌از‌ مخالفتش‌ پرهيز نمائيد وَ إِلَي‌ الرَّسُول‌ِ و مشرف‌ شويد خدمت‌ ‌رسول‌ و تصديق‌ كنيد رسالت‌ ‌او‌ ‌را‌ و اطاعت‌ كنيد فرمايشات‌ ‌او‌ ‌را‌.

قالوا ‌در‌ جواب‌ مسلمين‌ گفتند (حَسبُنا ما وَجَدنا عَلَيه‌ِ آباءَنا) ‌ما بطريقه‌ آباء ‌خود‌ مشي‌ ميكنيم‌ ‌هر‌ چه‌ گفتند قبول‌ ميكنيم‌ و ‌هر‌ چه‌ كردند ميكنيم‌ و همين‌ ‌ما ‌را‌ بس‌ ‌است‌.

أَ وَ لَو كان‌َ آباؤُهُم‌ لا يَعلَمُون‌َ شَيئاً دوره‌ جاهليت‌ و دور افتادن‌ ‌از‌ انبياء و اخلاق‌ رذيله‌ و عادات‌ خبيثه‌ و اعمال‌ قبيحه‌ ‌که‌ چه‌ اندازه‌ ‌در‌ ميان‌ ‌آنها‌ رواج‌ داشت‌ بلكه‌ جهل‌ سر ‌تا‌ سر دنيا ‌را‌ گرفته‌ ‌بود‌.

وَ لا يَهتَدُون‌َ و زير بار هدايت‌ نميرفتند و گوش‌ بفرمايشات‌ انبياء و صلحاء نميدادند و نصايح‌ ‌آنها‌ ‌را‌ اعتناء نميكردند آيا همچه‌ اشخاصي‌ ‌را‌ متابعت‌ ميكنيد و همين‌ ‌براي‌ ‌شما‌ كافيست‌.

و ‌اينکه‌ ‌آيه‌ ‌در‌ مذمّت‌ تقليد ‌است‌ ‌که‌ كور كورانه‌ بدوي‌ دليل‌ و منطق‌ و برهان‌ فقط ‌براي‌ اينكه‌ پدران‌ ‌ما بودند متابعت‌ ميكنيد و ادلّه‌ واضحه‌ روشن‌ و معجزات‌ باهرات‌ ‌را‌ كنار ميگذاريد بلكه‌ حكم‌ عقل‌ ‌را‌ ‌هم‌ سركوب‌ ميكنيد ‌اينکه‌ نيست‌ جز عصبيت‌ و عناد و هوي‌ پرستي‌ و ‌خود‌ خواهي‌ و اطاعت‌ شيطان‌ و امروز ‌هم‌ ‌اينکه‌ مرض‌ مزمن‌ ‌در‌ سر ‌تا‌ سر مملكت‌ رواج‌ بسزا دارد ‌که‌ بيك‌ ديگر نگاه‌ ميكنند اروپا و امريكا و هوي‌ پرستان‌ ‌را‌ تقليد و اطاعت‌ ميكنند و ابدا اعتنايي‌ بدين‌ و قرآن‌ و علماء ندارند

جلد 6 - صفحه 485

بلكه‌ ‌از‌ ‌آنها‌ معرض‌ و بآنها بد ‌بين‌ و ‌با‌ ‌آنها‌ عداوت‌ مينمايند و همچنين‌ متابعين‌ اهل‌ بدع‌ مثل‌ عامه‌ عميا ‌در‌ متابعت‌ بدعتهاي‌ خلفاء و بني‌ اميه‌ و بني‌ العباس‌ و مثل‌ صوفيه‌ ‌در‌ متابعت‌ اقطاب‌ و مراشد ‌خود‌ و مثل‌ متابعت‌ عوام‌ ‌در‌ اختراعات‌ پيشينيان‌ ‌خود‌ مخصوصا زنها ‌در‌ وفيات‌ و اعراس‌ و ‌غير‌ اينها بالجمله‌ تقليد اهل‌ ضلال‌ بايد انسان‌ تمام‌ كارهاي‌ ‌خود‌ بالاخص‌ ‌در‌ امر دين‌ ‌از‌ روي‌ منطق‌ و عقل‌ و دليل‌ و برهان‌ ‌از‌ مأخذ صحيح‌ ‌از‌ انبياء و اوصياي‌ انبياء و نوّاب‌ ائمه‌ اطهار علماء اعلام‌ ‌باشد‌ ‌که‌ بتواند فرداي‌ قيامت‌ ‌در‌ پيشگاه‌ احديت‌ اقامه‌ حجت‌ نمايد و معذور ‌باشد‌.

برگزیده تفسیر نمونه


نکات آیه

۱- فراخوانى خداوند کفرپیشگان را به پیروى از قرآن و رسول خدا (ص) (و إذا قیل لهم تعالوا إلى ما أنزل اللّه و إلى الرسول)

۲- ارزش و تعالى انسان در سایه پیروى از قرآن و رسول خدا (ص) است. (و إذا قیل لهم تعالوا) به کارگیرى کلمه «تعالوا» که از ریشه «علو» به معناى بالا است مى تواند اشاره به این باشد که تعالى واقعى انسان با گرایش به دستورات خدا و رسول او امکان پذیر است.

۳- هدایت انسانها، در گرو حضور قرآن با سنت پیامبر (ص) در میان آنها (تعالوا إلى ما أنزل اللّه و إلى الرسول) چنانچه مراد از «تعالوا ... الى الرسول» پذیرش معارفى باشد که به آن حضرت وحى مى شد ضمیمه ساختن «الى الرسول» لزومى نداشت بنابراین آیه اشاره به این دارد که رسول خدا (ص) علاوه بر مسائل وحى شده به وى، داراى دستورات و معارفى است که از آنها به سنت پیامبر (ص) تعبیر مى شود.

۴- پیروى از قرآن و رسول خدا عامل رهایى از افکار و اندیشه هاى خرافى (ما جعل اللّه من بحیرة ... تعالوا إلى ما أنزل اللّه و إلى الرسول)

۵- کفرپیشگان بدعت گذار، گرفتار تقلیدهاى کورکورانه از سنتهاى جاهلى نیاکان خویش اند (قالوا حسبنا ما وجدناعلیه ءاباءنا)

۶- پایبندى کفرپیشگان به افکار و آراء گذشتگان خویش مانع پذیرش تعالیم قرآن و رسول خدا (ص) (و إذا قیل لهم تعالوا ... قالوا حسبنا ما وجدناعلیه ءاباءنا)

۷- تصور رشد رسانى و بهروزى در پیروى از سنت اجدادى عامل رویگردانى از احکام قرآن و تعالیم پیامبر (ص) (إذا قیل لهم تعالوا ... قالوا حسبنا ما وجدناعلیه ءاباءنا)

۸- نتیجه ترک اندیشه و تعقل، تعصب و تقلید کورکورانه است. (و اکثرهم لایعقلون ... قالوا حسبنا ما وجدناعلیه ءاباءنا)

۹- تعصب زمینه اى براى تقلیدها و پیرویهاى کورکورانه (حسبنا ما وجدنا علیه ءاباءنا) جمله «حسبنا ...» مى رساند که دلیل پیروى کفرپیشگان از سنتهاى رایج این است که پدرانشان به آنها پایبند بوده اند که از این معنا تعبیر به تعصب مى شود.

۱۰- احترام و اهمیت دادن به سنتهاى پیشینیان از عوامل گرایش جوامع به خرافات (ما جعل اللّه من بحیرة ... قالوا حسبنا ما وجدنا علیه ءاباءنا)

۱۱- وفادارى جوامع به آراء و اندیشه هاى باطل پیشینیان، جلوگیر بروز اندیشه هاى نو و بر حق در میان آنان (و إذا قیل لهم تعالوا ... قالوا حسبنا ما وجدنا علیه ءاباءنا)

۱۲- انسانهاى واپسگرا و مرتجع، گریزان از علم و هدایت (تعالوا إلى ما أنزل اللّه ... قالوا حسبنا ما وجدناعلیه ءاباءنا اولو کان ءاباؤهم لایعلمون شیئاً و لایهتدون)

۱۳- احکام ویژه بحیره، سائبه، وصیله و حامى بدعتهایى دیرینه و میراثى به جا مانده از مردمانى نادان و گمراه. (ما جعل اللّه من بحیرة ... قالوا حسبنا ما وجدناعلیه ءاباءنا)

۱۴- تقلید از جاهلان گمراه کارى ناپسند و باطل (او لو کان ءاباؤهم لایعلمون شیئاً و لایهتدون) لحن مذمت بار آیه دلالت بر بطلان و زشتى تقلید از جاهلان دارد.

۱۵- جاهلان و گمراهان هرگز شایسته پیروى نمى باشند. (او لو کان ءاباؤهم لایعلمون شیئاً و لایهتدون)

۱۶- تنها عالمان و هدایت یافتگان، سزاوار پیروى و اطاعت اند (او لو کان ءاباؤهم لایعلمون شیئاً و لایهتدون)

۱۷- دانش و هدایت ملاک لیاقت رهبران براى رهبرى (او لو کان ءاباؤهم لایعلمون شیئاً و لایهتدون)

۱۸- ناپسندى تقلید و پیروى از جاهلان و گمراهان امرى وجدانى و روشن (او لو کان ءاباؤهم لایعلمون شیئاً و لایهتدون) استفهام در «او لو کان ...» براى تقریر است و حکایت از آن دارد که ناپسندى تقلید از جاهلان امرى است که وجدان هر انسانى بدان اعتراف دارد.

۱۹- کافران عصر بعثت، وارثان مردمى نادان و گمراه (قالوا حسبنا ... او لو کان ءاباؤهم لایعلمون شیئاً و لایهتدون)

موضوعات مرتبط

  • ارزش: ملاک ارزش ۲
  • اطاعت: ممنوع ۱۵
  • انسان: ارزش انسان ۲ ; هدایت انسان ۳
  • بحیره: احکام بحیره ۱۳
  • پیشینیان: بدعت در پیشینیان ۱۳ ; رسوم پیشینیان ۱۰، ۱۱
  • تعصب: آثار تعصب ۹ ; زمینه تعصب ۸
  • تعقّل: آثار عدم تعقّل ۸
  • تقلید: آثار تقلید ۵، ۷، ۱۰ ; تقلید کورکورانه ۵ ; تقلید ناپسند ۵، ۱۸ ; زمینه تقلید کورکورانه ۸، ۹
  • جاهل: اطاعت از جاهل ۱۵، ۱۸ ; تقلید از جاهل ۱۴
  • جاهلیت: رسوم جاهلیت ۵
  • حامى: احکام حامى ۱۳
  • خرافات: زمینه گرایش به خرافات ۱۰ ; موجبات نجات از خرافات ۴
  • دین: موانع قبول دین ۶
  • رشد: موانع رشد فرهنگى ۱۱
  • رهبرى: شرایط رهبرى ۱۷
  • سائبه: احکام سائبه ۱۳
  • سنّت: نقش سنّت ۳
  • علم: ارزش علم ۱۷
  • علما: اطاعت از علما ۱۶ ; فضایل علما ۱۶
  • عمل: ناپسند ۱۴
  • قرآن: اطاعت از قرآن ۱، ۲، ۴ ; اعراض از تعالیم ۷قرآن ; قرآن و سنّت ۳ ; نقش قرآن ۳
  • کافران: دعوت از کافران ۱ ; کافران بدعتگذار ۵ ; کافران صدر اسلام ۱۹ ; کافران و سنّت ۶ ; کافران و قرآن ۶
  • گمراهان: اطاعت از گمراهان ۱۸
  • متحجّران: و علم ۱۲ ; متحجّران و هدایت ۱۲
  • محمّد (ص): اطاعت از محمّد (ص) ۱، ۲، ۴ ; اعراض از تعالیم محمّد (ص) ۷
  • مهتدین: فضایل مهتدین ۱۶
  • نوآورى: موانع نوآورى ۱۱
  • نیاکان: اطاعت از نیاکان ۷ ; تقلید از نیاکان ۵، ۶، ۱۱
  • وصیله: احکام وصیله ۱۳
  • هدایت: ارزش هدایت ۱۷ ; عوامل هدایت ۳

منابع