المؤمنون ٩

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و آنها که بر نمازهایشان مواظبت می‌نمایند؛

و آنان كه بر نمازهايشان محافظت دارند

و آنان كه بر نمازهايشان مواظبت مى‌نمايند،

و آنان که بر نمازهاشان (و همه اوقات و شرایط ظاهر و باطن نماز) محافظت دارند.

و آنان که همواره بر [اوقات و شرایط ظاهری و معنوی] نمازهایشان محافظت دارند.

و آنان كه بر نمازهاى خود مواظبند،

و کسانی که بر نمازهای خویش مواظبت دارند

و آنان كه بر نمازهاى خويش نگهبانند- مواظبت مى‌كنند-،

و کسانیند که مواظب نمازهای خود می‌باشند (و پیوسته آنها را در وقت خود اداء، و ارکان و اصول و خشوع و خضوع لازم را مراعات می‌نمایند).

و کسانی که بر نمازهایشان نگهبانانند.

و آنان که بر نمازهای خویشند مواظبت‌کنندگان‌


المؤمنون ٨ آیه ٩ المؤمنون ١٠
سوره : سوره المؤمنون
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«عَلَی صَلَوَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ»: مداوم بر نمازهای خود در اوقات معیّن بوده و شروط لازم آن را مراعات می‌دارند.


نزول

شأن نزول آیات ۱ تا ۱۱:

محمد بن العباس بعد از دو واسطه از عیسى بن داود او از امام کاظم علیه‌السلام نقل نماید که فرمود: این آیات درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله و امام على علیه‌السلام و حضرت فاطمه علیهاالسلام و امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام نازل گردیده است.]

ابوهریرة گوید: هنگامى که رسول خدا صلى الله علیه و آله نماز می‌خواند، چشم خود را به طرف آسمان متوجه می‌کرد سپس آیه ۲ نازل گردید و بعد از نزول آیه پیامبر هنگام اداى نماز سر خود را به زیر افکند.]

و نیز گویند: رسول خدا صلی الله علیه و آله در هنگام نماز به اطراف خود نیز توجه می‌نمود، چنان که از ابن سیرین نیز مرسلا روایت گردیده است و سپس آیه ۲ نازل گردیده.]

شیخ بزرگوار ما بدون ذکر عنوان شأن و نزول گوید: پیامبر هنگام نماز چشم خود را به طرف آسمان متوجه می‌کرد و وقتى که آیه ۲ نازل گردید، نظر خود را به طرف پائین و به سمت مصلى متوجه نمود که علامت خضوع و خشوع در نماز بوده است.

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ «8» وَ الَّذِينَ هُمْ عَلى‌ صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ «9»

و (مؤمنان رستگار) كسانى هستند كه امانت‌ها وپيمان‌هاى خود را رعايت مى‌كنند. و آنان بر نمازهاى خود مواظبت دارند.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ الَّذِينَ هُمْ عَلى‌ صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ «9»


«1». قرب الاسناد، جزء اوّل، ص 55.

«2». خصال صدوق، باب الثلاثه، روايت 90.

«3». مجمع البيان، ج 4، ص 99.

جلد 9 - صفحه 113

صفت ششم: وَ الَّذِينَ هُمْ عَلى‌ صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ‌: و آنان كه ايشان بر نمازهاى خود محافظت كنند، يعنى مراقبت اوقات آن نموده و رها نكنند كه وقت آن بگذرد و فوت شود و ضايع ننمايند آن را.

تبصره: اعاده ذكر نماز آگاهى است بر عظمت قدر و علو مرتبه آن در درگاه سبحانى. و نيز خشوع و محافظت متغايرند، زيرا خشوع صفت نمازگزار است در حال بجا آوردن نماز، و محافظت عبارت است از تعهد به شرايط نماز از مقدمات و مقارنات و حفظ از مبطلات بر وجهى كه عادت او شود مراعات آنها در تمام نمازها.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ «1» الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ «2» وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ «3» وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ «4»

وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ «5» إِلاَّ عَلى‌ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ «6» فَمَنِ ابْتَغى‌ وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ «7» وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ «8» وَ الَّذِينَ هُمْ عَلى‌ صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ «9»

أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ «10» الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُونَ «11»

ترجمه‌

- بتحقيق رستگار شدند گروندگان‌

آنانكه ايشانند در نمازشان خشوع داران‌

و آنانكه ايشانند از بيهوده روى گردانان‌

و آنانكه ايشانند مر زكوة را ادا كنندگان‌

و آنانكه ايشانند مرعورتهاشانرا نگاهداران‌

مگر بر جفتهاشان يا آنچه را مالك شد دستهاشان پس بدرستيكه ايشان نيستند ملامت شدگان‌

پس كسانيكه جويند سواى اين را پس آنگروه آنانند متجاوزان‌

و آنانكه ايشانند مر امانتهاشان و پيمانشان را رعايت كنندگان‌

و آنانكه ايشان بر نمازشان محافظت ميكنند

آنگروه ايشانند وارثان‌

آنانكه بميراث ميبرند بهشت برين را ايشانند در آن جاودانيان.

تفسير

- خداوند متعال در اين سوره مباركه ابتداء فرموده ببشارت بر اهل ايمان و اعتقاد جزمى بوحدانيّت خدا و ثبوت روز جزا و نبوّت خاتم انبياء و امامت ائمه هدى برستگارى و فلاح كه ثمره اين عقائد حقّه و نتيجه آنها است در دنيا و آخرت از قبول اعمال و نيل بمثوبات و امن از آفات خلاصه آنكه وصول بكليّه خيرات دائمى است و پس از آن بيان فرموده اوصاف ايشانرا باين تقريب كه آنها كسانى هستند كه در نمازشان با خضوع و خشوعند و آندو حالتى است كه در اعضاء انسان حاصل ميشود از توجّه بامر مهمّ و ترس از آن كه موجب تذلّل و انكسار است چنانچه در


جلد 3 صفحه 629

مجمع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت نموده كه آنحضرت مرديرا ديد در نماز با ريش خود بازى ميكند فرمود اگر قلب اين مرد خشوع داشت جوارح او خاشع بود و نيز از آنحضرت روايت شده كه هر مقداريكه زياد شود خشوع جسد از خشوع قلب پس آن نزد ما نفاق است و بنظر حقير وقتى انسان در نماز چشمش بموضع سجودش باشد و بدنش آرام خشوع صادق است و كمال آن بانكسار وجه و انحدار اعضاء و رقت صوت و تغيير لون و جريان اشك و امثال اينها است چنانچه در مجمع نقل نموده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در نماز چشم خود را بسوى آسمان بلند ميفرمود و چون اين آيه نازل شد سر مبارك را بزير و چشمش را بزمين افكند و قمى ره نقل فرموده كه خشوع در نماز بزير انداختن چشم و اقبال شخص بنماز است و نيز آنها كسانى هستند كه از كارهاى بيهوده و بى‌ثمر و باطل روى گردانند چون اين معناى لغوى لغو است ولى قمى ره آنرا به غناء و ملاهى تفسير فرموده و در ارشاد مفيد از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه هر قولى كه خالى از ذكر خدا باشد لغو است و در مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه آن عبارت از آنستكه كسى سخن باطل و نسبت ناروائى از كسى بشنود و صرف نظر نمايد از او براى خدا و ظاهرا مراد امام بيان اعراض از لغو باشد و تفسير آن بغنا و ملاهى و دروغ و فحش و كليّه معاصى از باب بيان افراد كامله است و نيز ايشان كسانى هستند كه زكوة مال خود را اعمّ از واجب و مستحبّ ادا مينمايند و بعضى آنرا مخصوص بواجب دانسته‌اند و قمّى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه يك قيراط از زكوة مال خود را ندهد نه مؤمن است نه مسلمان نه كرامتى دارد و اطلاق فعل بر تأديه باعتبار بودن آنست از افراد آن و نيز اهل ايمان مردانى هستند كه عورتهاى خودشان را از نظر و تصرّف غير حفظ ميكنند و بر هر كس آنرا حرام ميدانند مگر بر زنهاشان اعمّ از عقدى و صيغه يا كنيزهاشان كه در صورت حفظ ننمودن از آنها مورد ملامت نخواهند بود و به اعتبار متضمّن بودن حفظ، اعتقاد بحرمت را متعدّى بعلى شده و عرب كنيز را ملك يمين ميگويد چون در دست صاحبش ميباشد و خداوند مملو كيّت كفار حربى را براى مصالحى كه عمده آن هدايت و ارشاد آنها بدين اسلام و احكام آن بتدريج است انفاذ فرموده و بيانش خارج از وظيفه تفسير است پس كسانيكه تعدّى نمايند


جلد 3 صفحه 630

و طلب كنند غير از منكوحه و مملوكه را متجاوز و متعدّى و ظالمند و نيز ايشان كسانى هستند كه مراعات امانت خدا و پيغمبر و مردم را كه دين و قرآن و عترت طاهره و ودائع اشخاص است مينمايند بحفظ و اطاعت و احترام و اصلاح و ردّ نمودن و همچنين مراعات عهد خدا را با آنها در اوامر و نواهى او و مراعات عهد خودشان را با خدا در عهود و نذورشان و مراعات عهد خودشان را با خلق در كليّه معاملات جائزه مينمايند و تخلّف نميكنند و اينكه اماناتهم بصيغه جمع فرموده شايد بملاحظه امانت خدا و پيغمبر و خلق باشد و شايد براى موافقت با قول خداوند إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‌ أَهْلِها و «امانتهم» بلفظ مفرد نيز قرائت شده و اسم جنس واحد و كثير در آن يكسان است و اختلاف تعبير براى تفنّن در عبارت است لذا از عهد بلفظ مفرد تعبير شده و براى اهميّت نماز در آخر اوصاف باز نام آنرا برده و محافظت اوقات و حدود نماز را ذكر فرموده و صلوات بصيغه جمع قرائت مشهور و آن احسن است و در روايت كافى از امام باقر عليه السّلام اختصاص بنماز واجب داده شده و كسانيكه جامع اين صفات حسنه‌اند وارث بهشتند كه ايشانرا خداوند مانند وارثان اموال بدون اخذ عوض مالك بهشت قرار داده و فردوس را بعضى از اسماء بهشت دانسته‌اند و بعضى آنرا ببلندترين درجات بهشت تفسير فرموده‌اند و در مجمع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت نموده كه فرمود هيچيك از شما نيست مگر آنكه براى او دو منزل است يك منزل در بهشت و يك منزل در جهنّم پس اگر كسى بميرد و داخل در جهنّم شود اهل بهشت وارث منزل او خواهند بود و قمّى ره اينمعنى را از امام صادق عليه السّلام نقل نموده بعلاوه آنكه بعد از ورود اهل بهشت در آن، منازل آنانرا در جهنّم بايشان ارائه ميدهند و ميگويند اگر شما معصيت كار بوديد اينجا منزل شما بود و آنها بقدرى خوشحال ميشوند كه اگر كسى از خوشحالى آنجا ميمرد ميمردند و نيز بعد از ورود اهل جهنّم در آن، منازل آنانرا در بهشت بآنها ارائه ميدهند و ميگويند اگر شما ثواب كار بوديد اينجا منزل شما بود و آنها بقدرى محزون ميشوند كه اگر كسى از حزن ميمرد ميمردند پس آنها منازل اينها و اينها منازل آنها را ارث ميبرند و اين است مراد از قول خداوند اولئك هم الوارثون الّذين يرثون الفردوس هم فيها خالدون و هر كس در بهشت جاى گزين گردد هميشه آنجا


جلد 3 صفحه 631

خواهد بود و از امير المؤمنين عليه السّلام در عيون روايت نموده كه فرمود اين آيه در شأن من نازل شده و معلوم است كه فردا كمل اهل ايمان و جامع اعلى مراتب اوصاف مذكوره در آيات سابقه و «قسيم الجنّة و النّار» او است سلام اللّه عليه و على اولاده الطّاهرين ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ الَّذِين‌َ هُم‌ عَلي‌ صَلَواتِهِم‌ يُحافِظُون‌َ «9»

ديگر ‌از‌ صفات‌ مؤمنين‌ كساني‌ هستند ‌که‌ ‌بر‌ نمازها محافظت‌ مي‌نمايند اولا ‌در‌ فروع‌ اسلاميّه‌ ‌بعد‌ ‌از‌ عقائد حقّه‌ اهم‌ّ ‌از‌ نماز نداريم‌ قربان‌ ‌کل‌ تقي‌ معراج‌ مؤمن‌ ‌است‌ خير موضوع‌ ‌است‌ شرط قبولي‌ ساير عبادات‌ ‌است‌ ردّ ‌او‌ باعث‌ ردّ بقيّه‌ ‌است‌ تارك‌ ‌آن‌ ‌در‌ حكم‌ كافر ‌است‌ تضييع‌ ‌او‌ مورث‌ زوال‌ ايمان‌ ‌است‌ عمود دين‌ ‌است‌ ‌الي‌ ‌غير‌ ‌ذلک‌ ‌که‌ مفاد اخبار ‌است‌ و اقسام‌ بسياري‌ دارد فرائض‌ يوميّه‌ صلاة طواف‌ عمره‌ و حج‌ّ و نساء صلاة آيات‌ صلواتي‌ ‌که‌ باجاره‌ ‌ يا ‌ وصيّت‌ واجب‌ مي‌شود صلوات‌ پدر بلكه‌ مادر ‌علي‌ قول‌ ‌بر‌ پسر بزرگتر ‌که‌ ‌از‌ ‌آنها‌ فوت‌ شد قضاء صلوات‌ صلاتي‌ ‌که‌ بنذر و عهد و يمين‌ واجب‌ مي‌شود و صلوات‌ مندوبه‌ ‌که‌ بسيار ‌است‌ نوافل‌ يوميّه‌ و ليليّه‌ نماز هديّه‌ نماز زيارات‌ نمازهاي‌ شبهاي‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ و ايّام‌ و ليالي‌ متبرّكه‌ ‌در‌ دوره سال‌ و نمازهاي‌ اهل‌ البيت‌ ‌عليهم‌ ‌السلام‌، بلكه‌ نوافل‌ مبتدئه‌ ‌که‌ فرمود:

(‌من‌ شاء استقل‌ّ و ‌من‌ شاء استكثر).

و حفظ صلوات‌ اولا بادائها ‌في‌ اوقاتها بلكه‌ ‌في‌ أوّل‌ وقتها. ثانيا بارشاد مسلمين‌

جلد 13 - صفحه 363

و هدايت‌ ‌آنها‌ و بيان‌ احكام‌ ‌آنها‌ و تصحيح‌ ‌آنها‌ ‌که‌ مسائل‌ و فروع‌ ‌آنها‌ بالغ‌ ‌بر‌ چهار هزار مسئله‌ ‌است‌.

و ثالثا امر ‌به‌ معروف‌ ‌که‌ ديگران‌ تارك‌ ‌آن‌ نباشند ‌حتي‌ ‌بر‌ تارك‌ ‌آن‌ تعزيراتي‌ ‌در‌ شرع‌ معيّن‌ ‌شده‌ ‌که‌ بسا منتهي‌ بقتل‌ مي‌شود و البتّه‌ ‌پس‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ امور واجبه‌ مراعات‌ شرائط قبول‌ ‌هم‌ بشود ‌تا‌ اندازهاي‌ ‌که‌ مي‌تواند فضائل‌ ‌آنها‌ ‌را‌ درك‌ كند باتيان‌ باول‌ وقت‌ ‌در‌ مساجد و مشاهد مشرّفه‌ ‌با‌ خشوع‌ و خضوع‌ و توجّه‌ ‌به‌ معاني‌ ‌آنها‌ و لبس‌ بهترين‌ لباس‌ و زينت‌ و ‌با‌ اذان‌ و اقامه‌ و طول‌ ركوع‌ و سجود و تعقيبات‌ و اتيان‌ ‌به‌ جماعت‌ بالاخص‌ّ ‌با‌ عالم‌ سيّد.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 9)- در این آیه آخرین ویژگی مؤمنان را که محافظت بر نمازهاست بیان کرده، می‌گوید: «و آنها بر نمازشان مواظبت می‌نمایند» (وَ الَّذِینَ هُمْ عَلی صَلَواتِهِمْ یُحافِظُونَ).

جالب این که: نخستین ویژگی مؤمنان را «خشوع در نماز» و آخرین صفت آنها را «محافظت بر نماز» شمرده است، از نماز شروع می‌شود و به نماز ختم می‌گردد چرا که نماز مهمترین رابطه خلق و خالق است که هر گاه با آدابش انجام گیرد زمینه مطمئنی برای همه خوبیها و نیکیها خواهد بود.

نکات آیه

۱ - اهمیت دادن به نماز، مواظبت بر انجام به موقع آن و پرهیز از سهل انگارى در اداى آن، از عوامل فلاح و رستگارى اخروى است. (قد أفلح المؤمنون ... و الذین هم على صلوتهم یحافظون)

۲ - اهمیت دادن به فریضه نماز و مراقبت بر انجام به موقع آن، توصیه خداوند به اهل ایمان (قد أفلح المؤمنون ... و الذین هم على صلوتهم یحافظون)

۳ - مؤمنان راستین، همواره در اندیشه نماز و مراقب انجام به موقع آن هستند. (قد أفلح المؤمنون ... و الذین هم على صلوتهم یحافظون)

۴ - خدا از نمازگزاران، بى نیاز است و فایده هاى آن، تنها به خود آنان بازمى گردد. (و الذین هم على صلوتهم یحافظون) اضافه «صلوات» به ضمیر «هم»،اضافه لامیه و به تقدیر «صلوات لهم» مى باشد; یعنى، نمازهایى که از آن مؤمنان است و سود آن، به خود آنان باز مى گردد.

۵ - اهمیت ندادن به نماز و عدم مراقبت بر انجام به موقع آن، نشانه ضعف ایمان (قد أفلح المؤمنون ... و الذین هم على صلوتهم یحافظون)

۶ - «عن فضیل قال: سألت أباجعفر(ع) عن قول اللّه عزّوجلّ: «الذین هم على صلواتهم یحافظون» قال هى الفریضة ...; فضیل مى گوید از امام باقر(ع) از قول خداى - عزّوجلّ - «الذین هم على صلواتهم یحافظون» پرسیدم؟ فرمود: مراد نمازهاى واجب است ...». ۱- کافى، ج ۳، ص ۲۶۹، ح ۱۲; نورالثقلین، ج ۳، ص ۵۳۱، ح ۳۳.

موضوعات مرتبط

  • ایمان: نشانه هاى ضعف ایمان ۵
  • خدا: بى نیازى خدا ۴; توصیه هاى خدا ۲
  • رستگارى: عوامل رستگارى اخروى ۱
  • مؤمنان : توصیه به مؤمنان ۲; اهتمام مؤمنان به نماز ۳
  • نماز: آثار اهتمام به نماز ۱; آثار سستى در نماز ۵; آثار نماز ۴; اهتمام به نماز ۲; اهمیت نماز هاى واجب ۶

منابع

  1. البرهان فی تفسیر القرآن.
  2. المستدرک از حاکم و تفسیر ابن مردویه.
  3. تفسیر ابن مردویه و سنن سعید بن منصور.