المؤمنون ٥٦

از الکتاب
کپی متن آیه
نُسَارِعُ‌ لَهُمْ‌ فِي‌ الْخَيْرَاتِ‌ بَلْ‌ لاَ يَشْعُرُونَ‌

ترجمه

برای این است که درهای خیرات را با شتاب به روی آنها بگشاییم!! (چنین نیست) بلکه آنها نمی‌فهمند (که این وسیله امتحانشان است).

|در رساندن نيكى‌ها شتاب مى‌كنيم؟ نه، بلكه آنها نمى‌فهمند

[از آن روى است كه‌] مى‌خواهيم به سودشان در خيرات شتاب ورزيم؟ [نه،] بلكه نمى‌فهمند.

برای آن است که می‌خواهیم در حق ایشان مساعدت و تعجیل به خیرات دنیا کنیم؟ (نه چنین است) بلکه (برای امتحان است و) آنها نمی‌فهمند.

در حقیقت می خواهیم در عطا کردن خیرات به آنان شتاب ورزیم؟ [چنین نیست] بلکه [آنان] درک نمی کنند [که ما می خواهیم با افزونی مال و اولاد، در تفرقه، طغیان، گمراهی و تیره بختی بیشتری فرو روند.]

براى آن است كه مى‌كوشيم خيرى به آنها برسانيم؟ نه، كه آنان در نمى‌يابند.

در خیر و خوبی به نفع ایشان می‌کوشیم؟ [چنین نیست‌] بلکه [حقیقت را] در نمی‌یابند

براى آنها در [رساندن‌] نيكيها شتاب مى‌كنيم؟ [نه،] بلكه نمى‌فهمند.

(برای این است که) شتابان (درهای خوبیها و نعمتها را به رویشان می‌گشائیم و) خیرات و برکات را نصیبشان می‌نمائیم؟ (نه! اشتباه می‌کنند) بلکه نمی‌فهمند (که این گام به گام به سوی دوزخ کشاندن و بر عذاب سرمدی ایشان افزودن است).

(این از آن روست که) می‌خواهیم برایشان در خیرات شتاب ورزیم‌؟ (نه!) بلکه دقت و باریک‌بینی نمی‌کنند.

شتاب کنیم برای ایشان در خوبیها بلکه درنمی‌یابند

We race to give them the good things? In fact, they have no idea.

ترتیل:
ترجمه:
المؤمنون ٥٥ آیه ٥٦ المؤمنون ٥٧
سوره : سوره المؤمنون
نزول : ٥ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«نُسَارِعُ»: پیشی می‌گیریم و شتاب می‌ورزیم. «بَلْ»: حرفی است که دلالت بر ابطال سخن پیش از خود و اثبات سخن بعد از خود دارد. یعنی در رساندن خوبیها و نعمتها شتاب نمی‌ورزیم، بلکه برابر قاعده استدراج، کاری می‌کنیم بر گناه خود بیفزایند تا مایه افزایش عذاب آخرت ایشان شود.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ «54» أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ «55» نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ «56»

پس آنان را تا مدّتى (كه مرگشان فرا رسد يا به عذاب خدا مبتلا شوند) در ورطه‌ى جهل و غفلت رها كن. آيا گمان مى‌كنند كه آنچه از مال وفرزند به آنان مدد مى‌كنيم (براى اين است كه) شتاب مى‌كنيم كه خيرهايى به آنان برسانيم؟ (هرگز چنين نيست) بلكه آنان نمى‌فهمند (كه مال و فرزند وسيله‌ى امتحان آنهاست).

نکته ها

كلمه‌ى «غمرة» به معناى غرقاب و مراد در اينجا غرق شدن اهل مكّه در جمود و تعصّب بت‌پرستى است.

پیام ها

1- بدترين نوع گمراهى آن است كه خدا انسان را به حال خود واگذارد. «فَذَرْهُمْ»

2- اختلاف و تفرقه، ورطه‌ى هلاكت و مايه‌ى قهر و غضب خدا و رسول است.

فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ‌ ... فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ‌

3- گودال بدبختى انسان را خود او حفر مى‌كند. «غَمْرَتِهِمْ»

4- منحرفان تفرقه‌جو، مهلت زيادى ندارند وقهر الهى در انتظارشان است. «حَتَّى حِينٍ»

5- مرفّهين ثروتمند، تحليل‌ناروا دارند. رفاه، امكانات وفرزند پسر، سبب فريفته شدن آنان به خود واحساس محبوبيّت نزد خدا شده است. يَحْسَبُونَ‌ ...

6- ارزيابى تنها بر مبناى مال وفرزند، نشانه‌ى بى‌شعورى است. «بَلْ لا يَشْعُرُونَ»

تفسير نور(10جلدى)، ج‌6، ص: 109

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ (56)

جلد 9 - صفحه 148

نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ‌: مى‌شتابيم براى ايشان به آن چيز در نيكوئيها، يعنى گمان مى‌كنند كه امداد ما ايشان را به مال و اولاد، مسارعت است از ما براى ايشان در نيكوئى، و اعمال آنها استحقاق دارد كه ما پاداش آن با ايشان نيكوئى كنيم. بَلْ لا يَشْعُرُونَ‌: نه چنين است كه مى‌پندارند، بلكه ادراك نمى‌كنند كه اين امداد استدراج باشد نه مسارعت در خيرات.

تنبيه: يكى از موجبات هلاكت بنده، نعمت استدراج است، يعنى زيادى نعمت با نافرمانى الهى كه بواسطه بسيارى مال و اولاد و جاه و جلال، غرور پيدا كند و تصور نمايد اين زيادى نعمت به جهت استحقاق اعمال او و رضاى سبحانى است از آنكه با مخالفت و معصيت منعم، اعطاء نعم پى‌درپى استدراج خواهد بود، چنانكه در آيه ديگر فرمايد: «سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ»*. «1» و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمايد: يابن آدم اذا رأيت ربّك سبحانه يتابع عليك نعمه و انت تعصيه فاحذره. اى پسر آدم، هرگاه ديدى پروردگار تو سبحانه پى در پى رساند بر تو نعمتهاى خود را در حالى كه تو نافرمانى كنى او را، پس حذر كن از او و بترس. «2»


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (53) فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ (54) أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ (55) نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ (56) إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ (57)

وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ (58) وَ الَّذِينَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لا يُشْرِكُونَ (59) وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى‌ رَبِّهِمْ راجِعُونَ (60) أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ (61)

ترجمه‌

- پس جدا كردند امرشان را ميانشان بپاره‌ها هر گروهى باشند بآنچه نزد ايشان است شادمانان‌

پس واگذار آنها را در غفلتشان تا وقتى‌

آيا


جلد 3 صفحه 643

ميپندارند كه آنچه مدد ميكنيم آنها را بآن از مال و پسران‌

ميشتابيم بر ايشان در خوبيها بلكه نميدانند

همانا آنانكه ايشان از ترس پروردگارشان ترسانند

و آنانكه ايشان بآيتهاى پروردگارشان ميگروند

و آنانكه ايشان بپروردگارشان شرك نميآورند

و آنانكه ميدهند آنچه را دادند در حاليكه دلهاشان ترسان است كه ايشان بسوى پروردگارشان بازگشت كنندگانند

آن گروه ميشتابند در خوبيها و ايشانند مر آنها را پيشى گيرندگان.

تفسير

- با آنكه خداوند در آيات سابقه انبياء عظام را داراى يك ملّت مشترك و مذهب واحد قرار داد كه آن توحيد خدا و تصديق انبياء و اتيان باعمال شايسته و تناول اشياء پاكيزه بود باز مردم آن امر مشترك ميان خودشان را قطعه قطعه و مجزّى و مبدّل بپاره‌هائى نمودند چون زبر ظاهرا جمع زبره بمعناى پاره و فرقه است خلاصه آنكه خودشان را فرقه فرقه نمودند و هر فرقه دينى براى خودشان اختيار كردند و محتمل است جمع زبور بمعناى كتاب باشد يعنى متفرّق كردند دين خودشان را ميانشان بكتابهائى از پيش خودشان و در هر حال زبرا يا حال است براى امر يا مفعول دوم تقطّعوا باعتبار متضمّن بودن آن معناى جعل را و هر دسته و فرقه و حزبى بدينى كه براى خودشان جعل نمودند خوشحال و راضى ميباشند و آنرا حق ميپندارند چنانچه قمّى ره در اين مقام نقل فرموده كه هر كس براى خود دينى اختيار كرد خوشحال است بآن پس خداوند به پيغمبر خود امر فرمود كه واگذار آنها را تا در گرداب جهل و ضلالتى كه فرو رفته‌اند در آن باقى باشند تا وقتى كه بميرند يا بشمشير اولياء خدا كشته شوند آيا گمان ميكنند كه آنچه را ما عطا ميكنيم و كمك ميدهيم آنها را بآن از مال و منال و اولاد و احفاد پيشى ميگيريم بآن از براى آنها در منافع و خيرات و خوبيها نه چنين است بلكه آنها ادراك نميكنند كه ما براى چه غرض اين نعمتها را بآنها ميدهيم ما نميخواهيم آنها را گرامى داريم ميخواهيم آنها را سرگرم بزخارف دنيا نمائيم تا بتدريج بكلّى از ياد ما غفلت كنند و مستحقّ عقوبت شوند پس ناگهان بگيريم آنها را و بجزاى كردارشان برسانيم در مجمع از امام صادق نقل نموده كه پيغمبر از قول خدا فرمود محزون ميشود بنده مؤمن من وقتى كه قدرى دنيا را بر او تنگ نمايم با آنكه‌


جلد 3 صفحه 644

در آنحال نزديكتر بمن است و خوشحال ميشود وقتى كه دنيا را بر او توسعه دهم با آنكه در آنحال دورتر است بمن پس اين آيه را تلاوت نمود و بعدا فرمود همانا اين امتحان و ابتلائى است براى آنها و همانا كسانيكه از بيم عذاب پروردگارشان ترسان و هراسانند و از معاصى حذر ميكنند و كسانيكه بانبياء و اولياء خدا ايمان ميآورند و آنانكه براى خدا شريك قرار نميدهند نه در ظاهر و نه در باطن و آنانكه عطا ميكنند چيزى را كه عطا ميكنند از اموالشان در راه خدا با آنكه دلهاشان خائف و متزلزل است كه شايد بدرجه قبول نرسد يا شايد بآن نحو كه بايد در مقام انفاق عمل نمايند ننموده باشند و مورد مؤاخذه شوند چون كه ميدانند بازگشت آنها بسوى خدا است و او ميداند خللى را كه آنها نميدانند و ميتواند قبول نكند صدقات آنها را و در شواذ قرائت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بعض اصحاب يأتون ما اتوا بقصر وارد شده و مناسب با اينمعنى است تفسير ما اتوا بعبادت و طاعت كه قمّى ره نقل فرموده چون يأتون ما اتوا بقصر يعنى ميآورند آنچه را آورده‌اند از اعمال خير با خوف و رجاء بپروردگارشان و مؤيّد اينمعنى است اخبار وارده در اين باب كه اشفاق و و جل را در اين آيات بخوف و رجاء از ردّ و قبول اعمال تفسير فرموده‌اند و از امير المؤمنين عليه السّلام بخوف شيعيان خاص از تقصير در محبّت و اطاعت ائمه اطهار كه شرط قبول اعمال است تأويل شده اين جماعت با اين اوصاف براى رغبت و شوقى كه باعمال عبادى و كارهاى خوب دارند سرعت و مبادرت مينمايند بآنها و سبقت ميگيرند بر امثال و اقران خود در آن اعمال و دخول در بهشت بپاداش آن و قمّى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه آنكس على بن أبي طالب عليه السّلام است كه سبقت نگرفته است بر او احدى ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


أَ يَحسَبُون‌َ أَنَّما نُمِدُّهُم‌ بِه‌ِ مِن‌ مال‌ٍ وَ بَنِين‌َ (55) نُسارِع‌ُ لَهُم‌ فِي‌ الخَيرات‌ِ بَل‌ لا يَشعُرُون‌َ (56)

آيا گمان‌ ميكنند ‌اينکه‌ كفار و اهل‌ ضلالت‌ ‌اينکه‌ ‌که‌ جز ‌اينکه‌ نيست‌ ‌که‌ ‌ما ‌آنها‌ ‌را‌ امداد مي‌كنيم‌ باو ‌از‌ مال‌ و اولادها اينكه‌ مسارعت‌ مي‌كنيم‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ ‌در‌ خيرات‌ و خوبي‌، بلكه‌ اينها نمي‌فهمند و مستشعر نميشوند زخارف‌ دنيوي‌ ‌از‌ مال‌ و جاه‌ و رياست‌ و كثرت‌ اولاد و عشيره‌ و اتباع‌ چند حكمت‌ دارد مواردش‌ مختلف‌ ‌است‌، يك‌ حكمتش‌ امتحان‌ بنده‌ ‌است‌ ‌که‌ آيا طغيان‌ و سركشي‌ مي‌كند ‌ يا ‌ بوظايف‌ ديني‌ مصرف‌ مينمايد، چنانچه‌ ميفرمايد:

(وَ لَو شاءَ اللّه‌ُ لَجَعَلَكُم‌ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِن‌ لِيَبلُوَكُم‌ فِي‌ ما آتاكُم‌) مائده‌ آيه 53.

(وَ رَفَع‌َ بَعضَكُم‌ فَوق‌َ بَعض‌ٍ دَرَجات‌ٍ لِيَبلُوَكُم‌ فِي‌ ما آتاكُم‌) انعام‌ ‌آيه‌ 165 و يك‌ حكمتش‌ تفضل‌ و عنايت‌ ‌است‌، چنانچه‌ ‌به‌ انبياء و صلحاء مؤمنين‌ عنايت‌ ‌شده‌ و يك‌ حكمتش‌ ‌براي‌ ازدياد كفر و ظلم‌ و معاصي‌ و اثم‌ ‌است‌، چنانچه‌ ميفرمايد:

(وَ لا يَحسَبَن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا أَنَّما نُملِي‌ لَهُم‌ خَيرٌ لِأَنفُسِهِم‌ إِنَّما نُملِي‌ لَهُم‌ لِيَزدادُوا إِثماً وَ لَهُم‌ عَذاب‌ٌ مُهِين‌ٌ) آل‌ عمران‌ آيه 172 و ‌اينکه‌ آيه شريفه‌ راجع‌ باين‌ قسمت‌ ‌است‌ ‌که‌ ميفرمايد:

جلد 13 - صفحه 416

(أَ يَحسَبُون‌َ) ‌اينکه‌ كفار و ارباب‌ ضلالت‌ و ظلمه‌ و فساق‌ و فجار چنين‌ گمان‌ ميكنند ‌که‌.

(أَنَّما نُمِدُّهُم‌ بِه‌ِ) ‌اينکه‌ مهلت‌ ‌که‌ بآنها داده‌ شد و مشغول‌ ‌به‌ لذائذ دنيوي‌ شدند.

(مِن‌ مال‌ٍ وَ بَنِين‌َ) و جاه‌ و رياست‌ و ساير لذايذ و مشتهيات‌ نفسانيه‌.

(نُسارِع‌ُ لَهُم‌ فِي‌ الخَيرات‌ِ) گمان‌ مي‌كنند ‌که‌ ‌ما ‌با‌ ‌آنها‌ عنايت‌ و تفضل‌ داريم‌ و اينها ‌براي‌ ‌آنها‌ خير و خوبيست‌ و بسيار فرحناك‌ هستند و غافل‌ ‌از‌ اينكه‌ بدترين‌ بلاهاست‌ ‌بر‌ ‌آنها‌، زيرا بوسيله اينها طغيان‌ و كفر و ظلم‌ و فسق‌ و فجور ‌آنها‌ زيادتر ميشود.

(بَل‌ لا يَشعُرُون‌َ) بلكه‌ شعور ندارند ‌که‌ ‌اينکه‌ مال‌ و رياست‌ ‌از‌ چه‌ بدست‌ ‌آنها‌ رسيده‌ و ‌به‌ چه‌ راهي‌ مصرف‌ ‌شده‌ ‌پس‌ ‌از‌ مردن‌ مي‌فهمند و آرزو ميكنند اي‌ كاش‌ نداشتيم‌ و گرفتار ‌اينکه‌ عذابها نميشديم‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 56)- برای این است که: «درهای خیرات را به سرعت به روی آنها بگشاییم»؟! (نُسارِعُ لَهُمْ فِی الْخَیْراتِ).

آیا آنها داشتن اموال سرشار و فرزندان بسیار را دلیل بر حقانیت روش خود می‌پندارند و نشانه قرب و عظمت در درگاه خدا می‌دانند؟

نه، هرگز چنین نیست «بلکه آنها نمی‌فهمند» (بَلْ لا یَشْعُرُونَ).

آنها نمی‌دانند که این اموال و فرزندان فراوان در حقیقت یک نوع عذاب و مجازات یا مقدمه عذاب و کیفر برای آنهاست، آنها نمی‌دانند که خدا می‌خواهد آنها را در ناز و نعمت فرو برد تا به هنگام گرفتار شدن در چنگال کیفر الهی، تحمل عذاب بر آنها دردناکتر باشد.

نکات آیه

۱ - مال و فرزند بسیار، نشانه لطف و مهر خداوند در دیدگاه شرک پیشگان مرفه صدراسلام (أیحسبون ... من مال و بنین . نسارع لهم فى الخیرت)

۲ - فریفته شدن به مال و فرزند و ملاک ارزش قرار دادن آن، نشانه جهل و نادانى است. (أیحسبون أنّما نمدّهم ... نسارع لهم فى الخیرت)

۳ - ثروتمندان شرک پیشه و فریفته مال و فرزند در صدراسلام، اشخاصى بى شعور و نادان بودند. (أیحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنین ... بل لایشعرون)

موضوعات مرتبط

  • ارزیابى: آثار ارزیابى با فرزند ۲; آثار ارزیابى با مال ۲
  • ثروت: آثار ثروت ۱
  • جهل: نشانه هاى جهل ۲
  • خدا: نشانه هاى لطف خدا ۱; نشانه هاى محبت خدا ۱
  • علایق: آثار علاقه به مال ۲; آثار علاقه به فرزند ۲
  • فرزند: آثار کثرت فرزند ۱
  • مرفهان: بى شعورى مرفهان صدراسلام ۳; بینش مرفهان صدر اسلام ۱; جهل مرفهان صدراسلام ۳
  • مشرکان: بى شعورى مشرکان صدراسلام ۳; بینش مشرکان صدراسلام ۱; جهل مشرکان صدراسلام ۳

منابع