المؤمنون ١١٤

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

می‌گوید: «(آری،) شما مقدار کمی توقّف نمودید اگر می‌دانستید!»

گويد: جز اندكى درنگ نكرده‌ايد، اگر به درستى مى‌دانستيد

مى‌فرمايد: «جز اندكى درنگ نكرديد، كاش شما مى‌دانستيد.»

خدا فرماید: شما اگر (از حال زندگانی خود) آگاه بودید می‌دانستید که مدت درنگتان در دنیا بسیار اندک بوده است.

[خدا] می گوید: اگر معرفت و شناخت می داشتید [می دانستید که] جز اندکی درنگ نکرده اید،

گويد: اگر آگاهى داشتيد، مى‌دانستيد كه جز اندكى نزيسته‌ايد.

گفت اگر می‌دانستید جز اندکی به سر نبرده‌اید

گويد: اگر مى‌دانستيد، جز اندكى درنگ نكرديد.

(خداوند بدیشان) می‌گوید: جز مدّت کمی (در زمین) ماندگار نبوده‌اید، اگر شما کمترین آگاهی و دانشی می‌داشتید (در دنیا متوجّه این می‌شدید).

فرمود: «جز اندکی درنگ نکردید، اگر شما به‌راستی می‌دانسته‌اید.»

گفت نماندید مگر اندکی اگر بودید می دانستید


المؤمنون ١١٣ آیه ١١٤ المؤمنون ١١٥
سوره : سوره المؤمنون
نزول : ٥ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٩
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«... لَوْ أنَّکُمْ کُنتُمْ تَعْلَمُونَ»: اگر اندک دانش و معرفتی می‌داشتید، در پرتو آن متوجّه عمر محدود و ناچیز خود در برابر عمر نامحدود و سرمدی آخرت می‌شدید. بعضی حرف (لَوْ) را به معنی (لَیْتَ) دانسته‌اند که در این صورت معنی چنین می‌شود: ای کاش! شما این مطلب را در دنیا می‌دانستید.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


قالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَوْ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ «114»

مى‌گويد: اگر آگاهى داشتيد مى‌دانستيد كه جز اندكى درنگ نكرده‌ايد.

نکته ها

كلمه «فوز» به معناى رسيدن به مقصود است.

در قيامت از مردم سؤال مى‌شود: شما چه مدّتى در دنيا اقامت داشتيد؟ «كَمْ لَبِثْتُمْ» اين سؤال چندين بار در قرآن مطرح شده وهركس طبق پندار خود پاسخى مى‌دهد از جمله:

  • ما به مقدار ساعتى از يك روز، در دنيا مانديم. «ساعَةً مِنْ نَهارٍ» «1»
  • يك شامگاه، يا يك صبح. «عَشِيَّةً أَوْ ضُحاها» «2»* يك روز يا قسمتى از يك روز. «يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ» «3»*

ممكن است مراد از «كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ» مدّت توقّف در قبر و عالم برزخ باشد.

پیام ها

1- پاداش صابران، از طرف خود خداوند است. «إِنِّي جَزَيْتُهُمُ» (صبر در برابر اذيّت‌ها، نيش‌ها و تمسخرها پاداش بزرگى دارد)


«1». احقاف، 35.

«2». نازعات، 46.

«3». مومنون 113.

جلد 6 - صفحه 135

2- رستگارى در سايه‌ى استقامت است. «أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ»

3- در قيامت تنها گروه رستگار صابرانند. «1» «أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ»

صبر وظفر هر دو دوستان قديمند

بر اثر صبر نوبت ظفر آيد.

4- حسرت بزرگ آن است كه انسان براى لذّت و راحتى چند روزه، دوزخ و عذاب هميشگى را خريدارى كند. «لَبِثْنا يَوْماً»

5- به مهلت روزگار مغرور نشويد، كه مدّتى بسيار اندك است. «يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ»

6- همه‌ى عمر دنيا نسبت به ابديّت اندك است. «يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ»

7- برخى از فرشتگان، مأمور شمارش و آمار ايّام هستند. «فَسْئَلِ الْعادِّينَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً لَوْ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (114)

قالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا: ملائكه از جانب خدا، يا حق تعالى فرمايد: درنگ نكرديد مگر زمان كمى، زيرا مكث آنها در دنيا يا در قبر، اگرچه دراز بوده لكن كم باشد نسبت به زمان آخرت و درازى مدت بودن در جهنم كه آخر و انتهائى براى آن نخواهد بود. لَوْ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ‌: اگر بتحقيق شما بوديد كه مى‌دانستيد، يا معنى آنكه: اگر شما اهل معرفت و دانش بوديد و از روى يقين مى‌دانستيد كه تمام عمر دنيا نسبت به آخرت و درازى مكث در عذاب، كم و اندك باشد، هر آينه كفر و مخالفت و معاصى را اختيار نمى‌كرديد و دنياى فانى را بر آخرت باقى ترجيح نمى‌داديد.


«1». تفسير مجمع البيان، ج 4، ص 121، چاپ كتابخانه آية اللّه العظمى المرعشى النجفى.

جلد 9 - صفحه 187


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


إِنَّهُ كانَ فَرِيقٌ مِنْ عِبادِي يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ (109) فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي وَ كُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ (110) إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِما صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ (111) قالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ (112) قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَسْئَلِ الْعادِّينَ (113)

قالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً لَوْ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (114)

ترجمه‌

- همانا بودند گروهى از بندگان من كه ميگفتند پروردگارا گرويديم پس بيامرز ما را و ببخشاى ما را و توئى بهترين بخشايندگان‌

پس گرفتيد ايشانرا باستهزاء تا از ياد شما بردند ذكر مرا و بوديد كه به ايشان ميخنديديد

همانا من جزا دادم ايشانرا امروز بآنچه صبر كردند كه ايشانند


جلد 3 صفحه 658

بكام رسيدگان‌

گويد چند درنگ كرديد در زمين بشمار سالها

گويند درنگ كرديم روزى يا پاره‌ئى از روز پس بپرس از شمرندگان‌

گويد درنگ نكرديد مگر اندكى اگر شما باشيد كه بدانيد.

تفسير

- خداوند متعال جهت استحقاق كفّار عذاب را براى آنها بيان فرموده باين تقريب كه امر چنين است فرقه‌ئى از بندگان من بودند در دنيا كه ميگفتند پروردگارا ما ايمان آورديم بوحدانيّت تو و نبوّت پيغمبرت و آنكه آنچه او آورده از طرف تو حقّ و صدق است پس بيامرز ما را و رحم كن بر ما تو بهترين رحم كنندگانى و شما آنها را استهزاء و مسخره مينموديد تا اندازه‌اى كه استهزاء شما آنها را موجب آن شد كه بكلّى از ياد من غافل شديد و ميتوان گفت آنها شما را بفراموشى انداختند چون وسيله سرگرمى شما بودند و شما بآنها و اقوال و اعمالشان ميخنديديد منهم امروز كه روز جزا است جزاى ايشانرا دادم كه بهشت برين است براى صبرى كه در مقابل آزار و اذيتهاى شما نمودند و آنها بمراد خود رسيدند و كامياب شدند حال شما بگوئيد چند سال روى هم رفته زنده و مرده در زمين درنگ نموديد آنها براى طول مدّت عذاب و شدّت آن و حواس پرتى ميگويند يك روز يا پاره‌ئى از روز بعد متوجه ميشوند كه خيلى اشتباه كردند ميگويند يك روز يا پاره‌ئى از روز بعد متوجه ميشوند كه خيلى اشتباه كردند ميگويند ما ديگر حساب همه چيز از دستمان در رفته از ملائكه كه موكّل حفظ ايّام و ساعات عمر ما بودند و تمام اعمال و اقوال حتّى نفسهاى ما را نوشته‌اند بپرس و خدا ميفرمايد درنگ نكرديد مگر كمى و اگر ميدانستيد آن زندگانى كم چه عاقبت ممتدّ جانسوزى دارد آنمدّت كم را صرف در لهو و لعب و معصيت نمينموديد و فائده اين مقاولات در آندار سرزنش و ملامت كفّار و تكميل عذابشان بعتاب رب الارباب است و در اين دار نقل آن براى ما است كه موجب تنبّه و تذكّر شود و عاقبت خودمان را مانند آنها ننمائيم و بعضى بجاى قال در دو جا قل قرائت نموده‌اند و بنابراين نقل خطاب خدا بمالك دوزخ است چنانچه بنابر قرائت قال هم ممكن است نقل قول او باشد و بعضى انّهم بكسر قرائت نموده‌اند و بنابراين جمله مستقلّه است و بقرائت مشهوره تقدير لانّهم هم الفائزون است و محتمل است مفعول دوم جزيت باشد مانند و جزاهم بما صبروا جنّة و حريرا يعنى جزا دادم‌


جلد 3 صفحه 659

براى صبرشان فوز بجنّت را و عدد سنين تميز است براى كم استفهاميّه يعنى چه مقدار درنگ كرديد در زمين از حيث عدد سالها و بعضى گفته‌اند مقصود سؤال از زمان درنگ زندگى دنيا است نه مطلق درنگ كه بيان شد و آنكه آنها جواب دادند يكروز يا پاره‌ئى از روز براى آن بوده كه در دنيا خوش بودند و زمان خوشى كم بنظر ميآيد خصوصا اگر با ناخوشى مقابل شود و بعيد نيست و اللّه اعلم ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قال‌َ كَم‌ لَبِثتُم‌ فِي‌ الأَرض‌ِ عَدَدَ سِنِين‌َ (112) قالُوا لَبِثنا يَوماً أَو بَعض‌َ يَوم‌ٍ فَسئَل‌ِ العادِّين‌َ (113) قال‌َ إِن‌ لَبِثتُم‌ إِلاّ قَلِيلاً لَو أَنَّكُم‌ كُنتُم‌ تَعلَمُون‌َ (114)

فرمود: چه‌ اندازه‌ مكث‌ كرديد ‌در‌ روي‌ زمين‌ شماره‌ سالهاي‌ ‌شما‌ چند سال‌ عمر كرديد گفتند مكث‌ كرديم‌ يك‌ روز ‌ يا ‌ بعض‌ روز، ‌پس‌ سؤال‌ فرما ‌از‌ آنهايي‌ ‌که‌ شماره‌ سالها ‌را‌ ميدانند و شماره‌ ميكنند.

جلد 13 - صفحه 480

فرمود: لبث‌ نكرديد مگر اندكي‌ ‌اگر‌ محققا ‌شما‌ بوديد ‌که‌ مي‌دانستيد انسان‌ ‌پس‌ ‌از‌ گذشتن‌ مدة مديدي‌ ‌به‌ نظر ‌او‌ بسيار كم‌ مي‌آيد پير مرد هشتاد ساله‌ موقعي‌ ‌که‌ قضاياي‌ طفوليت‌ ‌خود‌ ‌را‌ متذكر مي‌شود مي‌گويد:

انگار ديروز ‌بود‌. و همچنين‌ بالاخص‌ كسي‌ ‌که‌ ‌در‌ غفلت‌ ‌باشد‌ ‌ يا ‌ ‌در‌ خواب‌ ‌باشد‌ ‌ يا ‌ اشتغال‌ ‌به‌ ملاهي‌ داشته‌ ‌باشد‌، جايي‌ ‌که‌ حضرت‌ عزير صد سال‌ مرده‌ ‌بود‌ موقعي‌ ‌که‌ خداوند ‌او‌ ‌را‌ زنده‌ فرمود:

(قال‌َ كَم‌ لَبِثت‌َ قال‌َ لَبِثت‌ُ يَوماً أَو بَعض‌َ يَوم‌ٍ قال‌َ بَل‌ لَبِثت‌َ مِائَةَ عام‌ٍ) بقره‌ آيه 261.

و همچنين‌ اصحاب‌ كهف‌ ‌پس‌ ‌از‌ سيصد سال‌ چون‌ بيدار شدند (قال‌َ قائِل‌ٌ مِنهُم‌ كَم‌ لَبِثتُم‌ قالُوا لَبِثنا يَوماً أَو بَعض‌َ يَوم‌ٍ) كهف‌ آيه 18 بعلاوه‌ ‌اينکه‌ كفار ‌پس‌ ‌از‌ دخول‌ ‌در‌ عذاب‌ اليم‌ دنيا و عالم‌ برزخ‌ نزد ‌آنها‌ ناچيز مي‌آيد، مثل‌ كسي‌ ‌که‌ صد سال‌ ‌در‌ ناز و نعمت‌ ‌باشد‌ يك‌ شب‌ تب‌ و مرض‌ باو متوجه‌ شود ‌ يا ‌ ‌به‌ بلائي‌ گرفتار شود مثل‌ زندان‌ و شكنجه‌ ‌آن‌ شب‌ ‌به‌ نظرش‌ خيلي‌ طولاني‌ مي‌آيد و ‌آن‌ صد سال‌ ‌به‌ نظرش‌ خيلي‌ كوتاه‌ مي‌نمايد، لذا ‌از‌ ‌آنها‌ سؤال‌ ميشود.

(قال‌َ كَم‌ لَبِثتُم‌ فِي‌ الأَرض‌ِ عَدَدَ سِنِين‌َ) ‌با‌ اينكه‌ تصريح‌ ‌به‌ سنين‌ مي‌فرمايد ‌مع‌ ‌ذلک‌ ‌در‌ نظر ‌آنها‌ نه‌ سال‌ ميآيد نه‌ ماه‌ نه‌ هفته‌.

(قالُوا لَبِثنا يَوماً أَو بَعض‌َ يَوم‌ٍ) و ‌اينکه‌ كلام‌ ‌را‌ ‌هم‌ حدسي‌ گفتند و ترسيدند ‌که‌ اشتباه‌ ‌شده‌ ‌باشد‌ گفتند:

(فَسئَل‌ِ العادِّين‌َ) ملائكه‌ موكل‌ ‌به‌ ‌ما ‌که‌ حساب‌ كارهاي‌ ‌ما ‌را‌ و ساعات‌ عمر ‌ما ‌را‌ ميدانند ‌از‌ ‌آنها‌ سؤال‌ فرما خداوند مي‌فرمايد ‌من‌ ‌از‌ ‌آنها‌ بهتر ميدانم‌ و داناترم‌ ‌حتي‌ بعدد نفوس‌ ‌شما‌.

(قال‌َ إِن‌ لَبِثتُم‌ إِلّا قَلِيلًا) چون‌ دنيا سرتاسر ‌آن‌ ‌اگر‌ نسبت‌ بآخرت‌ بدهي‌ نسبت‌ قطره‌ ‌به‌ دريا غلط گفته‌اي‌، زيرا دريا ‌هم‌ محدود ‌است‌ و آخر دارد لكن‌

جلد 13 - صفحه 481

عذاب‌ آخرت‌، و همچنين‌ مثوبات‌ بهشت‌ آخر ندارد و محدود نيست‌، لذا مي‌فرمايد:

(فَما مَتاع‌ُ الحَياةِ الدُّنيا فِي‌ الآخِرَةِ إِلّا قَلِيل‌ٌ).

(لَو أَنَّكُم‌ كُنتُم‌ تَعلَمُون‌َ) ‌اگر‌ ميدانستيد ‌در‌ دنيا ‌که‌ مدت‌ عمر ‌شما‌ چه‌ اندازه‌ كم‌ ‌است‌ و چه‌ زود سپري‌ مي‌شود ‌به‌ فكر دين‌ و آخرت‌ مي‌افتاديد و تحصيل‌ زاد و توشه‌ ‌براي‌ آخرت‌ ‌خود‌ ميكرديد، لكن‌ خيال‌ ميكرديد هميشه‌ ‌در‌ دنيا هستيد و ‌پس‌ ‌از‌ دنيا ‌هم‌ خبري‌ نيست‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 114)- اینجاست که خداوند به عنوان سر زنش و توبیخ به آنها «می‌گوید:

(آری) شما مقدار کمی (در دنیا) توقف کردید اگر می‌دانستید» (قالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِیلًا لَوْ أَنَّکُمْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ).

نکات آیه

۱ - زندگى دنیوى انسان، به حق کوتاه و گذرا است. (قل إن لبثتم إلاّ قلیلاً) ضمیر فاعل در «قال» به خداوند بازمى گردد.

۲ - انسان، غافل از کوتاهى و ناپایدارى زندگى دنیوى (قل إن لبثتم إلاّ قلیلاً لو أنّکم کنتم تعلمون)

۳ - دلبستگى انسان به دنیا، معلول جهل او به ناچیز بودن عمرش (قل إن لبثتم إلاّ قلیلاً لو أنّکم کنتم تعلمون)

۴ - پى بردن دوزخیان در قیامت به ناچیزى زندگى دنیوى، امرى بى ثمر به حال آنان (إن لبثتم إلاّ قلیلاً لو أنّکم کنتم تعلمون) «لو» در عبارت «لو أنّکم کنتم تعلمون» براى تمنى است; یعنى، اى کاش! این حقیقت را از پیش مى دانستید تا کارتان به دوزخ نمى کشید; اما اکنون که در دوزخ هستید، این اعتراف ثمرى براى شما ندارد.

۵ - توجه انسان در دنیا به ناپایدارى عمر خویش، داراى نقشى اساسى در گرایش او به دین الهى (قل إن لبثتم إلاّ قلیلاً لو أنّکم کنتم تعلمون) تعبیر «لو أنّکم کنتم تعلمون» مى رساند که اگر انسان در زندگى دنیوى، به ناپایدارى آن توجه داشته باشد، راهى را انتخاب خواهد کرد که به دوزخ و پشیمانى منتهى نشود. آن راه، همان گردن نهادن به شریعت و آیین الهى است.

موضوعات مرتبط

  • انسان: غفلت انسان ۲
  • جهل: آثار جهل ۳
  • دنیاطلبى: زمینه دنیاطلبى ۳
  • ذکر: ذکر کوتاهى زندگى دنیوى ۵
  • زندگى: جهل به کوتاهى زندگى دنیوى ۳; علم به کوتاهى زندگى دنیوى ۴; کوتاهى زندگى دنیوى ۱، ۲
  • قیامت: ظهور حقایق در قیامت ۴
  • گرایشها: عوامل گرایش به دین ۵

منابع