المؤمنون ١١٣

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

(در پاسخ) می‌گویند: «تنها به اندازه یک روز، یا قسمتی از یک روز! از آنها که می‌توانند بشمارند بپرس!»

گويند: يك روز يا پاره‌اى از يك روز به سر برديم، پس از حسابگران بپرس

مى‌گويند: «يك روز يا پاره‌اى از يك روز مانديم. از شمارگران [خود] بپرس.»

آنها پاسخ دهند که یک روز بود یا یک جزء از روز؛ (اگر ما خطا می‌گوییم) از شمارندگان (یعنی فرشتگانی که حساب عمر خلق دانند) باز پرس.

می گویند: روزی یا بخشی از روزی، ولی [ای پرسنده!] از شمارندگان [پیشگاه خود] بپرس.

گويند: يك روز يا قسمتى از يك روز. از آنها كه مى‌شمردند بپرس.

گویند [به اندازه‌] روزی یا بخشی از روز به سر بردیم، [باید] از شمارگران بپرسی‌

گويند: روزى يا برخى از روزى [و ما بخوبى نمى‌دانيم‌] پس شمارندگان را بپرس.

می‌گویند: روزی یا بخشی از روزی! (ما که سخت گرفتار عذابیم، پاسخ درستی نمی‌توانیم بدهیم) پس از کسانی بپرس که قادر به شمارش هستند.

گفتند: «یک روز یا پاره‌ای از یک روز ماندیم، پس از شمار‌گران بپرس.»

گفتند ماندیم روزی یا پاره روزی پس بپرس از شمارندگان‌


المؤمنون ١١٢ آیه ١١٣ المؤمنون ١١٤
سوره : سوره المؤمنون
نزول : ٥ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«لَبِثْنَا یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ ...»: این پاسخ یا پاسخهای دیگری توسّط گروههای مختلف دوزخیان (نگا: بقره / یونس / ، طه / نازعات / ) در مقام مقایسه عمر ناچیز این جهان با عمر طولانی و ابدی آن جهان است. «الْعَادِینَ»: شمارندگان. حسابگران و حسابرسان.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


قالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ «112» قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَسْئَلِ الْعادِّينَ «113»

(خداوند) از آنان مى‌پرسد: شما در زمين چقدر مانديد؟ مى‌گويند: يك روز يا بخشى از يك روز، پس از شمارشگران بپرس.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَسْئَلِ الْعادِّينَ (113)


«1». اصول كافى (چ سوم 1388 ه) ج 2، باب الصبر، ص 89، روايت 4.

«2». تفسير التبيان، ج 7، ص 400، چاپ مكتبة الامين النجف الاشرف.

جلد 9 - صفحه 186

قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ‌: گويند در جواب درنگ نموديم روزى يا جزئى از روز. كوتاه شمرند مدت درنگ دنيا را نسبت به خلود در جهنم، يا از هول آتش فراموش كنند مدت زندگانى خود را، يا دانا نشوند به درازى عمر خود به جهت آنكه مرده بودند و زمان بسيارى فاصله شده ميان دنيا و قيامت. ابن عباس گويد:

خدا فراموش گرداند مدت عمر را، پس چنان بينند كه مدت زيست در دنيا يك روز يا بعض از روز بوده به جهت عظمت عذاب آنها. فَسْئَلِ الْعادِّينَ‌: پس بپرس اى پرسنده، زمان درنگ ما را از شمارندگان، يعنى از ملائكه‌اى كه حفظه اعمار و انفاس ما بودند، يا محاسبين دانند، زيرا آنها شماره ماه و سال را نگهدارند. «1»


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


إِنَّهُ كانَ فَرِيقٌ مِنْ عِبادِي يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ (109) فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي وَ كُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ (110) إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِما صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ (111) قالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ (112) قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَسْئَلِ الْعادِّينَ (113)

قالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً لَوْ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (114)

ترجمه‌

- همانا بودند گروهى از بندگان من كه ميگفتند پروردگارا گرويديم پس بيامرز ما را و ببخشاى ما را و توئى بهترين بخشايندگان‌

پس گرفتيد ايشانرا باستهزاء تا از ياد شما بردند ذكر مرا و بوديد كه به ايشان ميخنديديد

همانا من جزا دادم ايشانرا امروز بآنچه صبر كردند كه ايشانند


جلد 3 صفحه 658

بكام رسيدگان‌

گويد چند درنگ كرديد در زمين بشمار سالها

گويند درنگ كرديم روزى يا پاره‌ئى از روز پس بپرس از شمرندگان‌

گويد درنگ نكرديد مگر اندكى اگر شما باشيد كه بدانيد.

تفسير

- خداوند متعال جهت استحقاق كفّار عذاب را براى آنها بيان فرموده باين تقريب كه امر چنين است فرقه‌ئى از بندگان من بودند در دنيا كه ميگفتند پروردگارا ما ايمان آورديم بوحدانيّت تو و نبوّت پيغمبرت و آنكه آنچه او آورده از طرف تو حقّ و صدق است پس بيامرز ما را و رحم كن بر ما تو بهترين رحم كنندگانى و شما آنها را استهزاء و مسخره مينموديد تا اندازه‌اى كه استهزاء شما آنها را موجب آن شد كه بكلّى از ياد من غافل شديد و ميتوان گفت آنها شما را بفراموشى انداختند چون وسيله سرگرمى شما بودند و شما بآنها و اقوال و اعمالشان ميخنديديد منهم امروز كه روز جزا است جزاى ايشانرا دادم كه بهشت برين است براى صبرى كه در مقابل آزار و اذيتهاى شما نمودند و آنها بمراد خود رسيدند و كامياب شدند حال شما بگوئيد چند سال روى هم رفته زنده و مرده در زمين درنگ نموديد آنها براى طول مدّت عذاب و شدّت آن و حواس پرتى ميگويند يك روز يا پاره‌ئى از روز بعد متوجه ميشوند كه خيلى اشتباه كردند ميگويند يك روز يا پاره‌ئى از روز بعد متوجه ميشوند كه خيلى اشتباه كردند ميگويند ما ديگر حساب همه چيز از دستمان در رفته از ملائكه كه موكّل حفظ ايّام و ساعات عمر ما بودند و تمام اعمال و اقوال حتّى نفسهاى ما را نوشته‌اند بپرس و خدا ميفرمايد درنگ نكرديد مگر كمى و اگر ميدانستيد آن زندگانى كم چه عاقبت ممتدّ جانسوزى دارد آنمدّت كم را صرف در لهو و لعب و معصيت نمينموديد و فائده اين مقاولات در آندار سرزنش و ملامت كفّار و تكميل عذابشان بعتاب رب الارباب است و در اين دار نقل آن براى ما است كه موجب تنبّه و تذكّر شود و عاقبت خودمان را مانند آنها ننمائيم و بعضى بجاى قال در دو جا قل قرائت نموده‌اند و بنابراين نقل خطاب خدا بمالك دوزخ است چنانچه بنابر قرائت قال هم ممكن است نقل قول او باشد و بعضى انّهم بكسر قرائت نموده‌اند و بنابراين جمله مستقلّه است و بقرائت مشهوره تقدير لانّهم هم الفائزون است و محتمل است مفعول دوم جزيت باشد مانند و جزاهم بما صبروا جنّة و حريرا يعنى جزا دادم‌


جلد 3 صفحه 659

براى صبرشان فوز بجنّت را و عدد سنين تميز است براى كم استفهاميّه يعنى چه مقدار درنگ كرديد در زمين از حيث عدد سالها و بعضى گفته‌اند مقصود سؤال از زمان درنگ زندگى دنيا است نه مطلق درنگ كه بيان شد و آنكه آنها جواب دادند يكروز يا پاره‌ئى از روز براى آن بوده كه در دنيا خوش بودند و زمان خوشى كم بنظر ميآيد خصوصا اگر با ناخوشى مقابل شود و بعيد نيست و اللّه اعلم ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قال‌َ كَم‌ لَبِثتُم‌ فِي‌ الأَرض‌ِ عَدَدَ سِنِين‌َ (112) قالُوا لَبِثنا يَوماً أَو بَعض‌َ يَوم‌ٍ فَسئَل‌ِ العادِّين‌َ (113) قال‌َ إِن‌ لَبِثتُم‌ إِلاّ قَلِيلاً لَو أَنَّكُم‌ كُنتُم‌ تَعلَمُون‌َ (114)

فرمود: چه‌ اندازه‌ مكث‌ كرديد ‌در‌ روي‌ زمين‌ شماره‌ سالهاي‌ ‌شما‌ چند سال‌ عمر كرديد گفتند مكث‌ كرديم‌ يك‌ روز ‌ يا ‌ بعض‌ روز، ‌پس‌ سؤال‌ فرما ‌از‌ آنهايي‌ ‌که‌ شماره‌ سالها ‌را‌ ميدانند و شماره‌ ميكنند.

جلد 13 - صفحه 480

فرمود: لبث‌ نكرديد مگر اندكي‌ ‌اگر‌ محققا ‌شما‌ بوديد ‌که‌ مي‌دانستيد انسان‌ ‌پس‌ ‌از‌ گذشتن‌ مدة مديدي‌ ‌به‌ نظر ‌او‌ بسيار كم‌ مي‌آيد پير مرد هشتاد ساله‌ موقعي‌ ‌که‌ قضاياي‌ طفوليت‌ ‌خود‌ ‌را‌ متذكر مي‌شود مي‌گويد:

انگار ديروز ‌بود‌. و همچنين‌ بالاخص‌ كسي‌ ‌که‌ ‌در‌ غفلت‌ ‌باشد‌ ‌ يا ‌ ‌در‌ خواب‌ ‌باشد‌ ‌ يا ‌ اشتغال‌ ‌به‌ ملاهي‌ داشته‌ ‌باشد‌، جايي‌ ‌که‌ حضرت‌ عزير صد سال‌ مرده‌ ‌بود‌ موقعي‌ ‌که‌ خداوند ‌او‌ ‌را‌ زنده‌ فرمود:

(قال‌َ كَم‌ لَبِثت‌َ قال‌َ لَبِثت‌ُ يَوماً أَو بَعض‌َ يَوم‌ٍ قال‌َ بَل‌ لَبِثت‌َ مِائَةَ عام‌ٍ) بقره‌ آيه 261.

و همچنين‌ اصحاب‌ كهف‌ ‌پس‌ ‌از‌ سيصد سال‌ چون‌ بيدار شدند (قال‌َ قائِل‌ٌ مِنهُم‌ كَم‌ لَبِثتُم‌ قالُوا لَبِثنا يَوماً أَو بَعض‌َ يَوم‌ٍ) كهف‌ آيه 18 بعلاوه‌ ‌اينکه‌ كفار ‌پس‌ ‌از‌ دخول‌ ‌در‌ عذاب‌ اليم‌ دنيا و عالم‌ برزخ‌ نزد ‌آنها‌ ناچيز مي‌آيد، مثل‌ كسي‌ ‌که‌ صد سال‌ ‌در‌ ناز و نعمت‌ ‌باشد‌ يك‌ شب‌ تب‌ و مرض‌ باو متوجه‌ شود ‌ يا ‌ ‌به‌ بلائي‌ گرفتار شود مثل‌ زندان‌ و شكنجه‌ ‌آن‌ شب‌ ‌به‌ نظرش‌ خيلي‌ طولاني‌ مي‌آيد و ‌آن‌ صد سال‌ ‌به‌ نظرش‌ خيلي‌ كوتاه‌ مي‌نمايد، لذا ‌از‌ ‌آنها‌ سؤال‌ ميشود.

(قال‌َ كَم‌ لَبِثتُم‌ فِي‌ الأَرض‌ِ عَدَدَ سِنِين‌َ) ‌با‌ اينكه‌ تصريح‌ ‌به‌ سنين‌ مي‌فرمايد ‌مع‌ ‌ذلک‌ ‌در‌ نظر ‌آنها‌ نه‌ سال‌ ميآيد نه‌ ماه‌ نه‌ هفته‌.

(قالُوا لَبِثنا يَوماً أَو بَعض‌َ يَوم‌ٍ) و ‌اينکه‌ كلام‌ ‌را‌ ‌هم‌ حدسي‌ گفتند و ترسيدند ‌که‌ اشتباه‌ ‌شده‌ ‌باشد‌ گفتند:

(فَسئَل‌ِ العادِّين‌َ) ملائكه‌ موكل‌ ‌به‌ ‌ما ‌که‌ حساب‌ كارهاي‌ ‌ما ‌را‌ و ساعات‌ عمر ‌ما ‌را‌ ميدانند ‌از‌ ‌آنها‌ سؤال‌ فرما خداوند مي‌فرمايد ‌من‌ ‌از‌ ‌آنها‌ بهتر ميدانم‌ و داناترم‌ ‌حتي‌ بعدد نفوس‌ ‌شما‌.

(قال‌َ إِن‌ لَبِثتُم‌ إِلّا قَلِيلًا) چون‌ دنيا سرتاسر ‌آن‌ ‌اگر‌ نسبت‌ بآخرت‌ بدهي‌ نسبت‌ قطره‌ ‌به‌ دريا غلط گفته‌اي‌، زيرا دريا ‌هم‌ محدود ‌است‌ و آخر دارد لكن‌

جلد 13 - صفحه 481

عذاب‌ آخرت‌، و همچنين‌ مثوبات‌ بهشت‌ آخر ندارد و محدود نيست‌، لذا مي‌فرمايد:

(فَما مَتاع‌ُ الحَياةِ الدُّنيا فِي‌ الآخِرَةِ إِلّا قَلِيل‌ٌ).

(لَو أَنَّكُم‌ كُنتُم‌ تَعلَمُون‌َ) ‌اگر‌ ميدانستيد ‌در‌ دنيا ‌که‌ مدت‌ عمر ‌شما‌ چه‌ اندازه‌ كم‌ ‌است‌ و چه‌ زود سپري‌ مي‌شود ‌به‌ فكر دين‌ و آخرت‌ مي‌افتاديد و تحصيل‌ زاد و توشه‌ ‌براي‌ آخرت‌ ‌خود‌ ميكرديد، لكن‌ خيال‌ ميكرديد هميشه‌ ‌در‌ دنيا هستيد و ‌پس‌ ‌از‌ دنيا ‌هم‌ خبري‌ نيست‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 113)- اما آنها در این مقایسه زندگی دنیا را به قدری کوتاه می‌بینند که «در پاسخ می‌گویند: ما تنها به اندازه یک روز، یا (حتی کمتر از آن) به اندازه بعضی از یک روز، در دنیا توقف داشتیم» (قالُوا لَبِثْنا یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ).

در حقیقت عمرهای طولانی در دنیا گویی لحظه‌های زود گذری هستند در برابر زندگی آخرت، که هم نعمتهایش جاویدان است و هم مجازاتهایش نامحدود.

سپس برای تأکید سخن خود، یا برای این که پاسخ دقیقتری گفته باشند، عرض می‌کنند: خداوندا! «از آنها که می‌توانند بشمارند بپرس»! (فَسْئَلِ الْعادِّینَ).

نکات آیه

۱ - اعتراف دوزخیان به کوتاه بودن مدت حیات دنیوى خویش در مقایسه با حیات اخروى (قالوا لبثنا ومآ أو بعض یوم) برداشت فوق با توجه به این نکته است که مراد از «فى الأرض» در آیه قبل، زندگى دنیوى باشد. در این صورت تعبیر «یوماً أو بعض یوم» بدان جهت است که دوزخیان زندگى چند دهه اى دنیا را، در مقایسه با حیات طولانى اخروى، بسیار ناچیز مى بینند.

۲ - ناتوانى دوزخیان از برآورد دقیق مدت زندگى دنیوى خود، در مقایسه با حیات اخروى (قالوا لبثنا یومًا أو بعض یوم فسئل العادّین) «عَدّ و تعداد» (مصدر «عادّین») به معناى حساب نمودن و شماره کردن است.

۳ - دوزخیان تعیین دقیق مدت درنگ در دنیا را، به فرشتگان حسابگر ارجاع خواهند داد. (قالوا لبثنا ... فسئل العادّین)

۴ - دوزخیان در قیامت، به اشتباه خود در دل بستن به زندگى محدود دنیا پى خواهند برد. (قالوا لبثنا یومًا أو بعض یوم)

۵ - حیات برزخى، دورانى بسیار کوتاه و گذرا در نظر انسان در پى سپرى شدن آن (قالوا لبثنا یومًا أو بعض یوم) برداشت فوق، بدان احتمال که پرسش در آیه قبل، مربوط به حیات برزخى باشد، به دست مى آید.

۶ - وجود فرشتگان حسابگر براى شمارش مدت زندگى انسان در دنیا و یا در عالم برزخ (فسئل العادّین)

موضوعات مرتبط

  • اقرار: اقرار به کوتاهى زندگى دنیوى ۱
  • جهنمیان: اقرار جهنمیان ۱; جهنمیان در قیامت ۴; دنیا طلبى جهنمیان ۴; زندگى دنیوى جهنمیان ۲; عجز جهنمیان ۲; مدت زندگى دنیوى جهنمیان ۳
  • زندگى: کوتاهى زندگى برزخى ۵
  • قیامت: ظهور حقایق در قیامت ۴
  • ملائکه: ملائکه حسابگر ۳; ملائکه حسابگر در دنیا ۶; حسابگر در عالم برزخ ۶

منابع