المؤمنون ١٠

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

(آری،) آنها وارثانند!

|آنها هستند كه وارثان‌اند

آنانند كه خود وارثانند،

چنین کسان وارث (مقام عالی بهشت) اند.

اینانند که وارثان اند،

اينان ميراث‌بران هستند:

اینانند که میراث برند

ايشانند ميراث‌بران،

آنان مستحقّان (سعادت) و فراچنگ آورندگان (بهشت) هستند.

ایشان خودشان وارثانند.

آنانند ارث‌برندگان‌


المؤمنون ٩ آیه ١٠ المؤمنون ١١
سوره : سوره المؤمنون
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٣
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الْوَارِثُونَ»: به ارث برندگان. مراد مستحقّان می‌باشد (نگا: اعراف / ). تملّک‌کنندگان.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

شأن نزول آیات ۱ تا ۱۱:

محمد بن العباس بعد از دو واسطه از عیسى بن داود او از امام کاظم علیه‌السلام نقل نماید که فرمود: این آیات درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله و امام على علیه‌السلام و حضرت فاطمه علیهاالسلام و امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام نازل گردیده است.]

ابوهریرة گوید: هنگامى که رسول خدا صلى الله علیه و آله نماز می‌خواند، چشم خود را به طرف آسمان متوجه می‌کرد سپس آیه ۲ نازل گردید و بعد از نزول آیه پیامبر هنگام اداى نماز سر خود را به زیر افکند.]

و نیز گویند: رسول خدا صلی الله علیه و آله در هنگام نماز به اطراف خود نیز توجه می‌نمود، چنان که از ابن سیرین نیز مرسلا روایت گردیده است و سپس آیه ۲ نازل گردیده.]

شیخ بزرگوار ما بدون ذکر عنوان شأن و نزول گوید: پیامبر هنگام نماز چشم خود را به طرف آسمان متوجه می‌کرد و وقتى که آیه ۲ نازل گردید، نظر خود را به طرف پائین و به سمت مصلى متوجه نمود که علامت خضوع و خشوع در نماز بوده است.

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ «10» الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُونَ «11»

آنان وارثانند. كسانى كه بهشت‌برين را ارث مى‌برند و در آن جاودانه خواهند ماند.

نکته ها

كلمه‌ى «فردوس» به معناى بوستان، برترين جاى بهشت مى‌باشد. «1» و چون به جاى جنّت بكار رفته، براى آن ضمير مؤنث آمده است.

امام صادق عليه السلام در پاسخ از حكم استمناء، آيه‌ى 7 را تلاوت فرمودند. «2»

اهمّيت امانت در روايات‌

  • به نماز و روزه و حجّ مردم ننگريد، به صداقت و امانتدارى آنان بنگريد. «3»
  • پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در آخرين لحظه‌هاى عمر خود به حضرت على عليه السلام فرمود: «اد الامانة الى البر و الفاجر فيما قل و جل حتى الخيط و المخيط» امانت را به صاحبش برگردان، چه نيكوكار باشد و چه گناهكار، ارزشمند باشد يا ناچيز، اگر چه مقدارى نخ باشد و يا پارچه و لباسى دوخته شده. «4»
  • همه‌ى نعمت‌هاى مادّى، معنوى و سياسى، امانت الهى هستند. (امام خمينى قدس سره فرمود:

جمهورى اسلامى امانت الهى است)


«1». تفسير درّالمنثور.

«2». وسائل، ج 18، ص 575.

«3». ميزان‌الحكمه و سفينةالبحار، واژه «امانت».

«4». بحار، ج 77، ص 273.

جلد 6 - صفحه 86

  • قرآن كريم برخى از اهل كتاب را كه امانتدار هستند، ستوده است. «وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ» «1» اگر به برخى از اهل كتاب، مال فراوانى به امانت بسپارى، آن را به تو برمى‌گرداند.

پیام ها

1- مؤمن، متعهّد است. «عَهْدِهِمْ راعُونَ» خلف وعده، نشانه‌ى ضعف ايمان است.

2- مراعات عهد وپيمان لازم است، گرچه در عمل نتوانيم وفا كنيم. «راعُونَ» نه «موفون»

3- در معرّفى سيماى مؤمنان، نماز هم در ابتدا مطرح شد: «فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ» و هم در پايان‌ «عَلى‌ صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ» اين تكرار وتأكيد، نشان اهميّت نماز است.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ «10»

أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ‌: آن جماعت متصفه به صفات مذكوره، ايشانند وارث برندگان در روز قيامت.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ «1» الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ «2» وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ «3» وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ «4»

وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ «5» إِلاَّ عَلى‌ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ «6» فَمَنِ ابْتَغى‌ وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ «7» وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ «8» وَ الَّذِينَ هُمْ عَلى‌ صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ «9»

أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ «10» الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُونَ «11»

ترجمه‌

- بتحقيق رستگار شدند گروندگان‌

آنانكه ايشانند در نمازشان خشوع داران‌

و آنانكه ايشانند از بيهوده روى گردانان‌

و آنانكه ايشانند مر زكوة را ادا كنندگان‌

و آنانكه ايشانند مرعورتهاشانرا نگاهداران‌

مگر بر جفتهاشان يا آنچه را مالك شد دستهاشان پس بدرستيكه ايشان نيستند ملامت شدگان‌

پس كسانيكه جويند سواى اين را پس آنگروه آنانند متجاوزان‌

و آنانكه ايشانند مر امانتهاشان و پيمانشان را رعايت كنندگان‌

و آنانكه ايشان بر نمازشان محافظت ميكنند

آنگروه ايشانند وارثان‌

آنانكه بميراث ميبرند بهشت برين را ايشانند در آن جاودانيان.

تفسير

- خداوند متعال در اين سوره مباركه ابتداء فرموده ببشارت بر اهل ايمان و اعتقاد جزمى بوحدانيّت خدا و ثبوت روز جزا و نبوّت خاتم انبياء و امامت ائمه هدى برستگارى و فلاح كه ثمره اين عقائد حقّه و نتيجه آنها است در دنيا و آخرت از قبول اعمال و نيل بمثوبات و امن از آفات خلاصه آنكه وصول بكليّه خيرات دائمى است و پس از آن بيان فرموده اوصاف ايشانرا باين تقريب كه آنها كسانى هستند كه در نمازشان با خضوع و خشوعند و آندو حالتى است كه در اعضاء انسان حاصل ميشود از توجّه بامر مهمّ و ترس از آن كه موجب تذلّل و انكسار است چنانچه در


جلد 3 صفحه 629

مجمع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت نموده كه آنحضرت مرديرا ديد در نماز با ريش خود بازى ميكند فرمود اگر قلب اين مرد خشوع داشت جوارح او خاشع بود و نيز از آنحضرت روايت شده كه هر مقداريكه زياد شود خشوع جسد از خشوع قلب پس آن نزد ما نفاق است و بنظر حقير وقتى انسان در نماز چشمش بموضع سجودش باشد و بدنش آرام خشوع صادق است و كمال آن بانكسار وجه و انحدار اعضاء و رقت صوت و تغيير لون و جريان اشك و امثال اينها است چنانچه در مجمع نقل نموده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در نماز چشم خود را بسوى آسمان بلند ميفرمود و چون اين آيه نازل شد سر مبارك را بزير و چشمش را بزمين افكند و قمى ره نقل فرموده كه خشوع در نماز بزير انداختن چشم و اقبال شخص بنماز است و نيز آنها كسانى هستند كه از كارهاى بيهوده و بى‌ثمر و باطل روى گردانند چون اين معناى لغوى لغو است ولى قمى ره آنرا به غناء و ملاهى تفسير فرموده و در ارشاد مفيد از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه هر قولى كه خالى از ذكر خدا باشد لغو است و در مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه آن عبارت از آنستكه كسى سخن باطل و نسبت ناروائى از كسى بشنود و صرف نظر نمايد از او براى خدا و ظاهرا مراد امام بيان اعراض از لغو باشد و تفسير آن بغنا و ملاهى و دروغ و فحش و كليّه معاصى از باب بيان افراد كامله است و نيز ايشان كسانى هستند كه زكوة مال خود را اعمّ از واجب و مستحبّ ادا مينمايند و بعضى آنرا مخصوص بواجب دانسته‌اند و قمّى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه يك قيراط از زكوة مال خود را ندهد نه مؤمن است نه مسلمان نه كرامتى دارد و اطلاق فعل بر تأديه باعتبار بودن آنست از افراد آن و نيز اهل ايمان مردانى هستند كه عورتهاى خودشان را از نظر و تصرّف غير حفظ ميكنند و بر هر كس آنرا حرام ميدانند مگر بر زنهاشان اعمّ از عقدى و صيغه يا كنيزهاشان كه در صورت حفظ ننمودن از آنها مورد ملامت نخواهند بود و به اعتبار متضمّن بودن حفظ، اعتقاد بحرمت را متعدّى بعلى شده و عرب كنيز را ملك يمين ميگويد چون در دست صاحبش ميباشد و خداوند مملو كيّت كفار حربى را براى مصالحى كه عمده آن هدايت و ارشاد آنها بدين اسلام و احكام آن بتدريج است انفاذ فرموده و بيانش خارج از وظيفه تفسير است پس كسانيكه تعدّى نمايند


جلد 3 صفحه 630

و طلب كنند غير از منكوحه و مملوكه را متجاوز و متعدّى و ظالمند و نيز ايشان كسانى هستند كه مراعات امانت خدا و پيغمبر و مردم را كه دين و قرآن و عترت طاهره و ودائع اشخاص است مينمايند بحفظ و اطاعت و احترام و اصلاح و ردّ نمودن و همچنين مراعات عهد خدا را با آنها در اوامر و نواهى او و مراعات عهد خودشان را با خدا در عهود و نذورشان و مراعات عهد خودشان را با خلق در كليّه معاملات جائزه مينمايند و تخلّف نميكنند و اينكه اماناتهم بصيغه جمع فرموده شايد بملاحظه امانت خدا و پيغمبر و خلق باشد و شايد براى موافقت با قول خداوند إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‌ أَهْلِها و «امانتهم» بلفظ مفرد نيز قرائت شده و اسم جنس واحد و كثير در آن يكسان است و اختلاف تعبير براى تفنّن در عبارت است لذا از عهد بلفظ مفرد تعبير شده و براى اهميّت نماز در آخر اوصاف باز نام آنرا برده و محافظت اوقات و حدود نماز را ذكر فرموده و صلوات بصيغه جمع قرائت مشهور و آن احسن است و در روايت كافى از امام باقر عليه السّلام اختصاص بنماز واجب داده شده و كسانيكه جامع اين صفات حسنه‌اند وارث بهشتند كه ايشانرا خداوند مانند وارثان اموال بدون اخذ عوض مالك بهشت قرار داده و فردوس را بعضى از اسماء بهشت دانسته‌اند و بعضى آنرا ببلندترين درجات بهشت تفسير فرموده‌اند و در مجمع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت نموده كه فرمود هيچيك از شما نيست مگر آنكه براى او دو منزل است يك منزل در بهشت و يك منزل در جهنّم پس اگر كسى بميرد و داخل در جهنّم شود اهل بهشت وارث منزل او خواهند بود و قمّى ره اينمعنى را از امام صادق عليه السّلام نقل نموده بعلاوه آنكه بعد از ورود اهل بهشت در آن، منازل آنانرا در جهنّم بايشان ارائه ميدهند و ميگويند اگر شما معصيت كار بوديد اينجا منزل شما بود و آنها بقدرى خوشحال ميشوند كه اگر كسى از خوشحالى آنجا ميمرد ميمردند و نيز بعد از ورود اهل جهنّم در آن، منازل آنانرا در بهشت بآنها ارائه ميدهند و ميگويند اگر شما ثواب كار بوديد اينجا منزل شما بود و آنها بقدرى محزون ميشوند كه اگر كسى از حزن ميمرد ميمردند پس آنها منازل اينها و اينها منازل آنها را ارث ميبرند و اين است مراد از قول خداوند اولئك هم الوارثون الّذين يرثون الفردوس هم فيها خالدون و هر كس در بهشت جاى گزين گردد هميشه آنجا


جلد 3 صفحه 631

خواهد بود و از امير المؤمنين عليه السّلام در عيون روايت نموده كه فرمود اين آيه در شأن من نازل شده و معلوم است كه فردا كمل اهل ايمان و جامع اعلى مراتب اوصاف مذكوره در آيات سابقه و «قسيم الجنّة و النّار» او است سلام اللّه عليه و على اولاده الطّاهرين ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


أُولئِك‌َ هُم‌ُ الوارِثُون‌َ «10»

‌اينکه‌ مؤمنين‌ ‌که‌ داراي‌ ‌اينکه‌ صفات‌ باشند ‌آنها‌ هستند وارثين‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌آيه‌ ‌بعد‌ ميراث‌ ‌آنها‌ ‌را‌ معيّن‌ مي‌فرمايد‌-‌ توضيح‌‌-‌ ملك‌ ‌که‌ بانسان‌ منتقل‌ مي‌شود انحايي‌ دارد يك‌ نحوه‌ ‌در‌ اثر زحمت‌ و دست‌ آوردن‌ ‌است‌ مثل‌ حيازت‌ و استخراج‌ معادن‌ و غواصي‌ و نحو اين‌ها و اجرة عمل‌ و كارگري‌ ‌اينکه‌ نحوه‌ ‌از‌ روي‌ استحقاق‌ ‌است‌ بازاء زحمت‌ و عمل‌ ‌او‌ و يك‌ نحوه‌ باب‌ معاوضات‌ ‌است‌ مثل‌ بيع‌ و اجاره‌ و نحو اينها ‌اينکه‌ نحوه‌ بازاء عوض‌ ‌است‌ يك‌ نحوه‌ مجّاني‌ ‌است‌ و بلا عوض‌ مثل‌ همه‌ و هديّه‌ و امثال‌ ‌آنها‌ ‌اينکه‌ نحوه‌ و ‌لو‌ مجاني‌ ‌است‌ لكن‌ خالي‌ ‌از‌ منّت‌ نيست‌.

نحوه‌ چهارم‌‌-‌ ميراث‌ ‌است‌ ‌که‌ بلا عوض‌ و بدون‌ منّت‌ منتقل‌ بوراث‌ مي‌شود.

مسئلة: دخول‌ مؤمنين‌ ‌را‌ ‌در‌ جنّت‌ تشبيه‌ ‌به‌ ميراث‌ فرموده‌ زيرا مالكيّت‌ ابناء آدم‌ اما ‌در‌ دنيا و ‌لو‌ مشمول‌ ‌اينکه‌ عناوين‌ ‌بين‌ النّاس‌ مي‌شود لكن‌ ‌في‌ الحقيقة عاريه‌ ‌است‌ و بالاخرة ‌از‌ ‌او‌ ‌پس‌ گرفته‌ مي‌شود.

جلد 13 - صفحه 364

و امّا دخول‌ ‌در‌ بهشت‌ نه‌ بازاء عمل‌ و زحمت‌ ‌است‌ زيرا ‌هر‌ چه‌ عمل‌ كند تقابل‌ ‌با‌ نعم‌ الهيّه‌ نمي‌شود ‌پس‌ ‌از‌ روي‌ استحقاق‌ نيست‌ و ‌از‌ عنوان‌ معاوضات‌ ‌هم‌ خارج‌ ‌است‌ زيرا بنده‌ چيزي‌ ندارد ‌که‌ بعوض‌ ‌آن‌ بهشت‌ بگيرد و ‌از‌ عنوان‌ هبه‌ و هديّه‌ نيست‌ چون‌ خالي‌ ‌از‌ منّت‌ نيست‌ و ‌در‌ قرآن‌ مي‌فرمايد: (إِلَّا الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحات‌ِ فَلَهُم‌ أَجرٌ غَيرُ مَمنُون‌ٍ) انشقاق‌ آيه 35 و تين‌ آيه 6‌-‌ و نيز مي‌فرمايد (إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحات‌ِ لَهُم‌ أَجرٌ غَيرُ مَمنُون‌ٍ) فصّلت‌ آيه 7‌-‌ و ممكن‌ ‌است‌ ‌به‌ بيان‌ ديگر توضيح‌ دهيم‌ ‌که‌ ‌در‌ لسان‌ اخبار ‌است‌ ‌در‌ تفسير همين‌ جمله‌ ‌که‌ ‌هر‌ كس‌ ‌از‌ افراد بشر ‌در‌ قيامت‌ دو منزل‌ ‌براي‌ ‌او‌ معيّن‌ ‌شده‌ يكي‌ ‌در‌ بهشت‌ و يكي‌ ‌در‌ جهنّم‌ اهل‌ بهشت‌ منازل‌ بهشتي‌ اهل‌ جهنم‌ ‌را‌ ‌به‌ ميراث‌ مي‌برند و أهل‌ جهنّم‌ منازل‌ جهنّمي‌ اهل‌ بهشت‌ ‌را‌ ‌به‌ ميراث‌ مي‌برند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 10)- بعد از ذکر این صفات ممتاز، نتیجه نهایی آن را به این صورت بیان می‌کند: آری! «آنها وارثانند» (أُولئِکَ هُمُ الْوارِثُونَ).

نکات آیه

۱ - مؤمنان راستین، تنها وارثان بهشت (قد أفلح المؤمنون ... أُولئک هم الورثون) «أُولئک» مبتدا و اشاره به مؤمنانى است که داراى صفات یاد شده در آیات پیشین (آیات ۲ تا ۹) هستند. «الوارثون» خبر مبتدا و «ال» در آن براى تعریف عهد ذهنى یا اسم موصول و به تقدیر «الذین یرثون» مى باشد. به هر حال «الوارثون» بیانگر این معنا است که کسانى که به عنوان میراث بر بهشت خوانده مى شوند، این دسته از مؤمنان اند. گفتنى است که ضمیر «هم» مى تواند ضمیر فصل و مفید حصر باشد (رساننده این معنا که مسند (الوارثون)، تنها براى مسندالیه ثابت است) و نیز مى تواند مبتدا و «الوارثون» خبر آن و جمله «هم الوارثون» خبر «أُولئک» باشد.

۲ - سعادت و رستگارى اخروى، در سایه دستیابى به بهشت (قد أفلح المؤمنون ... أُولئک هم الورثون)

۳ - خشوع در نماز، اجتناب از لغو (گفتاربیهوده و کردار عبث)، پرداخت زکات، عفت و پاک دامنى، امانت دارى، پایبندى به عهد و پیمان و اهمیت دادن به نماز و انجام به موقع آن، تضمین کننده رستگارى اخروى و دستیابى مؤمنان به بهشت (قد أفلح المؤمنون . الذین هم ... أُولئک هم الورثون)

موضوعات مرتبط

  • امانتدارى: آثار امانتدارى ۳
  • بهشت: اهمیت بهشت ۲; موجبات بهشت ۳; وارثان بهشت ۱
  • رستگارى: عوامل رستگارى اخروى ۲، ۳
  • زکات: آثار زکات ۳
  • عفت: آثار عفت ۳
  • عهد: آثار وفاى به عهد ۳
  • لغو: آثار اعراض از لغو ۳
  • مؤمنان: فضایل مؤمنان ۳; وراثت مؤمنان ۱
  • نماز: آثار اهتمام به نماز ۳; آثار خشوع در نماز ۳

منابع

  1. البرهان فی تفسیر القرآن.
  2. المستدرک از حاکم و تفسیر ابن مردویه.
  3. تفسیر ابن مردویه و سنن سعید بن منصور.