الليل ٣

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و قسم به آن کس که جنس مذکّر و مؤنّث را آفرید،

و به آنكه نر و ماده را آفريد

و [سوگند به‌] آنكه نر و ماده را آفريد،

و قسم به مخلوقات عالم که خدا همه را جفت نر و ماده بیافرید.

و به آنکه نر و ماده آفرید؛

و سوگند به آن كه نر و ماده را بيافريد،

و سوگند به آنکه نرینه و مادینه آفرید

و به آن كه نر و ماده را آفريد.

و به آن که نر و ماده را می‌آفریند.

و سوگند به آن چه نر و ماده را آفرید.

و آنچه (یا آنکه) آفرید نر و ماده را


الليل ٢ آیه ٣ الليل ٤
سوره : سوره الليل
نزول : ٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الذَّکَرَ وَ الأُنثَی»: نر و ماده انسانها و حیوانها و گیاهها و همه اشیاء مراد است (نگا: رعد / ذاریات / ، یس / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‌ «1» وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى «2» وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى‌ «3» إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى «4»

«1» به شب سوگند، آنگاه كه (زمين را در پرده‌ى سياه) فرو پوشاند. «2» به روز سوگند، آنگاه كه روشن شود. «3» سوگند به آن كس كه نر و ماده را آفريد. «4» همانا تلاش‌هاى شما پراكنده است.

نکته ها

در حديث مى‌خوانيم: خداوند به هر چه از مخلوقاتش كه بخواهد، حق دارد سوگند ياد كند ولى مردم بايد تنها به خدا سوگند ياد نمايند. «1»

«شتى» جمع «شتيت» به معناى متفرّق است. سوگند، تنها براى تفاوت سعى‌ها نيست، زيرا كه اين تفاوت بر همه روش است، بلكه سوگند به خاطر نتايج و آثار متفاوت كارها است.

سايه‌ى شب يك نعمت بزرگ است كه در آن تعديل حرارت، آسايش جسم، آرامش روح و نيايش‌هاى خالصانه انجام مى‌گيرد.

پیام ها

1- زمان، امرى مقدّس و قابل سوگند است. «وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‌»

2- هم به نشانه‌هاى آفاقى توجه كنيد، وَ اللَّيْلِ‌ ... وَ النَّهارِ هم به نشانه‌هاى انفسى.


«1». تفسير نورالثقلين.

جلد 10 - صفحه 506

«وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى‌»

3- نظام زوجيّت در حيوان و انسان، نشانه قدرت و حكمت خداوند است. «ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى‌»

4- تفاوت مهر يا قهر خداوند حكيمانه و عادلانه است نه گزاف، زيرا تلاشهاى شما انسانها گوناگون است. «إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى‌ «3»

وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى‌: و سوگند به قادر عظيم القدره كه بيافريد نر و ماده را، يعنى آدم و حوا را كه منشأ وجود آدميانند از ذكور و اناث، يا جميع مذكّر و مؤنّث را از انواع حيوانات. در روايت آمده كه حق سبحانه هيچ ذى روحى نيافريد مگر آنكه مذكر يا مونّث است و خنثى مشكل. اگر امر نزد ما مشكل است، اما نزد سبحانه غير مشكل است، چون او عالم است به ذكور و اناث. «1»


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‌ «1» وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى «2» وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى‌ «3» إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى «4»

فَأَمَّا مَنْ أَعْطى‌ وَ اتَّقى‌ «5» وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى‌ «6» فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى‌ «7» وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى‌ «8» وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى‌ «9»

فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى‌ «10» وَ ما يُغْنِي عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّى «11» إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى‌ «12» وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولى‌ «13» فَأَنْذَرْتُكُمْ ناراً تَلَظَّى «14»

لا يَصْلاها إِلاَّ الْأَشْقَى «15» الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّى «16» وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى «17» الَّذِي يُؤْتِي مالَهُ يَتَزَكَّى «18» وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى‌ «19»

إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى‌ «20» وَ لَسَوْفَ يَرْضى‌ «21»

ترجمه‌

سوگند بشب وقتى كه بپوشاند

و بروز وقتى كه آشكار گردد

و بآنكه آفريده نر و ماده را

همانا كوشش شما هر آينه مختلف و پراكنده است‌

پس امّا كسيكه عطا نمود و پرهيز كرد

و تصديق نمود بمعارف حقّه‌

پس زود باشد كه ميسّر نمائيم براى او طريقه آسان را

و امّا كسيكه بخل ورزيد و بى‌نياز پنداشت خود را

و تكذيب نمود بمعارف حقّه‌

پس زود باشد كه ميسّر نمائيم براى او رويّه دشوار را

و دفع عذاب نميكند از او مال او وقتى كه هلاك شود

همانا بر عهده ما هر آينه راهنمائى است‌

و همانا از آن ما است آخرت و دنيا

پس بيم ميدهم شما را از آتشى كه زبانه ميكشد

در نيايد در آن مگر بدبخت‌ترين مردم‌

آنكه تكذيب نمود و روى گردانيد

و زود باشد كه دور گردانيده شود از آن پرهيزكارترين مردم‌

آنكه ميدهد مال خود را و پاك ميكند خويش را

با آنكه نيست از براى كسى در نزد او نعمتى كه جزا داده شود

مگر آنكه ميدهد براى طلب ثواب پروردگار خود كه برتر و بالاتر است‌

و هر آينه زود باشد كه خشنود شود.

تفسير

خداوند متعال در اين سوره شريفه قسم ياد فرموده بشب وقتى كه‌


جلد 5 صفحه 397

بپوشاند آفتاب و نور آن و مبصرات را و بروز وقتى كه تجلّى و ظهور پيدا كند بزوال تاريكى شب و بآنچنان كسيكه خلق فرمود مرد و زن و نر و ماده حيوانات را و بنابر اين كلمه ما بمعناى الّذى است چنانچه قمّى ره فرموده و در مجمع از امام صادق عليه السّلام و خلق الذّكر و الانثى بدون ما نقل نموده و نسبت داده آن قرائت را به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين عليه السّلام و بنابر اين شايد مراد سوگند بخلقت مرد و زن باشد و آنچه براى آن قسم ياد شده آنست كه هدف مردم در زندگى مختلف و سعى و كوشش آنها در دنيا متفرّق و پراكنده در جهات متشتّته است بعضى در فكر جمع مالند و بعضى در صدد جاه و جلال و بعضى در بند خوشى و حال و بعضى در مقام تحصيل رضاى خداوند متعال و فراغت بال از جهت مئال و قمّى ره نقل فرموده كه مراد آنست كه بعضى از شما سعى ميكند در خير و بعضى از شما سعى ميكند در شرّ پس امّا كسيكه عطا نمود و انفاق كرد در راه رضاى خدا و پرهيز كرد از معاصى و تصديق نمود باعتقادات حسنه از توحيد و عدل و نبوّت و امامت و معاد روز قيامت پس در آتيه آسان مينمائيم براى او بتوفيق خود پيروى از احكام طريقه حقّه سهل و آسان را و امّا كسيكه بخل نمود و خسّت بروز داد و از انفاق در راه خدا مضايقه كرد و خواست مستغنى شود بمال از رحمت ذو الجلال و تكذيب نمود معارف و عقائد حسنه را پس واگذاريم بسلب توفيق او را بحال خود تا در آتيه آسان شود براى او پيروى از شهوات باقتضاء طبعش و بيفتد در مشكلات بتقليد و تبعيت از شيطان و هواى نفسش و پر واضح است كه بى‌نياز نميكند او را مالش از رحمت خدا وقتى بميرد يا بيفتد در جهنّم و قمّى ره نقل نموده كه نازل شد در باره مردى از انصار كه درخت خرمائى داشت در خانه مردى و داخل ميشد در آن خانه بدون اذن پس آن مرد شكايت نمود به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آن حضرت بصاحب درخت فرمود درخت خرماى خود را بمن بفروش بدرخت خرمايى در بهشت آن مرد قبول ننمود حضرت فرمود بمن بفروش بحديقه‌ئى يعنى باغ مخصوصى در بهشت گفت حاضر نيستم و رفت پس برخورد به او أبو دحداح و خريد از او آن درخت را و آمد نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و عرضه داشت يا رسول اللّه بگير از من آن درخت را و عطا فرما بمن آن باغ را كه باو وعده فرمودى و قبول نكرد پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود براى تو است در


جلد 5 صفحه 398

بهشت باغها و باغهائى پس نازل فرمود خدا در شأن أبو دحداح فأمّا من أعطى و اتّقى و صدّق بالحسنى فسنيسّره لليسرى و اين معنى در بعضى از روايات ديگر با اختلافاتى ذكر شده كه نقلش مهمّ نيست و در كافى و جوامع از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه امّا كسيكه عطا كرد از آنچه داد او را خدا و پرهيزكار شد و تصديق نمود بحسنى يعنى بآنكه خداوند بعوض يكى ده تا صد هزار و بيشتر عطا ميفرمايد فسنيسّره لليسرى يعنى اراده نميكند چيزى از خير را مگر آنكه آسان ميكند خدا براى او و امّا كسى كه بخل نمود بچيزيكه خدا باو داده و تكذيب نمود بحسنى يعنى بآنكه خدا بعوض يكى ده تا صد هزار ميدهد فسنيسّره للعسرى يعنى اراده نميكند چيزى از شرّ را مگر آنكه آسان ميشود براى او و ما يغنى عنه ماله اذا تردّى قسم بخدا از كوه نمى‌افتد و نه از ديوار و نه در چاه ولى مى‌افتد در آتش جهنّم و در مناقب از آن حضرت نقل نموده كه امّا كسيكه عطا كرد و پرهيزكار شد و ترجيح داد سائل را بر خود در وقتى كه حاجت داشت ببذل قوتش و روزه گرفت تا وفا كرد بنذر خود و تصدق داد بانگشترى خود در حال ركوع و ترجيح داد مقداد را در وقت عسرت بر خود ببذل دينار و تصديق نمود بحسنى كه بهشت و ثواب خدا است پس آسان فرمود خداوند براى او هر خير و ثوابى را تا آنكه قرار داد او را پيشوا در خيرات و مقتدا و پدر ائمه و موفق بتوفيقات الهى و معلوم است كه مقصود بيان آنست كه فردا كمل در اين صفات مولاى متقيان بوده و فردا كمل پاداش الهى هم نصيب او شده خداوند بما هم نصيبى از تبعيّت او عنايت فرمايد و اخيرا ميفرمايد آنچه بعهده ما است هر آينه هدايت و راهنمائى بخير است به بيان چنانچه قمّى ره نقل فرموده و آنچه بعهده شما است پيروى و تبعيّت از دستور و دنيا و آخرت هم از آن ما است بهر كس هر چه بخواهيم از هر دو ميدهيم بشرط قابليّت و از دولت ما چيزى كاسته نميشود و تخويف و انذار فرموده متخلّفين را بآتش مخصوصى كه زبانه ميكشد و آنان را بخود ميكشاند و فرموده داخل نميشود در آن مگر شقى‌ترين افراد كه ظاهرا كافر بخيل مغرور بمال و جاه باشد كه تكذيب نموده بقول و عمل خود خدا و پيغمبر و امام و مواعيد ايشانرا و پشت كرده بكليّه احكام الهى و در روايات بصاحب آن درخت خرما كه بخل نمود


جلد 5 صفحه 399

در معامله با پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بفلان كس كه تكذيب نمود پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در تعيين امير المؤمنين عليه السّلام بخلافت و روى گرداند از ولايت تفسير شده و در اين روايت كه از امام صادق عليه السّلام است ذكر شده كه در جهنّم واديى ميباشد كه در آن آتشى است كه داخل نميشوند در آن مگر دشمنان آل اطهار و بعضى از آتشها كمتر از بعض ديگر است و در آتيه دور كرده ميشود از آتش پرهيزكارترين خلق آنچنان كسى كه ميدهد مالش را و پاك ميكند نفس خود را از بخل با آنكه نيست نزد او براى احدى نعمتى كه بخواهد پاداش آنرا بدهد يعنى مقصودش از بذل مال آن نيست كه بكسى عوض حقى بدهد و نميدهد مال خود را بغرضى مگر بغرض تحصيل و طلب قرب و خشنودى ذات اقدس پروردگار برتر و بالاتر خود و بنابر اين استثناء متصل و مفرّغ است و محتمل است منقطع باشد يعنى لكن ميدهد براى طلب رضاى خدا و خالصا لوجه اللّه و بعد از داخل شدن در بهشت هر آينه خشنود و راضى ميشود از عمل خود و پاداش خداوند و در روايات اين شخص بابو الدّحداح تفسير شده و بعضى اشقى و اتقى را عبارت از شقى و تقى دانسته‌اند و اللّه اعلم و ثواب قرائت اين سوره در ذيل سوره سابقه گذشت و الحمد للّه و سلام على عباده الذّين اصطفى‌


جلد 5 صفحه 400

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ ما خَلَق‌َ الذَّكَرَ وَ الأُنثي‌ «3»

دو نحوه‌ تفسير كردند يكي‌ ‌ما مصدريه‌ ‌باشد‌ ‌يعني‌ قسم‌ بآنچه‌ خلق‌ فرموده‌ ‌از‌ نر و ماده‌ ديگر موصوله‌ ‌باشد‌ ‌يعني‌ ‌با‌ آنكه‌ خلق‌ فرمود نر و ماده‌ ‌را‌ و مراد ‌از‌ نر و ماده‌ بعضي‌ گفتند: مراد آدم‌ و حواء ‌است‌ ‌که‌ بشر ‌از‌ نسل‌ ‌اينکه‌ دو چنانچه‌ ميفرمايد:

هُوَ الَّذِي‌ خَلَقَكُم‌ مِن‌ نَفس‌ٍ واحِدَةٍ وَ جَعَل‌َ مِنها زَوجَها لِيَسكُن‌َ إِلَيها اعراف‌ ‌آيه‌ 189 لكن‌ مراد مطلق‌ نر و ماده‌ ‌است‌ زيرا مخلوقات‌ الهي‌ دو قسم‌ ‌است‌ تكويني‌ و توليدي‌ تكويني‌ مثل‌ عالم‌ مجردات‌ عالم‌ انوار و ارواح‌ و ملائكه‌ و علويات‌ و آدم‌ و حواء و خلقت‌ بدوي‌ حيوانات‌ و نباتات‌ و امثال‌ اينها و توليدي‌ مثل‌ بني‌ آدم‌ و بسياري‌ ‌از‌ حيوانات‌ ‌که‌ احتياج‌ بنطفه‌ نر و ماده‌ دارند ‌حتي‌ بسياري‌ ‌از‌ نباتات‌ ‌که‌ بهم‌ آميخته‌ شوند چنانچه‌ ميفرمايد: إِنّا خَلَقنَا الإِنسان‌َ مِن‌ نُطفَةٍ أَمشاج‌ٍ الدهر ‌آيه‌ 2 ‌که‌ خداوند چه‌ قدرت‌ نمايي‌ كرده‌ ‌در‌ اصل‌ استخراج‌ نطفه‌ ‌از‌ اغذيه‌ بدن‌ سپس‌ تحولاتي‌ باو داده‌ ‌از‌ علقه‌ و مضغه‌ و عظام‌ و لحم‌ ‌تا‌ صورت‌ بندي‌ ‌شده‌ روح‌ باو دميده‌ ‌شده‌ ‌که‌ ميفرمايد:

يَخلُقُكُم‌ فِي‌ بُطُون‌ِ أُمَّهاتِكُم‌ خَلقاً مِن‌ بَعدِ خَلق‌ٍ فِي‌ ظُلُمات‌ٍ ثَلاث‌ٍ عنكبوت‌ ‌آيه‌ 6، و ميفرمايد: وَ اللّه‌ُ أَخرَجَكُم‌ مِن‌ بُطُون‌ِ أُمَّهاتِكُم‌ لا تَعلَمُون‌َ شَيئاً وَ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ السَّمع‌َ وَ الأَبصارَ وَ الأَفئِدَةَ لَعَلَّكُم‌ تَشكُرُون‌َ نحل‌ ‌آيه‌ 78 و ‌غير‌ اينها ‌از‌ آيات‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 3)- و بعد به سراغ آخرین قسم رفته، می‌فرماید: «و قسم به آن کس که جنس مذکر و مؤنث را آفرید» (و ما خلق الذکر و الانثی).

چرا که وجود این دو جنس در عالم «انسان» و «حیوان» و «نبات» و دگرگونیهایی که از لحظه انعقاد نطفه تا هنگام تولد رخ می‌دهد، و ویژگیهایی که هر یک از دو جنس به تناسب فعالیتها و برنامه‌هایشان دارند، و اسرار فراوانی که در مفهوم زوجیّت نهفته است، همه نشانه‌ها و آیاتی است از جهان بزرگ آفرینش، که از طریق آن می‌توان به عظمت آفریننده آن واقف شد.

ج5، ص518

نکات آیه

۱ - سوگند خداوند، به آفرینش جنس نر و ماده در مخلوقات (و ما خلق الذکر و الأُنثى) حرف «ما» مصدریه بوده و مفاد آیه شریفه، سوگند به خلقت «مذکر» و «مؤنث» است. این احتمال نیز وجود دارد که «ما» موصول باشد; ولى مصدریه بودن آن - که در نتیجه سوگند به مخلوقات خواهد بود; نه خالق - با سوگند به «لیل» و «نهار» تناسب بیشترى دارد.

۲ - سوگند خداوند، به آفریننده جنس نر و ماده (و ما خلق الذکر و الأُنثى) کلمه «ما» در «ما خلق»، مى تواند موصول و به معناى «من» باشد. در این صورت مراد از آن، ذات بارى تعالى خواهد بود. این کلمه به دلیل ابهام بیشترى که در مفاد آن هست، عظمت مصداق خود را بیشتر مجسم مى کند; زیرا دلالت دارد که آن مصداق، غیر قابل تعریف است.

۳ - سوگند خداوند به خویش (و ما خلق الذکر و الأُنثى)

۴ - آفرینش مرد و زن و جنس نر و ماده در دیگر مخلوقات، کارى بزرگ و نشانه عظمت خداوند است. (و ما خلق الذکر و الأُنثى) تعبیر «و ما خلق» - چه سوگند به خالق باشد و چه خلقت - بیانگر عظمت هر دو است; زیرا عظمت هر یک، حاکى از عظمت دیگرى است.

موضوعات مرتبط

  • خدا: نشانه هاى عظمت خدا ۴
  • زن: عظمت خلقت زن ۴
  • سوگند: سوگند به خالق مذکر ۲; سوگند به خالق مؤنث ۲; سوگند به خدا ۳; سوگند به مذکر ۱; سوگند به مؤنث ۱
  • قرآن: سوگندهاى قرآن ۱، ۲، ۳
  • مؤنث: عظمت خلقت مؤنث ۴
  • مذکر: عظمت خلقت مذکر ۴
  • مرد: عظمت خلقت مرد ۴

منابع