الليل ١

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

قسم به شب در آن هنگام که (جهان را) بپوشاند،

قسم به شب وقتى كه فراپوشد

سوگند به شب چون پرده افكند،

قسم به شب تار هنگامی که (جهان را در پرده سیاه) بپوشاند.

سوگند به شب هنگامی که فرو پوشد

سوگند به شب آنگاه كه جهان را در خود فرو پوشد،

سوگند به شب چون فرو پوشاند

سوگند به شب آنگاه كه فرو پوشد- روز يا زمين يا خورشيد را-.

سوگند به شب در آن هنگام که (روی زمین را فرا می‌گیرد، و همه‌ی اشیاء را با تاریکی خود) می‌پوشاند (و مردمان و جانداران را به استراحت و سکون می‌کشاند)!

سوگند به شب هنگامی که پرده افکند.

سوگند به شب گاهی که فراگیرد


سوره الليل آیه ١ الليل ٢
سوره : سوره الليل
نزول : ٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«یَغْشَی»: فرا می‌گیرد و می‌پوشاند.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

از طریق حکم بن ابان از عکرمة او از ابن عباس روایت کند که مردى داراى باغ و درخت‌هاى خرمائى بود. شاخه یکى از آن درخت ها به طرف خانه مرد فقیرى کشیده می‌شد و آن مرد فقیر صاحب عیال و اولاد بود. مرد صاحب باغ هر وقت داخل خانه می‌شد، بالاى درخت مزبور می‌رفت و از خرما می‌خورد و بسا اتفاق مى افتاد که خرماى درخت مزبور به خانه آن مرد فقیر هم می‌ریخت و کودکان او می‌خوردند ولى صاحب باغ وقتى این منظره را می‌دید از درخت به زیر مى آمد و خرماى ریخته را جمع می‌کرد و اگر در دهان کودکان آن مرد فقیر هم می‌دید با انگشتان خود خرماها را از دهان آن‌ها خارج می‌کرد.

مرد فقیر شکایت نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله برد. پیامبر صاحب باغ را خواست، فرمود: آن یک درخت خرما را که شاخه آن به طرف خانه آن مرد فقیر است به من بفروش که در ازاء آن، درختى در بهشت به تو می‌دهم.

صاحب باغ گفت: یا رسول الله من داراى درخت‌هاى خرماى زیاد هستم ولى این یک درخت را زیاد دوست می‌دارم زیرا میوه آن بهتر و زیادتر است. مرد دیگرى گفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله را با صاحب باغ مى شنید. صاحب باغ وقتى از نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بدون موافقت بیرون آمد. آن مرد دیگر به او گفت: چرا فرمایش پیامبر را قبول نکردى و سپس به او گفت: اگر من آن یک درخت را با چهل درخت باغ خودم از تو بخرم به من مى فروشى؟ گفت: می‌فروشم.

آن مرد یک درخت خرما را از صاحب باغ خرید و عده اى را نیز به شهادت گرفت سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: یا رسول الله من آن یک درخت را از صاحب باغ خریده ام و آن را در ازاء یک درخت در بهشت به شما مى بخشم سپس پیامبر نزد مرد فقیر رفت و به او فرمود که آن یک درخت از آن تو و عیال و فرزندانت خواهد بود سپس این آیه با تمام آیات این سوره نازل گردید.] اگر چه این حدیث، غریب و دور از واقع به نظر مى آید.]

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‌ «1» وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى «2» وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى‌ «3» إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى «4»

«1» به شب سوگند، آنگاه كه (زمين را در پرده‌ى سياه) فرو پوشاند. «2» به روز سوگند، آنگاه كه روشن شود. «3» سوگند به آن كس كه نر و ماده را آفريد. «4» همانا تلاش‌هاى شما پراكنده است.

نکته ها

در حديث مى‌خوانيم: خداوند به هر چه از مخلوقاتش كه بخواهد، حق دارد سوگند ياد كند ولى مردم بايد تنها به خدا سوگند ياد نمايند. «1»

«شتى» جمع «شتيت» به معناى متفرّق است. سوگند، تنها براى تفاوت سعى‌ها نيست، زيرا كه اين تفاوت بر همه روش است، بلكه سوگند به خاطر نتايج و آثار متفاوت كارها است.

سايه‌ى شب يك نعمت بزرگ است كه در آن تعديل حرارت، آسايش جسم، آرامش روح و نيايش‌هاى خالصانه انجام مى‌گيرد.

پیام ها

1- زمان، امرى مقدّس و قابل سوگند است. «وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‌»

2- هم به نشانه‌هاى آفاقى توجه كنيد، وَ اللَّيْلِ‌ ... وَ النَّهارِ هم به نشانه‌هاى انفسى.


«1». تفسير نورالثقلين.

جلد 10 - صفحه 506

«وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى‌»

3- نظام زوجيّت در حيوان و انسان، نشانه قدرت و حكمت خداوند است. «ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى‌»

4- تفاوت مهر يا قهر خداوند حكيمانه و عادلانه است نه گزاف، زيرا تلاشهاى شما انسانها گوناگون است. «إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‌ «1»

وَ اللَّيْلِ‌: سوگند به شب، إِذا يَغْشى‌: چون بپوشد آفتاب را، يا روشنى روز را، يا جميع عالم را به ظلمت خود.

جلد 14 - صفحه 236


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‌ «1» وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى «2» وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى‌ «3» إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى «4»

فَأَمَّا مَنْ أَعْطى‌ وَ اتَّقى‌ «5» وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى‌ «6» فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى‌ «7» وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى‌ «8» وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى‌ «9»

فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى‌ «10» وَ ما يُغْنِي عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّى «11» إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى‌ «12» وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولى‌ «13» فَأَنْذَرْتُكُمْ ناراً تَلَظَّى «14»

لا يَصْلاها إِلاَّ الْأَشْقَى «15» الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّى «16» وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى «17» الَّذِي يُؤْتِي مالَهُ يَتَزَكَّى «18» وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى‌ «19»

إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى‌ «20» وَ لَسَوْفَ يَرْضى‌ «21»

ترجمه‌

سوگند بشب وقتى كه بپوشاند

و بروز وقتى كه آشكار گردد

و بآنكه آفريده نر و ماده را

همانا كوشش شما هر آينه مختلف و پراكنده است‌

پس امّا كسيكه عطا نمود و پرهيز كرد

و تصديق نمود بمعارف حقّه‌

پس زود باشد كه ميسّر نمائيم براى او طريقه آسان را

و امّا كسيكه بخل ورزيد و بى‌نياز پنداشت خود را

و تكذيب نمود بمعارف حقّه‌

پس زود باشد كه ميسّر نمائيم براى او رويّه دشوار را

و دفع عذاب نميكند از او مال او وقتى كه هلاك شود

همانا بر عهده ما هر آينه راهنمائى است‌

و همانا از آن ما است آخرت و دنيا

پس بيم ميدهم شما را از آتشى كه زبانه ميكشد

در نيايد در آن مگر بدبخت‌ترين مردم‌

آنكه تكذيب نمود و روى گردانيد

و زود باشد كه دور گردانيده شود از آن پرهيزكارترين مردم‌

آنكه ميدهد مال خود را و پاك ميكند خويش را

با آنكه نيست از براى كسى در نزد او نعمتى كه جزا داده شود

مگر آنكه ميدهد براى طلب ثواب پروردگار خود كه برتر و بالاتر است‌

و هر آينه زود باشد كه خشنود شود.

تفسير

خداوند متعال در اين سوره شريفه قسم ياد فرموده بشب وقتى كه‌


جلد 5 صفحه 397

بپوشاند آفتاب و نور آن و مبصرات را و بروز وقتى كه تجلّى و ظهور پيدا كند بزوال تاريكى شب و بآنچنان كسيكه خلق فرمود مرد و زن و نر و ماده حيوانات را و بنابر اين كلمه ما بمعناى الّذى است چنانچه قمّى ره فرموده و در مجمع از امام صادق عليه السّلام و خلق الذّكر و الانثى بدون ما نقل نموده و نسبت داده آن قرائت را به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين عليه السّلام و بنابر اين شايد مراد سوگند بخلقت مرد و زن باشد و آنچه براى آن قسم ياد شده آنست كه هدف مردم در زندگى مختلف و سعى و كوشش آنها در دنيا متفرّق و پراكنده در جهات متشتّته است بعضى در فكر جمع مالند و بعضى در صدد جاه و جلال و بعضى در بند خوشى و حال و بعضى در مقام تحصيل رضاى خداوند متعال و فراغت بال از جهت مئال و قمّى ره نقل فرموده كه مراد آنست كه بعضى از شما سعى ميكند در خير و بعضى از شما سعى ميكند در شرّ پس امّا كسيكه عطا نمود و انفاق كرد در راه رضاى خدا و پرهيز كرد از معاصى و تصديق نمود باعتقادات حسنه از توحيد و عدل و نبوّت و امامت و معاد روز قيامت پس در آتيه آسان مينمائيم براى او بتوفيق خود پيروى از احكام طريقه حقّه سهل و آسان را و امّا كسيكه بخل نمود و خسّت بروز داد و از انفاق در راه خدا مضايقه كرد و خواست مستغنى شود بمال از رحمت ذو الجلال و تكذيب نمود معارف و عقائد حسنه را پس واگذاريم بسلب توفيق او را بحال خود تا در آتيه آسان شود براى او پيروى از شهوات باقتضاء طبعش و بيفتد در مشكلات بتقليد و تبعيت از شيطان و هواى نفسش و پر واضح است كه بى‌نياز نميكند او را مالش از رحمت خدا وقتى بميرد يا بيفتد در جهنّم و قمّى ره نقل نموده كه نازل شد در باره مردى از انصار كه درخت خرمائى داشت در خانه مردى و داخل ميشد در آن خانه بدون اذن پس آن مرد شكايت نمود به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آن حضرت بصاحب درخت فرمود درخت خرماى خود را بمن بفروش بدرخت خرمايى در بهشت آن مرد قبول ننمود حضرت فرمود بمن بفروش بحديقه‌ئى يعنى باغ مخصوصى در بهشت گفت حاضر نيستم و رفت پس برخورد به او أبو دحداح و خريد از او آن درخت را و آمد نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و عرضه داشت يا رسول اللّه بگير از من آن درخت را و عطا فرما بمن آن باغ را كه باو وعده فرمودى و قبول نكرد پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود براى تو است در


جلد 5 صفحه 398

بهشت باغها و باغهائى پس نازل فرمود خدا در شأن أبو دحداح فأمّا من أعطى و اتّقى و صدّق بالحسنى فسنيسّره لليسرى و اين معنى در بعضى از روايات ديگر با اختلافاتى ذكر شده كه نقلش مهمّ نيست و در كافى و جوامع از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه امّا كسيكه عطا كرد از آنچه داد او را خدا و پرهيزكار شد و تصديق نمود بحسنى يعنى بآنكه خداوند بعوض يكى ده تا صد هزار و بيشتر عطا ميفرمايد فسنيسّره لليسرى يعنى اراده نميكند چيزى از خير را مگر آنكه آسان ميكند خدا براى او و امّا كسى كه بخل نمود بچيزيكه خدا باو داده و تكذيب نمود بحسنى يعنى بآنكه خدا بعوض يكى ده تا صد هزار ميدهد فسنيسّره للعسرى يعنى اراده نميكند چيزى از شرّ را مگر آنكه آسان ميشود براى او و ما يغنى عنه ماله اذا تردّى قسم بخدا از كوه نمى‌افتد و نه از ديوار و نه در چاه ولى مى‌افتد در آتش جهنّم و در مناقب از آن حضرت نقل نموده كه امّا كسيكه عطا كرد و پرهيزكار شد و ترجيح داد سائل را بر خود در وقتى كه حاجت داشت ببذل قوتش و روزه گرفت تا وفا كرد بنذر خود و تصدق داد بانگشترى خود در حال ركوع و ترجيح داد مقداد را در وقت عسرت بر خود ببذل دينار و تصديق نمود بحسنى كه بهشت و ثواب خدا است پس آسان فرمود خداوند براى او هر خير و ثوابى را تا آنكه قرار داد او را پيشوا در خيرات و مقتدا و پدر ائمه و موفق بتوفيقات الهى و معلوم است كه مقصود بيان آنست كه فردا كمل در اين صفات مولاى متقيان بوده و فردا كمل پاداش الهى هم نصيب او شده خداوند بما هم نصيبى از تبعيّت او عنايت فرمايد و اخيرا ميفرمايد آنچه بعهده ما است هر آينه هدايت و راهنمائى بخير است به بيان چنانچه قمّى ره نقل فرموده و آنچه بعهده شما است پيروى و تبعيّت از دستور و دنيا و آخرت هم از آن ما است بهر كس هر چه بخواهيم از هر دو ميدهيم بشرط قابليّت و از دولت ما چيزى كاسته نميشود و تخويف و انذار فرموده متخلّفين را بآتش مخصوصى كه زبانه ميكشد و آنان را بخود ميكشاند و فرموده داخل نميشود در آن مگر شقى‌ترين افراد كه ظاهرا كافر بخيل مغرور بمال و جاه باشد كه تكذيب نموده بقول و عمل خود خدا و پيغمبر و امام و مواعيد ايشانرا و پشت كرده بكليّه احكام الهى و در روايات بصاحب آن درخت خرما كه بخل نمود


جلد 5 صفحه 399

در معامله با پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بفلان كس كه تكذيب نمود پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در تعيين امير المؤمنين عليه السّلام بخلافت و روى گرداند از ولايت تفسير شده و در اين روايت كه از امام صادق عليه السّلام است ذكر شده كه در جهنّم واديى ميباشد كه در آن آتشى است كه داخل نميشوند در آن مگر دشمنان آل اطهار و بعضى از آتشها كمتر از بعض ديگر است و در آتيه دور كرده ميشود از آتش پرهيزكارترين خلق آنچنان كسى كه ميدهد مالش را و پاك ميكند نفس خود را از بخل با آنكه نيست نزد او براى احدى نعمتى كه بخواهد پاداش آنرا بدهد يعنى مقصودش از بذل مال آن نيست كه بكسى عوض حقى بدهد و نميدهد مال خود را بغرضى مگر بغرض تحصيل و طلب قرب و خشنودى ذات اقدس پروردگار برتر و بالاتر خود و بنابر اين استثناء متصل و مفرّغ است و محتمل است منقطع باشد يعنى لكن ميدهد براى طلب رضاى خدا و خالصا لوجه اللّه و بعد از داخل شدن در بهشت هر آينه خشنود و راضى ميشود از عمل خود و پاداش خداوند و در روايات اين شخص بابو الدّحداح تفسير شده و بعضى اشقى و اتقى را عبارت از شقى و تقى دانسته‌اند و اللّه اعلم و ثواب قرائت اين سوره در ذيل سوره سابقه گذشت و الحمد للّه و سلام على عباده الذّين اصطفى‌


جلد 5 صفحه 400

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


بِسم‌ِ اللّه‌ِ الرَّحمن‌ِ الرَّحِيم‌ِ

وَ اللَّيل‌ِ إِذا يَغشي‌ «1» وَ النَّهارِ إِذا تَجَلّي‌ «2»

‌در‌ بسياري‌ ‌از‌ آيات‌ خداوند ‌اينکه‌ دو ‌آيه‌ بزرگ‌ شب‌ و روز ‌را‌ گوشزد بندگان‌ فرموده‌ چنانچه‌ ميفرمايد: وَ جَعَلنَا اللَّيل‌َ وَ النَّهارَ آيَتَين‌ِ فَمَحَونا آيَةَ اللَّيل‌ِ وَ جَعَلنا آيَةَ النَّهارِ مُبصِرَةً لِتَبتَغُوا فَضلًا مِن‌ رَبِّكُم‌ وَ لِتَعلَمُوا عَدَدَ السِّنِين‌َ وَ الحِساب‌َ بني‌ اسرائيل‌ ‌آيه‌ 12. و مكرر گفته‌ شد ‌که‌ ‌اگر‌ شب‌ و روز نبود زندگاني‌ ‌در‌ زمين‌ ميسر نبود و گياه‌ روئيده‌ نميشد و هيچ‌ جنبنده‌ ‌در‌ زمين‌ نبود و گفتيم‌ تشكيل‌ شب‌ و روز ‌در‌ اثر حركت‌ وضعي‌ زمين‌ ‌است‌ دور ‌خود‌ ‌آن‌ قسمت‌ ‌که‌ مقابل‌ شمس‌ ‌است‌ روز و ‌آن‌ قسمت‌ ‌که‌ ‌بر‌ خلاف‌ ‌آن‌ ‌است‌ شب‌، و فصول‌ اربعه‌ ‌در‌ اثر حركت‌ انتقالي‌ زمين‌ ‌است‌ دور كره شمس‌ ‌در‌ مدت‌ يك‌ سال‌.

سؤال‌: وجه‌ تقديم‌ ليل‌ ‌بر‌ نهار چيست‌!‌-‌ جواب‌: تقدم‌ زماني‌ دارد قبل‌ ‌از‌ خلقت‌ شمس‌ و زمين‌ عالم‌ ظلماني‌ ‌بود‌ و شب‌ ‌بود‌.

تنبيه‌: ‌اينکه‌ شب‌ و روز ‌براي‌ عوالم‌ جسماني‌ ‌است‌ اما عوالم‌ روحاني‌ ‌در‌ حديث‌ داريم‌ ‌که‌ خداوند چون‌ ملائكه‌ ‌را‌ خلق‌ فرمود ‌در‌ پيشگاه‌ احديت‌ شكايت‌ كردند ‌از‌ ظلمت‌ خداوند نور فاطمه‌ ‌را‌ خلق‌ فرمود ملائكه‌ روشن‌ شدند لذا فاطمه‌ ‌در‌ نزد ملائكه‌ زهراء نام‌ نهاده‌ شد و ‌اينکه‌ نور ‌را‌ ‌خدا‌ ‌در‌ ميوه‌هاي‌ بهشتي‌ قرار داد ‌تا‌ ‌در‌ صلب‌ پيغمبر و رحم‌ خديجه‌ قرار گرفت‌ و لذا ‌او‌ ‌را‌ حوراء انسيه‌ گفتند و پيغمبر (ص‌) فرمود: ‌من‌ بوي‌ بهشت‌ ‌را‌ ‌از‌ فاطمه‌ استشمام‌ ميكنم‌ خداوند قسم‌ ياد كرده‌ باين‌ دو ‌آيه‌ بزرگ‌ ‌که‌ ميفرمايد:

وَ اللَّيل‌ِ إِذا يَغشي‌ ‌که‌ تاريك‌ ميكند عالم‌ ‌را‌ ‌براي‌ استراحت‌ انسان‌ و حيوانات‌ و نباتات‌.

وَ النَّهارِ إِذا تَجَلّي‌ ‌براي‌ تحصيل‌ منافع‌ و فضائل‌ ‌که‌ ميفرمايد: هُوَ الَّذِي‌ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ اللَّيل‌َ لِتَسكُنُوا فِيه‌ِ وَ النَّهارَ مُبصِراً إِن‌َّ فِي‌ ذلِك‌َ لَآيات‌ٍ لِقَوم‌ٍ يَسمَعُون‌َ يونس‌ ‌آيه‌ 67 و ميفرمايد: وَ مِن‌ رَحمَتِه‌ِ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ اللَّيل‌َ وَ النَّهارَ لِتَسكُنُوا فِيه‌ِ وَ لِتَبتَغُوا مِن‌ فَضلِه‌ِ وَ لَعَلَّكُم‌

جلد 18 - صفحه 137

تَشكُرُون‌َ قصص‌ ‌آيه‌ 71 و ‌غير‌ اينها ‌از‌ آيات‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 1)- تقوا و امدادهای الهی: باز در آغاز این سوره به سه سوگند تفکر انگیز از «مخلوقات» و «خالق عالم» برخورد می‌کنیم.

می‌فرماید: «قسم به شب در آن هنگام که (جهان را) بپوشاند» (و اللیل اذا یغشی).

تعبیر به «یغشی» ممکن است به خاطر آن باشد که تاریکی شب همچون پرده‌ای بر نیمی از کره زمین می‌افتد، و آن را زیر پوشش خود قرار می‌دهد، و یا به خاطر این که چهره روز یا چهره آفتاب عالمتاب با فرا رسیدن آن پوشانده می‌شود، و به هر حال اشاره‌ای است به اهمیت شب و نقش مؤثر آن در زندگی انسانها، از تعدیل حرارت آفتاب گرفته، تا مسأله آرامش و سکون همه موجودات زنده در پرتو آن، و نیز عبادت شب زنده‌داران بیدار دل و آگاه.

نکات آیه

۱ - سوگند خداوند، به شب، هنگام فراگیر شدن آن (و الّیل إذا یغشى)

۲ - پدیده شب و گسترش تاریکى آن بر موجودات، داراى عظمتى درخور (و الّیل إذا یغشى)

۳ - گستردگى تاریکى شب، از نعمت هاى خداوند براى انسان ها است. (و الّیل إذا یغشى) تأثیر سوگند، زمانى است که مخاطب، مورد سوگند را محبوب خود بیابد.

روایات و احادیث

۴ - «عن محمّد بن مسلم قال: قلت لأبى جعفر(ع) قول اللّه عزّوجلّ «و الّیل إذا یغشى...» و ما أشبه ذلک فقال: إنّ للّه عزّوجلّ ان یُقْسِمَ من خلقه بما شاء و لیس لخلقه أن یُقْسِمُوا إلاّ به;] از محمدبن مسلم روایت شده که گفت: به امام باقر(ع) عرض کردم: قول خداى عزّوجلّ «و الّیل إذا یغشى...» [که در آن به «شب» سوگند یاد شده]و مشابه این [سوگندها چه حکمى دارد؟]فرمود: براى خداى عزّوجلّ است که به مخلوقات خود، به هر چه که خواست سوگند یاد کند; ولى مخلوقاتش نمى توانند سوگند یاد کنند، مگر به او».

موضوعات مرتبط

  • خدا: نعمتهاى خدا ۳
  • سوگند: احکام سوگند ۴; سوگند به خدا ۴; سوگند به شب ۱، ۲; سوگند به موجودات ۴
  • شب: عظمت تاریکى شب ۲; عظمت شب ۲; گسترش تاریکى شب ۲
  • قرآن: سوگندهاى قرآن ۱، ۲، ۴
  • نعمت: نعمت گسترش تاریکى شب ۳

منابع

  1. تفسیر ابن ابى حاتم و دیگران از علماء عامه.
  2. ابن کثیر.
  3. کافى، ج ۷، ص ۴۴۹، ح ۱; نورالثقلین، ج ۵، ص ۵۸۸- ، ح ۳ و ۴.