القمر ٣٧

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

آنها از لوط خواستند میهمانانش را در اختیارشان بگذارد؛ ولی ما چشمانشان را نابینا و محو کردیم (و گفتیم:) بچشید عذاب و انذارهای مرا!

|و از مهمانان او كام زشت خواستند، پس چشمانشان را كور كرديم [و گفتيم:] اينك بچشيد عذاب و هشدارهاى مرا

و از مهمان‌[هاى‌] او كام دل خواستند، پس فروغ ديدگانشان را سترديم و [گفتيم:] «[مزه‌] عذاب و هشدارهاى مرا بچشيد.»

و قوم از او مهمانانش را (که فرشتگانی زیبا بودند، بر سوء قصد) طلبیدند، ما هم چشم آنها را بی‌نور و نابینا کردیم (و گفتیم که) اینک عذاب قهر و انتقام مرا بچشید.

و از میهمانانش [که در حقیقت فرشتگان ما بودند] کام جویی خواستند، در نتیجه دیدگانشان را محو و نابینا کردیم؛ پس [گفتیم: طعمِ] عذاب و هشدارهایم را بچشید.

از مهمان او كارى زشت خواستند. ما نيز چشمانشان را كور گردانيديم. پس بچشيد عذاب و بيم‌دادنهاى مرا.

و به راستی از مهمانان او کام می‌خواستند، پس ایشان را نابینا ساختیم [و گفتیم‌] پس عذاب و هشدار مرا بچشید

و مهمانانش را از او خواستند- تا به آنان دست‌درازى كنند-، پس چشمانشان را كور كرديم، [و گفتيم:] اينك بچشيد عذاب و هشدارهاى مرا.

و با لوط درباره‌ی مهمانانش سخن گفتند (و از او خواستند آنان را در اختیار ایشان برای انجام کار منافی عفت بگذارد). ما چشمانشان را کور کردیم، (و بدیشان گفتیم:) بچشید عذاب و عقاب مرا، و بیم دادنها و برحذر داشتنهای مرا.

و همواره از مهمان(های) او با حیله و مراوده بسی کام دل خواستند. پس فروغ دیدگانشان را ستردیم. پس عذاب مرا و هشداردهندگان مرا بچشید.

و همانا کام خواستندش از میهمانانش پس پوشیدیم دیدگان ایشان را پس بچشید عذاب من و ترسانندگان مرا


القمر ٣٦ آیه ٣٧ القمر ٣٨
سوره : سوره القمر
نزول : ٤ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١١
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«رَاوَدُوهُ»: با او گفتگو کردند. «رَاوَدُوهُ عَن ضَیْفِهِ»: مراد این است که از لوط خواستند که از جانبداری مهمانان دست بردارد و ایشان را در اختیار آنان بگذارد، تا هر چه خواستند از اعمال منافی عفت نسبت بدیشان روا دارند (نگا: هود / ، حجر / ). «طَمَسْنَا»: از میان برداشتیم. محو و نابود کردیم (نگا: نساء / ، یونس / ، یس / ). «نُذُرِ»: (نگا: قمر / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ لَقَدْ راوَدُوهُ عَنْ ضَيْفِهِ فَطَمَسْنا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ «37»

و قوم لوط براى (سوء قصد به) مهمانان او به مراوده و گفتگو پرداختند، پس ما چشم آنان را نابينا كرديم، پس بچشيد عذاب من و هشدار مرا.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ لَقَدْ راوَدُوهُ عَنْ ضَيْفِهِ فَطَمَسْنا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ (37)

وَ لَقَدْ راوَدُوهُ عَنْ ضَيْفِهِ‌: و هر آينه بتحقيق طلبيدند حضرت لوط را از مهمانان او كه ملائكه بودند، يعنى طلب مراد خود كردند از او و گفتند كه ايشان را به ما تسليم كن و حضرت ابا نموده، آنها را پند مى‌داد ايشان امتناع نموده با او مجادله نمودند. چون كار از حد گذشت جبرئيل گفت: «خل بيننا و بينهم» ما را به ايشان واگذار. حضرت لوط، ترك جدال نمود، آنها در خانه حضرت را شكسته داخل شدند. فَطَمَسْنا أَعْيُنَهُمْ‌: پس محو كرديم چشمهاى ايشان را.

جبرئيل، شهپر خود را بر چشمهاى آنها زد فورا همه كور گشتند و چنان شد كه چشمهاى آنها با صورتشان مساوى شد، پس از آنجا درآمده مدهوش و متحير مى‌افتادند و برمى‌خاستند و فرياد مى‌كردند كه لوط قومى ساحر به خانه آورده و ما را به سحر كور كردند. و گفتيم ما با ايشان به زبان ملائكه، فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ: پس بچشيد عقوبت مرا و آنچه مى‌ترسانيديم شما را به لسان پيغمبر خود از وقوع عذاب و نزول عذاب.

جلد 12 - صفحه 386


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ (32) كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ (33) إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ حاصِباً إِلاَّ آلَ لُوطٍ نَجَّيْناهُمْ بِسَحَرٍ (34) نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنا كَذلِكَ نَجْزِي مَنْ شَكَرَ (35) وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنا فَتَمارَوْا بِالنُّذُرِ (36)

وَ لَقَدْ راوَدُوهُ عَنْ ضَيْفِهِ فَطَمَسْنا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ (37) وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُكْرَةً عَذابٌ مُسْتَقِرٌّ (38) فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ (39) وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ (40) وَ لَقَدْ جاءَ آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ (41)

كَذَّبُوا بِآياتِنا كُلِّها فَأَخَذْناهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ (42)

ترجمه‌

و بتحقيق آسان نموديم قرآن را براى پند گرفتن پس آيا پند گيرنده‌اى هست‌

تكذيب كردند قوم لوط بيم دهندگان را

همانا ما فرستاديم بر آنها باد ريزنده سنگ‌ريزه را مگر كسان لوط كه نجات داديمشان سحرگاه‌

براى نعمت دادن از قبل خودمان اين چنين پاداش ميدهيم كسى را كه شكرگزارى نمود

و بتحقيق ترساند آنها را از گرفتن ما آنانرا بعذاب پس تشكيك و ترديد نمودند در بيم‌دهندگان‌

و بتحقيق خواستند از او كام گرفتن از ميهمانانش را پس محو كرديم چشمهاشان را پس بچشيد عذاب من و بيم دادن مرا

و بتحقيق وارد شد بر آنها در اول روز عذابى برقرار

پس بچشيد عذاب و بيم دادن مرا

و بتحقيق آسان نموديم قرآن را براى پند پس آيا پندگيرنده‌اى هست‌

و بتحقيق آمدند آل فرعون را بيم‌دهندگان‌

تكذيب كردند نشانه‌هاى قدرت ما را بتمامى پس گرفتيمشان مانند گرفتن توانائى با اقتدار.

تفسير

نكته تكرار آيه اولى در آيات سابقه گذشت و قوم لوط پيغمبر هم تكذيب نمودند بنوبه خود پيغمبران خدا را كه منذرين مردم از عذاب اويند بتقريبى كه ذكر شد قبلا يا انذار الهى را اگر نذر مصدر باشد و اينجا آن معنى آكد است چون حضرت لوط ظاهرا از طرف حضرت ابراهيم عليه السّلام هم مبعوث بوده و تكذيب او تكذيب آنحضرت هم محسوب ميشود و تكذيب آن حضرت چون پايه گذار توحيد در عالم بوده مسلّما تكذيب تمام اتباع و مروّجين آن مسلك است و خداوند علاوه بر آنكه قراء آنها را زير و زبر فرمود بباديكه سنگ‌ريزه بر سر


جلد 5 صفحه 106

آنها ميزد معذّب نمود و حضرت لوط و دو دختر او را نجات داد از آن عذاب در سحرگاه براى انعام بايشان و پاداش شكر نعمتى كه بجا آورده بودند و اين اختصاص بآنها ندارد خداوند هر شاكر نعمتى را جزاى خير ميدهد و آن حضرت قبلا آنها را از مؤاخذه و انتقام الهى و عذاب ناگهانى او ترسانده بود ولى آنها تشكيك و ترديد نموده يا مجادله بباطل با آن حضرت كرده بودند و اخيرا بى‌شرمى را از حدّ گذرانده ميخواستند با ملائكه‌ئى كه بصورت جوانان نيكو منظر در آمده بودند و ميهمان حضرت شده بودند عمل بدى انجام دهند پس جبرئيل كه يكى از آنها بود باشاره يا مشتى سنگ‌ريزه همه را كور كرد و شرح اين قصه در سوره هود گذشت و خداوند باقتضاء حال يا لسان ملائكه بآنها فرمود پس بچشيد عذاب مرا در نتيجه انذارات من و بتحقيق نازل شد صبح بر آنها اوّل وقت عذابى كه باقى و برقرار بود تا همه مردند و بجهنّم رفتند و فيض ره در اينمقام فرموده تكرار اين آيات بعد از هر قصه‌اى براى اشعار بآنست كه تكذيب هر پيغمبرى مقتضى نزول عذاب و استماع هر قصه‌اى مستدعى تذكّر و اتّعاظ است و براى اعاده آگاه نمودن و بيدار كردن است تا غلبه ننمايد بر آنها سهو و غفلت و همچنين است تكرار قول خداوند فبأى آلاء ربّكما تكذّبان و ويل للمكذّبين و مانند آن دو و خداوند فرعون و فرعونيان را بانذار يا انذاراتى تهديد فرمود بتوسط حضرت موسى و آنها آيات الهى و معجزات متعدّد آنحضرت را كه مكرّر بيان شده بكلّى منكر شدند و تكذيب نمودند تمامى را و خداوند گرفت آنها را بكيفر اعمالشان مانند گرفتن شخص تواناى غالب قادر مقتدرى كه كسى از دست او رهائى ندارد و او هر چه بخواهد ميكند و تفصيل اين واقعه در سوره بقره و غيرها گذشته است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ لَقَد أَنذَرَهُم‌ بَطشَتَنا فَتَمارَوا بِالنُّذُرِ (36) وَ لَقَد راوَدُوه‌ُ عَن‌ ضَيفِه‌ِ فَطَمَسنا أَعيُنَهُم‌ فَذُوقُوا عَذابِي‌ وَ نُذُرِ (37)

و ‌هر‌ آينه‌ بتحقيق‌ انذار كرد لوط ‌آنها‌ ‌را‌ بعذاب‌ ‌ما ‌پس‌ مجادله‌ مي‌كردند بانذارهاي‌ ‌او‌ سي‌ سال‌ ميان‌ ‌آنها‌ انذار كرد احدي‌ ‌از‌ ‌آنها‌ نپذيرفت‌ و مي‌گفتند: ‌که‌ ‌براي‌ يك‌ نفر تمام‌ ‌ما هلاك‌ مي‌شويم‌، و بانذارهاي‌ ‌او‌ مضحكه‌ و متلك‌ مي‌گفتند و اعتناء نمي‌كردند.

وَ لَقَد أَنذَرَهُم‌ سي‌ سال‌ ميان‌ قوم‌ انذار مي‌فرمود ‌که‌ وظيفه انبياء انذار و بشارت‌ ‌است‌ منذر و مبشّر بشارت‌ بسعادت‌ و رستگاري‌ ‌در‌ اثر ايمان‌ و تقوي‌ و اعمال‌ صالحه‌ و انذار ‌در‌ اثر كفر و اعمال‌ سيّئه‌ بخصوص‌ قوم‌ لوط و عمل‌ شنيع‌ ‌آنها‌ ‌که‌ فرمود:

أَ تَأتُون‌َ الذُّكران‌َ مِن‌َ العالَمِين‌َ وَ تَذَرُون‌َ ما خَلَق‌َ لَكُم‌ رَبُّكُم‌ مِن‌ أَزواجِكُم‌ شعراء آيه 165 و 166 ‌در‌ جواب‌ ‌او‌ مي‌گفتند: قالُوا لَئِن‌ لَم‌ تَنتَه‌ِ يا لُوطُ لَتَكُونَن‌َّ مِن‌َ المُخرَجِين‌َ شعراء آيه 167.

بَطشَتَنا بطش‌ عذاب‌ نازله ‌بر‌ ‌آنها‌ و عقوبت‌ آخرت‌ فَتَمارَوا بِالنُّذُرِ مور مجادله‌ بباطل‌ ‌است‌ و ردّ حق‌ّ ‌است‌ ‌که‌ ‌اينکه‌ انذارها دروغ‌ محض‌ ‌است‌ و فريب‌ ‌است‌ و ‌ما دست‌ ‌از‌ اعمال‌ ‌خود‌ ‌بر‌ نميداريم‌ و جايي‌ خبري‌ نيست‌ نه‌ عذاب‌ دنيوي‌ و نه‌

جلد 16 - صفحه 363

عقوبت‌ اخروي‌.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 37)- آنها به القاء شبهات عقیدتی در میان مردم قناعت نکردند بلکه در زشتکاری و وقاحت و بی‌شرمی کار را به جائی رسانیدند، که وقتی فرشتگان مأمور عذاب به صورت جوانانی خوش منظر به عنوان میهمان وارد خانه لوط شدند این قوم بی‌شرم به سراغ آنها آمدند و چنانکه آیه مورد بحث می‌گوید: «آنها از لوط خواستند میهمانانش را در اختیارشان بگذارد»! (وَ لَقَدْ راوَدُوهُ عَنْ ضَیْفِهِ).

«لوط» به قدری از این مسأله ناراحت شد که حد نداشت و مصرا از آنها خواهش کرد دست از این رسوائی و آبروریزی بردارند، و حتی طبق آیه 71 سوره حجر به آنها وعده داد دختران خود را به ازدواج آنها (در صورت توبه از این اعمال) درآورد، و این نهایت مظلومیت این پیامبر بزرگ را در میان این گروه بی‌شرم و بی‌ایمان و فاقد همه چیز نشان می‌دهد.

ولی چیزی نگذشت که این گروه مهاجم نخستین مجازات خود را دریافت داشتند، چنانکه خداوند در دنباله همین آیه می‌فرماید: «ولی چشمانشان را نابینا و محو کردیم (و گفتیم:) بچشید عذاب و انذارهای مرا» (فَطَمَسْنا أَعْیُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذابِی وَ نُذُرِ).

آری! اینجا بود که دست قدرت خداوند از آستین عدالت بیرون آمد و به گفته بعضی به جبرئیل فرمان داد که گوشه‌ای از شهپرش را بر چشم آنان بکوبد، فورا همگی نابینا شدند، و حتی گفته می‌شود که جای چشم آنها بکلی صاف و همانند صورتشان شد!

نکات آیه

۱ - جسارت قوم لوط تا سرحد تلاش، براى در اختیار گرفتن و آلوده ساختن میهمانان پیامبر خویش (و لقد رودوه عن ضیفه)

۲ - روح آلوده و فسادگر، افزون طلب و اشباع ناپذیر است.* (و لقد رودوه عن ضیفه) با این که تمامى قوم لوط، مبتلا به فساد اخلاق بودند و براى انجام اعمال زشت و انحراف جنسى خویش، محدودیتى نداشتند; با این حال چشم از میهمانى تازه وارد بر پیامبرى که همواره در ستیز با ایشان بود، برنداشتند.

۳ - مردمان وارد بر قوم لوط، در معرض تجاوز و بدنامى * (و لقد رودوه عن ضیفه) برداشت یاد شده بدان احتمال است که تعرض قوم لوط، نسبت به میهمانان پیامبرشان، ناشى از اخلاق عمومى آنان نسبت به همه تازهواردان بوده است.

۴ - لوط پیامبر(ع)، تنها و بدون پشتیبان در میان قوم فسادگر خویش (و لقد رودوه عن ضیفه) از این که مخالفان لوط(ع) جرأت مراجعه به آن حضرت براى امرى ناشایست را پیدا کردند و کسى هم جز خداوند از ایشان حمایت نکرد، مطلب بالا استفاده مى شود.

۵ - تلاش لوط(ع) براى حمایت از میهمانانش در برابر قوم آلوده و فسادگر خویش (و لقد رودوه عن ضیفه) «مراوده» به معناى تنازع میان دو فرد است که هر یک، خلاف خواست دیگرى را دنبال مى کند (مفردات راغب).

۶ - حمایت خداوند از لوط(ع) و میهمانان آن حضرت در برابر بدخواهى هاى قومش (و لقد رودوه عن ضیفه فطمسنا أعینهم)

۷ - مردان مصمم به تجاوز نسبت به میهمانان لوط، مورد انتقام الهى با کور شدن چشم هایشان (و لقد رودوه عن ضیفه فطمسنا أعینهم) «طمس» (مصدر «طمسنا») به معناى محوکردن و از بین بردن است. بنابراین «طسمنا أعینهم»; یعنى، چشمانشان را از آنان گرفتیم و نابینایشان کردیم.

۸ - کور شدن چشم هاى متجاوزان قوم لوط، پیش درآمد عذاب الهى براى آنان (فذوقوا عذابى و نذر) به کار رفتن واژه «ذوقوا»، ظاهراً کنایه از این است که این عذاب را بچشید تا عذاب اصلى بر سرتان فرود آید.

روایات و احادیث

۹ - «عن أبى یزیدالحمار عن أبى عبداللّه... فلمّا دخلوا (أى دخلوا قوم لوط) أهوى جبرئیل بإصبعه نحوهم فذهبت أعینهم و هو قوله «فطمسنا أعینهم...»;] ابى یزیدحمار از امام صادق(ع) روایت نموده است:... پس چون قوم لوط وارد خانه لوط(ع) شدند، جبرئیل با انگشت خود به سوى آنها نشانه گرفت که در اثر آن، چشم هایشان کور شد و این سخن خداوند است که فرمود: فطمسنا أعینهم...».

موضوعات مرتبط

  • حمایت خدا: مشمولان حمایت خدا ۶
  • خدا: انتقام خدا ۷
  • قوم لوط: افساد قوم لوط ۵; انتقام از قوم لوط ۷; اهانت قوم لوط ۱; بدخواهى قوم لوط ۶; تاریخ قوم لوط ۱، ۳; تجاوزگرى قوم لوط ۳; روش برخورد قوم لوط ۱; زمینه عذاب قوم لوط ۸; قوم لوط و مهمانان لوط(ع) ۵; کورى قوم لوط۷، ۸
  • لوط(ع): اهانت به مهمانان لوط(ع) ۱; بى یاورى لوط(ع) ۴; تجاوز به مهمانان لوط(ع) ۱، ۳; تلاش لوط(ع) ۵; حامى لوط(ع) ۶; حامى مهمانان لوط(ع) ۶; قصه لوط(ع) ۱، ۴، ۵، ۷، ۸، ۹; کورى متجاوزان به مهمانان لوط(ع) ۹; متجاوزان به مهمانان لوط(ع)۷، ۸; مهمان نوازى لوط(ع) ۵
  • مفسدان: افزون طلبى مفسدان ۲; صفات مفسدان ۲

منابع

  1. کافى، ج ۸، ص ۳۲۹، ح ۵۰۵; نورالثقلین، ج ۵، ص ۱۸۴، ح ۳۰.