الصافات ٧٧

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و فرزندانش را همان بازماندگان (روی زمین) قرار دادیم،

|و [تنها] نسل او را باقى گذاشتيم

و [تنها] نسل او را باقى گذاشتيم.

و نژاد و اولاد او را روی زمین باقی داشتیم.

و تنها ذریه او را [در زمین] باقی گذاشتیم،

و فرزندانش را باقى گذاشتيم.

و زاد و رود او را ماندگار گرداندیم‌

و فرزندان او را بازماندگان گردانيديم.

و نژاد او را بازماندگان (روی زمین) کردیم.

و تنها فرزندان (صالح) و پیروانش را باقی گذاشتیم.

و گردانیدیم نژادش را بازماندگان‌


الصافات ٧٦ آیه ٧٧ الصافات ٧٨
سوره : سوره الصافات
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«ذُرِّیَّتَهُ ...»: برخی، از این آیه چنین برداشت کرده‌اند که تمام نسل بشر بعد از نوح، از دودمان او به وجود آمده و تمام نژادهای روی زمین به فرزندان وی منتهی می‌شوند. امّا مؤمنان دیگری در خدمت نوح بودند، و قاعدةً از ایشان هم فرزندانی باقی مانده است (نگا: هود / ). همچنین چه بسا طوفان نوح بخش بزرگی از معموره زمین را فرا گرفته باشد (نگا: التفسیر القرآنی للقرآن) مگر در بخشهای دیگر مردمانی نبوده‌اند و زاد و ولد نداشته‌اند؟ به هر حال، چه این باشد و چه آن، مسأله مهمّی نیست.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ «77» وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ «78» سَلامٌ عَلى‌ نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ «79»

و (تنها) نسل او را باقى گذاشتيم. و در ميان آيندگان براى او (مدح و ثنا) به جا گذاشتيم. در ميان جهانيان بر نوح سلام باد.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌8، ص: 38

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ (77)

وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ‌: و گردانيديم بعد از غرق فرزندان او را، هُمُ الْباقِينَ‌: ايشان باقيماندگان، يعنى همه را هلاك و همان اولاد او را كه حام و سام و يافث و چهار دختر بودند گذاشتيم و همه مردمان را بعد از حضرت نوح عليه السلام از او پيدا كرديم، و لذا حضرت نوح را به اين اعتبار آدم ثانى گويند. در خبر است كه‌

جلد 11 - صفحه 129

همه عرب و فارس و روم از اولاد سام، و ترك و صقاليه و خزر و يأجوج و مأجوج از نسل يافث، و همه هنديان از اولاد حام هستند. «1»


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ (71) وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ (72) فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ (73) إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ (74) وَ لَقَدْ نادانا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ (75)

وَ نَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ (76) وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ (77) وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ (78) سَلامٌ عَلى‌ نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ (79) إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (80)

إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ (81) ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ (82)

ترجمه‌

و بتحقيق گمراه شدند پيش از آنها بيشتر پيشينيان‌

و بتحقيق فرستاديم در آنها بيم‌دهندگان را

پس بنگر چگونه بود سر انجام بيم داده‌شدگان‌

مگر بندگان خدا كه خالص‌شدگانند

و بتحقيق خواند ما را نوح پس هر آينه خوب اجابت كنندگانيم‌

و نجات داديم او و اهلش را از اندوه بزرگ‌

و قرار داديم فرزندان او را آنانكه بازماندگانند

و باقى گذارديم براى او در آيندگان‌

ذكر خير سلام بر نوح در جهانيانرا

همانا ما اينچنين پاداش ميدهيم نيكوكارانرا

همانا او است از بندگان ما كه گروندگانند

پس غرق نموديم ديگران را.

تفسير

خداوند متعال براى تسليت خاطر مبارك پيغمبر خود از اصرار قومش بر كفر ميفرمايد قسم بخدا پيشتر از اينها بيشتر مردم سابق گمراه شدند و اين دليل است بر آنكه هميشه در دنيا اكثريّت با كفّار و فجّار بوده و بتحقيق فرستاديم در ميان آنها انبياء عظام و اوصياء كرام را كه بيم ميدادند آنانرا از عذاب خدا و بخرج آنها نميرفت پس ملاحظه كن و ببين چگونه شد عاقبت آنها كه بيم داده شدند و متنبّه نشدند و اصرار بر معصيت نمودند چنانچه قوم تو هم ديدند آثار باقيه آنانرا كه معذّب شدند و شنيدند اخبار آنها را و متأثر نشدند با آنكه بايد به بينند و متنبّه شوند بلى در ميان آنانكه بيم داده شدند كسانى بودند كه خداوند موفق فرمود آنها را بقبول ايمان و اعمال صالحه با نيّت خالص كه نجات يافتند از عذاب و از جمله اقوام سابقه كه معذّب بعذاب الهى شدند قوم نوح اول پيغمبر اولو العزم است كه او خواند ما را بعد از آنكه از ايمان آنها مأيوس شد و نفرين فرمود در باره آنان و ما هم قسم بخدا بخوبى اجابت نموديم ملتمس او را و نجات داديم او و خانواده‌اش را از آزار قوم و اندوه غرق و مشاهده معصيت كه براى اولياء خدا اندوه بزرگ است و قرار داديم اولاد او را آنانكه نام و آثار و ذكر خير ايشان در جهان باقى و برقرار خواهد ماند يا قرار داديم اولاد او را فقط باقى در جهان چون گفته‌اند بعد از آنكه نوح عليه السّلام از كشتى فرود آمد تمام كسانيكه با او بودند مردند جز زنان و فرزندان او لذا او را ابو البشر ثانى ناميدند و فعلا تمام مردم از نسل آنحضرتند


جلد 4 صفحه 436

ولى قمّى ره از امام باقر عليه السّلام در تفسير اين آيه نقل نموده كه مراد بقاء حقّ و نبوّت و كتاب و ايمان است در اولاد او و تمام اهل زمين از بنى آدم اولاد نوح عليه السّلام نيستند خدا باو فرمود كه حمل كن در آن از هر جفتى دو عدد و اهلت را مگر كسيكه سبقت گرفته است بر او عذاب از آنان و هر كه ايمان آورده و ايمان نيآورده بودند با او مگر كمى و نيز فرموده در احوال امم سابقه ذرّية من حملنا مع نوح و ظاهرا امام عليه السّلام بآيه اوّل استدلال فرموده براى ردّ بعضى كه گفته‌اند غير از اولاد و زنان آنحضرت همه در كشتى مردند چون مناسب نيست كه كشتى براى نجات اهل ايمان باشد و آنجا بميرند و بآيه دوم استدلال فرموده براى ردّ كسانيكه گفته‌اند بعد از فرود آمدن مردند چون ظاهر ذريّة من حملنا مع نوح ذريّه اهل ايمان از غير اولاد او ميباشد و الّا ذريّة نوح بايد گفته شود در هر حال خداوند فرموده و باقى گذارديم بعد از او نام نيك و ذكر خير او را در امم انبياء تا پيغمبر آخر الزّمان و سلامتى از ما براى او بود در دنيا و آخرت و بنابراين مفعول‌تر كنا محذوف است و سلام از جانب خدا است بر او و قويّا محتمل است مراد آن باشد كه ما باقى گذارديم ذكر خيرى را كه آنسلام و تحيّت مردم و دعاى ملائكه است براى او تا روز قيامت و بنابراين مفعول‌تر كنا جمله سلام على نوح فى العالمين است كه عبارت از تسليم ميباشد و همان ذكر خير است كه باحتمال اوّل حذف شده بود و گفته‌اند براى دفع گزند مار و عقرب گفتن اين سلام نافع است و خدا ميفرمايد ما نيكوكارانرا باين نحو جزاى خير ميدهيم در دنيا چه رسد بآخرت كه دار جزا است همانا او از بندگان مؤمن ما بود كه بالاتر از آن مقامى نيست و بعد از اين مطالب بدانيد كه ما كفّار قوم او را تماما غرق نموديم كه عبرت براى جهانيان باشد و شرح اين قضايا در سور سابقه ذكر شده است.


جلد 4 صفحه 437

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ جَعَلنا ذُرِّيَّتَه‌ُ هُم‌ُ الباقِين‌َ (77)

و ‌ما فقط روي‌ زمين‌ ذريه نوح‌ ‌را‌ باقي‌ گذاشتيم‌.

‌که‌ نوح‌ ‌را‌ آدم‌ ثاني‌ گفتند ‌که‌ تمام‌ افراد بشر ‌از‌ نسل‌ ‌او‌ هستند و معلوم‌ ميشود ‌که‌ مؤمني‌ ‌که‌ ‌با‌ نوح‌ ‌در‌ كشتي‌ بودند ‌آنها‌ ‌هم‌ ‌از‌ ذريه ‌آنها‌ باقي‌ نماند و شايد ‌براي‌ ‌اينکه‌ ‌بود‌ ‌که‌ ‌پس‌ ‌از‌ هلاكت‌ قوم‌ زني‌ باقي‌ نماند ‌که‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ازدواج‌ كنند چون‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ انحصار فهميده‌ ميشود. وَ جَعَلنا ذُرِّيَّتَه‌ُ هُم‌ُ الباقِين‌َ.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 77)- سپس می‌افزاید: «و فرزندانش را همان بازماندگان (روی زمین) قرار دادیم» (وَ جَعَلْنا ذُرِّیَّتَهُ هُمُ الْباقِینَ).

نکات آیه

۱ - خداوند، از میان قوم نوح، تنها نسل آن حضرت را براى همیشه تاریخ، تداوم بخشیده و باقى گذاشته است. (و جعلنا ذرّیّته هم الباقین) ضمیرِ فصلِ «هم»، مفید حصر است.

۲ - نسل نوح(ع)، تنها نسل باقى مانده از میان نجات یافتگان از عذاب طوفان براى همیشه تاریخ (و جعلنا ذرّیّته هم الباقین) برداشت یاد شده مبتنى بر این نکته است که حصر مستفاد از ضمیر فصل «هم»، حصر اضافى باشد و در مقایسه با افراد موجود در کشتى سنجیده شود که برخى از خاندان نوح(ع) و برخى از دیگر مردمان بودند که به آن حضرت ایمان آورده بودند; یعنى، نسل مردم کافر طوفان زده و نیز نسل مردم مؤمن نجات یافته بر عرشه کشتى، همگى قطع شده و تنها نسل نوح(ع) باقى ماند.

۳ - بقاى نسل نوح(ع) براى همیشه تاریخ، از نعمت ها و الطاف ویژه الهى به ایشان (و جعلنا ذرّیّته هم الباقین) برداشت یاد شده از آن جا است که آیه شریفه، در مقام برشمردن نعمت هاى اعطا شده به نوح(ع) و امتنان بر ایشان است.

روایات و احادیث

۴ - «عن أبى جعفر(ع) فى قوله: «و جعلنا ذرّیّته هم الباقین» یقول: بالحقّ و النبوّة و الکتاب و الإیمان فى عقبه، و لیس کلّ من فى الأرض من بنى آدم من ولد نوح(ع)...;] از امام باقر(ع) [درباره سخن خداوند که مى فرماید: ]«و جعلنا ذریته هم الباقین» روایت شده است: خدا مى فرماید: ذریه او را با حق و نبوت و کتاب و ایمان باقى قرار دادیم و آن طور نیست که تمام فرزندان آدم - که در روى زمین زندگى مى کنند - از فرزندان نوح(ع) باشند...».

موضوعات مرتبط

  • انسان: نیاکان انسان ۲، ۴
  • خدا: افعال خدا ۱; نعمتهاى خدا ۳
  • لطف خدا: مشمولان لطف خدا ۳
  • نعمت: نعمت بقاى نسل نوح(ع) ۳
  • نوح(ع): ایمان نسل نوح(ع) ; بقاى نسل نوح(ع) ۱، ۲، ۴; نجات از طوفان نوح(ع) ۲; نعمتهاى نوح(ع) ۳; نبوت در نسل نوح(ع) ۴

منابع

  1. تفسیر قمى، ج ۲، ص ۲۲۳; نورالثقلین، ج ۴، ص ۴۰۵، ح ۳۶.