الصافات ١٩

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

تنها یک صیحه عظیم واقع می‌شود، ناگهان همه (از قبرها برمی‌خیزند و) نگاه می‌کنند!

|پس آن تنها يك صيحه است و بس، و به ناگاه همه آنها [برخيزند و] بنگرند

و آن تنها يك فرياد است و بس! و بناگاه آنان به تماشا خيزند!

تنها به یک صیحه (اسرافیل) است که ناگاه همه (زنده شده و از قبرها بر خیزند و عرصه قیامت را) بنگرند.

جز این نیست که آن یک فریاد عظیم است که [وقتی واقع شود] ناگاه [همه زنده می شوند و حیرت زده منظره قیامت را] می نگرند،

و آنان خود خواهند ديد كه به يك فرمان همه را زنده مى‌كنند.

پس آن یک نعره تند باشد، پس آنگاه ایشان بنگرند

پس جز اين نيست كه آن

تنها یک صدا خواهد بود و به ناگاه آنان (سر از گورها به در آورده و به چیزی که بدیشان وعده داده شده خیره می‌شوند و) می‌نگرند.

پس آن (فریاد جان‌افزا) تنها یک فریاد برکَنَنده است (و بس! ) پس ناگهان آنان می‌نگرند!

جز این نیست که آن یک راندن (یا یک خروش) است که ناگهان ایشانند نگرانانان‌


الصافات ١٨ آیه ١٩ الصافات ٢٠
سوره : سوره الصافات
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«زَجْرَةٌ»: فریاد و صدا. مراد نفخه دوم است (نگا: نازعات / ). «یَنظُرُونَ»: می‌نگرند. انتظار می‌کشند.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ فَإِذا هُمْ يَنْظُرُونَ «19»

همانا قيامت با يك صيحه است، پس آن گاه آنان (صحنه قيامت را) خواهند ديد.

نکته ها

«داخر» به معناى ذلّت و حقارت و «زَجْرَةٌ» به معناى صيحه و بانگ بزرگ است.

بيمار دلان در گسترش شبهات تلاش مى‌كنند. با اين كه يك سؤال كافى بود، سه سؤال پى در پى طرح كردند. «أَ إِذا- أَ إِنَّا- أَ وَ آباؤُنَا»

پیام ها

1- منكران معاد منطق و استدلال صحيحى ندارند و به جاى استدلال فقط استبعاد مى‌كنند. أَ إِذا ...

جلد 8 - صفحه 21

2- مشركان، زنده شدن نياكان را بعيدتر از زنده شدن خود مى‌پنداشتند. أَ إِنَّا ... أَ وَ آباؤُنَا

3- سؤالات و شبهات گرچه با لجاجت و سوء نيّت همراه باشد ولى بايد با صراحت جواب داده شود. «قُلْ نَعَمْ»

4- خاك شدن انسان، مانعى براى زنده شدن دوباره‌ى او نيست. «قُلْ نَعَمْ»

5- انكار لجوجانه معاد سبب خوارى در قيامت است. «وَ أَنْتُمْ داخِرُونَ»

6- پيدايش قيامت با صوت و صيحه است. «فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ»

7- پيدايش قيامت دفعى است نه تدريجى. «زَجْرَةٌ واحِدَةٌ»

8- ايجاد قيامت براى خداوند آسان است. «فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ»

9- مشركان، در قيامت بُهت زده به حال زار خود نظاره‌گرند. «فَإِذا هُمْ يَنْظُرُونَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ فَإِذا هُمْ يَنْظُرُونَ «19»

و آن هنگام كه اراده الهى تعلق يابد به بعث:

فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ: پس جز اين نيست كه آن بعث يك راندن بود، يعنى يك نفخه اسرافيل كه در صور دمد، فَإِذا هُمْ يَنْظُرُونَ‌: پس ناگاه ايشان زنده شده و از قبر بيرون آمده نگاه كنند به قيامتى كه تكذيب مى‌كردند و مى‌بينند جزاى آنچه كرده‌اند از اعمال قبيحه و افعال ناپسنديده.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


فَاسْتَفْتِهِمْ أَ هُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمْ مَنْ خَلَقْنا إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِينٍ لازِبٍ «11» بَلْ عَجِبْتَ وَ يَسْخَرُونَ «12» وَ إِذا ذُكِّرُوا لا يَذْكُرُونَ «13» وَ إِذا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ «14» وَ قالُوا إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبِينٌ «15»

أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ «16» أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ «17» قُلْ نَعَمْ وَ أَنْتُمْ داخِرُونَ «18» فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ فَإِذا هُمْ يَنْظُرُونَ «19» وَ قالُوا يا وَيْلَنا هذا يَوْمُ الدِّينِ «20»

ترجمه‌

پس بپرس از آنها آيا آنها سخت‌ترند در آفرينش يا كسانيرا كه آفريديم غير از آنها همانا ما آفريديم آنها را از گل چسبنده‌

بلكه تعجّب نمودى و مسخره ميكنند

و چون پند داده شوند پند نميگيرند

و چون به بينند نشانه قدرتى را بسخريّه ميگيرند

و گويند نيست اين مگر جادوئى آشكار

آيا چون مرديم و گشتيم خاك و استخوانها آيا همانا ما برانگيخته شدگانيم‌

آيا و پدران پيشينيان ما

بگو بلى با آنكه شما ذليلانيد

پس جز اين نيست كه آن يك صيحه است پس ناگاه آنها مينگرند

و گويند اى واى بر ما اين روز جزا است.

تفسير

خداوند متعال براى اثبات معاد باز باسلوب بديعى پرداخته كه به پيغمبر خود دستور فرموده از منكرين معاد سؤال فرمايد كه آيا خلقت آنها بعد از مردن و خاك شدن سخت‌تر است يا خلقت ملائكه و آسمانها و زمين و موجودات آنها و جعل مشارق و مغارب و شهاب ثاقب كه در آيات سابقه ذكر شد و كلمه من از باب تغليب يا داراى عقل و اراده بودن افلاك است كه گفته‌اند و آنكه خدا مردم‌


جلد 4 صفحه 426

را خلق نموده است بدوا از گل چسبناكى و بعد از مردن و خاك شدن و آمدن باران باز همان گل چسبناك خواهند شد چگونه نمى‌تواند دوباره آنها را خلق نمايد و اى پيغمبر تو تعجّب نمودى از انكار آنها و انصافا جاى تعجّب هم هست و بعضى عجبت بصيغه متكلّم قرائت نموده‌اند و در جوامع آنرا نسبت بامير المؤمنين عليه السّلام داده و بالاتر از انكار آنكه استهزاء هم مينمايند به تعجّب تو يا اقرار اهل ايمان بآن و وقتى استدلال مينمايند براى آنها بوقوع حشر و مفاسد انكار را براى آنان ذكر مينمايند از نهايت بى‌فكرى و بى‌شعورى متذكّر و متنبه نميشوند و چون معجزه دالّه بر صدق تو را مشاهده ميكنند بر استهزاء خود مى‌افزايند و مردم ديگر را هم با خود در مسخره كردن كمك ميگيرند و از فرط عناد و لجاج ميگويند آنچه ما ديديم از او جز سحر و شعبده چيزى نيست پر واضح است و باز بطرز نوى شروع باستهزاء و انكار مينمايند و ميگويند وقتى ما مرديم و خاك شديم و استخوانى از ما بيش در قبر باقى نماند آيا ما مبعوث ميشويم يا پدرانمان كه سالها است مرده‌اند و اثرى از آنها باقى نمانده بلكه ذرّات خاك آنها هم در عالم متفرّق و مضمحلّ شده است و چون آنها دليلى بر ادّعاء موهوم خودشان كه امتناع بعث باشد نداشتند جز استبعاد عادى كه ناشى از عدم تفكّر در عموم قدرت خداوند است و عمده اين بود كه ميخواستند زير بار فرمايش پيغمبر نروند خداوند فرموده بگو بلى آنها و شما با كمال خوارى محشور خواهيد شد معطّلى هم ندارد يك صيحه و بانگ صور اسرافيل براى زنده نمودن شما و پدران شما و راندنتان بصحراى محشر كافى است مانند چوپانى كه يك صيحه بگله گوسفندان بزند و همه را سوق دهد پس در آنهنگام حالت بهتى بآنها دست ميدهد كه باوضاع محشر نظر مينمايند و منتظرند مجازات آنها معيّن شود و با خود ميگويند اى واى بر ما و عقائد ما اين روز همان روز جزا و حسابى است كه انبياء و اولياء از آن خبر ميدادند و نادم و پشيمان ميشوند از انكار و اصرار خودشان بر كفر و نفاق ولى ديگر پشيمانى سودى ندارد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَإِنَّما هِي‌َ زَجرَةٌ واحِدَةٌ فَإِذا هُم‌ يَنظُرُون‌َ «19»

يوم البعث‌ ‌پس‌ جز ‌اينکه‌ نيست‌ يك‌ زجرة ‌که‌ نفخه ثانيه‌ ‌باشد‌ ‌پس‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ نفخه‌ تمام‌ زنده‌ ميشوند ... و اوضاع‌ محشر ‌را‌ مشاهده‌ ميكنند.

فَإِنَّما هِي‌َ ‌از‌ ادات‌ حصر ‌يعني‌ ‌غير‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ نيست‌ و مرجع‌ ضمير هي‌ بصيحه‌ و نفخه‌ و زجره‌ ‌است‌.

زَجرَةٌ واحِدَةٌ ‌از‌ ‌براي‌ زجر اطلاقاتيست‌ يكي‌ بمعني‌ راندن‌ ‌است‌ ‌که‌ ميفرمايد فَالزّاجِرات‌ِ زَجراً شرحش‌ ‌در‌ همين‌ سوره‌ آيه دوم‌ گذشت‌ ‌که‌ بمعني‌ منع‌ و دور كردن‌ و جلوگيري‌ كردن‌ ‌است‌ وَ قالُوا مَجنُون‌ٌ وَ ازدُجِرَ قمر آيه 9 ‌که‌ قوم‌ نوح‌ گفتند ‌که‌ عقل‌ و سلامتي‌ ‌از‌ ‌او‌ دور ‌شده‌ وَ لَقَد جاءَهُم‌ مِن‌َ الأَنباءِ ما فِيه‌ِ مُزدَجَرٌ قمر آيه 4 ‌که‌ ‌آنها‌ ‌را‌ منع‌ كنند ‌از‌ فساد و شرك‌ و كفر و ظلم‌ و معاصي‌ و بالجمله‌ صيحه اخري‌ و نفخه ثانيه‌ يك‌ مرتبه‌ آني‌ الحصول‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌از‌ قبر بيرون‌ مياندازد و ملائكه‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ميرانند بصحراي‌ محشر و تعبير بواحده‌ ‌براي‌ اينست‌ ‌که‌ مئونه‌ ندارد ‌به‌ مجرد صيحه‌ و نفخه‌ تمام‌ زنده‌ ميشوند چنانچه‌ ميفرمايد وَ ما أَمرُنا إِلّا واحِدَةٌ كَلَمح‌ٍ بِالبَصَرِ وَ ما أَمرُ السّاعَةِ إِلّا كَلَمح‌ِ البَصَرِ أَو هُوَ أَقرَب‌ُ نحل‌ آيه 79.

جلد 15 - صفحه 131

فَإِذا هُم‌ يَنظُرُون‌َ آنچه‌ بآنها ‌در‌ آيات‌ شريفه‌ خبر داده‌ايم‌ و بيان‌ نموده‌ايم‌ ‌از‌ احوالات‌ محشر و قيامت‌ و باور نميكردند بعين‌ مشاهده‌ ميكنند، يك‌ طرف‌ ميزان‌ اعمال‌ نصب‌ ‌شده‌ يك‌ طرف‌ صراط يك‌ طرف‌ بهشت‌ ‌را‌ زينت‌ كرده‌ يك‌ طرف‌ جهنم‌ نعره‌ و شعله آتش‌ ‌آن‌ بلند ‌است‌ يك‌ طرف‌ زمين‌ مثل‌ كوره آتش‌ خورشيد يك‌ ني‌ بالاي‌ سر غلها و زنجيرهاي‌ آتشي‌ بگردن‌ و دستها و صورتها سياه‌ بعقب‌ برگشته‌ ملائكه‌ عذاب‌ ‌با‌ تازيانه‌ و عمود بالاي‌ سر ‌آنها‌ يك‌ طرف‌ عرش‌ سايه‌ انداخته‌ منبر وسيله‌ نصب‌ ‌شده‌ لواي‌ حمد برپا ‌شده‌ انبياء و صلحاء ‌در‌ طرف‌ راست‌ كفار و مشركين‌ و ضالين‌ ‌در‌ طرف‌ چپ‌ و ساير احوال‌ قيامت‌ ‌را‌ مشاهده‌ ميكنند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 19)- گمان می‌کنید زنده کردن شما و همه پیشینیان برای خداوند قادر و توانا کار مشکلی است، و عمل مهم سنگینی می‌باشد؟ نه «تنها یک صیحه عظیم (از ناحیه مأمور پروردگار زده می‌شود) ناگهان همه (از قبرها برمی‌خیزند، و جان می‌گیرند و با چشم خود صحنه محشر را که تا آن روز تکذیب می‌کردند) نگاه می‌کنند»! (فَإِنَّما هِیَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ فَإِذا هُمْ یَنْظُرُونَ).

نکات آیه

۱ - برپایى قیامت و احیاى مجدد انسان ها، تنها با یک صیحه و فریاد سخت خواهد بود. (فإنّما هى زجرة وحدة) «زجرة» به معناى «صیحه» است و آمدن آن بر وزن «فعلة»، بر «مرّة» دلالت مى کند. آمدن «واحدة» نیز براى تأکید مفاد آن است. پس «فانّما هى زجرة...»; یعنى، تنها یک صیحه و فریاد سخت.

۲ - زنده شدن انسان ها در قیامت، بسیار سریع و ناگهانى خواهدبود. (فإنّما هى زجرة وحدة) از این که انسان ها تنها با یک صیحه، زنده خواهند شد، برداشت یاد شده به دست مى آید.

۳ - زنده شدن انسان ها پس از مرگ شان در قیامت، امرى آسان براى خداوند (فإنّما هى زجرة وحدة) زنده شدن انسان ها تنها با یک صیحه، مى تواند حاکى از حقیقت یاد شده باشد.

۴ - مشرکان و منکران معاد، خود را به طور ناگهانى در قیامت یافته و بر حال زار خود نظاره گر خواهندبود. (فإذا هم ینظرون) «إذا» براى مفاجات است که حاکى از ناگهانى انجام شدن مفاد آن است.

۵ - بهت زدگى مشرکان و منکران معاد، پس از زنده شدن آنان در روز رستاخیز (فإذا هم ینظرون) برداشت یاد شده مبتنى بر این نکته است که نگاه کردن منکران قیامت، از نوع نظاره انسان بهت زده باشد; زیرا منکران معاد هرگز روزى را پیش بینى نمى کردند که ناگهان زنده شوند و به مجازات برسند.

موضوعات مرتبط

  • قیامت: کیفیت قیامت ۱
  • مردگان: سرعت احیاى مردگان ۲; سهولت احیاى مردگان ۳; کیفیت احیاى مردگان ۱
  • مشرکان: تعجب اخروى مشرکان ۵; غافلگیرى مشرکان ۴; مشرکان در قیامت ۴
  • معاد: تعجب اخروى مکذبان معاد ۵; سرعت معاد ۲; سهولت معاد ۳; غافلگیرى مکذبان معاد ۴; مکذبان معاد در قیامت ۴

منابع