الصافات ١٧٧

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

امّا هنگامی که عذاب ما در آستانه خانه‌هایشان فرود آید، انذارشدگان صبحگاه بدی خواهند داشت!

پس وقتى [عذاب ما] به آستانه آنها فرود آيد، صبحگاه بيم داده شدگان بد خواهد بود

[پس هشدارداده‌شدگان را] آنگاه كه عذاب به خانه آنان فرود آيد چه بد صبحگاهى است!

(بدانند که) چون عذاب قهر الهی پیرامون دیارشان فرود آید (بر آن کافران شبی بگذرد که) صبح بسیار بدی خواهند داشت.

پس هنگامی که [عذاب ما] به آستانه خانه هایشان نازل شود، بیم شدگان روزگار بدی خواهند داشت،

چون عذاب به ساحتشان فراز آيد، اين بيم‌داده‌شدگان چه بامداد بدى خواهند داشت.

آنگاه که به سرای ایشان فرود آید، چه بد است بامداد [عذاب‌] هشدار یافتگان‌

و چون [عذاب‌] به درگاه سراى آنها فرود آيد، پس بدا بامداد آن بيم‌شدگان.

هنگامی که عذاب ما در حیاط منازلشان (و در میدان زندگیشان) فرود آمد، بیم‌شدگان چه بامداد بدی خواهند داشت!

پس، آن‌گاه که (عذابمان) به جایگاه و پایگاه وسیعشان فرود آید، چه بد صبحگاهی برای هشدارشدگان است!

تا گاهی که فرود آید به ساحت ایشان پس چه زشت است بامداد بیم‌دادگان‌


الصافات ١٧٦ آیه ١٧٧ الصافات ١٧٨
سوره : سوره الصافات
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«بِسَاحَتِهِمْ»: در حیاط ایشان. در میدان زندگی آنان. «سَاحَة»: حیاط، میدان. «صَبَاحُ»: بامداد. صبح. مراد بامداد بیداری از خواب غفلت، یا صبح معمولی است که عذاب در چنین وقتی به سراغ ایشان می‌آید.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ «177»

پس هرگاه (عذاب ما) به آستانه آنان فرود آيد، اخطار شدگان چه بد صبحگاهى خواهند داشت.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌8، ص: 72

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ (177)

فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ‌: پس آن هنگام كه فرود آيد آن عذاب به ميان سراى ايشان، فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ‌: پس بد صبحى باشد صبح بيم شدگان. چون در ميان عرب قتل و غارت بسيار و هر لشكرى كه قصد قبيله‌اى داشتند شبيخون مى‌زدند و در وقت صبح كه موقع خواب بود بسر آنها مى‌ريختند و آنها را مستأصل مى‌ساختند، از اين جهت صباح ناميدند هرچند در وقت ديگر وقوع يافتى؛ و حق تعالى تشبيه فرموده كه ناگهانى عذاب براى ايشان وارد و همه را مستأصل گرداند، اشارت است به آنكه عظمت عذاب آنها بر وجهى باشد كه گنجايش هيچ مكانى نداشته باشد مگر فضاى واسع.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِينَ (171) إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ (172) وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ (173) فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ (174) وَ أَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ (175)

أَ فَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ (176) فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ (177) وَ تَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ (178) وَ أَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ (179) سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ (180)

وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ (181) وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (182)

ترجمه‌

و بتحقيق پيشى گرفت سخن ما براى بندگان ما كه فرستاده شدگانند

همانا پيمبران هر آينه ايشان يارى شدگانند

و همانا لشگر ما ايشان غلبه كنندگانند

پس روى بگردان از آنها تا وقتى معلوم‌

و ببين آنها را پس زود باشد كه به بينند

آيا پس عذاب ما را بشتاب ميخواهند

پس چون فرود آيد بحريم خانه‌هاى آنها پس بد است بامداد بيم داده‌شدگان‌

و رو بگردان از آنها تا وقتى معلوم‌

و ببين پس زود باشد كه به بينند

منزه است پروردگار تو پروردگار عزّت از آنچه وصف ميكنند

و سلام بر پيمبران‌

و ستايش مر خدايرا است كه پروردگار جهانيان است.

تفسير

خداوند متعال قبلا وعده داده است به پيغمبران مرسل خود كه بالاخره ايشانرا بر دشمنان ظفر دهد بآنكه فرموده همانا آن پيغمبران هر آينه ايشانند نصرت داده‌شدگان بحجّت و غلبه ظاهرى در جنگ چون غلبه با لشگر خدا است در دنيا و آخرت و پيغمبران امراء لشگر الهى هستند و فرمانده كلّ قواء در اين لشگر سر سلسله اولياء و اصفيا خاتم انبياء محمّد مصطفى صلى اللّه عليه و آله و آل اطهار اويند لذا ميفرمايد پس روى گردان از كفّار قريش يعنى كار نداشته باش بآنها و اهل مكّه تا روز فتح و ظفر و ببين اينك سركشى و طغيانشان را پس بزودى مى‌بينند خفّت و خوارى و جزاى خودشان را چون سوف اينجا براى تهديد است نه تبعيد و نقل شده كه بعد از نزول اين تهديد كفّار مكه گفتند چه زمان است اين عذاب و مغلوبيّت پس نازل شد كه آيا در عذاب ما تعجيل ميكنند پس وقتى كه نازل شد لشگر تو در حوالى مكّه كه بمنزله جلوخان منزل آنها است بد است صبح آنروز براى تهديد شدگان و چون آنها آن تعجيل و سؤال را بر سبيل استهزاء بوعيد الهى نموده بودند مناسب شد خداوند همان دستور اوّل خود را كه به پيغمبر


جلد 4 صفحه 454

داده بود تكرار فرمايد براى تأكيد بعد از انكار و اشعار بآنكه ببين الآن اوضاع و احوال آنروز را كه براى تحقّق وقوعش در حكم حاضر قرار داده شده كه مشهود ميشود پس خواهند ديد آنها سزاى اعمالشانرا آنروز و روز قيامت و بنابراين معنى مختلف ميشود و تكرار نيست چون كلام دوم ايهام دارد بمعناى ديگر اگر چه ظاهرا همان معناى كلام اول فهميده ميشود و تأكيد ميكند آنرا بعد از استهزاء و انكار آنها و اينكه خداوند وعده بدى حال آنها را در صبح داده گفته‌اند براى آنستكه معمول عرب آن بود كه صبح هجوم مينمودند بدشمن و خداوند بر حسب عادت آنها سخن فرموده و با اقواميكه مستحقّ عذاب شدند رفتار نموده چنانچه فرموده انّ موعدهم الصّبح اليس الصّبح بقريب و بنظر حقير خداوند در اين آيات خواسته است اعجاز قرآن را ظاهر فرمايد بوقوع وعده خود در خارج با تمام خصوصيّات لذا اشاره فرموده بورود لشگر اسلام در كنار مكّه معظّمه در زمان فتح بطوريكه مطلع نشوند اهل آن از ورود ايشان مگر صبح روز فتح مسلمين و قتل مشركين و اسارت و ذلّت آنها چنانچه در تواريخ ذكر شده است و بعضى فسوف يبصرون دوم را ببصيرت آنها در وقتى كه بصيرت فائده براى آنها ندارد تفسير نموده‌اند و قمّى ره تأييد فرموده است و اخيرا على رغم كفّار و نسبتهاى نارواى آنها خداوند تنزيه فرموده است خود را بعد از اثبات خداوندى و مالكيّت عزّت و نصرت براى خود كه خداوند و مربّى اشرف جهانيان است از صفاتى كه آنان براى او اثبات مينمودند از اولاد و شريك و زن و دختر و غيرها و در توحيد از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه خداوند بود و چيزى غير از او نبود و عزيز بود و عزّتى جز عزّت او نبود و اين معناى اين آيه است و بنظر حقير ذكر عزّت خدا اينجا بمناسبت وعده نصرت است و اشاره بآنكه غلبه و عزت و شوكت در اختيار خدا است بهر كس خواسته باشد ميدهد و خواسته است آنرا بالاخره به پيغمبران مرسل خود عنايت فرمايد و در خاتمه سلام را كه نويد سلامتى دائمى و تحيّت است براى عموم انبياء و مرسلين از خود و خلق مقرّر فرموده و آنكه حمد نمايند خداوند را بر آنچه انعام فرموده بآنها از انواع نعمت و حسن عاقبت بنحويكه حمد فرموده است خداوند خود را در كافى از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه بخواهد باجر كامل برسد اين‌


جلد 4 صفحه 455

سه آيه را از آخر اين سوره در وقت برخاستن از مجلس خود بخواند و ظاهرا كفّاره سيّئاتى كه احيانا از او در آن مجلس صادر شده باشد هم خواهد بود و از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه كسيكه در هر روز جمعه سوره صافّات را قرائت نمايد خداوند او را از آفات محفوظ ميفرمايد و از بليّات مصون ميدارد و روزى او را زياد ميكند و مال و اولاد و بدن او را از شرّ شيطان و سلطان مأمون ميگرداند و اگر در آنروز يا آن شب بميرد شهيد مرده و داخل بهشت ميشود و از امام كاظم عليه السّلام روايت شده كه كسيكه جان دادن براى او سخت شود اين سوره را نزد او بخوانند بآسانى جان خواهد داد و الحمد للّه ربّ العالمين و سلام على المرسلين‌


جلد 4 صفحه 456

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


أَ فَبِعَذابِنا يَستَعجِلُون‌َ (176) فَإِذا نَزَل‌َ بِساحَتِهِم‌ فَساءَ صَباح‌ُ المُنذَرِين‌َ (177)

آيا ‌اينکه‌ كفار بعذاب‌ ‌ما تعجيل‌ ميكنند ‌پس‌ موقعي‌ ‌که‌ نازل‌ شد عذاب‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ ‌پس‌ بد ‌است‌ صبحگاه‌ انذار شدگان‌.

اما استعجال‌ ‌آنها‌ ‌در‌ عذاب‌ ‌اينکه‌ ‌بود‌ ‌که‌ ميگفتند مَتي‌ هذَا الوَعدُ إِن‌ كُنتُم‌ صادِقِين‌َ قُل‌ فَانتَظِرُوا إِنِّي‌ مَعَكُم‌ مِن‌َ المُنتَظِرِين‌َ يونس‌ آيه 102.

فَإِذا نَزَل‌َ بِساحَتِهِم‌ عذاب‌ نازل‌ شد روزگار ‌آنها‌ سياه‌ ميشود.

فَساءَ صَباح‌ُ المُنذَرِين‌َ بد روزگاري‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ پيش‌ ميايد ‌که‌ ‌در‌ هلاكت‌ ميافتند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 177))- «اما هنگامی که عذاب ما در آستانه خانه‌هایشان فرود آید انذار شدگان صبحگاه بدی خواهند داشت» (فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِینَ).

این تعبیر نزول عذاب را در متن زندگی آنها و مبدل شدن کانون آرامش آنها را به کانونی از وحشت و اضطراب نشان می‌دهد.

نکات آیه

۱ - مشرکان و کافران صدراسلام، به نزول عذاب فراگیر و غافل گیرانه تهدید شدند. (فإذا نزل بساحتهم فساء صباح المنذرین) «ساحت» به فضاى باز اطراف محله مى گویند و در آیه شریفه، کنایه از شمول و فراگیرى عذاب الهى بر همه افراد است. نزول عذاب در بامداد (صباح) استعاره تمثیلیه است که عذاب الهى، به دشمنى تشبیه شده است که در شب حرکت مى کند و صبح گاهان غافل گیرانه یورش مى برد.

۲ - کافران و مشرکان، به وقت نزول عذاب الهى بر آنان، در وضعیت بسیار بد و اسفبارى قرار خواهند گرفت. (فإذا نزل بساحتهم فساء صباح المنذرین)

۳ - کافران و مشرکان تهدید شده به عذاب الهى، از پیش انذار و اخطار شده و اتمام حجت شده بودند. (فساء صباح المنذرین) منظور از «منذرین» (اخطار شدگان) کافران و مشرکان اند. این تعبیر مى رساند که آنان از سوى پیامبراسلام و قرآن، انذار و اخطار شده بودند.

۴ - آمدن عذاب الهى، پس از انذار و اخطار و اتمام حجت است. (فساء صباح المنذرین)

موضوعات مرتبط

  • اتمام حجت: آثار اتمام حجت ۴
  • اسلام: تاریخ صدر اسلام ۱
  • انذار: آثار انذار ۴
  • خدا: قانونمندى عذابهاى خدا ۴
  • عذاب: اتمام حجت بر اهل عذاب ۳; تهدید به عذاب ۱; زمینه عذاب ۴
  • کافران: اتمام حجت بر کافران ۳; انذار کافران ۳; تهدید کافران صدراسلام ۱; ذلت کافران ۲; کافران هنگام عذاب ۲
  • مشرکان: اتمام حجت بر مشرکان ۳; تهدید مشرکان صدراسلام ۱; ذلت مشرکان ۲; مشرکان هنگام عذاب ۲
  • نظام کیفرى :۳، ۴

منابع