الصافات ١٢٣

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و الیاس از رسولان (ما) بود!

و به راستى الياس از فرستادگان [ما] بود

و به راستى الياس از فرستادگان [ما] بود.

و همانا الیاس یکی از رسولان بزرگ خدا بود.

و بی تردید الیاس از پیامبران بود.

و الياس از پيامبران بود.

و همانا الیاس از پیامبران بود

و همانا الياس از پيامبران بود.

الیاس از پیغمبران بود.

و به‌راستی الیاس به‌درستی از فرستادگان ماست.

و همانا الیاس است از فرستادگان‌


الصافات ١٢٢ آیه ١٢٣ الصافات ١٢٤
سوره : سوره الصافات
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«إِلْیَاسَ»: یکی از پیغمبران بنی‌اسرائیل و از نسل هارون بود.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ إِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ «123» إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ لا تَتَّقُونَ «124» أَ تَدْعُونَ بَعْلًا وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِينَ «125»

و به راستى الياس از فرستادگان ما بود. آن گاه كه به قوم خود گفت: آيا (از خدا) پروا نمى‌كنيد؟ آيا (بتِ) بَعل را مى‌خوانيد و بهترين آفريدگار را رها مى‌كنيد؟

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ إِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (123)

بعد از آن فرمايد:

وَ إِنَّ إِلْياسَ‌: و بدرستى كه الياس بن ياسين بن ميشابن فخاص بن العيران بن هرون كه پسر عموى «اليسع» است، لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ‌: هر آينه از جمله فرستادگان و پيغمبران است به دعوت مردمان به راه حق.

جلد 11 - صفحه 151


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ إِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (123) إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ لا تَتَّقُونَ (124) أَ تَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِينَ (125) اللَّهَ رَبَّكُمْ وَ رَبَّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ (126) فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ (127)

إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ (128) وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ (129) سَلامٌ عَلى‌ إِلْ‌ياسِينَ (130) إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (131) إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ (132)


جلد 4 صفحه 445

ترجمه‌

و همانا الياس از پيمبران است‌

چون گفت بقوم خود آيا نمى‌پرهيزيد

آيا ميخوانيد بعل را و واميگذاريد بهترين آفرينندگانرا

خداوند كه پروردگار شما و پروردگار پدران پيشينيان‌

شما است پس تكذيب كردند او را پس همانا آنها احضار شوندگانند

مگر بندگان خدا كه خالص شدگانند

و باقى گذارديم براى او در آيندگان‌

ذكر خير سلام بر آل ياسين را

همانا ما اينچنين پاداش ميدهيم نيكوكارانرا

همانا او از بندگان ما است كه گروندگانند.

تفسير

حضرت الياس كه گفته‌اند پسر ياسين از اولاد هارون برادر حضرت موسى است يكى از پيغمبران جليل القدر بنى اسرائيل است كه ميگويند مانند حضرت خضر زنده و پاينده است و آندو بعد از تمام مردم ميميرند و يكى موكّل دستگيرى از مسافرين دريا و ديگرى دادرس درماندگان در صحرا است و همه ساله در عرفات با يكديگر ملاقات مينمايند و نقل شده كه بعد از حزقيل كه از انبياء بنى اسرائيل بود آنها از دين حضرت موسى خارج شده و بت‌پرست شدند و در خاك شامات پراكنده گشتند و جمعى از آنها در بعلبك و نواحى آن بودند و بتى بزرگ براى خود ساخته بودند از طلا كه دو چشمش از ياقوت بود و او را بعل ميخواندند و پرستش ميكردند و خداوند حضرت الياس را مأمور بهدايت آنها فرمود؟؟؟ با كمال ملاطفت آنها را دعوت بتقوى و پرهيزكارى از خدا فرمود؟؟؟ نمود بر پرستش و ستايش آن بت و صرف نظر نمودنشان از عبادت و اطاعت خداوندى كه قبول داشتند كه او بهترين خلق‌كنندگان و روزى‌دهندگان است و ميدانستند كه آن خداوندى است كه پروردگار آنها و پدران گذشته آنها است چون پيغمبرزادگان و قائل به عظمت اجداد خودشان و رسالت ايشان از جانب خداى يگانه بودند ولى شيطان آنها را فريب داده بود بنمايشاتى از آن بت و معتقد نموده بود كه خدا در آن حلول نموده و سخن ميگويد مانند گوساله سامرى و بدسائس ديگرى از قبيل آنكه اين مظهر جلال الهى است و بايد عابد در حين عبادت معبود مجسّمى را در نظر داشته باشد تا خضوع از او محقق شود لذا نصايح و مواعظ و انذار آن حضرت در آنها مؤثر نشد و او را تكذيب نمودند مگر عدّه قليلى كه خداوند آنها را توفيق هدايت و ايمان داد و خالص فرمود ايشانرا براى اطاعت خود


جلد 4 صفحه 446

و تصديق پيغمبرش پس حضرت الياس از اقامت در آن بلد ملول شد و اليسع پسر عموى خود را جانشين خويش فرمود و خودش از انظار بامر خدا غائب گرديد و اين بعد از آن بود كه آنها را نفرين فرموده بود و سه سال بقحط و غلا دچار بودند و دست از كيش باطلشان برنداشته بودند و خداوند آنها را فرموده كه در عذاب برزخ و جهنّم حاضر كرده شده و خواهند شد بعد از استثناء بندگان مخلص از ضمير جمع در فكذّبوه نه محضرون تا لازم نيايد دخول ايشان در تكذيب كنندگان و بعدا فرموده و باقى گذارديم براى او در امّت پيغمبر آخر الزّمان ذكر خير سلام بر آل يس را كه بر حسب اخبار عديده از اهل بيت عصمت و طهارت كه در اوّل سوره يس و در سوره احزاب ذيل آيه انّ اللّه و ملائكته يصلّون على النّبى گذشت مراد آل محمد صلّى اللّه عليه و اله ميباشند و در احتجاج از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه خداوند پيغمبر خود را مسمّى باين اسم نمود وقتى كه فرمود يس و القرآن الحكيم انّك لمن المرسلين چون ميدانست مخالفين اسقاط ميكنند سلام بر آل محمد را چنانچه اسقاط نمودند غير آنرا و قمّى ره فرموده پس خداوند عزّ و جل ياد فرمود آل محمد صلى اللّه عليه و اله را و فرمود و تركنا عليه فى الآخرين سلام على آل يس و مراد از آل يس محمد و آل محمد ائمه عليهم السّلامند و در معانى از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه على عليه السّلام فرمود يس محمد و ما آل يس ميباشيم و در جوامع از ابن عباس نقل نموده كه آل يس آل محمد صلى اللّه عليه و اله و يس از اسماء آنحضرت است و جمعى از قرّاء آل يس قرائت نموده‌اند و در مجمع حجّت اين قرائت را نقل نموده كه در مصاحف آل منفصل از ياسين نوشته شده و اين دليل است كه آن آل و تصغيرش اهل است و در صافى فرموده مؤيّد اين قرائت منفصل بودن آن دو است در مصحف امام ايشان كه ظاهرا مراد عثمان است و در نفحات بعد از نقل از بسيارى از مفسّرين اهل سنّت كه گفته‌اند يس اسم مبارك خاتم انبياء است و مراد از آل يس آل پيغمبر ما است و نقل بعضى از روايات مذكوره فرموده بنابراين ارتباط آيه بآيات سابقه مشكل باشد با آنكه بنظر حقير آسان است چون خود ايشان نقل فرموده‌اند كه نام پدر الياس ياسين بوده و بنابراين سلام بر آل يس اگر چه مرادهم آل پيغمبر ما باشد ذكر خيرى است از او و پدرش كه هم نام با پيغمبر خاتم بوده علاوه بر آنكه چون او پيغمبر مرسل و


جلد 4 صفحه 447

زنده است بسيار مناسب است كه خدا او را هم از آل پيغمبر خاتم حساب فرموده باشد چنانچه سلمان كه يكى از اهل ايمان كامل بود از اهل بيت محسوب شد و شايد اشاره باين نكته باشد آيه اخيره كه فرموده انّه من عبادنا المؤمنين يعنى او چون داراى ايمان كامل بود باين مقام رسيد كه از آل محمد صلّى اللّه عليه و اله و سلّم محسوب شد آنچه تاكنون نوشته شد بنا بر قرائت مأثور منصور است كه آل يس باشد ولى بقرائت مشهور كه ال ياسين است امر مشكل است چون يا بايد گفت الياسين لغتى است در الياس مانند سينا و سينين و ميكال و ميكائيل كه ثابت نشده يا بايد گفت الياسين جمع الياس است و اراده شده از جمع او و اتباعش و اين تكلّف است علاوه بر آنكه در اين صورت بايد معرّف بالف و لام شود و نشده و يا بايد گفت الياسين جمع الياسى است يعنى منسوب بالياس و در اصل الياسيّين بوده و ياء حذف شده مانند اعجمين كه جمع اعجميّين است و بنابراين علاوه بر تكلّف لازم مى‌آيد كه سلام بر منسوبين او باشد نه خود او و اينها همه نتيجه اعراض از آل محمد صلّى اللّه عليه و اله و سلّم است و با وجود همه اينها چون خودشان قبول مظلوميّت فرموده‌اند و اجازه داده‌اند كه بخوانند شيعيان قرآن را چنانچه سايرين خوانده‌اند براى آنكه اختلاف در قرآن روى ندهد جائز است قرائت مشهور اگرچه مخالف با واقع باشد چون قرآن نازل از نزد خداى يگانه يگانه است و اختلاف ندارد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ إِن‌َّ إِلياس‌َ لَمِن‌َ المُرسَلِين‌َ (123)

و محققا الياس‌ ‌از‌ فرستادگان‌ خداوند متعال‌ ‌است‌.

اختلاف‌ ‌است‌ ‌بين‌ مفسرين‌ بعضي‌ گفتند ادريس‌ ‌است‌ لكن‌ خداوند ادريس‌ ‌را‌ برد بعالم‌ بالا ‌که‌ ‌در‌ سوره مريم‌ ميفرمايد وَ اذكُر فِي‌ الكِتاب‌ِ إِدرِيس‌َ إِنَّه‌ُ كان‌َ صِدِّيقاً نَبِيًّا وَ رَفَعناه‌ُ مَكاناً عَلِيًّا آيه 57 و 58 و ‌در‌ مجلد هشتم‌ ‌اينکه‌ تفسير شرح‌ حال‌ ‌او‌ ‌را‌ مفصلا بيان‌ كرده‌ايم‌ ‌در‌ صفحه 457 مراجعه‌ كنيد و خلاصه ‌آن‌ اينست‌ ‌که‌ ادريس‌ جد نوح‌ ‌بود‌ و ‌به‌ شريعت‌ آدم‌ دعوت‌ ميكرد و ‌در‌ زمان‌ حضرت‌ آدم‌ بدنيا آمد چون‌ آدم‌ ‌تا‌ زمان‌ ولادت‌ نوح‌ حيات‌ داشت‌ و خداوند ادريس‌ ‌را‌ برد بآسمانها ‌در‌ بهشت‌ و ‌پس‌ ‌از‌ ظهور حضرت‌ بقية اللّه‌ ‌از‌ ياوران‌ ‌آن‌ حضرت‌ ميشود و بعضي‌ گفتند الياس‌ ‌از‌ انبياء بني‌ اسرائيل‌ ‌بود‌ و شرح‌ حال‌ ‌او‌ ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ يوشع‌ ‌إبن‌ نون‌ وصي‌ حضرت‌ موسي‌ چون‌ شام‌ ‌را‌ فتح‌ كرد بني‌ اسرائيل‌ ‌را‌ ‌در‌ شام‌ جاي‌ داد و ‌هر‌ سبطي‌ ‌را‌ ‌در‌ يك‌ قسمت‌ ‌از‌ شامات‌ مكان‌ داد و ‌در‌ بعلبك‌ سبط الياس‌ ‌را‌ قرار داد و الياس‌ ‌از‌ اولاد هارون‌ ‌بود‌ پسر عموي‌ يسع‌ و سلطان‌ بعلبك‌ باو ايمان‌ آورد لكن‌ زن‌ سلطان‌ ‌او‌ ‌را‌ وادار كرد ‌که‌ برگردد و مرتد شود و الياس‌ ‌را‌ بقتل‌ برساند الياس‌ فرار كرد ‌در‌ بيابانها و خداوند ‌او‌ ‌را‌ زنده‌ نگهداشت‌ و ‌با‌ خضر ‌در‌ همه‌ سال‌ ‌در‌ عرفات‌ مجتمع‌ ميشوند و الياس‌ موكل‌ ‌در‌ براريست‌ و خضر ‌در‌ جزائر و بعضي‌ گفتند ذا الكفل‌ ‌است‌ و ‌در‌ ذا الكفل‌ ‌هم‌ اختلاف‌ كردند بعضي‌ گفتند الياس‌ ‌است‌ بعضي‌ گفتند پيغمبر ‌بود‌ ‌بعد‌ ‌از‌ سليمان‌ و حكم‌ ميكرد بحكم‌ داود ‌که‌ بباطن‌ حكم‌ ميكرد و بعضي‌ گفتند پيغمبري‌ ‌بود‌ قبل‌ ‌از‌ عيسي‌ و شرح‌ حال‌ ‌او‌ ‌در‌ سوره‌ انبياء آيه 85 گذشت‌ ‌که‌ فرمود وَ إِسماعِيل‌َ وَ إِدرِيس‌َ وَ ذَا الكِفل‌ِ كُل‌ٌّ مِن‌َ الصّابِرِين‌َ و ميايد ‌در‌ سوره ص‌ آيه 48 وَ اذكُر إِسماعِيل‌َ وَ اليَسَع‌َ وَ ذَا الكِفل‌ِ وَ كُل‌ٌّ مِن‌َ الأَخيارِ و گفتند ذا الكفل‌ نام‌ نهاده‌ شد ‌براي‌ اينكه‌ سي‌ نفر ‌از‌ انبياء ‌را‌ كفالت‌ مينمود و بالجمله‌ الياس‌ ‌در‌ كنف‌ الهي‌ زنده‌ ‌است‌ و ‌از‌ نظرها غايب‌ ‌است‌ مثل‌ خضر و ادريس‌ و عيسي‌ و حضرت‌

جلد 15 - صفحه 187

بقية اللّه‌ صلوات‌ اللّه‌ ‌عليهم‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 123)- پیامبر خدا الیاس در برابر مشرکان: چهارمین سرگذشتی که از انبیاء پیشین در این سوره آمده است سرگذشت فشرده‌ای از «الیاس» است، می‌فرماید: «و الیاس از رسولان (ما) بود» (وَ إِنَّ إِلْیاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ).

نکات آیه

۱ - الیاس(ع)، از رسولان الهى (و إنّ إلیاس لمن المرسلین)

۲ - سرگذشت الیاس پیامبر، درس آموز و تسلى بخش براى پیامبراسلام و مؤمنان (و إنّ إلیاس لمن المرسلین) برداشت یاد شده به خاطر این نکته است که یادآورى سرگذشت الیاس(ع) و قوم او براى پیامبر(ص) و مؤمنان - که در شرایط سخت مکه قرار داشتند و با مخالفت هاى مشرکان روبه رو بودند - در واقع به منظور درس آموزى و دلدارى آنان بوده است.

موضوعات مرتبط

  • الیاس(ع): عبرت از قصه الیاس(ع) ۲; مقامات الیاس(ع) ۱; نبوت الیاس(ع) ۱
  • عبرت: عوامل عبرت ۲
  • مؤمنان: دلدارى به مؤمنان ۲
  • محمد(ص): دلدارى به محمد(ص) ۲

منابع