الشورى ٦

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

کسانی که غیر خدا را ولیّ خود انتخاب کردند، خداوند حساب همه اعمال آنها را نگه می‌دارد؛ و تو مأمور نیستی که آنان را مجبور به قبول حقّ کنی!

و خدا مراقب كسانى است كه جز او را ولى و سرپرست گرفتند و تو بر آنها و كيل نيستى

و كسانى كه به جاى او دوستانى براى خود گرفته‌اند، خدا بر ايشان نگهبان است و تو بر آنان گمارده نيستى.

و آنان که غیر خدا را معبود و محبوب خویش برگرفتند خدا رقیب و نگهبان بر (اعمال) آنهاست و تو وکیل (کار و مسئول کردار) آنان نخواهی بود.

و کسانی که غیر خدا را سرپرستان و یاران خود گرفته اند، خدا نگهبان و مراقب بر [اعمال و گفتار] آنان است و تو کارساز و وکیل بر آنان نیستی.

خدا مراقب اعمال كسانى است كه جز او را به دوستى گرفتند، و تو وكيل آنها نيستى.

و کسانی که به جای او سرورانی را به پرستش می‌گیرند، خداوند حاکم بر آنهاست، و تو نگهبان آنان نیستی‌

و كسانى كه به جاى خدا دوستان و كارسازانى گرفته‌اند، خداوند بر [گفتار و كردار] آنان نگاهبان است و تو بر آنها گماشته و نگهبان نيستى.

افرادی که جز خدا (کسانی و چیزهای دیگری را) مددکار و یاور خود می‌گیرند، خداوند مراقب ایشان است (و اقوال و افعال آنان را زیر نظر دارد و حساب گفتار و کردارشان را نگاه می‌دارد و در موقع خود کیفر لازم را بدیشان می‌دهد) و تو مأمور و مسؤول حسابرسی و پاییدن کار و بار آنان نیستی. (بلکه بر رسولان پیام باشد و بس).

و کسانی که به جای او سرپرستانی (برای خود) گرفته‌اند، (بدانند که) خداست که بر آنان (و اینان) نگهبان است، و تو بر اینان نگهبانی نیستی.

و آنان که برگرفتند جز وی دوستانی خدا است نگهبان بر ایشان و نیستی تو بر ایشان وکیل‌


الشورى ٥ آیه ٦ الشورى ٧
سوره : سوره الشورى
نزول : ١٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«اللهُ»: مبتدا است. «حَفِیظٌ»: مراقب اعمال و پاینده اقوال (نگا: انعام / هود / و ، سبأ / ). «وَکِیلٍ»: کسی که کار و بار مردم بدو موکول و واگذار می‌شود (نگا: انعام / و و یونس / .


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ «6»

و كسانى كه به جاى او سرورانى را به پرستش گرفته‌اند خداوند مراقب آنان است و تو بر (ايمان آوردن آنان) وكيل نيستى (تا با اجبار وادارشان كنى).

نکته ها

وحى چيست كه از عظمت آن نزديك است آسمان‌ها بشكافد، آسمان‌هايى كه طبقه طبقه هستند، «سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً» «1»* محكم هستند، «سَبْعاً شِداداً» «2» و در محكمى نمونه و ضرب المثل هستند. «أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها» «3» آسمان‌هايى كه هزاران كهكشان در بردارند و هر كهكشان منظومه‌ها و هر منظومه كراتى كه بعضى ميليون‌ها برابر زمين هستند و عقل و علم بشرى تاكنون به نزديك‌ترين آنها نيز احاطه پيدا نكرده است. اين است عظمت وحى.

در سوره مباركه مريم آمده است: «تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ


«1». ملك، 3.

«2». نبأ، 12.

«3». نازعات، 27.

جلد 8 - صفحه 373

الْجِبالُ هَدًّا أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً» «1» مشركان براى خداوند فرزندى مى‌پنداشتند، نزديك است به خاطر اين عقيده فاسد آسمان‌ها متلاشى شود.

فرشتگان علاوه بر آنكه تدبير نظام هستى را بر عهده دارند، براى انسان‌ها نيز دعا مى‌كنند، فرشتگانى كه هرگز معصيت نمى‌كنند «لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ» «2» براى افراد گناهكار دعا و استغفار مى‌كنند. آرى، پاكان بايد به فكر ديگران نيز باشند. البتّه استغفار فرشتگان پرتوى از لطف الهى بر بندگان است چون آنها جز دستور خدا كارى نمى‌كنند.

بر اساس اين آيه فرشتگان براى تمام اهل زمين دعا مى‌كنند. «يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ» بر اساس آيه 7 سوره مباركه غافر فرشتگان براى مؤمنان دعا مى‌كنند. «وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا» و جالب اينكه اين استغفار به شرطى كارآيى دارد كه مؤمنان خود نيز استغفار كنند.

«فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ»

در عفو خدا شك نكنيم. در جمله‌ «أَلا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» چند نوع تأكيد آمده است.

( «أَلا»، «إِنَّ»، «هُوَ»، جمله اسميّه، قالب «غفور» به جاى «غافر» و الف و لام در «الْغَفُورُ»)

خداوند با مردم اتمام حجّت كرده است، وحى را سنّت خويش قرار داده و پيامبر را واسطه وحى، ولى مردم باز هم به سراغ ديگران مى‌روند. «مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ اللَّهُ»

در قرآن و روايات معمولًا حمد و ستايش در كنار تسبيح مطرح است. «يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ»، «سبحان ربى الاعلى و بحمده»

پیام ها

1- آسمان‌ها از وحى متأثّرند، چگونه بعضى انسان‌ها اثر نمى‌پذيرند. يُوحِي‌ ...

تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ‌

2- يكى از آداب دعا و استغفار اين است كه ابتدا ستايش خداوند را بجا آوريم.

يُسَبِّحُونَ‌ ... يَسْتَغْفِرُونَ‌

3- دعاى فرشتگان مستجاب است. يَسْتَغْفِرُونَ‌ ... إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ‌ (آرى،


«1». مريم، 90- 91.

«2». تحريم، 6.

جلد 8 - صفحه 374

دعا در حقّ ديگران داراى تأثير است)

4- هيچ مسئوليّت و كارى (حتّى تدبير امور هستى) نبايد مانع دعا و استغفار شود.

(فرشتگانى كه تدبير امور هستى را به عهده دارند، دائماً مشغول تسبيح خداوند و دعا براى انسان‌ها هستند). يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ‌ ... يَسْتَغْفِرُونَ‌

5- استغفار دو لطف قطعى را به دنبال دارد: مغفرت و رحمت. يَسْتَغْفِرُونَ‌ ... الْغَفُورُ الرَّحِيمُ‌

6- چون وحى از بالا نازل مى‌شود و آسمان‌ها مسير آن است‌ «سَبْعَ طَرائِقَ» «1» از هر آسمانى كه عبور مى‌كند نزديك است شكافته شود. «يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ»

7- شرك با همه ابعادش محكوم است. «اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ»

8- مشركان بدانند كه خداوند عقايد و اعمالشان را براى كيفر حفظ مى‌كند. «اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ»

9- عدم پذيرش مردم نبايد سبب دلسردى شود، پيامبر بايد به وظيفه خود عمل كند. «وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ»

10- وظيفه پيامبر، ابلاغ وحى است، اگر مردم به سراغ ديگران رفتند پيامبر وظيفه‌اى ندارد. «ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ»

11- پيامبر به هدايت مردم اشتياق و اهتمام فراوان داشت. «ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ»

12- پيامبر مسئول ارشاد مردم است، نه اجبار آنان به پذيرش. «ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ»


«1». مؤمنون، 17.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌8، ص: 375

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ «6»

بعد از آن از امهال كفار اخبار فرمايد:

وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا: آنانكه فرا گرفتند، مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ: غير از خدا دوستان كه شركاء و معبودان مشركانند. و تسميه شي‌ء به اسم لازم آن. اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ‌: خدا نگهبان است بر اعمال و اقوال و افعال آنان، و هيچ چيز از او فوت نشود، پس همه را جزا خواهد داد. وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ‌: و نيستى تو اى پيغمبر بر ايشان گماشته شده، يعنى بر تو واجب نيست كه موكل آنها باشى و محافظت اعمال آنها كنى، و از كفر ايشان دلتنگ مشو، بر تو همين تبليغ است.


«1» نور الثقلين، ج 4، ص 557 حديث 7 بنقل از مجمع البيان (نقل به مضمون)

«2» برهان، ج 4، ص 115.

جلد 11 - صفحه 398


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ «6» وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‌ وَ مَنْ حَوْلَها وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ «7» وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمُونَ ما لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ «8» أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَ هُوَ يُحْيِ الْمَوْتى‌ وَ هُوَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ «9» وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ «10»

ترجمه‌

و آنانكه گرفتند غير از او دوستان و ياورانى خدا نگهبان است بر آنها و نيستى تو بر آنها گماشته‌

و اينچنين وحى كرديم بتو قرآنى عربى تا بيم دهى اهل مكّه و هر كه را در اطراف آن است و بيم دهى از روز اجتماع تمام خلق نيست شكى در آن دسته‌اى در بهشت و دسته‌اى در دوزخند

و اگر خواسته بود خدا هر آينه قرار داده بود آنها را جماعت و گروهى واحد و ليكن داخل ميكند هر كه را ميخواهد در رحمتش و ستمكاران نيست براى آنها دوستى و نه يارى كننده‌اى‌

بلى گرفتند غير از او دوستانى و خداوند او است دوست و او زنده ميكند مردگانرا و او بر همه چيز توانا است‌

و آنچه اختلاف كرديد در آن از چيزى پس حكمش بسوى خدا است آن حكمفرماى شما خدا پروردگار من است باو واگذاردم كارم را و بسويش بازگشت مينمايم.

تفسير

خداوند متعال بعد از بيان عظمت خود و اشاره باختصاص حمد و ثنا و


جلد 4 صفحه 570

طلب رحمت و مغفرت بمقام ربوبى تهديد فرموده كفّار مكّه را كه جز خداوند معبودهاى باطلى را براى خودشان يار و ياور و مددكار و خداوندگار قرار دادند و آنها را ستايش و پرستش ميكنند و از آنها انتظار اجابت دعا و شفاعت گناه دارند چون به پيغمبر خود فرموده كه خداى بر حق مراقب اعمال و افعال آنان است و مجازات ميفرمايد آنها را بر حسب استحقاقشان و تو مسئول عمليّات آنها نيستى و نبايد از طرف آنها بامرى قيام نمائى و چنانچه خداوند وحى فرمود بتو و انبياء گذشته معارف حقّه را كه در آيات سابقه ذكر شد وحى فرموده است بتو قرآن را بزبان عربى فصيح كه اكمل و اشرف زبانها است براى آنكه بترسانى اهل مكّه را كه امّ القرى خوانده شده براى آنكه زمين از زير آن منبسط گشته و كسانيرا كه در اطراف آن يعنى ساير بلاد زمين سكونت دارند و بايد بجانب كعبه نماز بخوانند چنانچه در سوره انعام ذيل آيه و هذا كتاب انزلناه مبارك مفصّلا بيان شد از عذاب الهى و از روز قيامت كه روز حشر و جمع نمودن خلق اوّلين و آخرين است در صحراى محشر و شك و شبهه‌اى در آن نبايد باشد كه واقع خواهد شد و بيايد بخواست خدا و مردم در آنروز دو دسته شوند يك دسته ببهشت روند و متنعّم بنعم ابدى گردند و يك دسته در آتش سوزان جهنّم جاى گيرند در كافى از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه يكروز پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم خطبه خواند پس دست راست خود را بلند فرمود با آنكه مشت او بسته بود و فرمود اى مردم در دست من چيست عرضه داشتند خدا و پيغمبر او داناترند پس فرمود در آن نامهاى اهل بهشت است و نامهاى پدران و كسان آنها تا روز قيامت پس بلند فرمود دست چپ خود را و فرمود اى مردم آيا ميدانيد در كف من چيست عرضه داشتند خدا و پيغمبر او داناترند پس فرمود نامهاى اهل آتش است و نامهاى پدران و كسان آنها تا روز قيامت بعد فرمود خدا بعدل حكم كرد خدا بعدل حكم كرد فرقه‌اى در بهشت و فرقه‌اى در آتشند و خداوند ميفرمايد كه اگر ميخواست خدا مردم تمامى متديّن بدين حق باشند اگر چه بغير اختيار باشد قرار ميداد آنها را اهل يك دين حق كه اسلام است قهرا و بلا اختيار مانند ملائكه ولى خدا ميخواهد مردم بتأمّل و تفكّر در آيات و باختيار خودشان داخل در دين اسلام شوند و باستحقاق بنعيم جنان‌


جلد 4 صفحه 571

برسند تا لذّت آنها اكمل و مقامشان ارفع باشد و رحمت خداوند بمورد و محلّ قابل برسد و كسانيكه ظلم نمودند بر خودشان بشرك و كفر و اعراض از ذكر خدا و پيغمبر و امام بحق و آزار نمودند ايشان را بانكار و تكذيب نيست براى آنها در قيامت دوست و ياورى كه بتواند با آنها كمكى نمايد و از آنان دفع عذابى كند بلى آنها بجز خدا ياران و ياورانى اتّخاذ نمودند براى خودشان باميد آنكه شفاعت نمايند و كمك كنند در حوائج آنها غافل از آنكه ولى و والى و مولى و خداوندگار و نگهبان و نگهدار بندگان خداى بحقّ است نه بت و معبودهاى باطل ديگر و او است كه زنده ميكند مردگانرا در روز موعود و بر هر امرى از اماته و احياء و نگهبانى و نگهدارى و يارى و ياورى بندگان قدرت دارد و در محلّ خود اعمال ميفرمايد و آنچه را اختلاف نمايند مردم در آن از دين و مذهب و معارف و احكام حكم آن در دنيا به بيان حق و باطل و در آخرت بارائه دادن محقّ و مبطل با خدا است بگو اى پيغمبر اين خداى حاكم بحقّى كه شما داريد پروردگار من است من در تمام امور بخداى خود توكّل و اعتماد مينمايم و در تمام حوائج خود باو رجوع نموده و توسّل ميجويم شما هم بايد مانند من باشيد و تبعيّت از رويّه من نمائيد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ الَّذِين‌َ اتَّخَذُوا مِن‌ دُونِه‌ِ أَولِياءَ اللّه‌ُ حَفِيظٌ عَلَيهِم‌ وَ ما أَنت‌َ عَلَيهِم‌ بِوَكِيل‌ٍ «6»

و كساني‌ ‌که‌ گرفتند ‌از‌ ‌غير‌ خداوند تبارك‌ و ‌تعالي‌ اوليائي‌ خداوند حفظ ميفرمايد ‌بر‌ ‌آنها‌ اعمال‌ و رفتار ‌آنها‌ ‌را‌ و نيستي‌ تو ‌بر‌ ‌آنها‌ عهده‌دار فقط بايد انذار كني‌ خواه‌ بپذيرند و خواه‌ نپذيرند.

وَ الَّذِين‌َ اتَّخَذُوا مِن‌ دُونِه‌ِ أَولِياءَ شامل‌ ميشود تمام‌ مشركين‌ ‌که‌ آلهه ‌خود‌ ‌را‌ اولياء ‌خود‌ گرفتند و تمام‌ كفار ‌را‌ ‌که‌ تحت‌ فرمان‌ الهي‌ نرفتند و فرستادگان‌ ‌او‌ ‌را‌ تكذيب‌ كردند و اطاعت‌ رؤساء ‌خود‌ كردند و تمام‌ ضالّين‌ ‌که‌ اطاعت‌ مضلّين‌ نمودند و تمام‌ فسّاق‌ و فجّار ‌که‌ اطاعت‌ رؤساء ‌خود‌ ‌را‌ نمودند و بالجمله‌ بغير دستور و فرمان‌ الهي‌ دستور ديگري‌ اتّخاذ كردند.

اللّه‌ُ حَفِيظٌ عَلَيهِم‌ تمام‌ افعال‌ و اعمال‌ و رفتار و كردار ‌آنها‌ ‌در‌ نزد ‌خدا‌ محفوظ ‌است‌ چه‌ امور قلبيّه‌ ‌آنها‌ ‌از‌ عقائد فاسده‌ و چه‌ نفسيّه‌ ‌آنها‌ ‌از‌ صفات‌ خبيثه‌ و چه‌ جوارحيّه‌ ‌آنها‌ ‌از‌ اعمال‌ سيئه‌ فرداي‌ قيامت‌ برخ‌ ‌آنها‌ كشيده‌ ميشود چنانچه‌ ميفرمايد (و وجدوا ‌ما عملوا حاضرا) كهف‌ آيه 47‌-‌ و شهود ‌هم‌ شهادت‌ ميدهند ‌که‌ ‌از‌ ‌آن‌ جمله‌ اعضاء و جوارح‌

جلد 15 - صفحه 456

‌آنها‌ و ملائكه موكّلين‌ ‌به‌ ‌آنها‌ و كتبه اعمال‌ و انبياء ‌آنها‌ و ‌غير‌ اينها.

وَ ما أَنت‌َ عَلَيهِم‌ بِوَكِيل‌ٍ وظيفه انبياء تبليغ‌ و دعوت‌ و اتيان‌ ‌به‌ معجزات‌ و اقامه حجّة و اتمام‌ حجت‌ و بيان‌ احكام‌ و بشارت‌ و انذار ‌است‌ ‌اگر‌ كسي‌ قابليت‌ هدايت‌ داشته‌ ‌باشد‌ و نور ايمان‌ قلب‌ ‌او‌ ‌را‌ روشن‌ كند هدايت‌ ميشود و ‌اگر‌ كسي‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌از‌ قابليت‌ انداخته‌ و قلب‌ ‌خود‌ ‌را‌ بظلمت‌ شرك‌ و كفر و ضلالت‌ و فسق‌ و فجور سياه‌ و تاريك‌ كرده‌ هدايت‌ نميشود پيغمبران‌ مأمور نيستند ‌که‌ الا و ‌لا‌ بد بايد اينها ‌را‌ هدايت‌ كنند بلي‌ البتّه‌ دوست‌ ميدارند ‌که‌ اينها هدايت‌ شوند و اجر ‌آنها‌ كامل‌تر گردد و ‌از‌ كفر ‌آنها‌ مشمئز مي‌شوند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 6)- به تناسب اشاره‌ای که در آیات گذشته به مسأله شرک شده، در این آیه به نتیجه کار مشرکان و انتهای مسیرشان پرداخته، می‌گوید: «کسانی که غیر خدا را ولیّ خود برگزیدند خداوند حساب همه اعمال آنها را نگه می‌دارد، و از نیاتشان آگاه است» (وَ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ اللَّهُ حَفِیظٌ عَلَیْهِمْ). تا به موقع حساب آنها را برسد و کیفر لازم را به آنها بدهد.

سپس روی سخن را به پیامبر صلّی اللّه علیه و اله کرده، می‌گوید: «تو مأمور نیستی که آنها را مجبور به قبول حق کنی» (وَ ما أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ).

وظیفه تو تنها ابلاغ رسالت، و رسانیدن پیام خدا به همه بندگان است.

نکات آیه

۱ - خداوند، ناظر و مراقب عملکرد نهان و آشکار کسانى است که غیر او را ولى و سرپرست خویش بر مى گزینند. (و الذین اتّخذوا من دونه أولیاء اللّه حفیظ علیهم)

۲ - ولایت و سرپرستى هستى، تنها از آنِ خداوند است. (و الذین اتّخذوا من دونه أولیاء) از لحن تهدیدآمیز آیه، مطلب بالا استفاده مى شود.

۳ - خداوند یگانه، تنها معبود و شایسته پرستش در جهان هستى (و الذین اتّخذوا من دونه أولیاء) بنابراین که مراد از ولى - مفرد اولیاء - معبود باشد از سخن تهدیدآمیز آیه مطلب بالا استفاده مى شود.

۴ - پیامبر(ص)، تنها مسؤول تبلیغ و ارشاد مردم است; نه پاسخگوى عملکرد آنان. (و ما أنت علیهم بوکیل)

۵ - اشتیاق و اهتمام شدید پیامبر(ص)، نسبت به هدایت مردم. (اللّه حفیظ علیهم و ما أنت علیهم بوکیل) از این که قرآن مى فرماید: «خداوند مراقب عملکرد مشرکان است و تو بر آنان وکیل نیستى» استفاده مى شود که پیامبر(ص) نسبت به هدایت آنان شدیداً شیفتگى نشان داده و از اصرار آنان به شرک آشفته خاطر مى شده است.

۶ - روح تبلیغ دین، تبیین حق براى مردم است; نه اکراه ایشان به ایمان. (و ما أنت علیهم بوکیل)

۷ - دلجویى پیامبر(ص) از سوى خداوند، به خاطر مخالفت مشرکان با آن حضرت (و الذین اتّخذوا من دونه أولیاء اللّه حفیظ علیهم و ما أنت علیهم بوکیل)

موضوعات مرتبط

  • انسان: هدایت انسان ها ۵
  • توحید: توحید عبادى ۳
  • جهان بینى: جهان بینى توحیدى ۳
  • حق: تبیین حق ۶
  • خدا: اختصاصات خدا ۲; نظارت خدا ۱; ولایت خدا ۲
  • دین: حقیقت تبلیغ دین ۶; نفى اکراه در دین ۶
  • عمل: ناظران عمل ۱
  • محمد(ص): تبلیغ محمد(ص) ۴; دلدارى به محمد(ص) ۷; علایق محمد(ص) ۵; محدوده مسؤولیت محمد(ص) ۴; مخالفت با محمد(ص) ۷; هدایتگرى محمد(ص) ۵
  • ولایت: ولایت غیرخدا ۱

منابع