الشورى ٢٧

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

هرگاه خداوند روزی را برای بندگانش وسعت بخشد، در زمین طغیان و ستم می‌کنند؛ از این‌رو بمقداری که می‌خواهد (و مصلحت می‌داند) نازل می‌کند، که نسبه به بندگانش آگاه و بیناست!

|و اگر خدا روزى را براى بندگانش وسعت مى‌داد، مسلما در زمين سر به عصيان بر مى‌داشتند، و ليكن به اندازه‌اى كه مى‌خواهد نازل مى‌كند. به راستى او به [حال‌] بندگانش آگاه و بيناست

و اگر خدا روزى را بر بندگانش فراخ گرداند، مسلماً در زمين سر به عصيان برمى‌دارند، ليكن آنچه را بخواهد به اندازه‌اى [كه مصلحت است‌] فرو مى‌فرستد. به راستى كه او به [حال‌] بندگانش آگاهِ بيناست.

و اگر خدا روزی بندگان را وسیع و فراوان کند در روی زمین ظلم و طغیان بسیار کنند لیکن به اندازه‌ای که بخواهد (و صلاح داند) نازل می‌گرداند، که خدا به احوال بندگانش آگاه و بیناست.

و اگر خدا روزی را بر بندگانش وسعت دهد، در زمین سرکشی و ستم کنند، ولی آنچه را بخواهد به اندازه نازل می کند؛ یقیناً او به بندگانش آگاه و بیناست.

اگر خدا روزى بندگانش را افزون كند در زمين فساد مى‌كنند؛ ولى به اندازه‌اى كه بخواهد روزى مى‌فرستد. زيرا بر بندگان خود آگاه و بيناست.

و اگر خداوند روزی را بر همه بندگانش گسترده می‌داشت، در روی زمین فتنه و فساد می‌کردند، ولی به اندازه‌ای که بخواهد مقرر می‌دارد، که او به کار بندگانش آگاه و بیناست‌

و اگر خداوند روزى را بر بندگان خود فراخ مى‌كرد هر آينه در زمين ستم و سركشى مى‌كردند و ليكن به اندازه‌اى كه بخواهد فرو مى‌آرد، كه او به بندگان خويش آگاه و بيناست- كه چگونه و چند فراخور حالشان روزى دهد-.

اگر خداوند رزق و روزی را برای همه‌ی بندگانش (بدان گونه که خودشان می‌خواهند) توسعه و گسترش دهد، قطعاً در زمین سرکشی و ستمگری می‌کنند، و لذا بدان اندازه که خود می‌خواهد روزی را می‌رساند. چرا که او بندگانش را می‌بیند و با (اوضاع و احوال) ایشان کاملاً آشنا است.

و اگر خدا روزی را بر بندگانش فراخ گرداند، بی‌گمان در زمین سر به طغیان و تجاوز برمی‌دارند. ولی آنچه را بخواهد به اندازه‌ای (که مصلحت است) به تدریج فرو می‌فرستد. به‌راستی او به (حال) بندگانش (بسی) آگاه و بیناست.

و اگر فراخ گرداند خدا روزی را برای بندگان خویش هر آینه سرکشی کنند در زمین و لیکن فرستد به اندازه هر چه خواهد همانا او است به بندگان خویش آگاه بینا


الشورى ٢٦ آیه ٢٧ الشورى ٢٨
سوره : سوره الشورى
نزول : ١ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٩
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«بَسَطَ»: گسترش داد. فراوان کرد. «لَبَغَوْا»: قطعاً سرکشی و نافرمانی می‌کنند. حتماً ستمگری می‌نمایند. «یُنَزِّلُ»: مراد از تنزیل رزق، تهیّه کردن و در اختیار قرار دادن آن است «بِقَدَرٍ»: به اندازه معیّن. به مقدار لازم (نگا: حجر / ، مؤمنون / ، قمر / ).


نزول

خباب بن ارت گوید: این آیه درباره ما اصحاب صفه نازل شده که بر اموال بنى‌قریظه و بنى‌النّضیر و بنى‌قینقاع نظر داشتند زیرا آنان داراى مواشى فراوان و تجارت کلان بودند و چنین اموالى در دل‌هاى ما به آرزو افتاده بود و خداوند با این آیه ما را از آن آرزوها به دور داشت و سکینه قناعت را در دل ما فرود آورد.]

و نیز این آیه درباره قومى از اعراب آمد که در اوقات فراوانى رزق و روزى به جان یکدیگر مى افتادند و قتل و غارت و چپاول به راه مى انداختند و در روى زمین تباهکارى می‌نمودند و در اوقات قحط و گرانى شدید به تجارت و طلب رزق مى پرداختند.]

و همچنین على بن ابى‌طالب علیه‌السلام و عمرو بن حریث گویند که این آیه درباره اصحاب صفه نازل شده است.]

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَ لكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ «27»

و اگر خداوند براى بندگانش رزق را توسعه مى‌داد در زمين طغيان مى‌كردند ولكن آنچه را مى‌خواهد به اندازه‌اى (معيّن) نازل مى‌كند. زيرا كه او به بندگانش آگاه و بيناست.

نکته ها

در آيه قبل خداوند وعده استجابت به مؤمنان داد، حال اين سؤال مطرح مى‌شود كه چرا برخى دعاهاى مؤمنان براى توسعه رزق مستجاب نمى‌شود؟

در پاسخ بايد گفت: استجابت دعا در چارچوب حكمت الهى است. گاهى توسعه رزق عامل غفلت از خدا و موجب طغيان و تجاوز است و چه بسيارند كسانى كه ثروت سبب هلاكت آنان شده است.

سؤال ديگر اينكه: اگر توسعه رزق سبب طغيان است، پس چرا به گروهى توسعه داد و طغيان هم كردند؟

در پاسخ مى‌گوييم: برنامه‌ها و سنّت‌هاى الهى متعدّد و داراى مراحلى است. همان گونه كه كنترل رزق براى جلوگيرى از فساد يك سنّت عمومى است، توسعه رزق و مهلت دادن به مرفّهان نيز يك سنّت است كه براى آزمايش بكار مى‌رود. پس قانون عمومى و كلى، كنترل رزق است ولى گاهى براى آزمايش مردم توسعه‌اى داده مى‌شود. «1»

ناگفته نماند كه گاهى كمبود رزق بدليل تن پرورى انسان است كه حسابش جداگانه است.

پیام ها

1- همان گونه كه عطاهاى الهى لطف است، گاهى محروميّت‌ها نيز لطف است.

«لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا»


«1». تفسير الميزان.

جلد 8 - صفحه 403

2- فضل الهى بر اساس مصلحت و حكمت تقسيم مى‌شود نه بر اساس تمايلات انسان. وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ‌ ...

3- روابط اجتماعى سالم در گرو زندگى معتدل و در حدّ نياز است. لَوْ بَسَطَ ...

لَبَغَوْا

4- مؤمنان نبايد به خاطر تنگناى معيشت به خداوند سوءظن داشته باشند. «وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ»

5- رفاه بيش از حد زمينه‌ى طغيان است. لَوْ بَسَطَ ... لَبَغَوْا

6- مشيّت الهى بر اساس حكمت است. «ما يَشاءُ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ»

7- رزق مردم حساب و كتاب دارد. «يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَ لكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ «27»

وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ‌: و اگر بگستراند و فراخ سازد خدا روزى را، لِعِبادِهِ‌:

براى بندگان خود، لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ‌: هر آينه سركشى نمودى در زمين و از طريق اقتصاد بيرون رفتى و استعلاء و استيلاء لازم حال و تكبر و فساد را پيشه خود ساختى؛ و اين خاصيت در اكثر طباع مركوز است نه همه آنها، و لذا بعضى از صلحاى امت با وجود كثرت ثروت، خللى در اعماق و انحرافى در اطوار ايشان پيدا نشد بلكه در عبادت كما ينبغى سلوك مى‌نمايند و زيادى مال اصلا حاجب و مانع طاعت ايشان نشود، لكن چون اغلب مردمان كه نفس بهيمى و سبعى بر آنها غالب و به جانب هوى و هوس مايل و مال دنيا در اين باب اقوى سبب است، پس اگر حق تعالى بر ايشان بسط ارزاق فرمايد هر آينه ياغى و طاغى شدى چنانچه مشاهده مى‌شود، لذا بر وفق حكمت و مصلحت قسمت روزى نمود چنانچه فرمايد: وَ لكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ: و لكن نازل فرمايد روزى را به اندازه، ما يَشاءُ: آنچه مى‌خواهد، يعنى بقدر معين از روى حكمت كه فراخور حال ايشان باشد. إِنَّهُ بِعِبادِهِ‌: بدرستى كه خدا به بندگان خود، خَبِيرٌ بَصِيرٌ: داناست به احوال ايشان، بيناست به صلاح ايشان، يعنى احوال و اوضاع ايشان را مى‌داند، پس هر كس را بر وفق مصالح روزى مى‌دهد.

تنبيه:

اين مطلب محقق است كه خداى تعالى حكيم على الاطلاق، و عالم‌


«1» منهج الصادقين، چاپ 1333 شمسى، ج 8، ص 219.

جلد 11 - صفحه 427

است به جميع مصالح و مفاسد بندگان، بنابراين آنچه فرمايد از قبض و بسط و منع و عطا و فقر و غنا و صحت و مرض، بر وفق حكمت و مصلحت باشد چنانچه در حديث قدسى فرمايد:

انّ من عبادى من لا يصلحه الّا الغنى و لو افقرته لأفسده و إنّ من عبادى من لا يصلحه الّا الفقر و لو اغنيته لأفسده و ذلك انّى ادبّر عبادى لعلمى بقلوبهم:

بدرستى كه بعض بندگان من كسانيند كه اصلاح نكند او را مگر ثروت، و اگر فقير كنم او را فاسد شود. و بعضى بندگان من كسى است كه اصلاح نكند او را مگر فقر، و اگر غنى كنم او را هر آينه فاسد شود؛ بدرستى كه من تدبير بندگان نمايم به علم خود به قلوب آنان. «1»


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ الْكافِرُونَ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ «26» وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَ لكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ «27» وَ هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَ هُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ «28» وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِيهِما مِنْ دابَّةٍ وَ هُوَ عَلى‌ جَمْعِهِمْ إِذا يَشاءُ قَدِيرٌ «29» وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ (30)

ترجمه‌

و اجابت مينمايد آنانرا كه گرويدند و كردند كارهاى شايسته و زياده ميدهد ايشانرا از فضل خود و كافران براى آنها عذابى سخت است‌

و اگر وسعت دهد خدا روزى را براى بندگانش هر آينه ستم كنند در زمين ولى فرو ميفرستد باندازه آنچه ميخواهد همانا او بر بندگانش مطّلع بينا است‌

و او است كه فرو ميفرستد باران را بعد از آنكه نوميد شدند و منتشر ميگرداند رحمتش را و او صاحب اختيار ستوده است‌

و از نشانه‌هاى قدرت او است آفريدن آسمانها و زمين و آنچه پراكنده كرد در آن دو از جنبنده و او بر جمع كردنشان وقتى كه بخواهد توانا است‌

و چيزيكه برسد بشما از مصيبت پس براى امرى است كه كسب كرده است دستهاى شما و ميگذرد از بسيارى از آنها.

تفسير

خداوند متعال دعاى اهل ايمان و اعمال صالحه را در باره خودشان و برادران دينيشان در صورتى كه صلاح باشد اجابت ميفرمايد و اعمال ايشانرا قبول ولدى الاقتضاء زيادتر از آنچه خواستند و استحقاق داشتند تفضّلا بايشان عطا خواهد فرمود ولى كفّار از اينمعانى بهره ندارند و براى آنها عذاب سخت در قيامت است در كافى از امام باقر عليه السّلام در ذيل اين آيه نقل نموده كه فرمود آن مؤمن است كه دعا ميكند براى برادر مؤمن خود در غيابش پس ملائكه آمين مى‌گويند و خدا ميفرمايد براى تو دو برابر آنست كه طلب نمودى براى او و مسئول تو را اجابت نمودم براى دوست داشتن تو او را و در مجمع از پيغمبر صلى اللّه عليه و اله نقل نموده كه زياد ميكند خدا براى ايشان از فضلش شفاعت را از كسيكه واجب شده است براى او آتش از كسانيكه نيكى كردند بايشان در دنيا و معلوم است كه تفضّل بر بندگان بايد بر وفق مصلحت آنها باشد و اگر خداوند وسعت دهد روزى را بر بندگانش و هر چه بخواهند بآنها عطا فرمايد هر آينه از حدّ خود تعدّى و تجاوز نمايند و زياد خوشحال و سرگرم شوند بدنيا و از آخرت غفلت نمايند و بيكديگر ظلم كنند ولى خداوند هر كس را بميزان صلاح دنيوى و اخروى او روزى و مال و عزّت ميدهد و او از ضمائر و مقدار قابليّت و استعداد ثروت و اقتضاء حال و وسعت مجال بندگان‌


جلد 4 صفحه 582

خود با خبر است مى‌داند و ميبيند مصالح و مفاسد امور آنها را در حديث قدسى است كه همانا بعضى از بندگان من كسى است كه اصلاح نميكند او را مگر غنا و بى‌نيازى و اگر فقير نمايم او را فاسد ميكند فقر او را و همانا بعضى از بندگان من كسى است كه اصلاح نميكند او را مگر فقر و ندارى و اگر بى‌نياز كنم او را فاسد ميكند او را دارائى و اين براى آنستكه من تدبير مينمايم امور بندگان خود را با علمى كه بباطن آنها دارم و آن خداوند ذات مقدسى است كه نازل ميكند از آسمان باران نافع بموقع لازم را كه غيث خوانده ميشود بعد از آنكه نااميد شده باشند از آن بندگان كه بيشتر موجب مسرّت و خوشحالى و مقتضى براى شكرگزارى است و منتشر مينمايد و پراكنده ميكند رحمت خود را در كوه و دشت و صحرا و دريا و بهره مى‌برند از آن انسان و حيوان و اشجار و گل و گياه و او است مدير امور و مالك رقاب و صاحب اختيار بندگان و ستوده و مستحق پرستش و ستايش است و از دلائل قدرت او است خلقت آسمانها و زمين با اين عظمت و وسعت و تمام موجودات جاندار از ملائكه و جن و انس و انواع حيوانات كه در آسمانها و زمين پراكنده فرموده و او بر جمع و حشر و اعدام و ايجاد آنها هر وقت بخواهد قادر و مقتدر است و آنچه برسد از مصيبت بر بندگان گناه‌كار كه مخاطب در آيه اخيره‌اند بقرينه نسبت كسب معصيت بآنها براى گناهى است كه از آنها سرزده با آنكه خداوند از بسيارى از معاصى آنها ميگذرد در كافى از امام صادق عليه السّلام در ذيل اين آيه نقل نموده است كه نيست براى كسى پيچ و تاب رگى و صدمه سنگى و لغزش پائى و خراش بدن از چوبى مگر بسبب گناه و امّا آنچه خدا عفو مينمايد بيشتر است از آنچه تعجيل ميفرمايد در عقوبت آن در دنيا و خدا اجلّ و اكرم است از آنكه باز او را در آخرت عقوبت نمايد و در مجمع قريب به اين معنى از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده و قمّى ره از امام صادق عليه السّلام در جواب كسيكه سؤال نموده از مصائب وارده بر اهل بيت عصمت و طهارت نقل نموده كه خداوند اولياء خود را مخصوص بمصائبى ميفرمايد براى مزيد اجرشان بدون گناه و ظاهرا اختصاص باولياء ندارد مصائب وارده بر اطفال و اشخاص بيگناه ديگر هم موجب اجر خواهد بود و اللّه اعلم.


جلد 4 صفحه 583

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ لَو بَسَطَ اللّه‌ُ الرِّزق‌َ لِعِبادِه‌ِ لَبَغَوا فِي‌ الأَرض‌ِ وَ لكِن‌ يُنَزِّل‌ُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ إِنَّه‌ُ بِعِبادِه‌ِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ «27»

و ‌بر‌ فرض‌ محال‌ ‌اگر‌ خداوند بسط بدهد روزي‌ ‌را‌ ‌براي‌ جميع‌ بندگانش‌ ‌هر‌ آينه‌ سركشي‌ ميكنند ‌در‌ روي‌ زمين‌ و لكن‌ نازل‌ ميفرمايد بمقداري‌ ‌که‌ ميخواهد و صلاح‌ ميداند محققا ‌او‌ بحال‌ بندگان‌ ‌خود‌ ‌با‌ خبر و بينا ‌است‌.

وَ لَو بَسَطَ اللّه‌ُ الرِّزق‌َ لِعِبادِه‌ِ ‌لو‌ امتناعيه‌ ‌است‌ ‌يعني‌ هرگز چنين‌ نميكند و لعباده‌ جمع‌ مضاف‌ ‌است‌ افاده عموم‌ ميكند بعموم‌ جمعي‌ و منافي‌

جلد 15 - صفحه 487

نيست‌ ‌که‌ ‌بر‌ بعضي‌ بسط دهد و ‌بر‌ بعضي‌ تضييق‌ فرمايد چنانچه‌ ميفرمايد اللّه‌ُ يَبسُطُ الرِّزق‌َ لِمَن‌ يَشاءُ وَ يَقدِرُ‌-‌ رعد آيه 26‌-‌ إِن‌َّ رَبَّك‌َ يَبسُطُ الرِّزق‌َ لِمَن‌ يَشاءُ وَ يَقدِرُ إِنَّه‌ُ كان‌َ بِعِبادِه‌ِ خَبِيراً بَصِيراً‌-‌ اسراء آيه 32، و ‌غير‌ اينها ‌از‌ آيات‌ بسياري‌.

لَبَغَوا فِي‌ الأَرض‌ِ چنانچه‌ ميفرمايد كَلّا إِن‌َّ الإِنسان‌َ لَيَطغي‌ أَن‌ رَآه‌ُ استَغني‌‌-‌ علق‌ آيه 6 و 7‌-‌ وَ لكِن‌ يُنَزِّل‌ُ بِقَدَرٍ تمام‌ موافق‌ حكمت‌ و مصلحت‌ ‌است‌.

ما يَشاءُ مشيت‌ الهي‌ موافق‌ صلاح‌ بندگان‌ ‌است‌.

إِنَّه‌ُ كان‌َ بِعِبادِه‌ِ خَبِيراً بَصِيراً كي‌ صلاحش‌ ‌در‌ توسعه‌ ‌است‌ و كي‌ ‌در‌ ضيق‌ چنانچه‌ ‌در‌ حديث‌ قدسي‌ ‌است‌ ميفرمايد

‌ان‌ ‌من‌ عبادي‌ ‌من‌ ‌لا‌‌-‌ يصلحه‌ الا الفقر و ‌ان‌ اغنيته‌ ‌لا‌ فسده‌ ‌ذلک‌ و ‌ان‌ ‌من‌ عبادي‌ ‌من‌ ‌لا‌ يصلحه‌ الا الغني‌ فان‌ افقرته‌ ‌لا‌ فسده‌ ‌ذلک‌ فمن‌ ‌لم‌ يرض‌ بقضايي‌ و ‌لم‌ يصبر ‌علي‌ بلائي‌ فليطلب‌ ربا سواي‌ و ليخرج‌ ‌من‌ ارضي‌ و سمائي‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

اشاره

(آیه 27)

شأن نزول:

از «خباب بن ارت» صحابی معروف نقل شده که این آیه در باره ما نازل شد، و این به خاطر آن بود که ما به اموال فراوان طوایف «بنی قریظه» و «بنی نضیر» و «بنی قینقاع» از یهود نظر افکندیم، و آرزو داشتیم که ای

ج4، ص343

کاش ما هم چنین اموالی داشتیم، آیه نازل شد و به ما هشدار داد که اگر خداوند روزی را برای بندگانش گسترده کند طغیان خواهند کرد.

تفسیر:

مرفّهین طغیانگر! پیوند این آیه با آیات گذشته ممکن است از این نظر باشد که در آیه قبل آمده بود که خداوند درخواست مؤمنان را اجابت می‌کند، و به دنبال آن این سؤال پیش می‌آید که پس چرا در میان آنها گروهی فقیرند، و هر چه درخواست می‌کنند به جائی نمی‌رسد؟

می‌فرماید: «هر گاه خداوند روزی را برای بندگانش وسعت بخشد در زمین طغیان و سرکشی و ستم می‌کنند» (وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ).

«و لذا به مقداری که می‌خواهد (و مصلحت می‌بیند) روزی را نازل می‌کند» (وَ لکِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما یَشاءُ).

و به این ترتیب مسأله تقسیم روزی بر اساس حساب دقیقی است که پروردگار در باره بندگان دارد «چرا که او نسبت به بندگانش آگاه و بیناست» (إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ). او پیمانه و ظرفیت وجودی هرکس را می‌داند و طبق مصلحت او به او روزی می‌دهد نه چندان می‌دهد که طغیان کنند و نه چندان که از فقر فریادشان بلند شود.

نکات آیه

۱ - رفاه مندى و فراوانى روزى ها و گستردگى نعمت ها، مایه سرکشى و تجاوزگرى انسان ها در زمین (و لو بسط اللّه الرزق لعباده لبغوا فى الأرض)

۲ - روابط اجتماعى سالم، در گرو زندگى معتدل و در حد نیاز است. (و لو بسط اللّه الرزق لعباده لبغوا فى الأرض) از این که بغى و طغیان، متفرع بر بسط و گسترش رزق شده و نه اصل رزق، مطلب یاد شده استفاده مى شود.

۳ - برخى از تقاضاها و دعاهاى انسان، مایه فساد و انحطاط او است. (و یستجیب الذین ءامنوا ... و لو بسط اللّه الرزق لعباده لبغوا)

۴ - عدم استجابت برخى از تقاضاهاى مادى مؤمنان، از سوى خدا، به دلیل زیانبار بودن آنها (و یستجیب الذین ءامنوا ... و لو بسط اللّه الرزق لعباده لبغوا فى الأرض)

۵ - دخالت و تأثیر شرایط اقتصادى، در نوع رفتار و گرایش هاى آدمى (و لو بسط اللّه الرزق لعباده لبغوا فى الأرض) طرح تأثیر رفاه در طغیان انسان ها، نشانگر آن است که زندگى اقتصادى آدمیان و رفتار و گرایش آنان، دو قلمرو مجزا و بیگانه از یکدیگر نیستند.

۶ - وجود زمینه هاى طغیان و فزون طلبى در انسان (لبغوا فى الأرض) این که رفاه و ثروت، انسان ها را به طغیان و فساد مى کشد، نشانگر آن است که در انسان زمینه طغیانگرى وجود دارد.

۷ - جامعه متکاثر و رفاه زده، گرفتار طغیان و سرکشى (و لو بسط اللّه الرزق لعباده لبغوا فى الأرض)

۸ - تقدیر معیشت انسان ها، براساس مشیت الهى است. (و لکن ینزّل بقدر ما یشاء)

۹ - تفاوت معیشت انسان ها و لزوم تلاش آنان براى کسب روزى، تدبیر الهى است. (و لو بسط اللّه الرزق لعباده ... و لکن ینزّل بقدر)

۱۰ - خداوند به امور بندگان خویش آگاه (خبیر) و بینا (بصیر) است. (إنّه بعباده خبیر بصیر)

۱۱ - تقدیر و تنظیم روزى انسان ها، برخاسته از آگاهى و بصیرت کامل خداوند به احوال آنان است. (و لو بسط اللّه الرزق ... إنّه بعباده خبیر بصیر)

۱۲ - نظام معیشت انسان ها، حکیمانه و حساب شده است. (و لو بسط اللّه ... ینزّل بقدر ما یشاء إنّه بعباده خبیر بصیر) از این که تقدیر معیشت و جلوگیرى از بسط و گسترش روزى، به آگاهى و بصیرت خداوند استناد داده شده ، مطلب بالا استفاده مى شود.

۱۳ - مؤمنان، نباید به واسطه تنگناى معیشت به خداوند سوء ظن داشته باشند. (و لو بسط اللّه الرزق ... إنّه بعباده خبیر بصیر)

روایات و احادیث

۱۴ - «عن أبى الحسن الرضا(ع) (فى معانى أسماء اللّه تعالى) «البصیر» لا لجزء به أبصر کما أنّا نبصر بجزء منّا لکنّ اللّه بصیر لایجهل شخصاً منظوراً إلیه... و أما «الخبیر» فالذى لایعزب عنه شىء... لیس للتجربة و (لا) لإعتبار بالأشیاء فتفیده التجربة و الإعتبار علماً...;] از امام رضا(ع) (درباره معانى اسماءاللّه) روایت شده «بصیر» به این معنا نیست که مثل ما انسان ها به وسیله عضو باصره، ببیند بلکه به این معنا است که به هیچ چیز دیدنى جاهل نیست... و اما «خبیر» یعنى چیزى که از خدا پنهان نیست نه اینکه قبلاً جاهل بوده و از راه تجربه و اعتبار، علمى را به دست آورده است...».

موضوعات مرتبط

  • اسماء و صفات: بصیر ۱۰; خبیر ۱۰; مراد از بصیر ۱۴; مراد از خبیر ۱۴
  • امکانات مادى: آثار امکانات مادى ۵
  • انسان: تلاش انسان ها ۹; طغیانگرى انسان ۶; قانونمندى روزى انسان ها ۱۲
  • انگیزش: عوامل انگیزش ۵
  • تجاوز: زمینه تجاوز ۱
  • تکاثر: آثار تکاثر ۷
  • جامعه: آسیب شناسى اجتماعى ۷
  • خدا: آثار مشیت خدا ۸; بصیرت خدا ۱۱; تدبیر خدا ۹; نهى از سوءظن به خدا ۱۳
  • دعا: آثار دعا ۳
  • رفاه: آثار رفاه ۱
  • رفتار: پایه هاى رفتار ۵
  • روابط: زمینه سلامت روابط اجتماعى ۲
  • روزى: منشأ تفاوت روزى ۹; منشأ تقدیر روزى ۸; منشأ روزى ۱۱
  • زندگى: اهمیت اعتدال در زندگى ۲
  • طغیان: زمینه طغیان ۷
  • عصیان: زمینه عصیان ۱
  • فساد: زمینه فساد ۳
  • مؤمنان: تکلیف مؤمنان ۱۳; دلایل رد دعاى مؤمنان ۴

منابع

  1. تفاسیر روض الجنان و کشف الاسرار.
  2. تفسیر کشف الاسرار.
  3. حاکم صاحب المستدرک و تفسیر طبرانى.
  4. عیون اخبار رضا، ج ۱، ص ۱۴۸، ب ۱۱، ح ۵۰; توحید صدوق، ص ۱۸۸، ب ۲۹، ح ۲.