الشورى ١٩

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

خداوند نسبت به بندگانش لطف (و آگاهی) دارد؛ هر کس را بخواهد روزی می‌دهد و او قوّی و شکست‌ناپذیر است!

|خدا نسبت به بندگانش لطف دارد، هر كه را بخواهد روزى مى‌دهد و اوست نيرومند شكست ناپذير

خدا نسبت به بندگانش مهربان است: هر كه را بخواهد روزى مى‌دهد و اوست نيرومند غالب.

خدا را به بندگان لطف و محبت بسیار است، هر که را بخواهد روزی می‌دهد و او توانای مطلق و مقتدر و غالب است.

خدا نسبت به بندگانش بسیار مهربان و نیکوکار است، هر که را بخواهد روزی می بخشد و او نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.

خدا با بندگانش مهربان است. هر كه را بخواهد روزى مى‌دهد. و او توانا و پيروزمند است.

خداوند در کار بندگانش باریک‌بین است، هرکس را که بخواهد روزی می‌دهد و اوست توانای پیروزمند

خداى به بندگان خويش مهربان و نيكوكار- يا در كارهاشان دقيق و باريكدان- است، هر كه را خواهد روزى دهد، و اوست نيرومند و تواناى بى‌همتا.

خداوند نسبت به بندگانش بسیار لطف و مرحمت دارد، و به هر کس که خود بخواهد روزی می‌رساند (و بدو نعمت فراوان می‌دهد و خوبی می‌کند)، و او نیرومند و چیره است (و قادر بر انجام هر کاری، و وفای به عهدها و وعده‌های خویش است).

خدا نسبت به بندگانش بسی کانون لطف است؛ هر که را بخواهد روزی می‌دهد و اوست (همان) نیرومند عزیز.

خدا مهربان است به بندگان خویش روزی دهد هر که را خواهد و او است توانای عزیز


الشورى ١٨ آیه ١٩ الشورى ٢٠
سوره : سوره الشورى
نزول : ١ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«لَطِیفٌ»: کسی که دارای لطف و مرحمت بسیار است. کسی که بس دقیق و آگاه است. «یَرْزُقُ مَن یَشَآءُ»: منظور توسعه روزی و نعمت است، والاّ همگان روزی‌خواران یزدانند (نگا: رعد / )

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ «19»

خداوند نسبت به بندگانش با مهر و لطف رفتار مى‌كند، هر كه را بخواهد (و صلاح بداند) روزى مى‌دهد و اوست تواناى غالب.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ «19»

اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ‌: خدا يار مهربان است به بندگان خود بر وجهى كه از كثرت وفور آن عقول از ادراك كليات قاصر است و اوهام از رسيدن به جزئيات آن عاجز.

بيان:

علما را در معنى لطيف وجوهى است:

1- دقيق بين در كار بر وجهى كه بر جميع مخفيات امور و اسرار صدور با خبر است و هيچ چيز بر او پوشيده نيست.

2- ايصال منافع به بندگان به طريقى كه دريافتن آن دقيق باشد.

3- با دوستان لطف كند تا ثابت شوند، و با دشمنان لطف نمايد تا آشنا شوند.

4- لطف او بر اين نهج است كه بيشتر از كفايت بدهد و كمتر از قوت امر فرمايد.

5- علامه مجلسى (رحمه اللّه) فرمايد: رفيق است به بندگان خود كه مى‌رساند به آنان آنچه منتفع شوند به آن در دنيا و آخرت، و مهيا فرمايد براى‌

جلد 11 - صفحه 412

ايشان آنچه سبب باشد به مصالح آنان از آنجا كه نمى‌دانند و گمان ندارند «1».

6- لطف در اصطلاح متكلمين فعلى است كه مكلف به سبب آن نزديك به طاعت و دور از معصيت گردد، و هر لطف كه به اعتبار طاعت باشد آن را توفيق گويند، و اگر مانع معصيت باشد آن را عصمت نامند؛ و لطف از شرايط تكليف باشد، و تكليف عارى از لطف از حكيم سزاوار نباشد، زيرا مؤدى به نقض غرض، و نقض منافى حكمت، پس بر حكيم روا نباشد.

يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ: روزى مى‌دهد هر كه را خواهد بر حسب مصلحت خفيه و حكمت غامضه، پس مخصوص مى‌سازد هر يك از بندگان را به نوعى از نعمت و صنفى از مكرمت كه مقتضى حكمت او باشد، چنانچه يكى را اولاد، و ديگرى را نعمت ديگر، و يكى را مال، تمام از خوان احسان او بهره‌مندند اگرچه در ضيق و وسعت و قلّت و كثرت متفاوتند. وَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ: و او است بسيار توانا در لطف و مرحمت، غالب در اراده بر وجه حكمت و مصلحت.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ الَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ داحِضَةٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ عَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ «16» اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ وَ الْمِيزانَ وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ «17» يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِها وَ الَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها وَ يَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلا إِنَّ الَّذِينَ يُمارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلالٍ بَعِيدٍ «18» اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ «19» مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ «20»

ترجمه‌

و آنانكه محاجّه و مخاصمه مينمايند در دين خدا بعد از آنكه‌


جلد 4 صفحه 575

اجابت شده باشد براى آن دليلشان باطل است نزد پروردگارشان و بر آنها خشمى است و براى آنها عذابى است سخت‌

خدا است آنكه فرستاد كتابرا بحق و ميزان را و چه چيز آگاه كرد تو را شايد قيامت نزديك باشد

ميخواهند آنرا آنها كه نميگروند بآن و آنانكه گرويدند ترسندگانند از آن و ميدانند كه آن حق است آگاه باشيد همانا آنها كه شك ميكنند در قيامت هر آينه در گمراهى دور از صوابند

خداوند صاحب لطف است به بندگانش روزى ميدهد هر كه را ميخواهد و او است تواناى ارجمند

كسى كه ميخواهد محصول سراى آخرت را مى‌افزائيم براى او در محصولش و كسيكه ميخواهد محصول دنيا را ميدهيمش از آن و نيست براى او در آن سراى هيچ بهره‌اى.

تفسير

گفته‌اند يهود و نصارى محاجّه و مخاصمه مينمودند با مسلمانان و ميگفتند كه پيغمبر و كتاب ما پيش از پيغمبر و كتاب شما بوده و حق بودن دين ما مسلّم است و دين شما حق بودنش معلوم نيست و خداوند در مقام ردّ آنها فرموده بعد از آنكه اجابت شد طلب معجزه آنان براى ثبوت دين اسلام و ظاهر گشت بدست پيغمبر خاتم معجزاتيكه مردم ديدند و قبول نمودند آنرا ديگر اين احتجاج آنها وجهى ندارد چون نبوت هر پيغمبرى بمعجزاتش ثابت شده است و بنظر حقير و شهادت آيات سابقه و لاحقه روى سخن با همان كفار مكه است كه حجّت بر آنها تمام شده بود و مخاصمه و محاجّه آنها در دين خدا اشكالاتى بوده كه در حكمت احكام الهى مينمودند مانند معاندين اين زمان كه ميگويند چرا بايد نماز چنين و روزه چنان باشد و اين قبيل اشكالات بعد از ثبوت نبوت و دين كه از جانب خدا است بطلانش واضح است لذا خداوند بردّ آن اجمالا اكتفا فرموده و آنها را بخشم و عذاب شديد خود تهديد كرده است و فرموده خداوند آن ذات مقدسى است كه قرآن و احكام خود را براستى و درستى و بر طبق حكمت و مصلحت فرستاده و آن ميزان عدلى است كه هيچ اشكال و اعتراضى در آن راه ندارد و كم و زياده از آن و بر آن ناروا است و قمى ره نقل فرموده كه مراد از ميزان امير المؤمنين عليه السّلام است و باين معنى در روايات ديگرى هم تصريح شده كه ميزان اعمال در دنيا و آخرت آن وجود مبارك است و ظاهرا يكى از اشكالات بى وجه‌


جلد 4 صفحه 576

آنها كه براى استهزاء بوعده عذاب مينمودند اين بوده كه چرا قيامت زودتر نمى‌آيد كه ما بعذاب موعود برسيم چنانچه مكرر ذكر شده است لذا خدا براى گوشزد آنها به پيغمبر صلى اللّه عليه و اله فرموده تو چه ميدانى شايد قيامت نزديك باشد بعجله طلب ميكنند آنرا كسانيكه اعتقاد بمعاد ندارند و از سختى آن غافلند ولى اهل ايمان و اعتقاد بآن از آنروز ميترسند و براى آن توشه تهيه ميكنند چون ميدانند مسلّما خواهد آمد و كسانيكه در آن شك دارند و در مقام محاجه با تو بآن استهزاء مينمايند در گمراهى و ضلالتى بكلى دور از حق و حقيقتند و قريب باين معنى را قمى ره نيز نقل فرموده است و حكمت مخفى بودن ساعت موعود بر اهل خرد معلوم و منوط بودن نظم دنيا بآن مشهود است خداوند داراى لطف و مرحمت و صاحب برّ و احسان بر بندگان است روزى ميدهد كسى را كه ميخواهد زياد و كم و باقتضاء حال و صلاح كار او و مرتب ميكند با نظر دقيق باطن بين امور مخفى از انظار بندگانرا و اين مقتضاى لطف الهى است و بعضى لطيف را باين معنى تفسير نموده‌اند و او است داراى قوت و قدرتيكه كسى غلبه بر او پيدا نخواهد كرد كسيكه در مزرعه دنيا براى زرع آخرت كار كند و طالب نفع اخروى باشد خداوند محصول او را زياد ميكند بطوريكه تخمى ده تخم تا هفتصد تخم و زيادتر برداشت مينمايد و كسيكه براى نفع دنيوى كار كند و طالب محصول آن باشد خداوند آنچه را رزق مقسوم او قرار داده باو ميرساند ولى در آخرت نصيب و بهره‌اى براى او نيست چون اعمال به نيّات است و براى هر كس چيزى است كه نيّت نموده و از بعضى روايات استفاده ميشود كه كسيكه به نيت دنيا كار كند بمقصود نميرسد مگر بميزانى كه براى او مقدر شده و كسيكه بنيت آخرت كار كند خدا او را از مال دنيا بى‌نياز فرمايد و قمى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه مال و بنون حرث دنيا است و عمل صالح حرث آخرت است و گاهى خدا جمع ميكند آن دو را براى كسانى و در كافى از آن حضرت اللّه لطيف بعباده يرزق من يشاء بولايت امير المؤمنين عليه السّلام تفسير شده و من كان يريد حرث الآخره بمعرفت او و ائمه اطهار و زيادتى در آن حرث باستيفاء نصيب از دولت ايشان و طالب حرث دنيا و محروم از نصيب آخرت بكسى كه از دولت حق با امام عليه السّلام بى‌نصيب ميباشد تأويل شده است‌


جلد 4 صفحه 577

و اللّه اعلم بمراده.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


اللّه‌ُ لَطِيف‌ٌ بِعِبادِه‌ِ يَرزُق‌ُ مَن‌ يَشاءُ وَ هُوَ القَوِي‌ُّ العَزِيزُ «19»

خداوند لطيف‌ رفيق‌ بندگان‌ ‌خود‌ ‌است‌ روزي‌ ميدهد ‌هر‌ ‌که‌ ‌را‌ بخواهد و ‌او‌ ‌است‌ صاحب‌ قوه‌ و عزّت‌.

اللّه‌ُ لَطِيف‌ٌ بِعِبادِه‌ِ لطيف‌ ‌يعني‌ ‌با‌ رفق‌ و ملايمت‌ رفتار ميفرمايد الطاف‌ الهي‌ بسيار ‌است‌ ‌حتي‌ ‌در‌ حديث‌ دارد خداوند پشه‌ و كوچكتر ‌از‌ پشه‌ ‌را‌ ‌که‌ بچشم‌ نمي‌آيد خلق‌ فرمود، و عقل‌ و شعور باو داده‌، ‌که‌ ‌براي‌ بچه‌هايش‌ برود تحصيل‌ روزي‌ كند و بآنها دهد و بخوراند لكن‌

لطف‌ حق‌ ‌با‌ تو مداراها كند

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 19)- از آنجا که در آیات قبل بحثی از عذاب شدید خداوند به میان آمد، و نیز تقاضایی از ناحیه منکران معاد مطرح شده بود که چرا قیامت زودتر بر پا نمی‌شود؟ این آیه برای آمیختن آن «قهر» با «لطف» و برای پاسخگویی به شتاب کردن بی‌معنی منکران معاد می‌فرماید: «خداوند نسبت به بندگانش لطف (و آگاهی) دارد» (اللَّهُ لَطِیفٌ بِعِبادِهِ).

اگر در مجازات جاهلان مغرور تعجیل نمی‌کند آن هم از لطف اوست.

سپس یکی از مظاهر بزرگ لطف عمیمش را- که روزی گسترده اوست- مطرح کرده، می‌گوید: «هرکس را بخواهد روزی می‌دهد» (یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ).

منظور این نیست که گروهی از روزی او محرومند، بلکه منظور توسعه روزی است در باره هر کس بخواهد.

در آیه 27 از همین سوره نیز می‌خوانیم: گستردگی و محدودیت روزی او روی حساب معینی است، چرا که «اگر خداوند روزی را برای همه گسترده سازد در زمین طغیان خواهند کرد».

روشن است که «روزی» در اینجا هم ارزاق معنوی را شامل می‌شود و هم مادی را، هم جسمانی و هم روحانی.

و در پایان آیه می‌افزاید: «او قوی و شکست ناپذیر است» (وَ هُوَ الْقَوِیُّ الْعَزِیزُ).

اگر وعده روزی و لطف به بندگان می‌دهد قادر بر انجام این امر می‌باشد و به همین دلیل هرگز در وعده‌های او تخلف نیست.

نکات آیه

۱ - لطف و رحمت پیوسته خداوند نسبت به بندگان خویش (اللّه لطیف بعباده)

۲ - آگاهى همه جانبه، دقیق و عمیق خداوند، نسبت به امور بندگان (اللّه لطیف بعباده) یکى از معانى «لطف و لطافة» دستیابى به امور دقیق است و اسناد لطف به خدا، به معناى احاطه و علم همه جانبه او به دقایق امور است.

۳ - روزى و معیشت بندگان، متکى به مشیت خداوند است. (یرزق من یشاء)

۴ - اعطاى روزى به خلق، نمودى از لطف و رحمت و آگاهى خداوند به بندگان خویش (اللّه لطیف بعباده یرزق من یشاء)

۵ - برخوردارى گمراهان از روزى خداوند، نمود لطف او به بندگان خویش است; نه نشانه استحقاق آنان (لفى ضلل بعید . اللّه لطیف بعباده یرزق من یشاء)

۶ - تنها خداوند، قوى (توانمند و داراى قدرت) و عزیز (پیروزمند و شکست ناپذیر) است. (و هو القوىّ العزیز) «قوىّ» و «عزیز» مسند با الف و لام و مفید حصر است.

۷ - قدرت نامحدود خدا، تضمین کننده رزق پیوسته او به بندگان (یرزق من یشاء و هو القوىّ العزیز)

۸ - مشیت بى چون و چراى خداوند، نشانى از قدرت شکست ناپذیر او است. (یرزق من یشاء و هو القوىّ العزیز)

۹ - خداوند، قادر به مجازات گمراهان و منکران رستاخیز و لطف او به خلق مانع از سلب روزى آنان در دنیا است. (لفى ضلل بعید . اللّه لطیف بعباده یرزق من یشاء و هو القوىّ العزیز) با توجه به معناى «لطیف» - که حکایت از رحمت و لطف دارد - برداشت یاد شده به دست مى آید.

۱۰ - خداوند، قادر به مجازات گمراهان و سلب بهره ورى هاى دنیوى ایشان است; ولى ریزنگرى ها و مشیت او در تدبیر جهان مانع از این اقدام است. (لفى ضلل بعید ... لطیف ... یرزق من یشاء و هو القوىّ) ارتباط این آیه با آیه قبل، نشان مى دهد که آیه شریفه درصدد پاسخ گویى به یک پرسش نهفته است و آن این که: اگرمنکران معاد و گمراهان، برباطل اند پس چرا خداوند روزى خود رااز آنان دریغ نمى دارد؟! خداوند در پاسخ سه موضوع مهم را مطرح فرموده است: «لطیف بودن»، «مشیت» و «قدرت شکست ناپذیر او».

موضوعات مرتبط

  • اسماء و صفات: عزیز ۶; قوى ۶
  • خدا: آثار لطف خدا ۹، ۱۰; آثار مشیت خدا ۳، ۱۰; استمرار رحمت خدا ۱; استمرار لطف خدا ۱; تدبیر خدا ۱۰; حاکمیت مشیت خدا ۸; رازقیت خدا ۳، ۷; قدرت خدا ۹، ۱۰; نشانه هاى رحمت خدا ۴; نشانه هاى عزت خدا ۸; نشانه هاى قدرت خدا ۸; نشانه هاى لطف خدا ۴، ۵; وسعت علم خدا ۲; وسعت قدرت خدا ۷
  • روزى: منشأ روزى ۳، ۷، ۹
  • گمراهان: روزى گمراهان ۵; کیفر گمراهان ۹; موانع سلب امکانات مادى گمراهان ۱۰; موانع کیفر گمراهان ۱۰
  • لطف خدا: مشمولان لطف خدا ۹
  • معاد: کیفر مکذبان معاد ۹
  • موجودات: روزى موجودات ۴

منابع