الشعراء ٦٧

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

در این جریان، نشانه روشنی است ولی بیشترشان ایمان نیاوردند! (چرا که طالب حق نبودند)

|مسلما در اين [واقعه‌] عبرتى بود ولى بيشترشان مؤمن نبودند

مسلماً در اين [واقعه‌] عبرتى بود، و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نبودند.

همانا در این هلاک فرعونیان آیت بزرگی (برای عبرت و موعظه مردم) بود لیکن اکثر خلق ایمان نیاوردند.

بی تردید در این سرگذشت عبرتی بزرگ وجود دارد، و [قوم قبطی] بیشترشان مؤمن نبودند.

هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.

بی‌گمان در این مایه عبرتی هست، و بیشترینه آنان مؤمن نبودند

هر آينه در اين نشانه و عبرتى است، و بيشترشان مؤمن نبودند.

بی‌گمان در این (ماجرای نجات مؤمنان و غرق کافران) درس عبرت بزرگی است (برای کسانی که چشم باز و دل آگاه داشته باشند و درباره‌ی سرگذشت جبّاران مغرور بیندیشند و اوراق تاریخ مکتوب و منظور را به دقّت بخوانند و ببینند). ولی اکثر آنان ایمان نیاوردند (و کمتر ایشان، همچون آسیه و جادوگران، به جمع مؤمنان پیوستند).

بی‌شک در این (واقعه‌ی عبرت‌انگیز) همانا نشانه‌ی (ربانیِ) بزرگی است. حال آنکه بیشترشان (از) مؤمنان نبوده‌اند.

همانا در این است آیتی و نیستند بیشترشان ایمان آرندگان‌


الشعراء ٦٦ آیه ٦٧ الشعراء ٦٨
سوره : سوره الشعراء
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٩
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«آیَةً»: اندرز سترگ و عبرت بزرگ.


تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ أَنْجَيْنا مُوسى‌ وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ «65» ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ «66» إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ «67» وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ «68»

و موسى و هر كه را با او بود، همگى را (از دريا عبور و) نجات داديم. سپس گروه ديگر را غرق ساختيم. البتّه در اين ماجرا، (عبرت و) نشانه روشنى است و بيشتر آنان ايمان آورنده نبودند. و همانا پروردگارت شكست ناپذير و مهربان است.

نکته ها

كلمه‌ى «انفلاق» به معناى شكافته شدن، «فرق» به معناى قطعه و «طود» به معناى كوه مى‌باشد. گويا در اثر شكافته شدن رود بزرگ نيل كه همچون درياست، آب در دو طرف خشكىِ ايجاد شده چنان روى هم انباشته شد كه همانند دو كوه بلند گرديد.

پیام ها

1- كارهاى انبيا با اراده‌ى پروردگار و وحى الهى است. فَأَوْحَيْنا ...

جلد 6 - صفحه 323

2- خداوند كارهايى را به دست اولياى خود انجام مى‌دهد تا مردم به آنان توجّه كنند و از آنان اطاعت نمايند. «فَأَوْحَيْنا إِلى‌ مُوسى‌ أَنِ اضْرِبْ» (آرى، طبيعت و مظاهر آن، با اراده‌ى خداوند در اختيار بندگان خاصّ ومقهور آنان است.)

3- با اراده‌ى خداوند، يك عصا روزى اژدها مى‌شود و سبب ترس دشمنان مى‌گردد و يك روز كليد رحمت و باز شدن راه براى مؤمنان مى‌شود.

4- با اراده‌ى خداوند، يك عصا گاهى سبب جوشيدن آب از سنگ است: «اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ» «1»* و گاهى سبب خشك شدن دريا. «اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ»

5- همه‌ى هستى و فعل وانفعالات آن، با اراده‌ى خداوند است. «فَأَوْحَيْنا- أَزْلَفْنا- أَنْجَيْنا- أَغْرَقْنَا»

6- نجات و رستگارى در سايه‌ى همراهى با انبياست. «أَنْجَيْنا مُوسى‌ وَ مَنْ مَعَهُ»

7- خداوند ياران خود را در سخت‌ترين شرايط از بن‌بست نجات مى‌دهد. «أَنْجَيْنا مُوسى‌ وَ مَنْ مَعَهُ»

8- شكافته شدن دريا و غرق شدن فرعونيان، نشانه‌ى قدرت و قهر الهى و مايه‌ى پند است. «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً»

9- سنّت الهى در طول تاريخ، يارى حقّ و سركوب باطل است. «لَآيَةً» آرى، نشانه و عبرت بودن يك حادثه، زمانى است كه آن حادثه يا مشابه آن در طول تاريخ تكرار شدنى باشد.

10- خداوند با بيان تاريخ گذشتگان، به پيامبر اسلام دلدارى و درس صبر مى‌دهد. «ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ»

11- پندپذيران كم هستند. «لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ»

12- پيامبر اسلام تحت حمايت ويژه‌ى خداوند است. «رَبَّكَ» (خطاب به پيامبر است كه همان گونه كه ما مخالفان موسى را نابود كرديم، با همان عزّت و


«1». بقره، 60.

جلد 6 - صفحه 324

قدرت مى‌توانيم مخالفان تو را نيز نابود كنيم.)

13- كفر مردم، ضررى به عزّت خداوند نمى‌زند. «ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ‌- إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ»

14- مربّى، هم بايد قدرتمند باشد و هم مهربان. «إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ»

15- مهلتى كه خداوند به كفّار مى‌دهد از ضعف و ناتوانى نيست، بر اساس مهر و رحمت است تا شايد توبه كنند. «الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ (67)

إِنَّ فِي ذلِكَ‌: بدرستى كه در انجاى موسى و قوم او و اهلاك فرعون و احزاب او، لَآيَةً: هر آينه علامتى است روشن و دلالتى هويدا بر قدرت ذات يگانه سبحانى. وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ‌: و نبودند بيشترين قوم فرعون گرويدگان، زيرا از تمام قبطيان از مردان جز حزقيل كه مؤمن آل فرعون بود كسى ايمان نياورده بود، و او با حضرت موسى از مصر بيرون آمده بود؛ و از زنان، آسيه زن فرعون و زنى كه راهنمائى كرد بر تابوت يوسف عليه السّلام. يا بيشتر قوم متنبه نشدند بر اين آيه عظيمه و ايمان نياوردند، اما قوم فرعون همين يك مرد و دو زن ايمان آوردند، و اما بنى اسرائيل هم از موسى سؤال رؤيت و اكثر گوساله‌پرست شدند؛ پس اى پيغمبر، از ايمان نياوردن قوم اندوهناك مباش كه تابع اسلاف خود هستند كه هر چند حجج بينه و دلايل ساطعه ببينند، ايمان نمى‌آورند.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ أَوْحَيْنا إِلى‌ مُوسى‌ أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ (52) فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ (53) إِنَّ هؤُلاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ (54) وَ إِنَّهُمْ لَنا لَغائِظُونَ (55) وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ (56)

فَأَخْرَجْناهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ (57) وَ كُنُوزٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ (58) كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها بَنِي إِسْرائِيلَ (59) فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِينَ (60) فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ قالَ أَصْحابُ مُوسى‌ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ (61)

قالَ كَلاَّ إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ (62) فَأَوْحَيْنا إِلى‌ مُوسى‌ أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ (63) وَ أَزْلَفْنا ثَمَّ الْآخَرِينَ (64) وَ أَنْجَيْنا مُوسى‌ وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ (65) ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ (66)

إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ (67) وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (68)

ترجمه‌

و وحى كرديم بموسى كه بشب ببر بندگان مرا همانا شمائيد متابعت كرده شدگان‌

پس فرستاد فرعون در شهرها جمع كنندگانرا

همانا اين گروه فرقه‌ئى باشند اندك‌

و همانا آنها مر ما را بخشم آورندگانند

و همانا ما همگى احتياط كارانيم‌

پس بيرون كرديمشان از بوستانها و چشمه‌سارها

و گنجها و جاى خوب‌

همچنين و بميراث داديم آنرا به بنى اسرائيل‌

پس از پس درآمدند ايشانرا وارد شوندگان وقت طلوع آفتاب‌

پس چون ديدند يكديگر را آندو جماعت گفتند ياران موسى همانا ما دريافته شدگانيم‌

گفت نه چنين است همانا با من است پروردگارم زود است كه راه نمايد مرا

پس وحى كرديم بموسى كه بزن بعصايت دريا را پس شكافت از هم پس بود هر پاره‌ئى چون كوهى بزرگ‌

و جمع كرديم آنجا ديگران را

و نجات داديم موسى را و و هر كه با او بود همگى‌

پس غرق كرديم ديگران را

همانا در اين هر آينه آيتى است و نباشند بيشترشان گروندگان‌

و همانا پروردگار تو هر آينه او است تواناى مهربان.

تفسير

بعد از وقوع وقايع سابقه گفته شده كه حضرت موسى سالها در


جلد 4 صفحه 108

مصر اقامت فرمود و مردم را دعوت بدين حق ميكرد و معجزات ارائه ميداد ولى قوم فرعون ايمان نميآوردند بلكه بر انكار و استكبار خود مى‌افزودند تا خداوند بآنحضرت وحى فرمود كه بنى اسرائيل را شبانه از مصر خارج فرمايد و بفوريّت بروند چون فرعونيان آنها را تعقيب خواهند نمود و حضرت بدستور الهى عمل فرمود و چون اين خبر بفرعون رسيد بشهرهاى مصر مأمورانى روانه نمود تا براى تعقيب بنى اسرائيل لشگر مهمّى جمع‌آورى نمايد و چون از تمام بلاد يكجا جمع شدند بآنها گفت اينها يعنى بنى اسرائيل جماعت كمى هستند و كارهائى كردند كه ما را بغيظ و غضب آوردند و ما مردمى هستيم كه اجتماع نموديم براى حذر نمودن از فتنه و فساد آنها با استعداد كامل و مراعات احتياط و با عساكر خود از مصر حركت كرد و چون بيرون رفتن آنها از ديار خودشان بخواست خدا بود و ديگر برنگشتند خداوند فرموده پس بيرون كرديم آنها را از باغها و چشمه- سارها و گنجها و اقامتگاه پسنديده اين طور بيرون كردن كه باختيار و سعى خودشان بود و تمام آنها را مانند مال موروث بتصرّف بنى اسرائيل در آورديم پس تعقيب نمودند فرعونيان ايشانرا تا ادراك نمودند وقت طلوع آفتاب و تابش شعاع آنرا و چون دو لشگر نزديك بهم شدند بطوريكه يكديگر را ميديدند اصحاب حضرت موسى گفتند آنها بما رسيدند و ما مقهور شديم و حضرت موسى فرمود نه چنين است شما مقهور آنها نخواهيد شد خدا بمن وعده داده كه شما را از جنگ فرعونيان خلاص فرمايد و پروردگار من همه جا حاضر و ناظر است و با من كمك ميفرمايد و هدايت مينمايد مرا براه نجات و خدا فرموده پس وحى فرموديم ما بموسى كه بزن عصاى خود را بدريا و او زد پس شكافت دريا و دوازده پاره شد كه بود هر پاره‌ئى از آن مانند كوه بزرگ ثابتى براى عبور قبائل آنها بشرحى كه در سوره بقره ذيل آيه و اذ فرقنا بكم البحر گذشت و فرق بكسر اسم مصدر است كه آن فرق بفتح است و نزديك نموديم فرعون و قومش را در آنجا بيكديگر كه از او تحلّف ننمايند و همه وارد دريا شوند و در عقب بنى اسرائيل بيايند و نگهدارى نموديم دريا را بهمين كيفيّت و نجات داديم موسى و تمام اصحابش را بعبور نمودن از غرق و غرق نموديم فرعون و تمام اتباعش را ببرهمزدن‌


جلد 4 صفحه 109

وضع دريا و فرو گرفتن آب آنها را و اين يكى از معجزات بزرگ حضرت موسى و آيات قدرت الهى بود و با وجود اين بيشتر آنها كه چنين امر عجيبى را مشاهده نمودند از بنى اسرائيل و غيرهم مؤمن واقعى نشدند لذا قبطيانى كه داخل عسكر فرعون نبودند ايمان بحضرت موسى نياوردند و بنى اسرائيل هر روز يك ايراد و اشكالى پيش ميآوردند براى مخالفت امر آنحضرت تا آنكه در غياب او گوساله پرست شدند و گفتند ما ايمان نميآوريم تا خدا را ببينيم پس نبايد پيغمبر خاتم از قومش گله داشته باشد كه چرا ايمان نميآورند اين سيره غير مرضيّه سلف است كه بخلف رسيده ولى خداوند توانا است و از آنها انتقام خواهد كشيد و مهربان است كه دوستانش را در دنيا و آخرت از آفات و بليّات محفوظ و بمقامات عاليه خواهد رسانيد و شرح اين قضايا در سوره بقره و يونس و طه مفصّلا ذكر شده است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


إِن‌َّ فِي‌ ذلِك‌َ لَآيَةً وَ ما كان‌َ أَكثَرُهُم‌ مُؤمِنِين‌َ (67)

و محققا ‌در‌ ‌اينکه‌ واقعه‌ آيت‌ بزرگيست‌ و نيستند اكثر ناس‌ ‌از‌ كفار و مشركين‌ ‌که‌ باور كنند و ايمان‌ آورند.

‌که‌ سوء عاقبت‌ كفر و شرك‌ اينست‌ ‌که‌ يك‌ مرتبه‌ شايد بدقيقه‌ نرسيده‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌اينکه‌ جمعيت‌ كذايي‌ ‌که‌ گفتند بالغ‌ ‌بر‌ سه‌ كرور و صد هزار بودند هلاك‌ شدند و ‌اينکه‌ معجزه‌ بزرگ‌ ‌که‌ آب‌ سيار شكاف‌ بردارد بيك‌ ضربت‌ عصا و دوازده‌ جاده‌ شود ‌که‌ ميتوان‌ ‌گفت‌ ‌از‌ افعي‌ شدن‌ عصا و يد و بيضاء امرش‌ عجيب‌تر ‌است‌ لكن‌ ‌در‌ نظر ‌ما و اما ‌در‌ جنب‌ قدرت‌ الهي‌ بسيار سهل‌ ‌است‌ قادر متعالي‌ ‌که‌ خالق‌ جميع‌ ‌اينکه‌ عوالم‌ علوي‌ و سفلي‌ ‌از‌ كتم‌ نيستي‌ بهستي‌ ميآورد ‌بر‌ ‌او‌ آسان‌ ‌است‌ إِنَّما أَمرُه‌ُ إِذا أَرادَ

جلد 14 - صفحه 37

شَيئاً أَن‌ يَقُول‌َ لَه‌ُ كُن‌ فَيَكُون‌ُ.

(إِن‌َّ فِي‌ ذلِك‌َ لَآيَةً) مثل‌ ساير آيات‌ الهيه‌ و معجزات‌ صادره‌ ‌از‌ انبياء ولي‌ بدبختانه‌ ‌از‌ روي‌ قساوت‌ قلب‌ و سياهي‌ دل‌ و عناد و عصبيت‌ و كبر و حب‌ جاه‌ و هواي‌ نفس‌.

(وَ ما كان‌َ أَكثَرُهُم‌ مُؤمِنِين‌َ) ‌در‌ تمام‌ ادوار عالم‌ اكثريت‌ ‌با‌ اهل‌ فساد بوده‌ مشركين‌ كفار ارباب‌ ضلال‌ ظالمين‌ فساق‌ فجار هميشه‌ اهل‌ حق‌ ‌در‌ طرف‌ قلت‌ افتاده‌اند ‌تا‌ اينجا قضاياي‌ موسي‌ ‌را‌ خاتمه‌ داده‌ ولي‌ ‌در‌ باقي‌ سور ‌پس‌ ‌از‌ نجات‌ بني‌ اسرائيل‌ قضاياي‌ بسياريست‌ مثل‌ قضيه‌ سامري‌ و تقاضاي‌ بني‌ اسرائيل‌ ‌از‌ موسي‌ ‌که‌ اجعَل‌ لَنا إِلهاً كَما لَهُم‌ آلِهَةٌ و تقاضاي‌ اينكه‌ ايمان‌ نمي‌ آوريم‌ ‌که‌ تو ‌با‌ خداوند تكلم‌ ميكني‌ حَتّي‌ نَرَي‌ اللّه‌َ جَهرَةً و ‌بعد‌ ‌از‌ رحلت‌ موسي‌ چه‌ اندازه‌ فساد ‌در‌ يهود ظاهر شد و ‌با‌ انبياء بني‌ اسرائيل‌ چه‌ كردند و ‌غير‌ اينها ‌که‌ امروز ‌با‌ مسلمين‌ چه‌ ميكنند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 67)- آری «در این ماجرا نشانه روشن (و درس عبرت بزرگی) است، اما اکثر آنها ایمان نیاوردند» گویی چشمها بسته و گوشها کر و قلبها در خواب فرو بسته است (إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ).

جایی که فرعونیان با دیدن آن صحنه‌های عجیب ایمان نیاوردند از این قوم مشرک تعجب مکن، و از عدم ایمانشان نگران مباش! تعبیر به «اکثر» (بیشتر) اشاره به این است که گروهی از فرعونیان دست به دامن آیین موسی زدند و به جمع یاران او پیوستند.

نکات آیه

۱ - سرگذشت موسى و فرعونیان، آیتى بزرگ، شایان تفکر و عبرت آموز (إنّ فى ذلک لأیة) «ذلک» اشاره به ماجراى میان موسى(ع) و فرعون دارد. «آیة» نیز در این جا معادل «عبرة» و نکره آمدن آن براى تفخیم است. بنابراین جمله «إنّ فى ذلک لأیة»; یعنى، به راستى در این ماجرا عبرتى بزرگ وجود دارد.

۲ - ماجراى میان موسى(ع) و فرعونیان، نمودى از سنت مستمر الهى در یارى حق و سرکوب باطل (إنّ فى ذلک لأیة) چنان که گفته شد «آیة» به معناى عبرت است و عبرت بودن ماجراى موسى و فرعونیان، در صورتى است که تکرار نظایر آن همواره ممکن باشد.

۳ - تاریخ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن (إنّ فى ذلک لأیة)

۴ - اکثریت فرعونیان (قبطیان)، حق ناپذیر و مصمم بر کفر (و ما کان أکثرهم مؤمنین)

۵ - وجود اقلیتى مؤمن در میان قبطیان (و ما کان أکثرهم مؤمنین)

۶ - انتقام الهى از فرعونیان، هشدارى جدّى به همه کفرپیشگان حق ستیز است. (إنّ فى ذلک لأیة و ما کان أکثرهم مؤمنین) با توجه به لحن تهدید آمیز این آیه و بیان این که علت انتقام گرفتن خداوند از فرعونیان، این بود که بیشتر آنان از پذیرفتن ایمان امتناع ورزیدند، برداشت یاد شده به دست مى آید.

۷ - اصرار اکثریت افراد جامعه بر کفر و حق ستیزى، زمینه نزول عذاب الهى (إنّ فى ذلک لأیة و ما کان أکثرهم مؤمنین)

۸ - رسوخ روحیه حق ناپذیرى، در بیشتر کفرپیشگان صدراسلام (و ما کان أکثرهم مؤمنین) گرچه ضمیر «هم» در «أکثرهم» به فرعون و قوم وى (قبطیان) بازمى گردد; اما در عین حال تعریض به مشرکان صدراسلام نیز دارد.

موضوعات مرتبط

  • اکثریت: آثار حق ستیزى اکثریت ۷; آثار کفر اکثریت ۷
  • باطل: نابودى باطل ۲
  • تاریخ: عبرت از تاریخ ۳; فواید تاریخ ۳
  • تفکر: تفکر در قصه فرعونیان ۱; تفکر در قصه موسى(ع) ۱
  • حق: آثار اصرار بر حق ستیزى ۷; امداد به حق ۲; هشدار به حق ستیزان ۶
  • خدا: سنتهاى خدا ۲
  • سنتهاى خدا: سنت امداد ۲
  • شناخت: منابع شناخت ۳
  • عبرت: عوامل عبرت ۱، ۳
  • عذاب: زمینه عذاب ۷
  • فرعونیان: اصرار بر کفر فرعونیان ۴; ایمان اقلیت فرعونیان ۵; حق ناپذیرى اکثریت فرعونیان ۴; عبرت از قصه فرعونیان ۱; کفر اکثریت فرعونیان ۴; هلاکت فرعونیان ۶
  • کافران: اکثریت کافران صدراسلام ۸; حق ناپذیرى کافران صدراسلام ۸; هشدار به کافران ۶
  • کفر: آثار اصرار بر کفر ۷
  • موسى(ع): عبرت از قصه موسى(ع) ۱; قصه موسى(ع) ۲; قصه موسى(ع) از آیات خدا ۱

منابع