الشعراء ١٧٣

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و بارانی (از سنگ) بر آنها فرستادیم؛ چه باران بدی بود باران انذارشدگان!

و باران [عذاب‌] بر ايشان بارانديم و باران انذار شدگان، بد بارانى است

و بر [سر] آنان بارانى [از آتش گوگرد] فرو ريختيم. و چه بد بود باران بيم‌داده‌شدگان.

و آنها را به سنگباران عذاب که باران بسیار سختی بر سر بیم داده شدگان (بد کار) است هلاک ساختیم.

و بارانی از سنگ گِل بر سر آنان باراندیم؛ پس بد بود باران بیم داده شدگان.

بر آنها بارانى بارانيديم و چه بد بود باران تهديدشدگان.

و بر آنان بارانی [از بلا] باریدیم، چه بد است باران هشداریافتگان‌

و بر آنها سنگبارانى باريديم، پس بد بود باران آن بيم‌كردگان.

و بر سرشان باران (سنگ) را باراندیم امّا چه باران بدی که این گروه تهدید شدگان را فرو گرفت! (بارانی که سخت شهر و دیارشان را ویران و نابود کرد).

و بر (سروسامان‌)شان بارانی (از سنگ گل) فرو ریختیم؛ پس چه بد بود سنگ‌بارانِ بیم‌داده‌شدگان.

و باریدیم بر آنان بارانی پس چه زشت است باران بیم‌دادگان‌


الشعراء ١٧٢ آیه ١٧٣ الشعراء ١٧٤
سوره : سوره الشعراء
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَمْطَرْنَا»: باراندیم. مراد سنگباران است (نگا: هود / ). «الْمُنذَرِینَ»: بیم داده شدگان. تهدید شدگان. مراد قوم لوط است که توسّط لوط تهدید به عذاب الهی شده بودند.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ «173»

و بر سر آنان بارانى (از سنگ) فرو فرستاديم. پس چه بد است باران هشدار داده شدگان.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ (173)

وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً: و بارانيديم بر ايشان باران، يعنى بر كسانى كه از قوم گريخته بودند سنگها را به طريق باران بر سر ايشان بارانيديم. يا بعد از انقلاب‌


«1». تفسير منهج الصادقين، ج 6، ص 476، چاپ كتابفروشى اسلاميّه.

جلد 9 - صفحه 487

ديار ايشان، آن شهر را سنگ باران كرديم. از وهب منقول است كه آن سنگ كبريت بود. فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ‌: پس بد است باران ترسانيده شدگان كه ايمان نياوردند. «1» واقعه هلاك: تتمه روايت سابق از حضرت باقر عليه السّلام: چون طغيان آنها زياد شد، خداوند چند ملك نازل فرمود كه بيرون كنند هر كه را كه در شهر ايشان است از مؤمنان. پس نيافتند در آن شهر به غير از يك خانه از مسلمانان، پس آنها را بيرون نمودند و به حضرت لوط عليه السّلام گفتند: امشب اهل خود را از شهر بيرون بر به غير از زن خود. چون نصف شب گذشت، حضرت لوط با دخترانش روانه شد، و زنش برگشت، دويد به سوى قوم خود كه ايشان را خبر كند كه لوط بيرون رفت. چون صبح طالع شد، ندا رسيد از عرش الهى كه: اى جبرئيل، قول خدا و امر او متحتم شده است در عذاب قوم لوط، پس نازل شو به سوى شهر قوم لوط و آنچه احاطه كرده است به آن و بركن همه را از طبقه هفتم زمين و بالا بياور بسوى آسمان و نگاهدار تا برسد به تو امر خداوند جبار در برگردانيدن آن، و آيت هويدائى باقى بگذار از خانه لوط كه عبرتى باشد براى هركه از آن راه عبور كند. پس پائين رفتم به سوى آن گروه ستمكار، وبال راست خود را برطرف شرقى آن شهر زدم، و بال چپ را برطرف غربى آن، و بركندم يا محمد از زير هفتم طبقه زمين به غير از منزل آل لوط كه آن را علامتى گذاشتم براى راهگذران و بالا بردم آنها را در ميان بال خود و بازداشتم آنها را در جائى كه اهل آسمان صداى خروسها و سگهاى ايشان را شنيدند. پس آفتاب طالع شد، ندا رسيد كه اى جبرئيل، برگردان شهر را بر اين قوم، پس برگردانيدم تا آنكه پائينش به بالا آمد و باريد خدا بر آنها سنگها از سجيل كه همه صاحب علامت يا منقط بودند، و اين عذاب از ستمكاران امت تو اى محمد كه مثل عمل ايشان كنند بعيد نيست.


«1». همان مدرك.

جلد 9 - صفحه 488


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ (160) إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لا تَتَّقُونَ (161) إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ (162) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ (163) وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى‌ رَبِّ الْعالَمِينَ (164)

أَ تَأْتُونَ الذُّكْرانَ مِنَ الْعالَمِينَ (165) وَ تَذَرُونَ ما خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عادُونَ (166) قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ (167) قالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالِينَ (168) رَبِّ نَجِّنِي وَ أَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ (169)

فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ (170) إِلاَّ عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ (171) ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ (172) وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ (173) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ (174)

وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (175)

ترجمه‌

تكذيب كردند قوم لوط فرستادگان را

هنگاميكه گفت بآنها


جلد 4 صفحه 123

برادرشان لوط آيا نمى‌پرهيزيد

همانا من براى شما پيمبرى امينم‌

پس بترسيد از خدا و اطاعت كنيد مرا

و نميخواهم از شما بر آن هيچ مزدى نيست مزد من مگر بر پروردگار جهانيان‌

آيا وارد ميشويد بر پسران از اهل عالم‌

و واميگذاريد آنچه را آفريد براى شما پروردگارتان از جفتهاتان بلكه شمائيد گروهى تعدّى كنندگان‌

گفتند هر آينه اگر باز نه ايستادى اى لوط البته خواهى بود از بيرون كرده شدگان‌

گفت همانا من كردار شما را از دشمنانم‌

پروردگارا نجات ده من و كسان مرا از آنچه ميكنند

پس نجات داديم او و كسانش را همگى‌

مگر پير زنى كه بود در باقى ماندگان‌

پس هلاك كرديم ديگران را

و بارانديم بر آنها بارانى پس بد بود باران بيم داده شدگان‌

همانا در اين آيتى است و نباشند بيشترشان گروندگان‌

و همانا پروردگار تو او است تواناى مهربان.

تفسير

خداوند متعال بعد از پنج آيه كه تفسير آنها در قصص سابقه گذشت قول حضرت لوط را كه شرح حال آن در سوره اعراف مستوفى ذكر شد نقل نموده كه بقوم خود بر سبيل انكار و ملامت فرمود آيا شما از ميان اهل عالم براى دفع شهوت مردانرا اختيار نموديد و با آنها نزديكى ميكنيد با آنكه اين عمل قبيح و مضرّى است و وامى‌گذاريد و نزديكى نميكنيد با آنچه خدا خلق فرموده براى انتفاع شما از جنس زنانتان با آنكه آنها بهتر و پاكيزه‌ترند براى آن عمل پس شما مردمان مستقيمى نيستيد بلكه متعدّى و متجاوز از حدّ اعتدال و از حلال به حرام و از پاكيزه به پليديد يا دشمن انسانيّت و اخلاقيد كه چنين عمل شنيعى را مرتكب ميشويد قوم در جواب گفتند از اين سخنان دست بردار والا تو را نفى بلد خواهيم نمود و بايد از ميان ما بيرون بروى آنحضرت فرمود من با اين كار شما بسيار مخالفم بطوريكه نميتوانم به بينم و چيزى نگويم و از خدا خواست كه او و خانواده‌اش را از تبعات و وبال اعمال آنها نجات دهد و خداوند اجابت فرمود و او و تمام خانواده و پيروانش را در وقت نزول عذاب از ميان آنها خارج فرمود و فقط زنش را كه پيرو موافق با آنها و مخالف با او بود با قوم باقى گذارد و همه بهلاكت رسيدند ببارانيكه از سنگ بر آنها باريد و بد بارانى بود براى كسانيكه بيم دادند آنها را انبيا از خدا ولى بخرجشان نرفت و بعاقبت وخيم‌


جلد 4 صفحه 124

آن گرفتار شدند و تفصيل اين قضايا در سور سابقه كه شرح حال انبياء در آنها ذكر شده گذشته است و آيات اخيره در قصص سابقه، مفسر و نكته تكرار آن اخيرا مبيّن گرديد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَنَجَّيناه‌ُ وَ أَهلَه‌ُ أَجمَعِين‌َ (170) إِلاّ عَجُوزاً فِي‌ الغابِرِين‌َ (171) ثُم‌َّ دَمَّرنَا الآخَرِين‌َ (172) وَ أَمطَرنا عَلَيهِم‌ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ المُنذَرِين‌َ (173)

‌پس‌ نجات‌ داديم‌ ‌او‌ ‌را‌ و اهل‌ ‌او‌ ‌را‌ تمام‌ ‌آنها‌ ‌را‌ مگر عجوزه‌ ‌که‌ امرأه لوط ‌بود‌ ‌در‌ بازماندگان‌.

و ‌پس‌ ‌از‌ بيرون‌ رفتن‌ لوط و اهلش‌ ‌از‌ تمام‌ ‌اينکه‌ هفت‌ شهر قوم‌:

‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ هلاك‌ كرديم‌ ديگران‌ ‌را‌ و باريديم‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ باريدني‌ ‌پس‌ بد ‌بود‌ بارش‌ انذار شدگان‌.

(ثُم‌َّ دَمَّرنَا الآخَرِين‌َ) تمام‌ قوم‌ لوط ‌حتي‌ امرأه ‌او‌ و طريق‌ هلاكت‌ ‌آنها‌ چنانچه‌ ‌در‌ سور سابقه‌ بيان‌ ‌شده‌ و ‌در‌ اخبار توضيح‌ داده‌اند حضرت‌ جبرئيل‌ هفت‌ شهر ‌آنها‌ ‌را‌ ‌از‌ زمين‌ كند و برد بالا ‌که‌ ‌در‌ خبر دارد صداي‌ كلاب‌ و خروسان‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ملائكه‌ ميشنيدند و يك‌ مرتبه‌ سرنگون‌ كرد و سنگ‌ ريزه‌ ‌از‌ آسمان‌ باريد ‌بر‌ سر ‌آنها‌ و تمام‌ هلاك‌ شدند ‌که‌ مفاد (وَ أَمطَرنا عَلَيهِم‌ مَطَراً) ‌است‌.

اشكال‌: ‌پس‌ ‌از‌ سرنگون‌ شدن‌ ‌آنها‌ و زير خاك‌ رفتن‌ ‌آنها‌ و هلاك‌ شدن‌ چه‌ تأثيري‌ دارد باريدن‌ سنگ‌!

جواب‌: بعض‌ مفسرين‌ گفتند سرنگون‌ شدن‌ راجع‌ بكساني‌ ‌که‌ ‌در‌ شهرستان‌ها بودند و امطار حجاره‌ راجع‌ ‌به‌ آنهايي‌ ‌که‌ ‌در‌ خارج‌ شهرها بودند و ‌اينکه‌ جواب‌ تمام‌ نيست‌ زيرا ظاهر آيات‌ ‌در‌ تمام‌ سور اينست‌ ‌که‌ ‌اينکه‌ دو عذاب‌ ‌بر‌ تمام‌ ‌آنها‌ نازل‌ شد، بخصوص‌ ‌در‌ اخبار تصريح‌ دارد ‌که‌ يكي‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ سنگ‌ها ‌بر‌ سر امرأه لوط وارد شد و مسلما ‌او‌ ‌در‌ شهر ‌بود‌ ‌در‌ همان‌ خانه لوط و تحقيق‌ ‌در‌ جواب‌ چنانچه‌ قبلا ‌هم‌ تذكر داده‌ايم‌ اينست‌ ‌که‌ اولا شهرها ‌با‌ جميع‌ توابعش‌ ‌از‌ صحراها و مزارع‌ و باغات‌ يك‌ مرتبه‌ ‌از‌ زمين‌ كنده‌ شد و بطرف‌ آسمان‌ بالا رفت‌ و ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ سنگ‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ باريد و تمام‌ هلاك‌ شدند و ‌پس‌ ‌از‌ باريدن‌ سنگ‌ سرنگون‌ شد ‌که‌ اثري‌ ‌از‌ ابدان‌ ‌آنها‌ و عمارات‌ ‌آنها‌ و اشجار ‌آنها‌ و اندوخته‌هاي‌ ‌آنها‌ و اثاثيه‌ ‌آنها‌ باقي‌ نماند، و ‌در‌ بعض‌ اخبار دارد ‌که‌ ‌هر‌ ‌که‌ مرتكب‌ عمل‌ قوم‌ لوط شد موقع‌ مردن‌ يكي‌ ‌از‌ ‌آن‌ سنگ‌ها ‌بر‌ ‌او‌ ميبارد.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 173)- «و بارانی بر آنها فرستادیم» (وَ أَمْطَرْنا عَلَیْهِمْ مَطَراً).

اما چه بارانی، بارانی از سنگ که حتی ویرانه‌های آنها را از نظرها محو کرد! «چه باران بدی بود باران انذار شدگان» (فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِینَ).

بارانهای معمولی حیاتبخش است و زنده کننده، اما این باران، وحشتناک و نابود کننده بود و ویرانگر.

از آیه 82 سوره هود استفاده می‌شود که نخست شهرهای قوم لوط زیر و رو شدند، سپس بارانی از سنگریزه متراکم بر آنها فرود آمد.

نکات آیه

۱ - بارش بارانى از سنگ گِل (سجیل) بر قوم لوط، پس از هلاکت آنان و ویرانى کامل دیارشان (ثمّ دمّرنا الأخرین . و أمطرنا علیهم مطرًا) «إمطار» (مصدر «أمطرنا») به معناى بارانیدن است. «مطرًا» مفعول «أمطرنا» و تنکیر آن تنکیر تنویع است; یعنى، «بر روى آنان نوعى باران فرو ریختیم». در سوره حجر (آیه ۷۴) نوع باران را بیان کرده است: «فجعلنا عالیها سافلها و أمطرنا علیهم حجارة من سجیل; شهرشان را زیرورو کردیم و بر آنان سنگ هایى از سجیل (سنگ گِل) فرو ریختیم».

۲ - جریان امور طبیعت، در حیطه قدرت خدا و قابل تغییر و تحوّل به اراده او (ثمّ دمّرنا الأخرین . و أمطرنا علیهم مطرًا)

۳ - مظاهر خشم الهى پس از انذار و اخطار، داراى آثارى هلاکت بار و ویرانگر (فساء مطر المنذرین)

۴ - سرکشى و عصیان پس از انذار و اتمام حجت، داراى فرجامى شوم (و أمطرنا علیهم مطرًا فساء مطر المنذرین)

۵ - محوریت انذار و اخطار در تبلیغات لوط(ع) (و أمطرنا علیهم مطرًا فساء مطر المنذرین)

موضوعات مرتبط

  • آفرینش: منشأ تحولات آفرینش ۲
  • اتمام حجت: آثار اتمام حجت ۴
  • انذار: آثار انذار ۴
  • تبلیغ: انذار در تبلیغ ۵
  • خدا: آثار غضب خدا ۳; آثار قدرت خدا ۲; انذارهاى خدا ۳; حاکمیت اراده خدا ۲
  • سرزمینها: ویرانى سرزمین قوم لوط ۱
  • عصیان: فرجام شوم عصیان ۴
  • قوم لوط: بارش سجیل بر قوم لوط ۱; تاریخ قوم لوط ۱; عذاب قوم لوط ۱; هلاکت قوم لوط ۱
  • لوط(ع): انذارهاى لوط(ع) ۵; روش تبلیغ لوط(ع) ۵
  • هلاکت: عوامل هلاکت ۳

منابع