الشعراء ١٥٣

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

گفتند: «(ای صالح!) تو از افسون شدگانی (و عقل خود را از دست داده‌ای!)

گفتند: جز اين نيست كه تو از سحر شدگانى

گفتند: «قطعاً تو از افسون‌شدگانى.

قوم صالح گفتند: به یقین تو را سحر کرده‌اند (که دعوی نبوت می‌کنی).

گفتند: جز این نیست که تو از جادوشدگانی،

گفتند: جز اين نيست كه تو را جادو كرده‌اند.

گفتند جز این نیست که تو از جادوزدگانی‌

گفتند: جز اين نيست كه تو از جادوزدگانى

(قوم ثمود به صالح پاسخ دادند و) گفتند: تو از زمره‌ی جادوشدگان و دیوانگان هستی و بس. (این است که چنین پریشان‌گوئی و یاوه‌سرائی می‌کنی).

گفتند: «جز این نیست که تو سخت از افسون‌شدگانی!»

گفتند جز این نیست که توئی از جادوشدگان‌


الشعراء ١٥٢ آیه ١٥٣ الشعراء ١٥٤
سوره : سوره الشعراء
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الْمُسَحَّرِینَ»: جادوشدگان. عقل از دست دادگان و دیوانگان (نگا: اسراء / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ «153»

(قوم ثمود به جاى ايمان آوردن به صالح) گفتند: همانا تو از سحر شدگانى.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ (153)

قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ‌: گفتند در جواب صالح: جز اين نيست كه تو از سحر شدگانى، يعنى سحر بسيار به تو كرده‌اند تا عقل تو مغلوب شده و به اين مرتبه سفيه و نادان شده اى و اين حرفها مى‌زنى، يا تو صاحب سحر هستى يعنى از جنس بشرى نه ملك.

جلد 9 - صفحه 478


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ (141) إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صالِحٌ أَ لا تَتَّقُونَ (142) إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ (143) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ (144) وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى‌ رَبِّ الْعالَمِينَ (145)

أَ تُتْرَكُونَ فِي ما هاهُنا آمِنِينَ (146) فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ (147) وَ زُرُوعٍ وَ نَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ (148) وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً فارِهِينَ (149) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ (150)

وَ لا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ (151) الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ (152) قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ (153) ما أَنْتَ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ (154) قالَ هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ (155)

وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ (156) فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ (157) فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ (158) وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (159)

ترجمه‌

تكذيب كردند قوم ثمود فرستادگان را

وقتى كه گفت بآنها برادرشان صالح آيا نمى‌پرهيزيد

همانا من براى شما پيمبرى امينم‌

پس بترسيد از خدا و فرمان بريد مرا

و نميخواهم از شما بر آن هيچ مزدى نيست مزدم مگر بر پروردگار جهانيان‌

آيا واگذاشته ميشويد در آنچه هستيد اينجا ايمنان‌

در بوستانها و چشمه سارها

و كشت‌ها و درختان خرمائيكه شكوفه آنها لطيف است‌

و ميتراشيد از كوهها خانه‌هائى با آنكه ما هرانيد

پس بترسيد از خدا و اطاعت كنيد مرا


جلد 4 صفحه 121

و اطاعت مكنيد فرمان تجاوز كنندگانرا

آنانكه فساد ميكنند در زمين و اصلاح نميكنند

گفتند جز اين نيست كه توئى از زياد سحر كرده شدگان‌

نيستى تو مگر انسانى مانند ما پس بياور نشانه‌اى اگر هستى از راستگويان‌

گفت اين ماده شترى است براى آن نوبه آب است و براى شما نوبه روزى معيّن‌

و اصابت منمائيد آنرا ببدى پس بگيرد شما را عذاب روزى بزرگ‌

پس پى كردند آنرا پس گرديدند پشيمان‌

پس گرفت آنها را عذاب همانا در اين هر آينه آيتى است و نباشند بيشترشان گروندگان‌

و همانا پروردگار تو او است تواناى مهربان.

تفسير

خداوند متعال پس از پنج آيه كه تفسير آنها در قصص سابقه گذشت نقل فرموده كلام حضرت صالح را بقوم خودش كه بنام سر سلسله‌شان معروف بقبيله ثمود بودند باين تقريب كه آيا تصوّر كرديد بهمين حال كه در ناز و نعمتيد باقى و از حوادث دهر مصون و مأمون خواهيد بود نه چنين است باين حال واگذار نخواهيد شد اين نعمتها كه در اين زمان خداوند بشما عنايت فرموده از قبيل باغها و چشمه‌سارها و كشتزارها و درختان خرما كه شكوفه و غلاف خوشه‌هاى آنها لطيف و نرم و نازك است كه كاشف از خوبى و نرمى و لطافت ميوه آن باشد در صورت تخلّف از امر الهى نيست و نابود خواهد شد و اين خانه‌هاى رفيعى كه در كوهها با كمال استادى و مهارت براى خود ميتراشيد براى شما باقى نمى‌ماند و بعضى فرهين بحذف الف قرائت نموده‌اند يعنى با تكبر و نشاط و دلخوشى پس از خدا بترسيد و كارى نكنيد كه موجب خشم خدا شود و اطاعت كنيد مرا كه امر من امر خدا است و من بدون دستور او دستورى نميدهم و اطاعت نكنيد امر مردمان متجاوز را كه رؤساء قوم بودند و غير از فتنه و فساد كارى نداشتند و آنها در جواب گفتند تو از كسانى هستى كه زياد برايت سحر نموده‌اند بقدرى كه عقلت زائل شده و قمى ره فرموده مراد آنستكه ميان تهى هستى مانند ساير افراد بشر و اگر پيغمبر بودى مثل ما نبودى و مؤكّد اينمعنى است كه بعد از اين گفتند نيستى تو مگر بشرى مانند ما اگر راست ميگوئى معجزى بياور تا ما تو را تصديق نمائيم و


جلد 4 صفحه 122

آنحضرت بتفصيلى كه در سوره اعراف مستوفى گذشت براى آنها از كوه ماده شترى بيرون آورد كه بنا شد آب رودخانه يك روز نوبه آن ناقه و يك روز نوبه آنها باشد و بهيچ وجه آنها مزاحم نوبه آن نشوند و آسيبى هم بآن نرسانند و فرمود اگر شما بآن تعدّى نمائيد بعذاب روز بزرگ كه بزرگى آن براى بزرگى عذاب آن روز است معذّب خواهيد شد و آنها براى آنكه نميخواستند با آن هم نوبه باشند يكنفر از خودشان را مأمور بقتل آنحيوان نمودند و بقيّه با او كمك كردند و گوشتش را قسمت كردند و خوردند و پشيمان شدند وقتى كه عذاب را معاينه نمودند كه آنوقت پشيمانى سودى ندارد و توبه قبول نميشود و آن عذاب صيحه آسمانى يا زلزله زمينى يا بدنى بود كه در سور سابقه مفصلا ذكر شده است و جمل اخيره مفسّره در قصص سابقه است و باغراضى كه اخيرا بيان شد در ذيل هر قصه تكرار شده و خواهد شد و در نهج البلاغه است كه همانا شريك ميكند مردم را در امرى رضا و سخط، ناقه ثمود را يكنفر از آنها پى كرد ولى خدا عذاب را بر همه نازل فرمود چون همه راضى بآن شدند و نسبت عقر را بهمه داد كه فرمود فعقروها فأصبحوا نادمين و زمين آنها در اثر خسف شكسته و گداخته گرديد و نيز از آنحضرت روايت شده كه اول چشمه‌ئى كه جارى شد در زمين آن بود كه خدا براى صالح عليه السّلام جارى فرمود و آبش را بنوبه براى ناقه و آنها مقرّر داشت و فرمود لها شرب و لكم شرب يوم معلوم.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قالُوا إِنَّما أَنت‌َ مِن‌َ المُسَحَّرِين‌َ (153)

جز ‌اينکه‌ نيست‌ ‌که‌ تو ‌از‌ كساني‌ هستي‌ ‌که‌ بسيار سحر شده‌اي‌ و بسيار ‌در‌ سحر فرو رفته‌اي‌ ‌که‌ عقلت‌ ‌را‌ ‌از‌ دست‌ داده‌اي‌ و ديگر شعور و ادراك‌ نداري‌.

و لذا بسياري‌ ‌از‌ انبياء ‌را‌ رمي‌ بجنون‌ ميكردند و ‌به‌ سفاهت‌ و كم‌ عقلي‌ و بي‌ شعوري‌، چون‌ ‌با‌ آلهه ‌آنها‌ طرف‌ بودند كسي‌ ‌که‌ ‌با‌ خدايان‌ ‌آنها‌ طرف‌ شود و خبر ‌از‌ زنده‌ شدن‌ ‌بعد‌ ‌از‌ مردن‌ و پوسيده‌ شدن‌ دهد و ‌از‌ عقاب‌ و عذاب‌ تحذير و انذار كند ‌او‌ ‌را‌ جاهل‌ و مجنون‌ و ساحر و ساير مزخرفات‌ ميدانند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 153)- لجاجت و سر سختی قوم صالح: در آیات گذشته منطق مستدل و خیر خواهانه صالح را در برابر قوم گمراه شنیدید، اکنون در اینجا، منطق قوم را در برابر او بشنوید.

آنها «گفتند: ای صالح! تو مسحور شده‌ای و عقل خود را از دست داده‌ای» لذا سخنان ناموزونی می‌گویی! (قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِینَ).

نکات آیه

۱ - اتهام جنون و سحرزدگى به صالح(ع) از سوى ثمودیان (قالوا إنّما أنت من المسحّرین) «مسحّر» (مفرد «مسحّرین») به کسى گفته مى شود که به شدت افسون شده باشد.

۲ - موضع گیرى خصمانه ثمودیان در برابر نصیحت هاى صالح(ع) (قالواإنّما أنت من المسحّرین) چنان که گفته شد، «مسحّر» به کسى گفته مى شود که به شدت گرفتار سحر و افسون شده است. این تهمت سخت، بیانگر عمق دشمنى ثمودیان با صالح(ع)است.

۳ - سرمستى، رفاه زدگى، اسراف گرى و فسادانگیزى ثمودیان، مانع درک آنان از مفاهیم بلند و آسمانى پیام صالح(ع) (قالواإنّما أنت من المسحّرین) بیان رفاه مندى، اسراف گرى و فسادانگیزى ثمودیان، پیش از ذکر موضع گیرى آنان در مقابل صالح(ع)، مى تواند نشان دهنده این حقیقت باشد که آنچه سبب شد، ثمودیان مفاهیم مهم معرفتى صالح(ع) را، کلماتى جنون آمیز، بیهوده و گزاف به شمار آوردند و او را فردى افسون شده بخوانند; این بود که آنان گرفتار غرور، سرمستى، اسراف و فسادگرى شده بودند.

۴ - پایبندى عمیق به ارزشها، ساده لوحى و حماقت در نظر جامعه فاسد و منحرف (إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون ... قالواإنّما أنت من المسحّرین) نسبت دادن جنون به صالح پیامبر مى تواند صرفًا به دلیل ادعاى رسالت از سوى وى نباشد بلکه بخاطر نصایح و اصرار وى بر رعایت تقوا و پایبندى به ارزش هاى الهى باشد.

۵ - برخوردارى صالح(ع) از ویژگى هاى بشرى، دستاویز ثمودیان در رد رسالت وى (قالواإنّما أنت من المسحّرین) «مسحّر» مى تواند مشتق از «سحر» باشد. «سحر» نیز مرادف «رئه» (شُش) است. بنابراین واژه «مسحر» به معناى موجود داراى شُش است که از خصوصیات بشرى مى باشد. گفتنى است برپایه این معنا، آیه بعد، توضیح و تفسیر همین تعبیر خواهد بود.

۶ - مخالفان صالح(ع)، ناتوان از مقابله منطقى با وى (قالوا إنّما أنت من المسحّرین) اقدام ثمودیان به وارد کردن اتهام جنون به صالح(ع) در برابر اندرزهاى خیرخواهانه وى، بیانگر مطلب یاد شده است.

۷ - اطلاع ثمودیان، از مسأله افسون و سحرزدگى (قالوا إنّما أنت من المسحّرین)

موضوعات مرتبط

  • ارزشها: آثار پایبندى به ارزشها ۴
  • جادو: تاریخ جادو ۷; دانش جادو در قوم ثمود ۷
  • دین: آسیب شناسى دینى ۳
  • ساده لوحى: موارد ساده لوحى ۴
  • صالح(ع): بشر بودن صالح(ع) ۵; تهمت جادوزدگى به صالح(ع) ۱; تهمت جنون به صالح(ع) ۱; فلسفه تکذیب صالح(ع) ۵; قصه صالح(ع) ۱، ۲، ۳، ۵; مواعظ صالح(ع) ۲; موانع درک تعالیم صالح(ع) ۳
  • قوم ثمود: آثار افساد قوم ثمود ۳; آثار رفاه طلبى قوم ثمود ۳; آثار سرمستى قوم ثمود ۳; بهانه جویى قوم ثمود ۵; بى منطقى قوم ثمود ۶; تاریخ قوم ثمود ۷; تهمتهاى قوم ثمود ۱; دشمنى قوم ثمود ۲; روش برخورد قوم ثمود ۲; عجز قوم ثمود ۶
  • مفسدان: بینش مفسدان ۴

منابع