الشعراء ١٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

فرمود: «چنین نیست، (آنان کاری نمی‌توانند انجام دهند)! شما هر دو با آیات ما (برای هدایتشان) بروید؛ ما با شما هستیم و (سخنانتان را) می‌شنویم!

|گفت: نه، چنين نيست، [تو و هارون‌] آيات ما را [براى آنها] ببريد كه ما همراه شما شنونده‌ايم

فرمود: «نه، چنين نيست؛ نشانه‌هاى ما را [براى آنان‌] بِبَريد كه ما با شما شنونده‌ايم.»

خدا به موسی فرمود: هرگز (مترس که شما را نمی‌کشند)، پس با برادرت هارون بدین معجزات و آیات ما به سوی آنان بروید که ما همه جا با شما هستیم و گفتار شما را می‌شنویم.

[خدا] گفت: این چنین نیست [که فرعون بر تو پیروز شود] پس شما دو نفر معجزات ما را ببرید که یقیناً ما همراه شما شنونده [گفتار هر دو طرف] هستیم [پس شما دو نفر را بر پایه دلیل و برهان و معجزه بر آنان پیروز می کنیم.]

گفت: هرگز، آيات مرا هر دو نزد آنها ببريد، ما نيز با شما هستيم و گوش فرا مى‌دهيم.

فرمود چنین نیست معجزات ما را [همراه‌] ببرید، ما خود همراه شما شنوا هستیم‌

گفت: نه چنين است- تو را نمى‌كشند-، پس هر دو با نشانه‌هاى ما برويد، ما با شماييم، مى‌شنويم.

(خداوند این تقاضای صادقانه‌ی موسی را اجابت کرد و گفت:) این چنین نیست (که بتوانند تو را به قتل برسانند. درخواستت را راجع به هارون پذیرفتم). دو نفری با (توشه‌ی) معجزات ما (که عصا و ید بیضاء است، به سوی فرعون و فرعونیان) بروید (و بدانید که) ما با شما هستیم و (شما را در پناه خود می‌داریم، و کاملاً مطالبی را که در میان شما و ایشان می‌گذرد) می‌شنویم. (قطعاً شما پیروزید).

فرمود: «هرگز (چنین نیست)! پس به (همراه) نشانه‌های ما (سوی آنان) بروید. همانا ما با شما شنوندگانیم.»

گفت نه چنین است بروید شما هر دو به آیتهای ما که مائیم با شما شنوندگان‌


الشعراء ١٤ آیه ١٥ الشعراء ١٦
سوره : سوره الشعراء
نزول : ٤ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«آیَات»: معجزات. مراد عصا و ید بیضاء است (نگا: طه / - ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


قالَ كَلَّا فَاذْهَبا بِآياتِنا إِنَّا مَعَكُمْ مُسْتَمِعُونَ «15»

خداوند فرمود: چنين نيست، پس (تو وهارون) همراه با معجزات ما حركت كنيد كه ما با شما وشنونده (گفتگوهايتان) هستيم.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قالَ كَلاَّ فَاذْهَبا بِآياتِنا إِنَّا مَعَكُمْ مُسْتَمِعُونَ «15»

چون موسى عليه السّلام استدعا و استدفاع نمود:

قالَ كَلَّا: فرمود خداى تعالى: نه چنان است كه ايشان بر تو دست يابند، فَاذْهَبا بِآياتِنا: پس برويد شما هر دو به آيات ما، يعنى تو و برادرت هارون به معجزات كه دليل قدرت ما و حجت تو باشد. إِنَّا مَعَكُمْ مُسْتَمِعُونَ‌: بدرستى كه ما با شمائيم، يعنى موسى و هارون و فرعون شنونده‌ايم آن چيزى را كه ميان شما و فرعون رود، يعنى هر چه شما كنيد و بگوئيد و بشنويد، بر ما پوشيده نيست؛ پس شما هر دو را بر آنها غالب سازيم. حاصل آنكه حق تعالى در اين فرمايش ردع موسى فرمود از خوف و ضمّ برادر او با او در ارسال و وعده غالبيت او بر فرعون و فرعونيان. بعضى گفته‌اند: حق تعالى در قول مستمعون تمثيل ذات خود فرموده به كسى كه در مجادله قوم حاضر شود براى استماع آنچه در ميان ايشان واقع شود و براى ترقب امداد اولياى خود از ايشان، و اين تمثيل جهت مبالغه است در وعده به اعانت، و لهذا لفظ استماع را كه به معنى اصغاء و اطلاق آن بر او سبحانه بر حقيقت خود نيست ايثار فرموده بر سمع كه به معنى مطلق ادراك حروف و اصوات است. «1»


«1». تفسير منهج الصادقين، ج 6، ص 434. چاپ كتابفروشى اسلاميّه.

جلد 9 - صفحه 402


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ إِذْ نادى‌ رَبُّكَ مُوسى‌ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ «10» قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لا يَتَّقُونَ «11» قالَ رَبِّ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ «12» وَ يَضِيقُ صَدْرِي وَ لا يَنْطَلِقُ لِسانِي فَأَرْسِلْ إِلى‌ هارُونَ «13» وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ «14»

قالَ كَلاَّ فَاذْهَبا بِآياتِنا إِنَّا مَعَكُمْ مُسْتَمِعُونَ «15» فَأْتِيا فِرْعَوْنَ فَقُولا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ «16» أَنْ أَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ «17» قالَ أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً وَ لَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ «18» وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَ أَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ «19»

قالَ فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ «20» فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ «21» وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ «22» قالَ فِرْعَوْنُ وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ «23» قالَ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ «24»

قالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لا تَسْتَمِعُونَ «25» قالَ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ «26» قالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ «27» قالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ ما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ «28» قالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ «29»

قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْ‌ءٍ مُبِينٍ (30)

ترجمه‌

و هنگاميكه ندا كرد پروردگار تو موسى را كه برو بسوى گروه ستمكاران‌

كه قوم فرعونند آيا نمى‌پرهيزند

گفت پروردگارا همانا من ميترسم كه تكذيب كنند مرا

و تنگ ميشود سينه‌ام و نميگشايد زبانم پس بفرست بسوى هارون‌

و مر آنها را است بر من ادعاء گناهى پس ميترسم كه بكشند مرا

گفت نه چنين است پس برويد با آيتهاى ما همانا ما با شمائيم شنوندگان‌

پس برويد بسوى فرعون پس بگوئيد همانا ما فرستاده پروردگار جهانيانيم‌

كه بفرستى با ما بنى اسرائيل را

گفت آيا نپروريديم تو را در ميان خودمان در حاليكه نوزادى بودى و درنگ كردى ميان ما از عمرت سالها

و كردى كرده‌ات را كه كردى و توئى از ناسپاسان‌

گفت كردم آنرا آنگاه و من بودم از نادانان‌

پس گريختم از


جلد 4 صفحه 99

شما چون ترسيدم از شما پس بخشيد مرا پروردگارم حكمى و گردانيد مرا از پيغمبران‌

و اين نعمتى است كه منّت مينهى آنرا بر من كه بنده گردانيدى بنى اسرائيل را

گفت فرعون و چيست پروردگار جهانيان‌

گفت پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است اگر هستيد يقين كنندگان‌

گفت بآنان كه بودند در اطرافش آيا نميشنويد

گفت پروردگار شما و پروردگار پدران شما كه پيشينيانند

گفت همانا پيمبر شما كه فرستاده شده بسوى شما هر آينه ديوانه است‌

گفت پروردگار مشرق و مغرب و آنچه در ميان آن دو است اگر در مى‌يابيد بعقل‌

گفت هر آينه اگر گرفتى خدائى جز من هر آينه خواهم قرار داد البتّه تو را از زندانيان‌

گفت آيا و اگر چه بياورم برايت چيزى روشن.

تفسير

خداوند متعال باز براى تسليت خاطر و تقويت قلب شريف پيغمبر اكرم در امر دعوت بنصرت حق و تذكر خلق شروع بذكر قصص انبياء عظام فرموده باين تقريب كه ياد كن وقتى را كه ندا فرمود پروردگار تو موسى ع را كه برو نزد قوميكه ظلم نمودند بخودشان بسبب كفر و بر بنى اسرائيل بذبح اولادشان و ساير مظالم و آنها قوم فرعونند و خود او داخل در آنها بلكه اولى از همه است و عجب مردم جسورى هستند آيا آنها از خدا نميترسند موسى عرض كرد پروردگارا من ميترسم مرا تكذيب كنند و در اين مواقع سينه و دل من تنگ ميشود و زبانم از گفتار باز ميماند و بعضى يضيق و ينطلق بنصب قرائت نموده‌اند و بنابراين عطف بر يكذّبون است و ان ناصبه بر آن دو نيز داخل ميگردد يعنى من ميترسم از تكذيب و تنگى سينه و گرفتن زبانم و بنابر قرائت مشهور عطف بر أخاف است و گويا نشدن زبان آنحضرت ممكن است در اثر دل تنگى و غلبه خشم باشد و محتمل است براى لكنتى باشد كه در زبان او بود و بدعا رفع شد و در سور سابقه بيان گرديد و محتمل است براى هر دو باشد كه در اثر غضب و تنگى سينه لكنت زبان زياد شود بطورى كه از گفتار بماند و در هر حال از خداوند تقاضا نمود كه وحى فرستد بسوى هارون برادر مادريش كه قبول معاونت او را بنمايد و در خاتمه عرايض عرضه داشت كه آنقوم بر من ادّعاء گناهى دارند چون يكنفر از آنها را كشته‌ام ميترسم مرا بقصاص او بكشند و موفق باداء رسالت نشوم و خداوند صريحا اين احتمالى را كه حضرت موسى‌


جلد 4 صفحه 100

ميداد و منشأ خوف او شده بود نفى فرمود و تقاضاى او را راجع بهارون پذيرفت و فرمود هرگز چنين قدرتى پيدا نميكنند تو و برادرت برويد با معجزات پى در پى ما كه براى نصرت شما ميرسد و من و ملائكه براى كمك با شما دو نفر هستيم و گفتگوى تو و هارون را با آنها ميشنويم و بنابراين خطاب جمع باعتبار تنزيل آن دو منزله جماعت است بلحاظ بودن بنى اسرائيل با آنها و ممكن است مراد آن باشد كه ما با تو و هارون و فرعون هستيم و گفتگوى شما را ميشنويم و حق را بر باطل غلبه ميدهيم و كلمه كلّا حرفى است موضوع براى زجر و ردع يعنى نبايد چنين گمانى ببرى كه آنها تو را بتوانند بكشند پس برويد بسوى فرعون و بگوئيد ما داراى منصب رسالتيم از طرف پروردگار جهانيان و چون رسول مشترك بين مصدر و صفت است و آن دو بجاى يكديگر استعمال ميشوند مفرد ذكر شده و شايد براى اشاره بآن باشد كه رسول حضرت موسى است و هارون معاون او است و هر دو يك پيغام آورده‌اند و آن اين بود كه خدا فرموده بنى اسرائيل را از قيد اسارت خود رها كن و بگذار آنها بيايند با ما برويم بوطن اصلى خودمان كه بلاد شام است و چون آن دو اين اظهار را نمودند فرعون بحضرت موسى گفت آيا ما تربيت و نگهدارى ننموديم تو را در خانه‌هاى خودمان با آنكه كودكى نوزاد بودى و سالهاى متمادى از عمر خود بنعمت ما پرورش يافتى و در ميان ما زندگى كردى تا آنخطاى بزرگ كه قتل يكنفر از ما بود از تو سر زد و فرار كردى رفتى و كفران نعمت ما را نمودى حال آمدى ادّعاى پيغمبرى ميكنى از ابن عباس نقل شده كه مدت اقامت آنحضرت در بين آنها هجده سال بود و سى و چهل هم گفته‌اند و قمى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه چون خداوند موسى عليه السّلام را مبعوث فرمود بسوى فرعون آمد در خانه او و اذن ورود خواست اجازه‌اش ندادند و او عصايش را بدر زد تمام درها باز شد پس وارد شد بر فرعون و گفت من پيغمبر خدايم و بايد بنى اسرائيل را بفرستى با من بيايند و فرعون آنچه خدا فرموده گفت و مراد از آنكار كه گفت كردى قتل آنمرد بود و مرادش از نسبت كفرى كه باو داد كفران نعمت خودش بود و حضرت موسى در جواب فرمود بلى راست است من آنكار را كردم ولى آنوقت پيغمبر نبودم و حقايق‌


جلد 4 صفحه 101

اشياء بر من مكشوف نبود نميدانستم آنمرد بيك مشت زدن ميميرد و قصد كشتن او را نداشتم ميخواستم او را تربيت كنم اتفاقا مرد پس فرار كردم چون از شما ترسيدم كه مرا بنا حق بكشيد پس خدا مرا بعلم و حكمت و منصب نبوّت فائز فرمود و تو تصوّر كردى اين تربيت و نگهدارى تو از من نعمتى بوده كه منّت آنرا بر من ميگذارى با آنكه در واقع نعمت نبوده بلكه نقمت بوده زيرا تو همه ما را بنده خود كرده بودى اگر تو اطفال بى گناه بنى اسرائيل را نميكشتى مادرم مرا بدريا نمى‌انداخت و زير دست تو واقع نميشدم كه مرا تربيت كنى براى دلخوشى خودت و بنابراين محتمل است همزه استفهام انكارى در صدر كلام مقدّر باشد يعنى آيا اين نعمتى است كه قابل منّت باشد نه چنين است بلكه جرم و جنايتى است كه قابل ملامت و عقوبت است و حقّا اين جواب از الهامات الهى بوده كه بمختصر بيانى حق تربيت و نعمت ظاهرى او را مبدّل بحق انتقام و دادستانى واقعى حضرت موسى نموده است لذا ديگر آنملعون جوابى نداد و روى سخن را بجانب ديگرى خارج از بحث معطوف داشت و از اعتراض بر صلاحيّت او براى ادّعاء نبوت صرف نظر نمود و سؤالى كرد كه حضرت موسى در جواب آن عاجز بماند و گفت چه چيز است پروردگار جهانيان آنحضرت جواب فرمود پروردگار آسمان و زمين و موجودات ما بين آن دو از هر جنس و نوع اگر شما معتقديد كه بايد خداوند خالق و مربّى آسمانها و زمين و موجودات آنها باشد و معرّفى فرمود خداوند را بأظهر خواص و آثارش و در واقع جواب حقيقى او را داد چون خالق و مربّى همه موجودات نميشود از جنس و نوع آنها باشد و بايد بخواص و آثار و اوصاف او را شناخت پس نميشود گفت چه چيز است يعنى از چه جنس و نوع است و استدلال نمود از وجود مصنوع بر وجود صانع ولى فرعون نفهميد يا خود را بنفهمى زد و رو باطرافيان خود كرد و گفت آيا شما نميشنويد سخن اين شخص را من ميپرسم خدا چه چيز است و سؤال از حقيقت او ميكنم او جواب ميدهد آفريننده آسمانها و زمين و موجودات است و از كار او خبر ميدهد و قمى ره در ضمن حديث سابق نقل نموده كه فرعون از كيفيّت خداوند سؤال‌


جلد 4 صفحه 102

نمود و موسى عليه السّلام گفت ربّ السّموات و الارض و ما بينهما ان كنتم موقنين پس فرعون از روى تعجب باصحابش گفت آيا شما نميشنويد من از كيفيّت خدا سؤال ميكنم او از وجودش جواب ميدهد و حضرت موسى چون ديد فرعون نفهميد يا خود را بنفهمى زد و او مدّعى ربوبيّت بود بر اهل عصر خود نه پيشينيان جوابى فرمود كه جاى اشكال و شبهه براى حاضرين باقى نماند و گفت پروردگار شما و پروردگار پدران شما كه اهل اعصار سابقه بودند و فرعون از جواب عاجز شد و نتوانست اشتباه كارى كند همان موافق نبودن جواب با سؤال را بهانه نمود و نسبت جنون بحضرت داد و استهزاء و سخريّه نمود ولى حضرت اعتنا نفرمود و استدلال خود را تعقيب فرمود بأمر مشهود عامّى كه گردش شبانه روز باشد بطرز نافع و ممتّع و مرتّب و منظّمى كه هر عاقلى ميتواند از آن پى بمدبّر عالم قدير حكيم كريم ببرد ولى محتاج بتعقّل و تأمل است لذا امر را معلّق بآن فرمود با اشاره بردّ نسبتى كه فرعون بآنحضرت داده بود بر او و اطرافيانش كه با او موافق بودند چون اشعار داشت بآنكه شما عقل نداريد كه تعقّل نميكنيد تا بدانيد و فرعون ديد ديگر محاجّه با حضرت موسى بصرفه و صلاح او تمام نميشود لذا از راه تهديد جلو آمد و گفت اگر خداى ديگرى براى خودت اختيار كنى تو را حبس ميكنم در زندان عمومى و گفته‌اند محبوسين او حبس دائم بودند و حضرت با كمال متانت در جواب فرمود اگر چه براى تو معجزه‌ئى اظهار نمايم كه دلالت واضح داشته باشد بر وجود خداوند قادر حكيم و صدق من در دعواى رسالت و كذب تو در دعواى ربوبيّت باز مرا حبس ميكنى ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قال‌َ كَلاّ فَاذهَبا بِآياتِنا إِنّا مَعَكُم‌ مُستَمِعُون‌َ «15»

خداوند فرمود: چنين‌ ‌است‌ ‌ما ‌با‌ ‌شما‌

جلد 14 - صفحه 14

هستيم‌ و ميشنويم‌ كلام‌ ‌شما‌ ‌را‌ ‌با‌ فرعونيان‌.

قال‌َ كَلّا ‌يعني‌ مترس‌ ‌در‌ كنف‌ الهي‌ مصون‌ و محفوظ هستي‌ و ‌براي‌ قوت‌ قلب‌ تو برادرت‌ هارون‌ ‌را‌ همراه‌ ببر ‌ما ‌شما‌ ‌را‌ حفظ ميكنيم‌ ‌با‌ كمال‌ قوت‌ قلب‌.

فَاذهَبا ‌پس‌ برويد و دست‌ خالي‌ ‌هم‌ نرويد ‌با‌ آيات‌ ‌ما و معجزات‌ برويد.

بِآياتِنا مثل‌ عصا و يد بيضاء و ساير معجزات‌ ‌که‌ قبلا تذكر داديم‌.

إِنّا مَعَكُم‌ كسي‌ ‌که‌ ‌خدا‌ و ملائكه‌ حفظه‌ نگهبان‌ ‌او‌ ‌باشد‌ نبايد بيم‌ و خوفي‌ داشته‌ ‌باشد‌:

‌اگر‌ تيغ‌ عالم‌ بجنبد ز جا

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 15)- خداوند این تقاضای صادقانه موسی را اجابت کرد «فرمود: این چنین نیست» (قالَ کَلَّا). که بتوانند تو را به قتل برسانند و یا سینه‌ات تنگی کند و زبانت گره داشته باشد و گویا نگردد.

دعای تو را در مورد برادرت نیز اجابت کردم و به او هم مأموریت دادم «پس شما هر دو با آیات ما بروید» و فرعون و قوم گمراهش را به سوی من دعوت کنید (فَاذْهَبا بِآیاتِنا).

و فکر نکنید من از شما دورم و جریان امر شما بر ما مخفی است، بلکه «ما با شما هستیم و به خوبی مطالب را می‌شنویم» (إِنَّا مَعَکُمْ مُسْتَمِعُونَ).

هرگز شما را تنها نخواهم گذارد و در حوادث سخت یاریتان خواهم کرد با اطمینان خاطر پیش بروید و محکم در این راه گام بردارید.

نکات آیه

۱ - اطمینان بخشیدن خداوند به موسى(ع); مبنى بر ناتوانى فرعونیان از قتل وى (فأخاف أن یقتلون . قال کلاّ) بنابراین احتمال که «کلاّ» پاسخ «أخاف أن یقتلون» است، برداشت یاد شده به دست مى آید.

۲ - حمایت قاطع خداوند از موسى(ع) در قبال مشکلات راه رسالت. (قال کلاّ ... إنّا معکم مستمعون)

۳ - پذیرش درخواست موسى(ع) از سوى خدا در مورد همراهى هارون با وى (فأرسل إلى هرون ... فاذهبا بایتنا)

۴ - موسى و هارون(ع)، مأمور حرکت به سوى فرعونیان با تکیه بر حمایت قاطع الهى (قال کلاّ فاذهبا بایتنا إنّا معکم)

۵ - تجهیز موسى و هارون(ع) به وسیله آیات و معجزات گوناگون الهى براى ایفاى نقش رسالت (فاذهبا بایتنا)

۶ - آیات الهى (معجزات) توشه راه و حربه پیروزى موسى و هارون(ع) (قال کلاّ فاذهبا بایتنا)

۷ - هارون، شریک و همراه موسى(ع) در امر رسالت (فاذهبا بایتنا)

۸ - بى گناهى موسى(ع) در نزد خداوند به خاطر قتل مرد قبطى (و لهم علىّ ذنب فأخاف أن یقتلون . قال کلاّ) پشتیبانى خداوند از موسى(ع)، نشانگر آن است که اقدام وى براى جلوگیرى از ستم - که منجر به مرگ قبطى شده بود - نزد خداوند جرم و گناه نیست.

۹ - اطمینان بخشى خداوند به موسى(ع) با یادآورى حضور خود در همه صحنه هاى مباحثه او با فرعون. (فاذهبا بایتنا إنّا معکم مستمعون)

۱۰ - حضور خدا در همه جا و همراه همه کس و نیز آگاهى او نسبت به اعمال و گفته هاى مردمان (إنّا معکم مستمعون)

۱۱ - لزوم گوش فرا دادن به سخنان زیردستان و مأموران، در باره مشکلات ونارسایى هایشان و دلجویى کردن از آنان با اطمینان دادن به رفع آنها (قال ربّ إنّى أخاف أن یکذّبون ... و لهم علىّ ذنب... قال کلاّ فاذهبا بایتنا إنّا معکم مستمعون)

موضوعات مرتبط

  • آیات خدا: نقش آیات خدا ۶
  • تذکر: آثار تذکر حضور خدا ۹
  • حمایتهاى خدا: مشمولان حمایتهاى خدا ۲، ۴
  • خدا: حضور خدا ۱۰; علم غیب خدا ۱۰
  • زیردستان: استماع سخن زیردستان ۱۱; اطمینان به زیردستان ۱۱; دلجویى از زیردستان ۱۱
  • فرعونیان: عجز فرعونیان ۱
  • مدیریت: روش مدیریت ۱۱
  • معجزه: آثار معجزه ۶
  • موسى(ع): اجابت دعاى موسى(ع) ۳; بى گناهى موسى(ع) ۸; تعدد معجزه موسى(ع) ۵; حامى موسى(ع) ۲، ۴; دلدارى به موسى(ع) ۱; رسالت موسى(ع)۴، ۵; شریک رسالت موسى(ع) ۷; عمل به تکلیف موسى(ع) ۵; عوامل اطمینان موسى(ع) ۹; عوامل پیروزى موسى(ع) ۶; قتلهاى موسى(ع) ۸; قصه موسى(ع) ۳، ۴، ۷; مشکلات موسى(ع) ۲; معجزه موسى(ع) ۶; موسى(ع) و فرعونیان ۴
  • هارون(ع): تعدد معجزه هارون(ع) ۵; حامى هارون(ع) ۴; درخواست همراهى هارون(ع) ۳; رسالت هارون(ع) ۴، ۵; عمل به تکلیف هارون(ع) ۵; عوامل پیروزى هارون(ع) ۶; قصه هارون(ع) ۳، ۴، ۷; معجزه هارون(ع) ۶; نقش هارون(ع) ۷; هارون(ع) و فرعونیان ۴

منابع