الشعراء ١٤١

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

قوم ثمود رسولان (خدا) را تکذیب کردند،

ثموديان پيامبران را تكذيب كردند

ثموديان، پيامبران [خدا] را تكذيب كردند؛

قوم ثمود نیز رسولان خدا را تکذیب کردند.

قوم ثمود پیامبران را تکذیب کردند،

قوم ثمود پيامبران را تكذيب كردند.

قوم ثمود [هم‌] پیامبران را دروغگو انگاشتند

قوم ثمود نيز فرستادگان را تكذيب كردند.

قوم ثمود پیغمبران را دروغگو نامیدند (و از آنان فرمانبرداری نکردند).

ثمودیان، پیامبران را تکذیب کردند.

تکذیب کردند ثمود فرستادگان را


الشعراء ١٤٠ آیه ١٤١ الشعراء ١٤٢
سوره : سوره الشعراء
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٣
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«کَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ»: (نگا: فرقان / و).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ «141» إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صالِحٌ أَ لا تَتَّقُونَ «142» إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ «143» فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ «144»

قوم ثمود (نيز) پيامبران را تكذيب كردند. آنگاه كه برادرشان صالح به آنان گفت: آيا (از شرك و انحراف) پروا نمى‌كنيد؟ من براى شما پيامبرى امين هستم. پس از خداوند پروا كنيد واز من اطاعت نماييد.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ (141)

(قصه پنجم: حضرت صالح عليه السّلام) كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ‌: تكذيب نمودند و به دروغ پنداشتند قبيله ثمود پيغمبران را، يعنى صالح و انبيائى كه پيش از او بودند.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ (141) إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صالِحٌ أَ لا تَتَّقُونَ (142) إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ (143) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ (144) وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى‌ رَبِّ الْعالَمِينَ (145)

أَ تُتْرَكُونَ فِي ما هاهُنا آمِنِينَ (146) فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ (147) وَ زُرُوعٍ وَ نَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ (148) وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً فارِهِينَ (149) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ (150)

وَ لا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ (151) الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ (152) قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ (153) ما أَنْتَ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ (154) قالَ هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ (155)

وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ (156) فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ (157) فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ (158) وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (159)

ترجمه‌

تكذيب كردند قوم ثمود فرستادگان را

وقتى كه گفت بآنها برادرشان صالح آيا نمى‌پرهيزيد

همانا من براى شما پيمبرى امينم‌

پس بترسيد از خدا و فرمان بريد مرا

و نميخواهم از شما بر آن هيچ مزدى نيست مزدم مگر بر پروردگار جهانيان‌

آيا واگذاشته ميشويد در آنچه هستيد اينجا ايمنان‌

در بوستانها و چشمه سارها

و كشت‌ها و درختان خرمائيكه شكوفه آنها لطيف است‌

و ميتراشيد از كوهها خانه‌هائى با آنكه ما هرانيد

پس بترسيد از خدا و اطاعت كنيد مرا


جلد 4 صفحه 121

و اطاعت مكنيد فرمان تجاوز كنندگانرا

آنانكه فساد ميكنند در زمين و اصلاح نميكنند

گفتند جز اين نيست كه توئى از زياد سحر كرده شدگان‌

نيستى تو مگر انسانى مانند ما پس بياور نشانه‌اى اگر هستى از راستگويان‌

گفت اين ماده شترى است براى آن نوبه آب است و براى شما نوبه روزى معيّن‌

و اصابت منمائيد آنرا ببدى پس بگيرد شما را عذاب روزى بزرگ‌

پس پى كردند آنرا پس گرديدند پشيمان‌

پس گرفت آنها را عذاب همانا در اين هر آينه آيتى است و نباشند بيشترشان گروندگان‌

و همانا پروردگار تو او است تواناى مهربان.

تفسير

خداوند متعال پس از پنج آيه كه تفسير آنها در قصص سابقه گذشت نقل فرموده كلام حضرت صالح را بقوم خودش كه بنام سر سلسله‌شان معروف بقبيله ثمود بودند باين تقريب كه آيا تصوّر كرديد بهمين حال كه در ناز و نعمتيد باقى و از حوادث دهر مصون و مأمون خواهيد بود نه چنين است باين حال واگذار نخواهيد شد اين نعمتها كه در اين زمان خداوند بشما عنايت فرموده از قبيل باغها و چشمه‌سارها و كشتزارها و درختان خرما كه شكوفه و غلاف خوشه‌هاى آنها لطيف و نرم و نازك است كه كاشف از خوبى و نرمى و لطافت ميوه آن باشد در صورت تخلّف از امر الهى نيست و نابود خواهد شد و اين خانه‌هاى رفيعى كه در كوهها با كمال استادى و مهارت براى خود ميتراشيد براى شما باقى نمى‌ماند و بعضى فرهين بحذف الف قرائت نموده‌اند يعنى با تكبر و نشاط و دلخوشى پس از خدا بترسيد و كارى نكنيد كه موجب خشم خدا شود و اطاعت كنيد مرا كه امر من امر خدا است و من بدون دستور او دستورى نميدهم و اطاعت نكنيد امر مردمان متجاوز را كه رؤساء قوم بودند و غير از فتنه و فساد كارى نداشتند و آنها در جواب گفتند تو از كسانى هستى كه زياد برايت سحر نموده‌اند بقدرى كه عقلت زائل شده و قمى ره فرموده مراد آنستكه ميان تهى هستى مانند ساير افراد بشر و اگر پيغمبر بودى مثل ما نبودى و مؤكّد اينمعنى است كه بعد از اين گفتند نيستى تو مگر بشرى مانند ما اگر راست ميگوئى معجزى بياور تا ما تو را تصديق نمائيم و


جلد 4 صفحه 122

آنحضرت بتفصيلى كه در سوره اعراف مستوفى گذشت براى آنها از كوه ماده شترى بيرون آورد كه بنا شد آب رودخانه يك روز نوبه آن ناقه و يك روز نوبه آنها باشد و بهيچ وجه آنها مزاحم نوبه آن نشوند و آسيبى هم بآن نرسانند و فرمود اگر شما بآن تعدّى نمائيد بعذاب روز بزرگ كه بزرگى آن براى بزرگى عذاب آن روز است معذّب خواهيد شد و آنها براى آنكه نميخواستند با آن هم نوبه باشند يكنفر از خودشان را مأمور بقتل آنحيوان نمودند و بقيّه با او كمك كردند و گوشتش را قسمت كردند و خوردند و پشيمان شدند وقتى كه عذاب را معاينه نمودند كه آنوقت پشيمانى سودى ندارد و توبه قبول نميشود و آن عذاب صيحه آسمانى يا زلزله زمينى يا بدنى بود كه در سور سابقه مفصلا ذكر شده است و جمل اخيره مفسّره در قصص سابقه است و باغراضى كه اخيرا بيان شد در ذيل هر قصه تكرار شده و خواهد شد و در نهج البلاغه است كه همانا شريك ميكند مردم را در امرى رضا و سخط، ناقه ثمود را يكنفر از آنها پى كرد ولى خدا عذاب را بر همه نازل فرمود چون همه راضى بآن شدند و نسبت عقر را بهمه داد كه فرمود فعقروها فأصبحوا نادمين و زمين آنها در اثر خسف شكسته و گداخته گرديد و نيز از آنحضرت روايت شده كه اول چشمه‌ئى كه جارى شد در زمين آن بود كه خدا براى صالح عليه السّلام جارى فرمود و آبش را بنوبه براى ناقه و آنها مقرّر داشت و فرمود لها شرب و لكم شرب يوم معلوم.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


كَذَّبَت‌ ثَمُودُ المُرسَلِين‌َ (141)

تكذيب‌ كردند ثمود‌-‌ قوم‌ حضرت‌ صالح‌‌-‌ پيغمبران‌ ‌را‌.

ثمود نام‌ شخصي‌ ‌است‌: ثمود ‌بن‌ عاشر ‌بن‌ ارم‌ ‌بن‌ سام‌ ‌بن‌ نوح‌ و اولاد و احفاد ‌او‌ ‌را‌ بنام‌ ‌او‌ ناميدند و قبيله‌ سنگين‌ شدند و حضرت‌ صالح‌ ‌هم‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ قبيله‌ ‌بود‌ و زمين‌ ‌آنها‌ نزديك‌ تبوك‌ ‌بود‌ و لسان‌ ‌آنها‌ عربي‌ اولي‌ ‌بود‌ و لفظ ثمود اطلاقاتي‌ دارد بسا منصرف‌ ميشود و بسا ‌غير‌ منصرف‌ ‌اگر‌ اطلاق‌ برحي‌ ‌ يا ‌ وادي‌ شد منصرف‌ ‌است‌ و ‌اگر‌ ‌بر‌ قبيله‌ ‌ يا ‌ ارض‌ شد ‌غير‌ منصرف‌ ‌است‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 141)- پنجمین بخش از داستان انبیا که در این سوره آمده، سر گذشت فشرده و کوتاهی از قوم «ثمود» و پیامبرشان «صالح» است که در سر زمینی به نام «وادی القری» میان «مدینه» و «شام» زندگی مرفهی داشتند.

سر آغاز این داستان کاملا شبیه داستان «قوم عاد» و «نوح» است، و نشان می‌دهد چگونه تاریخ تکرار می‌گردد، می‌فرماید: «قوم ثمود رسولان خدا را تکذیب کردند» (کَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ).

نکات آیه

۱ - تکذیب رسالت صالح(ع) از سوى قوم ثمود (کذّبت ثمود المرسلین) عده اى مفسران برآنند که «ثمود» نام جد اعلاى قوم صالح مى باشد. بنابراین تسمیه آن قوم به ثمود از باب تسمیه یک قبیله به نام نیاى آن است.

۲ - انکار هر پیامبر، انکار همه پیامبران الهى است. (کذّبت ثمود المرسلین) جمع آمدن واژه «المرسلین»، با این که ثمودیان تنها شخص صالح(ع) را مورد تکذیب قرار دادند، بیانگر مطلب یاد شده است.

۳ - پیوستگى و وحدت محتواى رسالت هاى آسمانى و برنامه پیامبران (کذّبت ثمود المرسلین) نسبت دادن تکذیب همه پیامبران به ثمودیان، با این که آنها تنها شخص صالح(ع) را انکار کردند، مى تواند از آن جهت باشد که اساساً پیام رسالت در طول تاریخ، پیامى واحد است و انکار هر یک، به منزله انکار همه آنهااست.

۴ - ثمودیان، منکر حقیقتى به نام رسالت (کذّبت ثمود المرسلین) برداشت یاد شده بدان احتمال است که نسبت دادن تکذیب همه فرستادگان الهى به ثمود، از آن جهت باشد که آنان اصولاً حقیقتى به نام «رسالت» را قبول نداشتند و این به منزله انکار همه رسولان الهى است.

موضوعات مرتبط

  • ادیان آسمانى: هماهنگى ادیان آسمانى ۳
  • انبیا: تکذیب انبیا ۲; هماهنگى انبیا ۲، ۳
  • صالح(ع): قصه صالح(ع) ۱; مکذبان صالح(ع) ۱
  • قوم ثمود: تکذیبگرى قوم ثمود ۱; عقیده قوم ثمود ۴
  • نبوت: مکذبان نبوت ۴

منابع