الشعراء ١٠٨

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید!

پس از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد

از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد،

پس از خدا بترسید و راه طاعت من پیش گیرید.

بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،

از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.

پس از خدا پروا و از من پیروی کنید

پس، از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد.

از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.

پس از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید.»

پس بترسید خدا را و مرا فرمان برید


الشعراء ١٠٧ آیه ١٠٨ الشعراء ١٠٩
سوره : سوره الشعراء
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«إِتَّقُوااللهَ»: از عذاب خدا خویشتن را در امان دارید. از خدا بترسید.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لا تَتَّقُونَ «106» إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ «107» فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ «108» وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى‌ رَبِّ الْعالَمِينَ «109»

زمانى كه برادرشان نوح به آنان گفت: آيا (از خدا) پروا نمى‌كنيد؟ همانا من براى شما پيامبرى امين هستم. پس، از خداوند پروا كنيد واطاعتم نماييد. و من براى اين رسالت هيچ مزدى از شما درخواست نمى‌كنم، پاداش من جز بر پروردگار جهانيان نيست.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ (108)

فَاتَّقُوا اللَّهَ‌: پس بترسيد از خدا و ترك پرستش بتان نمائيد و به يگانگى، ذات حضرت الهى را پرستش نمائيد. وَ أَطِيعُونِ‌: و فرمانبردارى كنيد مرا در قبول ايمان و اقرار به توحيد و نبوت و اطاعت خداوند سبحان بر وجه اخلاص.

تنبيه: اساس و منشأ تمام خيرات و صلاح و ترك شرورات و فساد، معرفت خدا و ترس ذات يگانه سبحانى است، لذا بعد از ابلاغ رسالت، حضرت نوح پرهيز از معاصى و ترس از خدا را ياد قوم آورده، سپس فرمانبردارى و اطاعت خود را بر آن مترتب ساخته، و بعد به جهت دفع توهم توقع اجر مالى يا جاهى، به آنها اعلام نمود كه:


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ (105) إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لا تَتَّقُونَ (106) إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ (107) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ (108) وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى‌ رَبِّ الْعالَمِينَ (109)

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ (110) قالُوا أَ نُؤْمِنُ لَكَ وَ اتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ (111) قالَ وَ ما عِلْمِي بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (112) إِنْ حِسابُهُمْ إِلاَّ عَلى‌ رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ (113) وَ ما أَنَا بِطارِدِ الْمُؤْمِنِينَ (114)

إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذِيرٌ مُبِينٌ (115) قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ (116) قالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ (117) فَافْتَحْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنِي وَ مَنْ مَعِيَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (118) فَأَنْجَيْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ (119)

ثُمَّ أَغْرَقْنا بَعْدُ الْباقِينَ (120) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ (121) وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (122)

ترجمه‌

تكذيب كردند قوم نوح پيمبران را

هنگاميكه گفت بآنها برادرشان نوح آيا نمى‌پرهيزيد

همانا من براى شما پيمبرى امينم‌

پس بترسيد


جلد 4 صفحه 116

از خدا و فرمان بريد مرا

و نميخواهم از شما بر آن مزدى نيست مزدم مگر بر پروردگار جهانيان‌

پس بترسيد از خدا و اطاعت كنيد مرا

گفتند آيا ايمان بياوريم بتو با آنكه پيروى كردند از تو فرومايگان‌

گفت و نيست مرا علم بآنچه كه ميكنند

نيست حسابشان مگر بر پروردگارم اگر ادراك ميكنيد

و نيستم من دور كننده از خود گروندگان را

نيستم من مگر بيم دهنده‌ئى آشكار

گفتند هر آينه اگر باز نه ايستادى اى نوح البته خواهى بود از سنگسار شدگان‌

گفت پروردگارا بدرستيكه قوم من تكذيب كردند

مرا پس حكم كن ميان من و ميان آنها حكم كردنى و نجات ده مرا و هر كه با من است از گروندگان‌

پس نجات داديم او را و هر كه با او بود در كشتى مجهّز

پس غرق كرديم بعد از آن بازماندگانرا

همانا در اين هر آينه آيتى است و نبودند بيشترشان گروند گان‌

و همانا پروردگار تو هر آينه او است تواناى مهربان.

تفسير

خداوند متعال بعد از ذكر شمّه‌ئى از احوال حضرت ابراهيم مختصرى از قصّه حضرت نوح را براى تسليت خاطر پيغمبر اكرم و تذكّر اهل عالم ذكر فرموده با آنكه شرح آن در سور سابقه گوشزد شده و آن از اين قرار است كه قبيله حضرت نوح جماعتى بودند كه پيغمبران خدا را تكذيب نمودند چون آنحضرت را تكذيب كردند و تكذيب يك پيغمبر تكذيب تمام انبياء است چون همه از طرف يك خدا و براى يك مقصد آمده‌اند و همه مصدّق يكديگرند علاوه بر آنكه در اكمال از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه آنحضرت مبعوث بر قومى شد كه آنها تكذيب نموده بودند پيغمبرانى را كه بين او و حضرت آدم بودند و باين سبب خدا فرموده كذّبت قوم نوح المرسلين يعنى كسانيكه بين او و آدم عليه السّلام بودند و اين تكذيب وقتى بود كه يكنفر از اهل قبيله آنها كه حضرت نوح بود و معمولا در عرب كسيرا كه از قبيله‌ئى باشد برادر آنها ميخوانند بآنها فرمود آيا از خدا نميترسيد و دست از پرستش غير او برنميداريد من از طرف خدا مبعوث برسالت براى شما شدم و همه ميدانيد سابقه امانت و درستكارى مرا پس از خدا بترسيد و اطاعت كنيد مرا در پرستش خدا و امتثال احكامش و من از شما مزدى بر اداء رسالت و ابلاغ احكام او كه بر وفق مصلحت شما است نميخواهم‌


جلد 4 صفحه 117

مزد من با خدا است و آنرا در آخرت يا در دنيا و آخرت خواهد داد پس از خدا بترسيد و اطاعت كنيد مرا و تكرار اين جمله براى افاده اينمعنى است كه امانت و درستكارى من كافى است براى ترسيدن از خدا و اطاعت من و اينكه مزد هم نميخواهم موجب زائدى است براى آن كه معلوم ميشود طمعى بمال شما ندارم و براى رضاى خدا كار ميكنم و به بيان ديگر مقتضى براى وجوب اطاعت موجود بود حال معلوم شد كه مانع هم مفقود است كه چيزى از شما نميخواهند و عذرى براى ترك اطاعت نداريد پس اطاعت كنيد و آنها در جواب گفتند آيا ما بتو ايمان بياوريم با آنكه يك عدّه مردم پست و رذل و فرومايه براى طمع بجاه و مال از روى جهالت و نادانى پيروى از تو نمودند ما هم اگر ايمان بتو آوريم در رديف آنها قرار خواهيم گرفت حضرت در جواب فرمود من از باطن آنها خبر ندارم كه بدانم بچه غرض و قصد بمن ايمان آورده‌اند من مأمور بظاهرم حساب باطن آنها فقط بر عهده خدا است كه عالم السرّو الخفيّات است و هر كس را بر طبق نيّت و قصدش پاداش ميدهد شما هم اگر ادراك و شعور داشته باشيد ميدانيد من راست ميگويم و اگر شما از شركت در مسلك و مرام با آنها عار داريد من از پيغمبرى آنها عار ندارم و موظّف نيستم آنها را از خود طرد نمايم و ايمانشانرا نپذيرم بلكه بايد همه را بيك منوال از خدا بترسانم و ارشاد بمعارف و احكام او نمايم قوم چنانچه رسم جهّال است كه وقتى از جواب عاجز شوند بشتم و رجم ميپردازند گفتند اى نوح اگر دست از كارت بر ندارى تو را سنگسار ميكنيم يا بتو ناسزا و بد ميگوئيم و حضرت نوح آنها را نفرين كرد و از خدا خواست كه حكم فرمايد ميان او و آنها بنزول عذاب و نجات دهد او و پيروانش را از آن بليّه و شرّ قوم براى آنكه از تكذيب آنها ملول و از ايمانشان مأيوس شده بود و خداوند دعاى او را مستجاب فرمود بنزول طوفان و نجات داد او و پيروانش را بوسيله كشتى كه قبلا ساخته و پرداخته شده بود چنانچه قمّى از امام باقر عليه السّلام نقل نموده در معناى مشحون و تفسير آن بمجهّز ولى مفسّرين بپر و مملوّ از انسان و حيوانات و ترجمه نموده‌اند و خداوند بعد از نجات ايشان بقيه قوم را كه بيرون از كشتى بودند غرق فرمود و تفصيل اين وقايع در سور سابقه ذكر شده است و در


جلد 4 صفحه 118

اينجا براى آنكه اين مقدار از قصّه آنحضرت متواتر و مشهور بوده و اين خود آيت و دليل مستقلّى است بر قدرت و قهر و غلبه خداوند و اولياء او بر اعداء و سركشان در ضمن قصص انبياء تذكر داده شده تا موجب عبرت شود ولى در هر عصر و زمان اكثريّت با جهّال و كفّار وفّاق بوده و هست و نبايد اولياء خدا از اين باب ملول و دلتنگ باشند و تكرار اين جملات اخيره بعد از ذكر قصص سابقه و لاحقه براى قوّت قلب و تسليت خاطر پيغمبر اكرم است از ايمان نياوردن اقوامش با تصريح بعزيز بودن خداوند براى اشاره بغلبه دادن اولياء خود را بر اعداء و رحيم بودنش كه تعجيل در عقوبت و انتقام نميفرمايد چنانچه گذشت.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَاتَّقُوا اللّه‌َ وَ أَطِيعُون‌ِ (108)

‌پس‌ بترسيد و پرهيز كنيد ‌از‌ غضب‌ و سخط و عذاب‌ الهي‌ و اطاعت‌ كنيد مرا.

‌پس‌ ‌از‌ اينكه‌ ‌من‌ ‌براي‌ ‌شما‌ ‌رسول‌ امين‌ هستم‌ ‌پس‌ بترسيد و پرهيز كنيد ‌از‌ مخالفت‌ خداوند و اطاعت‌ كنيد مرا. ‌در‌ باب‌ رستگاري‌ و نجات‌ و سعادت‌ سه‌ امر لازم‌ ‌است‌:

اول‌‌-‌ علم‌ ‌به‌ معارف‌ دين‌ و اصول‌ و فروع‌ و ‌در‌ باب‌ معارف‌ چهار امر لازم‌ ‌است‌: «1» قطع‌ و يقين‌ شك‌ و ظن‌ كافي‌ نيست‌. «2» اعتقاد ‌که‌ عقد قلب‌ ‌است‌ و بفارسي‌ دل‌ بستگي‌ ‌است‌ و ‌در‌ بند بودن‌. «3» اقرار ‌که‌ كفر جحودي‌ نباشد و مصداق‌ وَ جَحَدُوا بِها وَ استَيقَنَتها أَنفُسُهُم‌ (سوره‌ نمل‌ ‌آيه‌ 14) نباشد. «4» تسليم‌ و زير بار دين‌ رفتن‌ بعلاوه‌ انكار ضروري‌ دين‌ نكند. توهين‌ ‌به‌ مقدسات‌ ديني‌ نكند. ضروريات‌ مذهب‌ ‌را‌ معتقد ‌باشد‌. بدعتي‌ ‌در‌ دين‌ نگذارد. ‌اينکه‌ اولين‌ درجه‌ تقوي‌ ‌است‌ و ‌اينکه‌ معني‌ مرادف‌ ‌با‌ ايمان‌ ‌است‌.

دوم‌‌-‌ چيزي‌ ‌که‌ باعث‌ سعادت‌ مي‌شود تصفيه‌ اخلاق‌ ‌است‌ ‌که‌ چه‌ بسيار ‌از‌ اخلاق‌ رذيله‌

جلد 14 - صفحه 59

باعث‌ عذاب‌ آخرت‌ و بليات‌ دنيوي‌ مي‌شود و چه‌ بسيار ‌آنها‌ باعث‌ انحطاط درجه‌ مي‌شود.

سوم‌‌-‌ اطاعت‌ اوامر الهي‌ و ترك‌ معاصي‌ ‌که‌ تعبير ‌به‌ عمل‌ صالح‌ و تقوي‌ مي‌كنند، لذا فرمود (فَاتَّقُوا اللّه‌َ) بجميع‌ مراتب‌ تقوي‌، (وَ أَطِيعُون‌ِ) ‌در‌ جميع‌ اوامر الهي‌. و اطيعوني‌ بوده‌، كسره‌ بجاي‌ ياء ‌است‌ و اطاعت‌ ‌رسول‌ عين‌ اطاعت‌ خداست‌، چنانچه‌ اطاعت‌ امام‌ عين‌ اطاعت‌ ‌او‌ ‌است‌

«‌من‌ اطاعكم‌ فقد اطاع‌ اللّه‌ و ‌من‌ عصاكم‌ فقد عصي‌ اللّه‌ ‌من‌ احبكم‌ فقد احب‌ اللّه‌ و ‌من‌ ابغضكم‌ فقد ابغض‌ اللّه‌ ‌من‌ اعتصم‌ بكم‌ فقد اعتصم‌ باللّه‌ و ‌من‌ تخلي‌ عنكم‌ فقد تخلي‌ ‌عن‌ اللّه‌ عز و جل‌ ‌من‌ واليكم‌ فقد وال‌ اللّه‌ و ‌من‌ عاداكم‌ فقد عاد اللّه‌».

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 108)- «تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید» که اطاعت من اطاعت خداست (فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُونِ).

نکات آیه

۱ - دعوت نوح(ع) از قومش، براى رعایت تقواى الهى و پرهیز از گناه (إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون ... فاتّقوا اللّه)

۲ - تقواى الهى، زمینه ساز اطاعت از پیامبران و رهبران دینى (فاتّقوا اللّه و أطیعون) تقدیم «اتّقوا» بر «أطیعوا» مى تواند بیانگر مطلب یاد شده باشد.

۳ - پیامبران الهى، داراى حق ولایت و اطاعت بر مردم (فاتّقوا اللّه و أطیعون) تفریع «اتّقوا اللّه و أطیعون» بر جمله «إنّى لکم رسول» بیانگر این معنا است که: اگر قبول دارید من رسول الهى و امین هستم; پس بر شما لازم است که تقواى الهى پیشه کنید و از من فرمان ببرید.

۴ - تبلور تقواى الهى در اطاعت از پیامبران (فاتّقوا اللّه و أطیعون) برداشت یاد شده بدان احتمال است که «أطیعون» عطف تفسیرى بر«اتّقوا» باشد.

۵ - نوح(ع)، خواهان اطاعت قومش از او به خاطر صداقت و امانت دارى وى (إنّى لکم رسول أمین . فاتّقوا اللّه و أطیعون)

۶ - برخوردارى رهبران از صداقت و امانت، شرط اطاعت و فرمان بردارى ازآنان است. (إنّى لکم رسول أمین . فاتّقوا اللّه و أطیعون)

موضوعات مرتبط

  • اطاعت: اطاعت از انبیا ۳، ۴; اطاعت از نوح(ع) ۵; زمینه اطاعت از انبیا ۲; زمینه اطاعت از رهبران دینى ۲; شرایط اطاعت از رهبران ۶
  • انبیا: حقوق انبیا ۳; ولایت انبیا ۳
  • تقوا: آثار تقوا ۲; اهمیت تقوا ۱; دعوت به تقوا ۱; نشانه هاى تقوا ۴
  • حقوق: حق ولایت ۳
  • رهبران: امانتدارى رهبران ۶; صداقت رهبران ۶
  • قوم نوح: دعوت از قوم نوح ۱، ۵
  • گناه: دعوت به ترک گناه ۱
  • نوح(ع): امانتدارى نوح(ع) ۵; خواسته هاى نوح(ع) ۵; دعوتهاى نوح(ع)۱; صداقت نوح(ع) ۵; قصه نوح(ع) ۱

منابع