السجدة ٢٠

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و امّا کسانی که فاسق شدند (و از اطاعت خدا سرباز زدند)، جایگاه همیشگی آنها آتش است؛ هر زمان بخواهند از آن خارج شوند، آنها را به آن بازمی‌گردانند و به آنان گفته می‌شود: «بچشید عذاب آتشی را که انکار می‌کردید!»

|و اما كسانى كه نافرمانى كردند، جايگاهشان آتش است. هر بار كه بخواهند از آن بيرون بيايند به درون آن بازگردانده مى‌شوند و به آنها گفته مى‌شود: بچشيد عذاب آتشى را كه دروغش مى‌پنداشتيد

و اما كسانى كه نافرمانى كرده‌اند، پس جايگاهشان آتش است. هر بار كه بخواهند از آن بيرون بيايند، در آن بازگردانيده مى‌شوند و به آنان گفته مى‌شود: «عذاب آن آتشى را كه دروغش مى‌پنداشتيد بچشيد.»

و اما آنان که سر از طاعت حق کشیده و فاسق شدند منزلگاهشان در آتش دوزخ است و هر چه کوشند و خواهند که از آن آتش بیرون آیند باز (فرشتگان عذاب) بدان دوزخ برگردانندشان و گویند: عذاب آتشی را که (در دنیا) تکذیب می‌کردید اینک بچشید.

اما کسانی که نافرمانی کرده اند اقامتگاهشان آتش است، هرگاه بخواهند از آن بیرون آیند در آن بازگردانده می شوند، و به آنان گویند: عذاب آتش را که همواره آن را تکذیب می کردید، بچشید.

و اما عصيان‌پيشگان، منزلگاهشان آتش است. هرگاه كه بخواهند از آن بيرون آيند، بار ديگر آنها را به درون آتش باز گردانند و بگويندشان: بچشيد عذاب آتشى را كه دروغش مى‌پنداشتيد.

و اما کسانی که سرپیچی کرده‌اند سرا و سرانجامشان آتش دوزخ است، هرگاه که خواهند از آن بیرون روند، به آن بازگردانده شوند، و به ایشان گفته شود، عذاب آتشی را که منکرش بودید، بچشید

و اما آنان كه از فرمان بيرون شدند جايگاهشان آتش- دوزخ- است، هر گاه بخواهند از آن بيرون آيند به آن برگردانده مى‌شوند، و گويندشان: بچشيد عذاب آتشى را كه دروغ مى‌انگاشتيد.

و امّا کسانی که (از فرمان خدا و اطاعت از او) به در رفته (و راه کفر در پیش گرفته‌اند) جایگاه ایشان آتش دوزخ است. هر زمان که بخواهند از آن بدر آیند، ایشان بدانجا بازگردانده می‌شوند و بدیشان گفته می‌شود: بچشید عذاب آتشی را که آن را دروغ می‌پنداشتید!

و امّا کسانی که نافرمانی کردند، پس پناهگاهشان آتش است. هربار که بخواهند از آن بیرون بیایند، در آن بازگردانیده می‌شوند و به آنان گفته می‌شود: «عذابِ آتش را -که دروغش می‌پنداشتید- بچشید.»

و اما آنان که نافرمانی کردند پس جایگاه ایشان است آتش هر گاه خواهند برون آیند از آن بازگردانیده شوند در آن و گفته شود برای ایشان بچشید عذاب آتشی را که بودید بدان تکذیب می‌کردید


السجدة ١٩ آیه ٢٠ السجدة ٢١
سوره : سوره السجدة
نزول : ٧ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٣
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أُعِیدُوا»: برگردانده شدند (نگا: حجّ / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ أَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النَّارُ كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها أُعِيدُوا فِيها وَ قِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ «20»

و امّا كسانى كه (از مدار ايمان خارج و) فاسق شدند، پس جايگاهشان آتش است، هر گاه اراده كنند كه از آن بيرون آيند، در آن باز گردانده مى‌شوند و به آنان گفته مى‌شود: بچشيد عذاب آتشى را كه همواره تكذيبش مى‌كرديد.

نکته ها

در آيه 18 به طور سربسته فرمود: آيا مؤمن و فاسق يكسانند؟ در اين آيات به تفصيل سرنوشت هر دو گروه را بيان مى‌كند.

پیام ها

1- ايمان از عمل جدا نيست. آمَنُوا وَ عَمِلُوا ...

2- مؤمن بايد تمام كارهايش پسنديده باشد. «الصَّالِحاتِ»

3- باغ‌هاى بهشتى، براى پذيرايى از مؤمنان است. «نُزُلًا»

4- فاسقِ منكر قيامت هميشه در دوزخ خواهد ماند. كُلَّما أَرادُوا ... أُعِيدُوا

5- شكنجه‌ى جسمى دوزخيان، با تحقير روحى آنان همراه است. «أُعِيدُوا فِيها وَ قِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ أَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النَّارُ كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها أُعِيدُوا فِيها وَ قِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ «20»

وَ أَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا: و اما آن كسانى كه خارج شدند از فرمان سبحانى به كفر و ضلالت، و راسخ شدند در آن، فَمَأْواهُمُ النَّارُ: پس جايگاه آنان آتش جهنم است، كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها: هر زمانى كه بخواهند بيرون آيند از جهنم به جهت بى‌تابى از آتش و عذاب، أُعِيدُوا فِيها: باز گردانيده شوند در آن. اين عبارت است از خلود آنها در جهنم. در حديث وارد شده كه: هرگاه آتش به وقت جوشش ايشان را بالا افكند تا نزديك درهاى جهنم رسند و توقع بيرون آمدن كنند، خزنه جهنم به گرزهاى آتشين آنها را بزنند و به قعر جهنم افكنند «1». وَ قِيلَ لَهُمْ‌: و گفته شود يعنى خزنه گويند مر ايشان را بر وجه اهانت‌


«1» مجمع البيان، ج 4، ص 78 و تفسير صافى ص 361 ذيل آيه 22 از سوره حج.

جلد 10 - صفحه 391

و شدت غيظ، ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ: بچشيد عذاب آتش را، الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ‌: آن عذابى كه بوديد كه تكذيب مى‌كرديد به آن و دروغ مى‌پنداشتيد آن را و باور نمى‌كرديد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


تَتَجافى‌ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ «16» فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ «17» أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ «18» أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوى‌ نُزُلاً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ «19» وَ أَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النَّارُ كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها أُعِيدُوا فِيها وَ قِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ «20»

ترجمه‌

تهى و خالى ميگردد پهلوهاشان از خوابگاهها ميخوانند پروردگارشان را از روى ترس و اميد و از آنچه روزى داديمشان انفاق ميكنند

پس نميداند كسى آنچه را كه پنهان كرده شده براى ايشان از روشنى چشمها بپاداش آنچه بودند كه بجا مى‌آوردند

آيا پس كسى كه باشد گرونده مانند كسى است كه باشد متمرّد يكسان نيستند

امّا آنانكه ايمان آوردند و كردند كارهاى نيك پس براى ايشان است بهشتهائيكه جاى اقامت است برسم تشريفات مهمان بسبب آنچه بودند كه ميكردند

و اما آنانكه تمرّد نمودند پس جايگاهشان آتش است هرگاه بخواهند كه بيرون آيند از آن بر گردانده شوند در آن و گفته شود بآنها بچشيد عذاب آتش را كه بوديد آنرا تكذيب ميكرديد.

تفسير

خداوند سبحان در مقام تعريف و توصيف سجده كنندگان اهل ايمان كه در آيه سابقه اشاره بايشان شده بود فرموده كه خالى ميشود و بيرون ميآيد پهلوهاشان از بسترها در وقت سحر براى خلوت با خدا و راز و نياز و نماز و دعا از ترس جهنّم و اميد بهشت و از آنچه ما بايشان عطا نموديم از مال و جاه و دانش در راه خير صرف مينمايند و امساك نميكنند و براى اشاره بآنكه اين سحر خيزى طبيعى و ناشى از شوق مؤكّد آنها است نسبت آنرا بجنوب داده يعنى بى‌اختيار از خواب بيدار و از رختخواب دور ميشوند و بچنين كار پر زحمتى بسهولت قيام مينمايند پس هيچ كس نميداند آنچه در خزانه غيب الهى است‌


جلد 4 صفحه 293

از موجبات مسرّت و خوشنودى براى ايشان بپاداش آن اعمال خالص خالى از اغراضشان جز خدا و از زيادى و خوبى نميشود بيان نمود و قرّة عين اگر چه معمولا بروشنى چشم ترجمه و تفسير ميشود ولى واقعا بمعناى خنكى چشم است چون ميگويند گريه اگر از حزن باشد اشك چشم گرم و اگر از سرور باشد خنك است لذا خنكى چشم را كنايه از مسرّت خاطر قرار داده‌اند و اخفى بسكون ياء نيز قرائت شده است و در آيه دلالت است بر آنكه اگر عمل باميد ثواب و ترس عقاب باشد ممدوح و مستحسن است و اينكه در بعضى از روايات از آن تعبير بعمل مزدوران و غلامان شده بالنّسبه بعمل اولياء است كه بمرتبه اعلى از معرفت رسيده‌اند و عبادت را فقط بداعى استحقاق و اهليّت خداوند براى عبادت و اطاعت مينمايند در مجمع از جمعى از مفسّرين نقل نموده كه اين آيه راجع باهل تهجّد و نماز شب است كه از بستر راحت براى عبادت بر ميخيزند و آنرا به مروى از امام باقر و امام صادق عليهما السلام نسبت داده و در روايات متعدّده از پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم و ائمه اطهار اينمعنى تأييد شده و در بعضى به نزول آن در باره امير المؤمنين عليه السّلام و شيعيان او تصريح شده و وقت بيدارى در ثلث آخر شب يا قدرى زودتر و ديرتر بعد از خواب سر شب تعيين گرديده است و پاداش مخفى را بذهاب خوف و رعب از ايشان و دخول در بهشت و سكونت در جوار الهى تفسير فرموده‌اند و قمى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه هيچ كار خوبى نيست مگر آنكه براى آن ثوابى مذكور است در قرآن مگر نماز شب كه خداوند ثواب آنرا بيان نفرموده براى عظمت قدر آن و فرموده تتجافى جنوبهم تا آخر و بعدا امام عليه السّلام كرامتهاى خداوند را باهل ايمان در هر جمعه بيان فرموده و آنكه خداوند بهشتى را بدست قدرت خود خلق فرموده كه كسى آنرا نديده و مطلع از آن نشده و همه روزه بر بوى خوش آن مى‌افزايد و آن آنستكه خداوند فرموده‌ فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ‌ و از بعضى روايات استفاده ميشود كه آن چيزى است كه خداوند براى بندگان صالح خود تهيه فرموده كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و بخاطر هيچ بشرى خطور نكرده و انصافا فوائد دنيوى و آثار اخروى اين عمل بقدرى زياد است كه حقا نميشود احصاء و تعداد نمود كسانيكه تجربه كرده‌اند ميدانند و ميدانند


جلد 4 صفحه 294

كه هيچ توفيق و سعادتى برتر و بالاتر از اين نيست و آداب آن در كتب فقهيه مفصلا ذكر شده است و پس از آن خداوند بر سبيل استفهام تقريرى فرموده آيا ممكن است شخص مؤمن موحّد فرمانبردار خدا و رسول مانند مرد كافر متمرّد از فرمان آن دو باشد در فضل و شرف و تقرب بخدا و پاداش روز جزا و خود جواب داده كه هرگز آندو نفر مساوى نخواهند بود و تفاوت را مفصلا بيان فرموده كه اما آنانكه ايمان آوردند و كارهاى شايسته نمودند مر آنها را است بهشتهائى كه مأوى و منزل حقيقى هميشگى كه كسى از آن بيرون نميرود آنمنزل است و تازه آنمنزل باتمام لوازم تعيّش كامل كه در آن است برسم پيشكشى و تشريفات و رودى مهمان از جانب خداوند بايشان تقديم ميشود آنهم بعنوان استحقاق در مقابل اعماليكه در دنيا براى رضاى خدا بجا مى‌آوردند و اما آنانكه كافر و متمرد از حكم خدا و رسول گشتند جايگاه آنها آتش جهنم است و چون داخل آن شوند هفتاد سال پائين روند تا به ته جهنم برسند و چون رسيدند هر وقت فشار آتش بالاشان آورد كه بخواهند بيرون آيند ملائكه با گرزهاى آهنين كه بفرقشان ميكوبند بر ميگردانند آنها را بجاى خودشان و باين حال هميشه باقى و بر قرار خواهند بود چنانچه قمى ره نقل نموده و از جانب خداوند بآنها گفته ميشود بچشيد عذاب آتشى را كه در دنيا تكذيب مينموديد آنرا و اين براى توهين و تعيير و مزيد تعذيب آنها است فيض ره فرموده اخبار از طريق عامه و خاصه مستفيض است كه اين سه آيه و آيه بعد در باره امير المؤمنين عليه السّلام و وليد بن عقبه نازل شده است و قمى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه امير المؤمنين با وليد بن عقبه مشاجره نمودند آنملعون گفت من از تو طلاقت لسان و حدّت سنانم بيشتر و در جنگ ثبات قدمم زيادتر است حضرت فرمود ساكت شو تو فاسقى و اين آيات نازل شد و در احتجاج از امام مجتبى عليه السّلام باين معنى و آنكه مراد از مؤمن امير المؤمنين عليه السّلام و مراد از فاسق وليد است تصريح شده و معلوم است كه شأن نزول منافات با عموم كلام ندارد و مراد از فسّاق كفارند كه براى تكذيب و انكار معذّب شده‌اند.


جلد 4 صفحه 295

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ أَمَّا الَّذِين‌َ فَسَقُوا فَمَأواهُم‌ُ النّارُ كُلَّما أَرادُوا أَن‌ يَخرُجُوا مِنها أُعِيدُوا فِيها وَ قِيل‌َ لَهُم‌ ذُوقُوا عَذاب‌َ النّارِ الَّذِي‌ كُنتُم‌ بِه‌ِ تُكَذِّبُون‌َ «20»

و اما كساني‌ ‌که‌ فاسق‌ شدند ‌پس‌ جايگاه‌ ‌آنها‌ آتش‌ ‌است‌ ‌هر‌ زماني‌ ‌که‌ اراده‌ كردند ‌اينکه‌ ‌که‌ بيرون‌ آيند ‌از‌ آتش‌ ‌بر‌ مي‌گردانند ‌آنها‌ ‌را‌ ‌در‌ ‌آن‌ آتش‌ و گفته‌ مي‌شود ‌به‌ ‌آنها‌ بچشيد عذاب‌ آتش‌ ‌را‌ ‌آن‌ عذابي‌ ‌که‌ بوديد تكذيب‌ مي‌كرديد ‌به‌ ‌او‌.

‌اينکه‌ جمله اخير دليل‌ ‌بر‌ ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ مراد ‌از‌ فسقوا مكذب‌ عذاب‌ ‌است‌ چنانچه‌ تقابل‌ ‌با‌ ايمان‌ ‌هم‌ دلالت‌ داشت‌ و تكذيب‌ عذاب‌ ‌هم‌ دو نحوه‌ ‌است‌ ‌ يا ‌ منكر اصل‌ عذاب‌ ‌است‌ ‌ يا ‌

جلد 14 - صفحه 462

‌اينکه‌ ‌که‌ مي‌گويد مذهب‌ ‌من‌ حق‌ ‌است‌ و عذابي‌ ‌بر‌ ‌من‌ نيست‌.

وَ أَمَّا الَّذِين‌َ فَسَقُوا ‌به‌ همان‌ معني‌ ‌که‌ ذكر شد.

فَمَأواهُم‌ُ النّارُ بيان‌ شد همين‌ نحوي‌ ‌که‌ اوصاف‌ بهشت‌ ‌را‌ نمي‌شود ‌در‌ دنيا بيان‌ كرد چون‌ مشاهده‌ نشده‌ فقط تشبيه‌ ‌به‌ نعم‌ دنيوي‌ فرموده‌ همين‌ نحو اوصاف‌ جهنم‌ ‌را‌ ‌هم‌ نمي‌شود بيان‌ كرد ‌تا‌ مشاهده‌ نشود. لذا نار جهنم‌ ‌را‌ تشبيه‌ ‌به‌ نار دنيوي‌ ‌که‌ سوزنده‌ ‌است‌، تعبير فرموده‌ و همچنين‌ زقوم‌، غساق‌،‌-‌ ماء كالمهل‌ يشوي‌ الوجوه‌‌-‌، تازيانه‌، عمود،‌-‌ اغلال‌، زنجير‌-‌ سلسلة سبعون‌ ذراعا‌-‌، حميم‌ و ‌غير‌ اين‌ها، و ‌در‌ اخبار دارد ‌که‌ ‌اگر‌ يك‌ لباس‌ اهل‌ جهنم‌ ‌را‌ ‌بين‌ آسمان‌ و زمين‌ آويزان‌ كنند تمام‌ اهل‌ زمين‌ هلاك‌ مي‌شوند. ‌در‌ دعاء كميل‌ مي‌خواني‌

«‌هذا‌ ‌ما ‌لا‌ تقوم‌ ‌له‌ السموات‌ و الارض‌».

‌از‌ جهنم‌ خبري‌ مي‌شنوي‌

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 20)- و در این آیه به نقطه مقابل آنها پرداخته، می‌گوید: «اما کسانی که فاسق شدند (و از اطاعت خدا سر باز زدند) جایگاه همیشگی آنها آتش (دوزخ) است» (وَ أَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النَّارُ).

آنها برای همیشه در این جایگاه وحشتناک زندانی و محبوسند به گونه‌ای که:

«هر زمان بخواهند از آن خارج شوند به آن بازگردانده می‌شوند» (کُلَّما أَرادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْها أُعِیدُوا فِیها).

«و به آنان گفته می‌شود: بچشید عذاب آتشی را که پیوسته انکار می‌کردید» (وَ قِیلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ).

بار دیگر در اینجا می‌بینیم که عذاب الهی در برابر «کفر و تکذیب» قرار گرفته و ثواب و پاداش او در برابر «عمل».

اشاره به اینکه «ایمان» به تنهائی کافی نیست، بلکه باید انگیزه بر عمل باشد ولی «کفر» به تنهائی برای عذاب کافی است هر چند عملی همراه آن نباشد.

نکات آیه

۱ - جایگاه فسق پیشگان، آتش جهنم است. (و أمّا الذین فسقوا فمأویهم النار)

۲ - فسق، عامل گرفتار شدن به آتش است. (و أمّا الذین فسقوا فمأویهم النار)

۳ - تصمیم به خروج از آتش جهنم و اقدام به آن، امکان دارد. (کلّما أرادوا أن یخرجوا منها أُعیدوا فیها)

۴ - فاسقان، براى خروج از آتش تلاش مى کنند. (کلّما أرادوا أن یخرجوا منها أُعیدوا فیها) در صورتى که «کلّما أرادوا أن یخرجوا...» معناى حقیقى داشته باشد، دلالت مى کند بر این که فاسقان در صدد برمى آیند که از آتش، بیرون بروند.

۵ - بازگردانده شدن قهرى فاسقان به دوزخ، در پى تلاش براى گریز و رهایى از آن (کلّما أرادوا أن یخرجوا منها أُعیدوا فیها)

۶ - عذاب فاسقان، پایان ناپذیر و غیرقابل گریز است. (کلّما أرادوا أن یخرجوا منها أُعیدوا فیها) عبارت «کلّما أرادوا أن یخرجوا منها» مى تواند کنایه از پایان ناپذیرى و خلود در آتش باشد.

۷ - نوعى اراده و توان محدود، براى دوزخیان وجود دارد. (کلّما أرادوا أن یخرجوا منها أُعیدوا فیها)

۸ - فاسقان، عذابى را که همواره تکذیب مى کردند، مى چشند. (ذوقوا عذاب النار الذى کنتم به تکذّبون)

۹ - آتش جهنم، آتشى سخت و هولناک و ترس آور است. (فمأویهم النار ... ذوقوا عذاب النار) آوردن اسم ظاهر «النار» به جاى ضمیر - با توجه به این که جاى استعمال ضمیر است - مى تواند براى تهدید بیشتر و بیان عظمت و بزرگى آتش باشد.

۱۰ - فاسقان، قیامت و نظام کیفرى خدا را تکذیب مى کردند. (و أمّا الذین فسقوا ... ذوقوا عذاب النار الذى کنتم به تکذّبون)

۱۱ - تکذیب همواره قیامت و جهنم، موجب عذابى سخت است. (ذوقوا عذاب النار الذى کنتم به تکذّبون)

۱۲ - خداوند، به منکران آتش دوزخ، هشدار داده است. (ذوقوا عذاب النار الذى کنتم به تکذّبون)

موضوعات مرتبط

  • جهنم: آتش جهنم ۱، ۲; انذار مکذبان جهنم ۱۲; ترسناکى آتش جهنم ۹; جاودانگى در جهنم ۶; خروج از جهنم ۳، ۴، ۵; کیفر تکذیب جهنم ۱۱; موجبات جهنم ۲
  • جهنمیان :۱ اراده جهنمیان ۱ ۷; قدرت جهنمیان ۱ ۷
  • خدا: انذارهاى خدا ۱۲
  • عذاب: موجبات عذاب ۱۱
  • فاسقان: فاسقان در جهنم ۱، ۴، ۵; فاسقان و تکذیب جهنم ۸; فاسقان و تکذیب قیامت ۱۰; کیفر فاسقان ۶، ۸
  • فسق: آثار فسق ۲
  • قیامت: کیفر تکذیب قیامت ۱۱; مکذبان قیامت ۱۰

منابع