السجدة ١٢

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و اگر ببینی مجرمان را هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان سر به زیر افکنده، می‌گویند: «پروردگارا! آنچه وعده کرده بودی دیدیم و شنیدیم؛ ما را بازگردان تا کار شایسته‌ای انجام دهیم؛ ما (به قیامت) یقین داریم!»

|و اگر مى‌ديدى هنگامى كه مجرمان در پيشگاه پروردگارشان سرها را به زير افكنده [مى‌گويند]: پروردگارا! [آنچه وعده كرده بودى‌] ديديم و شنيديم، پس ما را بازگردان تا كار شايسته كنيم، كه اينك ما به يقين رسيده‌ايم

و كاش هنگامى را كه مجرمان پيش پروردگارشان سرهاشان را به زير افكنده‌اند مى‌ديدى [كه مى‌گويند:] «پروردگارا، ديديم و شنيديم؛ ما را بازگردان تا كار شايسته كنيم، چرا كه ما يقين داريم.»

و اگر تو حال بدکاران را (در قیامت) ببینی که چگونه در حضور خدای خود سر به زیر و ذلیلند (و با آه و ناله حسرت) گویند: پروردگارا، اینک (عذاب تو را) به چشم دیدیم و (سخن رسولانت را) به گوش گرفتیم، پس ما را (به دنیا) باز گردان تا صالح و نیکوکار شویم که اکنون (وعده تو را) به چشم یقین مشاهده کردیم!

و اگر ببینی زمانی که [این] مجرمان [منکر قیامت] نزد پروردگارشان سرهایشان را به زیر افکنده اند [می بینی که می گویند:] پروردگارا! [به آنچه ما را وعده داده بودی] بینا شدیم و [به دعوت حق] شنوا گشتیم، پس ما را به دنیا برگردان تا کار شایسته انجام دهیم، بی تردید ما باور کننده [همه حقایق] هستیم.

تو را عبرت است آنگاه كه مجرمان را در نزد پروردگارشان سرافكنده بينى. گويند: اى پروردگار ما، ديديم و شنيديم. اكنون ما را بازگردان تا كارى شايسته كنيم، كه اينك به يقين رسيده‌ايم.

و چون گناهکاران را نزد پروردگارشان سرافکنده بینی [گویند] پروردگارا چشم بینا و گوش شنوا یافتیم پس ما را بازگردان که کاری شایسته پیشه کنیم، ما [دیگر] اهل یقینیم‌

و اگر ببينى آنگاه كه اين بزهكاران سرهاى خويش نزد خداوندشان [به خوارى و شرم‌] در پيش افكنده باشند [گويند:] بار خدايا، ديديم و شنيديم، ما را بازگردان تا كارى نيك و شايسته كنيم، كه ما بى‌گمان باوردارنده‌ايم.

اگر (می‌شد) ببینی گناهکاران را در آن هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان (برای حساب و کتاب گرد آورده شده‌اند، و ایشان از خجالت) سر به زیر افکنده‌اند و می‌گویند: پروردگارا! دیدیم (آنچه خود را از آن به کوری زده بودیم) و شنیدیم (آنچه خود را از آن به کری زده بودیم. هم اینک پشیمانیم) پس ما را (به جهان) بازگردان تا عمل صالح انجام دهیم (و سرافراز به خدمت برگردیم). ما (به قیامت و فرموده‌ی پیغمبرانت) یقین کامل داریم.

و ای کاش ببینی چون مجرمان، سرافکندگان نزد پروردگارشانند (گویند): «پروردگارمان! دیدیم و شنیدیم‌؛ پس ما را بازگردان تا کار شایسته‌ای کنیم. ما (اکنون) همواره (از) یقین‌آورندگانیم.‌»

و اگر بینی هنگامی که گنهکاران سرافکندگانند نزد پروردگارشان پروردگارا دیدیم و شنیدیم پس برگردان ما را تا بکنیم کاری شایسته همانا مائیم یقین‌دارندگان‌


السجدة ١١ آیه ١٢ السجدة ١٣
سوره : سوره السجدة
نزول : ٧ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«نَاکِسُو رُؤُوسِهِمْ»: جمع ناکس، سر به زیر. «أَبْصَرْنَا»: دیدیم.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ لَوْ تَرى‌ إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً إِنَّا مُوقِنُونَ «12»

و (چه صحنه‌ى دلخراشى است) اگر ببينى مجرمان را هنگامى كه نزد پروردگارشان سرهاى خود را به زير افكنده (مى‌گويند:) پروردگارا! ديديم و شنيديم (آنچه را وعده كرده بودى)، پس مارا (به دنيا) بازگردان تا


«1». تفسير نورالثقلين.

جلد 7 - صفحه 308

كار نيكو انجام دهيم، همانا ما به يقين رسيديم.

نکته ها

گرچه در اين آيه، مجرمان تقاضاى بازگشت به دنيا و انجام عمل صالح دارند؛ امّا چنانكه در آيه 28 سوره‌ى انعام مى‌خوانيم: آنها اگر به دنيا نيز برگردند باز تخلّف مى‌كنند. «وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ»

پیام ها

1- سركشى امروزِ مجرمان، سرافكندگى فرداى قيامت را در پيش دارد، و اين مايه‌ى تسلّى پيامبر و مؤمنان است. «وَ لَوْ تَرى‌»

2- قيامت، روز سرافكندگى و شرمندگى مجرمان است. «الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ»

3- روز قيامت، روز اقرار است. «رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا»

4- روز قيامت، روز كشف حقايق و باز شدن چشم‌ها و گوش‌هاست. (كسانى كه چشم و گوش خود را بر ديدن و شنيدن حقّ بسته بودند، در آن روز مى‌گويند:

«أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا»

5- آنچه در قيامت سبب نجات است، تنها عمل صالح است كه جاى آن دنياست.

«فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً»

6- دليل جرم و گناه، باور نداشتن قيامت است. (آن جا مى‌گويند: «إِنَّا مُوقِنُونَ» ولى چه سود؟)

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ لَوْ تَرى‌ إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً إِنَّا مُوقِنُونَ «12»


«1» تفسير برهان، ج 3، ص 282. (چ علميه قم 1393 هجرى)

جلد 10 - صفحه 382

بعد از آن حال مجرمين را فرمايد:

وَ لَوْ تَرى‌ إِذِ الْمُجْرِمُونَ‌: و اگر ببينى اى بيننده زمانى را كه مجرمين درگاه سبحانى به سبب شرك و معاصى، ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ‌: افكندگان باشند سرهاى خود را در روز قيامت، يعنى از غايت خجالت و ندامت و مذلت سرها در پيش افكنند، عِنْدَ رَبِّهِمْ‌: در محضر و موقف پروردگارشان در حالتى كه گويند: رَبَّنا أَبْصَرْنا: پروردگارا ما ديديم آنچه وعده كرده بودى، وَ سَمِعْنا: و شنيديم به گوش قبول تصديق پيغمبران را، يا هول قيامت را ديديم و آواز صور را شنيديم، يا ديديم رشد را و شنيديم حق را، يا قبل از اين كور و كر بوديم اكنون ديديم و شنيديم و مكشوف شد براى ما قيامت و احوال آن، فَارْجِعْنا: پس برگردان ما را به دنيا، نَعْمَلْ صالِحاً: بجا آوريم كارهاى شايسته، إِنَّا مُوقِنُونَ‌: بدرستى كه ما يقين آورندگانيم زيرا مشاهده نموديم و ما را شبهه در آن نمانده.

تنبيه: قيامت روز عيان و شهود حقايق، و ايمان ضرورى گردد، و لذا تمام كفار ايمان آورند و تقاضاى برگشت به دنيا و اتيان عمل صالح را نمايند، لكن فايده‌اى نخواهد داشت.

حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در نهج البلاغه فرمايد: ا و لم تروا الى الماضيين منكم لا يرجعون و الى الخلف الباقين لا يبقون ا و لستم ترون اهل الدّنيا يمسون و تمسون و يصبحون على احوال شتّى فميّت يبكى و اخر يعزّى و صريع مبتلى و عائد يعود و اخر بنفسه يجود و طالب للدّنيا و الموت يطلبه و غافل و ليس بمغفول عنه و على اثر الماضى ما يمضى الباقى ...

آيا نمى‌بينيد به ديده بصيرت بسوى گذشتگان از شما كه باز نمى‌گردند اصلا و بسوى بازماندگان كه باقى نمانند، آيا نيستيد شما كه مى‌بينيد اهل دنيا را صبح نمايند و شب كنند بر احوال مختلف؛ پس يكى مرده‌اى است كه مى‌گريند بر او، و ديگرى تسليت دهند او را در عزا، و يكى افتاده به انواع بلاها گرفتار، و ديگر بيمارى است كه مى‌روند به عيادت او، و ديگرى به نفس خود جان مى‌دهد، و ديگر طالب دنيا كه مرگ او را طلب كند، و ديگرى بى‌خبر از عقبى در حالى كه غافل نيستند از او اصلا، و اثر گذشته است آنچه باقى‌

جلد 10 - صفحه 383

است ... «1»


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى‌ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ «11» وَ لَوْ تَرى‌ إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً إِنَّا مُوقِنُونَ «12» وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ «13» فَذُوقُوا بِما نَسِيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا إِنَّا نَسِيناكُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ «14» إِنَّما يُؤْمِنُ بِآياتِنَا الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ «15»

ترجمه‌

بگو ميگيرد جان شما را فرشته مرگ كه واگذار شده باو گرفتن جان شما پس بسوى پروردگارتان باز گردانده ميشويد

و اگر به بينى هنگامى كه گناهكاران بزير افكندگانند سرهاشان را نزد پروردگارشان پروردگارا ديديم و شنيديم پس بر گردان ما را تا كار خوب كنيم همانا ما يقين كنندگانيم‌

و اگر ميخواستيم هر آينه داده بوديم بهر كسى موجب هدايتش را و ليكن ثابت شد اين سخن از من كه هر آينه پر سازم دوزخ را از جنّيان و انسيان همگى‌

پس بچشيد بسبب آنكه فراموش كرديد ملاقات امروز خود را همانا ما فراموش كرديم شما را و بچشيد عذاب دائمى را بسبب آنچه بوديد كه ميكرديد

جز اين نيست كه ايمان مى‌آورند بآيتهاى ما آنانكه چون ياد آورى شوند بآنها بر وى در افتند سجده‌كنان و تسبيح نمايند بستايش پروردگارشان و آنان تكبر و سركشى نميكنند.

تفسير

خداوند متعال در تعقيب جواب منكرين معاد در آيه سابقه ميفرمايد بگو اى پيغمبر استيفا و قبض ميكند روح شما را عزرائيل عليه السّلام كه فرشته موكّل قبض روح بنى آدم است و احدى را از اين حكم استثنا نمى‌نمايد پس تمامى بازگشت و رجوعتان بحكم پروردگارتان خواهد بود و همه را بپاداش عقائد و اعمالشان خواهد رسانيد اگر همه چيز را منكر شويد گرفتن جانتان و مرگ را نمى‌توانيد انكار نمائيد و پس از آن شمه‌اى از احوال آنها را در قيامت بيان فرموده باين تقريب كه اگر به بينى اى پيغمبر گناهكاران را وقتى كه در محضر عدل الهى از خجلت و خوارى سرها بزير افكنده باشند و عرضه دارند پروردگارا ديديم آنچه بايد ببينيم از مواعيد انبيا و شنيديم آنچه بايد بشنويم از تو در تصديق ايشان حال ما را بدنيا بر گردان تا ما كار خوب‌


جلد 4 صفحه 291

بجا آوريم و بوظائف خود عمل كنيم چون ما بمرتبه يقين رسيديم و ديگر شكّى در حق بودن دين اسلام نداريم و قمّى ره فرموده مراد آنستكه ما در دنيا ديديم و شنيديم و عمل ننموديم در هر حال تقاضاى عود بدنيا و عمل بدستور الهى را مينمايند و خداوند جواب ميفرمايد اگر ما خواسته بوديم مردم بعد از مشاهده عالم غيب ايمان بياورند در دنيا هم ميتوانستيم براى آنها كشف حجاب نمائيم و آنها را بمرتبه عين اليقين برسانيم ولى ما ميخواستيم بندگان بمجاهده و كوشش و تفكّر و تأمل در آيات ما بما ايمان بياورند و وعده داده بوديم و مقدّر نموده بوديم كه جهنّم را از گنهكاران و كفّار جنّ و انس پر كنيم كه آنجا جاى سعى و عمل باشد و اينجا جاى پاداش و مجازات و گفته‌اند مراد آنستكه اگر ميخواستيم ميتوانستيم آنها را در دنيا مجبور بايمان و عمل نمائيم يا موجبات هدايت آنها را فراهم كنيم ولى دنيا دار امتحان است و بايد خوبى و بدى ذات مردم آشكار گردد و قمّى ره فرموده مراد آنستكه اگر ميخواستيم همه را معصوم قرار دهيم قدرت داشتيم ولى آنچه بدوا ذكر شد كه بنظر حقير رسيده با سؤال كفّار مناسب‌تر است و بر هر تقدير خداوند ميفرمايد پس بچشيد طعم عذاب جهنّم را براى آنكه واگذار ديد فكر در ادلّه معاد را و سر گرم شديد بلذائذ دنيا بطوريكه ياد آخرت نيفتاديد و فراموش نموديد آنرا ما هم امروز شما را بحال خودتان واگذار مينمائيم و عنايتى بشما نمى‌كنيم مانند كسانيكه فراموش شده باشد عنايت و لطف بآنها و نيز بچشيد عذاب دائم را براى اعماليكه در دنيا نموديد از تكذيب انبيا و اولياء و مخالفت اوامر و نواهى ما و بعد از بيان احوال كفار شمّه‌اى از حالات اهل ايمانرا بيان فرموده كه فقط آنها كسانى هستند كه چون آيات قرآنيّه براى آنها تلاوت شود و متذكّر جلال الهى شوند و متوجّه بنعم نامتناهى او گردند بى‌اختيار بخاك افتند و روى نياز بدرگاه كار ساز بر زمين نهند و تنزيه و تقديس نمايند او را از جميع نقائص و عجز از اعاده اجسام باليه و غيرها و حمد و شكر كنند او را بر هدايتشان باسلام و نعمت معرفت و ساير نعم الهى و ايشان تكبّر از خضوع در برابر پروردگار و سركشى از اطاعت اوامر او ندارند و بعد از ختم اين آيه واجب است بر خواننده و شنونده آن كه فورا سجده نمايد و بهتر آنستكه در سجود بگويد لا اله الا اللّه‌


جلد 4 صفحه 292

حقّا حقّا لا اله الا اللّه ايمانا و تصديقا لا اله الا اللّه عبوديّة و رقّا سجدت لك يا ربّ تعبّدا و رقّا لا مستنكفا و لا مستكبرا بل انا عبد ذليل ضعيف خائف مستجير، ولى مطلق ذكر كافى است و بيان ساير احكام آن موكول بكتب فقه است و فقه است و فقهاء رحمهم اللّه تعالى مفصّلا متعرّض شده‌اند.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ لَو تَري‌ إِذِ المُجرِمُون‌َ ناكِسُوا رُؤُسِهِم‌ عِندَ رَبِّهِم‌ رَبَّنا أَبصَرنا وَ سَمِعنا فَارجِعنا نَعمَل‌ صالِحاً إِنّا مُوقِنُون‌َ «12»

و ‌اگر‌ مي‌بيني‌ موقعي‌ ‌که‌ بد كرداران‌ سرها ‌به‌ زير انداخته‌ ‌در‌ پيشگاه‌ احديت‌ مي‌گويند: پروردگار ‌ما، ‌ما بينا شديم‌ و شنوا شديم‌ ‌پس‌ ‌ما، ‌را‌ برگردان‌ عمل‌ صالح‌ ‌به‌ جا مي‌آوريم‌ محققا ‌ما يقين‌ پيدا كرديم‌.

وَ لَو تَري‌ إِذِ المُجرِمُون‌َ مجرم‌ كسي‌ ‌را‌ گويند ‌که‌ مستحق‌ جرم‌ ‌باشد‌ و ‌اينکه‌ شامل‌ كفار و مشركين‌ و معاندين‌ و مخالفين‌ و شاكين‌ و منكرين‌ ضروريات‌ دين‌ و مبدعين‌ و ظالمين‌ و عاصين‌ مي‌شود ‌که‌ تمام‌ مجرم‌ و استحقاق‌ عذاب‌ دارند.

ناكِسُوا رُؤُسِهِم‌ ‌از‌ شرم‌ و حياء و خجلت‌ و ندامت‌ و ذلت‌ و خفت‌ سر ‌به‌ زير انداخته‌ ‌با‌ كمال‌ حقارت‌.

عِندَ رَبِّهِم‌ ‌در‌ محكمه‌ حساب‌ و سؤال‌ و جواب‌ اظهار پشيماني‌ مي‌كنند.

رَبَّنا أَبصَرنا وَ سَمِعنا ‌ما ‌در‌ دنيا كور و كر بوديم‌ نه‌ حقايق‌ ‌را‌ درك‌ كرديم‌ و نه‌ ‌به‌ فرمايشات‌ انبياء گوش‌ داديم‌: صُم‌ٌّ بُكم‌ٌ عُمي‌ٌ فَهُم‌ لا يَعقِلُون‌َ ولي‌ فعلا حقايق‌ ‌بر‌ ‌ما مكشوف‌ شد و حقانيت‌ انبيا ‌را‌ درك‌ كرديم‌ و بينا و شنوا شديم‌.

جلد 14 - صفحه 455

فَارجِعنا ‌پس‌ ‌ما ‌را‌ برگردان‌ ‌به‌ دنيا و زنده‌ فرما.

نَعمَل‌ صالِحاً ‌ما دست‌ ‌از‌ كفر و شرك‌ و ظلم‌ و عناد و مخالفت‌ و معاصي‌ برميداريم‌ و ‌به‌ اعمال‌ صالحه‌ و وظائف‌ ديني‌ عمل‌ مي‌كنيم‌ ديگر شك‌ و شبهه‌ ‌بر‌ ‌ما باقي‌ نمانده‌.

إِنّا مُوقِنُون‌َ يقين‌ قطعي‌ پيدا كرديم‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 12)- سپس وضع همین مجرمان کافر و منکران معاد را که در قیامت با مشاهده صحنه‌های مختلف آن از گذشته خود سخت نادم و پشیمان می‌شوند چنین مجسّم کرده، می‌گوید: «و اگر ببینی مجرمان را هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان سر به زیر افکنده می‌گویند: پروردگارا! آنچه وعده کرده بودی دیدیم و شنیدیم (ما پشیمانیم) ما را بازگردان تا کار شایسته‌ای انجام دهیم، ما به (قیامت) یقین داریم» در تعجب فرو خواهی رفت (وَ لَوْ تَری إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناکِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً إِنَّا مُوقِنُونَ).

به راستی تعجب می‌کنی که آیا این افراد سر به زیر و نادم همان مغروران سرکش و چموش هستند که در دنیا در برابر هیچ حقیقتی سر فرود نمی‌آوردند.

منظور از «مجرمان» در اینجا، کافران و بخصوص منکران قیامتند.

نکات آیه

۱ - ندامت و سرافکندگى مجرمان، در صحنه قیامت، منظره اى بس دیدنى و عبرت انگیز است. (و لو ترى إذ المجرمون ناکسوا رءوسهم عند ربّهم) «نکس الرأس» به معناى «پایین انداختن سر از شرمندگى و خجالت» است. لازم به گفتن است که جواب «لو» محذوف بوده و آن، چیزى شبیه «لرأیتَ شیئاً عجیباً و هو...» است.

۲ - تردید در معاد و انکار لقاى پروردگار، عملى مجرمانه است. (بلقاء ربّهم کفرون ... إذ المجرمون ناکسوا رءوسهم) «ال» در «المجرمون» عهد است و به «هم بلقاء ربّهم کافرون» برمى گردد.

۳ - منکران لقاء اللّه در قیامت، مردمانى سرافکنده و شرمسارند. (بل هم بلقاء ربّهم کفرون ... و لو ترى إذ المجرمون ناکسوا رءوسهم)

۴ - ربوبیت خدا در قیامت، براى مجرمان، تجلى پیدا مى کند. (ناکسوا رءوسهم عند ربّهم ... ربّنا أبصرنا)

۵ - مجرمان پس از حسابرسى شدن در قیامت، به تبه کارى خویش در دنیا، پى مى برند. (و لو ترى إذ المجرمون ناکسوا رءوسهم عند ربّهم ربّنا أبصرنا) «عند ربّهم» مى تواند کنایه از حسابرسى شدن باشد. اعتراف با «أبصرنا و سمعنا» پس از آن، نشان دهنده این است که آنان، به جرم و تبه کارى خود پى مى برند.

۶ - حضور انسان در صحنه قیامت، حضورى جسمانى است. (و لو ترى ... ناکسوا رءوسهم) از سر به زیر انداختن - که علامت شرمسارى است - استفاده مى شود که انسان ها در قیامت، با بدن مادى حضور پیدا مى کنند.

۷ - ندامت و ذلت حتمى، فرجام مجرمان کفرپیشه است. (بلقاء ربّهم کفرون ... و لو ترى إذ المجرمون ناکسوا رءوسهم عند ربّهم)

۸ - یقین به نتیجه ذلت بار گناه، مایه پرهیز انسان از آن است. (و لو ترى إذ المجرمون ناکسوا رءوسهم عند ربّهم ربّنا أبصرنا ... إنّا موقنون) اعتراف مجرمان به معرفت و یقین پیدا کردن در قیامت، پس از مشاهده وضع خود در آن روز و درخواست مؤکّد آنان از خدا براى بازگشت به دنیا، جهت انجام دادن کار خوب، نشان مى دهد که اگر کسى به نتیجه بد گناه یقین پیدا کند، از آن پرهیز خواهد کرد.

۹ - مجرمان در قیامت، براى بازگشت به دنیا، به ربوبیت الهى متمسک مى شوند. (ربّنا أبصرنا و سمعنا فارجعنا)

۱۰ - درخواست از خدا براى نجات از گرفتارى، مقتضاى ربوبیت او است. (ناکسوا رءوسهم عند ربّهم ربّنا أبصرنا)

۱۱ - همه حقایق و وعده هاى الهى، در قیامت براى مجرمان به گونه اى ملموس آشکار مى شود. (و لو ترى إذ المجرمون ... ربّنا أبصرنا و سمعنا)

۱۲ - در قیامت حتى براى مجرمان، امکان تکلم و درخواست وجود دارد. (و لو ترى إذ المجرمون ... ربّنا أبصرنا و سمعنا فارجعنا) فراز «ربّنا أبصرنا...» مقول قول مجرمان در روز قیامت و مفید نکته بالا است.

۱۳ - مجرمان در قیامت، براى بازگشت به دنیا و یافتن فرصت انجام اعمال نیک، تمنا مى کنند. (فارجعنا نعمل صلحًا)

۱۴ - در قیامت، مجال عمل صالح، فراهم نیست. (ربّنا... فارجعنا نعمل صلحًا)

۱۵ - دنیا، مجال تهیه توشه براى آخرت است. (فارجعنا نعمل صلحًا)

۱۶ - در قیامت، اهمیت عمل صالح براى همه انسان ها، آشکار مى شود. (فارجعنا نعمل صلحًا)

۱۷ - مجرمان در قیامت، به حقانیت وعده هاى خداوند درباره معاد، زبان مى گشایند. (ربّنا أبصرنا و سمعنا ... إنّا موقنون)

۱۸ - قیامت، عرصه کشف و بروز حقایق است. (ناکسوا رءوسهم عند ربّهم ربّنا أبصرنا و سمعنا فارجعنا نعمل صلحًا إنّا موقنون)

۱۹ - به یقین رسیدن مجرمان درباره معاد، در قیامت دلیل درخواست شان از خدا جهت بازگشت به دنیا است. (فارجعنا نعمل صلحًا إنّا موقنون) «إنّا موقنون» به منزله تعلیل براى درخواست است.

موضوعات مرتبط

  • آخرت: توشه آخرت ۱۵
  • انسان: انسان ها در قیامت ۶
  • بازگشت به دنیا: درخواست بازگشت به دنیا ۹، ۱۳، ۱۹
  • خدا: آثار ربوبیت خدا ۱۰; التجا به ربوبیت خدا ۹; تحقق وعده هاى خدا ۱۱; ربوبیت خدا در قیامت ۴
  • دعا: دعا براى نجات ۱۰; زمینه دعا ۱۰
  • عمل: فرصت عمل ۱۵
  • عمل صالح: اهمیت عمل صالح ۱۶
  • قیامت: تکلم در قیامت ۱۲; ظهور حقایق در قیامت ۱۱، ۱۶، ۱۷، ۱۸; عمل در قیامت ۱۴; ویژگیهاى قیامت ۱۴; یقین در قیامت ۱۷، ۱۹
  • کافران: پشیمانى کافران ۷; ذلت کافران ۷; فرجام کافران ۷
  • گناه: زمینه اجتناب از گناه ۸; یقین به آثار گناه ۸
  • گناهکاران: التجاى گناهکاران ۹; پشیمانى اخروى گناهکاران ۱; پشیمانى گناهکاران ۷; حسابرسى اخروى گناهکاران ۵; خجلت اخروى گناهکاران ۱ ; خواسته هاى اخروى گناهکاران ۹، ۱۳، ۱۹; ذلت گناهکاران ۷ ; علم اخروى گناهکاران ۵; فرجام گناهکاران ۷; گناهکاران در قیامت ۱، ۴، ۵، ۱۱، ۱۲، ۱۷
  • لقاءالله: خجلت اخروى مکذبان لقاءالله ۳; گناه تکذیب لقاءالله ۲; مکذبان لقاءالله در قیامت ۳
  • معاد: حقانیت معاد ۱۷; گناه شک در معاد ۲; معاد جسمانى ۶

منابع