الزمر ٢٦

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

پس خداوند خواری را در زندگی این دنیا به آنها چشانید، و عذاب آخرت شدیدتر است اگر می‌دانستند.

|پس خدا در زندگى دنيا رسوايى را به آنان چشانيد و قطعا عذاب آخرت بزرگ‌تر است، اگر مى‌دانستند

پس خدا در زندگى دنيا رسوايى را به آنان چشانيد، و اگر مى‌دانستند، قطعاً عذاب آخرت بزرگتر است.

پس خدا عذاب ذلّت و خواری را در زندگانی دنیا به آنها چشانید در صورتی که عذاب آخرت آنها اگر بدانند بسیار سخت‌تر است.

پس خدا در زندگی دنیا خواری و رسوایی را به آنان چشانید؛ و اگر معرفت و آگاهی داشتند [توجه می کردند که] عذاب آخرت بزرگ تر است.

خدا در اين جهان رسوايشان ساخت؛ ولى اگر بدانند، عذاب آخرت بزرگتر است.

سپس خداوند به آنان در زندگانی دنیا خفت و خواری چشانید، و اگر می‌دانستند عذاب اخروی سهمگین‌تر است‌

پس خداوند خوارى و رسوايى را در زندگانى اين جهان بدانها چشانيد و بى‌گمان عذاب آن جهان بزرگتر است، اگر مى‌دانستند.

خداوند خواری و رسوائی را در زندگی دنیا بدیشان چشانده است، و قطعاً عذاب آخرت (آنان از عذاب ذلّت و پستی همین جهان ایشان، بسیار سخت‌تر و) بزرگتر است اگر بدانند (و اهل سنجش و بینش باشند).

پس خدا در زندگی دنیا خواری (و رسوایی) را به آنان چشانید. و اگر می‌دانسته‌اند به‌راستی عذاب آخرت بزرگ‌تر است.

پس چشانید خدا بدیشان خواری را در زندگانی دنیا و همانا عذاب آخرت است بزرگتر اگر بودند می‌دانستند


الزمر ٢٥ آیه ٢٦ الزمر ٢٧
سوره : سوره الزمر
نزول : ١ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٣
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الْخِزْیَ»: خواری و پستی. رسوائی و بدنامی (نگا: بقره / و مائده / و ). «أَکْبَرُ»: بزرگتر. مراد سخت‌تر و شدیدتر و دردناکتر است.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَأَذاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ «26»

پس خداوند خوارى و رسوايى در زندگى دنيا را به آنان چشانيد و قطعاً عذاب آخرت بزرگ‌تر است اگر معرفت داشتند.

نکته ها

كلمه «وجه» در «بِوَجْهِهِ» به معناى صورت است ولى شايد در اين آيه به معناى طريقه و راه باشد، نظير آيه‌ «وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها» «1» كه به معناى صورت نيست. يعنى هر كس با وجهه و امكانات و قدرتى كه دارد راه خود را از بدى‌ها جدا كرده و از خود رفع خطر كند.

پیام ها

1- نتيجه‌ى تقواى الهى در اين جهان، دور ماندن از قهر الهى در قيامت است.

«يَتَّقِي بِوَجْهِهِ»

2- يكى از شكنجه‌هاى مجرمان، شنيدن سخنان تحقيرآميز است. «قِيلَ لِلظَّالِمِينَ»

3- آن چه انسان را در قيامت گرفتار مى‌كند گناهانى است كه آگاهانه انجام داده است. «تَكْسِبُونَ»

4- تاريخ پر عبرت كفّار و طاغوت‌هاى گذشته، درس عبرتى براى آيندگان است.

«مِنْ قَبْلِهِمْ»

5- دست خداوند در كيفر مجرمان باز است و مى‌تواند از راه‌هاى پيش بينى نشده آنان را عذاب كند. «مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ»


«1». بقره، 148.

جلد 8 - صفحه 164

6- همه‌ى كيفرها به قيامت موكول نمى‌شود. «الْخِزْيَ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا»

7- عذاب قيامت، سخت‌تر و مداوم‌تر است. «لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ»

8- كفّار و تكذيب كنندگان سختى قيامت را نمى‌دانند كه چنين عمل مى‌كنند. «لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَأَذاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ «26»

جلد 11 - صفحه 239

فَأَذاقَهُمُ اللَّهُ‌: پس چشانيد ايشان را خداى تعالى، الْخِزْيَ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا: خوارى و رسوائى در زندگانى دنيا به مسخ و خسف و غرق و كشتن و اسيرى و جلاى وطن، وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ: و هر آينه عذاب آخرت، يعنى عقوبت عقبى كه براى ايشان مهيا است، أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ‌: بزرگتر است از عذاب دنيا به جهت شدت و دوام آن اگر هستند كه بدانند، يعنى اگر از اهل علم و نظرند هر آينه عالم خواهند بود به آن و عبرت خواهند گرفت از آن.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


فَأَذاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ «26» وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ «27» قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ «28» ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَجُلاً فِيهِ شُرَكاءُ مُتَشاكِسُونَ وَ رَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلاً الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ «29» إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ (30)

ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عِنْدَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ (31)

ترجمه‌

پس چشانيد بآنها خدا خوارى را در زندگانى دنيا و هر آينه عذاب آخرت بزرگتر است اگر بودند كه بدانند

و بتحقيق زديم براى مردمان در اين قرآن از هر مثلى باشد كه آنها پند گيرند

با آنكه قرآنى است بزبان عربى كه نيست داراى كجى باشد كه آنها بپرهيزند

زد خدا مثلى را مردى كه در آنند شريكانى مخالفان يكديگر و مردى كه خالص و تسليم است براى مردى آيا يكسانند در مثل ستايش مر خدا را بلكه بيشترشان نميدانند

همانا تو خواهى مرد و همانا آنها خواهند مرد

پس همانا شما روز قيامت نزد پروردگارتان نزاع ميكنيد.

تفسير

خداوند متعال اجمالا بيان فرموده عذاب امم سالفه را كه در آيه اخيره از آيات سابقه گوشزد فرموده بود باين تقريب كه خداوند بآنها چشاند عذاب ذلّت و خوارى را از قبيل مسخ و خسف و غرق و سبى و تبعيد و غيرها ولى عذاب آخرت آنها اشدّ و هميشگى خواهد بود پس بزرگتر از عذاب دنيوى آنها است و اگر ميدانستند از آن بيشتر ميترسيدند و ما براى مردم در اين قرآن از هر گونه بيان شيرين لطيف مفيد شگفت آورى را كه مانند مثل بود از احوال امم ماضيه و غيرها براى اصلاح امر دين آنها وارد نموديم شايد متذكّر بفساد و صلاح كار خودشان شوند علاوه بر آنكه آن قرآن را بلغت عربى فصيح بليغ نازل نموديم كه فهم معانى آن براى كسانيكه مخاطب بآن هستند آسان باشد و بهيچ وجه انحراف از حقّ و حقيقت و اعوجاج از طريق مستقيم هدايت در آن وجود ندارد براى آنكه آنها از معصيت خدا كه بر ضرر خودشان است بپرهيزند و بصلاح واقعى خودشان برسند و آنها باز دست از بت‌پرستى برنداشته‌اند لذا خداوند براى آنها مثلى زده باين تقريب كه يكنفر بنده يا اجير كه چند نفر در آن شريكند و آنها با يكديگر نزاع و اختلاف دارند و يكنفر كه فقط مطيع و منقاد و مختص بيكمرد است و ديگرى در او حقّ دخالت ندارد و آنمرد هم عاقل و عادل و حكيم و رحيم و


جلد 4 صفحه 495

كريم و حليم است كدام يك از اين دو نفر كارشان بهتر و روزگارشان خوشتر است البتّه معلوم است آن چند نفر شريك هر كدام خدمتى به بنده يا اجير خودشان رجوع ميكنند و از او ميخواهند كه زودتر آن خدمت را انجام دهد و گاه باشد كه برخلاف يكديگر يكى امرى نمايد و ديگرى نهى كند و آن بيچاره متحيّر بماند كه اطاعت كدام يك را بنمايد و براى اطاعت هر يك بسياست ديگرى مبتلا گردد و در موقع بذل نفقه و كسوه يا جيره و مواجب هم هر كدام ممكن است بديگرى محوّل نمايد و او از احقاق حقّ خود بازمانده و از هر درى رانده گردد ولى آن يكنفر با اوصاف مذكوره البتّه در حدود وسع او خدمت رجوع و زياده از حقّش باو كرم مينمايد و احيانا اگر خطائى از او سر زده باشد عفو خواهد نمود اين است حال كسانيكه قائل بچند خدا و معبود براى خود شده‌اند و كسانيكه قائل بخداى يگانه جامع صفات حسنه‌اند و البتّه حال و كار آن دو نفر يكسان نيست در بدى و خوبى بلكه يكى بدو ديگرى خوب است به بيانيكه گذشت و بمقتضاى روايات متعدّده معتبره مراد از آن يكنفر كه مطيع و منقاد يكنفر است امير المؤمنين عليه السّلام است كه مطيع و منقاد پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم است و در بعضى از آنها شيعيان آنحضرت هم ذكر شده و در بعضى رجلا فيه شركاء متشاكسون باوّلى كه مردم متفرّقه او را بخلافت نصب نمودند و با يكديگر اختلاف و نزاع داشتند و از هم تبرّى ميجستند تفسير شده و مؤيّد اينمعنى آنستكه هر كدام هم از او توقّعى داشتند كه آن بيچاره نميتوانست بآن عمل نمايد عينا مانند آن بنده مشترك و خر قبيله كه ضرب المثل است الحمد للّه كه امر واضح و فرق ميان مشرك و موحّد آشكار است و الحمد للّه كه ما موحّديم و مشرك نيستيم و الحمد للّه كه ما شيعه و منقاد كسى هستيم كه خدا او را معيّن فرموده نه مردم مخالف با يكديگر در هواهاى نفسانى و اغراض شخصى ولى بيشتر مردم نميدانند منافع توحيد و مضارّ شريك را و اخيرا خطاب به پيغمبر صلى اللّه عليه و اله فرموده كه تو قطعا از اين دار فانى رحلت خواهى نمود و آنها هم يقينا ميميرند پس تمامى روز قيامت زنده خواهيد شد و در پيشگاه احديّت محاكمه مينمائيد و اهل حق از اهل باطل ممتاز ميگردند و براى تحقّق وقوع مرگ و بودن انسان در طريق آن تعبير باسم فاعل شده است و


جلد 4 صفحه 496

قرآنا عربيّا ظاهرا حال مؤكّده است از هذا القرآن مانند جاءنى زيد رجلا صالحا و محتمل است منصوب بمدح باشد يعنى مدح ميكنم قرآنيرا كه عربى است و ظاهرا رجلا در ضرب اللّه مثلا رجلا بدل است از مثلا يعنى خدا مثلى زده مثل مردى چنين و اختصام گفته‌اند ردّ هر يك از دو نفر است ديگرى را بر سبيل انكار و حق و باطل بودن يكى يا هر دو در آن مدخليّت ندارد و قمّى ره فرموده مراد مخاصمه امير المؤمنين عليه السّلام با كسانى است كه غصب حق او را نمودند و سالما بالف و سلما بكسر سين و سكون لام نيز قرائت شده است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَأَذاقَهُم‌ُ اللّه‌ُ الخِزي‌َ فِي‌ الحَياةِ الدُّنيا وَ لَعَذاب‌ُ الآخِرَةِ أَكبَرُ لَو كانُوا يَعلَمُون‌َ «26»

‌پس‌ چشاند خداوند ‌آنها‌ ‌را‌ خفت‌ و خواري‌ و ذلت‌ و مسكنت‌ ‌در‌ زندگاني‌ دنيوي‌ و ‌هر‌ آينه‌ عذاب‌ آخرت‌ بزرگتر ‌است‌ ‌اگر‌ بودند ميدانستند.

عذابهاي‌ دنيوي‌ ‌هر‌ چه‌ سخت‌تر ‌باشد‌

«قليل‌ مكثه‌ يسير بقائه‌»

غاية عذاب‌ هلاكت‌ ‌است‌ آنهم‌ آنيست‌ لا يَستَأخِرُون‌َ ساعَةً وَ لا يَستَقدِمُون‌َ اعراف‌ آيه 32 ‌اينکه‌ كفار و مشركين‌ مغرور بدو روز مهلت‌ نباشند بهمين‌ زودي‌ گرفتار قتل‌ و اسيري‌ و ذلت‌ و خفت‌ و خواري‌ خواهند شد.

فَأَذاقَهُم‌ُ اللّه‌ُ الخِزي‌َ فِي‌ الحَياةِ الدُّنيا و ‌پس‌ ‌از‌ سپري‌ شدن‌ چهار

جلد 15 - صفحه 306

روز دنيا گرفتار عذابهاي‌ سخت‌ خواهند شد.

وَ لَعَذاب‌ُ الآخِرَةِ أَكبَرُ

«و جليل‌ وقوع‌ المكاره‌ ‌فيها‌ و ‌هو‌ بلاء تطول‌ مدّته‌ و يدوم‌ مقامه‌ و ‌لا‌ يخفّف‌ ‌عن‌ اهله‌».

لَو كانُوا يَعلَمُون‌َ و لكن‌ هيهات‌ اينها ‌ يا ‌ منكر عذاب‌ آخرت‌ هستند ‌ يا ‌ ‌خود‌ ‌را‌ معاف‌ ميدانند فَسَوف‌َ يَعلَمُون‌َ.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 26)- در این آیه نشان می‌دهد که عذاب دنیوی آنها تنها جنبه جسمانی نداشته، بلکه کیفر روانی نیز بوده است، می‌فرماید: «خداوند خواری را در زندگی این دنیا به آنها چشانید» (فَأَذاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْیَ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا).

آری! اگر انسان گرفتار مصیبتی شود اما آبرومند و سر بلند جان بسپارد مهم نیست، مهم آن است که با خواری و ذلت جان دهد، و با بی‌آبروئی و رسوائی گرفتار چنگال عذاب شود.

ولی با این همه «عذاب آخرت شدیدتر است اگر می‌دانستند» (وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ).

ج4، ص224

تعبیر به «اکبر» (بزرگتر) کنایه از شدت و سختی عذاب است.

نکات آیه

۱ - عذاب دنیایى تکذیب کنندگان پیامبران الهى در تاریخ، عذابى ذلت بار و خوارکننده بود. (فأذاقهم اللّه الخزى فى الحیوة الدنیا)

۲ - تکذیب پیامبران الهى، زمینه ساز عذاب ذلت بار و سرافکنده کننده در دنیا از سوى خداوند (فأذاقهم اللّه الخزى فى الحیوة الدنیا)

۳ - ذلت و سرافکندگى در زندگى دنیایى، از انواع عذاب هاى الهى در دنیا (فأذاقهم اللّه الخزى فى الحیوة الدنیا)

۴ - ذلت و سرافکندگى در دنیا، عذابى بزرگ براى انسان (فأذاقهم اللّه الخزى فى الحیوة الدنیا و لعذاب الأخرة أکبر) از بزرگ تر شمرده شدن عذاب اخروى، به دست مى آید که عذاب ذلت بار دنیایى، خود عذابى بزرگ است.

۵ - عذاب تکذیب کنندگان پیامبران در آخرت، بسى بزرگ تر و شدیدتر از عذاب ذلت بار آنان در دنیااست. (فأذاقهم اللّه الخزى فى الحیوة الدنیا و لعذاب الأخرة أکبر) بزرگ تر بودن عذاب اخروى، مى تواند اشاره به شدیدتر بودن آن در مقایسه با عذاب هاى دنیایى باشد.

۶ - عذاب الهى در آخرت، در مقایسه با عذاب هاى دنیوى، بسى بزرگ تر و شدیدتر است. (و لعذاب الأخرة أکبر)

۷ - تکذیب رسالت پیامبر اسلام از جانب کافران، برخاسته از ناآگاهى و غفلت آنان، از سرنوشت شوم تکذیب کنندگان بود. (فأذاقهم اللّه الخزى ... لو کانوا یعلمون) مفعول «یعلمون» - به قرینه جملات گذشته - ابتلاى مکذبان به عذاب الهى است و جواب شرط «لوکانوا...» محذوف بوده و تقدیر آن چنین است: «لو کانوا یعلمون ما کذبوا رسلهم فى الدنیا; اگر آنان مى دانستند که چه بر سر تکذیب گران پیشین آمده است، رسولان را تکذیب نمى کردند».

۸ - آگاهى و توجه به سرنوشت شوم تکذیب کنندگان انبیاى الهى، بازدارنده انسان از تکذیب و زمینه ساز رویکرد به دین (فأذاقهم اللّه الخزى ... أکبر لو کانوا یعلمون)

۹ - نتیجه و پیامد اصلى عقاید باطل و رفتار زشت انسان، در قیامت ظهور و بروز پیدا خواهد کرد. (و لعذاب الأخرة أکبر لو کانوا یعلمون) «عذاب» نتیجه طبیعى عقاید باطل و کردار ناپسند انسان است. بر این اساس بزرگ تر بودن عذاب اخروى در مقایسه با عذاب دنیایى، بیانگر این حقیقت است که نتیجه اصلى عقاید و رفتار زشت، در آخرت ظاهر خواهد شد و آنچه در دنیا مشاهده مى شود تنها ظهور بخشى از آن است.

۱۰ - پیامبر اسلام، مورد تسلى و دلدارى خداوند، در برابر تکذیب کافران و مشرکان (و لعذاب الأخرة أکبر لو کانوا یعلمون)

موضوعات مرتبط

  • انبیا: آثار تکذیب انبیا ۲; ذلت مکذبان انبیا ۱; شدت عذاب اخروى مکذبان انبیا ۵; عذاب دنیوى مکذبان انبیا ۵; موانع تکذیب انبیا ۸; ویژگیهاى عذاب دنیوى مکذبان انبیا ۱
  • ذکر: آثار ذکر فرجام مکذبان انبیا ۸
  • ذلت: ذلت دنیوى ۳، ۴; زمینه ذلت دنیوى ۲
  • عذاب: اقسام عذاب دنیوى ۳; زمینه عذاب دنیوى ۲; شدت عذاب دنیوى ۶; عذاب دنیوى ۶; عذاب ذلت بار ۱، ۲; مراتب عذاب ۴، ۵، ۶
  • عقیده: آثار اخروى عقیده باطل ۹
  • عمل: آثار اخروى عمل ناپسند ۹
  • غفلت: غفلت از فرجام مکذبان انبیا ۷
  • قیامت: ظهور حقایق در قیامت ۹
  • کافران: آثار جهل کافران صدراسلام ۷; آثار غفلت کافران صدراسلام ۷; تکذیبگرى کافران ۱۰
  • محمد(ص): دلدارى به محمد(ص) ۱۰; منشأ تکذیب محمد(ص) ۷
  • مشرکان: تکذیبگرى مشرکان ۱۰

منابع