الزخرف ٨

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

ولی ما کسانی را که نیرومندتر از آنها بودند هلاک کردیم، و داستان پیشینیان گذشت.

پس نيرومندتر از آنها را به هلاكت رسانديم و داستان [هلاكت‌] پيشينيان گذشت

و نيرومندتر از آنان را به هلاكت رسانيديم و سنّت پيشينيان تكرار شد.

ما هم قوی‌ترین سرکشانشان را هلاک کردیم و شرح حال پیشینیان (برای عبرت مردم) گذشت.

پس ما نیرومندتر از این اسراف کاران [زمان تو] را هلاک کردیم و سرگذشت پیشینیان [هلاک شده، در سوره های دیگر قرآن] گذشت.

آنها را كه از ايشان نيرومندتر بودند هلاك كرديم. و داستان پيشينيان گذشت.

آنگاه دست درازتر از آنان را نابود کردیم، و سرنوشت پیشینیان تکرار شد

پس آنان را كه از اينان- كفار قريش- نيرومندتر بودند هلاك كرديم، و داستان پيشينيان گذشت- كه چه كردند و ما با آنها چه كرديم-.

(رویگردانیها و تمسخرها هم بی‌کیفر نمانده است) و ما کسانی را هلاک کرده‌ایم که نیرومندتر از اینها هم بوده‌اند و قدرت بیشتری هم داشته‌اند. نمونه‌هائی از داستان پیشینیان (بارها در قرآن به میان آمده و) گذشته است.

پس حمله‌‌ورتر از اینان را به هلاکت رسانیدیم و همانند (و نماد) پیشینیانِ گذشته است.

پس نابود ساختیم سخت‌تر از ایشان را در نیرو (جنگ‌آوری) و گذشت مثَل پیشینیان‌


الزخرف ٧ آیه ٨ الزخرف ٩
سوره : سوره الزخرف
نزول : ٥ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«بَطْشاً»: نیرومندی (نگا: قصص / ، غافر / ) دلیری. حمله و یورش. تندی و تیزی. (نگا: اعراف / قصص / ، شعراء / . «مَثَلُ»: سرگذشت. نمونه زندگی. «مِنْهُمْ»: از قریشیان و مکّیان.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَأَهْلَكْنا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً وَ مَضى‌ مَثَلُ الْأَوَّلِينَ «8»

پس ما كسانى را كه از نظر قدرت سخت‌تر از اين اسرافكاران بودند هلاك كرديم و سرنوشت پيشينيان تكرار شد.

نکته ها

«صفح» به معناى روى گرداندن است و «بطش» به معناى گرفتن همراه با قدرت و شدّت.

در فرهنگ قرآن، اسراف به هر كارى كه موجب به هدر رفتن نعمت‌هاى الهى گردد گفته مى‌شود. لذا در اين آيات، افراد بى اعتنا به كتاب آسمانى، مسرف خوانده شده‌اند.

پیام ها

1- وجود چند مزاحم نبايد مانع ارائه خير شود. أَ فَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ ...

2- قرآن وسيله‌ى بيدارى است. «الذِّكْرَ»

3- بى اعتنايى به تذكّرات الهى، نمونه‌اى از اسراف است. «كُنْتُمْ قَوْماً مُسْرِفِينَ»

4- فرستادن انبيا يكى از سنّت‌هاى الهى است. كَمْ أَرْسَلْنا ... فِي الْأَوَّلِينَ‌

5- همه انبيا گرفتار استهزاى مخالفان بودند و هر پيامبرى، بايد از وضع پيامبران قبلى آگاه باشد تا به خاطر استهزاى گروهى دست از كار خود برندارند. «ما يَأْتِيهِمْ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ»

6- انبيا به سراغ مردم مى‌رفتند. «يَأْتِيهِمْ»

7- آشنايى با مشكلات ديگران سبب تسلّى دل و نوعى آمادگى روحى است. ما يَأْتِيهِمْ‌ ... إِلَّا ... يَسْتَهْزِؤُنَ‌

8- استهزا، شيوه‌ى دائمى مخالفان انبيا بوده است. «كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ»

9- ابتدا اتمام حجّت، سپس مجازاتِ معاندان. يَأْتِيهِمْ مِنْ نَبِيٍ‌ ... فَأَهْلَكْنا ...

جلد 8 - صفحه 437

10- استهزاى مردان خدا، سبب هلاكت و نابودى است. «يَسْتَهْزِؤُنَ فَأَهْلَكْنا»

11- از افراد لايقى كه براى مأموريّتى اعزام مى‌كنيد، حمايت كنيد. «يَسْتَهْزِؤُنَ‌- فَأَهْلَكْنا»

12- هيبت ابرقدرت‌ها را بشكنيد. «فَأَهْلَكْنا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً»

13- قدرت مردم مانع قهر الهى نيست. «فَأَهْلَكْنا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً»

14- تاريخ و حوادث آن قانونمند و داراى سنّت و اصول مخصوص به خود است. «مَضى‌ مَثَلُ الْأَوَّلِينَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَأَهْلَكْنا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً وَ مَضى‌ مَثَلُ الْأَوَّلِينَ «8»

فَأَهْلَكْنا: پس هلاك كرديم به سبب استهزاء و سخريه گروهى را كه، أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً: سخت‌تر از اين مشركان بودند از حيث قوت و توانائى، يعنى جماعتى كه در قوت و شوكت از مسرفان زمان تو بيشتر بودند هلاك كرديم و قوت و شوكت آنها ما را از تعذيب عاجز نساخت، پس اين معاندان عصر تو به طريق اولى نتوانند عذاب ما را دافع شوند، در اين صورت پس نبايد به قوت و شوكت خود مغرور شوند. وَ مَضى‌ مَثَلُ الْأَوَّلِينَ‌: گذشته است در مواضع متعدده قرآن قصه پيشينيان ايشان و خبر، و عجيب ايشان كه با پيغمبران خود چه كار كردند و ما آنها را به چه نوع عذاب نموديم كه عبرت عالميان گرديدند.

تنبيه:

آيه شريفه وعده حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله است به اعانت و

جلد 11 - صفحه 455

نصرت، و وعيد معاندان است به عذاب و نقمت، و تهديد است نسبت به كسانى كه سركشى كنند از فرمان سبحانى و استهزاء نمايند به آيات الهى.

حضرت امير المؤمنين عليه السلام در ذيل خطبه‌اى فرمايد: فاعتبروا بما اصاب الامم المستكبرين من قبلكم من بأس اللّه و صولاته و وقايعه و مثلاته و اتّعظوا بمثاوى حدودهم و مصارع جنوبهم: پس عبرت يابيد به آنچه رسيد به امتهائى كه متكبر بودند پيش از شما از سختى عذاب خدا و حمله‌هاى او و قتالهاى او و عقوبتهاى او، و پند پذيرند به مقامهاى رخساره‌هاى ايشان در قبور و مواضع افتادن پهلوهاى ايشان‌ «1».

پس بر سبيل الزام حجت فرمايد:


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ كَمْ أَرْسَلْنا مِنْ نَبِيٍّ فِي الْأَوَّلِينَ «6» وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ نَبِيٍّ إِلاَّ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ «7» فَأَهْلَكْنا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً وَ مَضى‌ مَثَلُ الْأَوَّلِينَ «8» وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ «9» الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ جَعَلَ لَكُمْ فِيها سُبُلاً لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ «10»

ترجمه‌

و چه بسيار فرستاديم پيغمبرى در پيشينيان‌

و نمى‌آمد آنها را هيچ پيغمبرى مگر آنكه بودند كه باو استهزاء ميكردند

پس هلاك كرديم سختترين آنها را در دليرى نمودن و گذشت داستان پيشينيان‌

و هر آينه اگر بپرسى از آنها كه چه كس آفريد آسمانها و زمين را البتّه خواهند گفت آفريد آنها را خداوند ارجمند دانا

آنكه قرار داد براى شما زمين را بسترى و قرار داد براى شما راههائى باشد كه شما هدايت شويد.

تفسير

خداوند متعال براى تسليت خاطر حبيب خود فرموده چه بسيار از انبياء عظام را كه ما براى ارشاد و هدايت امم ماضيه و اقوام سابقه ارسال و اعزام نموديم و هيچ پيغمبرى نزد قومى نيامد مگر آنكه مورد استهزاء آنها واقع شد پس شجاع و دلير و سخت‌گيرترين آنها را با اتباع و انصارش بروز سياه و هلاكت ابدى انداختيم و قصص و حكايات آنها را مفصّلا در قرآن براى تو نقل نموديم اينك هم با كفّار قريش اين قوم مسرف متجاوز متجاسر تو همان معامله را خواهيم نمود و عجب در آنستكه اگر از آنها بپرسى چه كس آفريد آسمانهاى باين عظمت و زمين با اين وسعت را ميگويند خلق فرمود آنها را خداوند ارجمند تواناى دانا و اقرار بعزّت و قدرت و علم و دانش او مينمايند ولى بتهاى ناچيز ناتوان نافهم را ميپرستند و منكر قدرت خدا بر زنده نمودن مردمان ميشوند آن خداوندى كه زمين را مهد آرامش و پرورش شما قرار داد و براى هدايت شما بمقاصد خودتان در سفرها راههاى متعددى در كوه و دشت و صحرا و دريا مقرّر فرمود تا بقدرت واسعه حقّ پى بريد و بعلم و حكمت او هدايت شويد و از جمال مصنوع بجلال صانع واقف گرديد و بنابر اين مقصود از هدايت ميشود بمقصد باشد ميشود بمقصود و هو اعلم.


جلد 4 صفحه 595

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَأَهلَكنا أَشَدَّ مِنهُم‌ بَطشاً وَ مَضي‌ مَثَل‌ُ الأَوَّلِين‌َ «8»

‌پس‌ ‌ما هلاك‌ كرديم‌ شديدترين‌ ‌از‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌از‌ حيث‌ قدرت‌ و شوكت‌ و قوت‌ و ثروت‌ و مكنت‌ و عدّه‌ و عدّة و گذشت‌ قضاياي‌ پيشينيان‌.

فَأَهلَكنا أَشَدَّ مِنهُم‌ بَطشاً مثل‌ عاد و ثمود و قوم‌ نوح‌ و فرعون‌ و فرعونيان‌ مثل‌ نمرود و شداد و امثال‌ اينها چنانچه‌ مي‌فرمايد وَ أَنَّه‌ُ أَهلَك‌َ عاداً الأُولي‌ وَ ثَمُودَ فَما أَبقي‌ وَ قَوم‌َ نُوح‌ٍ مِن‌ قَبل‌ُ إِنَّهُم‌ كانُوا هُم‌ أَظلَم‌َ وَ أَطغي‌ وَ المُؤتَفِكَةَ أَهوي‌‌-‌ النجم‌ آيه 51 ‌الي‌ 54.

وَ مَضي‌ مَثَل‌ُ الأَوَّلِين‌َ ‌در‌ بسياري‌ ‌از‌ سور قرآني‌ شرح‌ حال‌ ‌هر‌ يك‌ ‌از‌ ‌آنها‌ ‌را‌ مبسوطا ‌ يا ‌ اشارة بيان‌ فرموده‌ و ‌مع‌ ‌ذلک‌ ‌اينکه‌ كفار و مشركين‌ و فساق‌ و فجار و ضالين‌ و مضلين‌ و غلات‌ و ناصبين‌ و مخالفين‌ متنبه‌ نمي‌شوند و بخود نمي‌آيند ‌باشد‌ ‌تا‌ طعم‌ عذابهاي‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بچشند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 8)- اما برای این که تصور نکنند که لطف بی‌حساب خداوند مانع مجازات آنها در پایان کار خواهد شد- که مجازات نیز خود، مقتضای حکمت اوست- این آیه می‌افزاید: «ولی ما کسانی را که نیرومندتر از آنها بودند هلاک کردیم» (فَأَهْلَکْنا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً).

«و داستان پیشینیان گذشت» (وَ مَضی مَثَلُ الْأَوَّلِینَ).

در آیاتی که قبلا بر تو نازل کرده‌ایم، نمونه‌های زیادی از این اقوام سرکش و طغیانگر مطرح شده‌اند، و شرح حال آنها بر تو نازل گردیده اقوامی با امکانات و ثروت و نفرات و لشگر و استعداد فراوان همچون فرعون و فرعونیان و قوم عاد و ثمود.

نکات آیه

۱ - مؤاخذه هلاکت بار ملت هاى کفرپیشه و مقتدر پیشین از سوى خداوند (فأهلکنا أشدّ منهم بطشًا)

۲ - قدرت هاى مادى، با تمامىِ اقتدار و شکوه، ناتوان از مقابله با قوانین و مشیت هاى خداوند (فأهلکنا أشدّ منهم بطشًا و مضى مثل الأوّلین) یادآورى نابودى جوامع مقتدر شرک پیشه، مى تواند نشانگر این نکته باشد که قدرت ظاهرى و مادى، مانع عذاب الهى نیست.

۳ - مشرکان و مخالفان پیامبر(ص)، معتقد به اقتدار و متکى به نیرومندى خود (أن کنتم قومًا مسرفین ... فأهلکنا أشدّ منهم بطشًا) از یادآورى هلاکت اقوامى نیرومندتر از مردم مکه، استفاده مى شود که مکیان، به قدرت خویش مغرور بوده و آن را غیر قابل زوال مى پنداشتند.

۴ - خودبزرگ بینى و توهم اقتدار و نیرومندى، از عوامل حق ناپذیرى و وحى ستیزى (فأهلکنا أشدّ منهم بطشًا) تذکر «فأهلکنا أشد...» در حقیقت هشدار به کسانى است که با احساس توانمندى، پنداشته اند که مى توانند از مجازات حق ستیزى گریخته و ایمن بمانند.

۵ - بى توجهى به پیام وحى و استهزاى آن، از جمله عوامل نابودى جوامع در طول تاریخ (کانوا به یستهزءون . فأهلکنا أشدّ منهم بطشًا و مضى مثل الأوّلین) از ارتباط دو آیه، استفاده مى شود که استهزاى پیام وحى از سوى جوامع شرک پیشه، موجب نابودى آنان شده است.

۶ - صاحبان قدرت و شوکت، مخالفان اصلى پیامبر(ص) در مکه (فأهلکنا أشدّ منهم بطشًا) با توجه به واژه «أشد» - که افعل التفضیل است - استفاده مى شود که مخالفان پیامبر(ص) در مکه، به نوعى از قدرت ظاهرى برخوردار بودند.

۷ - نابودى تمدن ها و جوامع حق ناپذیر، سنت الهى است. (و ما یأتیهم من نبىّ ... فأهلکنا أشدّ منهم بطشًا) طرح بعثت پیامبران در طول تاریخ و مواجه شدن آنان با مخالفت و استهزا و یادآورى نابودى مخالفان، مى تواند اشاره به سنت بودن این جریان داشته باشد.

۸ - توجه به هلاکت و انقراض تمدن هاى با شکوه گذشته، مایه عبرت قدرتمندان (فأهلکنا أشدّ منهم بطشًا) یادآورى نابودى جوامع پیشین به مردم مکه، مى تواند در راستاى تنبه و عبرت آموزى آنان باشد.

۹ - تاریخ، منبع شناخت سنت هاى الهى در جوامع انسانى است. (و کم أرسلنا ... فأهلکنا أشدّ منهم بطشًا) اشاره به سرگذشت پیامبران و سرنوشت مخالفان آنان، مى تواند بیانگر این نکته باشد که نگرش در تاریخ، خود راهى براى شناخت سنت هاى الهى در جوامع است.

۱۰ - یادآورى مکرر سرنوشت مخالفان پیامبران، در راستاى زدایش روحیه مخالفت و طغیان در میان انسان ها است. (فأهلکنا أشدّ منهم بطشًا و مضى مثل الأوّلین) عبارت «مضى مثل الأوّلین»، مى تواند بدین معنا باشد که داستان انبیا و مخالفان ایشان، در آیات دیگرى بیان شده است. ذکر «مضى مثل الأوّلین» در پایان آیه شریفه، مى تواند اشاره بدین نکته باشد که: «ما مکرراً سرنوشت آنان را یادآور شدیم تا شاید شما پند گیرید».

موضوعات مرتبط

  • اقوام پیشین: عوامل هلاکت اقوام پیشین ۵; مؤاخذه اقوام پیشین ۱; هلاکت اقوام پیشین ۱
  • تاریخ: نقش تاریخ ۹
  • تکبر: آثار تکبر ۴
  • تمدنها: عبرت از انقراض تمدنها ۸
  • جامعه: آسیب شناسى اجتماعى ۵
  • حق: عوامل حق ناپذیرى ۴
  • خدا: حتمیت مشیت خدا ۲; سنتهاى خدا ۷، ۹; قدرت خدا ۲; مؤاخذه هاى خدا ۱
  • دشمنى: زمینه زوال دشمنى ۱۰
  • ذکر: آثار ذکر ۱۰; آثار ذکر انقراض تمدنها ۸; ذکرفرجام مخالفان انبیا ۱۰
  • سنتهاى خدا: سنت هلاکت حق ناپذیران ۷
  • شناخت: منابع شناخت ۹
  • طغیان: زمینه زوال طغیان ۱۰
  • عبرت: عوامل عبرت ۸
  • قدرت: بى تأثیرى قدرت هاى مادى ۲
  • کافران: مؤاخذه کافران ۱; هلاکت کافران ۱
  • محمد(ص): بینش مخالفان محمد(ص) ۳; تکبر مخالفان محمد(ص) ۳; قدرت مخالفان محمد(ص) ۳; مخالفان محمد(ص) ۶
  • مشرکان: بینش مشرکان ۳; تکبر مشرکان ۳; قدرت مشرکان ۳
  • مکه: مخالفت قدرتمندان مکه ۶
  • وحى: آثار استهزاى وحى ۵; آثار اعراض از وحى ۵; عوامل مخالفت با وحى ۴

منابع