الزخرف ٢٨

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

او کلمه توحید را کلمه پاینده‌ای در نسلهای بعد از خود قرار داد، شاید به سوی خدا باز گردند!

|و اين [سخن يكتاپرستى‌] را در نسل او سخنى ماندگار قرار داد، باشد كه [به سوى خدا] بازگردند

و او آن را در پى خود سخنى جاويدان كرد، باشد كه آنان [به توحيد] بازگردند.

و خدا این خدا پرستی را در همه ذرّیّت او تا قیامت کلمه باقی گردانید، باشد که (همه فرزندانش به خدای یکتا) رجوع کنند.

و توحید و یکتاپرستی را در نسل های بعد از خود حقیقتی پایدار قرار داد، باشد که آنان [به سوی توحید] بازگردند؛

و اين سخن را در فرزندان خود سخنى پاينده كرد، باشد كه به خدا باز گردند.

و آن [اندیشه توحید] را سخنی ماندگار در میان احفاد او قرار داد، باشد که به راه آیند

و آن- يعنى كلمه توحيد- را در فرزندان خود سخنى پاينده كرد تا شايد [قومش و ديگر مشركان از شرك به دين توحيد و خدا پرستى‌] باز گردند.

ابراهیم توحید را به عنوان شعار یکتاپرستی در میان قوم خود باقی گذاشت، تا این که ایشان (بدان ایمان آورده و) برگردند.

و آن (فطرت توحیدی) را در پی بازماندگانش کلمه‌ای استوار ]: درست و ثابت[ قرار داد، شاید آنان (به خدا) بازگردند.

و گردانید آن را سخنی پایدار از پس خویش (یا در نژاد خویش) شاید ایشان بازگردند


الزخرف ٢٧ آیه ٢٨ الزخرف ٢٩
سوره : سوره الزخرف
نزول : ٥ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«جَعَلَهَا»: مرجع ضمیر فاعلی فعل (جَعَلَ) خدا یا ابراهیم است. ضمیر (ها) به کلمه توحید، یعنی (لآ إِلهَ إِلاَّ اللهُ) برمی‌گردد که مفهوم از مجموع (الَّذِی فَطَرَنِی) و (إِنَّنِی بَرَآءٌ مِّمَّا تَعْبُدُونَ) است. یا این که مرجع (هذِهِ الْمَقَالَة) است که از فحوای کلام پیدا است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

ابن بابویه بعد از هفت واسطه از ثابت الثمالى او از امام سجاد علیه‌السلام و ایشان از پدر بزرگوارش امام حسین علیه‌السلام و ایشان نیز از پدر بزرگوارش امام مرتضى علیه‌السلام نقل نماید که فرمود این آیه و آیه ۶ سوره احزاب «وَ أُولُواالْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِی کتابِ اللَّهِ» درباره ما نازل گردیده زیرا امامت به دنبال امام حسین علیه‌السلام در نسل فرزندانش تا روز قیامت محفوظ خواهد ماند و از براى امام غائب از نسل او دو غیبت وجود خواهد داشت که یکى از آن دو طولانى تر و درازتر از دیگرى خواهد بود.]

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ «28»

و آن (كلمه توحيد) را در ميان نسلش كلمه ماندنى قرار داد. باشد كه آنان (به توحيد) بازگردند.

نکته ها

در آيات قبل منطق بت پرستان پيروى از نياكان بود، اين آيات مى‌فرمايد: ابراهيم با راه سرپرست خود كه عمويش بود، به شدّت مخالفت كرد.

در اينكه فاعل «جعل» در «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً» كيست، دو احتمال وجود دارد: خداوند يا ابراهيم. هم مى‌توان گفت خدا به پاس ايمان ابراهيم، توحيد را در نسل او زنده نگاه داشت و هم مى‌توان گفت ابراهيم فرياد توحيد و برائت از شرك را در نسل خود به يادگار گذاشت.

حضرت على عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله از نسل ابراهيم است و ما اهل بيت نيز از نسل ابراهيم و محمّد هستيم. «1»


«1». تفسير برهان.

جلد 8 - صفحه 448

پیام ها

1- ياد بزرگان و كلمات و حركات و موضع‌گيرى‌هاى قاطع آنان را فراموش نكنيم. «وَ إِذْ قالَ»

2- وابستگى قومى و قبيله‌اى و حزبى نبايد در عقيده و تفكّر ما اثر منفى داشته باشد. «قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ»

3- انسان در برابر بستگان مسئوليّت ويژه دارد و هدايت آنان در اولويّت است.

«قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ»

4- برائت از شرك يك شعار توحيدى است. «إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ»

5- آنكه آفريد هدايت هم خواهد كرد. فَطَرَنِي‌ ... سَيَهْدِينِ‌

6- تمام مردم حتّى انبيا به هدايت الهى نيازمندند. «سَيَهْدِينِ»

7- ايمان آغازين كافى نيست، هدايت الهى بايد تداوم داشته باشد. «سَيَهْدِينِ»

8- فرياد توحيد در تاريخ مى‌ماند، گرچه مخاطب آن روز گوش ندهد. «كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ»

9- خداوند حافظ و نگاهبان آئين توحيد در تاريخ است. «جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً»

10- نسل حضرت ابراهيم پرچمدار توحيد در طول تاريخ است. «جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ»

11- عملكرد پدران در سرنوشت نسل مؤثّر است. «جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ «28»

وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً: و قرار داد حضرت ابراهيم كلمه توحيد، يعنى كلمه طيّبه «لا اله الّا اللّه» را كلمه پاينده، فِي عَقِبِهِ‌: در عقب خود، يعنى در ميان فرزندان خود، و لذا در ميان اولاد او هميشه موحدى بوده و پيوسته صاحب دعوتى در ميان ايشان مردم را بر دين اسلام ترغيب مى‌نمودند. نزد بعضى ضمير «جعلها» راجع به خداى تعالى، يعنى حق تعالى آن كلمه را در نسل حضرت‌


«1» سوره بقره، آيه 133.

«2» روايات اين مضمون، به تفصيل، در: بحار الانوار، ج 15، ص 25- 1.

«3» سوره شعراء، آيه 219.

«4» سوره توبه، آيه 28.

جلد 11 - صفحه 466

ابراهيم عليه السلام باقى گذاشت، لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ‌: تا شايد همه اولاد او رجوع نمايند به پدر خود در توحيد و اخلاص و تبرى از شرك، يا به سبب دعوت اولاد موحد او كفار از شرك بازگردند و به دين اسلام داخل شوند.

تتمه:

در احاديث آل عصمت وارد شده كه اين آيه در حق ايشان نازل شده:

1- در اكمال الدين- از حضرت سجاد عليه السلام، در علل- از حضرت باقر عليه السلام، در معانى- از حضرت صادق عليه السلام فرمود: فينا نزلت هذه الاية و جعلها كلمة باقية فى عقبه و الامامة فى عقب الحسين إلى يوم القيمة.

يعنى در حق ما نازل شده اين آيه، و قرار داد كلمه باقيه را در عقب او، يعنى امامت را در اولاد حضرت حسين عليه السلام تا روز قيامت‌ «1».

2- در مناقب از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله سؤال شد از اين آيه، فرمود: جعل الإمامه فى عقب الحسين يخرج من صلبه تسعة من الائمّة منهم المهدىّ هذه الأمّة. يعنى: امامت در صلب حضرت حسين عليه السّلام است، خارج مى‌شود از صلب او نه نفر از ائمه، از ايشان است مهدى اين امت‌ «2».

3- ينابيع الموده- شيخ سليمان بلخى- باب 39 از حضرت امير المؤمنين عليه السلام: قال فينا نزلت قول اللّه عزّ و جلّ و جعلها كلمة باقية فى عقبه اى جعل الإمامة فى عقب الحسين الى يوم القيمة. «3» 4- در احتجاج- از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در خطبه غدير فرمايد: اى گروه مردمان، قرآن معرفى نمايد شما را بدرستى كه ائمه بعد از على عليه السلام از اولاد او هستند، و معرفى نمودم من، ايشان از من و من از آنها باشم آنجا كه خدا فرمايد «و جعلها كلمة باقية فى عقبه» و گفتم من «هرگز گمراه نشويد مادامى كه تمسك به ايشان نمائيد». «4»


«1» برهان، ج 4، ص 140، حديث 11.

«2» نور الثقلين، ج 4، ص 597 حديث 26 بنقل از مناقب.

«3» ينابيع المودة باب 39، ص 117.

«4» احتجاج، چاپ بيروت، ج 1، ص 65.

جلد 11 - صفحه 467


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ «26» إِلاَّ الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ «27» وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ «28» بَلْ مَتَّعْتُ هؤُلاءِ وَ آباءَهُمْ حَتَّى جاءَهُمُ الْحَقُّ وَ رَسُولٌ مُبِينٌ «29» وَ لَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ قالُوا هذا سِحْرٌ وَ إِنَّا بِهِ كافِرُونَ (30)

ترجمه‌

و هنگاميكه گفت ابراهيم بپدرش و قومش همانا من بيزارم از آنچه ميپرستيد

جز آنكه آفريد مرا پس همانا او بزودى هدايت ميكند مرا

و قرار داد آن مقاله خود را قول باقى در ميان فرزندانش شايد آنان بازگشت نمايند

بلكه‌


جلد 4 صفحه 600

برخوردار ساختم اينها و پدرانشان را تا آمد نزدشان حقّ و پيغمبرى بيان كننده‌

و چون آمد نزدشان حق گفتند اين جادو است و همانا ما به آن كافرانيم.

تفسير

خداوند متعال براى ردع كفّار قريش از شرك و توابع آن بتقليد و تبعيّت از دين پدرانشان كه در آيات سابقه ذكر شد به بليغ‌ترين بيان ياد آورى فرموده به پيغمبر خود وقتى را كه حضرت ابراهيم بجدّ مادرى يا عموى خود كه پدر خوانده ميشود و ساير اقوامش فرمود من داراى برائتم يعنى بيزارم از آنچه شما ميپرستيد كه بتها باشند و عبادت شما مرضىّ من نيست ستايش و پرستش نميكنم من مگر خداوندى را كه بدست قدرت خود آفريد مرا و البتّه او مرا هدايت بحقّ نموده و خواهد نمود در دنيا بطريق ارشاد خلق و در آخرت به راه بهشت تا قريش بدانند كه جدّا على و امجد آنها تقليد را كنار گذارد و به حجّت بر قوم خود قيام نمود و علم توحيد را در دنيا برافراشت آنها هم كه خود را تابع ملّت آن حضرت ميدانند بايد موحّد باشند و به پيروى از او بر مدّعاى خود اقامه دليل كنند و اگر بخواهند تقليد هم نمايند بايد از جدّ امجد خودشان كه مقبول تمام ملل عالم است بنمايند نه از پدران خودشان كه بعدا بتوهّمات باطل و وساوس شيطانى بت‌پرست شدند چون خودشان معتقد بودند كه حضرت ابراهيم و حضرت اسمعيل اشرف آباء ايشانند كه مؤسّس و مروّج توحيد در دنيا بودند و بعدا فرموده و قرار داد ابراهيم عليه السّلام برائت از بت و هر معبودى را جز خداى يگانه كلمه باقيه اخلاص كه لا اله الا اللّه است در اعقاب و ذريّات خود براى آنكه توحيد اصل عقائد و مرجع اعمال آنها باشد و ايشان امام و مقتداى خلق تا روز قيامت به استدعاء از خدا و قبول حق بشرط آنكه معصيت از آنها سر نزند يا قرار داد خدا برائت از هر معبودى را جز خود كلمه اخلاص كه باقى باشد در اولاد آن حضرت به اين معنى كه هميشه يك نفر از آن خانواده موحّد باشد و مردم را دعوت بتوحيد و دين حقّ نمايد و بقيّه آن خاندان رجوع باو نمايند و تبعيّت از او كنند و او امام و مقتدا و پيشواى همه باشد و اين حكومت الهيّه اعمّ از نبوّت و امامت در اين خاندان باقى و برقرار بماند تا روز قيامت لذا در روايات متعدده معتبره‌


جلد 4 صفحه 601

كلمه باقيه بامامت در اعقاب امام حسين عليه السّلام تفسير شده تا امام زمان عليه السّلام و قمّى ره لعلّهم يرجعون را برجعت ايشان بدنيا تفسير فرموده است ولى بسيارى از اعقاب حضرت ابراهيم تخلّف از قرار او و خدا نمودند و راه كفر و شرك را پيش گرفتند و خدا تعجيل در عقوبت آنها نفرمود لذا فرموده بلكه بهره‌مند نمودم اين موجودين از نسل آن حضرت و پدرانشان را بمال و عزت و نعمت دنيا تا مغرور به آنها و مغمور در معاصى گشتند و ما براى آنان قرآن را كه حقّ است و پيغمبر خاتم را كه بيان كننده آنست و واضح است حقانيّت او فرستاديم و چون قرآن را ديدند و دانستند كه اتيان بآن از طاقت بشر بيرون است گفتند اين سحر است و ما منكر آن ميباشيم كه از جانب خدا است با آنكه خداوند آن را براى ارشاد و هدايت آنها بخير و صلاح دنيا و آخرتشان فرستاده بود.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي‌ عَقِبِه‌ِ لَعَلَّهُم‌ يَرجِعُون‌َ «28»

و قرار داد ‌او‌ ‌را‌ كلمه باقيه‌ ‌در‌ عقب‌ و اعقاب‌ ابراهيم‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌آنها‌ رجوع‌ كنند.

وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي‌ عَقِبِه‌ِ ‌در‌ تفسير كلمه باقيه‌ سه‌ تفسير ‌شده‌ بعضي‌ گفتند كلمه‌ توحيد ‌است‌ «‌لا‌ اله‌ الا اللّه‌» ‌که‌ كلمه اخلاص‌ ‌هم‌ گويند و كلمه طيّبه‌ ‌هم‌ نام‌ نهاده‌ ‌شده‌ بعضي‌ گفتند برائت‌ ‌از‌ آلهة ‌که‌ فرمود إِنَّنِي‌ بَراءٌ مِمّا تَعبُدُون‌َ لكن‌ اخبار بسياري‌ ‌از‌ ائمه اطهار و ‌از‌ شخص‌ حضرت‌ رسالت‌ سؤال‌ كردند ‌از‌ اينكه‌ كلمه باقيه‌ چيست‌ فرمودند امامت‌ ‌است‌ و ‌اينکه‌ منطبق‌ مي‌شود ‌با‌ آيه شريفه‌ ‌که‌ مي‌فرمايد وَ إِذِ ابتَلي‌ إِبراهِيم‌َ رَبُّه‌ُ بِكَلِمات‌ٍ فَأَتَمَّهُن‌َّ قال‌َ إِنِّي‌ جاعِلُك‌َ لِلنّاس‌ِ إِماماً قال‌َ وَ مِن‌ ذُرِّيَّتِي‌‌-‌ بقره‌ آيه 124‌-‌ خداوند ‌اينکه‌ امامت‌ ‌را‌ باقي‌ داشت‌ ‌تا‌ دامنه قيامت‌ ‌که‌ هيچ‌ زماني‌ نشد ‌که‌ زمين‌ خالي‌ ‌از‌ امام‌ ‌باشد‌ و ‌در‌ اخبار ‌هم‌ داريم‌ ‌که‌ مي‌فرمايد

«‌لو‌ خلت‌ الارض‌ ‌عن‌ الحجة لساخت‌ باهلها و لماجت‌ باهلها اما ظاهرا مشهودا ‌او‌ غائبا مستورا»

و ‌هم‌ چنين‌ ‌در‌ كلمه‌ ‌في‌ عقبه‌ بعضي‌ گفتند «‌في‌ ذريته‌ و نسله‌» ‌که‌ تمام‌ موحد بودند و بعضي‌ گفتند مراد قريش‌ ‌است‌ ‌که‌ برائت‌ ‌از‌ آلهه‌ ‌باشد‌ و لكن‌ ‌اينکه‌ دو تفسير غلط صرف‌ ‌است‌ زيرا بسياري‌ ‌از‌ ذريه ابراهيم‌ چه‌ ‌در‌ بني‌ اسرائيل‌ و چه‌ ‌در‌ بني‌ اسماعيل‌ مشرك‌ بودند و تبري‌ ‌از‌ آلهه‌ ‌هم‌ نداشتند و لكن‌ مستفاد ‌از‌ اخبار همان‌ منصب‌ امامت‌ ‌است‌ ‌که‌ باقي‌ ‌است‌ ‌در‌ ذريه ابراهيم‌ ‌تا‌ صفحه محشر و توضيح‌ كلام‌ اينكه‌ ابتداء ‌که‌ ‌خدا‌ فرمود إِنِّي‌ جاعِلُك‌َ لِلنّاس‌ِ إِماماً كلمه ‌النّاس‌ شامل‌ جميع‌ افراد بشر ميشود و امام‌ ‌بر‌ جميع‌ افراد بشر يكي‌ بيشتر نمي‌شود و كلمه «و ‌من‌ ذريتي‌»

جلد 16 - صفحه 23

‌من‌ تبعيضيه‌ ‌است‌ تمام‌ ذريه‌ ‌را‌ شامل‌ نيست‌ معني‌ ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ امامت‌ ‌در‌ ذريه ‌من‌ ‌باشد‌ و فرمايش‌ خداوند ‌که‌ مي‌فرمايد لا يَنال‌ُ عَهدِي‌ الظّالِمِين‌َ كلمه ظالمين‌ جمع‌ محلّي‌ بالف‌ و لام‌ شامل‌ مي‌شود جميع‌ افراد ظالمين‌ ‌را‌ چه‌ ظالم‌ ‌در‌ دين‌ ‌باشد‌ مثل‌ شرك‌ و كفر و ضلالت‌ ‌ يا ‌ ظالم‌ بغير ‌باشد‌ چه‌ ظلم‌ جاني‌ و مالي‌ و عرض‌ ‌ يا ‌ ظالم‌ بنفس‌ ‌باشد‌ مثل‌ ارتكاب‌ معاصي‌ و ‌لو‌ ‌در‌ تمام‌ عمر يك‌ معصيت‌ صغيره‌ ‌از‌ ‌او‌ صادر ‌شده‌ ‌باشد‌ همين‌ ‌هم‌ ظلم‌ بنفس‌ ‌است‌ و ‌اينکه‌ ‌آيه‌ كمال‌ دلالت‌ ‌را‌ دارد ‌بر‌ لزوم‌ عصمت‌ امام‌ چنانچه‌ ‌در‌ مقام‌ ‌خود‌ بياني‌ كرده‌ايم‌ ‌در‌ مجلد دوم‌ ‌اينکه‌ تفسير و ‌در‌ كلم‌ الطيب‌ مجلد دوم‌ ‌در‌ شرائط امامت‌.

و ‌از‌ ‌اينکه‌ جمله‌ كَلِمَةً باقِيَةً فِي‌ عَقِبِه‌ِ استفاده‌ مي‌شود ‌که‌ امامت‌ ‌در‌ ذرية و عقب‌ ابراهيم‌ باقي‌ ‌است‌ ‌تا‌ قيامت‌ و ‌اينکه‌ دليل‌ بزرگي‌ ‌است‌ ‌بر‌ مذهب‌ شيعه اثني‌ عشري‌ و ‌بر‌ بطلان‌ خلفاء جور ‌که‌ ‌ يا ‌ مشرك‌ و كافر و ضال‌ بودند ‌ يا ‌ ظالم‌ ‌به‌ بندگان‌ ‌خدا‌ بالاخص‌ مقربان‌ درگاه‌ الهي‌ ‌ يا ‌ ظالم‌ بنفس‌ ‌در‌ ارتكاب‌ معاصي‌ شرعيه‌ و قبايح‌ عقليه‌.

لَعَلَّهُم‌ يَرجِعُون‌َ ‌يعني‌ بايد مشركين‌ و كفّار ‌از‌ شرك‌ و كفر برگردند و بشرف‌ اسلام‌ و ايمان‌ و تحت‌ فرمان‌ امام‌ باشند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 28)- ابراهیم نه تنها در حیات خود طرفدار اصل توحید و مبارزه با هرگونه بت‌پرستی بود، بلکه تمام تلاش و کوشش خود را به کار گرفت که (کلمه توحید همیشه در جهان باقی و برقرار بماند.

چنانکه آیه شریفه می‌گوید: «او آن (کلمه توحید را کلمه باقیه در فرزندان و اعقاب خود قرار داد تا به سوی خدا بازگردند» (وَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ).

جالب این که امروز تمام ادیانی که در کره زمین دم از توحید می‌زنند از تعلیمات توحیدی ابراهیم (ع) الهام می‌گیرند، و سه پیامبر بزرگ الهی «موسی» (ع) و «عیسی» (ع) و محمد صلّی اللّه علیه و اله از دودمان او هستند، و این دلیل صدق پیشگویی قرآن در این زمینه است.

نکات آیه

۱ - بقاى آیین توحید در نسل ابراهیم(ع)، ره آورد تلاش آن حضرت براى استمرار بخشیدن به آن (و جعلها کلمة باقیة فى عقبه) آیات قبل، مى تواند قرینه باشد که فاعل «جعل» ابراهیم(ع) است.

۲ - اهتمام ابراهیم(ع)، به هدایت نسل پس از خویش (و جعلها کلمة باقیة فى عقبه) چنانچه فاعل «جعل» ابراهیم(ع) باشد، به قرینه آیات پیشین - که در مورد آن حضرت بود - مطلب بالا قابل برداشت است.

۳ - تلاش انسان براى هدایت نسل هاى آینده خویش، اقدامى پسندیده و روشى ابراهیمى است. (و جعلها کلمة باقیة فى عقبه) چنانچه فاعل «جعل» ابراهیم(ع) باشد، از اسوه بودن عمل آن حضرت، مطلب بالا استفاده مى شود.

۴ - کلمه توحید، کلمه اى ماندگار در نسل ابراهیم(ع)، به اراده و لطف الهى (إنّنى براء ممّا تعبدون . إلاّ الذى فطرنى ... و جعلها کلمة باقیة فى عقبه) فاعل «جعل» - به قرینه آیه بعد - مى تواند خداوند باشد.

۵ - استمرار دین توحیدى در نسل ابراهیم(ع)، پاداش الهى به آن حضرت در قبال تلاش هاى او در مسیر اعتلاى کلمه توحید (و إذ قال إبرهیم ... و جعلها کلمة باقیة فى عقبه) برداشت یاد شده، مبتنى بر این احتمال است که «جعلها» در مقام بیان لطف خداوند در برابر مجاهدت ها و تلاش هاى حضرت ابراهیم(ع) باشد.

۶ - خداوند، حافظ و نگاهبان آیین توحید در گستره تاریخ (و جعلها کلمة باقیة) بنابراین که فاعل «جعل» خداوند باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

۷ - استمرار کلمه «توحید» در نسل ابراهیم(ع) و در پهنه قرن ها، تدبیرى خداوندى و به منظور بازگشت مشرکان هر نسل به توحید (و جعلها کلمة باقیة فى عقبه لعلّهم یرجعون)

۸ - وجود افرادى شرک پیشه، در نسل ابراهیم(ع) (لعلّهم یرجعون) با توجه به رجوع ضمیر «هم» به نسل ابراهیم(ع)، استفاده مى شود که برخى از آنان آلوده به شرک بودند; بنابراین مفاد آیه این مى شود که توحید در گروهى از نسل ابراهیم باقى ماند تا زمینه آن شود که گروه دیگر آنان نیز به توحید بازگردند.

۹ - نسل ابراهیم(ع)، پرچمدار توحید در طول تاریخ (و جعلها کلمة باقیة فى عقبه)

۱۰ - تأثیر عملکرد پدران، در سرنوشت نسل هاى آینده آنان (و إذ قال إبرهیم ... و جعلها کلمة باقیة فى عقبه) ذکر باقى ماندن توحید در نسل ابراهیم(ع) - پس از بیان اعلام شجاعانه برائت از شرک و روى آوردن آن حضرت به توحید - مى تواند اشاره به نقش پدران در سرنوشت نسل هاى بعد داشته باشد.

۱۱ - توبیخ عرب عصر بعثت، از سوى خداوند بر ترک آیین نیاکان یکتاپرست خویش و روى آوردن به شرک (بل قالوا إنّا وجدنا ءاباءنا ... و إذ قال إبرهیم ... و جعلها کلمة باقیة فى عقبه)

۱۲ - «سُلَیْم بن قَیْس قال: خرج علینا علىّ بن أبى طالب(ع) ... فقال ... و العلم فى عقبنا إلى أن تقوم الساعة ثمّ قرأ «و جعلها کلمة باقیة فى عقبه» ثمّ قال: کان رسول اللّه(ص) عقب إبراهیم و نحن أهل البیت عقب إبراهیم(ع) و محمد(ص);(۱) سلیم بن قیس مى گوید: حضرت على(ع) به سوى ما بیرون آمد و فرمود: علم در نسل ما است تا برپایى قیامت. سپس آیه «و جعلها کلمة باقیة فى عقبه» را تلاوت نمود، و فرمود: رسول خدا(ص) از نسل ابراهیم(ع) است و ما اهل بیت از نسل ابراهیم(ع) و محمد(ص) هستیم».

موضوعات مرتبط

  • آیندگان: عوامل مؤثر در سرنوشت آیندگان ۱۰; هدایت آیندگان۳
  • ابراهیم(ع): پاداش ابراهیم(ع) ۱، ۵; توحید در نسل ابراهیم(ع) ۹; جاودانگى توحید در نسل ابراهیم(ع) ۱، ۴، ۵، ۷; شرک در نسل ابراهیم(ع) ۸; فضایل نسل ابراهیم(ع) ۹; نسل ابراهیم(ع) ۱۲; هدایت نسل ابراهیم(ع) ۲; هدایتگرى ابراهیم(ع) ۲
  • ادیان آسمانى: حامى ادیان آسمانى ۶
  • اهل بیت(ع): علم نسل اهل بیت(ع) ۱۲; نیاکان اهل بیت(ع) ۱۲
  • توحید: پیشگامان توحید ۹
  • جاهلیت: سرزنش مشرکان جاهلیت ۱۱
  • خدا: آثار اراده خدا ۴; آثار لطف خدا ۴; پاداشهاى خدا۵; حمایتهاى خدا ۶; سرزنشهاى خدا ۱۱; نشانه هاى تدبیر خدا ۷
  • عمل: آثار عمل ۱۰; عمل پسندیده ۳
  • محمد(ص): نیاکان محمد(ص) ۱۲
  • مشرکان: توبه مشرکان ۷
  • نیاکان: نقش نیاکان ۱۰ ۱. تأویل الأیات الظاهرة، ص ۵۴۰; تفسیر برهان، ج ۴، ص ۱۳۹، ح ۵.

منابع

  1. البرهان فی تفسیر القرآن.