الرّيح

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو

آیات شامل این کلمه

ریشه کلمه

قاموس قرآن

باد. بو. اصل آن روح است واو به ياء بدل شده (اقرب) [شورى:33]. اگر بخواهد باد را ساكن مى‏كند آنها در پشت دريا از جريان مى‏افتن [يوسف:94] ريح در آيه به معنى بو است يعنى چون كاروان از مصر جدا شد پدرشان گفت بوى يوسف را استشمام مى‏كنم. در آيه [انفال:46]. مراد از ريح قدرت و نيرو است كه در ريح توأم با نيروست راغب آن را استعاره از غلبه گفته است. يعنى منازعه نكنيد و گرنه زبون مى‏شويد و نيرو و قدرتتان از بين مى‏رود. جمع ريح در قرآن رياح به كار رفته [اعراف:57]. ريح در قرآن هم در باد عذاب رفته است گر چه در اوّلى بيشتر است مثل [اسراء:69]. كه درباره باد عذاب است [يونس:22] كه در باد رحمت است ولى رياح همواره در بادهاى رحمت به كار رفته مگر در [كهف:45]. كه اعمّ است در اينجا به چند مطلب اشاره مى‏شود: باد در طاعت سليمان بود از مطالبيكه قرآن مجيد درباره باد تذكر مى‏دهد يكى آنكه باد به اذن خداوند به حضرت سليمان مسخّر بود اينك آيات آن را نقل كرده سپس توجيهى كه در نظر داريم بيان مى‏كنيم. [انبياء:79و81] اين آيه صريح است در اينكه باد در حال طوفان و شدّتش مطيع سليمان بود و به امر او تغيير جهت مى‏داد و به طرف زمين مبارك (ظاهراً زمين فلسطين) مى‏وزيد و جارى مى‏شد [سباء:12]. يعنى باد را به سليمان رام كرديم سير آن از صبح تا ظهر به اندازه مسير يك ماه و از ظهر تا شب به قدر يك ماه بود يعنى در يك روز به اندازه‏دو ماه سير مى‏كرد. در صافى و الميزان از تفسير قمى نقل است كه باد تخت سليمان را حمل كرده در صبح به قدر يك ماه و در بعد از ظهر يك ماه راه مى‏برد. [ص:36] رخو نرمى و آرامى است يعنى باد را به سليمان رام كرديم به دستور او هر كجا كه مى‏خواست به آسانى و آرامى جارى مى‏شد. از سه آيه فوق روى هم روشن مى‏شود كه باد هم در حال طوفان و هم در حال عادى مطيع سليمان بود. توضيح اين مطلب به نظر نگارنده چنين است كه خداوند اراده بسيار قوى و نيرومند به حضرت سليمان عطا كرده بود كه چون اراده خويش را بر باد تحميل مى‏كرد باد تغيير مسير داده و در جهتى كه سليمان مى‏خواست مى‏ورزيد چنانكه وزير سليمان آصف بن برخيا چنان ارادهئ قوى داشت كه آنرا بر تخت ملكه سباء تحميل كرده و آن را از فاصله دور در يك چشم به هم زدن پيش سليمان حاضر كرد و در «سلم» انشاءاللّه خواهد آمد. اين عمل يكى از صفات خداست كه به حضرت سليمان و آصف مقدارى از آن را داده بود و نظير اين قضيّه است كرامت حضرت امام جواد «عليه السلام» كه آن شخص را از شام به كوفه و از كوفه به مدينه و از مدينه به مكّه برد و بعد از اداى مناسك حج به شام آورد و سال بعد اين عمل را تكرار فرمود كه در كتب تواريخ و غيره مشهور است. آقاى مهندس بازرگان در كتاب ذرّه بى انتها ص 51 مى‏نويسد: در بعضى از بيمارستان‏هاى غرب شخص هيپنونيسم كننده اراده خويش را بر شخص بيمار تحميل مى‏كند و او را بدون داروى بيهوشى عمل مى‏كنند و كمترين دردى احساس نمى‏كند. نگارنده مشروح آن را در كتاب معاد از نظر قرآن و علم، در فصل كار بدون ابزار آورده‏ام آرى اين آثار عجيب اراده بشرى است على هذا راجع برام شدن باد در دست سليمان مى‏توانيم سر نخ را بدست آوريم. بادى كه قوم عاد را از بين برد مى‏دانيم قوم عاد كه پيامبرشان حضرت هود بود بوسيله باد از بين رفتند آيا آن باد طوفانى شكننده بود كه نابودشان كرد يا صفت ديگرى داشت؟ ابتدا آيات آن را نقل و سپس به توضيح آن مى‏پردازيم: 1- [ذاريات:41-42]. در اين دو آيه خبرى از طوفان نيست فقط باد با «عقيم» كه به معنى نازا است توصيف شده و آن باد خيرى نمى‏زاييد هر چه داشت شرّ بود و نيز در صفت آن گفته شده: به هر چه مى‏رسيد آن را مانند استخوان پوسيده مى‏كرد. 2- [حاقة:6]. [فصّلت:16]. [قمر:19-20]. در آيه ديگرى آمده [احقاف:25]. اوصافى كه در اين آيات براى باد ذكر شده يكى «صَر صَر» است كه آن را باد بسيار سرد و باد پر صدا معنى كرده‏اند. در مجمع از فرّاء نقل شده: آن باد سردى است كه مثل آتش مى‏سوزاند [آل عمران:117]. در مجمع آن را باد بسيار سرد گفته و گويد: ممكن است صرّ صداى باد بسيار سرد باشد. راغب نيز صرصر را باد بسيار سرد گفته است. و از امام باقر «عليه السلام» در صافى باد سرد نقل شده صفت ديگر آن باد «عاتيه» است كه به معنى طغيان كننده و فزون از حدّ مى‏باشد و آن ممكن است در شدّت وزيدن و يا در شدّت سردى باشد. صفت ديگر آن «تُدَّمير به معنى هلاك كردن و فنا ساختن است. روى هم رفته بدست مى‏آيد كه باد طوفان شكننده نبود كه ديارشان را زير و رو كند و از «فَاَصْبَحُوا الا يُرى اِلَّا مَساكِنُهُمْ» بر مى‏آيد كه منازلشان از بين نرفته بود. على هذا آن باد، بادى سرد و سوزان بوده و قوم هود را منجمد كرده و از بين برده است. بادهائى كه از قطبين به طرف استوا مى‏وزند بسيار سرد و سوزان‏اند اگر بادهاى گرهى كه از اقيانوس‏ها بر مى‏خيزند آنها را معتدل آورد. آن باد به تصريح قرآن هفت شب و هشت روز پى در پى سرزمين قوم عاد را مورد حمله قرار داده و در تخسير خود گرفته است و طبق آيه 24 احقاف تكّه ابر همراه داشته است. البته آن باد سرد باد عاتى و خارج از جريان معمولى بود و خدا خواسته بود كه از نواحى قطبى بدون برخورد با مانعى به سرزمين آنها را به صورت ريشه‏هاى پراكنده خرما در آورد. بادهاى آبستن كننده [حجر:22]. در اين شكى نيست كه عوامل تلقيح ميوه‏ها و گل‏ها و غيره يكى حشرات و يكى بادها است ولى آيه فوق در اين زمينه نيست زيرا پس از لواقع فرموده «فَاَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً» و گرنه مى‏فرمود «فَاَخْرَجْنا مِنَ الثَّمَراتِ» پس اين تقليح چيست؟ كه نتيجه‏اش نزول باران است مراد از آن تلقيح سوزن‏هاى يخ و برگه‏هاى برف است كه در طبقات بالاى جوّ هستند بادهاى گرم خود را به آنها مى‏زنند و آنها را تلقيح و ذوب مى‏كنند تا به صورت باران به زمين بيايند اگر اين بادها آن برگه‏ها را باردار و ذوب نكنند هرگز آنها به صورت باران به زميك نخواهند آمد مشروح اين مطلب در «برد» ذيل آيه «وَ يَنَزِّلُ مِنَ السَّمَّاءِ مِنْ جِبالٍ فيها مِنْ بَرْدٍ» گذشت به آنجا رجوع شود.

کلمات نزدیک مکانی

وَ فِي مِن بِه لِسُلَيْمَان تَجْرِي بِأَمْرِه بِمَا شَهْر إِن لَه لا ذٰلِک الْعَقِيم فَيُغْرِقَکُم مَا عَاصِفَة عَلَى فَيَظْلَلْن عَلَيْهِم غُدُوّهَا يُسْکِن شَاکِرُون مَکَان أَرْسَلْنَا رَوَاکِد تَذَر الْوَهّاب بَصِير يَشَأ فَسَخّرْنَا تَهْوِي يَوْم قَاصِفا اشْتَدّت کَالْأَعْلاَم تَعْمَلُون عَلَيْکُم شَيْء رُخَاء أَو إِذ سَحِيق عَاصِف کَفَرْتُم أَنْتُم أَنْت کَرَمَاد إِنّک فَيُرْسِل الْبَحْر حَيْث ظَهْرِه فَهَل ثُم عَاد إِلَى الطّيْر أَعْمَالُهُم رَوَاحُهَا يَقْدِرُون بَعْدِي أَصَاب أُخْرَى الْأَرْض أَتَت بَأْسِکُم بِرَبّهِم فَتَخْطَفُه إِنّي مَن الشّيَاطِين الْجَوَار مُلِيم کَفَرُوا صَالِحا يُعَظّم الّتِي عَلَيْه مِمّا تَجِدُوا السّمَاء تَارَة آيَاتِه فِيه لِتُحْصِنَکُم بَارَکْنَا شَعَائِر کَسَبُوا أَسَلْنَا لِأَحَد اعْمَلُوا کُل لَکُم الّذِين إِلاّ هُو خَرّ يُعِيدَکُم مَثَل عَلَيْنَا فِيهَا لَآيَات عَيْن أَن فَکَأَنّمَا لِکُل

تکرار در هر سال نزول

در حال بارگیری...