الرعد ٢٣

از الکتاب
کپی متن آیه
جَنَّاتُ‌ عَدْنٍ‌ يَدْخُلُونَهَا وَ مَنْ‌ صَلَحَ‌ مِنْ‌ آبَائِهِمْ‌ وَ أَزْوَاجِهِمْ‌ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ‌ وَ الْمَلاَئِکَةُ يَدْخُلُونَ‌ عَلَيْهِمْ‌ مِنْ‌ کُلِ‌ بَابٍ‌

ترجمه

(همان) باغهای جاویدان بهشتی که وارد آن می‌شوند؛ و همچنین پدران و همسران و فرزندان صالح آنها؛ و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد می‌گردند...

|بهشت‌هاى جاودانى كه آنها با پدران و همسران و فرزندانشان كه درستكارند در آن داخل مى‌شوند، و فرشتگان از هر درى بر آنها وارد مى‌شوند
[همان‌] بهشتهاى عدن كه آنان با پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان كه درستكارند در آن داخل مى‌شوند، و فرشتگان از هر درى بر آنان درمى‌آيند.
که آن منزل بهشتهای عدن است که در آن بهشتها خود و همه پدران و زنان و فرزندان شایسته آنها داخل می‌شوند در حالی که فرشتگان بر (تهنیت) آنها از هر در وارد می‌گردند.
بهشت های جاویدی که آنان و پدران و همسران و فرزندان شایسته و درست کارشان در آن وارد می شوند، و فرشتگان از هر دری بر آنان درآیند.
بهشتهاى جاويدان؛ آنها و هر كه نيكوكار بوده است، از پدران و همسران و فرزندانشان، بدان داخل شوند و فرشتگان از هر در به نزدشان آيند.
[از] بهشتهای عدن [برخوردارند] که هم خودشان و هم کسانی از پدران [و مادران‌] و همسران و زاد و رودشان که نیکوکارند، وارد آن می‌شوند، و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد می‌شوند
بهشت هايى پاينده كه به آنها در آيند و نيز هر يك از پدران و همسران و فرزندان شايسته و نيكوكار آنها و فرشتگان از هر درى بر آنان در آيند
(این عاقبت نیکو) باغهای بهشت است که جای ماندگاری (سرمدی و زیستن ابدی) است، و آنان همراه کسانی از پدران و فرزندان و همسران خود بدانجا وارد می‌شوند که صالح، (یعنی از عقائد و اعمال پسندیده‌ای برخوردار بوده) باشند (و جملگی در کنار هم جاودانه و سعادتمندانه در آن بسر می‌برند) و فرشتگان از هر سوئی بر آنان وارد (و به درودشان) می‌آیند.
باغ‌های جاودان که آنان با شایستگان - از پدرانشان و همسرانشان - در آنها داخل می‌شوند و فرشتگان از هر دری بر آنان در می‌آیند،
بهشتهای جاودان درآیند در آنها خود و آنان که شایسته شدند از پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان و فرشتگان درآیند بر ایشان از هر دری‌

Everlasting Gardens, which they will enter, along with the righteous among their parents, and their spouses, and their descendants. And the angels will enter upon them from every gate.
ترتیل:
ترجمه:
الرعد ٢٢ آیه ٢٣ الرعد ٢٤
سوره : سوره الرعد
نزول : ٧ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٩
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«عَدْنٍ»: جای ماندن و جاودانه بسر بردن (نگا: توبه / ). «جَنَّاتُ عَدْنٍ»: بَدَل کلّ از کلّ (عُقْبَی الدّارِ) است. «وَ مَن صَلَحَ ...»: همراه با کسی که مؤمن صالحی بوده باشد. «مِن کُلِّ بَابٍ»: از هر دری. مراد از هر طرف و از هر سوئی است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ «23»

(سراى آخرت) باغ‌هاى جاودانى كه آنان و هر كس از پدران و همسران و فرزندانشان كه صالح بوده‌اند بدان داخل مى‌شوند و فرشتگان از هر درى (براى تبريك و تهنيت) بر آنان وارد مى‌شوند.

نکته ها

از ميان 127 مرتبه‌اى كه‌ «جَنَّاتُ» و «جنت» در قرآن آمده، تنها 11 مورد از آن تعبير «جَنَّاتُ عَدْنٍ» دارد كه طبق حديثى از درّالمنثور، به معناى بهشت مخصوص است. «1»

رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: هر كس مى‌خواهد زندگى و مرگش همچون زندگى و مرگ من باشد و به‌ «جَنَّاتُ عَدْنٍ» كه بهشت من است وارد شود، بايد علىّ‌ابن‌ابيطالب عليهما السلام و ذريّه‌ى او را، رهبر و امام خود قرار دهد كه آنها در علم و فهم، برترين انسان‌ها و هادى مردم به سوى هدايت‌اند. «2»

بارها در قرآن آمده است كه افراد صالحِ يك خانواده، در بهشت نيز در كنار هم خواهند بود


«1». تفسير فرقان.

«2». تفسير نورالثقلين.

جلد 4 - صفحه 346

و از مصاحبت يكديگر لذت خواهند برد. البتّه ذكر عنوان بعضى از افراد خانواده مثل پدر، همسر و فرزند در آيه شريفه فوق دلالت بر خصوصيّتى ندارد و شامل همه افراد صالح‌خانواده، اعم از افراد مذكور و مادران، خواهران و برادران نيز مى‌شود. در ضمن شايد علت عدم ذكر نام مادر آن باشد كه مادر، همسر پدر است و مشمول «ازواج» مى‌گردد، همان گونه كه خواهر و برادر، ذريّه پدر، و عمو و عمّه از ذُرارى آباء شمرده مى‌شوند.

آنچه از آيات الهى به دست مى‌آيد اين است كه فرشتگان، در همه احوال در دنيا و آخرت (برزخ و قيامت) با انسان ارتباط دارند، گاهى بر او درود و صلوات مى‌فرستند، «يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ» «1» گاهى براى او استغفار و طلب بخشش مى‌كنند، «وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا» «2» و زمانى هم براى او دست به دعا برمى‌دارند، «رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ» «3» در هنگام مرگ و شروع عالم برزخ نيز با شعار و تلقين‌ «أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا» «4» و با جمله‌ «سَلامٌ عَلَيْكُمْ» جان آنها را مى‌گيرند. «الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمْ» «5» و در آخرت نيز از هر سو بر آنان سلام مى‌كنند.

براى بهشت هشت درب ذكر شده كه با تعداد اوصافى كه براى اولوا الالباب در آيات اخير شمرده شده مطابقت دارد. گويا هر كدام از اين صفت‌هاى هشت‌گانه، درى از درهاى بهشت و راهى بسوى سعادت ابدى را به سوى انسان باز مى‌كند.

هر پدر و فرزند، هر زن و شوهر و هر آباء و ذريّه‌اى در بهشت به يكديگر ملحق نمى‌شوند و در كنار هم قرار نمى‌گيرند، زيرا در روز قيامت، انساب و اسباب، كارساز نيستند. «فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ» «6» و آن روز هر كس در گرو اعمال خويش است، «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ» «7» و جز سعى و تلاش، چيز ديگرى مؤثر نيست، «لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‌» «8» بنابراين ورود بعضى از بستگان بر بعضى ديگر، تنها به خاطر لياقت و صلاحيّت فردى خود آنهاست. مشابه اين آيه را مى‌توان در سوره‌هاى غافر، آيه 7 وطور آيه 21 نيز مشاهده كرد.


«1». احزاب، 43.

«2». غافر، 7.

«3». غافر، 8.

«4». فصّلت، 30.

«5». نحل، 32.

«6». مؤمنون، 101.

«7». مدّثر، 38.

«8». نجم، 39.

جلد 4 - صفحه 347

پیام ها

1- شرط ورود به بهشت، صالح بودن است. «وَ مَنْ صَلَحَ»

2- خانواده بهشتى، خانواده‌اى است كه بين اعضاى آن همبستگى و صميميّت در مسير حقّ باشد. «صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ»

3- توجّه به عواطف در اسلام يك اصل است. براى انسان زندگى در بهترين مكان‌ها، ولى به دور از خانواده، صفايى ندارد. «يَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ «23»

بعد وصف سر انجام نيكو را فرمايد:

جَنَّاتُ عَدْنٍ‌: 1- بوستانهاى با اقامت كه هميشه در آن باشند و زوال و فنا ندارد. 2- نزد ابن عباس درجه عليا و ساكنين آن شهداء و صديقون باشند «1» 3- مكانى در بهشت كه در آن انبياء و ائمه و شهداء هستند. 4- قصرى است از طلا، داخل نشود آن را مگر نبى يا صديق يا شهيد يا حاكم عادل.

پس بيان فرمايد آنچه را تكامل سرور ايشان است از اجتماع خويشانشان:

يَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ‌: داخل شوند در آن بهشت ايشان و كسانى كه شايسته باشند به ايمان و طاعت از پدرانشان و زنان ايشان و فرزندانشان، يعنى صلحاء اهلشان به آنها ملحق شوند اگرچه به فضل آنها نرسند، لكن به جهت تبعيت تعظيم شأن ايشان؛ و اين به جهت آنست كه خداى تعالى قرار داده از ثواب مطيع، سرورش را به ديدن اهل خود در بهشت.

تنبيه: آيه شريفه دلالت دارد بر آنكه درجه شفاعت مرتقى مى‌شود و موصوفين به صفات مذكوره قرين خويشان خود باشند در بهشت به جهت علاقه قرابت و صلت. و قيد صلاحيت دال است بر آنكه مجرد نسب، نفع نخواهد بخشيد بلكه آنچه در درگاه الهى مقبول و منظور باشد، اعمال صالحه و ملكات حميده باشد نه حسب و نسب‌ «فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ».

ديگر از تكريمات ايشان آنكه: وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ‌: و ملائكه در


«1» تفسير مجمع البيان ج 3 ص 289.

جلد 6 - صفحه 375

آيند برايشان براى تحيت و تهنيت. مِنْ كُلِّ بابٍ‌: از هر درى از درهاى هشتگانه بهشت يا قصور ايشان يا از هر بابى از ابواب مانند نماز و زكات و روزه و غيره. در عين المعانى آورده: «1» مقدار شبانه روزى از دنيا، سه نوبت ايشان آيند و تحيّت گويند.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى‌ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ «19» الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْمِيثاقَ «20» وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ «21» وَ الَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ «22» جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ «23»

سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ «24»

ترجمه‌

- آيا پس كسيكه ميداند كه آنچه فرستاده شد بتو از پروردگارت حق است مانند كسى است كه او كور است جز اين نيست كه پند ميگيرند صاحبان خردها

آنانكه وفا ميكنند بعهد خدا و نمى‌شكنند پيمان را

و آنانكه پيوند ميكنند آنچه را امر كرده است خدا بآن كه پيوند كرده شود و مى‌ترسند از پروردگارشان و بيم دارند از بدى حساب‌

و آنانكه صبر كردند براى طلب خوشنودى پروردگارشان و بر پا داشتند نماز را و انفاق نمودند از آنچه روزى داديمشان نهانى و آشكارا و دفع ميكنند بخوبى بدى را آنگروه مر ايشانرا است انجام آنسراى‌

كه بهشتهاى اقامت دائمى است داخل ميشوند در آنها آنان و كسيكه شايسته باشد از پدرانشان و زنانشان‌


جلد 3 صفحه 201

و فرزندانشان و فرشتگان وارد ميشوند بر ايشان از هر درى‌

گويند سلام بر شما براى آنكه صبر نموديد پس خوب است انجام آنسراى‌

تفسير

استفهام انكارى است يعنى كسيكه ميداند آنچه بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شده است از جانب خدا حقّ است نيست مانند كسيكه نميداند چون آن بينا و اين كور است و آن دو مساوى نيستند بلكه مثل دانا آب و طلا است و مثل نادان كف و جرم است و علم نور، و جهل ظلمت است كه در آيات سابقه اشاره و بيان شده بود و فرق بين اين عناوين يعنى علم و جهل و نور و ظلمت و بينا و كور اگر چه واضح است ولى متذكّر نميشوند مگر صاحبان عقول مبرّى از شوائب و هم و تعصّب و عناد كه ايمان مصداق نور و كفر مصداق ظلمت و مؤمن مصداق عالم و بصير و كافر مصداق جاهل و كور است و عيّاشى از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه بشيعيان خود فرمود شما مصداق اولوالالبابيد در اين آيه شريفه و ايشان كسانى هستند كه وفا ميكنند بعهديكه با خدا بستند بعقول خودشان كه نبايد احكام آنرا مشوب بوهم و تعصّب و عناد و لجاج نمايند و نيز نميشكنند پيمانى را كه با خودهاشان بستند و محكم نمودند آنرا ميان خودشان و قمّى ره از امام كاظم عليه السّلام نقل نموده كه اين آيه در حقّ آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شده و عهدى كه خدا از آنها گرفت و ميثاقيكه از مردم گرفت در عالم ذر بر ولايت امير المؤمنين و ائمه بعد از او عليهم السلام و نيز كسانى هستند كه صله رحم بجا مى‌آورند خصوصا رحم آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه از آن جمله است دوستى امير المؤمنين و اولاد طاهرين او و مراعات حقوق ايشان چنانچه در كافى از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه نازل شده در حقّ رحم آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و شامل اقارب شخص هم ميشود و نبايد مانند كسانى بود كه چيزى را اختصاص بچيزى ميدهند و نيز در كافى و عيّاشى ره از آنحضرت نقل نموده كه رحم معلّق بر عرش است ميگويد خدا يا وصل كن كسى را كه مرا وصل نمود و قطع كن كسيكه مرا قطع نمود و آن رحم آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه مراد از اين آيه است و رحم هر صاحب رحمى و عيّاشى و رحم هر مؤمن نقل نموده و در مجمع و قمّى ره و عياشى ره از امام كاظم عليه السّلام نيز مانند اين حديث را نقل نموده‌اند و عياشى از امام صادق عليه السّلام روايت نموده كه از چيزهائى كه خدا واجب نموده است در مال غير از زكوة صله رحم است بمقتضاى اين آيه و در مجمع از امام رضا عليه السّلام اين معنى تأكيد شده است‌


جلد 3 صفحه 202

و بيان مفصّلى در اين باب از حقير در سوره بقره ذيل آيه شريفه الذين ينقضون عهد اللّه گذشت كه بايد طالب بآن مراجعه نمايد و آنها مى‌ترسند از پروردگارشان كه قطع رحم نميكنند و ميترسند از سختى حسابشان در روز محشر پس تا زنده‌اند خودشان بحسابشان رسيدگى ميكنند و نميگذارند مديون سادات و ارحام و اجانب از دنيا بروند و در كافى و عيّاشى ره و معانى و قمّى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه اين آيه را تلاوت فرمود وقتى كه ديد مردى با دقت تمام حقّ خود را از برادر دينى خود گرفت و فرمود آيا تصوّر كردى آنها كه از سوء الحساب ميترسند كسانى هستند كه ميترسند خدا بآنها ظلم و جور كند نه چنين است ميترسند كه خداوند تمام حقّ خود را از آنها طلب كند و دقت نمايد و مراد از سوء الحساب اين است پس كسيكه تمام حقّ خود را با دقت بستاند از برادر خود بدى كرده در حساب با او و در مجمع و عيّاشى ره از آنحضرت نقل نموده كه سوء الحساب آنستكه كاملا حسنات و سيّئات بنده را بسنجند و سهل انگارى نكنند در آن و نيز كسانى هستند كه صبر ميكنند بر تحمّل زحمت عبادت و ترك معصيت و بردبارى در مصيبت براى رضاى خدا و نماز ميخوانند و سعى مينمايند در نماز خواندن مردم چون اقامه نماز بر هر دو صادق است و انفاق ميكنند از مال حلالى كه خدا روزى و نصيب آنها فرموده صدقات مستحبّه را سرا و در خفيه و صدقات واجبه را علنا و آشكارا و دفع ميكنند بفعل حسن شر فعل قبيح را و محو ميكنند بطاعت اثر معصيت را و پاداش ميدهند بخوبى بدى را و بر طرف ميكنند بتوبه گناه را و بصدقه بلا را كه هر يك از معانى مذكوره را ذكر نموده‌اند جز اخير را كه حقير اضافه نمودم و ممكن است همه مراد باشد چنانچه مكرّر تقريب شده است و در مجمع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت نموده كه بمعاذ بن جبل فرمود وقتى گناهى از تو صادر گشت بعد از آن عمل ثوابى را انجام ده محو ميكند آنرا و در روايت قمّى از امام صادق عليه السّلام علاوه فرموده كه كارهاى خير دفع ميكند كارهاى بد را كسانيكه در اين سراى فانى حال و كارشان از اين قرار است نتيجه و عاقبت و مئال آن سراى باقى كه بهشت جاويد است و از عمل بر طبق روان جاويد تهيّه ميشود از آن ايشان است انشاء اللّه تعالى و اخبارى راجع بجنّات عدن در ذيل آيه وعد اللّه المؤمنين سوره برائة ذكر شد و لفظ جنات مضاف بعدن و بدل از عقبى الدار است و لفظ عدن بمعناى اقامت و مراد از جنات عدن بهشتهائى است كه‌


جلد 3 صفحه 203

اقامت دائمى ايشان در آنها است و از جمله تجليلات و احتراماتيكه خداوند از آنها فرموده آنستكه چون داخل در آن بهشتها و قصور عاليه شوند كسان آنها كه صلاحيّت ورود در بهشت را داشته باشند اگر چه بمقام و مرتبه ايشان نرسيده باشند از قبيل پدران و همسران و فرزندانشان بتبع آنها داخل در مقامات رفيعه ايشان ميشوند براى بهجت و مسرّت و انس آنها بصحبت اينها و عيّاشى ره از امام صادق عليه السّلام روايت نموده كه مرد مؤمن و زن مؤمنه چون داخل در بهشت شوند اگر مرد افضل باشد اختيار بمرد داده ميشود كه زن مؤمنه خود را بهمسرى قبول نمايد و اگر زن افضل باشد اختيار بزن داده ميشود كه شوهر مؤمن خود را همسر خود قرار دهد و ملائكه براى تقديم تهنيت و تبريك منزل از جانب خداوند وارد ميشوند بر ايشان از هر درى از درهاى بهشت كه هشت است يا درهاى غرفه و قصر اختصاصى هر مؤمنى و ميگويند سلام بر شما براى صبرى كه در دنيا نموديد يعنى بآن صبر محدود سلامتى و ايمنى از تمام بليّات و آفات و آلام و اسقام و مكاره را براى مدّت نامحدود خريدارى نموديد پس خوب است عاقبت اين سراى شما كه دار كرامت الهى است و قمّى ره فرموده نازل شده است در باره ائمه عليهم السلام و شيعيان ايشان كه صبر نمودند و از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه ما صابرانيم و شيعيان ما از ما صابرترند چون ما صبر نموديم از روى علم و آنها صبر نمودند بر چيزيكه نميدانند شايد مراد آن باشد كه نميدانند عاقبت امر خودشان را كه بچه منتهى ميشود پس آنها از اين جهت از ما صابرترند و در كافى و قمّى ره از امام باقر عليه السّلام حديث مفصّلى نقل نموده كه اجمال آن در اين مقام آنستكه هزار فرشته براى تهنيت مؤمن ببهشت و تزويج حور العين از طرف خداوند مبعوث بر او ميشوند و آنها پس از استيذان از دربان اول و او پس از استيذان از حاجب و او پس از استيذان از قيّم كه بين هر يك از آنها با ديگرى باغهائى فاصله است و استيذان او از خدّام قصر و استيذان آنها از مؤمن كه ولى خدا است و تحصيل اجازه از هزار در غرفه كه هر درى فرشته‌اى موكّل بر آن است و بعد از صدور اجازه مؤمن باز ميكنند وارد بر او ميشوند و به بيانى كه مذكور در آيه است ابلاغ رسالت خودشان را مينمايند و اين حديث اصلا نبوى است و بعدا ذكر خواهد شد انشاء اللّه تعالى و بنابراين ظاهرا آيه اخيره بتمامى مقول قول ملائكه است بتقدير يقولون در صدر آن و محتمل است‌


جلد 3 صفحه 204

فنعم عقبى الدار كلام مستقل الهى باشد نه نقل قول آنها ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


جَنّات‌ُ عَدن‌ٍ يَدخُلُونَها وَ مَن‌ صَلَح‌َ مِن‌ آبائِهِم‌ وَ أَزواجِهِم‌ وَ ذُرِّيّاتِهِم‌ وَ المَلائِكَةُ يَدخُلُون‌َ عَلَيهِم‌ مِن‌ كُل‌ِّ باب‌ٍ «23» سَلام‌ٌ عَلَيكُم‌ بِما صَبَرتُم‌ فَنِعم‌َ عُقبَي‌ الدّارِ «24»

بهشتهايي‌ ‌که‌ هميشه‌ ‌در‌ ‌آن‌ مخلد هستند ‌که‌ معني‌ عدن‌ ‌است‌ داخل‌ ميشوند ‌در‌ ‌آنها‌ و ‌هر‌ ‌که‌ ‌را‌ ‌هم‌ شفاعت‌ كنند و صالح‌ ‌باشد‌ ‌يعني‌ قابليت‌ دخول‌ بهشت‌ داشته‌ ‌باشد‌ ‌که‌ اهل‌ ايمان‌ ‌باشد‌ ‌از‌ پدران‌ و زوجات‌ و ذراري‌ قبول‌ ميشود و ‌با‌ ‌آنها‌ داخل‌ ميشوند و ملائكه‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ نازل‌ ميشوند و سلام‌ ميكنند و بشارت‌ سلامتي‌ ميدهند و ميگويند سلام‌ عليكم‌ بواسطه‌ آنكه‌ صبر كرديد ‌پس‌ خوب‌ جائيست‌ عقبي‌ الدار ‌شما‌، ‌بعد‌ ‌از‌ آنكه‌ صفات‌ كساني‌ ‌که‌ وفاء بعهد الهي‌ كردند و نقض‌ ميثاق‌ نكردند جزاء ‌آنها‌ ‌را‌ معين‌ ميفرمايد ‌که‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ عقبي‌ الدار چيست‌.

جنات‌ عدن‌ جنات‌ جمع‌ جنة ‌است‌ شامل‌ ميشود جنات‌ ثمانيه‌ ‌را‌ و عدن‌ بمعني‌ ثبوت‌ و استقرار ‌است‌ اشاره‌ بخلود ‌که‌ ‌با‌ جنة الخلد قريب‌ المعني‌ ‌است‌ و باين‌ مناسبت‌ معادن‌ ‌را‌ معادن‌ گفتند ‌که‌ ‌در‌ تخوم‌ ارض‌ و ‌در‌ دل‌ سنگ‌ كوه‌ استقرار دارند.

يَدخُلُونَها ‌در‌ تمام‌ جنات‌ آزاد هستند و ‌از‌ تمام‌ ‌آنها‌ بهره‌مند.

وَ مَن‌ صَلَح‌َ كسي‌ ‌که‌ صلاحيت‌ دخول‌ جنت‌ ‌را‌ داشته‌ ‌باشد‌ و قابليت‌ داشته‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌با‌ ايمان‌ ‌از‌ دنيا رفته‌ ‌باشد‌ و ‌لو‌ آلوده‌ بمعاصي‌ ‌باشد‌ شفاعت‌ اينها ‌را‌ ميكنند مِن‌ آبائِهِم‌ وَ أَزواجِهِم‌ وَ ذُرِّيّاتِهِم‌ ‌از‌ باب‌ مثال‌ ‌است‌ و الّا ‌هر‌ ‌که‌ مناسبت‌ نسبي‌ ‌ يا ‌ حسبي‌ داشته‌ ‌باشد‌ مثل‌ امّهات‌ و اخوان‌ و اخوات‌ و اعمام‌ و عمات‌ و اخوال‌ و خالات‌ و ابناء ‌آنها‌ ‌از‌ ارحام‌ و مثل‌ ازواج‌ ابناء و بنات‌ و اب‌ الزوجه‌ و ام‌ الزوجه‌ و ‌از‌ اب‌ الزوج‌ و ام‌ الزوج‌ و ‌از‌ پيغمبر اكرم‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ ‌است‌ ميفرمايد

(‌کل‌ حسب‌ و نسب‌ منقطع‌ يوم القيمة الّا حسبي‌ و نسبي‌)

و ‌اينکه‌ موفون‌ بعهد اللّه‌ و ‌غير‌ ناقضين‌

جلد 11 - صفحه 331

عهد اللّه‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ حكم‌ ‌با‌ پيغمبر شركت‌ دارند بلكه‌ ميتوان‌ ‌گفت‌ ‌که‌ اكثر مؤمنين‌ ‌با‌ پيغمبر ‌ يا ‌ ‌از‌ حيث‌ نسب‌ ‌ يا ‌ ‌از‌ حيث‌ حسب‌ شركت‌ دارند، سادات‌ ‌که‌ ذراري‌ ‌آن‌ حضرت‌ هستند بسيار ‌از‌ ‌غير‌ سادات‌ ‌از‌ طرف‌ امهات‌ ‌در‌ يك‌ طبقه‌ جزو ذراري‌ ميشوند و بسيار ‌که‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ جهت‌ انتساب‌ ندارند ‌از‌ حيث‌ حسب‌ داخل‌ ميشوند چون‌ عيال‌ سيده‌ دارند ‌ يا ‌ جهت‌ ديگر.

وَ المَلائِكَةُ يَدخُلُون‌َ عَلَيهِم‌ مِن‌ كُل‌ِّ باب‌ٍ ‌کل‌ باب‌ جميع‌ ابواب‌ جنة ‌است‌ ‌که‌ هشت‌ باب‌ دارد ‌از‌ جميع‌ ابوابش‌ ملائكه‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ داخل‌ ميشوند ‌با‌ تحف‌ و هدايا و تحيت‌ ‌آنها‌ و بشارت‌ ‌آنها‌ اينست‌ ‌که‌ سَلام‌ٌ عَلَيكُم‌ بِما صَبَرتُم‌ فَنِعم‌َ عُقبَي‌ الدّارِ سلام‌ ملائكه‌ بشارت‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ جنات‌ هيچ‌ ناراحتي‌ و خستگي‌ و ملالي‌ نداريد بواسطه‌ اينكه‌ ‌در‌ دنيا داراي‌ صفت‌ حميده‌ صبر بوديد ‌هم‌ صبر ‌بر‌ قضاء و تقديرات‌ و بليات‌ و ‌هم‌ صبر ‌بر‌ مشقت‌ عبادت‌ و ‌هم‌ صبر جلوگيري‌ ‌از‌ نفس‌ اماره‌ و شياطين‌ و فريب‌ نخوردن‌ ‌از‌ ‌آنها‌ ‌پس‌ خوب‌ جايگاهي‌ ‌است‌ بهشت‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌شما‌ اينست‌ ‌اينکه‌ جزاي‌ اولوا الالباب‌ ‌است‌ ‌که‌ داراي‌ صفات‌ مذكوره‌ بودند.

اما جزاي‌ ‌آنها‌ ‌که‌ نقض‌ عهد كردند و وفاي‌ بميثاق‌ نكردند:

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 23)- این آیه در توضیح این سر انجام نیک و عاقبت خیر می‌گوید:

سر انجام کار آنها «باغهای جاویدان بهشت است که هم خودشان وارد آن می‌شوند و هم پدران و همسران و فرزندان صالح آنها» (جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ).

و چیزی که این نعمتهای بزرگ و بی‌پایان را تکمیل می‌سازد، این است که «فرشتگان از هر دری بر آنها وارد می‌شوند» (وَ الْمَلائِکَةُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ کُلِّ بابٍ).

نکات آیه

۱- بهشت ، سرانجام و فرجام حیات دنیاست. (أُولئک لهم عقبى الدار. جنّت عدن) «جنات عدن» عطف بیان و یا بدل براى «عقبى الدار» در آیه قبل است.

۲- بهشت عدن ، پاداش وفا کردن به پیمانهاى الهى ، نشکستن عهدها و برقرار کردن پیوندهایى که خدا به برقرارى آن امر کرده است. (الذین یوفون بعهد الله ... أُولئک لهم عقبى الدار. جنّت عدن)

۳- بهشت عدن ، پاداش صبر و استقامت بر فرمانهاى الهى ، برپا داشتن نماز و انفاق کردن (والذین صبروا ... أُولئک لهم عقبى الدار. جنّت عدن)

۴- بهشت عدن دربردارنده باغها و بوستانهاى متعدد (جنّت عدن)

۵- پدران ، همسران و فرزندان واردشدگان به بهشت عدن در صورتى که صالح باشند به ایشان ملحق خواهند شد. (جنّت عدن یدخلونها و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذریّ-تهم)

۶- وارد شدگان به بهشت عدن متشکل از طایفه اى که بالأصاله مستحق آن جایگاهند و طایفه اى که به تبع آنان به آن جایگاه برین برده خواهند شد. (جنّت عدن یدخلونها و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذریّ-تهم) عطف شدن «من صلح ...» بر ضمیر «یدخلون» حاکى است که طوایف مذکور (اباءهم و ...) از کسانى نیستند که داراى همه اوصاف یاد شده در آیات قبل باشند و در نتیجه بالأصاله مستحق جنات عدن باشند و گرنه لازم به عطف نبود زیرا جمله «یدخلونها» شامل آنان نیز مى شد.

۷- بهشت جایگاه صالحان است. (و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذریّ-تهم)

۸- فرشتگان از هر سو براى تهنیت گویى به بهشتیان بر آنان وارد مى شوند. (والملئکة یدخلون علیهم من کل باب)

۹- بهشت عدن داراى دربهاى بسیار (والملئکة یدخلون علیهم من کل باب)

روایات و احادیث

۱۰- «قال رسول الله(ص): ... جنات عدن قضیب غرسه الله بیده ثم قال له: کن فکان ... ;[۱] از رسول خدا(ص) روایت شده است که فرمود: «جنات عدن» شاخه اى است که خداوند با دست خود کاشته سپس فرموده: [بهشت] باش ، پس آن شد ...».

۱۱- «رسول الله(ص) قال: جنة عدن و هى فى وسط الجنان ... فسورها یاقوت أحمر و حصاها اللؤلؤ ...  ;[۲] از رسول خدا(ص) روایت شده است که فرمود: بهشت عدن در وسط بهشت هاست ... پس دیوار آن یاقوت سرخ و سنگریزه هاى آن لؤلؤ مى باشد ...».

۱۲- «عن أبى جعفر(ع) قال: سأل على(ع) رسول الله(ص): ... فقال: لماذا بنیت هذه الغرف (فى الجنة) یارسول الله؟ فقال: یا على تلک غرف بناها الله لأولیائه... فإذا دخل المؤمن إلى منازله فى الجنة ... فإذا استقرت لولىّ الله منازله فى الجنة... یبعث الله ألف ملک یهنّونه بالجنة ... فینتهون إلى أوّل باب من جنانه فیقولون للملک الموکل ... إستأذن لنا على ولىّ الله  ... فیأذن لهم فیدخلون على ولىّ الله و هو فى الغرفة و لها ألف باب ... فیدخل کل ملک من باب من أبواب الغرفة فیبلّغونه رسالة الجبّار و ذلک قول الله: «و الملئکة یدخلون علیهم من کلّ باب» ; یعنى: من أبواب الغرفة «سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبى الدار»...  ;[۳] از امام باقر(ع) روایت شده است که فرمود: حضرت على - علیه السلام - از رسول الله(ص) پرسید: اى رسول خدا! چرا این غرفه ها [دربهشت] ساخته شده است؟ فرمود: اى على! اینها غرفه هایى اند که خداوند آنها را براى دوستانش بنا کرده است، هنگامى که مؤمن وارد منزلهاى خود در بهشت شود و براى ولىّ خدا منزلهاى او در بهشت تثبیت گردد، خداوند هزار فرشته مى فرستد که بهشت را به او تهنیت گویند. آنها به اولین درب از بهشتهاى او مى رسند و به فرشته اى که گماشته آن جاست مى گویند: براى ما اذن ورود بر ولىّ خدا بگیر. آن گاه [او] به ایشان اذن مى دهد و بر ولىّ خدا وارد مى شوند، در حالى که او در غرفه خویش است و براى آن غرفه هزار درب است. آن گاه هر فرشته اى از یکى از دربهاى غرفه وارد مى شود و پیام خداى غالب را مى رساند و این است گفته خداوند: و الملائکة یدخلون علیهم من کلّ باب مقصود این است که از دربهاى غرفه وارد مى شوند [و مى گویند:] سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبى الدار».

موضوعات مرتبط

  • انفاق: پاداش انفاق ۳
  • بهشت: ۱ باغهاى بهشت عدن ۴; بهشت عدن ۶; حقیقت بهشت عدن ۱۰; درهاى بهشت عدن ۹; مکان بهشت عدن ۱۱; موجبات بهشت ۲، ۳; نعمتهاى بهشت عدن ۴; ویژگیهاى بهشت عدن ۵، ۱۱، ۱۲
  • بهشتیان: ۲، ۷ اقسام بهشتیان ۶; پدران بهشتیان ۵; تبریک به بهشتیان ۸; سلام بر بهشتیان ۱۲; فرزندان بهشتیان ۵; همسران بهشتیان ۵; همنشینان بهشتیان ۵
  • تکلیف: پاداش استقامت در تکلیف ۳
  • خدا: عهد با خدا ۲
  • دنیا: فرجام دنیا ۱
  • روابط: پاداش روابط واجب ۲
  • صالحان: صالحان در بهشت ۷
  • صبر: پاداش صبر ۳
  • عهد: پاداش وفاى به عهد ۲
  • ملائکه: تبریک ملائکه ۸; سلام ملائکه ۱۲
  • نماز: پاداش برپایى نماز ۳

منابع

  1. خصال شیخ صدوق ، ج ۲ ، ص ۵۵۸ ، ح ۳۱ ; نورالثقلین ، ج ۲ ، ص ۴۹۷ ، ح ۱۰۳.
  2. من لایحضره الفقیه ، ج ۱ ، ص ۱۹۳ ، ح ۴۳ ; نورالثقلین ، ج ۲ ، ص ۴۹۹ ، ح ۱۰۷ .
  3. تفسیرقمى، ج ۲، ص ۲۴۶ ; نورالثقلین، ج ۲، ص ۴۹۹، ح ۱۱۱.