الرحمن ٧٨

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

پربرکت و زوال‌ناپذیر است نام پروردگار صاحب جلال و بزرگوار تو!

|پرخير و مبارك است نام پروردگار تو كه شكوهمند و با كرامت است

خجسته باد نام پروردگار شكوهمند و بزرگوارت،

بزرگوار و مبارک نام پروردگار توست که خداوند جلال و عزّت و احسان و کرامت است.

همیشه سودمند و با برکت است نام پروردگار با شکوه و ارجمندت.

بزرگ است نام پروردگار تو آن صاحب جلالت و اكرام.

متبرک باد نام پروردگارت که شکوهمند و گرامی است‌

بزرگ و والاست نام پروردگار تو، خداوند شكوه و ارجمندى.

نام پروردگار بزرگوار و گرامی تو، چه مبارک نامی است!

خجسته است نام پروردگار شکوهمند و گرامی‌دارنده.

فرخنده باد نام پروردگار تو خداوند شکوه و احترام‌


الرحمن ٧٧ آیه ٧٨ الرحمن ٧٩
سوره : سوره الرحمن
نزول : ٤ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«تَبَارَکَ»: (نگا: اعراف / ، مؤمنون / ، فرقان / و و ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ «78»

خجسته باد نام پروردگارت كه صاحب جلال و اكرام است.

نکته ها

«رَفْرَفٍ» نوعى پارچه سبزرنگ است كه ظاهرى شبيه بوستان سرسبز دارد. «عَبْقَرِيٍّ» در اصل به معناى مكان مخصوص جنّ است كه براى عموم ناشناخته است، سپس به هر چيز كمياب و نادر گفته مى‌شود و در اينجا مقصود فرش‌هاى نادر و كمياب است.

در ميان ميوه‌هاى بهشتى، خرما و انار جايگاه ويژه‌اى دارند و لذا در كنار عنوانِ كلّى‌ «فاكِهَةٌ» كه شامل همه گونه ميوه مى‌شود، اين دو ميوه جداگانه ذكر شده است.

كاميابى‌هاى دنيا معمولًا همراه با غفلت و گناه است، ولى در بهشت، هرگز چنين نواقصى راه ندارد و ويژگى همسران بهشتى زيبايى درون و برون در مكان‌هاى اختصاصى، «خَيْراتٌ حِسانٌ» و پوشش مناسب‌ «حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ» است.

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: زنان بهشتى داراى اخلاق نيك و صورت زيبا هستند. «خيرات الاخلاق حسان الوجوه» «1»

«حُورٌ مَقْصُوراتٌ» غير از «خَيْراتٌ حِسانٌ» هستند. جمله‌ «لَمْ يَطْمِثْهُنَّ» براى‌ «حُورٌ مَقْصُوراتٌ» است نه براى‌ «خَيْراتٌ حِسانٌ». زيرا با حوريه‌ها هيچ انسان و جنّى آميزش نكرده است، ولى خيرات حسان، زنان دنيوى هستند. در روايات مى‌خوانيم: «خَيْراتٌ حِسانٌ» زنان صالحه دنيا هستند كه در قيامت زيباتر از حورالعين مى‌باشند. «2»


«1». تفسير نورالثقلين.

«2». كافى، ج 8، ص 156.

جلد 9 - صفحه 412

ميان دو دسته باغ‌هايى كه در اين سوره مطرح شده است، تفاوت‌هايى است، از جمله:

الف) در دو باغ اول، حتّى پوشش داخلى بسترها ابريشم است، «بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ» ولى در باغ دوم، تنها ظاهر پارچه‌ها، زيبا و رنگارنگ است. «رَفْرَفٍ»

ب) در دو باغ متقين، از هر ميوه دو نوع وجود داشت، «فِيهِما مِنْ كُلِّ فاكِهَةٍ زَوْجانِ» ولى در دو باغ مؤمنان عادّى تنها به وجود ميوه اشاره شده است. «فِيهِما فاكِهَةٌ»

ج) در مورد همسرانى كه در دو باغ اول هستند، تعبير «قاصِراتُ الطَّرْفِ»* آمده و در دو باغ دوم‌ «مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ».

د) آنچه كه در چهار باغ يكسان است، باكره بودن همسران است. در هر دو مورد آمده است:

«لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ»

در تمام قرآن، عبارت‌ «ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ» دو بار آمده، آنهم در همين سوره است.

آغاز سوره با «رحمن» و پايان آن با «اكرام» است، يعنى سرچشمه‌ى آن همه نعمت، رحمت و كرامت خداوند است.

پیام ها

1- گاهى تشويق بايد به وسيله چيزهايى باشد كه براى انسان مأنوس، معروف و مورد علاقه است. «فاكِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّانٌ»

2- از افراد و اشياى ويژه بايد جداگانه نام برد. در كنار عنوان ميوه، نام خرما و انار جداگانه آمده است. «وَ نَخْلٌ وَ رُمَّانٌ»

3- زنان بهشتى هم نيكو سيرتند، «خَيْراتٌ» هم نيكو صورت. «حِسانٌ»

4- پرده و پوشش حتّى در بهشت يك ارزش است. «حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ»

5- خداوند، سرچشمه همه خيرها و بركت‌هاست و تبرّك جستن به نام مبارك او شايسته است. «تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ»

6- تمام نعمت‌ها و زيبائى‌ها و كيفرها و پاداش‌ها، نمودى از ربوبيّت خداوند

جلد 9 - صفحه 413

است. «تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ»

7- جلال و شكوه خداوند همراه با اكرام و محبّت است. «ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ»

«والحمدللّه ربّ العالمين»

جلد 9 - صفحه 415

سوره واقعه‌

اين سوره نود و شش آيه دارد و در مكه نازل شده است.

يكى از نام‌هاى قيامت، واقعه است كه در آيه اول اين سوره از وقوع حتمى آن خبر داده شده و لذا اين سوره «واقعه» نام گرفته است.

اكثر آيات اين سوره درباره‌ى قيامت و شرايط و حوادث آن و تقسيم مردم به دوزخى و بهشتى در آن روز بحث مى‌كند. لذا تلاوت اين سوره انسان را از غفلت بيرون مى‌آورد.

در آستانه مرگ عبداللّه بن مسعود، عثمان به عيادتش رفت و از او پرسيد: از چه ناراحتى و چه آرزويى دارى؟ گفت: از گناهانم ناراحتم و اميد به رحمت پروردگار دارم. پرسيد: آيا چيزى مى‌خواهى به تو عطا كنم؟ گفت: نه، آن روز كه نياز داشتم محرومم كردى، الآن كه از دنيا مى‌روم چه نيازى دارم. عثمان گفت:

پس اجازه بده چيزى به تو عطا كنم تا براى دخترانت به ارث بماند.

او گفت: آنها هم نيازى ندارند. زيرا به دخترانم چيزى آموخته‌ام كه هرگز نيازمند نمى‌شوند. به آنان سفارش كرده‌ام سوره واقعه بخوانند كه از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم هر كس هر شب آن سوره را تلاوت كند، فقر و بدبختى به او نمى‌رسد. «1»


«1». تفسير مجمع البيان.

جلد 9 - صفحه 416

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

به نام خداوند بخشنده مهربان.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ (78)

تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ‌: بزرگ است نام پروردگار تو در ذات و صفات، و عظمت و جلال كبريائى را هيچكس درنيابد.

بعضى چنين تفسير كرده‌اند: عظمة البركة فى اسم ربك فاطلبوا البركة فى كل شي‌ء بذكر اسمه‌ «1»: بزرگ است بركت به اسم پروردگار تو، پس طلب كنيد


«1» مجمع البيان ج 5 ص 212.

جلد 12 - صفحه 441

بركت را در هر امرى به ذكر او سبحانه.

و نيز در حديث وارد شده: كلّ امر ذى بال لم يبدء فيه باسم اللّه فهو الابتر «1»: هر امر بزرگى كه در ابتدا به نام خدا نكنند، آن كار منقطع شود و به آخر نرسد.

ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ‌: خداوندى كه او را ثانى نيست در جميع صفاتى كه مستلزم كمال ذات سبحانى است، و مبرا است از هر صفتى كه موجب نقصان عزت و كبرياى او است.

تنبيه: اكثر اهل تحقيق برآنند كه جلالت، اشاره به صفات قهريه است؛ و اكرام، عبارت از اوصاف لطيفه؛ پس ذى الجلال و الاكرام جامع جميع صفات سبحانى است، و فرمايش حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و آله: الظّوا بيا ذا الجلال و الاكرام‌ «2»: التجا كنيد به ياد ذا الجلال و الاكرام؛ مؤيد اين قول است.

تتمه: تفسير برهان- از حضرت باقر عليه السّلام در آيه‌ «تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ» فرمود:

نحن جلال اللّه و كرامته التى اكرم اللّه العباد بطاعتنا «3».

يعنى: مائيم جلال خدا و كرامتى كه اكرام فرمود بندگان را به طاعت ما.


«1» منهج الصادقين ج 9 ص 141. با اندكى اختلاف.

«2» مجمع البيان ج 5 ص 212.

«3» تفسير برهان ج 4 ص 272.

جلد 12 - صفحه 442

ج12، ص443

سوره پنجاه و ششم (واقعة)

سورة الواقعة: اين سوره مباركه مكى است مگر آيه‌ «وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ» كه در مدينه طيبه نازل شده.

عدد آيات: نود و نه آيه است نزد حجازى و شامى، و نود و شش آيه نزد كوفى.

عدد كلمات آن: سيصد و هفتاد و هشت.

عدد حروف: هزار و هشتصد و سه حرف.

ثواب تلاوت: ابن بابويه رحمه اللّه از حضرت صادق عليه السّلام قال: من قرء فى كلّ ليلة جمعة الواقعة احبّه اللّه و احبّه الى النّاس اجمعين و لم ير فى الدّنيا بؤسا ابدا و لا فقرا و لا فاقة و لا آفة من آفات الدّنيا و كان من رفقاء امير المؤمنين و هذه السّورة لأمير المؤمنين خاصّة لم يشركه فيها احد «1».

فرمود: هر كه قرائت كند در هر شب جمعه سوره واقعه را، دوست دارد او را خدا و دوستدار گرداند او را بسوى مردم تماما و نبيند در دنيا تنگى و نه فقر و نه فاقه و نه آفتى از آفات دنيا، و باشد از رفقاى امير المؤمنين عليه السّلام. و اين سوره خاصه امير المؤمنين عليه السّلام است شريك با او نيست هيچكس.

و از حضرت باقر عليه السّلام فرمود: هر كه قرائت كند سوره واقعه را در هر


«1» ثواب الاعمال (چ بيروت 1403 ق) ص 146 روايت 1.

جلد 12 - صفحه 444

شب پيش از خوابيدن، ملاقات كند خدا را در حالى كه روى او مانند ماه شب بدر باشد.

تذكره: البته ثواب خاصه مذكوره منوط به ايمان ثابت و اخلاص و تقوا باشد نه به صرف خواندن فقط.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ (62) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (63) مُدْهامَّتانِ (64) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (65) فِيهِما عَيْنانِ نَضَّاخَتانِ (66)

فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (67) فِيهِما فاكِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّانٌ (68) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (69) فِيهِنَّ خَيْراتٌ حِسانٌ (70) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (71)

حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ (72) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (73) لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ (74) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (75) مُتَّكِئِينَ عَلى‌ رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِيٍّ حِسانٍ (76)

فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (77) تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ (78)

ترجمه‌

و فروتر از آن دو بهشت دو بهشت ديگر است‌

پس بكدام يك از نعمتهاى پروردگارتان انكار ميورزيد

آن دو از شدّت سبزى و خرّمى بسياهى رسيده‌اند

پس بكدام يك از نعمتهاى پروردگارتان انكار ميورزيد

در آن دو است دو چشمه كه فوّاره آبند

پس بكدام يك از نعمتهاى پروردگارتان انكار ميورزيد

در آن دو است ميوه و درخت خرما و انار

پس بكدام يك از نعمتهاى پروردگارتان انكار ميورزيد

در آنها زنانى هستند خوش خوى خوب روى‌

پس بكدام يك از نعمتهاى پروردگارتان انكار ميورزيد

آنان زنان سفيد پوستى هستند بازداشت شدگان در خيمه‌ها

پس بكدام يك از نعمتهاى پروردگارتان انكار ميورزيد

دست درازى نكرده است بآنها


جلد 5 صفحه 122

آدمى پيش از آنان و نه جنّى‌

پس بكدام يك از نعمتهاى پروردگارتان انكار ميورزيد

با آنكه تكيه‌كنندگانند بر بالشهاى سبز و بساطهاى قيمتى و نگارين از اجناس خوب‌

پس بكدام يك از نعمتهاى پروردگارتان انكار ميورزيد

با خير و بركت شد نام پروردگارت كه صاحب بزرگى و عظمت وجود و مكرمت است.

تفسير

كلمه دون بمعناى غير و نزديك و فروتر استعمال ميشود و در اينجا بعضى از مفسرين گفته‌اند غير آن دو بهشت كه در آيات سابقه بيان و توصيف شد براى اهل تقوى و خوف از خدا دو باغ ديگر است براى تنزّه و تفريح ايشان غير از آن دو باغ كه بمنزله بيرونى و اندرونى آنان بود و بعضى گفته‌اند اين دو باغ پست تر از آن دو است براى آنكه مقامات اهل تقوى متفاوت است عالى مسلّط بر دانى است و دانى از حال عالى باخبر نيست و بعضى گفته‌اند آن دو باغ در عالم آخرت است و اين دو باغ در عالم برزخ در مجمع از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده كه دو باغ تمام ابنيه و اثاثيه آن از طلا است و دو باغ تمام ابنيه و اثاثيه آن نقره است و از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه نگوئيد بهشت يكى است خدا ميفرمايد و من دونهما جنّتان و نگوئيد يكدرجه است خدا ميفرمايد درجات بعضها فوق بعض جز اين نيست كه تفاضل افراد بأعمال است و بآنحضرت عرض كردند كه مردم از ما تعجّب ميكنند كه ميگوئيم بعضى از ما از جهنّم بيرون ميآيند و ببهشت ميروند و بما ميگويند پس آنها با اولياء خدا خواهند بود در بهشت فرمود خدا ميفرمايد و من دونهما جنّتان چنين نيست قسم بخدا نميباشند با اولياء خدا و قمّى ره از آن حضرت نقل نموده كه پرسيدند از قول خداوند و من دونهما جنّتان فرمود دو بهشت سبز و خرّم است در دنيا كه اهل ايمان متنعّمند در آن دو تا فارغ شوند از حساب خداوند هم در آيه بعد به سبزى و خرّمى آن دو تا بحدّيكه نزديك بسياهى شده تصريح فرموده و آنكه در آن دو دو چشمه آب است كه فوران دارند از زمين و بعدا جريان پيدا ميكنند و در آن دو باغ از هر نوع ميوه فراوان است و درخت خرما و انار بسيار است چون خرما غذا است و آب انار مشروب است و اين دو نوع ميوه اختصاص بتفكّه ندارند و بر ساير ميوجات مزيّت دارند در خير و بركت لذا مخصوص بذكر شده‌اند و در آن باغها كه براى اهل ايمان و تقوى مقرّر شده زنهاى خوش اخلاق خوب‌


جلد 5 صفحه 123

روئى هستند كه در دنيا با معرفت و صلاح و ايمان زندگانى نمودند و آنها آنجا از حور العين جميل‌ترند چنانچه در مجمع از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم و در كافى از امام صادق عليه السّلام و در فقيه از آن حضرت اين معانى بتفريق و ترتيب نقل شده و بعضى گفته‌اند آنها در آخرت بشوهرهاى خودشان در دنيا از اهل تقوى مسترد ميشوند اگر طرفين طالب باشند و قمّى ره نقل فرموده كه آنها دخترانى هستند كه روئيده شده‌اند در اطراف شط كوثر هر زمان كه يكى از آنها گرفته شود ديگرى بجاى او ميرويد و در كافى از امام صادق عليه السّلام اين معنى تأييد شده است و ظاهرا غير از زنان قاصرات الطرف كه در آيات سابقه ذكر شد زنانى در باغهاى بهشتى هستند كه در نهايت خوبى از سفيدى ميباشند و در خيمه‌هائى از درّ و ياقوت و مرجان تحت نظر دربانانى از ملائكه جاى دارند و بيرون نميآيند و هر روز براى كرامت خدا بر اهل ايمان آنها را براى ايشان حاضر و تسليم مينمايند چنانچه از روايت كافى از امام صادق عليه السّلام استفاده ميشود و ظاهرا اينها همان خيرات حسانند و محتمل است غير آنها باشند و در هر حال دست احدى از جنّ و انس قبل از شوهرشان در بهشت بآنها نرسيده و غير قاصرات الطرفند و گفته‌اند لذا اين جمله تكرار شده است ولى ظاهر از اين جمله آنست كه اين صفت زنان بهشتى است نه دنيوى و اگر خيرات حسان زنان دنيوى باشند اينها غير از آنهايند و بنابراين تقدير كلام آنست كه در آن باغها حوريان مقصورات در خيام هستند و نميتوان گفت آنانكه خيرات حسانند حورانند كه مقصورات در خيام ميباشند و حقير ترجمه را مبنى بر ظاهر نمودم و محتمل است كه اينها همان قاصرات الطرف باشند و اينها همه اوصاف حور العين بهشتى باشد چنانچه قمّى ره در تفسير حور مقصورات في الخيام نقل فرموده قريب بهمان معنى را كه در ذيل قاصرات الطرف از او نقل شد و در مجمع از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده كه خيمه يك درّه است كه طول آن در آسمان شصت ميل است و در هر زاويه از آن اهلى است براى مؤمن كه نمى‌بينند آنرا ديگران و نيز از آنحضرت نقل فرموده كه مرور نمودم در شبى كه مرا بآسمان سير دادند بنهرى كه محفوف بود بقبه‌هاى مرجان پس از آن ندا رسيد بمن السّلام عليك يا رسول اللّه پس گفتم اى جبرئيل‌


جلد 5 صفحه 124

اينها كيانند گفت اينها دخترانى از حور العين ميباشند كه از خدا اذن گرفتند بشما سلام كنند و خدا بآنها اذن داده پس آنها گفتند ما هميشه زنده‌ايم و نمى‌ميريم و هميشه ما تازه جوانيم يائسه نميشويم زنهاى مردهاى كراميم پس قرائت فرمود حور مقصورات في الخيام و بنابراين محتمل است وجه تكرار اهتمام بشأن اين وصف باشد و تأكيد و تقرير و تثبيت آن در اذهان كه معمول در كلام الهى و بلغا است و مكرّر اشاره بآن شده و اهل بهشت تكيه و استناد دارند بر بالشها و مخدّه‌هاى سبز از پارچه‌هاى قيمتى و نگارين بسيار خوب اعلا كه ظاهرا آن سبزى از جلاء آنها و انعكاس مدهامّتان توليد شده چون رفرف بوساده و بالش و بساط اطلاق شده و عبقرى بپارچه‌هاى منقوش نوظهور اعلاى قيمتى اطلاق ميشود و اينجا مقصود جنس است و لذا موصوف بجمع شده و رفارف خضر و عباقرى نيز نادرا قرائت شده و در مجمع آنرا از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده است و اينجا خيلى مناسب است تكرار شود پس كدام يك از نعمتهاى خدا را انكار مينمائيد و نام خداوند برتر و بالاتر از هر نام و پرخير و بركت است چه رسد بذات مباركش كه داراى جلال و مبرّى از نقص و صاحب اكرام و انعام و احسان بر بندگان است و ذو الجلال برفع نيز قرائت شده و بنابراين صفت اسم است باعتبار مسمّى و قمّى ره در اين آيه از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه ما جلال خدا و كرامت اوئيم كه اكرام فرموده است خداى تعالى بندگان خود را بطاعت ما و محبّت ما و در كافى از جابر بن عبد اللّه نقل نموده كه چون پيغمبر سوره الرّحمن را قرائت فرمود بر مردم آنها ساكت شدند و چيزى نگفتند پس پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود جن از شما بهتر جواب دادند وقتى كه اين سوره را براى آنها قرائت نمودم چون من وقتى ميگفتم فبأى آلاء ربّكما تكذّبان آنها ميگفتند لا بشى‌ء من آلاء ربّنا نكذّب و در ثواب الاعمال از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كسيكه بخواند سوره الرّحمن را و بگويد بعد از هر فبأى آلاء ربّكما تكذبان لا بشى‌ء من آلائك رب اكذّب چه شب بخواند و چه روز پس بميرد شهيد مرده و اخبار در فضيلت و ثواب اين سوره خصوصا در شب و روز جمعه بسيار است و پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم آنرا عروس قرآن خوانده چنانچه در مجمع از امام كاظم عليه السّلام نقل نموده اين فضيلت را و از امام صادق عليه السّلام فضائل ديگرى را كه آنجا مفصّلا ذكر شده و الحمد للّه رب العالمين‌


جلد 5 صفحه 125

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


مُتَّكِئِين‌َ عَلي‌ رَفرَف‌ٍ خُضرٍ وَ عَبقَرِي‌ٍّ حِسان‌ٍ (76) فَبِأَي‌ِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبان‌ِ (77) تَبارَك‌َ اسم‌ُ رَبِّك‌َ ذِي‌ الجَلال‌ِ وَ الإِكرام‌ِ (78)

تكيه‌ مي‌دهند ‌بر‌ و ساده سبز ‌در‌ كلمه رفرف‌ بعضي‌ گفتند بساط بعضي‌ گفتند رياض‌ جنّت‌ و اصل‌ لغت‌ رفرف‌ طائري‌ ‌است‌ ‌که‌ باز مي‌كند بال‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌بر‌ جايي‌ فرود آيد لكن‌ بقرينه متّكئين‌ همان‌ و ساده‌ ‌است‌ ‌که‌ تكيه‌گاه‌ ‌است‌ بساط و رياض‌ محل‌ تكيه‌گاه‌ نيست‌.

وَ عَبقَرِي‌ٍّ حِسان‌ٍ و عبقري‌ّ عبارت‌ ‌از‌ چيز نرمي‌ ‌که‌ زير دست‌ مي‌گذارند زير كتف‌ ‌براي‌ استراحت‌ مثل‌ اينكه‌ تكيه‌ مي‌دهند ‌به‌ و ساده‌ و دست‌ مي‌اندازند ‌بر‌ عبقري‌ّ.

تَبارَك‌َ اسم‌ُ رَبِّك‌َ اسامي‌ الهي‌ ‌هر‌ كدام‌ ‌آن‌ داراي‌ بركاتيست‌ ‌که‌ ‌اگر‌ ‌خدا‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌آن‌ اسماء بخوانيد مورد عنايات‌ الهي‌ مي‌شويد چنانچه‌ مي‌فرمايد: وَ لِلّه‌ِ الأَسماءُ الحُسني‌ فَادعُوه‌ُ بِها اعراف‌ آيه 179.

بالاخص‌ّ اسماء مختصّه ‌به‌ ذات‌ مقدّسه ‌او‌ ‌که‌ اطلاق‌ ‌بر‌ ‌غير‌ نمي‌شود بالاخص‌ كلمه اللّه‌ و كلمه رب‌ّ و امثال‌ اينها.

ذِي‌ الجَلال‌ِ صفات‌ جلال‌ تنزّه‌ ‌از‌ ‌هر‌ عيب‌ و نقص‌ و احتياج‌ ‌است‌ ‌که‌ تعبير ‌به‌ صفات‌ سلبيّه‌ و صفات‌ جلاليّه‌ مي‌كنيم‌.

وَ الإِكرام‌ِ صفات‌ جماليّه‌ ‌که‌ جميع‌ افعال‌ ‌او‌ حسن‌ و بجا و بموقع‌ و موافق‌ حكم‌ و مصالح‌ ‌است‌ بالجمله‌ كلمه تَبارَك‌َ اسم‌ُ رَبِّك‌َ راجع‌ ‌به‌ صفات‌ كماليّه‌ ذِي‌ الجَلال‌ِ راجع‌ ‌به‌ صفات‌ جلاليّه‌ وَ الإِكرام‌ِ راجع‌ ‌به‌ صفات‌ جماليّه‌ ‌است‌ و ‌اينکه‌ آيه شريفه‌ كانّه‌ جواب‌ ‌از‌ سؤالات‌ قبل‌ ‌است‌ ‌که‌ خداوند ‌پس‌ ‌از‌ آنكه‌ نعمت‌هاي‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌در‌ دنيا و آخرت‌ و عقوبت‌هايي‌ ‌که‌ ‌به‌ كفّار بيان‌ فرموده‌ و راه‌ تكذيب‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بسته‌ ‌که‌ نتوانند تكذيب‌ كنند مي‌فرمايد ‌پس‌ خداوند تبارك‌ و ‌تعالي‌ ذي‌ الجلال‌ و الاكرام‌ ‌است‌.

‌هذا‌ آخر ‌ما اردنا ‌في‌ تفسير ‌هذه‌ السورة المباركة و يتلوه‌ انشاء اللّه‌ ‌تعالي‌ تفسير

جلد 16 - صفحه 391

‌سورة‌ الواقعة و بقيّة السور. و الحمد للّه‌ و الصلاة و ‌السلام‌ ‌علي‌ ‌رسول‌ اللّه‌ و ‌علي‌ آله‌ آل‌ اللّه‌ و الشكر ‌علي‌ نعماء اللّه‌ و اللعن‌ ‌علي‌ اعداء اللّه‌ و انا العبد المذنب‌ المسي‌ء الراجي‌ ‌الي‌ غفران‌ اللّه‌ سيّد ‌عبد‌ الحسين‌ المدعو بالطيّب‌ غفر ‌له‌.

جلد 16 - صفحه 392

‌سورة‌ الواقعة مكيّة و هي‌ ست‌ّ و تسعون‌ آية

بسم‌ اللّه‌ و الحمد للّه‌ و الصلاة ‌علي‌ ‌رسول‌ اللّه‌ و ‌علي‌ آله‌ آل‌ اللّه‌، و اللعن‌ ‌علي‌ اعدائهم‌ اعداء اللّه‌ ‌الي‌ يوم لقاء اللّه‌.

امّا الكلام‌ ‌في‌ فضلها اخبار بسيار ‌در‌ فضائل‌ ‌اينکه‌ سوره مباركه‌ رسيده‌ ‌از‌ ‌إبن‌ بابويه‌ مسندا ‌از‌ ابي‌ بصير ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ (ع‌) فرمود:

(‌من‌ قرء ‌في‌ كل‌ّ ليلة الجمعة الواقعة احبّه‌ اللّه‌ و احبّه‌ ‌الي‌ النّاس‌ اجمعين‌ و ‌لم‌ ير ‌في‌ الدنيا بؤسا و ‌لا‌ فقرا و ‌لا‌ فاقة و ‌لا‌ آفة ‌من‌ آفات‌ الدنيا و ‌کان‌ ‌من‌ رفقاء امير المؤمنين‌ و ‌هذه‌ السوره‌ لامير المؤمنين‌ خاصّه‌ ‌لم‌ يشركه‌ ‌فيها‌ احد)

و نيز مسندا ‌از‌ محمّد ‌إبن‌ حمزه‌ ‌از‌ ‌آن‌ حضرت‌ فرمود:

(‌من‌ اشتاق‌ ‌الي‌ الجنة و ‌الي‌ صفتها فليقرء الواقعة)

و ‌از‌ حضرت‌ باقر (ع‌) روايت‌ كرده‌ فرمود:

(‌من‌ قرأ الواقعة ‌کل‌ ليلة قبل‌ ‌ان‌ ينام‌ لقي‌ اللّه‌ عزّ و جل‌ّ و وجهه‌ كالقمر ليلة البدر)

و ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ع‌ روايت‌ ‌شده‌ فرمود

(ان‌ّ ‌فيها‌ ‌من‌ المنافع‌ مالا يحصي‌ فمن‌ ‌ذلک‌ اذا قرأت‌ ‌علي‌ الميت‌ غفر اللّه‌ ‌له‌ و اذا قرأت‌ ‌علي‌ ‌من‌ قرب‌ اجله‌ عند موته‌ سهل‌ اللّه‌ ‌له‌ خروج‌ روحه‌ باذن‌ اللّه‌ ‌تعالي‌)

و ‌غير‌ اينها ‌از‌ اخبار مرويه‌ ‌از‌ حضرت‌ رسالت‌

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 78)- و در آخرین آیه این سوره می‌فرماید: «پر برکت و زوال ناپذیر است نام پروردگار صاحب جلال و بزرگوار تو» (تَبارَکَ اسْمُ رَبِّکَ ذِی الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ).

این تعبیر به خاطر آن است که در این سوره انواع نعمتهای الهی، در زمین و آسمان، در خلقت بشر، و در دنیا و آخرت آمده است، و از آنجا که اینها همه از وجود پر برکت پروردگار افاضه می‌شود، مناسبترین تعبیر همان است که در این آیه آمده است.

جالب این که این سوره با نام خداوند «رحمن» آغاز شد، و با نام پروردگار ذو الجلال و الاکرام پایان می‌گیرد، و هر دو هماهنگ با مجموعه محتوای سوره است.

«پایان سوره الرّحمن»

ج5، ص69

سوره واقعه [56]

اشاره

این سوره «در مکّه» نازل شده و دارای 96 آیه است

محتوای سوره:

در «تاریخ القرآن» از «ابن ندیم» نقل شده که سوره «واقعه» چهل و چهارمین سوره‌ای است که بر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله نازل شده قبل از آن سوره «طه» و بعد از آن «شعرا» بوده است.

این سوره- همان گونه که از لحن آن پیداست، و مفسران نیز تصریح کرده‌اند- در مکّه نازل شده است، هر چند بعضی گفته‌اند آیه 81 و 82 در مدینه نازل گردیده، ولی دلیلی برای این گفته در دست نیست، و نشانه‌ای در آیات مزبور بر این ادعا وجود ندارد.

سوره واقعه چنانکه از نامش پیداست از قیامت و ویژگیهای آن سخن می‌گوید، و این معنی در تمام آیات 96 گانه سوره مسأله اصلی است، اما از یک نظر می‌توان محتوای سوره را در هشت بخش خلاصه کرد:

1- آغاز ظهور قیامت و حوادث سخت و وحشتناک مقارن آن.

2- گروه بندی انسانها در آن روز و تقسیم آنها به «اصحاب الیمین»، «اصحاب الشمال» و «مقربین».

3- بحث مشروحی از مقامات «مقربین» و انواع پاداشهای آنها در بهشت.

4- بحث مشروحی در باره «اصحاب الیمین» و انواع مواهب الهی بر آنها.

5- بحثی در باره «اصحاب الشمال» و مجازاتهای دردناک آنها در دوزخ.

ج5، ص70

6- ذکر دلائل مختلفی پیرامون مسأله معاد از طریق بیان قدرت خداوند، و خلقت انسان از نطفه ناچیز، و تجلّی حیات در گیاهان، و نزول باران.

7- ترسیمی از حالت احتضار و انتقال از این جهان به جهان دیگر.

8- نظر اجمالی دیگری روی پاداش و کیفر مؤمنان و کافران.

فضیلت تلاوت سوره:

در باره تلاوت این سوره روایات زیادی در منابع اسلامی ذکر شده است، از جمله در حدیثی از رسول خدا می‌خوانیم: «کسی که سوره واقعه را بخواند نوشته می‌شود که این فرد از غافلان نیست».

چرا که آیات سوره آن قدر تکان دهنده و بیدار کننده است که جائی برای غفلت انسان باقی نمی‌گذارد.

در حدیث دیگری از امام صادق علیه السّلام می‌خوانیم «هر کس سوره واقعه را در هر شب جمعه بخواند خداوند او را دوست دارد و او را نزد همه مردم محبوب می‌کند، و هرگز در دنیا ناراحتی نمی‌بیند، و فقر و فاقه و آفتی از آفات دنیا دامنگیرش نمی‌شود، و از دوستان امیر مؤمنان علی علیه السّلام خواهد بود».

روشن است که تنها نمی‌توان با لقلقه زبان این همه برکات را در اختیار گرفت، بلکه باید به دنبال تلاوت، فکر و اندیشه، و به دنبال آن حرکت و عمل باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

نکات آیه

۱ - نام خداوند، نامى خجسته و مبارک (تبرک اسم ربّک)

۲ - تبرک جستن به نام خداوند در همه امور، امرى شایسته و پسندیده (تبرک اسم ربّک)

۳ - خداوند، سرچشمه همه خیرها و برکت ها (تبرک اسم ربّک) «تبارک»، چنانچه از «بَرَکَ» (لزم و ثبت) گرفته شده باشد دربردارنده معناى جاودانگى است و اگر از «برکة» گرفته شده باشد، متضمن افاضه خیرها و برکت ها است.

۴ - خداوند، ذاتى پاینده و جاودان (تبرک اسم ربّک)

۵ - افاضه خیرها و برکت ها، برخاسته از ربوبیت خداوند (تبرک اسم ربّک)

۶ - تمامى مظاهر آفرینش - در دنیا و آخرت - نمودهایى از ربوبیت خداوند (تبرک اسم ربّک ذى الجلل و الإکرام) این آیه، نتیجه تمامى آیات پیشین و فشرده کلام را بیان داشته است و به کل سوره نظر دارد.

۷ - «الرحمان»، اسم برکت آفرین پروردگار (تبرک اسم ربّک) در صورتى که عبارت «اسم ربّک» - در پایان سوره - نظر به «الرحمان» - در ابتداى سوره - داشته باشد، برداشت بالا به دست مى آید.

۸ - خداوند، «ذوالجلال» (صاحب شکوه و بلندمرتبگى) و «ذوالاکرام» (صاحب کرم و بزرگوارى) است. (تبرک اسم ربّک ذى الجلل و الإکرام)

۹ - خداوند، آراسته به صفات جلال و جمال* (تبرک اسم ربّک ذى الجلل و الإکرام) برداشت یاد شده بدان احتمال است که «ذى الجلال» اشاره به منشأ صفات جلال داشته باشد و «الإکرام» بیانگر صفات جمال باشد.

۱۰ - جلال و شکوه خداوند، آمیخته با کرم و بزرگوارى او است. (تبرک اسم ربّک ذى الجلل و الإکرام)

موضوعات مرتبط

  • آفرینش: نقش آفرینش ۶
  • اسماء و صفات: رحمان ۷; ذوالجلالوالاکرام ۸; صفات جلال ۹; صفات جمال ۹
  • برکت: منشأ برکت ۳، ۵، ۷
  • جهان بینى: جهان بینى توحیدى ۴
  • خدا: آثار ربوبیت خدا ۵; تبرک از نام خدا ۲; جاودانگى خدا ۴; کرامت خدا ۱۰; مبارکى نام خدا ۱; نشانه هاى ربوبیت خدا۶; نقش خدا ۳; ویژگیهاى عظمت خدا ۱۰
  • خیر: منشأ خیر ۳، ۵
  • عمل: عمل پسندیده ۲
  • کار: آداب کار ۲; بسمله در کار ۲

منابع