الذاريات ٥٧

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

هرگز از آنها روزی نمی‌خواهم، و نمی‌خواهم مرا اطعام کنند!

|از آنان هيچ روزيى نمى‌خواهم، و نمى‌خواهم كه مرا اطعام كنند

از آنان هيچ روزيى نمى‌خواهم، و نمى‌خواهم كه مرا خوراك دهند.

من از (خلق) آنها رزق و طعام (و هیچ گونه سودی) بر خود نخواستم.

از آنان هیچ رزقی نمی خواهم، و نمی خواهم که مرا طعام دهند.

از آنها رزقى نمى‌خواهم و نمى‌خواهم كه مرا اطعام كنند.

از آنان رزقی نخواسته‌ام و نخواسته‌ام که به من خوراک دهند

از آنان روزيى نمى‌خواهم و نمى‌خواهم كه مرا طعام دهند

من از آنان نه درخواست هیچ گونه رزق و روزی می‌کنم، و نه می‌خواهم که مرا خوراک دهند.

از آنان هیچ روزی نمی‌خواهم و نمی‌خواهم که مرا خوراک دهند.

نخواهم از آنان روزیی و نخواهم که مرا خورانند


الذاريات ٥٦ آیه ٥٧ الذاريات ٥٨
سوره : سوره الذاريات
نزول : ٤ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مَآ أُرِیدُ مِنْهُمْ ...»: من بی‌نیاز از جهانیانم و روزی‌ده ایشانم؛ نه روزیخوار آنان.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ «56» ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ «57»

و جن و انس را نيافريدم مگر براى آنكه مرا عبادت كنند. و من از آنان هيچ رزقى نمى‌خواهم و نمى‌خواهم كه به من طعام دهند.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ (57)

بعد از آن غناى ذاتى خود را فرمايد:

ما أُرِيدُ مِنْهُمْ‌: اراده نكردم و نمى‌خواهم از ايشان، مِنْ رِزْقٍ‌: هيچ روزى، وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ‌: و اراده نكردم و نمى‌خواهم كه طعام دهند مرا بلكه رزق و اطعام صفت من است و بس. يا معنى آنكه نمى‌خواهم بندگان، رازق نفوس خود و مطعم هيچيك از خود باشند.

بيان: آيه شريفه رفع ابهام است از مخلوقات، كه خلق آنها و امر به عبادت براى فايده و نفعى نيست نسبت به خداوند متعال، بلكه نفع و فايده راجع به خلق باشد زيرا او سبحانه غنى بالذات، پس محتاج به غير نخواهد بود بلكه تمامى موجودات محتاجند در وجود و بقا به ذات احديت او.


«1» علل الشرايع، باب 9، ص 13 حديث 10.

جلد 12 - صفحه 287

در حديث قدسى خداى تعالى فرمايد: ما خلقتكم لأستكثر بكم من قلة و لا لاستأنس بكم من وحشة و لا لاستعين بكم على امر عجزت عنه و لا لاجل منفعة و لا لدفع مضرة بل خلقتكم لتعبدونى طويلا و تشكروا لي كثيرا و تسبحونى بكرة و اصيلا «1».

خلق نفرمودم شما را تا طلب بسيارى جويم به شما از كمى، و نه به جهت آنكه انس گيرم به شما از وحشتى، و نه يارى جويم به شما بر امرى كه عاجز باشم از او، و نه به جهت جلب نفعى و نه سبب دفع مضرتى، بلكه بيافريدم شما را براى اينكه عبادت كنيد مرا زياد، و شكر نمائيد براى من بسيار، و تسبيح كنيد مرا صبح و عصر.

نكته: اسناد طعام به ذات خود مجاز است نه حقيقت، و اين به جهت آنست كه هركه اطعام عيال احدى كند، در حكم آنست كه مطعم آن كس است؛ و همه خلايق عيال او سبحانه باشند.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ (47) وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَ الْماهِدُونَ (48) وَ مِنْ كُلِّ شَيْ‌ءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (49) فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ (50) وَ لا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ (51)

كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ (52) أَ تَواصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ (53) فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ (54) وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى‌ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ (55) وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ (56)

ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ (57) إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ (58) فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذَنُوباً مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحابِهِمْ فَلا يَسْتَعْجِلُونِ (59) فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ يَوْمِهِمُ الَّذِي يُوعَدُونَ (60)

ترجمه‌

و آسمان را بنا كرديم بقدرت خود و همانا ما وسعت دهنده‌ايم‌

و زمين را گسترده نموديم پس نيكو گستراننده‌ايم ما

و از هر چيز آفريديم دو صنف باشد كه شما پند گيريد

پس بگريزيد بسوى خدا همانا من براى شما از جانب او بيم دهنده‌اى آشكارم‌

و قرار ندهيد با خداوند معبودى ديگر را همانا من براى شما از آن بيم‌دهنده‌اى بيان كننده‌ام‌

امر اينچنين است نيامد آنانرا كه بودند پيش از آنها هيچ پيغمبرى مگر آنكه گفتند جادوگر يا ديوانه‌اى است‌

آيا سفارش كرده‌اند يكديگر را بآن نشايد بلكه آنها گروهى سركش و نافرمانند

پس روى گردان از آنها پس نيستى تو ملامت شده و پند ده‌

و يادآورى كن همانا پند دادن نفع ميرساند مؤمنان را

و نيافريدم جنّ و انس را مگر براى آنكه پرستش كنند مرا

نميخواهم از آنان هيچ قسم رزقى و نميخواهم كه اطعام كنند مرا

همانا خدا است روزى دهنده داراى نيروى استوار

پس همانا براى آنانكه ستم نمودند نصيب و بهره‌اى از عذاب است مانند نصيب يارانشان پس بايد بشتاب نخواهند

پس واى بر آنانكه كافر شدند از روزشان كه وعده داده ميشوند.

تفسير

خداوند منّان بدست قدرت خود آسمان رفيع با وسعت را افراشته و بآن وسع و طاقت خود و وسعت در خلق و بر مخلوق را مدلّل ساخته هر كس در هر


جلد 5 صفحه 70

جا باشد سقف رفيع خوش رنگ منقوش مزيّنى بر فراز گيتى مشاهده نموده و از منافع و بركات نازله از آن بهره‌بردارى ميكند و در نعمت و وسعت خداداد كامرانى مينمايد و زمين پهناور را مانند فرش و بساط زندگانى گسترده و چه خوب مانند بستر براى استراحت بشر مهيّا و آماده فرموده و از هر موجودى دو صنف از يك نوع يا دو نوع از يك جنس خلق فرموده مانند نور و ظلمت و روز و شب و آفتاب و ماه و جن و انس و نر و ماده و سرد و گرم و سياه و سفيد و زشت و زيبا تا مردم بدانند خدا قادر بر همه چيز است و يكتا است و شبيه و عديل و ضدّ و ندّ ندارد پس از اينها بگريزند و باو بياويزند و از معصيت او برگردند و باطاعت او پيوندند و در كافى و معانى از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه مراد از فرار بسوى خدا رفتن بحجّ است و در مجمع اينمعنى را از امام صادق عليه السّلام نقل نموده و پيغمبر اكرم بعد از امر مردم بفرار و سفر از خلق بحق بايد بفرمايد من از جانب خدا بيم دهنده آشكارى بيش نيستم توفيق اين سفر را براى خودتان از خدا بخواهيد و هيچ چيز را در اين راه‌پيمائى با خدا شريك قرار ندهيد فقط مقصودتان از اين سفر نيل بقرب حق باشد چون من از مطلق شرك چه جلىّ باشد چه خفى بيم دهنده‌اى هستم كه بيان ميكنم مراد از آنرا كه اعمّ است و عبادت بايد با خلوص نيّت باشد و بنابراين تكرارى در جمله انّى لكم منه نذير مبين نيست تا محتاج بنكته باشد چون هر جا بيك معنى است ولى كسانيكه ضمير منه را در هر دو جا بعذاب الهى راجع دانسته و نذير مبين را بيك معنى حمل نموده‌اند نكته تكرار را تعلّق انذار اوّل بمعصيت و دوّم را بشرك قرار داده‌اند ولى بنظر حقير آنچه بيان شد در ذيل اين دو آيه از جهاتى الطف و اسلم است و بايد با ذوق تألّه تأمّل نمود تا مشهود گردد و براى تسليت خاطر پيغمبر اكرم فرموده امر از قديم بر اين منوال بوده كه نيامد پيغمبرى از جانب ما بر امم سابقه مگر آنكه ساحر يا ديوانه‌اش خواندند آيا ميشود قراردادى آن امم متعاقبه در ازمنه متعدّده با هم داشته باشند و توصيه و سفارشى از سابقين بلاحقين در اين باب شده باشد كه هر پيغمبرى بيايد بيكى از اين دو تهمت متّهم نمايند نه چنين است بلكه طغيان و سركشى طبيعى بشر و شرارت ذاتى آنها وادارشان‌


جلد 5 صفحه 71

باين نسبتهاى ناروا نموده و مينمايد پس اعراض كن از مجادله با آنها چون بقدر اتمام حجّت و ابلاغ دعوت از تو سعى و كوشش بعمل آمده و بهيچ وجه ديگر مورد ملامت نيستى ولى از پند و اندرز و موعظه نسبت باهل ايمان مضايقه منما كه آن در هر حال نافع است و در چند روايت معتبر از ائمه عليهم السلام اينمعنى ذكر شده كه خدا خواست بعد از آنكه مردم مكّه تكذيب نمودند پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم را هلاك فرمايد آنها را پس نازل شد فتولّ عنهم فما انت بملوم ولى بعدا باهل ايمان ترحّم فرمود و نازل شد و ذكّر فانّ الذّكرى تنفع المؤمنين و در مجمع از امير المؤمنين عليه السّلام اينمعنى تأييد شده است و خداوند خلق نفرمود جن و انس را مگر براى آنكه عبادت و اطاعت نمايند خدا را بعد از معرفت بخودش و پيغمبر و امام و گرفتن دستور بندگى و عبادت كه مقدّمه است براى تحصيل ثواب و نيل بجنّت اگر چه آنها در اين مقدّمات كوتاهى كنند و به نتيجه نرسند بلكه مستحق جهنّم شوند من نكردم خلق تا سودى كنم بلكه تا بر بندگان جودى كنم در علل از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه حضرت سيد الشهداء باصحابش فرمود همانا خدا خلق نفرمود بندگانرا مگر براى آنكه بشناسند او را و چون شناختند او را بى‌نياز شوند بعبادت او از عبادت غير او پس مردى عرض كرد يا ابن رسول اللّه مراد از معرفت خدا چيست فرمود معرفت اهل هر زمانى است امام خودشان را كه واجب است بر آنها اطاعت او و قمّى ره نقل فرموده كه خدا خلق فرمود بندگانرا براى امر و نهى و تكليف نه براى آنكه باجبار عبادت كنند بلكه براى آنكه باختيار اطاعت كنند تا امتحان كند آنها را و ممتاز شود مطيع از عاصى و نيز از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه پرسيدند از اين آيه فرمود خدا خلق فرمود بندگانرا براى آنكه امر كند آنها را بعبادت خود گفتند خدا فرموده و لا يزالون مختلفين الّا من رحم ربّك و لذلك خلقهم فرمود خلق كرد خدا آنها را تا كارى كنند كه مستوجب رحمت شوند پس رحمت كند آنها را و براى دفع توهّم آنكه خداوند از عبادت خلق بهره‌اى ببرد يا آنكه انفاق و اطعام خلق جاى عبادت خدا را بگيرد چون خلق عيال خدايند چنانچه اين ايّام متعارف شده كه ميگويند حجّ نكنيد بفقرا بدهيد و نماز و روزه براى ميّت نگيريد


جلد 5 صفحه 72

خيرات كنيد ميفرمايد من از بندگان توقّع نفع و روزى و اطعام ندارم روزى تمام خلق در دست خدا است و او است داراى قدرت و قوّتى كه ضعف و عجز بر آن طارى نميشود و محكم و استوار ميباشد و بعضى احتمال داده‌اند كه به پيغمبر فرموده باشد بمردم بفرمايد من از شما رزق و بهره و اطعام و انفاق نميخواهم تا اينجمله مانند آن باشد كه فرموده بگو من از شما اجر و مزدى بر رسالت نميخواهم و در هر حال اخيرا تهديد فرموده ستمكاران بر محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم و اهل بيت اطهارش را بتكذيب و آزار و غصب حق و انواع ظلم و جور كه از براى آنها نصيب وافرى است از عذاب مانند نصيب و بهره رفقاى آنها از امم سابقه كه با آنها همكار بودند و بجزاى كردارشان رسيدند چون ذنوب دلو بزرگى است كه پر از آب باشد و در وقت قسمت آب بكار رود پس نبايد تعجيل داشته باشند سهم آنها محفوظ است در روز موعود كه رجعت يا قيامت است بآنها واصل خواهد شد پس واى بحال آنها از چنين روزى كه در پيش دارند در ثواب الاعمال و مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه قرائت نمايد سوره و الذّاريات را در روز خود يا در شبش خداوند امر معاش او را اصلاح فرمايد و وسعت رزق باو عطا كند و براى قبر او چراغى آماده فرمايد كه تا روز قيامت روشن باشد و الحمد للّه رب العالمين و صلّى اللّه على محمد و آله الطاهرين و لعنة اللّه على اعدائهم اجمعين.


جلد 5 صفحه 73

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


ما أُرِيدُ مِنهُم‌ مِن‌ رِزق‌ٍ وَ ما أُرِيدُ أَن‌ يُطعِمُون‌ِ (57) إِن‌َّ اللّه‌َ هُوَ الرَّزّاق‌ُ ذُو القُوَّةِ المَتِين‌ُ (58)

‌ما اراده‌ نكرديم‌ ‌در‌ خلقت‌ ‌آنها‌ ‌از‌ ‌آنها‌ روزي‌ ‌را‌ و اراده‌ نكرديم‌ اينكه‌ ‌ما ‌را‌ اطعام‌ كنند.

‌من‌ نكردم‌ خلق‌ ‌تا‌ سودي‌ كنم‌

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 57)- من نیازی به آنها ندارم و «هرگز از آنها روزی نمی‌خواهم، و نمی‌خواهم مرا اطعام کنند»! (ما أُرِیدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِیدُ أَنْ یُطْعِمُونِ).

نکات آیه

۱ - خداوند، بى نیاز از رزق و عطایاى بندگان خویش (ما أُرید منهم من رزق)

۲ - عبادت و بندگى خلق به درگاه خداوند، فاقد کمترین سود براى ذات بى نیاز او (و ما خلقت ... إلاّ لیعبدون . ما أُرید منهم من رزق) تعبیر «ما اُرید...» - در پى «إلاّ لیعبدون» - مى رساند که حتى عبادت خلق نیز به خاطر آن نیست که نیازى از خدا را برآورده مى سازد.

۳ - عبادت خلق به درگاه خداوند، سودمند به حال خود آنان (و ما خلقت ... إلاّ لیعبدون . و ما أُرید منهم من رزق)

۴ - خداوند، بى نیاز مطلق (و ما أُرید منهم من رزق و ما أُرید أن یطعمون) تعبیر «رزق» با تنوین تنکیر، مى رساند که خداوند به هیچ نوع از روزى - چه کم و چه زیاد، چه مادى و چه معنوى و چه... - نیاز ندارد.

موضوعات مرتبط

  • انسان: روزى انسان ۱; عبودیت انسان ۲; عطایاى انسان ۱; منافع انسان ۳
  • خدا: بى نیازى خدا ۱، ۲، ۴
  • عبادت: آثار عبادت خدا ۳

منابع