الدخان ٩

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

ولی آنها در شکند و (با حقایق) بازی می‌کنند.

ولى آنها در شكّند، و [با حقايق‌] بازى مى‌كنند

ولى نه، آنها به شك و شبهه خويش سرگرمند.

(کافران را به خدا و قیامت ایمان نیست) بلکه با شک و ریب (و استهزاء) به بازیچه (دنیا) مشغولند.

[نه اینکه یقین ندارند] بلکه آنان در شک اند [و با گفتار و کردارشان با حقایق] بازی می کنند.

نه، آنها همچنان به شك خويش دلخوشند.

آری آنان به شک و شبهه خویش سرگرمند

[كافران اين را باور ندارند،] بلكه آنها در شك و ترديد سرگرم بازى‌اند.

اصلاً مشرکان (درباره رسالت و دعوت آسمانی) در شکّ و تردیدند و (آن را، و کلاًّ زندگی را به) بازی می‌گیرند.

بلکه آنان در (ژرفای) شکی، بازی می‌کنند.

بلکه ایشانند در شکّی بازی‌کنان‌


الدخان ٨ آیه ٩ الدخان ١٠
سوره : سوره الدخان
نزول : ٤ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«هُمْ فِی شَکٍّ یَلْعَبُونَ»: (نگا: نساء / هود / و ابراهیم / .


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ «9» فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ «10» يَغْشَى النَّاسَ هذا عَذابٌ أَلِيمٌ «11»

(كافران اين را باور ندارند،) بلكه آنان در شكى (عميق و پيوسته با حقايق) بازى مى‌كنند. پس منتظر روزى باش كه آسمان دودِ نمايانى را با خود مى‌آورد. (دودى كه) همه مردم را فرا مى‌گيرد. اين است عذاب دردناك.

نکته ها

رآن دو بار كلمه‌ «فَارْتَقِبْ» به كار رفته كه هر دو بار در اين سوره است. اين تعبير تهديدى براى كافران و نوعى دلدارى به پيامبر صلى الله عليه و آله است.

گرچه بعضى ظهور دود را كنايه از قحطى و بدبختى در دنيا گرفته‌اند، ولى ظاهراً مراد از دود همان دودى است كه در آستانه قيامت يا خود قيامت پيدا مى‌شود.

پیام ها

1- شك بايد زمينه‌ى بررسى و مقدّمه تحقيق و يقين باشد، نه بستر غفلت و بطالت. شك پايدار مورد انتقاد و توبيخ است. «فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ»

2- در دلائل توحيد ابهام و پيچيدگى نيست و ريشه‌ى شك كافران، لجاجتى است كه در درون خود آنان است. «بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ»

3- منكران وحى، منطق و برهانى ندارند و تلاش و زندگى آنان حركتى بازيگرانه‌

جلد 8 - صفحه 492

است. «فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ»

4- بعد از استدلال نوبت تهديد است. رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‌ ... فَارْتَقِبْ‌ ...

5- آسمان‌ها در آينده به صورت دود و گاز خواهد شد. تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ‌ ...

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ «9»

چون كفار مقر بودند به ربوبيت او سبحانه و به ارسال رسل و انزال كتب اقرار نمى‌كردند و آن مستلزم عدم تيقن ايشان است به ربوبيت الهى، لذا نفى يقين آنها فرمايد:

بَلْ هُمْ فِي شَكٍ‌: بلكه ايشان در شك و شبهه‌اند در آنچه ما به آن خبر داديم، يَلْعَبُونَ‌: بازى و استهزاء مى‌كنند به آن، يعنى اقرار آنها از روى علم و يقين و جدى و حقيقت نيست بلكه مخلوط است به هزل و لعب، يا مشغولند به دنيا و احوال آن و بدين جهت در اين امر تأمل نمى‌نمايند.

جلد 12 - صفحه 13


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ «2» إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ «3» فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ «4» أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ «5» رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ «6»

رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ «7» لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي وَ يُمِيتُ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ «8» بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ «9» فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ «10» يَغْشَى النَّاسَ هذا عَذابٌ أَلِيمٌ «11»

ترجمه‌

سوگند بكتاب واضح روشن‌

همانا ما فرستاديم آنرا در شب با بركت و خيرى همانا ما بوديم بيم دهندگان‌

در آن تقدير شود هر كار درستى‌

بفرمانى از نزد ما همانا ما بوديم فرستندگان‌

براى بخشش از پروردگار تو همانا او است آن شنواى دانا

پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است اگر هستيد يقين كنندگان نيست‌

معبودى جز او زنده ميكند و ميميراند پروردگار شما و پروردگار پدران شما كه پيشينيانند

ولى آنها در شك ببازى مشغول ميباشند

پس انتظار كش روزى را كه مى‌آورد آسمان دود آشكارى را

كه فرا ميگيرد مردمان را اينست عذاب دردناك.

تفسير

خداوند متعال بعد از افتتاح سوره بلفظ حم كه بيان آن در سور سابقه شد قسم ياد فرموده بقرآن كه نوشته آشكار خدا و بيان كننده معارف حقّه حقيقيّه است كه ما نازل نموديم آنرا در شب با خير و بركتى كه آن شب قدر است يكجا در بيت المعمور كه مسجد ملائكه است در آسمان و بتدريج در ظرف مدّت بيست سال بر پيغمبر خود محمّد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه و اله و سلّم چون بناى ما بر اين بوده كه ميترسانديم بندگان خود را از اموريكه بايد از آن اجتناب نمايند از فعل‌


جلد 4 صفحه 621

حرام و ترك واجب و در آن شب خداوند تقدير ميفرمايد هر امرى را از خير و شرّ و خوب و بد و هر چه واقع شود در مدّت يك سال و از براى او است تغيير و تبديل و تقديم و تأخير در اجلها و روزيها و بلاها و مرضها و عوارض ديگر و زياد ميكند و كم مينمايد بر حسب مشيّت و اراده خود هر چه را بخواهد و بتوسط ولىّ زمان در خارج تحقّق مى‌يابد چنانچه از روايت مجمع از صادقين عليهما السّلام و روايت قمّى ره از آن دو و از امام كاظم عليه السّلام استفاده ميشود و در روايت كافى از امام باقر عليه السّلام امر حكيم كه در شب قدر نازل ميشود بيك حكم محكم كه اختلاف در آن بهيچ وجه روى ندهد تفسير شده و خدا ميفرمايد مقدّر ميشود هر امر محكمى در حاليكه امرى است از نزد ما چون بناى ما بر ارسال رسل و انزال كتب بوده و هست براى بخشش و بخشايش از جانب پروردگار بر بندگان و خداوند او است كه تمام ادعيه و اقوال مردم را ميشنود و بتمام حوائج و اعمال آنها دانا و خبير است او خالق و مربّى و نگهدار آسمانها و زمين و تمام موجودات ما بين آنها است و اگر مردم اهل تحصيل معرفت و يقين باشند باين تصديق نائل خواهند شد و كلمه رب در ربّ السّموات يا بدل است از رب در ربّك يا خبر است از مبتداء محذوف كه هو باشد و لذا برفع نيز قرائت شده و آن احسن است و معبود بحق منحصر در خدا است كه هميشه مى‌بينيد در كار است زنده ميكند و ميميراند چنانچه پيشينيان و پدران شما را بوجود آورد و ميراند و شما را پديد آورد و ميميراند ولى افسوس كه مردم نادان در شك و ترديد بسر ميبرند و در مقام تحصيل علم و معرفت نيستند و سرگرم بدنياى دو روزه و لهو و لعب كودكانه آن شده‌اند و از آخرت و عاقبت امرشان بى‌خبرند پس منتظر باش و بگو منتظر باشند روزى را كه در آسمان دودى آشكار گردد كه بين مشرق و مغرب را پر كند و چهل شبانه روز بماند و از آن دود مؤمن حالتى مانند زكام پيدا كند و كافر مانند مست گردد و دود از راه بينى و گوش و نشيمنش بيرون آيد و اين اوّلين علامت از علائم قيامت است كه در حديث نبوى ذكر شده و قريب به اين معنى را از امير المؤمنين عليه السّلام در جوامع نقل نموده و قمّى ره نقل فرموده اين وقتى است كه بيرون آيند از قبرها در رجعت فرو گيرد آنها را تاريكى پس گويند اين عذابى است دردناك و فرق در لغت حكم كردن و جدا


جلد 4 صفحه 622

نمودن است و اينجا تقدير و تفصيل اراده شده.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


بَل‌ هُم‌ فِي‌ شَك‌ٍّ يَلعَبُون‌َ «9»

بلكه‌ اينها ‌در‌ شك‌ هستند، و لعب‌ و لهو و بازي‌ ميكنند، و كفّار و مشركين‌ و ارباب‌ ضلال‌ چون‌ مدرك‌ معتبري‌ و دليل‌ متقني‌ ‌بر‌ مسلك‌ ‌خود‌ ندارند يقين‌ بعقيده ‌خود‌ ندارند و شاك‌ّ ‌در‌ مذهب‌ ‌خود‌ هستند چنانچه‌ ميفرمايد وَ ما لَهُم‌ بِذلِك‌َ مِن‌ عِلم‌ٍ إِن‌ هُم‌ إِلّا يَظُنُّون‌َ جاثيه‌، آيه 23، بلكه‌ بسياري‌ ‌از‌ ‌آنها‌ حق‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ مكشوف‌ ‌شده‌ و ‌از‌ روي‌ عناد و عصبيّت‌ و كبر و نخوت‌ و عجب‌ انكار ميكنند ‌که‌ كفر جحودي‌ دارند مثل‌ يهود ‌که‌ اكثرا فهميدند حقانيت‌ اسلام‌ ‌را‌ زيرا ‌در‌ كتب‌ ‌خود‌ بشاراتي‌ بوجود مقدّس‌ پيغمبر اسلام‌ داده‌ ‌شده‌ ‌که‌ ‌ما ‌در‌ مجلد اوّل‌ كلم‌ الطيّب‌ ‌از‌ كتب‌ ‌آنها‌ نقل‌ كرده‌ايم‌ لكن‌ چون‌ ديدند ‌اينکه‌ ‌رسول‌ محترم‌ ‌از‌ بني‌ اسرائيل‌ نيست‌ و ‌از‌ بني‌ اسماعيل‌ ‌است‌ انكار كردند، و مثل‌ فرعون‌ و فرعونيان‌ ‌که‌ ميفرمايد: وَ جَحَدُوا بِها وَ استَيقَنَتها أَنفُسُهُم‌ ظُلماً وَ عُلُوًّا نمل‌ آيه 14.

بَل‌ هُم‌ فِي‌ شَك‌ٍّ شك‌ ‌در‌ اينجا مقابل‌ علم‌ ‌است‌ شامل‌ ظن‌ّ و شك‌ّ بمعني‌ أخص‌ و وهم‌ ميشود.

يَلعَبُون‌َ دين‌ ‌را‌ ملعبه ‌خود‌ قرار دادند چنانچه‌ امروز ‌اينکه‌ نوع‌ ‌در‌ جامعه ‌ما بسيار هستند.

برگزیده تفسیر نمونه


نکات آیه

۱- کافران و منکران وحى، گرفتار بازى در فضاى شک و تردید (بل هم فى شکّ) این آیه در حقیقت پاسخى به این پرسش است که: چرا على رغم دلایل روشن بر حقانیت وحى و رسالت پیامیران، گروهى به کفر و انکار وحى مى گرایند؟

۲- جدى نگرفتن حقایق و برخورد بازیگرانه با هستى، ریشه حق ناپذیرى منکران وحى و رسالت (بل هم فى شکّ یلعبون) تعبیر «یلعبون» بیانگر این نکته است که کافران، علاوه بر سست اندیشى، گرفتار نوعى بازیگرى و دلبستگى کودکانه به مظاهر مادى و جدى نگرفتن حقایق هستند.

۳- مخالفت با پیام اصول وحى، ریشه در انحرافات روحى و روانى فرد دارد; نه پیچیدگى و ابهام مفاهیم آن. (بل هم فى شکّ یلعبون) «شک» و «لعب» - آن هم شکى که دستمایه بازى و سرگرمى و بحث و لجاج قرار گیرد - از موانع رسیدن به حق و اقرار به آن مى باشد و ویژگى چنین شکى، بیمارى روحى است.

۴- سرگرمى در میدان تردید و توقف در وادى شک و مصمم نبودن براى رسیدن به یقین، مایه محرومیت انسان از درک پیام مستدل وحى (إن کنتم موقنین ... بل هم فى شکّ یلعبون) تعبیر «فى شکّ» استقرار در شک را مى رساند; به علاوه آن که «یلعبون» آن را تأکید مى کند. از مقابله این آیه با «إن کنتم موقنین»، مطلب بالا استفاده مى شود.

۵- ماندگار شدن در شک و تردید نسبت به حقایق دین، سرچشمه نگاه بازیگرانه به هستى و انسان (إن کنتم موقنین ... فى شکّ یلعبون)

۶- زندگى، تلاش و استدلال هاى منکران وحى، حرکتى بازیگرانه و فاقد بنیادهاى متقن (فى شکّ یلعبون)

موضوعات مرتبط

  • آفرینش: بازى با آفرینش ۲
  • بیمارى: آثار بیمارى روانى ۳
  • پوچگرایى: منشأ پوچگرایى ۵
  • حق: آثار حق ناپذیرى ۲
  • دین: آثار شک در دین ۵; آسیب شناسى دینى ۴
  • شک: آثار شک ۴
  • کافران: شک کافران ۱
  • گمراهى: آثار گمراهى ۳
  • نبوت: حق ناپذیرى مکذبان نبوت ۲
  • وحى: بى منطقى استدلال مکذبان وحى ۶; بى منطقى تلاش مکذبان وحى ۶; بى منطقى زندگى مکذبان وحى ۶; حق ناپذیرى مکذبان وحى ۲; شک مکذبان وحى ۱; منشأ مخالفت با وحى ۳; موانع فهم وحى ۴

منابع