الحج ٧٨

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و در راه خدا جهاد کنید، و حقّ جهادش را ادا نمایید! او شما را برگزید، و در دین (اسلام) کار سنگین و سختی بر شما قرار ندارد؛ از آیین پدرتان ابراهیم پیروی کنید؛ خداوند شما را در کتابهای پیشین و در این کتاب آسمانی «مسلمان» نامید، تا پیامبر گواه بر شما باشد، و شما گواهان بر مردم! پس نماز را برپا دارید، و زکات را بدهید، و به خدا تمسّک جویید، که او مولا و سرپرست شماست! چه مولای خوب، و چه یاور شایسته‌ای!

|و در راه خدا چنان كه شايسته اوست جهاد كنيد. او شما را برگزيد و بر شما در اين دين سختى قرار نداد كه آيين پدرتان ابراهيم است. او شما را از پيش و هم در اين قرآن مسلمان ناميد تا اين پيامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشيد. پس نماز را بر پا داري

و در راه خدا چنانكه حق جهاد [در راه‌] اوست جهاد كنيد، اوست كه شما را [براى خود] برگزيده و در دين بر شما سختى قرار نداده است. آيين پدرتان ابراهيم [نيز چنين بوده است‌] او بود كه قبلاً شما را مسلمان ناميد، و در اين [قرآن نيز همين مطلب آمده است‌] تا اين پيامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشيد. پس نماز را برپا داريد و زكات بدهيد و به پناه خدا رويد. او مولاى شماست؛ چه نيكو مولايى و چه نيكو ياورى.

و حق جهاد در راه او را (با دشمنان دین و با نفس امّاره) به جای آرید (و در طلب رضای او به قدر طاقت بکوشید) او شما را برگزیده (و به دین خود سرافراز کرده) و در مقام تکلیف بر شما مشقت و رنج ننهاده (و این آیین اسلام) مانند آیین پدر شما ابراهیم (خلیل است)، او (خدا) شما امت را پیش از این (در صحف او) و در این قرآن مسلمان نامیده تا این رسول بر شما و شما بر سایر خلق گواه (خداپرستی) باشید، پس نماز به پا دارید و زکات بدهید و به خدا (و کتاب او) متوسل شوید، که او مولی (و پادشاه و نگهبان و حافظ و ناصر) شماست و نیکو مولی و نیکو ناصری است.

و در راه خدا چنان که شایسته جهاد است، جهاد کنید؛ او شما را برگزید و بر شما در دین هیچ مشقت و سختی قرار نداد. [در دینتان گشایش و آسانی قرار داد مانند گشایش و آسانیِ] آیین پدرتان ابراهیم، او شما را پیش از این «مسلمان» نامید و در این [قرآن هم به همین عنوان نامگذاری شده اید] تا پیامبر گواه بر شما باشد و شما هم گواه بر مردم باشید؛ پس نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و به خدا تمسّک جویید. او سرپرست و یاور شماست؛ چه خوب سرپرست و یاوری و چه نیکو یاری دهنده ای است.

در راه خداوند چنان كه بايد جهاد كنيد. او شما را برگزيد. و برايتان در دين هيچ تنگنايى پديد نياورد. كيش پدرتان ابراهيم است. او پيش از اين و در اين شما را مسلمان ناميد. تا پيامبر بر شما گواه باشد و شما بر ديگر مردم گواه باشيد. پس نماز بگزاريد و زكات بدهيد و به خدا توسل جوييد. اوست مولاى شما. چه مولايى نيكو و چه ياورى نيكو.

و در راه خدا چنانکه سزاوار جهاد اوست جهاد کنید، او شما را برگزیده است و برای شما در دینتان محظوری قرار نداده است، که آیین پدرتان ابراهیم است، همو که شما را از پیش مسلمان نامید، و در این [کتاب‌] هم [مسلمان نامیده شده‌اید]، تا سرانجام پیامبر گواه بر شما و شما گواه بر مردمان باشید، پس نماز برپا دارید و زکات بدهید و به خداوند پناه برید، او سرور شماست، چه نیکو سروری و چه نیکو یاوری‌

و در راه خدا جهاد كنيد چنانكه سزاوار جهاد اوست، او شما را [بر همه امتها] برگزيده است، و بر شما در كار دين هيچ تنگى و دشوارى ننهاده است اين همان آيين پدرتان ابراهيم است- يا آيين پدرتان ابراهيم را پيروى كنيد- او

و در راه خدا جهاد و تلاش کنید آن گونه که شایسته‌ی جهاد و بایسته‌ی تلاش در راه او است (تا در میدان جهاد اصغر که نبرد با دشمنان دین است، و در پهنه‌ی جهاد اکبر که مبارزه با نفس امّاره است، پیروز گردید). خدا شما را (از میان مردم برای یاری دین خود) برگزیده است (و به شما شخصیّت و عظمت بخشیده است) و در دین کارهای دشوار و سنگین را بر دوش شما نگذاشته است (و بلکه تکالیف و وظائفی مقرّر نموده است که با فطرت سالم هماهنگ و با توان انسانی سازگار است. این دین همان) آئین پدرتان ابراهیم است. خدا شما را قبلاً (در کتابهای پیشین) و در این (واپسین کتاب) مسلمین نامیده است (و افتخار تسلیم در برابر فرمانهای الهی را به شما داده است و شما را الگو و اسوه‌ی حسنه‌ی ملّتهای دیگر کرده است) تا پیغمبر (با شهادت عملی خود) گواه بر شما باشد (و در روز قیامت رفتار و کردارش مقیاس سنجش اعمال شما مسلمانان گردد) و شما هم (با شهادت عملی خود) گواه بر مردمان باشید (و رفتار و کردارتان به عنوان امّت نمونه، محکّ سنجش اعمال سایرین، و الگوی بارز خداپرستان راستین گردد). پس (برای حصول این منظور) نماز را بخوانید و زکات مال به در کنید و به خدا چنگ زنید که سرپرست و یاور شما او است، و چه سرور و یاور نیک و چه مددکار و کمک‌کننده‌ی خوبی است!

و در راه خدا چنان که حقّ جهاد (در راه) اوست جهاد کنید. اوست که شما را برگزید و در دین بر شما هیچ گونه حرج و تنگنایی قرار نداد. (نگهبان) روش (ربانی) پدرتان ، ابراهیم، باشید. او بود که از پیش شما را مسلمان نامید و در این (قرآن نیز همان آمده است) تا پیامبر بر شما گواه باشد و شما (هم) بر مردمان گواه باشید. پس نماز را بر پا بدارید و زکات را بدهید و به خدا پناه و عصمت گیرید. او مولای شماست‌؛ چه نیکو مولایی و چه نیکو یاوری.

و بکوشید در راه خدا سزای کوشش او او برگزید شما را و ننهاد بر شما در دین رنجی را ملت پدر شما ابراهیم او نامیدتان مسلمانان از پیش و در این (قرآن) تا باشد پیمبر گواهی بر شما و باشید گواهان بر مردم پس بپا دارید نماز را و بدهید زکات را و نگهداری از خدا جوئید او است سرپرست شما چه خوب سرپرست و چه خوب یاوری است‌


الحج ٧٧ آیه ٧٨ سوره_المؤمنون
سوره : سوره الحج
نزول : ٣ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٥١
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«إجْتَبَاکُمْ»: شما را برای نصرت دین و پیروزی آئین خود برگزیده است. «حَرَجٍ»: ضیق. مشقّت (نگا: مائده / اعراف / . «مِلَّةَ»: دین. آئین. برابر قاعده اِغراء، مفعول به فعل محذوفی است و تقدیر چنین است: إلْزَمُوا مِلَّةَ ... إِتَّبِعُوا مِلَّةَ. یا بدل از محلّ جار و مجرور (فِی‌الدِّینِ) است که منصوب به (مَاجَعَلَ) است. «أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ»: خدا ابراهیم را پدر امت محمّد (نامیده است با وجود این که همگان از نسل او نیستند. این بدان خاطر است که ابراهیم نیای رسول خدا بوده و او هم از لحاظ شفقت و رحمت همچون پدر امت خویش است (نگا: بقره / توبه / . «هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ»: خدا شما را مسلمان نامیده است. مراد از (هُوَ) خدا است، به دلیل این که: فی هذا، یعنی در این کتاب که قرآن است، ابراهیم کاری و دخالتی ندارد. همچنین فاعل افعال (إِجْتَبَاکُمْ) و (ماجَعَلَ) خدا است. «مِن قَبْلُ»: مراد در کتابهای آسمانی پیشین و از جمله توسّط ابراهیم. «فِی هذا»: در این کتاب که قرآن است. «لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَدَآءَ عَلَی النَّاسِ»: مراد شهادت عملی است (نگا: بقره / . یعنی: پیغمبر اسوه و الگوی شما امت محمّدی است، و شما امت محمّدی هم اسوه و الگوی مردم جهانید. چرا که محمّد پیغمبر نمونه و شما نیز با داشتن والاترین آئین مقیاس و الگوئی برای سنجش شخصیّت و فضیلت در میان همه امتها هستید. لذا پیدا است که چه مسؤولیّت بزرگ و وظیفه سترگی بر عهده ما پیروان محمّد است. پروردگارا به ما این توفیق و سعادت مرحمت فرما که سراپا تسلیم فرمان تو، و با چنگ زدن به قرآن، مردمی نمونه باشیم.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَ فِي هذا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى‌ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ «78» و در راه خدا جهاد كنيد چنان كه شايسته جهاد (در راه) اوست، او شمارا (بر همه‌ى امّت‌ها) برگزيد و در دين (اسلام) هيچ گونه دشوارى بر شما قرار نداد، آيين پدرتان ابراهيم (را پيروى كنيد)، او كه شما را از قبل مسلمان ناميد و در اين (كتاب نيز مطلب چنين است) تا اين پيامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشيد، پس نماز بر پا داريد و زكات بپردازيد و به خدا تمسّك جوييد، كه او مولا و سرپرست شماست، پس چه خوب سرپرستى است و چه خوب ياورى.

نکته ها

مى‌دانيم كه گواه بودن، به علم و عدالت نياز دارد و همه‌ى مردم نه عادلند و نه آگاه كه بتوانند بر ديگران شاهد باشند، بنابراين، مراد از گواه بودن مسلمانان كه در اين آيه عنوان شده است، بعضى از آنان هستند كه هم به اعمال و رفتار مردم علم دارند و هم امين و عادلند و چنين افرادى همان گونه كه در روايات مى‌خوانيم، اهل‌بيت پيامبر و امامان معصوم عليهم السلام هستند كه اعمال و رفتار ما بر آنان عرضه مى‌شود.

خداوند در آغاز اين سوره، از زلزله عظيم قيامت وعذاب شديد الهى ياد كرد و در پايان سوره از جهاد و نماز و زكات سخن گفت و يادآور شد كه او براى همه بندگانش، مولا وسرپرست و ياورى نيكوست، اين نكته به ما مى‌آموزد كه براى نجات از خطرهاى زلزله‌ى عظيم قيامت و عذاب شديد الهى، بنده‌ى او باشيم و به او پناه ببريم كه‌ «فَنِعْمَ الْمَوْلى‌ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ».

نفى‌ «حَرَجٍ» به معناى سخت نبودن احكام الهى نيست، زيرا در همين آيه كه مى‌فرمايد:

جلد 6 - صفحه 76

جهاد كنيد آن گونه كه حقّ جهاد است. و ناگفته پيداست كه جهاد كار بس سختى است. پس مراد از نبودن حرج در دين آن است كه اسلام بن‌بست ندارد. مثلًا در فرمان جهاد افراد بيمار، لنگ، نابينا، سالمند و زنان و كودكان و ناتوانان معافند، ولى دفاع با همه‌ى سختى آن وظيفه است.

پیام ها

1- ارزش كارها، به انگيزه و شيوه ومقدار آن بستگى دارد. (جهادى ارزش دارد كه با تمام توان در راه خدا باشد) «فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ»

2- هم به مردم شخصيت دهيد، «اجْتَباكُمْ‌- أَبِيكُمْ‌- تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ» و هم سخت‌گيرى نكنيد. «ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ»

3- در وضع قانون، مراعات توان مردم را بكنيم. «ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ»

4- اسلام، دين آسان واحكام آن انعطاف پذير است. در زمان‌ها و مكان‌هاى مختلف، شايستگى اجرا شدن را دارد. «ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ»

5- اسلام آئين ابراهيمى و سابقه بس درخشان دارد. «هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ»

6- پيامبران، پدران امّت‌ها هستند. «أَبِيكُمْ»

7- «مسلمان» نام مباركى است كه از قبل براى ما انتخاب شده است. «مِنْ قَبْلُ»

8- پيامبراكرم صلى الله عليه و آله بر اعمال ما گواه است. «لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً»

9- نماز و زكات، تشكّر از خداوند است. (بايد به شكرانه‌ى برگزيدگى و سابقه و لياقت و گواه بودن امّت اسلام، نماز به پا داشت. فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ ...

10- تنها به برگزيده بودن و نام اسلام و مسلمانى تكيه نكنيم، با نماز و زكات و تمسّك به خدا، اين افتخارات را پاسدارى كنيم. «فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ»

11- مشروعيّت ولايت‌ها و حكومت‌هاى بشرى در گرو منتهى شدن به ولايت الهى است. «هُوَ مَوْلاكُمْ»

«الحمدللّه ربّ العالمين»

جلد 6 - صفحه 79

سوره‌ى مؤمنون‌

اين سوره كه يكصد وهجده آيه دارد، در مكّه نازل شده است.

با توجّه به بيان سيماى مؤمنان و آثار و نشانه‌هاى ايمان در آيات ابتدايى اين سوره، نام «مؤمنون» براى آن انتخاب گرديده است. البتّه سرگذشت پيامبرانى چون حضرت نوح، هود، موسى و عيسى عليهم السلام و پاسخ اقوام مختلف به دعوت آنان در ادامه آمده است.

در فضيلت تلاوت اين سوره، امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد: تداوم بر تلاوت اين سوره خصوصاً در روزهاى جمعه، مايه‌ى سعادت دنيا و آخرت و همنشينى با پيامبران الهى در فردوس برين مى‌گردد. «1»


«1». تفسير مجمع‌البيان.

جلد 6 - صفحه 80

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

به نام خداوند بخشنده مهربان‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَ فِي هذا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى‌ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ (78)

وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ‌: و جهاد كنيد در راه خدا. حَقَّ جِهادِهِ‌: آنطورى كه سزاوار است بر بليغ تر وجهى كه ممكن و به حسب جهد و طاقت باشد. طبرسى فرمايد: اكثر مفسرين جهاد در اينجا را حمل نموده‌اند بر جميع اعمال طاعت و گفته‌اند: «حق جهاده» آنست كه به نيت صادقه و خالصا لوجه اللّه بجا آورده است. «1» ابن عباس گفته: چنانكه به ملامت لائمان مبالات نكنيد. «2» نزد بعضى مراد به قدر قوه خود سعى نمائيد در احياء دين خدا و اقامه حقوق او بحرت دست و زبان و قلم و جميع آنچه ممكن باشد، و برگردانيد و باز داريد نفس خود را از هوى و ميل.

هُوَ اجْتَباكُمْ‌: خداى تعالى برگزيد شما را براى دين و نصرت خود.

در كافى- از حضرت باقر عليه السّلام: ايانا عنى و نحن المجتبون. فرمود:

مائيم قصد شدگان در آيه و مائيم برگزيدگان. «3»


«1». مجمع البيان (انتشارات كتابخانه حضرت آية اللّه مرعشى نجفى) ج 4، ص 97.

«2». تفسير ابو الفتوح (چ اسلاميّه) ج 8 ص 120.

«3». اصول كافى، ج 1، كتاب الحجّة، باب فى ان الائمة شهداء اللّه عزّ و جلّ على خلقه، روايت ص 4، ص 191.

جلد 9 - صفحه 103

بنابراين فرمايش حضرت، ناظر به باطن آيه شريفه است.

وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ‌: و قرار نداد بر شما در دين سختى و تنگى و دشوارى، بلكه دينى است به سهل و آسانى بالنسبه به تكاليف بنى اسرائيل. و لذا فرمود پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله: «بعثت لشريعة سمحة و سهلة» حاصل آنكه تنگ نساخته خداوند بر شما امر دين را و مكلف ننمود آنچه طاقت آن نداشته باشيد، بلكه تكليف فرمود كمتر از وسع، پس عذرى نيست براى شما در ترك آن. نزد بعضى معنى آنكه: قرار نداد براى شما در دين تنگى كه مخرجى از آن نباشد و خلاصى از عقاب او نباشد، بلكه قرار داد توبه و كفارات و رد مظالم را چاره و خلاصى از گناه، پس نيست در دين اسلام آنچه را كه راهى نباشد به سوى خلاصى از عقاب آن، پس عذرى نخواهد بود براى هيچكس در ترك استعداد و تدارك براى قيامت.

مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ‌: پيروى كنيد دين پدرتان ابراهيم عليه السّلام را، زيرا ملت حضرت ابراهيم داخل است در ملت حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله، و ابراهيم عليه السّلام را پدر همه ناميده به جهت آنكه احترام او بر مسلمانان مثل احترام پدر است بر پسر، چنانكه فرموده «و ازواجه امهاتهم» و زنان پيغمبر به منزله مادران امت مى‌باشند. يا به سبب آنكه عرب از اولاد اسمعيل، و بيشتر عجم اولاد اسحق، و هر دو پسر ابراهيم عليه السّلام، پس از باب تغليب تمام را اولاد او محسوب داشته.

هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ‌: خداى تعالى نام نهاد شما را مسلمان پيش از اين در كتابهاى آسمانى زمان پيش. وَ فِي هذا: و در اين كتاب قرآن يا در اين زمان. حاصل آنكه خداى تعالى زمانى پيش و در اين زمان تمام امت پيغمبر خاتم صلّى اللّه عليه و آله را مسلمان خوانده، لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ‌: تا باشد پيغمبر گواه بر شما و گواهى دهد بر طاعت مطيعان و عصيان عاصيان. وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ‌: و باشيد شما گواه بر مردمان، يعنى حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وقتى شهادت داد بر شما به طاعت و قبول كرديد شما عادلان، آن وقت شهادت دهيد بر امت‌هاى گذشته به اينكه پيغمبران تبليغ‌

جلد 9 - صفحه 104

نمودند رسالت پروردگار را و ايشان قبول نكردند، پس به سبب شهادت شما، مؤمنين آنان مستوجب بهشت و كفار آنها مستحق شوند آتش را.

در كافى- در ذيل حديثى از حضرت باقر عليه السّلام فرمود: پيغمبر خدا شاهد است بر ما به آنچه رساند بر ما از خداوند تبارك و تعالى، و مائيم گواه بر مردم در قيامت، پس هر كه تصديق قيامت كند او را تصديق، و هر كه تكذيب كند روز قيامت را تكذيب كنيم او را. «1» فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ: پس بپاى داريد نماز را به آداب و شرايط. وَ آتُوا الزَّكاةَ:

و بدهيد زكات را، يعنى چون خداوند تخصيص داد شما را به اين فضل و شرف و كرامت، پس تقرب جوئيد به خداوند سبحان به انواع طاعات كه اشرف آنها در عبادت بدنى نماز، و در طاعت مالى زكات است. وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ‌: و پناه بريد به خدا از شر دشمنان، يا چنگ زنيد به دين خدا و اعتماد كنيد به خدا در مجامع كارهاى خود، و طلب ننمائيد امانت و نصرت را مگر از ذات يگانه الهى، زيرا در عالم وجود غير از حق تعالى نگاهدارنده و يارى كننده بالذات نخواهد بود، پس ذات سبحانى را شايسته تمسك و توسل باشد.

هُوَ مَوْلاكُمْ‌: خداى تعالى است مالك و ناصر و متولى امور شما. فَنِعْمَ الْمَوْلى‌: پس خوب مالك و صاحب اختيارى است خدا، زيرا آنچه را كه در باره بنده جارى فرمايد تمام بر وجه حكمت و مصلحت و رشد و صلاح باشد. وَ نِعْمَ النَّصِيرُ: و خوب يارى كننده‌اى است، زيرا در موقعى كه همه دست از يارى شخص بردارند، او از نصرت صرف نظر نفرمايد، پس مولى و ناصر حقيقى ذات يگانه سبحانى است. نزد بعضى معنى آنكه پس خوب مولائى است خدا، زيرا منع نفرمايد رزق را از شما وقتى كه نافرمانى او را نمائيد؛ و خوب ناصرى است، زيرا اعانت فرمايد شما را وقتى كه اطاعت او را نمائيد.

تنبيه: تمسك يافتن به ذيل عنايت پيغمبر و ائمه معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين و توسل به شفاعت آنان منافات ندارد با اعتصام به خداى تعالى، زيرا


«1». همان مدرك.

جلد 9 - صفحه 105

حق سبحانه ايشان را واسطه فيض خود مقرر، و امر به توسل و طلب وسيله فرموده كه: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ» «1» يعنى اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد بپرهيزيد عقاب الهى را به مخالفت او، و طلب نمائيد به قرب رحمت سبحانى وسيله را.

در عيون اخبار الرضا عليه السّلام از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مروى است كه ائمه از حضرت حسين عليه السّلام هر كه اطاعت كند ايشان را، پس بتحقيق خدا را اطاعت نموده، و هر كه معصيت كند ايشان را، خدا را نافرمانى نموده. ايشانند دست آويز محكم و وسيله بسوى خدا.

پس تمسك جستن به اين انوار مقدسه و تبرك يافتن به مشاهده مشرفه ايشان، داخل است در تمسك به خدا، زيرا اعتصام به ايشان، اعتصام به خدا خواهد بود.

عبرت: يكى از قضايا و تجربياتى كه اثبات نمايد حسّا به اينكه خداى تعالى مولى و حافظ و ناصر مؤمنان است، همانا طارى شدن حادثه غير مترقبه و تبدل قوت و شوكت چندين ساله و راحتى مبتلايان به غم و غصه و از عجائب دوران بشمار آيد زوال كوهى به كاهى. ايضا با وجود ورود دشمنان خونخوار كفار در خاك ايران، خداوند منان جامعه مسلمانان را در حفظ و حمايت خود محفوظ و شرّ آنان را به آسانى دفع فرمود و للّه الحمد و المنه، اميد است به توجهات ولى عصر عجل اللّه فرجه نعمت امنيت بر مسلمانان مستدام بدارد.


«1». سوره مائده- آيه 35.

جلد 9 - صفحه 106

جلد 9 - صفحه 107

سوره بيست و سوم* « (مؤمنون)»*

اين سوره مباركه مكى است بدون خلاف.

عدد آيات: صد و هيجده آيه است نزد كوفى، صد و نوزده نزد بصرى؛ و مدنى. و اختلاف در آيه‌ «وَ أَخاهُ هارُونَ» غير كوفى است. ابو الفتوح رازى فرمايد:

در اين سوره ناسخ و منسوخ نيست. «1» عدد كلمات: هزار و هشتصد و چهل كلمه است.

عدد حروف: چهار هزار و هشتصد و دو حرف است. «2» ثواب تلاوت: در ثواب الاعمال و مجمع از حضرت صادق عليه السّلام: قال من قرأ سورة المؤمنين ختم اللّه له بالسّعادة اذا كان يدمن قراتها فى كلّ جمعة و كان منزله فى الفردوس الاعلى مع النّبيّين و المرسلين.

فرمود: هر كه قرائت كند سوره مؤمنين را، ختم فرمايد خداوند عاقبت او را به سعادت؛ و هرگاه مداومت كند در هر جمعه، مى‌باشد منزلش در فردوس اعلى با نبيّين و مرسلين. «3» تذكره: اين مطلب در هر سوره ذكر شد كه به صرف تلاوت فقط، بدون رعايت دستورات مقرره در آن بلكه با عملياتى كه خلاف فرمايشات آنست،


«1». تفسير ابو الفتوح رازى، ج 8 ص 121 چاپ كتابفروشى اسلاميّه.

«2». همان مدرك.

«3». ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شيخ صدوق ص 135 و نيز تفسير مجمع البيان، ج 4، ص 98.

جلد 9 - صفحه 108

ترتب ثواب مذكوره طمع خام و رجاء مذموم خواهد بود.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً وَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ (75) يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ (76) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (77) وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَ فِي هذا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى‌ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ (78)

ترجمه‌

خدا بر ميگزيند از ملائكه پيمبرانى و از مردمان همانا خدا شنواى بينا است‌

ميداند آنچه را باشد رو بروى‌شان و آنچه را باشد پشت سرشان و بسوى خدا باز ميگردد كارها

اى كسانيكه ايمان آورديد ركوع كنيد و سجود نمائيد و


جلد 3 صفحه 624

بپرستيد پروردگار خود را و بجا آوريد كار خير را باشد كه شما رستگار شويد

و جهاد نمائيد در راه خدا، حقّ جهاد براى او او برگزيد شما را و قرار نداد بر شما در دين چيز سختى دين پدرتان ابراهيم او نام نهاد شما را مسلمانان از پيش و در اين زمان تا باشد پيغمبر گواه بر شما و باشيد شما گواهان بر مردم پس بر پا داريد نماز را و بدهيد زكوة را و متوسل شويد بخدا او است صاحب اختيار شما پس خوب اختيار دارى است او و خوب ياورى است.

تفسير

- خداوند سبحان براى ابلاغ معارف و احكام خود به پيغمبران وسائط و سفرائى از جنس ملائكه اختيار فرموده مانند جبرئيل و براى ابلاغ بساير خلق از نوع بشر پيغمبرانى كه حامل وحى و مبلّغ آن بخلقند برگزيده كه افضل و اشرف ايشان محمّد مصطفى پيغمبر آخر الزمان است و براى ايشان هم اوصيائى اختيار فرموده كه مبلّغ و مبيّن و مروّج آنمعارف و احكامند پس همه از يك سر چشمه آب مينوشند و بيك نور مستنيرند و خداوند شنوا و بينا است باقوال و اعمال همه از وسائط و غير ايشان ميداند گذشته و آينده خلق را كه جلو رو و در دنبال ايشان است و مرجع و مئال تمام آنها و اعمال خوب و بدشان بحكم خدا است لذا خطاب باهل ايمان واقعى فرموده كه ركوع و سجود نمائيد در نماز و عبادت كنيد پروردگار خود را بهر چه دستور فرموده از ساير عبادات بلكه هر كار خوب نافعى را انجام دهيد مانند نمازهاى مستحب و صله رحم و احسان بپدر و مادر و ساير خلق و حسن سلوك با آنها و هر چه عقلا و شرعا معروف و پسنديده باشد تا رستگار و بهره‌مند شويد در كافى از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه خداوند تعالى واجب فرموده است ايمان را بر اعضاى پسر آدم و تقسيم و تفريق نموده در آنها و واجب فرموده بر صورت، سجود را در شب و روز اوقات نماز پس فرموده‌اى كسانى كه ايمان آورديد ركوع كنيد و سجود نمائيد و اين واجب جامعى است بر روى و دو دست و دو پا و نيز از آن حضرت روايت شده كه قرار داده شد تمام خوبيها در خانه‌ئى و قرار داده شد كليد آن زهد در دنيا افسوس كه اينك اين خلق پسنديده كه مقدمه آن قناعت و نتيجه‌اش عزّت دنيا و آخرت است بكلّى در ميان عوام و خواص متروك و اضداد آن كه حرص و اقبال بدنيا و تهيّه زخارف و تجمّلات خانمانسوز آن است معمول گشته و كليد تمام‌


جلد 3 صفحه 625

بديها را براى خانه ما اجانب بدست آورده‌اند و در جوامع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت نموده كه در سوره حج دو سجده است اگر بجا نميآورى آن دو را تلاوت ننما آن را و بقرينه روايت سابقه كه دلالت دارد بر آنكه مراد از امر بركوع و سجود اتيان در نماز است بايد حمل شود بر استحباب و محلّ آن دور افقهاء اماميّه يفعل ما يشاء در آيات سابقه‌ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ در اين آيه قرار داده‌اند و نيز امر فرموده بجهاد در راه خدا بطوريكه بايد و شايد و حقّ آن است با دشمنان ظاهرى و باطنى در خفيه و آشكارا چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده جهاد اكبر جهاد با نفس امّاره است و چون افراد كامله از اهل ايمان انبياء عظام و اوصياء كرام ايشانند كه در آيه اوّل اشاره بآن شد خداوند در اين آيه خطاب را متوجّه بخاندان محترم نبوّت فرموده با تصريح بآنكه ايشان مختار و مجتبى و برگزيدگان اويند براى نصرت دين و ابلاغ احكام سيّد المرسلين و آن كه ببركت وجود ايشان قرار نداده بر آنها و پيروانشان در اين دين مبين حكمى را كه موجب تنگى و سختى و عسرت و مشقّت باشد چنانچه در امم سابقه بود و آن كه مراد از اين دين سهل آسان دين پدرتان ابراهيم عليه السّلام است كه شما تابع ملّت و كيش و شريعت او هستيد و او شما را مسلمانان نام نهاد در زمان سابق و اين زمان و كتب سماويّه سابقه و اين كتاب كه قرآن است آنجا كه عرضه داشت‌ رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ‌ و خداوند امضاء فرمود نام گذارى او را و نقل فرمود دعاى او را و باجابت رساند آن را بوجود شريف خاتم انبيا و ائمه هدى براى آن كه ناظر و گواه باشد پيغمبر اكرم بر ائمه اطهار كه ابلاغ نمودند احكام الهى را و ناظر و گواه باشند ايشان بر مردم كه عمل نمودند بآن و مهجور قرار ندادند آن را و گواهى دهند در آخرت پس كسانيكه مشمول اين فضل و احسان الهى شدند بايد بر پا دارند نماز را و ادا كنند زكوة را و متوكّل و مطمئن و اميدوار بخدا باشند و از غير او كمك نجويند او صاحب اختيار و ناصر و مدير امور ايشان است و خوب اختياردار و ياور و معينى است او كه مانند ندارد بلكه مولى و يار و ياور حقيقى او است نه غير او اين خلاصه مستفاد از ظاهر آيات شريفه بنظر حقير با ملاحظه روايات مأثوره از ائمه اطهار در كافى و غيره است ولى جمعى از مفسّرين تمام خطابات را عامّ دانسته و اطلاق پدر را بر حضرت ابراهيم‌


جلد 3 صفحه 626

بملاحظه وجوب احترام او فرض نموده‌اند مانند ازواج پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه اطلاق مادر بر آنها شده و بعضى مجوّز اطلاق را بودن تمام عرب از اولاد حضرت اسمعيل و بيشتر عجم از اولاد حضرت اسحق دو فرزند ارجمند حضرت ابراهيم عليه السّلام قرار داده‌اند و ضمير هو سمّيكم المسلمين را فقط راجع بخدا نموده‌اند و شهادت اين امّت را بر ساير امم مقبول دانسته‌اند با آنكه بعضى از اين معانى خلاف ظاهر قرآن و بعضى مخالف با روايات و بعضى مخالف با اعتبار است و ما قضاوت را بخوانندگان عظام واگذار مينمائيم و بنابر بيان حقير ضمير هو راجع بحضرت ابراهيم است ولى چون تسميه او بقبول الهى رسيده ميتوان راجع بخدا دانست و كلمه ملّت مقطوع از صفتيّت براى دين و مفعول اعنى است كه مقدّر شده و بعضى آن را مفعول ألزموا يا متعلّق بعليكم مقدّر دانسته‌اند و بعضى مفاد كلام را وسع دينكم توسعة ملّة ابيكم قرار داده‌اند و در هر حال مراد معلوم است كه خداوند بعث فرموده است مردم را بقبول اسلام كه دين قديمى و شريعت پيغمبرى است كه تمام ارباب اديان قائل بعظمت مقام و متانت مرام اويند و در نبوّت و رسالت او شك ندارند مخصوصا عرب كه خود را از اولاد او ميدانند و باين انتساب فخر و مباهات مينمايند و در قرب الاسناد از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود از آنچه خدا عطا فرمود بامّت من و فضيلت داد ايشان را بر ساير امم سه خصلت است كه عطا نفرمود آنها را مگر به پيغمبرى يكى آن كه مشقّت را از امّت من برداشت و فرمود ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ‌ ديگر آن كه وعده اجابت دعا بآنها داد كه فرمود ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ‌ سوّم آن كه امّت مرا شاهد بر خلق قرار داد و فرمود لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ‌ و با مراجعه بساير روايات مفسّره در اينمقام و آنچه سابقا در اين تفسير بيان شده كه مراد از امّت ائمه اطهار و شيعيان اخيار ايشانند اشكالى در بيانات سابقه و جمع آن با اين حديث باقى نخواهد ماند انشاء اللّه تعالى چون وقتى ائمه اطهار شهادت دادند بر نفع شيعيانشان شهادت ايشان هم در باره دشمنان اهل بيت عصمت از اين امّت و در باره ساير امم مقبول خواهد شد و اين در واقع راجع بشهادت آنذوات مقدسه است و باين ملاحظه در روايات متعدده اختصاص بايشان داده شده و در بعضى، از اين امّت نفى فرموده‌اند در ثواب الاعمال از امام صادق عليه السّلام‌


جلد 3 صفحه 627

نقل نموده كه كسى كه قرائت نمايد سوره حج را در هر سه روز، سال تمام نميشود تا بيرون رود بزيارت مكّه معظّمه و اگر بميرد در آن راه داخل بهشت ميگردد و اگر مخالف باشد موجب تخفيف عذاب او خواهد بود خداوند توفيق عنايت فرمايد انشاء اللّه تعالى.


جلد 3 صفحه 628

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ جاهِدُوا فِي‌ اللّه‌ِ حَق‌َّ جِهادِه‌ِ هُوَ اجتَباكُم‌ وَ ما جَعَل‌َ عَلَيكُم‌ فِي‌ الدِّين‌ِ مِن‌ حَرَج‌ٍ مِلَّةَ أَبِيكُم‌ إِبراهِيم‌َ هُوَ سَمّاكُم‌ُ المُسلِمِين‌َ مِن‌ قَبل‌ُ وَ فِي‌ هذا لِيَكُون‌َ الرَّسُول‌ُ شَهِيداً عَلَيكُم‌ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَي‌ النّاس‌ِ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ اعتَصِمُوا بِاللّه‌ِ هُوَ مَولاكُم‌ فَنِعم‌َ المَولي‌ وَ نِعم‌َ النَّصِيرُ (78)

و جهاد كنيد ‌در‌ راه‌ خداوند ‌آن‌ نحوي‌ ‌که‌ بايد جهاد كنيد ‌که‌ حق‌ جهاد ‌است‌ ‌او‌ برگزيد ‌شما‌ ‌را‌ و اختيار فرمود، و جعل‌ نفرمود ‌بر‌ ‌شما‌ ‌در‌ دين‌ حرج‌ و ضيق‌ ‌را‌ ‌اينکه‌ دين‌ مقدس‌ ملت‌ پدر ‌شما‌ ابراهيم‌ ‌است‌ ‌او‌ ‌شما‌ ‌را‌ مسمي‌ كرد باسم‌ مسلمين‌ ‌از‌ پيش‌ ‌از‌ دين‌ اسلام‌ و ‌در‌ همين‌ دين‌ اسلام‌ ‌تا‌ بوده‌ ‌باشد‌ ‌رسول‌ اكرم‌ شاهد ‌بر‌ افعال‌ ‌شما‌ و بوده‌ باشيد ‌شما‌ شاهد ‌بر‌ افعال‌ ناس‌ ‌پس‌ ‌بر‌ پا بداريد نماز ‌را‌ و ادا كنيد زكاة ‌را‌ و چنگ‌ زنيد بريسمان‌ محكم‌ الهي‌ ‌او‌ ‌است‌ مولي‌ و صاحب‌ اختيار ‌شما‌ ‌پس‌ خوب‌ مولايي‌ ‌است‌ و خوب‌ نصرت‌ كننده‌اي‌ ‌است‌.

نوع‌ مفسرين‌ گفتند: ‌اينکه‌ خطابات‌ متوجه‌ بجميع‌ مؤمنين‌ ‌است‌ بقرينه‌ آيه قبل‌ و بواو عطف‌ لكن‌ ‌در‌ اخبار بسيار ‌که‌ بالغ‌ ‌بر‌ حد تظافر ‌است‌ ‌در‌ كتاب‌ كافي‌ كليني‌ و شيخ‌ طوسي‌ و تفسير ‌علي‌ ‌بن‌ ابراهيم‌ و تفسير برهان‌ و ‌غير‌ اينها ‌که‌ دلالت‌

جلد 13 - صفحه 351

تامه‌ دارد ‌بر‌ ‌اينکه‌ ‌که‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ اختصاص‌ دارد ‌به‌ اهل‌ بيت‌ عصمت‌ و طهارت‌ ائمه‌ اثني‌ عشر، و خطاب‌ متوجه‌ بآنها ‌است‌ و قرائن‌ زيادي‌ ‌در‌ ‌خود‌ ‌آيه‌ هست‌ ‌بر‌ ‌اينکه‌ معني‌ ‌که‌ ‌در‌ تفسير كلمات‌ ‌آن‌ اشاره‌ ميشود.

(وَ جاهِدُوا فِي‌ اللّه‌ِ): جهاد ‌في‌ دين‌ اللّه‌ ‌است‌ ‌که‌ دفع‌ اعداء دين‌ بايد كرد، و أعداء دين‌ بسيار هستند، و جهاد ‌با‌ ‌آنها‌ اقسامي‌ دارد:

اول‌‌-‌ جهاد ‌با‌ كفار و مشركين‌ جهاد ‌با‌ سيف‌.

دوم‌‌-‌ دفع‌ شر ‌آنها‌ ‌از‌ مسلمين‌ ‌در‌ دوره غيبت‌ بلكه‌ ‌در‌ ازمنه ائمه‌ نامش‌ دفاع‌ ‌است‌.

سوم‌‌-‌ جهاد ‌با‌ فساق‌ و فجار بأمر بمعروف‌ و نهي‌ ‌از‌ منكر ‌به‌ مراتب‌ ‌آن‌.

چهارم‌‌-‌ جهاد ‌با‌ جهال‌ و عوام‌ بارشاد و هدايت‌ و دلالت‌ و بيان‌ أحكام‌ و وظايف‌.

پنجم‌‌-‌ جهاد ‌با‌ نفس‌ بترك‌ هواي‌ نفساني‌ باطاعت‌ أوامر و ترك‌ معاصي‌.

ششم‌‌-‌ جهاد ‌با‌ شيطان‌ ‌که‌: «‌ان‌ الشيطان‌ لكم‌ عدو مبين‌» يس‌ آيه 60.

هفتم‌‌-‌ جهاد ‌با‌ ظلمه‌ بدفع‌ شر ‌آنها‌ ‌از‌ مظلومين‌.

هشتم‌‌-‌ جهاد ‌با‌ دنيا بترك‌ زخارف‌ ‌آن‌ و زهد ‌در‌ ‌آن‌ و توجه‌ بأمر آخرت‌ و ‌اينکه‌ ‌است‌.

(حَق‌َّ جِهادِه‌ِ): و تمام‌ ‌اينکه‌ اقسام‌ ‌از‌ خصائص‌ آل‌ محمّد ‌عليهم‌ ‌السلام‌ ‌است‌.

(هُوَ اجتَباكُم‌): اجتباء قريب‌ المعني‌ ‌است‌ ‌با‌ اصطفاء ‌بر‌ گزيدن‌ و اختيار كردن‌.

(وَ ما جَعَل‌َ عَلَيكُم‌ فِي‌ الدِّين‌ِ مِن‌ حَرَج‌ٍ): دين‌ مقدس‌ اسلام‌ دين‌ سمحه سهله‌ ‌است‌ حكم‌ حرجي‌ ‌در‌ ‌او‌ نيست‌، و ممكن‌ ‌است‌ ‌اينکه‌ جمله‌ اشاره‌ ‌به‌ اقسام‌ جهاد مذكوره‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌در‌ حد قدرت‌ و توانايي‌ ‌باشد‌ ‌اگر‌ موجب‌ ضرر و حرج‌ مي‌شود واجب‌ نيست‌ مخصوصا ‌با‌ كفار و فساق‌ و فجار و ظلمه‌.

جلد 13 - صفحه 352

(مِلَّةَ أَبِيكُم‌ إِبراهِيم‌َ): مفسرين‌ گفتند ‌که‌: اطلاق‌ أب‌ ‌بر‌ ابراهيم‌ ‌از‌ باب‌ اطلاق‌ امهات‌ ‌است‌ ‌بر‌ ازواج‌ نبي‌ و اطلاق‌ أب‌ ‌است‌ ‌در‌ فرمايش‌ حضرت‌ رسالت‌:

«أنا و ‌علي‌ أبوا ‌هذه‌ الامة»

لكن‌ ‌در‌ أخبار همين‌ ‌را‌ ‌از‌ قرائن‌ ‌اينکه‌ ‌که‌ مراد ائمه طاهرين‌ هستند گرفتند.

(هُوَ سَمّاكُم‌ُ المُسلِمِين‌َ مِن‌ قَبل‌ُ): اشاره‌ بآيه شريفه‌ ‌است‌: «رَبَّنا وَ اجعَلنا مُسلِمَين‌ِ لَك‌َ وَ مِن‌ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسلِمَةً لَك‌َ» بقره‌ ‌آيه‌ 122.

(وَ فِي‌ هذا): ‌در‌ ‌اينکه‌ قرآن‌ و ‌اينکه‌ دين‌ ‌که‌ دين‌ اسلام‌ ‌است‌ و متدين‌ بآن‌ مسلم‌ ‌است‌ و ‌اينکه‌ اسلام‌ تسليم‌ جميع‌ وظايف‌ ‌است‌.

(لِيَكُون‌َ الرَّسُول‌ُ شَهِيداً عَلَيكُم‌): ‌که‌ ‌بر‌ ائمه طاهرين‌ شهادت‌ ميدهد روز قيامت‌ چنانچه‌ مفاد اخبار ‌است‌. و اما بنا ‌بر‌ تفسير مفسرين‌ شاهد ‌بر‌ مؤمنين‌ ‌است‌ لكن‌ قرينه ‌بعد‌ دليل‌ ‌بر‌ اول‌ ‌است‌.

(وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَي‌ النّاس‌ِ): چنانچه‌ ‌در‌ زيارت‌ جامعه‌ و ساير زيارتها و ‌در‌ اخبار بسيار دارد ‌که‌: ائمه‌ شهداء روز قيامت‌ هستند.

(فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ): اقامه صلوة دو قسم‌ ‌است‌ يكي‌ أداء صلوات‌ ‌است‌ ديگر نگاه‌داري‌ نماز ‌است‌ ‌که‌ ‌از‌ جامعه‌ برداشته‌ نشود ‌که‌ ‌در‌ بسياري‌ ‌از‌ زيارات‌ ‌است‌.

(وَ آتُوا الزَّكاةَ): شامل‌ زكوات‌ واجبه‌ و صدقات‌ مندوبه‌ مي‌شود بلكه‌ زكاة ‌کل‌ شي‌ء بحسبه‌ زكاة علم‌، زكاة بدن‌، زكاة جوارح‌، زكاة قوت‌ و قدرت‌ و ‌غير‌ اينها.

(وَ اعتَصِمُوا بِاللّه‌ِ): بحبل‌ اللّه‌ المتين‌.

(هُوَ مَولاكُم‌): تمام‌ اختيارات‌ ‌شما‌ تحت‌ قدرت‌ ‌او‌ ‌است‌.

(فَنِعم‌َ المَولي‌): رءوف‌ رحيم‌ غفور عطوف‌ ‌است‌ «إِن‌َّ اللّه‌َ بِالنّاس‌ِ لَرَؤُف‌ٌ رَحِيم‌ٌ بقره‌ ‌آيه‌ 138.

(وَ نِعم‌َ النَّصِيرُ): «يَنصُرُ مَن‌ يَشاءُ» روم‌ آيه 4.

جلد 13 - صفحه 353

تم‌ بحمد اللّه‌ ‌سورة‌ الحج‌ و يتلوه‌ انشاء اللّه‌ ‌سورة‌ المؤمنون‌ و الحمد للّه‌ اولا و آخرا و ظاهرا و باطنا. و الصلاة و ‌السلام‌ ‌علي‌ محمّد و آله‌، و اللّعن‌ ‌علي‌ أعدائه‌ و أعدائهم‌ تم‌ بيد العبد المذنب‌ السيّد ‌عبد‌ الحسين‌ المدعوّ بالطيّب‌ غفر ‌له‌

جلد 13 - صفحه 354

‌سورة‌ المباركة المؤمنون‌

بسم‌ اللّه‌ الرحمن‌ الرحيم‌، و الحمد للّه‌ لوليه‌ و الصلاة ‌علي‌ رسوله‌ و آله‌ و اللعن‌ ‌علي‌ اعدائه‌.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 78)- سپس پنجمین دستور را در زمینه جهاد صادر کرده، می‌گوید:

«و در راه خدا جهاد کنید و حقّ جهادش را ادا نمایید» (وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ).

«جهاد» در اینجا به معنی هر گونه جهاد و کوشش در راه خدا و تلاش برای انجام نیکیها، و مبارزه با هوسهای سر کش (جهاد اکبر) و پیکار با دشمنان ظالم و ستمگر (جهاد اصغر) است.

«حقّ جهاد» نیز معنی وسیعی دارد که از نظر کیفیت و کمیت و مکان و زمان و سایر جهات از جمله خلوص نیّت، همه را شامل می‌شود.

و از آنجا ممکن است این تصور پیدا شود، این همه دستورات سنگین که هر یک از دیگری جامعتر و وسیعتر است چگونه بر دوش ما بندگان ضعیف قرار داده شده است؟ در دنباله آیه می‌فرماید: «او شما را برگزید» (هُوَ اجْتَباکُمْ). و اینها همه دلیل لطف الهی نسبت به شماست. اگر برگزیدگان خدا نبودید این مسؤولیتها بر دوش شما گذارده نمی‌شد.

و در تعبیر بعد می‌فرماید: «او کار سنگین و شاقی در دین (اسلام) بر شما نگذارده است» (وَ ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ). یعنی اگر درست بنگرید اینها تکالیف شاقی نیستند، بلکه با فطرت پاک شما هماهنگ و سازگارند.

در سومین تعبیر می‌گوید: از این گذشته «از آیین پدرتان ابراهیم» پیروی کنید (مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْراهِیمَ).

سپس تعبیر دیگری در این زمینه دارد می‌گوید: «او شما را در کتابهای پیشین، مسلمان نامید و همچنین در این کتاب آسمانی» (هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ وَ فِی هذا).

و مسلمان کسی است که این افتخار را دارد که در برابر همه فرمانهای الهی تسلیم است.

سر انجام پنجمین و آخرین تعبیر شوق آفرین را در باره مسلمانان کرده و آنها را به عنوان الگو و اسوه امتها معرفی می‌کند و می‌فرماید: «هدف این بوده است که

ج3، ص238

پیامبر صلّی اللّه علیه و آله شاهد و گواه بر شما باشد و شما هم گواهان بر مردم»! (لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ).

در پایان این آیه بار دیگر وظائف پنجگانه پیشین را در تعبیرات فشرده‌تری به عنوان تأکید چنین باز گو می‌کند: «اکنون (که چنین است و شما دارای این امتیازات و افتخارات هستید) نماز را بر پا دارید، زکات را بدهید و به (آیین حق و ذیل عنایت) پروردگار تمسک جویید» (فَأَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ).

که «مولی و سر پرست و یار و یاور شما اوست» (هُوَ مَوْلاکُمْ).

«چه مولی و سرپرست خوبی، و چه یار و یاور شایسته‌ای» (فَنِعْمَ الْمَوْلی وَ نِعْمَ النَّصِیرُ).

یعنی اگر به شما فرمان داده شده تنها به ذیل عنایت پروردگار تمسک جویید به خاطر آن است که او برترین و بهترین مولی و شایسته‌ترین یار و یاور است.

«پایان سوره حج»

ج3، ص239

آغاز جزء هجدهم قرآن مجید

سوره مؤمنون [23]

اشاره

این سوره در «مکّه» نازل شده و 118 آیه دارد

محتوای سوره:]

مجموع مطالب این سوره را می‌توان به چند بخش تقسیم کرد:

بخش اول- از آیه «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» تا چندین آیه بعد- بیانگر صفاتی است که مایه فلاح و رستگاری مؤمنان است.

بخش دوم به نشانه‌های مختلف خدا شناسی، و آیات آفاقی و انفسی پروردگار در پهنه عالم هستی، اشاره کرده.

در بخش سوم به شرح سر گذشت عبرت‌انگیز جمعی از پیامبران بزرگ پرداخته است.

در بخش چهارم روی سخن را به مستکبران کرده، و با دلائل منطقی و گاه با تعبیرات تند و کوبنده به آنها هشدار می‌دهد، تا دلهای آماده به خود آید و راه بازگشت به سوی خدا را پیدا کند.

در بخش پنجم بحثهای فشرده‌ای در باره معاد بیان کرده است.

و در بخش ششم از حاکمیت خداوند بر عالم هستی.

در بخش هفتم باز هم سخن از قیامت، حساب، جزا و پاداش نیکو کاران و کیفر بد کاران به میان می‌آورد، و با بیان هدف آفرینش انسان سوره را پایان می‌دهد.

ج3، ص240

فضیلت تلاوت سوره:]

در حدیثی از امام صادق علیه السّلام می‌خوانیم: «هر کس سوره مؤمنون را بخواند و در هر جمعه آن را ادامه دهد خداوند پایان زندگی او را با سعادت قرار می‌دهد و جایگاه او در فردوس اعلی (بهشت برین) است، همراه پیامبران و رسولان».

البته این فضیلتها برای خواندن با اندیشه و تصمیم بر عمل است.

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

نکات آیه

۱ - جهاد خالصانه و همه جانبه (جهاد با جان و مال) در راه خدا، توصیه الهى به اهل ایمان (و جهدوا فى اللّه حقّ جهاده) تقیید «جاهدوا» به «حقّ جهاده»، ظهور در این معنا دارد که مؤمنان باید تمامى توان خود را در راه خدا به کار گیرند و هرچه دارند (جان و مال) در این راه نثار کنند.

۲ - ارزش جهاد، به در راه خدا بودن آن است. (و جهدوا فى اللّه)

۳ - امت اسلام، امتى برگزیده (هو اجتبیکم) «إجتباء» به معناى برگزیدن است.

۴ - اسلام، نعمتى خدادادى و منّتى الهى بر مؤمنان (یأیّها الذین ءامنوا ... هو اجتبیکم) تقدیر «هو اجتباکم» به قرینه جمله «و ما جعل علیکم فى الدین من حرج» مى تواند «هو اجتباکم للدین» باشد; یعنى، خدا است که شما را براى دین خود برگزید و توفیق ایمان را به شما عطا کرد; وگرنه شما نیز مانند دیگران کافر و مشرک بودید.

۵ - احکام شریعت اسلام، تکالیفى آسان و پیراسته از هر گونه عسر و حرج (و ما جعل علیکم فى الدین من حرج)

۶ - احکام الهى در شریعت اسلام، احکامى انعطاف پذیر است و در صورت مواجه شدن مکلف با عسر و حرج، جاى خود را به حکمى دیگر (احکام ثانوى) - که مایه عسر و حرج نباشد - مى دهد. (و ما جعل علیکم فى الدین من حرج) لازمه نفى حرج از دین، این است که اگر مکلف در انجام تکلیفى مواجه با حرج شد، آن تکلیف ساقط گشته و جاى خود را به حکم دیگرى که مایه حرج نباشد بدهد.

۷ - جهاد در راه خدا، حکمى بیرون از قاعده نفى حرج (و جهدوا فى اللّه حقّ جهاده ... و ما جعل علیکم فى الدین من حرج) جمله هاى «هو اجتباکم» و «و ما جعل علیکم فى الدین من حرج» ظاهراً تعلیل براى جمله «و جاهدوا فى اللّه حقّ جهاده» است; یعنى، بدان حهت که شریعت اسلام، شریعتى سهل و آسان و پیراسته از هرگونه عسر و حرج است، پس باید در راه عمل به آن نهایت کوشش را نمود و در راه حفظ آن، تمام توان خود را به کار بست و از ایثار جان و مال در پاسدارى از آن دریغ نکرد. لازمه این معنا این است که حکم جهاد همه جانبه - که قطعاً عسر و حرج آفرین است - از قانون نفى حرج بیرون باشد.

۸ - لزوم توجه به طاقت و توان مردم، در قانون گذارى و تعیین تکلیف (و ما جعل علیکم فى الدین من حرج)

۹ - وحدت و یگانگى شریعت اسلام و شریعت ابراهیم(ع) (و ما جعل علیکم فى الدین من حرج ملّة أبیکم إبرهیم)

۱۰ - پیوند نسبى مردم مکّه صدراسلام با حضرت ابراهیم(ع) (ملّة أبیکم إبرهیم) مخاطب ضمیر «کم» در «أبیکم»، مى تواند عموم مسلمانان و یا خصوص مردم مکّه باشد. برداشت فوق برپایه احتمال دوم است.

۱۱ - تکالیف الهى در شریعت ابراهیم(ع) تکالیفى آسان و به دور از هرگونه عسر و حرج بود. (و ما جعل علیکم فى الدین من حرج ملّة أبیکم إبرهیم)

۱۲ - ابراهیم(ع)، پدر دینى امت اسلامى (و ما جعل علیکم فى الدین من حرج ملّة أبیکم إبرهیم)

۱۳ - بهره گیرى از عواطف خویشاوندى براى ترغیب مشرکان مکّه به گرویدن به اسلام (و ما جعل علیکم فى الدین من حرج ملّة أبیکم إبرهیم)

۱۴ - «مسلمان»، نامى برگزیده از سوى خدا براى امت پیامبر(ص) (هو سمّیکم المسلمین)

۱۵ - امت اسلام، امتى شناخته شده در ادیان آسمانى پیشین (هو سمّیکم المسلمین من قبل)

۱۶ - «مسلمان»، نام امت پیامبر در کتاب هاى آسمانى پیشین و قرآن (هو سمّیکم المسلمین من قبل و فى هذا)

۱۷ - تسلیم بودن در برابر خدا، روح شریعت پیامبر(ص) (هو سمّیکم المسلمین من قبل و فى هذا)

۱۸ - مسلمانان، گواه بر اعمال سایر مردم و پیامبر(ص) گواه بر اعمال مسلمانان (لیکون الرسول شهیدًا علیکم و تکونوا شهداء على الناس) در این که مراد از «شهید» و «شهداء» در آیه چیست، نظراتى چند ابراز شده است که از جمله آنها «گواهى بر اعمال» مى باشد.

۱۹ - پیامبر(ص) حجت خدا بر مسلمانان و امت اسلامى حجت خدا بر دیگر مردمان (لیکون الرسول شهیدًا علیکم و تکونوا شهداء على الناس) از جمله تفسیرهایى که براى کلمه «شهید» و «شهداء» ابراز شده، «حجت» است. برداشت بالا، بر پایه همین تفسیر مى باشد.

۲۰ - لزوم بر پاداشتن نماز و پرداخت زکات (فأقیموا الصلوة و ءاتوا الزکوة)

۲۱ - ضرورت اعتصام به خداوند و پرهیز از تمسک به غیر او (و اعتصموا باللّه)

۲۲ - برپاداشتن نماز، پرداخت زکات و اعتصام به محور الهى، اساسى ترین وظایف امت اسلامى (هو سمّیکم المسلمین ... فأقیموا الصلوة و ءاتوا الزکوة و اعتصموا باللّه)

۲۳ - خدا، مولا و سرپرست امت اسلامى (سمّیکم المسلمین ... هو مولیکم)

۲۴ - اعتقاد به مولویت و سرپرستى خداوند، مقتضى اعتصام به او و پرهیز از چنگ زدن به دامن غیر او (و اعتصموا باللّه هو مولیکم) جمله «هو مولیکم» به منزله تعلیل براى «اعتصموا باللّه» است; یعنى، به خدا اعتصام کنید; زیرا او مولا و قیّم شما است.

۲۵ - لزوم اداى تکالیف الهى، برخاسته از حق ولایت خداوند بر آدمى (فأقیموا الصلوة ... هو مولیکم)

۲۶ - حق ولایت الهى، تنها مجوز براى تشریع و قانون گذارى (فأقیموا الصلوة و ءاتوا الزکوة و اعتصموا باللّه هو مولیکم) برداشت یاد شده، بدان احتمال است که «هو مولاکم» اشاره به این داشته باشد که چون خداوند بر آدمیان حق ولایت دارد، از این رو به جعل مقررات و تکالیف پرداخته است. بنابراین هر گونه تشریع و قانون گذارى، بایستى به گونه اى به ولایت الهى منتهى شود.

۲۷ - مشروعیت ولایت ها و حکومت هاى بشرى، در گرو منتهى شدن آن به ولایت الهى است. (هو مولیکم) با توجه به ظهور «هو مولاکم» در حصر، برداشت یاد شده به دست مى آید.

۲۸ - خدا، سرپرست و یاور خوب و شایسته براى امت اسلامى (هو سمّیکم المسلمین ... و اعتصموا باللّه ... فنعم المولى و نعم النصیر)

۲۹ - اقامه نماز، پرداخت زکات و اعتصام به خداوند، زمینه ساز برخوردارى از ولایت و جلب یارى و نصرت او (فاقیموا الصلوة ... فنعم المولى و نعم النصیر) برداشت فوق، بدان احتمال است که «فنعم المولى...» مترتب بر تکالیف پیشین باشد که انجام آن، موجب بهره مندى از ولایت ویژه و نصرت خداوند است.

۳۰ - ستایش خدا از سرپرستى خود نسبت به مسلمانان و یارى رساندن به آنان (هو سمّیکم المسلمین... فنعم المولى و نعم النصیر)

روایات و احادیث

۳۱ - «عن أبى عبداللّه(ع) قال: سألته عن الجنب یجعل الرکوة أو التوّر فیدخل إصبعه فیه قال: إن کانت یده قذرة فأهرقه و إن کانت لم یصبها قذر فلیغتسل منه هذا ممّا قال اللّه تعالى: «ما جعل علیکم فى الدین من حرج»; ابوبصیر مى گوید: از امام صادق(ع) سؤال کردم: شخص جُنُب ظرف آب کوچکى مى گذارد و انگشت خود را در آن مى زند [حکمش چیست؟ ]فرمود: اگر دستش آلوده به نجاست باشد، باید آن آب را بریزد و اگر آلوده به نجاست نباشد، مى تواند با آن آب غسل کند. این از مصادیق قول خدا است که فرمود: «ما جعل علیکم فى الدین من حرج» خدا در دین حرج و سختى قرار نداده است».] شاید مقصود این باشد که اگر بدن جنب به علت جنابت نجس مى شد، لازم مى آمد جُنُب هیچ وقت نتواند با آب قلیل غسل کند و این حرج است. پس به مقتضاى آیه، بدن جنب نجس نیست.

موضوعات مرتبط

  • ابراهیم(ع): پدرى ابراهیم(ع) ۱۲; سهولت دین ابراهیم(ع) ۱۱
  • احکام: احکام ثانوى ۶; منشاء تشریع احکام ۲۶
  • ادیان: هماهنگى ادیان ۹
  • ارزشها: ملاک ارزشها ۲
  • اسلام: انعطاف پذیرى اسلام ۶; حقیقت اسلام ۱۷; روش تبلیغ اسلام ۱۳; سهولت اسلام ۵; ویژگیهاى اسلام ۵; هماهنگى اسلام و دین ابراهیم(ع) ۹
  • امتها: حجت بر امتها ۱۹; گواهان امتها ۱۸
  • انسان: مولاى انسان ها۲۵
  • اهل مکه: خویشاوندى اهل مکه و ابراهیم(ع) ۱۰
  • برگزیدگان خدا :۳
  • تسلیم: تسلیم به خدا ۱۷
  • تکلیف: زمینه عمل به تکلیف ۲۵; شرایط تکلیف ۸; قدرت در تکلیف ۸
  • جهاد: اخلاص در جهاد ۱، ۲; ارزش جهاد ۲; اهمیت جهاد ۷; توصیه به جهاد ۱
  • حکومت: منشاء حکومت ۲۷
  • خدا: آثار اعتصام به خدا ۲۹; آثار ولایت خدا ۲۵، ۲۶، ۲۷; اجتناب از اعتصام به غیر خدا ۲۴; اعراض از اعتصام به غیر خدا ۲۱; امتنان خدا ۴; اهمیت اعتصام به خدا ۲۱، ۲۲; توصیه هاى خدا ۱; حجتهاى خدا ۱۹; زمینه اعتصام به خدا ۲۴; زمینه نصرت خدا ۲۹; زمینه ولایت خدا ۲۹; مدحهاى خدا ۳۰; مدح نصرت خدا ۳۰; مدح ولایت خدا ۳۰; مشمولان نصرت خدا ۲۸; مشمولان ولایت خدا ۲۳، ۲۸; نعمتهاى خدا ۴
  • زکات: آثار پرداخت زکات ۲۹; اهمیت پرداخت زکات ۲۰، ۲۲
  • عقیده: آثار عقیده به ولایت خدا ۲۴
  • قانونگذارى: شرایط قانونگذارى ۸
  • قواعد فقهى: قاعده نفى عسروحرج ۶، ۳۱; محدوده قاعده نفى عسروحرج ۷
  • مؤمنان: توصیه به مؤمنان ۱; جهاد مالى مؤمنان ۱; نعمتهاى مؤمنان ۴
  • محمد(ص): گواهى محمد(ص) ۱۸; نقش محمد(ص) ۱۹
  • مسلمانان: برگزیدگى مسلمانان ۳; پدر دینى مسلمانان ۱۲; تکالیف مسلمانان ۲۲; حجت بر مسلمانان ۱۹; فضایل مسلمانان ۳; گواهان مسلمانان ۱۸; گواهى مسلمانان ۱۸; مسلمان در کتب آسمانىمسلمانان ۱۶; مسلمان در قرآن مسلمانان ۱۶; مسلمانان در ادیان ۱۵; منشأ نامگذارى مسلمان ۱۴; مولاى مسلمانان ۲۳، ۲۸; یاور مسلمانان ۳۰
  • مشرکان مکه: زمینه اسلام مشرکان مکه ۱۳; عواطف خویشاوندى مشرکان مکه ۱۳
  • نعمت: نعمت اسلام ۴
  • نماز: آثار برپایى نماز ۲۹; اهمیت برپایى نماز ۲۰; اهمیت نماز ۲۲
  • ولایت: منشأ ولایت ۲۷

منابع

  1. استبصار، ج ۱، ص ۲۰، ح ۱، ب ۱۰; نورالثقلین، ج ۳، ص ۵۲۴، ح ۲۳۳.
عوامل درباره‌ٔ "الحج ٧٨"
تعداد کلمات51 +
ریشه غیر ربطجهد +، الله‌ +، اله‌ +، وله‌ +، حقق‌ +، ه‌ +، جبى‌ +، کم‌ +، جعل‌ +، دين‌ +، حرج‌ +، ملل‌ +، ابو +، ابراهيم‌ +، سمو +، وسم‌ +، سلم‌ +، کون‌ +، ل‌ +، رسل‌ +، شهد +، انس‌ +، ف‌ +، قوم‌ +، صلو +، اتى‌ +، زکو +، عصم‌ +، ب‌ +، ولى‌ +، نعم‌ + و نصر +
شامل این ریشهو +، جهد +، فى‌ +، الله‌ +، اله‌ +، وله‌ +، حقق‌ +، ه‌ +، هو +، جبى‌ +، کم‌ +، ما +، جعل‌ +، على‌ +، دين‌ +، من‌ +، حرج‌ +، ملل‌ +، ابو +، ابراهيم‌ +، سمو +، وسم‌ +، سلم‌ +، قبل‌ +، ذا +، هذا +، کون‌ +، ل‌ +، رسل‌ +، شهد +، انس‌ +، ف‌ +، قوم‌ +، صلو +، اتى‌ +، زکو +، عصم‌ +، ب‌ +، ولى‌ +، نعم‌ + و نصر +
شامل این کلمهوَ +، جَاهِدُوا +، فِي +، اللّه +، حَق +، جِهَادِه +، هُو +، اجْتَبَاکُم +، مَا +، جَعَل +، عَلَيْکُم +، الدّين +، مِن +، حَرَج +، مِلّة +، أَبِيکُم +، إِبْرَاهِيم +، سَمّاکُم +، الْمُسْلِمِين +، قَبْل +، هٰذَا +، لِيَکُون +، الرّسُول +، شَهِيدا +، تَکُونُوا +، شُهَدَاء +، عَلَى +، النّاس +، فَأَقِيمُوا +، الصّلاَة +، آتُوا +، الزّکَاة +، اعْتَصِمُوا +، بِاللّه +، مَوْلاَکُم +، فَنِعْم +، الْمَوْلَى +، نِعْم + و النّصِير +
شماره آیه در سوره78 +
نازل شده در سال15 +
کلمه غیر ربطجَاهِدُوا +، اللّه +، حَق +، جِهَادِه +، اجْتَبَاکُم +، جَعَل +، الدّين +، حَرَج +، مِلّة +، أَبِيکُم +، إِبْرَاهِيم +، سَمّاکُم +، الْمُسْلِمِين +، لِيَکُون +، الرّسُول +، شَهِيدا +، تَکُونُوا +، شُهَدَاء +، النّاس +، فَأَقِيمُوا +، الصّلاَة +، آتُوا +، الزّکَاة +، اعْتَصِمُوا +، بِاللّه +، مَوْلاَکُم +، فَنِعْم +، الْمَوْلَى +، نِعْم + و النّصِير +