الحجر ٦٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

پس، خانواده‌ات را در اواخر شب با خود بردار، و از اینجا ببر؛ و خودت به دنبال آنها حرکت کن؛ و کسی از شما به پشت سر خویش ننگرد؛ به همانجا که مأمور هستید بروید!»

|بنابر اين، در پاسى از شب خاندان خود را حركت ده و خود از پى ايشان روانه شو، و كسى از شما به پشت سر ننگرد، و همان جا كه دستور داده مى‌شويد برويد

پس، پاسى از شب [گذشته‌] خانواده‌ات را حركت ده و [خودت‌] به دنبال آنان برو، و هيچ يك از شما نبايد به عقب بنگرد، و هر جا به شما دستور داده مى‌شود برويد.

پس تو ای لوط، خانواده‌ات را در پاسی از شب از این دیار بیرون بر و خود از پی آنان روانه شو و هیچ یک از شما باز پس ننگرد بلکه بدان سو که مأمورید به سرعت روان شوید.

پس [چون] پاره ای از شب [گذشت] خاندانت را کوچ ده و خودت دنبال آنان برو و هیچ یک از شما [به شهر] بازنگردد، و آنجا که مأمور هستید، بروید.

چون پاسى از شب بگذرد، خاندان خود را بيرون ببر. و خود از پى آنها رو و نبايد هيچ يك از شما به عقب بنگرد. به هر جا كه فرمانتان داده‌اند برويد.

پس پاسی از شب گذشته، خانواده‌ات را همراه ببر و از پی آنان روان شو، و هیچ یک از شما باز پس ننگرد، و به جایی که به شما دستور داده می‌شود روانه شوید

پس به پاسى از شب خاندان خويش را بيرون بر و خود از پى آنها روانه شو، و هيچ يك از شما به واپس ننگرد، و به آنجا كه فرمانتان دهند برويد.

بنابراین در پاسی از شب خانواده‌ات را با خود بردار و از اینجا برو و در پس ایشان حرکت کن (تا آنان را بپائی و به شتاب واداری) و کسی از شما به پشت سر نگاه نکند (تا عذاب قوم را نبیند و ناراحت و پریشان نگردد) و به همان جا که (برابر وحی آسمانی) به شما دستور داده می‌شود بروید.

«پس پاسی از شب خانواده‌ات را حرکت ده و (خودت) درپی‌شان برو و هیچ یک از شما نباید به عقب توجه کند، و هر جا به شما دستور داده می‌شود به سرعت روان شوید.»

پس رهسپار شو با خاندان خویش در پاره‌ای از شب و پیروی کن پشتهای ایشان را و برنگردد از شما کسی و بگذرید آنجا که فرمان داده شوید


الحجر ٦٤ آیه ٦٥ الحجر ٦٦
سوره : سوره الحجر
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَسْرِ بِأَهْلِکَ»: خانواده‌ات را در شب بکوچان. «قِطْعٍ»: قسمتی. پاسی. «إِتَّبِعْ أَدْبَارَهُمْ»: در پشت سر ایشان خودت حرکت کن. «لا یَلْتَفِتْ»: روی برنگرداند. به عقب ننگرد. «إمْضُوا»: بروید. «حَیْثُ»: همان جا.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ وَ امْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ «65»

پس خاندانت را پاسى از شب (گذشته) حركت بده و خودت از پشت سرشان برو و هيچ‌يك از شما (به پشت سرش) توجّه نكند به آنجا كه مأمور شده‌ايد برويد.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ وَ امْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ (65)

ملائكه دستور دادند به لوط كه:

فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ‌: پس سير كن و بيرون برو از ميان قوم با اهل خود از مومنان.

بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ‌: در پاره‌اى كه از شب بگذرد. وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ‌: و پيروى كن عقب آنها را تا سوق دهى ايشان را، و مطلع باشى بر احوال آنان، و عالم شوى به نجات ايشان. وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ: و التفات نكند هيچكس از شما پشت سر خود را، پس ببيند آنچه وارد شده از هول و عذاب و تاب نياورد. يا التفات كنايه از مواصلت سير و ترك تأنى و توقف باشد، زيرا كسى كه التفات به جانبى نمايد، لابد او را وقفه حاصل گردد. وَ امْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ‌: و برويد آنجائى كه امر شده‌ايد به رفتن در آن. ابن عباس گويد: آن مكان شام بوده نزد مقاتل و حيان، جائى بوده كه آن را مجمع ناميدند. نزد بعضى مصر بوده.

كاشفى گويد: شهرستان پنجم است، اهل آن هلاك نخواهند شد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


فَلَمَّا جاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ (61) قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ (62) قالُوا بَلْ جِئْناكَ بِما كانُوا فِيهِ يَمْتَرُونَ (63) وَ أَتَيْناكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ (64) فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ وَ امْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ (65)

وَ قَضَيْنا إِلَيْهِ ذلِكَ الْأَمْرَ أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِينَ (66) وَ جاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ (67) قالَ إِنَّ هؤُلاءِ ضَيْفِي فَلا تَفْضَحُونِ (68) وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ (69) قالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعالَمِينَ (70)

قالَ هؤُلاءِ بَناتِي إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ (71) لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ (72)

ترجمه‌

پس چون آمدند خانواده لوط را فرستادگان‌

گفت همانا شمائيد گروهى ناشناخته شدگان‌

گفتند بلكه آمديم تو را بآنچه بودند كه در آن شك ميكردند

و آورديم تو را براستى و بدرستيكه ماهر آينه راستگويانيم‌

پس بيرون‌


جلد 3 صفحه 259

بر خانواده خود را در پاره‌اى از شب و متابعت نما پشتهاشان را و نبايد روى بر گرداند از شما احدى و برويد بجائيكه مأمور ميشويد

و فرمان فرستاديم بسوى او اين امر را كه دنباله اينها است بريده شده در حاليكه صبح كنندگانند

و آمدند اهل شهر كه مژده ميدادند بيكديگر

گفت همانا اينها مهمانان منند پس رسوا مكنيد مرا

و بترسيد از خدا و خوار مسازيد مرا

گفتند آيا منع نكرديم تو را از اهل عالم‌

گفت اينها دختران منند اگر باشيد بجا آورندگان‌

بجان تو كه آنها هر آينه در مستيشان حيران ميزيستند.

تفسير

شرح ورود ملائكه بعنوان مهمانى بر حضرت لوط و نشناختن او ايشانرا و بيم او از تعرّض قوم خود بايشان و اطلاع قوم و تعرض آنها و عجز آنحضرت از دفاع و كيفيت اضطرار و التماس او بآنها و اجابت ننمودن قوم و پس از اين وقايع شناختن حضرت ملائكه را و نزول عذاب در سوره هود گذشت و تكرار نميشود ولى اينجا شمّه‌اى از وقايع قبل از شناختن حضرت لوط ملائكه را بعدا ذكر شده و چون ذكر نشناختن حضرت ايشانرا در اوّل قصّه شده بود معرّفى ملائكه از خودشان و مأموريّتشان بملاحظه مطابقه جواب با سؤال قبلا ذكر شده است و قضاياى قبل، تعرّض اهل شهر بآنحضرت و مهمانها است كه از فرشتگان بودند و اجمال قصه بطوريكه حلّ مشكلات اين مقام شود آنستكه چون فرستادگان خدا كه ملائكه بودند بر لوط عليه السّلام و خانواده او وارد شدند حضرت لوط ايشانرا نشناخت و چون اطمينان كامل از قصد آنها نداشت كه خير است يا شرّ معرفى ايشان از خودشان و غرضشان از ورود بر خودش را خواستار گشت و آنها در جواب عرضه داشتند كه ما فرستادگان خداونديم و آمده‌ايم براى عذاب قومت كه شك داشتند در آن نزد تو بامر خدا كه بر حقّ و يقينى است و ما راستگويانيم پس خودت با اهل خانه‌ات بعد از نصف شب حركت كن آنها جلو بروند و تو در دنبال باش كه متوجّه و نگهبان آنها باشى و كسى از شما متوجّه به پشت سر خود نشود تا متأثر شود از كيفيت عذاب قوم و بجانب مأموريّت خودتان سير كنيد تا بمكانيكه براى شما تعيين شده كه بعضى گفته‌اند شام بوده برسيد و خداوند حكم فرمود و فرستاد بسوى حضرت لوط اين امر را و آن آنست كه نسل قوم او قطع شود و تا صبح يكنفر از آنها باقى نماند و چون خبر ورود مهمانهاى خوب صورت بر او بقوم رسيد كه اهل شهر سدوم بودند بيكديگر


جلد 3 صفحه 260

مژده دادند و براى فجور و عمل ناشايسته بخانه حضرت لوط روى نمودند و او بآنها فرمود اينها مهمانان منند مرا براى اين عمل ناشايسته با آنها رسوا و مفتضح نكنيد و از خدا بترسيد و مرا خوار و خجل ننمائيد و آنها جواب گفتند آيا ما تو را نهى ننموديم كه از كسى مهمانى نكنى و از ورود اهل عالم بر خود امتناع نمائى و او در جواب فرمود اين دختران شهر كه بمنزله دختران منند كه پدر روحانى آنها هستم چه عيب دارند كه شما بخيال پسران افتاده‌ايد يا بچند نفر از رؤساء آنها كه قبلا خواستگارى از دختران آنحضرت كرده بودند و اجابت نفرموده بود فرمود كه اينها دختران منند حاضرم آنها را برسم زنيّت بشما بدهم اگر حاضريد بشرط آنكه دست از مهمانان من بكشيد و آنها قبول ننمودند لذا خداوند بجان پيغمبر خود قسم ياد فرموده كه آنها در مستى و غفلت و غوايت متحيّر و سرگردان بودند و اين مثبت فضيلتى براى حضرت ختمى مرتبت است بر ساير انبياء چون خداوند بعمر و جان هيچيك از انبياء قسم ياد نفرموده است ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَأَسرِ بِأَهلِك‌َ بِقِطع‌ٍ مِن‌َ اللَّيل‌ِ وَ اتَّبِع‌ أَدبارَهُم‌ وَ لا يَلتَفِت‌ مِنكُم‌ أَحَدٌ وَ امضُوا حَيث‌ُ تُؤمَرُون‌َ (65)

‌پس‌ حركت‌ كن‌ شبانه‌ ‌با‌ اهل‌ ‌خود‌ بقسمتي‌ ‌از‌ شب‌ و پشت‌ كن‌ بآنها و ‌آنها‌ ‌را‌ عقب‌ سر انداز و احدي‌ ‌از‌ ‌شما‌ رو برنگرداند و توجه‌ نكند بآنها و برويد آنجايي‌ ‌که‌ مأمور شده‌ايد ‌که‌ گفتند شام‌ بوده‌ (فأسر) اسراء سير ‌در‌ شب‌ ‌است‌ چنانچه‌ ميفرمايد:

سُبحان‌َ الَّذِي‌ أَسري‌ بِعَبدِه‌ِ لَيلًا مِن‌َ المَسجِدِ الحَرام‌ِ إِلَي‌ المَسجِدِ الأَقصَي‌ ‌الآية‌ بني‌ اسرائيل‌ ‌آيه‌ 1.

(باهلك‌) ‌يعني‌ اهل‌ ‌خود‌ ‌را‌ همراه‌ ‌خود‌ ببر ‌در‌ آيات‌ تعيين‌ نفرموده‌ ‌که‌ اهل‌ ‌او‌ كيانند و عدّه‌ ‌آنها‌ چند نفرند همين‌ اندازه‌ كساني‌ ‌که‌ ‌از‌ بستگان‌ لوط ‌در‌ خانه‌ ‌او‌ بودند ‌که‌ ميفرمايد:

فَما وَجَدنا فِيها غَيرَ بَيت‌ٍ مِن‌َ المُسلِمِين‌َ الذاريات‌ ‌آيه‌ 36. (بقطع‌ ‌من‌ الليل‌) ‌که‌ گفتند قسمت‌ آخر شب‌ بوده‌ وقت‌ سحر ‌که‌ تمام‌ چشمها خواب‌ ‌باشد‌.

جلد 12 - صفحه 57

(اشكال‌) اسراء سير ‌در‌ شب‌ ‌است‌ ديگر احتياج‌ بذكر ليل‌ نيست‌.

(جواب‌) بقطع‌ ‌من‌ الليل‌ ‌براي‌ تعيين‌ قسمت‌ معيّن‌ ‌از‌ شب‌ ‌است‌، چنانچه‌ ‌در‌ سوره اسراء ‌براي‌ تعيين‌ شب‌ بخصوصيت‌ مخصوص‌ ‌است‌ وَ اتَّبِع‌ أَدبارَهُم‌ متابعت‌ دبر پشت‌ كردنست‌ و رفتن‌ ‌يعني‌ رو بآنها نرو و ‌بر‌ خلف‌ ‌آنها‌ سير كن‌ وَ لا يَلتَفِت‌ مِنكُم‌ أَحَدٌ ‌يعني‌ احدي‌ ‌از‌ ‌شما‌ برنگردد و رو بآنها نرود و توجّه‌ بآنها نكند وَ امضُوا حَيث‌ُ تُؤمَرُون‌َ بآن‌ راهي‌ ‌که‌ مأمور شده‌ايد برويد.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 65)- و از آنجا که باید گروه اندک مؤمنان (خانواده لوط بجز همسرش) از این مهلکه جان به سلامت ببرند دستور لازم را به لوط چنین دادند: «تو شبانه (و اواخر شب هنگامی که چشم مردم گنهکار در خواب است و یا مست شراب

ج2، ص539

و شهوت) خانواده‌ات را بردار و از شهر بیرون شو» (فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ).

ولی «تو پشت سر آنها باش» تا مراقب آنان باشی و کسی عقب نماند (وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ).

ضمنا «هیچ یک از شما نباید به پشت سرش نگاه کند» (وَ لا یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ).

«و به همان نقطه‌ای که دستور به شما داده شده است (یعنی سرزمین شام یا نقطه دیگری که مردمش از این آلودگیها پاک بوده‌اند) بروید» (وَ امْضُوا حَیْثُ تُؤْمَرُونَ)

نکات آیه

۱- فرشتگان، از حضرت لوط(ع) خواستار خارج ساختن خاندانش از شهر در پاسى از شب، جهت نجات از عذاب الهى شدند. (فأسر بأهلک بقطع من الّیل)

۲- حضرت لوط(ع) به نظارت و مراقبت بر خروج خاندانش از شهر براى در امان ماندن از عذاب الهى، مأمور گردید. (فأسر بأهلک ... و اتّبع أدبرهم) مقصود از به دنبال خاندان رفتن (و اتّبع أدبارهم) مى تواند کنایه از مراقبت و نظارت از خروج آنان باشد که مبادا کسى به شهر برگردد و از رفتن منصرف شود. جمله بعدى (و لایلتفت منکم ...) مؤید همین مطلب است.

۳- لوط(ع)، مأموریت یافت که هم زمان با خارج ساختن خاندانش از شهر، خود نیز در پى آنان حرکت کند. (فأسر بأهلک ... و اتّبع أدبرهم)

۴- خداوند حضرت لوط(ع) و خاندانش را از بازگشت به شهر خود - که در معرض عذاب بود - برحذر داشت. (فأسر بأهلک ... و لایلتفت منکم أحد) مقصود از التفات و توجه در آیه شریفه - به قرینه فرمان خروج از شهر (فأسر بأهلک) - بازگشتن و روى آوردن به شهرى است که آنان در آن جا ساکن بودند.

۵- حرکت حضرت لوط(ع) و خاندانش از شهر، حرکتى دسته جمعى، سریع، به دور از انظار مردم و محرمانه بود. (فأسر بأهلک بقطع من الّیل ... وامضوا حیث تؤمرون) نظارت حضرت لوط(ع) بر حرکت خاندانش (و اتّبع أدبارهم) بیانگر حرکت دسته جمعى، و حرکت در ظرف زمانى محدود (بقطع من اللیل) نشانگر حرکت سریع، و سیر شبانه در پاسى از شب دلیل محرمانه رفتن از شهر است.

۶- حضرت لوط(ع) و خاندانش، مأمور شدند تنها به سوى مکانى که تعیین خواهد شد، حرکت کنند و حق انتخاب مکان دیگرى را نداشتند. (فأسر بأهلک ... وامضوا حیث تؤمرون)

۷- عذاب قوم لوط، فراگیر تمامى ساکنان شهر بود. (فأسر بأهلک ... وامضوا حیث تؤمرون) از اینکه حضرت لوط(ع) مأموریت یافت براى نجات خاندانش آنها را از شهر خارج کند، معلوم مى شود که هر کس در شهر مى ماند، عذاب الهى دامنگیر او مى شد.

۸- عذاب قوم لوط، غافلگیرانه و بدون آگاهى قبلى آنان بود. (فأسر بأهلک ... و لایلتفت منکم أحد) از اینکه ملائکه از لوط(ع) خواستند تا خانواده خویش را شبانگاه از شهر بیرون ببرد و مراقبت به عمل آورد تا هیچ یک از آنان باز نگردند، احتمالاً از این جهت بود که کسى از قوم لوط متوجه قضیه نزول عذاب نشود.

۹- حضور در جمع مستحقان عذاب الهى، انسان را در معرض گرفتار شدن در عذاب آنها قرار مى دهد. (فأسر بأهلک ... و لایلتفت منکم أحد) برداشت فوق، بر این احتمال است که غرض از دستور به عدم بازگشت به خاطر گرفتار نیامدن به عذاب الهى در سرزمین قوم لوط است.

روایات و احادیث

۱۰- «قال أبوجعفر(ع): ... «فلما جاء آل لوط المرسلون» ... قالوا ... «فأسر بأهلک» یا لوط إذا مضى لک من یومک هذا سبعة أیام و لیالیها «بقطع من اللیل» إذا مضى نصف اللیل «... و امضوا» من تلک اللیلة «حیث تؤمرون»...;] امام باقر(ع) فرمود: هنگامى که فرشتگان خدا به سوى خاندان لوط آمدند ... گفتند:... اى لوط! پس از گذشت هفت شبانه روز از این تاریخ، در نیمه هاى شب خانواده خود را از این سرزمین بیرون ببر ... و در آن شب به هر جا که فرمانتان داده اند بروید...».

۱۱- «عن أبى جعفر(ع): ... إن الله تعالى لمّا أراد عذابهم (قوم لوط) ... بعث إلیهم ملائکة ... و قالوا للوط: أسر بأهلک من هذه القریة اللیلة ... فلمّا انتصف اللیل سار لوط ببناته ...;] از امام باقر(ع) روایت شده است که فرمود:... هنگامى که خداوند تعالى اراده کرد قوم لوط را عذاب کند، فرشتگانى را به سوى آنان فرستاد ... آنان به لوط(ع) گفتند: امشب خانواده خود را از این قریه کوچ بده ... چون شب به نیمه رسید آن حضرت به همراهى دخترانش کوچ کرد...».

موضوعات مرتبط

  • خدا: نواهى خدا ۴
  • سرزمینها: هجرت از سرزمین قوم لوط ۱، ۳
  • عذاب: زمینه عذاب ۹; نجات از عذاب ۱، ۲، ۳; همنشینى با اهل عذاب ۹
  • قوم لوط: تاریخ قوم لوط ۷، ۸; عذاب قوم لوط ۱۰، ۱۱; غفلت قوم لوط ۸; وسعت عذاب قوم لوط ۷; ویژگیهاى عذاب قوم لوط ۸
  • لوط(ع): منیت خانواده لوط(ع) ۲; قصه لوط(ع) ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۱۰، ۱۱; کیفیت هجرت خانواده لوط(ع) ۵; کیفیت هجرت لوط(ع) ۵; مسؤولیت خانواده لوط(ع) ۶; مسؤولیت لوط(ع) ۲، ۳، ۶، ۱۰; مسیر هجرت خانواده لوط(ع) ۶، ۱۰; مسیر هجرت لوط(ع) ۶، ۱۰; نجات خانواده لوط(ع) ۱; نجات لوط(ع) ۳; نظارت لوط(ع) ۲; نهى به خانواده لوط(ع) ۴; نهى به لوط(ع) ۴; هجرت شبانه خانواده لوط(ع) ۱، ۲، ۳ ، ۱۰، ۱۱; هجرت شبانه لوط(ع) ۱، ۳، ۱۰، ۱۱
  • ملائکه: خواسته هاى ملائکه ۱; ملائکه عذاب ۱

منابع

  1. علل الشرایع، ص ۵۴۹، ح ۴، ب ۳۴۰; نورالثقلین، ج ۲، ص ۳۸۳، ح ۱۶۵.
  2. علل الشرایع، ص ۵۵۰، ح ۵، ب ۳۴۰; نورالثقلین، ج ۲، ص ۳۸۴، ح ۱۶۶.