الحجر ٥٠

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و (اینکه) عذاب و کیفر من، همان عذاب دردناک است!

|و اين كه عذاب من عذابى دردآور است

و اينكه عذاب من، عذابى است دردناك.

و نیز عذاب من بسیار سخت و دردناک است.

و اینکه عذابم [برای مجرمان] همان عذاب دردناک است.

و عذاب من عذابى دردآور است.

و [در جای خود] عذاب من هم عذابی دردناک است‌

و اينكه عذاب من عذاب دردناك است.

و این که عذاب من (در حق سرکشان بی‌ایمان) عذاب بسیار دردناکی است (و عذابهای دیگر در برابرش عذاب نیست).

و اینکه بی‌گمان عذاب من، آن عذاب دردناک است.

و آنکه عذاب من است آن عذاب دردناک‌


الحجر ٤٩ آیه ٥٠ الحجر ٥١
سوره : سوره الحجر
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الألِیمُ»: بسیار دردآور و دردناک.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

شأن نزول آیات ۴۹ و ۵.:

عبدالله بن زبیر گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بر عده اى از اصحاب گذشت در حالى که آن‌ها مى خندیدند، فرمود: آیا شما مى خندید در حالتى که بهشت و جهنم در مقابل شما است؟ سپس این آیات نازل گردید.]

و نیز مردى از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله گوید: پیامبر بر ما وارد گردید در حالتى که مى خندیدیم، فرمود: نبینم شما را که مى خندید سپس برگشت. پس از اندکى دوباره به طرف ما آمد و فرمود: موقعى که از نزد شما برگشتم چند قدمى نرفته بودم که جبرئیل آمد و به من گفت: یا محمد خداوند می‌فرماید چرا بندگان ما را مأیوس می‌کنى؟ سپس این آیات را نازل کرد.]

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ أَنَّ عَذابِي هُوَ الْعَذابُ الْأَلِيمُ «50»

و البتّه عذاب من نيز همان عذاب دردناك است.

نکته ها

قرآن در اين آيات مردم را به چهار دسته تقسيم كرد: 1. مخلصان (انبيا واوليا) كه ابليس بر آنان سلطه ندارد. 2. متّقين كه اهل بهشت هستند. 3. گناهكارانِ توبه‌كننده كه پيامبر در اين آيه خبر از عفو آنان مى‌دهد. 4. گناهكاران ياغى كه به عذاب دردناك بيم داده شده‌اند.

پیام ها

1- رحمت الهى، بزرگ‌ترين و بهترين پيام است. «نبى‌ء» «نبأ» به خبر مهم گفته مى‌شود)

جلد 4 - صفحه 465

2- گنهكاران نيز بنده خدا هستند. «عِبادِي»

3- در لطف او شك و ترديدى به خود راه ندهيد. «أَنِّي أَنَا»

4- بخشندگى او همراه با لطف و مهربانى است، نه تنها مى‌بخشد لطف هم مى‌كند. «الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»

5- بخشش و لطف الهى، عميق وپى‌درپى است. «الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» (قالب غفور و رحيم، نشانه‌ى عمق و تكرار است)

6- لطف و رحمت الهى بر غضبش مقدّم است. «أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ وَ أَنَّ عَذابِي»

7- به رحمت الهى مغرور نشويم، چرا كه عذابش دردناك است. «الْغَفُورُ الرَّحِيمُ‌- الْعَذابُ الْأَلِيمُ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ أَنَّ عَذابِي هُوَ الْعَذابُ الْأَلِيمُ (50)

وَ أَنَّ عَذابِي هُوَ الْعَذابُ الْأَلِيمُ‌: و بدرستى كه عذاب من عذابى است دردناك.

تنبيه: اين دو آيه شريفه دو كفّه ميزان اعتدال حالى را بيان فرمايد: آيه اول اشعار به مقام اميدوارى، و آيه دوم اشاره به مقام ترسناكى، و مؤمن را تساوى بين اين دو مقام بايد، كه اگر خوف و رجاى او را به ميزان عدل بسنجد مساوى باشد.

در كافى‌ «1»- حارث بن مغيره گويد: به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم وصيت لقمان چه بوده؟ قال كان فيها الاعاجيب و كان اعجب ما كان فيها ان قال لابنه: خف اللّه عزّ و جلّ خيفة لو جئته بثواب (خ ل) ببرّ الثقلين لعذّبك و ارج اللّه رجاء لو جئته بذنوب الثقلين لرحمك. ثمّ قال ابو عبد اللّه عليه السّلام: كان ابى يقول: انّه ليس من عبد مؤمن الّا و فى قلبه نوران: نور خيفة و نور رجاء لو وزن هذا لم يزد على هذا و لو وزن هذا لم يزد على هذا.

يعنى فرمود: در آن چيزهاى عجيب، و عجيبتر آنها آنكه: به پسرش گفت:

بترس از خدا ترسى كه اگر بيائى محضر الهى به ثواب جن و انس، هرآينه عذاب كند تو را؛ و چنان اميدوار باش كه اگر به گناه جن و انس حاضر شوى، هرآينه رحم فرمايد تو را. فرمود پدرم فرمود: نيست مؤمنى مگر آنكه در قلب او دو نور باشد: نور خوف و نور رجا، اگر بسنجند، هر يك را زيادتى نباشد بر ديگرى.

بنابراين نبايد بمحض غفران و رحمت الهى اعتماد كرد و مغرور گرديد، بلكه بايد عذاب و عقاب سبحانى را نيز ياد نمود.

نكته: تقديم آيه تبشير بر تنذير، اشعار است به آنكه رحمت واسعه حضرت‌


«1» اصول كافى، جلد 2، كتاب الايمان و الكفر، صفحه 67، حديث اوّل.

جلد 7 - صفحه 119

بارى، بر غضب ربانى سبقت دارد، لذا در دعا وارد شده (يا من سبقت رحمته غضبه) ايضا در مقام رحمت و غفران تعبير به وصف، و در مقام عذاب تعبير به اسم عذاب، اشاره است به آنكه صدور مغفرت و رحمت از ساحت قدس الهى بالذات، و لكن وقوع عذاب مسبب است از امر خارجى، كه كافر و عاصى به سوء اختيار خود آن را فراهم نموده. به عبارت اخرى، هر شيئى در عالم وجود، اثر وضعى دارد؛ بنابراين كفر و عصيان، اثر وضعى آن، عذاب نيران خواهد بود.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ (45) ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ (46) وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى‌ سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ (47) لا يَمَسُّهُمْ فِيها نَصَبٌ وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِينَ (48) نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (49)

وَ أَنَّ عَذابِي هُوَ الْعَذابُ الْأَلِيمُ (50)

ترجمه‌

همانا پرهيزكاران هستند در باغها و سر چشمه‌ها

گويند داخل شويد در آنها بسلامتى ايمنان‌

و بيرون نموديم آنچه بود در سينه‌هاى ايشان از كينه برادرانند نشستگان بر تخت‌ها برابر يكديگر

نميرسد ايشانرا در آن تعبى و نباشند از آن بيرون شدگان‌

خبر ده بندگان مرا كه همانا منم آمرزنده مهربان‌

و همانا عذابم آنست عذاب دردناك.

تفسير

خداوند متعال بعد از بيان جايگاه اتباع شيطان جايگاه ابدى اهل تقوى و پرهيزكارى را كه احتراز از موافقت با هواى نفس و متابعت شيطان نموده‌اند


جلد 3 صفحه 256

بيان فرموده كه آنها در باغها و چشمه سارها جاى دارند يا در بوستانهائى هستند كه در آنها چشمه‌هاى آب و شير و شربت و شراب جارى است و ملائكه بايشان ميگويند داخل شويد در اين باغها بسلامتى و ايمنى از آفات و بليّات بامر خداوند متعال و متنعم شويد بنعم آن بدون انقطاع و زوال و يكى از خوشبختيهاى مهم آنها آنست كه قبلا خداوند كينه و عداوت و عناد و لجاج و حقد و حسد را از دلهاى آنها بيرون كرده و ايشان منزّه از اين صفات و مبرّى از تمامى آنها وارد بهشت ميشوند و برادروار در مقابل يكديگر بر تختهاى زرنگار مى‌نشينند و هيچگاه رنج و تعب و مشقّتى بر ايشان وارد نميشود و از آنجا بيرون نميروند و تا خدا خدائى دارد باقى و برقرار خواهند بود و نبايد گناهكاران مأيوس از اين رحمت رحيميّه باشند بلكه بايد بدانند كه بتوبه و انابه ميتوانند خود را از گناه پاك و باستحقاق نيل اين مقام برسانند لذا خداوند به پيغمبر خود امر ميفرمايد كه به بندگان من خبر ده كه من آمرزنده و مهربانم ولى اگر اصرار بر معصيت داشته باشند عذاب من هم سخت و دردناك است تا مقام خوف و رجاء آنها كامل گردد و از آثارش بهره‌مند شوند و در كافى و عيّاشى ره از امام صادق عليه السّلام روايت نموده كه و اللّه كسانى كه خداوند فرموده دلهاى ايشانرا از كينه پاك كرديم شمائيد و در روايت ديگر است كه و اللّه اراده نفرموده است باين غير شما را و ظاهرا مراد از شما شيعيان و مراد از غير اهل خلافند ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ أَن‌َّ عَذابِي‌ هُوَ العَذاب‌ُ الأَلِيم‌ُ (50)

و بدرستي‌ ‌که‌ عذاب‌ ‌من‌ ‌او‌ عذاب‌ دردناك‌ ‌است‌ لكن‌ بقدر استحقاق‌، و أمّا زائد ‌بر‌ استحقاق‌ عذاب‌ نميفرمايد، چون‌ ظلم‌ ‌است‌ و ‌بر‌ ‌خدا‌ محالست‌.

إِن‌َّ اللّه‌َ لا يَظلِم‌ُ مِثقال‌َ ذَرَّةٍ نساء ‌آيه‌ 44.

(وَ أَن‌َّ عَذابِي‌) عذاب‌ خداوند منحصر بعذاب‌ جهنم‌ نيست‌ ‌در‌ دنيا بلاها و مصائبي‌ ‌که‌ ‌در‌ اثر كفر و معاصي‌ ‌بر‌ إنسان‌ وارد ميشود ‌حتي‌ نزول‌ صاعقه‌ و بلاهاي‌ مهلكه‌ ‌حتي‌

جلد 12 - صفحه 48

تسلط شيطان‌ و گرفتار ظالم‌ و امراض‌ و فقر و فراق‌ احبّه‌ و أمثال‌ اينها بلكه‌ بسا صورت‌ ظاهر نعمت‌ ‌است‌ مثل‌ كثرة مال‌ و جاه‌ و اولاد و عشيره‌ و أمثال‌ اينها ‌در‌ موقع‌ نزع‌ روح‌ و عذاب‌ قبض‌ روح‌ ‌در‌ قبر عالم‌ برزخ‌ صفحه محشر تماما عذاب‌ ‌است‌.

هُوَ العَذاب‌ُ الأَلِيم‌ُ تمام‌ دردناك‌ و شديد و سخت‌ و عظيم‌ ‌است‌ ‌حتي‌ ‌در‌ دعاء كميل‌ دارد.

و ‌هذا‌ ‌ما ‌لا‌ تقوم‌ ‌له‌ السماوات‌ و ‌الإرض‌).

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 50)- اما از آنجا که قرآن، همیشه جلو سوء استفاده از مظاهر رحمت الهی را با جمله‌های تکان دهنده‌ای که حاکی از خشم و غضب اوست می‌گیرد، تا تعادل میان خوف و رجاء که رمز تکامل و تربیت است برقرار گردد، بلافاصله اضافه می‌کند: که به بندگانم نیز بگو: که «عذاب و کیفر من همان عذاب دردناک است» (وَ أَنَّ عَذابِی هُوَ الْعَذابُ الْأَلِیمُ).

نکات آیه

۱- پیامبر(ص) وظیفه دار باخبر ساختن بندگان از عذاب دردناک خداوند (و أن عذابى هو العذاب الألیم)

۲- ایجاد حالت خوف و رجا و بیم و امید در انسان، از روشهاى هدایتى و تربیتى قرآن (نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحیم . و أن عذابى هو العذاب الألیم)

۳- در نظام هدایتى و تربیتى، امیدوار ساختن باید بر تهدید مقدم باشد. (نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحیم . و أن عذابى هو العذاب الألیم) تقدیم ذکر دو صفت «غفور» و «رحیم» براى خداوند بر «عذاب ألیم» در دو آیه فوق، مى تواند مشعر به نکته یاد شده باشد.

۴- تقدم و سبقت لطف و رحمت خداوند بر غضب و عذاب او (نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحیم . و أن عذابى هو العذاب الألیم) از اینکه خداوند در توصیه به پیامبراسلام(ص) ابتدا غفران و رحمت خود و سپس عذاب خویش را ذکر کرده است مى تواند بیانگر این باشد که: غفران و رحمت خداوند همواره بر غضب و عذاب او مقدم است.

۵- لطف و قهر الهى، فوق همه لطفها و قهرهاست. (نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحیم . و أن عذابى هو العذاب الألیم) از جمله هاى اسمى «أنى أنا...» و «أن عذابى ...» با آوردن حرف تأکید «أنّ» و ذکر ضمیر فصل و آوردن لام در خبر، بالاترین تأکید را دارد و حامل این نکته است که غفران و رحمت (لطف) خداوند و عذاب (قهر) او به گونه اى است که هیچ رادع و مانعى براى تحقق آنها وجود ندارد و نیز هر لطف و قهرى که تصور شود، با لطف و قهر او قابل مقایسه نیست.

۶- آگاه ساختن از عذاب دردناک الهى و آگاهى از آن، امرى بس مهم و سودمند (نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحیم . و أن عذابى هو العذاب الألیم) «نبأ» به خبر مهم و بسیار سودمند گفته مى شود (مفردات راغب).

موضوعات مرتبط

  • امیدوارى: اهمیت امیدوارى ۳; اهمیت زمینه امیدوارى ۲
  • تربیت: روش تربیت ۲، ۳
  • ترس: اهمیت زمینه ترس ۲
  • خدا: آگاهى از عذابهاى خدا ۶; اعلام عذابهاى خدا ۱; اهمیت اعلام عذابهاى خدا ۶; تقدم رحمت خدا ۴; عذابهاى خدا ۴; عظمت رحمت خدا ۵; غضب خدا ۴; غلبه عذابهاى خدا ۵
  • عذاب: عذاب دردناک ۱; مراتب عذاب ۱، ۶
  • عمل: عمل پسندیده ۶
  • قرآن: روش تعالیم قرآن ۲
  • محمد(ص): انذارهاى محمد(ص) ۱; مسؤولیت محمد(ص) ۱
  • هدایت: روش هدایت ۲، ۳

منابع

  1. طبرانى.
  2. تفسیر ابن مردویه.