الحجرات ٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

اگر آنها صبر می‌کردند تا خود به سراغشان آیی، برای آنان بهتر بود؛ و خداوند آمرزنده و رحیم است!

و اگر آنها صبر مى‌كردند تا تو [خود] به سراغشان آيى برايشان بهتر بود، و خدا آمرزنده‌ى مهربان است

و اگر صبر كنند تا بر آنان درآيى، مسلماً برايشان بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است.

و اگر آنها صبر می‌کردند تا وقتی که تو بر ایشان خارج شوی بسیار بر آنها بهتر بود و (باز هم اگر توبه کنند) خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

و اگر آنان صبر می کردند تا به سویشان بیرون آیی، یقیناً برای آنان بهتر بود، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

اگر صبر مى‌كردند تا تو خود بيرون مى‌آمدى و نزد آنها مى‌رفتى برايشان بهتر مى‌بود، و خدا آمرزنده مهربان است.

و اگر آنان صبر می‌کردند که تو بر ایشان بیرون آیی، بی‌شک بر ایشان بهتر بود، و خداوند آمرزگار مهربان است‌

و اگر صبر كنند تا به نزد آنان بيرون شوى هر آينه برايشان بهتر است، و خدا آمرزگار و مهربان است.

اگر آنان تأمّل کنند تا تو بیرون بیائی و به پیش ایشان روی، برای آنان بهتر خواهد بود. خداوند آمرزگار و مهربان است.

و اگر اینان همواره صبر کنند تا بر آنان درآیی، همانا برایشان بهتر است. و خدا پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است.

و اگر ایشان صبر می‌کردند تا برون آئی برایشان هر آینه بهتر بود آنان را و خدا است آمرزگار مهربان‌


الحجرات ٤ آیه ٥ الحجرات ٦
سوره : سوره الحجرات
نزول : ٧ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«وَاللهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ»: این بخش به مرتکبان چنین اعمالی نوید می‌دهد که اگر توبه کنند مشمول مرحمت و مغفرت خدا واقع می‌شوند.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

شأن نزول آیات ۲ تا ۵:

قومى از سفهاى بنى‌تمیم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند: یا محمد نزد ما بیا تا با تو حرف بزنیم. پیامبر از سوء ادب و طرز رفتار بد آن‌ها مغموم گردید و آیه ۴ نازل شد.]

ابن اسحق گوید: این آیات درباره طائفه تمیم یعنى عطارد بن حاجب بن زرارة که از اشراف آن طائفه بوده و نیز اقرع بن حابس و زبرقان بن بدر و عمرو بن الاهتم و قیس بن عاصم نازل گردید. اینان گروهى عظیم را تشکیل داده داخل مسجد شدند و از پشت حجرات مسکونى رسول خدا صلی الله علیه و آله بانگ زدند تا پیامبر نزد آنان بیاید این موضوع بر پیامبر گران آمد و آزرده خاطر گردید لذا با همان حالت بیرون آمد.

آنان به پیامبر گفتند: نزد تو آمده ایم تا به تو فخر فروشیم بنابراین به شاعر و خطیب ما اجازه بده تا شعر گویند و سخن برانند. پیامبر اجازه داد در آن میان عطارد بن حاجب برخاست و خطبه غرّا و فصیحى اداء نمود پس از خطبه او رسول خدا صلی الله علیه و آله به ثابت بن قیس بن شماس فرمود: که برخیزد و جواب او را بدهد. ثابت برخاست و خطبه مفصلى که فصیح تر از خطبه عطارد بود، قرائت نمود پس از ثابت، زبرقان بن بدر از طائفه تمیم برخاست و چند بیت شعر خواند.

پیامبر به حسان فرمود: جواب او را بدهد. حسّان که از فصحا و شعراى بزرگ عرب بود، برخاست چند بیت شعر بسیار فصیح و بلیغ در جواب زبرقان ایراد نمود. در این میان اقرع بن حابس از طائفه تمیم از جابر خاست و گفت: ایها الناس این مرد را (مقصودش پیامبر بود) که مى بینید خطیب او از خطیب ما بهتر و شاعر او از شاعر ما فصیح تر و صداى گویندگان او از صداى گویندگان ما رساتر و بلندتر بوده است.

بعد از این گفت و شنود به خطیب و شاعر رسول خدا صلی الله علیه و آله جوائز نیکو بخشیدند و همگى آن طائفه به دین اسلام گرویده و مسلمان شدند.]

عکرمه از ابن عباس روایت کند طائفه اى که به شرح فوق نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده بودند از بنى العنبر بودند.]

ابن عباس گوید: این آیات درباره قومى از بنى‌العنبر که از طوائف بنى عمرو بن تمیم بودند، نازل گردید. بدین شرح که رسول خدا صلى الله علیه و آله لشگرى به فرماندهى عیینة بن حصن الفزارى براى آنان فرستاد وقتى آن‌ها دیدند که عیینة نزدیک شده عیال و فرزندان خود را گذاشتند و فرار نمودند. عیینة فرزندان ایشان را به اسیرى به مدینه آورد بعد از این قضیه پدران اسیران مزبور نزد رسول خدا صلى اللّه علیه و آله آمدند و با دادن فدیه فرزندان خود را خواستند و هنگامى وارد مدینه شدند که رسول خدا صلی الله علیه و آله در حجره خود در خواب قیلوله بود.

فرزندانى که اسیر بودند چون پدران خود را دیدند به زارى افتاده و سخت گریستند و قوم مزبور با صداى بلند پیامبر را از پشت حجره صدا می‌زدند و مى گفتند: یا محمّد نزد ما بیا، از اثر فریاد آنان پیامبر از خواب برخاست، جبرئیل در آن وقت آمد و گفت: یا رسول اللّه از میان آنان شخصى را حکم قرار بده. پیامبر به آنان فرمود که سبرة بن عمرو را که بر آئین خود آن‌ها بوده، حکم قرار دهند.

آن‌ها راضى شدند. سبرة گفت: چون عموى من از من بزرگتر است، حکمیت را به او واگذار می‌نمایم و این شخص اعور بن بشامه بود. پیامبر به او فرمود که حکم نماید. او گفت: نیمى از این اسراء فدیه داده و آزاد شوند و نیمى دیگر بدون دادن فدیه آزاد گردند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بدین حکم خشنود و راضى هستم سپس این آیات نازل گردید.]

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ «5»

و اگر صبر كنند تا به سوى آنان خارج شوى، قطعاً برايشان بهتر است و خداوند آمرزنده مهربان است.

نکته ها

اسلام، براى آداب اجتماعى اهميّت ويژه‌اى قائل است. در اين سوره به بخشى از آن آداب اشاره شده و لذا به سوره آداب مشهور شده است.

گرچه مسئله‌ى صدا زدن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از پشت ديوار و پنجره، امروز ديگر مطرح نيست، ولى درس و قانونى كه از اين ماجرا به دست مى‌آيد، براى ما كارساز است. در تفسير روح‌المعانى مى‌خوانيم كه ابن عباس به خانه‌ى استادش مى‌رفت، ولى درِ خانه را نمى‌زد و صبر مى‌كرد تا خود استاد بيرون بيايد. از او پرسيدند: چرا در نمى‌زنى؟ و او در پاسخ اين آيه را تلاوت مى‌كرد: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ» اگر مردم صبر كنند تا تو از خانه خارج شوى براى آنان بهتر است.

اتاق‌هاى خانه پيامبر صلى الله عليه و آله به تعداد همسران او بود و هريك از آنان، حجره‌اى مستقل داشت. اين اتاق‌ها بسيار ساده و بى‌آلايش بود و متأسفانه در زمان وليدبن عبدالملك خراب و جزو مسجد قرار داده شد. «1» اى كاش اين حجره‌ها به حال خود باقى مى‌ماند تا مردم جهان اين سادگى را مى‌ديدند و عبرت مى‌گرفتند!

حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد: «لا عقل لمن لا أدب له» «2»، كسى كه ادب ندارد، در واقع عاقل نيست.


«1». تفسير روح‌المعانى از كتاب طبقات ابن سعد.

«2». غررالحكم.

جلد 9 - صفحه 166

پیام ها

1- معمولًا بى‌ادبى نشانه‌ى بى‌خردى است. الَّذِينَ يُنادُونَكَ‌ ... لا يَعْقِلُونَ‌

2- بى‌ادبى نسبت به رهبران آسمانى، قابل توبيخ و سرزنش است. الَّذِينَ يُنادُونَكَ‌ ... لا يَعْقِلُونَ‌

3- خانه و خانواده، حريم دارد و ديگران حق مزاحمت براى آن ندارند، حتى با صدا زدن آنان از بيرون خانه. «يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ»

4- حساب افرادى كه بر اساس عادت بلند سخن مى‌گويند، (نه بر اساس اهانت و تحقير،) از افراد بى‌ادب و مغرِض جداست. «أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ»

5- به برنامه‌ها و اوقات فراغت ديگران احترام بگذاريم. پيامبر نيز به آرامش و استراحت نياز دارد و نبايد مردم هر لحظه مزاحم او شوند. لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا ...

6- مسئوليت‌هاى اجتماعى، نبايد مانع رسيدگى به امور خانوادگى آنان شود.

«صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ»

7- پيامبراكرم صلى الله عليه و آله زمان‌هايى را براى ملاقات با مردم قرار داده بود و نيازى به فرياد از كوچه نبود. «صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ»

8- در برابر افراد بى‌ادب و بى‌خرد، از باب رحمت، گذشت و مهربانى وارد شويم و آنان را مأيوس نكنيم. خداوند ضمن سرزنش كسانى كه پيامبر را با فرياد صدا مى‌زدند، مغفرت و رحمت خود را مطرح مى‌كند تا يكسره مأيوس نشوند وفرصت تغيير رفتار داشته باشند. لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا ... وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ «5»

وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا: و اگر اين جماعت صبر مى‌كردند بر ترك ندا، حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ‌: تا اينكه بيرون آمدى پيغمبر بسوى ايشان، لَكانَ خَيْراً لَهُمْ‌: هر آينه بود صبر كردن خير براى ايشان از ندا كردن به جهت مراعات غايت رسوم آداب كه مثمر سعادت دنيا و آخرت است، چه آن باعث آمرزش الهى است در باره ايشان به اعطاى ايمان و رسانيدن به ثواب، وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ‌: و خداى بسيار بسيار آمرزنده گناهان كه از بى‌ادبى توبه كنند، مهربان به اهل ارباب حرمت زيرا مغفرت و رحمت او واسع است، پس هرگز آن را مضيق نسازد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ «1» يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ «2» إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى‌ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ «3» إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ «4»

وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ «5»

ترجمه‌

اى كسانيكه ايمان آورديد مقدّم نشويد پيش روى خدا و پيغمبرش و بترسيد از خدا همانا خدا شنواى دانا است‌

اى كسانيكه ايمان آورديد بلند مسازيد آوازهاتانرا بالاى آواز پيغمبر و بلند خطاب نكنيد او را در گفتار مانند بلند گفتن برخى از شما با برخى كه باطل شود كارهاتان و شما ندانيد

همانا آنانكه پست ميسازيد آوازهاشانرا نزد پيغمبر خدا آنگروه آنانند كه آزمود خدا دلهاشان را براى پرهيزكارى براى ايشان است آمرزش و پاداشى بزرگ‌

همانا آنانكه ميخوانند تو را از پشت حجره‌ها بيشترشان نمى‌يابند بعقل‌

و اگر آنها صبر كنند تا بيرون آئى بسويشان هر آينه بهتر است براى آنها و خدا آمرزنده مهربانست.

تفسير

گفته‌اند مراد آنستكه اقدام بامرى ننمائيد تا خدا و پيغمبر تكليف شما را بيان نمايند يا رأى ندهيد پيش از آنكه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم رأى دهد يا عمل عبادى را قبل از وقت انجام ندهيد يا قبل از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم جواب مسائلى را كه از آنحضرت سؤال ميكنند نگوئيد يا فرمانى قبل از او ندهيد يا سؤالى نكنيد تا او خود سخن گويد و امثال اينها و بنظر حقير تمام اين اقوال خلاف ظاهر و بى‌وجه است چون آيه در مقام بيان اصل عملى يا ايجاب اطاعت خدا و پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم نيست بلكه در مقام آداب معاشرت با آنحضرت است و آيات بعد شاهد اين مدّعى است و


جلد 5 صفحه 37

ظاهرا تقدّموا بضمّ تاء و كسر دال كه قرائت مشهوره است بمعناى تقدّموا بفتح تاء و دال است كه آن نيز قرائت شده يعنى سبقت نگيريد در رفتن پيش روى پيغمبر خدا كه بمنزله سبقت بر خدا است در بى‌ادبى و هتك حرمت و لازمه تقوى و پرهيزكارى اجتناب از آن است و براى مبالغه و تأكيد و مزيد اتّعاظ و استقلال و انفصال در ادب ديگرى كه دستور داده ميشود از اين ادب بغرض اهتمام بهر دو خطاب باهل ايمان تكرار شده تا مشعر باشد بآنكه لازمه ايمان تأدّب باين آداب است و فرموده تجاوز ندهيد صوت خودتان را در وقت مكالمه با پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم بر صوت آنحضرت بلكه خاموش و مؤدّب با او گفتگو كنيد و آنطور كه با خودتان بلند سخن ميگوئيد با او مخاطبه ننمائيد كه اگر چنين كنيد عمل شما از مرتبه كمال خود كه صدور با ادب است ساقط و اجر آن باطل خواهد شد و گناهكار هم ميشويد با آنكه خودتان متوجّه نيستيد بگناهتان و رفتن ثوابتان و أن تحبط مفعول له است يا تقدير كلام لأن تحبط يا مخافة أن تحبط ميباشد اينمعنى را براى حبط عمل در مجمع نسبت باصحاب ما داده و محتمل است مراد حبط اعمال عبادى آنها بكفر و ارتداد باشد در صورت توهين پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم و بنا بر اين تقدير مخاقة أن تحبط متعيّن است و مراد از و انتم لا تشعرون آنستكه شما متوجه نيستيد كه توهين پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم موجب كفر و حبط اعمال است و كسانيكه مراعات اين ادب را نموده با پيغمبر خدا آهسته و ملايم صحبت نمايند آنانند كه امتحان نموده است خداوند دلهاى ايشانرا براى تقوى يا خالص نموده آنها را براى پرهيزكارى و مشمول مغفرت الهى و اجر بزرگ نامتناهى خواهند شد و آنكسانيكه از بيرون بيوتات مباركات پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم آنحضرت را بآواز بلند ميخوانند بيشترشان مانند حيوانات بى‌عقل و شعورند و اگر آدم عاقل در ميان اين قبيل اشخاص بى‌ادب پيدا شود خيلى كم است كه اتّفاقا اين عمل ناروا از او سر زده باشد و اگر آنها صبر كنند تا پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم بحال عادى بيرون آيد براى اجابت آنها بهتر است از تعجيل و ناراحت نمودن آنحضرت براى آنها چون موجب درك ثواب و نيل بجواب و رفع عتاب يا عقاب خواهد بود و اگر از روى غفلت يا خطاء و نسيان اين عمل از آنها بروز نموده باشد


جلد 5 صفحه 38

خدا آمرزنده و مهربان است و آنها را عقاب نميفرمايد و مؤيّد معناى مذكور براى آيه اولى است شأن نزوليكه قمّى ره در اينمقام نقل نموده و آن آنستكه وفد بنى تميم مى‌آمدند نزد پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم و چون به در حجره آنحضرت ميرسيدند توقف مينمودند و فرياد ميزدند يا محمّد بيرون بيا نزد ما و چون پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم بيرون ميآمد پيشى ميگرفتند بر او در رفتار و چون با او گفتگو ميكردند بلندتر ميكردند صوت خودشان را از صوت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم و ميگفتند يا محمد در اين باب چه ميگوئى همانطور كه با خودشان سخن ميگفتند پس خداوند اين آيات را نازل فرمود و شأن نزولهاى ديگرى هم نقل شده كه با نقل قمّى ره كه از امام است حاجت بذكر آنها نيست و رحمت و مغفرت خدا شامل حال توبه كنندگان و قاصرين در اين گناه ميباشد چنانچه از ابن عبّاس ره نسبت بثابت بن قيس نقل شده كه قصورا اين عمل از او صادر شد و پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم وعده عاقبت بخيرى و بهشت باو داد و او را از تزلزلى كه داشت نسبت بحبط عملش بيرون آورد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ لَو أَنَّهُم‌ صَبَرُوا حَتّي‌ تَخرُج‌َ إِلَيهِم‌ لَكان‌َ خَيراً لَهُم‌ وَ اللّه‌ُ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ «5»

و ‌اگر‌ اينها صبر ميكردند ‌تا‌ ‌شما‌ ‌خود‌ بيرون‌ مي‌آمدي‌ ‌در‌ نزد ‌آنها‌ ‌هر‌ آينه‌ بهتر ‌بود‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ و خداوند آمرزنده‌ مهربان‌ ‌است‌.

وَ لَو أَنَّهُم‌ صَبَرُوا حَتّي‌ تَخرُج‌َ إِلَيهِم‌ چون‌ افعال‌ ‌رسول‌ كلا ‌حتي‌ دخول‌ و خروجش‌ موافق‌ حكمت‌ و صلاح‌ ‌است‌.

لَكان‌َ خَيراً لَهُم‌ معني‌ ‌اينکه‌ نيست‌ ‌که‌ عدم‌ صبر ‌هم‌ خوب‌ ‌است‌ بلكه‌ مثل‌ ‌اينکه‌ ‌است‌ بگويي‌: الجنة خير ‌من‌ النار و الايمان‌ خير ‌من‌ الكفر.

وَ اللّه‌ُ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ ‌اگر‌ صبر مي‌كردند ‌هم‌ گناهان‌ ‌آنها‌ آمرزيده‌ ميشد و ‌هم‌ مشمول‌ رحمت‌ ميشديد

برگزیده تفسیر نمونه


]

اشاره

(آیه 5)- در این آیه برای تکمیل این معنی می‌افزاید: «اگر آنها صبر می‌کردند تا خود به سراغشان آیی، برای آنها بهتر بود» (وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّی تَخْرُجَ إِلَیْهِمْ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ).

ج4، ص495

درست است که عجله و شتاب گاه سبب می‌شود که انسان زودتر به مقصود خود برسد، ولی شکیبائی و صبر در چنین مقامی مایه رحمت و آمرزش و اجر عظیم است، و مسلما این بر آن برتری دارد.

و از آنجا که افرادی نا آگاهانه قبلا مرتکب چنین کاری شده بودند، و با نزول این دستور الهی طبعا به وحشت می‌افتادند، قرآن به آنها نیز نوید می‌دهد که اگر توبه کنند مشمول رحمت خداوند می‌شوند، لذا در پایان آیه می‌فرماید: «و خداوند آمرزنده و رحیم است» (وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ).

نکته‌ها:

1- ادب برترین سرمایه است:

در اسلام اهمیت زیادی به مسأله رعایت آداب، و برخورد توأم با احترام و ادب با همه کس، و هر گروه، وارد شده است.

علی علیه السّلام می‌فرماید: «رعایت ادب همچون لباس نو، فاخر و زینتی است».

و در جای دیگر می‌فرماید: «ادب انسان را از افتخارات پدران و نیاکان بی‌نیاز می‌کند».

اصولا دین مجموعه‌ای است از آداب: ادب در برابر خدا، ادب در مقابل پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و پیشوایان معصوم علیهم السّلام، ادب در مقابل استاد و معلم، و پدر و مادر، و عالم و دانشمند.

2- انضباط اسلامی در همه چیز و همه جا:

مسأله مدیریت و فرماندهی بدون رعایت انضباط هرگز به سامان نمی‌رسد و اگر کسانی که تحت پوشش مدیریت و رهبری قرار دارند بخواهند بطور خود سرانه عمل کنند شیرازه کارها به هم می‌ریزد، هر قدر هم رهبر و فرمانده لایق و شایسته باشند.

بسیاری از شکستها و ناکامیها که دامنگیر جمعیتها و گروهها و لشکرها شده از همین رهگذر بوده است، و مسلمان نیز طعم تلخ تخلف از این دستور را بارها در زمان پیامبر صلّی اللّه علیه و اله یا بعد از او چشیده‌اند که روشنترین آنها داستان شکست احد به خاطر بی‌انضباطی گروه اندکی از جنگجویان بود.

ج4، ص496

نکات آیه

۱ - ادب معاشرت در ملاقات پیامبر(ص)، مقتضى صدا نزدن آن حضرت و انتظار کشیدن و شکیبا بودن تا خروج ایشان از خانه (و لو أنّهم صبروا حتّى تخرج إلیهم لکان خیرًا لهم)

۲ - بى انضباطى و وقت نشناسى برخى از مسلمانان، براى ملاقات پیامبر(ص) (و لو أنّهم صبروا حتّى تخرج إلیهم لکان خیرًا لهم)

۳ - پیامبر(ص)، داراى برنامه اى معین، براى ملاقات مردم * (و لو أنّهم صبروا حتّى تخرج إلیهم لکان خیرًا لهم) برداشت بالا بدان احتمال است که «حتّى تخرج...» اشاره به زمان خاصى باشد که پیامبر(ص) به طور معمول از خانه به مسجد مى آمد تا به کارها رسیدگى کند.

۴ - تعلیم ادب از سوى خداوند، به اعراب در معاشرت با پیامبر(ص) (لاتقدّموا ... لاترفعوا ... و لا تجهروا له ... إنّ الذین یغضّون ... و لو أنّهم صبروا ... لکان خیرًا لهم)

۵ - اهمیت آداب اجتماعى در نگاه دین (لاترفعوا أصوتکم ... و لو أنّهم صبروا ... لکان خیرًا لهم)

۶ - رعایت حرمت پیامبر(ص)، داراى خیر و منفعت براى خود مؤمنان (و لو أنّهم صبروا ... لکان خیرًا لهم)

۷ - خداوند، «غفور» (بسیار آمرزنده) و «رحیم» (بسیار مهربان) است. (و اللّه غفور رحیم)

۸ - رفتار نامناسب و دور از آداب با پیامبر(ص)، گناهى نیازمند آمرزش الهى است. (لاتقدّموا ... لاترفعوا أصوتکم ... و لاتجهروا له بالقول ... و لو أنّهم صبروا حتّى تخرج إلیهم ... و اللّه غفور رحیم)

۹ - نوید خداوند به باز بودن راه توبه، براى آنان که ناآگاهانه حرمت پیامبر(ص) را آن گونه که بایسته بود، رعایت نکرده اند. (و اللّه غفور رحیم)

۱۰ - گناه، مانع برخوردارى انسان از رحمت گسترده حق * (و اللّه غفور رحیم) تقدم «غفور» بر «رحیم»، ممکن است از این جهت باشد که گناه، مانع برخوردارى از رحمت حق است. ازاین رو بخشش آن گناهان، زمینه شمول رحمت گسترده حق نسبت به انسان مى شود.

۱۱ - غفران و رحمت الهى، برخاسته از مقام الوهیت او (و اللّه غفور رحیم)

موضوعات مرتبط

  • آمرزش: منشأ آمرزش ۱۱
  • اسلام: تاریخ صدر اسلام ۲
  • اسماء و صفات: رحیم ۷; غفور ۷
  • توبه: زمینه توبه ۹
  • جاهلیت: تعلیم ادب در جاهلیت ۴
  • خدا: آثار الوهیت خدا ۱۱; بشارتهاى خدا ۹; تعالیم خدا ۴; منشأ رحمت خدا ۱۱; موانع رحمت خدا ۱۰
  • خیر: منشأ خیر ۶
  • رسوم: اهمیت رسوم اجتماعى ۵
  • گناه: آثار گناه ۱۰; آمرزش گناه ۸
  • مؤمنان: زمینه تأمین منافع مؤمنان ۶
  • محمد(ص): آثار احترام محمد(ص) ۶; آداب گفتگو با محمد(ص) ۱; آداب ملاقات با محمد(ص) ۱، ۲; ترک فریاد با محمد(ص) ۱; توبه از بى احترامى با محمد(ص) ۹; خیریت احترام محمد(ص) ۶; روش معاشرت با محمد(ص) ۴; گناه بى احترامى با محمد(ص) ۸، ۹; گناه بى ادبى با محمد(ص) ۸; ملاقات محمد(ص) با مردم ۳; نظم محمد(ص) ۳
  • مسلمانان: بى انضباطى مسلمانان صدر اسلام ۲
  • معاشرت: اهمیت آداب معاشرت ۵

منابع

  1. کتاب ربیع الابرار از زمخشرى.
  2. تفسیر مجمع البیان.
  3. تفسیر ابوحمزه ثمالى.
  4. تفسیر کشف الاسرار.