الجاثية ٨

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

که پیوسته آیات خدا را می‌شنود که بر او تلاوت می‌شود، امّا از روی تکبّر اصرار بر مخالفت دارد؛ گویی اصلاً آن را هیچ نشنیده است؛ چنین کسی را به عذابی دردناک بشارت ده!

[كه‌] آيات خدا را كه بر او خوانده مى‌شود مى‌شنود، سپس به گردنكشى پاى مى‌فشارد، چنان كه گويى آن را نشنيده است، پس او را به عذابى دردآور بشارت ده

[كه‌] آيات خدا را كه بر او خوانده مى‌شود، مى‌شنود و باز به حال تكبر -چنانكه گويى آن را نشنيده است- سماجت مى‌ورزد. پس او را از عذابى پردرد خبر ده.

آن که آیات خدا را که بر او تلاوت می‌شود شنیده و بر تکبر و طغیان اصرار می‌کند چنانکه گویی هیچ آیات را نشنیده است، چنین کسانی را به عذاب دردناک بشارت ده.

که آیات خدا را در حالی که بر او می خوانند می شنود، آن گاه از روی سرکشی و تکبّر چنان که گویی آن را نشنیده است [بر کفر، عناد، دشمنی و مخالفتش] پافشاری می کند؛ پس او را به عذابی دردناک بشارت ده.

آيات خدا را كه بر او خوانده مى‌شود مى‌شنود. آنگاه به گردنكشى پاى مى‌فشرد، چنان كه گويى هيچ نشنيده است. پس به عذابى دردآورش بشارت ده.

که آیات الهی را که بر او خوانده می‌شود، می‌شنود، سپس متکبرانه در شیوه خود سماجت می‌ورزد، گویی آنها را نشنیده است، پس او را از عذاب دردناک خبر ده‌

كه آيات خداى را كه بر او خوانده مى‌شود مى شنود، آنگاه به گردنكشى و بزرگ منشى [بر كفر و عناد] اصرار مى‌ورزد، گويى كه هرگز آن را نشنيده است، پس او را به عذابى دردناك مژده ده.

آن کسی که پیوسته آیات خدا را می‌شنود که بر او خوانده می‌شود (و از وعد و وعید، بیم دادن و مژده دادن، امر و نهی، و پند و اندرز، صحبت می‌دارد، امّا او) پس از آن از روی تکبّر (بر کفر و مخالفت با حق و انجام گناه) اصرار می‌ورزد؛ انگار آیه‌های خدا را نشنیده است! (حال که چنین است) پس او را به عذاب بس دردناکی مژده بده.

آیات خدا را که بر او خوانده می‌شود می‌شنود، سپس به حال تکبّر، چنان که گویی آن را نشنیده (بر آنچه خود می‌خواهد و می‌گوید) سماجت می‌ورزد. پس او را به عذابی پردرد بشارت ده.

که می‌شنود آیتهای خدا را خوانده می‌شوند بر او پس اصرار ورزد برتری‌جویان چنانکه گوئی نشنیدستش پس مژده ده او را به عذابی دردناک‌


الجاثية ٧ آیه ٨ الجاثية ٩
سوره : سوره الجاثية
نزول : ٨ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«یَسْمَعُ آیَاتِ اللهِ ...»: این بخش می‌تواند جمله مستأنفه، و یا صفت دیگری برای (کلّ) باشد. «یُصِرُّ مُسْتَکْبِراً»: مستکبرانه اصرار می‌ورزد. از روی تکبّر بر کفر و فسق پافشاری و پایداری می‌کند.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


يَسْمَعُ آياتِ اللَّهِ تُتْلى‌ عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ «8»

(كافر گناهكارى كه) آيات خدا را كه پيوسته بر او تلاوت مى‌شود، مى‌شنود ولى همچون كسى كه آنها را نشنيده متكبّرانه (بر انحراف خود) اصرار مى‌ورزد، پس او را به عذابى سخت بشارت ده.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



يَسْمَعُ آياتِ اللَّهِ تُتْلى‌ عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ «8»

يَسْمَعُ آياتِ اللَّهِ‌: مى‌شنود آيات و فرامين كلام خدا را، تُتْلى‌ عَلَيْهِ‌: كه خوانده مى‌شود بر او، ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً: پس اصرار كند و ثابت قدم در عناد و كفر خود در حالتى كه گردن‌كش است از ايمان آوردن به آن. آيه اشعار است به آنكه اصرار در عناد و استكبار بعد از استماع آيات واضحه و دلايل ناطقه به حقيقت قرآن، بسيار مستبعد باشد نزد عقول و طباع و عادات. كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها:

گوئيا هرگز نشنيده است آن را و هر گاه حال او در اصرار و عناد بر اين منوال باشد، فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ‌: پس بشارت ده او را اى پيغمبر به عذابى دردناك.

لفظ بشارت در مقام انذار اشاره است به سرزنش و توبيخ اينگونه اشخاص.

تنبيه: آيه تهديد عظيمى و وعيد شديدى است نسبت به كسانى كه فرو رفته‌اند در عناد و مخالفت، به مرتبه‌اى كه فرامين الهى را مى‌شنوند كه به آنها مكرر در مكرر ابلاغ مى‌شود و لكن عالما عامدا مخالفت نمايند، مانند كسى كه اصلا نشنيده است. بنابراين اينگونه اشخاص مستوجب شوند ويل را و سرزنش يابند عذاب اليم را.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَ آياتِهِ يُؤْمِنُونَ «6» وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ «7» يَسْمَعُ آياتِ اللَّهِ تُتْلى‌ عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ «8» وَ إِذا عَلِمَ مِنْ آياتِنا شَيْئاً اتَّخَذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ «9» مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ وَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ ما كَسَبُوا شَيْئاً وَ لا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ «10»

ترجمه‌

اين آيتهاى خدا است ميخوانيم آنها را بر تو براستى و درستى پس بكدام سخن بعد از خدا و آيتهايش ميگروند

و اى بر هر دروغگوى گنه كارى‌

ميشنود آيتهاى خدا را كه خوانده ميشود بر او پس اصرار ميكند بر گناه بحال تكبّر و نخوت گوئيا نشنيده است آنرا پس بشارت ده او را بعذابى دردناك‌

و چون بداند از آيتهاى ما چيزى را ميگيرد آنرا باستهزاء آن گروه براى آنها عذابى است خوار كننده‌

از پى دنياشان جهنّم است و كفايت نميكند از آنها آنچه كسب كردند چيزيرا و نه آنچه گرفتند غير از خدا دوستانى و براى آنها عذابى است بزرگ.


جلد 4 صفحه 633

تفسير

علائم و امارات و دلائلى كه در آيات سابقه ذكر شد دلائل توحيد خدا است كه بقصد اعجاز در قالب الفاظ الهى در آمده و آياتى از قرآن كريم شده كه خداوند آنها را بر پيغمبر خود تلاوت ميفرمايد براستى و درستى و حقّ و حقيقت و ميفرمايد اگر كفّار و مشركين مكّه باين آيات قانع و مطمئن نشوند پس بكدام حديث و خبر و سخن بعد از آيات خدا و سخن او ايمان ميآورند و بنابر اين يا قبل از لفظ جلاله بايد حديث تقدير نمود يا بايد گفت مراد آيات اللّه است و تقديم لفظ جلاله براى مبالغه و تعظيم است چنانچه ميگويند خوشم آمد از فلانى و كرمش يعنى از كرم فلانى در مقام مبالغه و تعظيم و فرموده واى بحال هر بسيار دروغگو يا دروغ بزرگ گو و بسيار گناهكارى كه ميشنود آيات قرآن را كه براى او تلاوت ميشود و با وجود اين اصرار بدروغگوئى و معصيت خدا دارد از روى تكبّر و تفرعن مانند آنكه نشنيده باشد او آن آياترا پس مژده ده چنين شخصى را بعذاب اليم جهنّم كه خدمتش خواهد رسيد و ويل گاهى بچاه يا واديى در جهنم كه عذابش شديدتر است تفسير ميشود و چون علم پيدا كند آن شخص افّاك اثيم از راه شنيدن به آيه‌اى از آيات قرآن استهزاء و سخريّه نمايد بآن مانند ابو جهل كه شجره زقّوم و اوصاف آن در كلام الهى را مسخره كرد و نضر بن حارث كه قصص قرآن را بافسانه رستم و اسفنديار تشبيه مينمود و البتّه عذاب اين قبيل اشخاص در اين عالم مقرون بخوارى و مذلّت است و در پس پرده غيب اين جهان براى آنان جهنّم است چون وراء بر متوارى و غائب از نظر در هر جانب كه باشد اطلاق ميشود و دفع نميكند از آنها آنچه جمع و كسب نمودند از اموال و اولاد و آنچه گرفتند آنها جز خدا از ياران و اعوان و انصار چيزى از عذاب خدا را در دنيا چنانچه در فتوحات اسلامى از جنگ بدر و غيره مشهود شد و در آخرت براى آنها عذابى بزرگتر از عذاب دنيا است و محتمل است چنانچه مفسّرين فرموده‌اند مراد از آنچه گرفتند غير از خدا اولياء بتها باشد كه قائل بشفاعت آنها بودند و بنابر اين ظاهرا عذاب مخصوص بآخرت باشد و تؤمنون بصيغه خطاب نيز قرائت شده است.


جلد 4 صفحه 634

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


يَسمَع‌ُ آيات‌ِ اللّه‌ِ تُتلي‌ عَلَيه‌ِ ثُم‌َّ يُصِرُّ مُستَكبِراً كَأَن‌ لَم‌ يَسمَعها فَبَشِّره‌ُ بِعَذاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ «8» وَ إِذا عَلِم‌َ مِن‌ آياتِنا شَيئاً اتَّخَذَها هُزُواً أُولئِك‌َ لَهُم‌ عَذاب‌ٌ مُهِين‌ٌ «9»

ميشنود آيات‌ ‌خدا‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌بر‌ ‌او‌ تلاوت‌ ميشود ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ ثابت‌ و باقي‌ و مقيم‌ ميشود ‌بر‌ كفر و ضلالت‌ ‌خود‌ ‌از‌ روي‌ بزرگي‌ ‌که‌ بخود بسته‌ ‌است‌ ‌است‌ و ‌خود‌ ‌را‌ ‌با‌ عظمت‌ ميداند مثل‌ اينكه‌ اصلا نشنيده‌ ‌آن‌ آيات‌ ‌را‌ ‌پس‌ بشارت‌ ده‌ باو بعذاب‌ دردناك‌ و زماني‌ ‌که‌ علم‌ پيدا كند بچيزي‌ ‌از‌ آيات‌ ‌ما ‌آنها‌ ‌را‌ ميگيرد باستهزاء و جسارت‌ و بي‌اعتنايي‌ اينها ‌از‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ ‌است‌ عذاب‌ خوار كننده‌اي‌.

يَسمَع‌ُ آيات‌ِ اللّه‌ِ تُتلي‌ عَلَيه‌ِ بگوش‌ سر ميشنود و لكن‌ گوش‌ قلب‌ كر ‌است‌.

صُم‌ٌّ بُكم‌ٌ عُمي‌ٌ فَهُم‌ لا يَرجِعُون‌َ بقره‌، آيه 17. فَهُم‌ لا يَعقِلُون‌َ بقره‌، آيه 166.

ثُم‌َّ يُصِرُّ مُستَكبِراً اصرار ثبات‌ و بقاء ‌بر‌ شي‌ء ‌است‌ مثل‌ اصرار ‌بر‌ معاصي‌، و ‌در‌ اينجا بقاء ‌بر‌ كفر و شرك‌ و ضلالت‌ ‌است‌ ‌يعني‌ آيات‌ الهي‌ هيچ‌ تأثيري‌ ‌در‌ قلب‌ ‌او‌ نميكند و بخود نميآيد و توجه‌ نميكند، و استكبار بزرگي‌ بخود بستن‌ ‌است‌ و گفتيم‌:

سه‌ عنوان‌ داريم‌ كبر تكبّر استكبار، كبر ‌آن‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌خود‌ يك‌ بزرگي‌ تصور ميكند ‌ يا ‌ ‌از‌ جهت‌ مال‌ و جاه‌ و مقام‌ ‌ يا ‌ ‌از‌ جهت‌ حسب‌ و نسب‌ و عشيره‌ و قبيله‌ و اتباع‌ و انصار ‌در‌ خبر ‌است‌:

«‌لا‌ يدخل‌ الجنة ‌من‌ ‌کان‌ ‌في‌ قلبه‌ حبّة خردل‌ ‌من‌ الكبر»

و اما تكبر اظهار ‌اينکه‌ بزرگي‌ ‌است‌ ‌بر‌ ديگران‌ بالاخص‌ّ ‌بر‌ انبياء و اولياء الهي‌ ‌که‌ ‌در‌ قرآن‌ ميفرمايد فَادخُلُوا أَبواب‌َ جَهَنَّم‌َ خالِدِين‌َ فِيها فَلَبِئس‌َ مَثوَي‌ المُتَكَبِّرِين‌َ نحل‌، آيه 31. و امّا استكبار بدتر ‌از‌ تكبّر ‌است‌ و ‌او‌ ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ چيزي‌ ‌که‌ موجب‌ تكبّر ‌او‌ شود ‌در‌ ‌او‌ نيست‌ نه‌ مال‌ و جاه‌ و مقامي‌ نه‌ حسب‌ و نسب‌ و عشيره‌ و قبيله‌اي‌ بلكه‌ بزرگي‌ ‌را‌ بخود ميبندد ‌که‌ ميفرمايد: إِنَّه‌ُ لا يُحِب‌ُّ المُستَكبِرِين‌َ نحل‌ آيه 25.

كَأَن‌ لَم‌ يَسمَعها بزبان‌ ‌ما ‌خود‌ ‌را‌ بگوش‌ كري‌ ميزند ‌که‌ ‌من‌ نشنيدم‌ ‌ يا ‌ آنكه‌ مثل‌ كساني‌ ‌که‌ نشنيده‌ ‌است‌ محسوب‌ ميدارد ‌يعني‌ هيچ‌ اثري‌ ‌بر‌ ‌او‌ ندارد بواسطه سياهي‌ قلب‌ و قساوت‌ و هواي‌ نفس‌ و مضارّ ديگر.

جلد 16 - صفحه 110

فَبَشِّره‌ُ تعبير ‌به‌ بشارت‌ يك‌ نوع‌ سرزنش‌ و اهانت‌ ‌است‌.

بِعَذاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ عذاب‌هاي‌ الهي‌ تمام‌ مولم‌ ‌است‌، و اليم‌ ثبات‌ الم‌ ‌است‌ ‌يعني‌ ‌الي‌ الابد ‌در‌ آلام‌ هست‌ و ديگر ‌از‌ صفات‌ افّاك‌ اثيم‌ ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌:

وَ إِذا عَلِم‌َ مِن‌ آياتِنا شَيئاً و ‌لو‌ شيئي‌ مختصري‌ ‌باشد‌ ‌که‌ باو ارائه دادند و گوشزد كردند. اتَّخَذَها هُزُواً استهزاء ميكند جسارت‌ و توهين‌ مينمايد أُولئِك‌َ لَهُم‌ عَذاب‌ٌ مُهِين‌ٌ فرداي‌ قيامت‌ ‌هم‌ بآنها استهزاء ميكنند و اهانت‌ ‌که‌ ميفرمايد: اللّه‌ُ يَستَهزِئ‌ُ بِهِم‌ وَ يَمُدُّهُم‌ فِي‌ طُغيانِهِم‌ ... الاية بقره‌، آيه 14. و ميفرمايد فَاليَوم‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا مِن‌َ الكُفّارِ يَضحَكُون‌َ (‌الي‌ ‌قوله‌ ‌تعالي‌) هَل‌ ثُوِّب‌َ الكُفّارُ ما كانُوا يَفعَلُون‌َ مطففين‌، آيه 34 ‌الي‌ 36. و ديگر ‌از‌ عقوبات‌ افاك‌ اثيم‌ ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 8)- سپس به چگونگی موضع گیریهای آنها اشاره کرده، می‌افزاید:

«پیوسته آیات الهی را که بر او تلاوت می‌شود می‌شنود اما بر اثر تکبر همواره اصرار بر مخالفت دارد گوئی اصلا آن را نشنیده» (یَسْمَعُ آیاتِ اللَّهِ تُتْلی عَلَیْهِ ثُمَّ یُصِرُّ مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْها).

و در پایان آیه آنها را شدیدا به کیفر سختی تهدید کرده، می‌گوید: «چنین کسی را به عذاب دردناک بشارت ده»! (فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِیمٍ).

همان گونه که او دل پیامبر و مؤمنان را به درد آورده ما نیز او را به عذاب

ج4، ص409

دردناکی مبتلا می‌سازیم.

نکات آیه

۱ - اصرار مستکبرانه بر کفر، به رغم شنیدن آیات الهى، در پى دارنده عذابى بس دردناک (یسمع ءایت اللّه ... فبشّره بعذاب ألیم)

۲ - استکبار، عامل نادیده انگاشتن حقایق وحى و اصرار بر انکار آن * (یسمع ءایت اللّه تتلى علیه ثمّ یصرّ مستکبرًا کأن لم یسمعها) تعبیر «مستکبراً کأن لم یسمعها» چنین مى نمایاند که صفت استکبار، از عوامل مهم کفر و پافشارى بر رد آیات روشن الهى است.

۳ - کیفر الهى براى کافران، پس از اتمام حجت بر ایشان (تتلى علیه ... فبشّره بعذاب ألیم)

۴ - تهدید مستکبران کفرپیشه از سوى خداوند، به عذابى سخت و بدفرجام (فبشّره بعذاب ألیم)

۵ - کافران حق ناپذیر مورد تمسخر و تحقیر (فبشّره) ذکر عذاب، تناسبى با کاربرد واژه بشارت ندارد. ازاین رو تعبیر به بشارت مى تواند به عنوان سخریه و تحقیر باشد.

۶ - استکبار کافران و اصرارشان بر کفر، هنگام تلاوت آیات الهى بر آنان (تتلى علیه ثمّ یصرّ مستکبرًا) بنابراین که «ثمّ» براى تراخى رتبى باشد - نه زمانى- برداشت بالا استفاده مى شود.

۷ - تکبر و غرور، مانع از دریافت حقیقت (ثمّ یصرّ مستکبرًا)

۸ - تأثیر مقطعى و ناپایدار آیات الهى بر روح مستکبران * (تتلى علیه ثمّ یصرّ مستکبرًا کأن لم یسمعها) بنابراین که واژه «ثمّ» دال بر تراخى زمانى باشد، مى توان چنین برداشت کرد که آیات الهى، تأثیر گذرا و مقطعى در کافران دارد; اما در نهایت انگیزه هاى استکبارى آنان، مانع از تأثیرگذارى آن آیات در وجود آنها مى شود.

۹ - خصلت هاى روحى انسان، داراى تأثیر عمیق بر شناخت هاى وى * (مستکبرًا کأن لم یسمعها) تعبیر «مستکبراً»، در صورتى که مشعر به علیت باشد، مى فهماند که «کبر» به عنوان یک روحیه و خصلت بر دریافت هاى معرفتى و حسّى انسان تأثیر مى گذارد و چه بسا آن را خنثى مى کند (کأن لم یسمعها).

۱۰ - دروغ پردازى و گناه پیشگى، مانع از شنود و دریافت بایسته آیات الهى است. (أفّاک أثیم . یسمع ءایت اللّه ... ثمّ یصرّ مستکبرًا کأن لم یسمعها)

موضوعات مرتبط

  • آیات خدا: موانع درک آیات خدا ۱۰; نقش آیات خدا ۸
  • اتمام حجت: آثار اتمام حجت ۳
  • استکبار: آثار استکبار ۲
  • انسان: صفات انسان ۹
  • تکبر: آثار تکبر ۷
  • حق: استهزاى حق ناپذیران ۵; تحقیر حق ناپذیران ۵; عوامل حق ناپذیرى ۲; موانع حق پذیرى ۷
  • خدا: اتمام حجت خدا ۳; تهدیدهاى خدا ۴; قانونمندى کیفرهاى خدا ۳
  • دروغ: آثار دروغ ۱۰
  • شناخت: آفات شناخت ۱۰; عوامل مؤثر در شناخت ۹
  • عذاب: تهدید به عذاب ۴; عذاب دردناک ۱; عذاب سخت ۴; مراتب عذاب ۱، ۴; موجبات عذاب ۱
  • کافران: اتمام حجت بر کافران ۳; استکبار کافران ۶; استهزاى کافران ۵; تحقیر کافران ۵; تهدید کافران ۴; فرجام شوم کافران ۴; کافران هنگام تلاوت آیات خدا ۶; کیفر کافران ۳; لجاجت کافران ۶
  • کفر: آثار اصرار بر کفر ۱
  • گناه: آثار گناه ۱۰
  • مستکبران: تأثیرناپذیرى مستکبران ۸; تهدید مستکبران ۴; صفات مستکبران ۸; فرجام شوم مستکبران ۴
  • وحى: عوامل تکذیب وحى ۲

منابع