التوبة ٤٩

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

بعضی از آنها می‌گویند: «به ما اجازه ده (تا در جهاد شرکت نکنیم)، و ما را به گناه نیفکن»! آگاه باشید آنها (هم اکنون) در گناه سقوط کرده‌اند؛ و جهنم، کافران را احاطه کرده است!

و از آنها كسى است كه مى‌گويد: مرا اجازه ده [كه بمانم‌] و در فتنه‌ام مينداز. آگاه باش كه آنان در فتنه افتاده‌اند و بى‌ترديد جهنّم بر كافران احاطه دارد

و از آنان كسى است كه مى‌گويد: «مرا [در ماندن‌] اجازه ده و به فتنه‌ام مينداز.» هش‌دار، كه آنان خود به فتنه افتاده‌اند، و بى‌ترديد جهنم بر كافران احاطه دارد.

و برخی از آن مردم منافق با تو گویند که به ما در جهاد اجازه معافی ده و ما را در آتش فتنه (و گناه نافرمانی) میفکن، آگاه باش که آنها خود به فتنه و امتحان در افتادند و همانا دوزخ به آن کافران احاطه دارد.

و از منافقان کسانی هستند که می گویند: ما را اجازه ترک نبرد ده و به فتنه و گناه دچار مکن. آگاه باش که [آنان با این درخواست ناهنجارشان] به فتنه و گناه افتاده اند؛ و یقیناً دوزخ بر کافران احاطه دارد.

بعضى از آنان مى‌گويند: مرا رخصت ده و به گناه مينداز. آگاه باش كه اينان خود در گناه افتاده‌اند و جهنم بر كافران احاطه دارد.

و از ایشان کسی هست که می‌گوید به من اجازه [نیامدن به جهاد] بده و مرا در فتنه مینداز، بدانید که هم اکنون در فتنه افتاده‌اند و جهنم بر کافران چیره است‌

و از آنان كس هست كه مى‌گويد مرا رخصت ده و مرا در فتنه ميفكن آگاه باش كه در فتنه- كفر و نفاق- درافتاده‌اند و همانا دوزخ كافران را فرا گرفته است.

بعضی از منافقان می‌گویند: به ما اجازه بده (تا در جهاد با رومیان شرکت نکنیم) و ما را دچار فتنه و فساد (جمال ماهرویان رومی) مساز. هان! هم‌اینک ایشان (با مخالفت فرمان خدا) به خودِ فتنه و فساد افتاده‌اند و (دچار معصیت و گناه شده‌اند و در روز قیامت) آتش دوزخ، کافران (چون ایشان) را فرا می‌گیرد.

و برخی از آنان کسی است که می‌گوید: «مرا (در ماندن) اجازه ده و به فتنه‌ام مینداز.» هان! که آنان خود در ژرفای فتنه سقوط کردند. و به‌راستی جهنّم بی‌گمان بر کافران احاطه دارد.

و از ایشان است آنکه گوید رخصتم ده دچار فتنه‌ام نکن همانا در فتنه افتادند و هر آینه دوزخ است فراگیرنده به کافران‌


التوبة ٤٨ آیه ٤٩ التوبة ٥٠
سوره : سوره التوبة
نزول : ٤ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«لا تَفْتِنِّی»: مرا دچار فتنه و آشوب مساز. مرا شیدا و مفتون زیبارویان رومی مساز و گناه‌آلودم مکن.


نزول

«شیخ طوسی» گوید: ابن عباس و مجاهد و ابن زید گویند: این آیه درباره جد بن قیس نازل گردید بدین شرح وقتى که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به مردم فرمان خروج به سوى غزوه تبوک براى جنگ با رومیان را صادر فرمود، جد بن قیس گفت: یا رسول الله مردى هستم که مفتون و دلباخته زنان رومى مى شوم مرا به فتنه زنان زرد فام] رومى میفکن.]

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ «49»

و برخى از آنان (بهانه‌جويانِ ترسو) مى‌گويند: به من اجازه بده (به جبهه نيايم) و مرا (به گناه و) فتنه مينداز. آگاه باشيد كه اينان در فتنه (و گناه) سقوط كرده‌اند و همانا جهنّم بر كافران احاطه دارد.

نکته ها

يكى از بزرگان قبيله‌ى بنى‌سلمه كه از منافقان بود، از رسول خدا اجازه خواست تا به جنگ تبوك نرود و بهانه‌اش اين بود كه اگر چشمم به زنان رومى بيفتد، فريفته شده، به گناه مى‌افتم. حضرت اجازه داد. اين آيه نازل شد و او را به خاطر عدم شركت در جبهه، گناهكار و در فتنه افتاده دانست. پيامبر صلى الله عليه و آله او را از رياست قبيله بركنار و بُشربن‌براء را كه سخاوتمند و خوش اخلاق بود، به جاى او نصب كرد. «1»

پیام ها

1- فرماندهى كل قوا، از مسئوليّت‌هاى پيامبر و رهبر در جامعه‌ى اسلامى است.

«مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي»

2- منافقان بى‌ادب، رسول خدا را عامل فتنه مى‌پنداشتند. «ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي»

3- در بينش منافقان، جهاد در راه خدا، بلا و گرفتارى است. «وَ لا تَفْتِنِّي»

4- جنگ، بوته‌ى فتنه و آزمايش است. «وَ لا تَفْتِنِّي»


«1». تفسير نمونه.

جلد 3 - صفحه 434

5- بعضى منافقان براى فريب متديّنين، از عنوان‌ها و مسائل مذهبى استفاده مى‌كنند. «وَ لا تَفْتِنِّي» (به اسم نگاه نكردن به دخترانِ رومى، فرمان خدا و رسول را زير پا مى‌گذارند!)

6- آنان كه از فتنه‌ى جنگ نگران و گريزانند، در فتنه‌ى بالاترى خواهند افتاد. «أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا»

7- فرار از آزمايش الهى، امكان ندارد. «1» با آنكه گفتند: «لا تَفْتِنِّي» امّا به فتنه گرفتار شدند. «فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا»

8- بهانه‌گيرى منافقانه براى فرار از جهاد، مايه‌ى كفر است. ائْذَنْ لِي‌ ... كافرين‌

9- احاطه‌ى جهنّم بر كافران، به خاطر احاطه‌ى گناه بر وجود آنان است. «2»

«محيطة»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ (49)

شأن نزول- در مجمع چنين نقل شده كه: چون پيغمبر، امر به غزوه تبوك نمود، فرمود: بيرون رويد شايد غنيمت بنات الاصفر را دريابيد. جدبن قيس بر خاست گفت: يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اذن قعود به من ده و مرا به سبب بنات الاصفر زنهاى روم به فتنه مينداز، مى‌ترسم به فتنه افتم. حضرت او را اجازه داد آيه شريفه نازل شد:

وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي‌: و بعضى از منافقين كسى است كه مى‌گويد مرا اذن ده در قعود از جهاد، و مرا در فتنه ميفكن يعنى زنان روم. يا مرا در حرج و گناه ميانداز به سبب عصيان مخالفت امر تو در خروج به جهاد. و اين ميسر نيست. حق تعالى بر سبيل تعجّب فرمايد: أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا: آگاه باشيد و ملاحظه كنيد كه اين مرد و اتباع او در عصيان و كفر و طغيان، غرق شده‌اند، با

ج5، ص 114

اين حال انديشه ندارند و حرج نمى‌دانند، لكن مى‌ترسد كه به نظر در بنات الاصفر به فتنه افتد، چقدر غافل هستند. ابى مسلم گويد: جدبن قيس به پيغمبر گفت: مرا معذب مساز به تكليف خروج در شدت گرما. حق تعالى فرمود:

آگاه باشيد كه در حرارتى اعظم از آن افتادند، يعنى آتش جهنم، و دال است بر اين قوله تعالى‌ «وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ» حاصل آنكه خداى تعالى فرمايد: اينها در عين فتنه واقعند و خود غافلند.

وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ‌: و بتحقيق جهنم هر آينه احاطه شده است به كافرين كه هيچ مخلص و رهائى براى آنها نيست و فاصله‌اى هم نباشد الا مرگ، كه به محض ازهاق روح به عذاب برزخى مبتلا و پس از حشر، به عذاب ابدى گرفتار خواهند بود.

در تفسير شيخ ابو الفتوح رازى (قدس اللّه سره) چون اين آيه نازل شد، حضرت، بنى اسامه را فرمود: بزرگ شما كيست؟ گفتند: جد بن قيس الا آنكه او بد دل و بخيل است. پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: و اىّ داء ادوء من البخل كدام درد بى‌درمان‌تر است از بخل، بلكه سيد شما اين جوان سخى كريم، بشير پسر براء بن معرور است. حسان ثابت در اين معنى شعرى انشاد نمود.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ (49) إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ وَ يَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ (50) قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلاَّ ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (51) قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدِينا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ (52)

ترجمه‌

و بعضى از آنها كسى است كه ميگويد اذن ده بمن و در فتنه مينداز مرا اگاه باش در فتنه افتادند و همانا دوزخ هر آينه احاطه دارد بكافران‌

اگر برسد تو را خيرى بد آيد آنها را و اگر برسد تو را بلائى ميگويند بتحقيق گرفتيم صلاح كار خودمان را از پيش و برگردند با آنكه آنها شادانند

بگو نميرسد ما را مگر آنچه نوشت خدا براى ما او است اختياردار ما و بر خدا پس بايد توكّل كنند گروندگان‌

بگو آيا انتظار ميبريد بما مگر يكى از دو خوبى را و ما انتظار ميبريم بشما آنرا كه برساند شما را خدا بعذابى از نزد خود يا بدست‌هاى ما پس انتظار بريد كه ما با شما منتظرانيم.

تفسير

قمى ره فرموده نازل شد در باره جدّ بن قيس وقتى پيغمبر (ص) باو فرمود با ما نمى‌آئى در اين سفر بجهاد شايد از زنان سفيد رومى بهره‌مند شوى او عرض كرد بخدا همه اقوام من ميدانند كه هيچكس بيشتر از من زن دوست نيست ميترسم اگر با شما بيايم وقتى زنان سفيد روم را به بينم نتوانم صبر كنم پس مرا بفتنه مينداز و اذن بده در وطن بمانم و بپاره از قوم خود دستور داد كه هوا گرم است حركت نكنيد پس پسرش گفت به پيغمبر آن جواب را ميدهى و بقومت اين دستور را منتظر باش كه آيه در شأن تو نازل شود كه مردم تا روز قيامت بخوانند و چنان شد و جد بن قيس گفت محمد خيال ميكند جنگ با روم هم مثل ساير جنگها است يكنفر از اين جماعت بوطن بر نخواهند گشت و


جلد 2 صفحه 589

بعضى گفته‌اند مراد آنستكه رخصت ده مرا در اقامت چون متمكن از سفر نيستم و اگر اجازه ندهى ناچار مخالفت ميكنم و در معصيت مى‌افتم و بنظر حقير محتمل است مراد آن باشد كه در اين سفر جز بلا و محنت چيزى نيست اذن بده بمانم تا در بلا نينداخته باشى مرا در هر حال كفرى است كه از گوينده‌اش صادر شده و خداوند از آن جواب داده است كه آنها در فتنه افتادند بمخالفت امر پيغمبر و ظهور نفاق و عذر غير موجّه دروغ و علامت وقوع آنها در وسط بلا و معصيت و خذلان آنستكه اثرى از خير و بركت و سعادت در اطراف وجود آنها پيدا نمى‌شود و گناه بر آنها احاطه نموده لذا جهنم هم در قيامت بر آنها احاطه خواهد نمود و اين جماعت علاوه بر آنكه مساعد نيستند معاندند چون از حالشان ظاهر ميشود كه اگر در جنگ مسلمانان غالب شوند بدشان مى‌آيد و اگر مغلوب شوند خوشحال ميشوند و مى‌گويند ما از اول تكليف خودمان را فهميديم كه بايد از اين جنگ كناره كرد لذا تخلف نموديم و با مسرّت از مسلمانان كناره كرده بمنازل خود ميروند و قمى ره از امام باقر (ع) نقل نموده كه مراد از حسنه غنيمت و عافيت است و مراد از مصيبت بلاء و شدّت است و ظاهرا بيان فرد واضح شده است و الّا حسنه شامل است هر پيش آمد خيرى را و مصيبت شامل است هر پيش آمد شرّى را كه موجب كدورت و ملالت شود و در جواب آنها بايد گفت و معتقد شد كه ما تمام امور را از خير و شر بتقدير الهى ميدانيم ناصر و معين و اختياردار و نگهدار ما خدا است حق مؤمن آنستكه اميد و توكل او فقط بخدا باشد و جز رضاى او نخواهد و نه پسندد علاوه بر آنكه ما اگر مغلوب شويم شهيد ميشويم و زنده ميمانيم با نام نيك و نعمت ابدى و اگر غالب شويم فائز ميشويم بغنيمت و عزت پس در هر حال يكى از دو خير و خوبى بما واصل خواهد شد و شما بايد منتظر يكى از آندو باشيد براى ما و ما منتظريم براى شما يكى از دو پيش آمد بد را و آن يا عذاب الهى است در دنيا مانند صاعقه و خسف و غرق بيد قدرت او يا قتل و اسارت و ذلّت است بدست ما به امر أو پس شما منتظر عاقبت امر ما باشيد چنانچه ما هم منتظر عاقبت كار شمائيم در نهج البلاغه است و در كافى از امير المؤمنين (ع) نقل نموده كه مرد مسلمان برى از خيانت آنستكه منتظر يكى از دو خوبى باشد كه يا داعى الهى را اجابت نمايد و آنچه نزد خدا است خير است براى او و يا روزى خدا باو برسد و با اهل و عيال خود زندگانى كند و دين خود را حفظ نمايد و اين كافى است براى او و در كافى از امام باقر (ع) نقل نموده كه آن دو خوبى يا


جلد 2 صفحه 590

مرگ است در طاعت خدا يا ادراك ظهور امام زمان رزقنا اللّه تعالى انشاء.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ مِنهُم‌ مَن‌ يَقُول‌ُ ائذَن‌ لِي‌ وَ لا تَفتِنِّي‌ أَلا فِي‌ الفِتنَةِ سَقَطُوا وَ إِن‌َّ جَهَنَّم‌َ لَمُحِيطَةٌ بِالكافِرِين‌َ (49)

و ‌از‌ ‌اينکه‌ منافقين‌ هست‌ كسي‌ ‌که‌ ميگويد بمن‌ اذن‌ ده‌ ‌که‌ بمانم‌ و خارج‌ نشوم‌ و مرا ‌در‌ هلاكت‌ مينداز آگاه‌ باشند ‌که‌ اينها بسبب‌ نفاق‌ باطني‌ ‌خود‌ ‌در‌ هلاكت‌ افتادند و محققا جهنم‌ ‌آنها‌ ‌را‌ و تمام‌ كفار ‌را‌ احاطه‌ كرده‌.

چنانچه‌ ‌در‌ ‌آيه‌ ديگر ميفرمايد يَوم‌َ نَقُول‌ُ لِجَهَنَّم‌َ هَل‌ِ امتَلَأت‌ِ وَ تَقُول‌ُ هَل‌ مِن‌ مَزِيدٍ ق‌ ‌آيه‌ 29.

وَ مِنهُم‌ مَن‌ يَقُول‌ُ ائذَن‌ لِي‌ وَ لا تَفتِنِّي‌ بعضي‌ گفتند مراد قائل‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ افتنان‌ ابتلاء ببنات‌ و دختران‌ روميست‌ ‌که‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بنات‌ اصفر ميگفتند نظر ‌به‌ اينكه‌ ‌از‌ دو نژاد ‌از‌ سفيد پوست‌ رومي‌ و سياه‌ پوست‌ حبشي‌ بوجود آمده‌ بودند، و بعضي‌ گفتند مراد اينست‌ ‌که‌ ‌اگر‌ بيائيم‌ ميترسيم‌ بفرامين‌ ‌شما‌ عمل‌ نكنيم‌ و بعذاب‌ مخالفت‌ مبتلاء شويم‌ ‌يعني‌ ‌ما ‌را‌ بمعصيت‌ نينداز. بعضي‌ گفتند نظر ‌به‌ اينكه‌ ‌بر‌ ‌ما ميسّر نيست‌ خروج‌ و ‌در‌ عسر و حرج‌ دچار ميشويم‌ ‌بما‌ اجازه‌ وقوف‌ بده‌ ‌که‌ ‌در‌ محذور نيفتيم‌ لكن‌ ميفرمايد بِسم‌ِ اللّه‌ِ الرَّحمن‌ِ الرَّحِيم‌ِ الم‌ أَ حَسِب‌َ النّاس‌ُ أَن‌ يُترَكُوا أَن‌

جلد 8 - صفحه 235

يَقُولُوا آمَنّا وَ هُم‌ لا يُفتَنُون‌َ وَ لَقَد فَتَنَّا الَّذِين‌َ مِن‌ قَبلِهِم‌ فَلَيَعلَمَن‌َّ اللّه‌ُ الَّذِين‌َ صَدَقُوا وَ لَيَعلَمَن‌َّ الكاذِبِين‌َ عنكبوت‌ ‌آيه‌ 1 و 2، ‌يعني‌ ‌ما ‌را‌ ‌در‌ معرض‌ امتحان‌ ‌در‌ نياور بگذار بحال‌ ‌خود‌ باشيم‌.

أَلا فِي‌ الفِتنَةِ سَقَطُوا بنا ‌بر‌ قول‌ مفسرين‌ ‌يعني‌ ‌در‌ مخالفت‌ امر بخروج‌ لكن‌ ظاهر اينست‌ ‌که‌ ‌شما‌ امتحان‌ ‌خود‌ ‌را‌ داديد ‌در‌ غزوه‌ احد ‌که‌ قبلا اشاره‌ فرمود و ‌از‌ ايمان‌ ساقط شديد و كفر و نفاق‌ و عدم‌ ايمان‌ ‌خود‌ ‌را‌ آشكار كرديد و جايگاه‌ ‌شما‌ معين‌ شد ‌که‌ جهنم‌ ‌است‌ وَ إِن‌َّ جَهَنَّم‌َ لَمُحِيطَةٌ بِالكافِرِين‌َ هيچ‌ كافري‌ نيست‌ ‌که‌ ‌از‌ حيطه‌ جهنم‌ خارج‌ ‌باشد‌ طبيعي‌، مشرك‌، يهود، نصاري‌، مجوس‌، منافق‌، مرتد و ساير طبقات‌ كفار و البته‌ مراد ‌غير‌ قاصرين‌ ‌از‌ اطفال‌ و مجانين‌ و امثال‌ ‌آنها‌ ‌است‌ زيرا البته‌ و ‌لو‌ اطلاق‌ كافر ‌بر‌ ‌آنها‌ ميشود و احكام‌ كفر ‌بر‌ ‌آنها‌ ‌في‌ الجمله‌ جاري‌ ‌است‌ لكن‌ مسلّما معذب‌ نخواهند ‌بود‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

اشاره

(آیه 49)

شأن نزول:

هنگامی که پیامبر صلّی اللّه علیه و آله مسلمانان را آماده جنگ تبوک می‌ساخت و دعوت به حرکت می‌کرد یکی از رؤسای طایفه «بنی سلمه» به نام «جدّ بن قیس» که در صف منافقان بود خدمت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله آمد و عرض کرد اگر اجازه دهی من در این میدان جنگ حاضر نشوم زیرا علاقه شدیدی به زنان دارم مخصوصا اگر چشمم به دختران رومی بیفتد ممکن است دل از دست بدهم و مفتون آنها شوم! پیامبر صلّی اللّه علیه و آله به او اجازه داد.

در این موقع آیه نازل شد و عمل آن شخص را محکوم ساخت.

ج2، ص213

تفسیر:

منافقان بهانه تراش! شأن نزول فوق نشان می‌دهد که انسان هرگاه بخواهد شانه از زیر بار مسؤولیتی خالی کند از هر وسیله‌ای برای خود بهانه می‌تراشد.

به هر حال قرآن در اینجا روی سخن را به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله کرده و در پاسخ این گونه بهانه جویان رسوا می‌گوید: «بعضی از آنها می‌گویند به ما اجازه بده (که از حضور در میدان جهاد خودداری کنیم) و ما را مفتون و فریفته (زنان و دختران زیبا روی رومی) مساز»! (وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ ائْذَنْ لِی وَ لا تَفْتِنِّی).

اصولا منافقان برای اغفال افراد با ایمان غالبا به یک سلسله موضوعات جزئی و ناچیز و گاهی مضحک متشبث می‌شوند تا موضوعات مهم و کلی را نادیده بگیرند.

ولی به هر حال قرآن در پاسخ او می‌گوید: «آگاه باشید که اینها هم اکنون در میان فتنه و گناه و مخالفت فرمان خدا سقوط کرده‌اند و جهنم گرداگرد کافران را احاطه کرده است» (أَلا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْکافِرِینَ).

یعنی آنها به عذرهای واهی و این که ممکن است بعدا آلوده به گناه بشوند هم اکنون در دل گناه قرار دارند و جهنم گرداگرد آنها را فرا گرفته است آنها فرمان صریح خدا و پیامبرش را در باره حرکت به سوی جهاد زیر پا می‌گذارند مبادا به «شبهه شرعی» گرفتار شوند!

نکات آیه

۱ - اذن طلبى برخى منافقان براى نرفتن به جنگ تبوک، به بهانه گرفتار شدن به فتنه و گناه (و منهم من یقول ائذن لى و لاتفتنى) در شأن نزول آیه آورده اند که: یکى از منافقان به پیامبر اکرم (ص) گفت: «یا رسول اللّه ائذن لى و لاتفتنى ببنات الأصغر فإنى أخاف أن أفتتن بهن»; یعنى، اى رسول خدا! به من اذن بده تا در جنگ شرکت نکنم ... چون، مى ترسم مفتون دخترکان رومى گردم و به گناه بیفتم. (مجمع البیان، ذیل آیه)

۲ - بى ادبى و بى پروایى منافقان، در سخن گفتن با پیامبر (ص) (و منهم من یقول ائذن لى و لاتفتنى) اینکه منافقان پیامبر (ص) را عامل فتنه و گناه خود معرفى کردند (و لاتفتنى)، نشانگر نهایت بى ادبى آنان نسبت به ساحت مقدس پیامبر اسلام (ص) است.

۳ - تمسک برخى از منافقان براى فرار از مسؤولیتهاى سنگین، به حیله هاى فریبنده و به ظاهر شرعى (و منهم من یقول ائذن لى و لاتفتنى) با توجّه به آنچه در شأن نزول نقل شده است که برخى از منافقان، مفتون شدن به زنان رومى را بهانه عدم شرکت در جنگ قرار دادند، برداشت فوق استفاده مى شود.

۴ - فرماندهى جنگ و نیروهاى رزمنده، از مسؤولیتهاى پیامبر(ص) (و منهم من یقول ائذن لى)

۵ - در بینش منافقان جهاد در راه خدا، بلا و گرفتارى است. (ائذن لى و لاتفتنى) یکى از معانى «فتنه» در لغت بلا و گرفتارى است; یعنى، مرا در ماندن اذن بده وگرفتار بلا و مصیبت جنگ نساز.

۶ - فرماندهى کل قوا، از مسؤولیتهاى رهبر جامعه اسلامى (و منهم من یقول ائذن لى)

۷ - متخلفان از جنگ، به بهانه مصون ماندن از فتنه و گناه، خود در منجلاب فتنه و گناه بودند. (ائذن لى و لاتفتنى ألا فى الفتنة سقطوا)

۸ - زیان ناشى از شرکت نکردن در جهاد، بسى افزون تر از خطرات شرکت در آن است. (و منهم من یقول ائذن لى و لاتفتنى ألا فى الفتنة سقطوا)

۹ - احاطه همه جانبه آتش دوزخ بر کافران (و إن جهنم لمحیطة بالکفرین)

۱۰ - کافران در همین دنیا، به گونه اى در احاطه آتش دوزخند. (و إن جهنم لمحیطة بالکفرین) برداشت فوق بر این اساس است که مراد از «احاطه» در «محیطة»، احاطه فعلى باشد.

۱۱ - دوزخ، هم اکنون موجود است. (و إن جهنم لمحیطة بالکفرین) برداشت فوق مبتنى بر این است که مقصود از احاطه جهنم، احاطه فعلى باشد; بنابراین لازمه آن وجود فعلى جهنم است.

۱۲ - منافقان، گروهى کفرپیشه اند. (و منهم من یقول ائذن لى ... ألا فى الفتنة سقطوا و إن جهنم لمحیطة بالکفرین)

۱۳ - منافقان، اهل دوزخند. (ألا فى الفتنة سقطوا و إن جهنم لمحیطة بالکفرین)

موضوعات مرتبط

  • اسلام: تاریخ صدر اسلام ۱
  • جنگ: فرماندهى جنگ ۶
  • جهاد: اذن ترک جهاد ۱; بهانه جویى متخلفان از جهاد ۷; زیان ترک جهاد ۸; گناه متخلفان از جهاد ۷
  • جهنم: احاطه آتش جهنم ۹; فعلیت جهنم ۱۰، ۱۱
  • جهنمیان: ۹، ۱۳
  • رهبران دینى: اختیارات رهبران دینى ۶
  • غزوه تبوک: قصه غزوه تبوک ۱
  • کافران: ۱۲ کافران در جهنم ۹، ۱۰
  • محمّد (ص): اختیارات محمّد (ص) ۴; فرماندهى محمّد (ص) ۴
  • مسؤولیت: فرار از مسؤولیت ۳
  • منافقان: استیذان منافقان از محمّد (ص) ۱; بهانه جویى منافقان ۱; بى ادبى منافقان ۲; بینش منافقان ۵; تظاهر منافقان ۳; حیله هاى شرعى منافقان ۳; روش برخورد منافقان ۲; کفر منافقان ۱۲; منافقان در جهنم ۱۳; منافقان و جهاد ۵; منافقان و غزوه تبوک ۱; منافقان و محمّد (ص) ۲

منابع

  1. فراء گوید: رومیان از آن جهت زردرنگ بودند که وقتى که حبشیان سیاه‌رنگ بر روم غلبه کردند با دختران سفیدرنگ رومى درآمیختند و آمیختن سیاه حبشى با سفید رومى زرد فامى را در رومیان ایجاد نمود.
  2. ابن مردویه در تفسیر خود و نیز طبرانى و ابونعیم از ابن عباس و همچنین ابن ابى‌حاتم و ابن مردویه در تفاسیر خود از جابر بن عبدالله این روایت را نیز نقل نموده اند و نیز طبرانى از ابن عباس چنین افزوده که پیامبر فرمود: جنگ کنید و دختران زردفام رومى را به غنیمت برگیرید. عده اى از منافقین گفتند: محمد می‌خواهد مردم را به وسیله زنان رومى بیازماید.