التكوير ٢٨

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

برای کسی از شما که بخواهد راه مستقیم در پیش گیرد!

|براى هر كس از شما كه خواهد راست و مستقيم شود

براى هر يك از شما كه خواهد به راه راست رود.

تا هر که از شما بندگان بخواهد راه راست (حق پرستی و سعادت ابد) پیش گیرد.

برای هرکس از شما که بخواهد [در همه شؤون زندگی مادی و معنوی] راه مستقیم بپیماید

براى هر كس از شما كه بخواهد به راه راست افتد.

برای هر کس از شما که بخواهد راستی و درستی پیشه کند

براى هر كس از شما كه بخواهد به راه راست رود.

برای کسانی از شما که (خواستار راستی و درستی و طیّ طریق جاده‌ی مستقیم باشند و) بخواهند راستای راه را در پیش بگیرند.

(بلکه) برای هر کس از شما که بخواهد (در سایه‌ی وحی) مستقیم گردد.

برای آنکه خواهد از شما که راستی گزیند (یا پایداری کند)


التكوير ٢٧ آیه ٢٨ التكوير ٢٩
سوره : سوره التكوير
نزول : ١ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«لِمَنْ ...»: بدل از (الْعَالَمِینَ) است. «أَن یَسْتَقِیمَ»: این که راه راست را در پیش گیرد (نگا: جنّ / ). بر حق و حقیقت استقامت و پایداری داشته باشد (نگا: فصّلت / ، احقاف / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ «26» إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ «27» لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ «28» وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ «29»

پس به كجا مى‌رويد؟ آن (قرآن) جز پند و تذكّرى براى جهانيان نيست.

براى هر كس از شما كه بخواهد راستى و درستى پيشه كند. و شما نمى‌خواهيد جز آنچه خداوند، پروردگار جهانيان بخواهد.

پیام ها

1- انسان بى‌هدف و بى‌مكتب نداريم، حتى كفار ومشركان براى خود راه و مرامى دارند، «لكم دينكم» آنچه مهم است، انتخاب راه درست است. «فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ»

2- قرآن، بهترين وسيله پند، تذكّر و موعظه است. «إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ»

3- قرآن، براى همه جهانيان است و به زمان و مكان و نژاد خاصى وابسته نيست.

«لِلْعالَمِينَ»

4- در شيوه تبليغ، تذكّر آرى ولى اجبار نه. «ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ»

5- راه‌يابى به راه راست و پايدارى در آن، در گرو خواست خود انسان است.

«لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ»

6- راه قرآن، راه مستقيم است و به دور از هرگونه افراط و تفريط و اعوجاج مى‌باشد. «لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ»

7- خواست ما در مدار خواست خداست، نه به اجبار او، كه در اين صورت، خواست ما بى معنا مى‌شود. «وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»

جلد 10 - صفحه 402

8- انسان، نه بى اراده است و نه خود مختار. «وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»

9- مشيّت خداوند بر مبناى ربوبيّت اوست. «يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ»

10- چون خداوند ربّ العالمين است و بر همه امور تسلّط دارد، پس خواست انسان نيز مشروط به خواست اوست. «وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ»

مثلًا در ماشين‌هاى تعليم رانندگى، دو دستگاه گاز و ترمز وجود دارد؛ يكى زير پاى كارآموز و ديگرى زير پاى مربّى. در اين ماشين كارآموز مى‌تواند از گاز و ترمز سمت خود استفاده كند، ولى به شرط آنكه مربّى هم بخواهد. يا نظير چك‌هاى دو امضائى كه هر يك از دو صاحب امضا مى‌تواند امضا كند، اما اثر و پرداخت چك زمانى است كه ديگرى نيز آن را امضا كرده باشد.

«والحمد للّه ربّ العالمين»

جلد 10 - صفحه 404

سوره انفطار

اين سوره نوزده آيه دارد و در مكّه نازل شده است.

نام آن برگرفته از آيه اول و به معناى شكافته شدن آسمان است.

همچون ديگر سوره‌هاى مكّى، محور اين سوره، قيامت و حالات مردمان در آن هنگامه هولناك است. حوادث عظيمى كه در پايان دوران جهان و در آستانه قيامت رخ مى‌دهد، فرشتگانى كه مأمور ثبت اعمال انسان‌ها در دنيا هستند، عاقبت نيكان و بدان و گوشه‌اى از مشكلات آن روز، بخش‌هاى مختلف اين سوره را تشكيل مى‌دهد.

براى تلاوت اين سوره در نمازهاى واجب و مستحب، فضيلت‌هايى وارده شده كه بيانگر نياز دائمى انسان به تذكّر و توجّه است تا از قيامت غفلت نكند و به دنيا دل نبندد.

جلد 10 - صفحه 405

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

به نام خداوند بخشنده مهربان‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ «28»

لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ‌: قرآن موعظه نيست مگر كسى را كه خواهد از شما، أَنْ يَسْتَقِيمَ‌: آنكه مستقيم شود در راه خدا و پيروى حق كند و ملازمت راه راست را نمايد. حاصل آنكه هيچ كس منتفع نمى‌شود به تذكّر قرآن و موعظه، مگر كسانى كه مى‌خواهند مستقيم شوند به دخول در اسلام. اگر چه به حسب ظاهر براى تمام عالميان موعظه مى‌باشد، لكن چون اهل استقامت طالب حق و منتفع شوند به تذكّر، لذا بديشان اختصاص داده شد. چنانچه در آيه ديگر فرمايد:

(إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ).

جلد 14 - صفحه 79


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ «15» الْجَوارِ الْكُنَّسِ «16» وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ «17» وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ «18» إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ «19»

ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ «20» مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ «21» وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ «22» وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ «23» وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ «24»

وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَيْطانٍ رَجِيمٍ «25» فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ «26» إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ «27» لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ «28» وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ «29»

ترجمه‌

پس قسم نميخورم به پنج ستاره‌

كه سيّارات پوشيده شدگانند

و بشب وقتى كه رو كند بتاريكى‌

و بصبح وقتى كه بدمد

كه همانا آن سخن پيام آور مكرّمى است‌

كه داراى قوّت و نزد صاحب مقرّ سلطنت با منزلت است‌

فرمانروا است در آنجا داراى امانت است‌

و نيست معاشر و مصاحب شما ديوانه‌

و بتحقيق ديد او را در افق روشن‌

و نيست او در خبرهائى كه از غيب باو ميرسد امساك كننده‌

و نيست آن سخن شيطان رانده شده‌

پس كجا ميرويد

نيست آن مگر موجب تذكّر براى جهانيان‌

براى هر كه بخواهد از شما كه براستى و درستى ثابت باشد

و نميخواهيد مگر آنكه بخواهد خدا پروردگار جهانيان.

تفسير

خداوند متعال پس از ذكر اوضاع قيامت در آيات سابقه قسم ياد فرموده اگر كلمه لا زائده باشد كه معمول در كلام عرب است يا فرموده قسم نميخورم چون حاجت بقسم نيست يا نفى فرموده عقيده كفّار را بكلمه لا اوّلا و بعدا قسم ياد فرموده بستارگان رجوع كننده بمسير خودشان در افلاكشان چون خنّس بمعناى رواجع است و از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده كه آنها پنج ستاره سيّاره‌اند عطارد و زهره و مرّيخ و مشترى و زحل و در مجمع آنرا بستارگان كه در روز مخفى و در شب آشكارند تفسير نموده و فرموده خنّس و كنّس جمع خانس و كانس است و هر دو بمعناى مستور و مختفى است و مؤيّد معناى اوّل آنست كه موصوف شده بجوارى يعنى سيّارات كه جارى ميشوند در افلاكشان و نيز موصوف شده بكنّس‌


جلد 5 صفحه 352

كه بمعناى متواريات و پوشيده شدگان بنور آفتاب است و ظاهر آنست كه هر يك از آنها معناى مستقلّى است نه آنكه كنّس مؤكّد خنّس باشد و قمّى ره نقل فرموده كه مراد ستارگانند كه مخفى ميشوند در روز پس آشكار نميگردند و در بعضى از روايات معتبره بامام غائب عليه السّلام تأويل شده و فائده قسم ياد نمودن تأكيد است و اگر مراد قسم نميخورم باشد آن هم يك نوع تأكيد در كلام است و اين احتمالات در اين تركيب مكرر ذكر شده و نيز قسم ياد فرموده بشب وقتى كه اقبال نمايد بتاريكى يا ادبار نمايد بآن چون از لغات اضداد است و در روايات بهر دو معنى تفسير شده و بصبح وقتى كه بدمد و قمى نقل فرموده وقتى كه بر آيد و تعبير از آن به تنفّس براى اقبال روح و نسيم است اين قسمها براى آنست كه مردم دير باور قبول كنند كه قرآن قول جبرئيل مكرّم پيام آور خداوند است يعنى سخن آورنده كلام او است نزد پيغمبر خاتم و جبرئيل داراى قوّت و نزد صاحب تخت و سلطنت داراى مكانت و قرب و منزلت است و مطاع و فرمانفرما است در آن بارگاه نسبت بساير ملائكه و امين است در وحى الهى كه كم و زياد نميكند و روايت شده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بجبرئيل فرمود خداوند تو را بقوّت و امانت ستوده چگونه است آن عرض كرد امّا قوّتم آنست كه چهار شهر لوط را كه هر شهر چهار هزار مرد جنگى داشت غير از زنان و كودكان از بيخ و بن كندم و بالا بردم تا جائيكه صوت مرغها و سگهاى آنها را اهل آسمانها شنيدند پس واژگون نمودم آنها را و افكندم بر زمين و اما امانتم آنست كه تا كنون از حدود چيزيكه بمن سپرده شده تجاوز ننمودم و نيز روايت شده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعد از نزول و ما ارسلناك الّا رحمة للعالمين از جبرئيل پرسيد آيا از اين رحمت چيزى بتو واصل شده عرض كرد بلى من از عاقبت امر خود ترسان بودم تا وقتى كه خداوند مرا ببركت تو ستود بقول خود ذى قوّة عند ذى العرش مكين و قمّى ره از امام صادق عليه السّلام اين جمله را بجبرئيل تفسير نموده و مطاع ثمّ امين را بمطاع بودن پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزد خدا و امين بودن او در قيامت و نيز اين قسمها براى آنست كه كفار مكّه تهمت نزنند كه مصاحب و معاشر و هادى آنها كه پيغمبر خدا است ديوانه يا مفتون بعشق على عليه السّلام است كه او را براى خود


جلد 5 صفحه 353

جانشين قرار داده چنانچه ظاهر از آيه و مستظهر از نقل قمّى ره است و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جبرئيل را بصورت اصلى خود در وقت طلوع آفتاب يا در ساق عرش چنانچه مستفاد از بعضى روايات است مشاهده فرمود و آن حضرت كسى نيست كه مانند كفّار مكّه كه به پيغمبر تهمت زدند در خبرى كه از غيب بوحى الهى ميدهد تهمت بخدا زند چون بعضى بظنين بظاء مؤلّف قرائت نموده‌اند و بنا بر قرائت مشهوره مراد آنست كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كسى نيست كه در احكام و معارف الهيّه كه از عالم غيب باو ميرسد بخل نمايد و تعليم بافراد قابل ننمايد و در ابلاغ آن امساك فرمايد و كسى تصور نكند كه قرآن از قبيل كلام كاهنان است كه از شياطين تلقّى مينمودند و اخيرا آنها از مداخله در اخبار غيبيّه ممنوع شدند و بشهاب ثاقب از آسمان رانده گرديدند و قمّى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه خداوند بعلم غيب خود بر پيغمبرش بخل نميكند و سخن او از قبيل كلام كاهنان نيست كه شياطين با آنها بودند و بزبانشان تكلّم مينمودند و در خاتمه خداوند آنها را ملامت فرموده كه پس شما از در خانه محمد و آل او كجا ميرويد و از قرآن چه راهنمائى بهتر ميجوئيد نيست آن مگر موجب تذكّر و سعادت دنيا و آخرت براى جهانيان ولى كسى بآن متذكّر و سعادتمند ميشود از شما مردم كه بخواهد راه حقّ را بجويد و استقامت در آن نمايد و كسى طالب حقّ نميشود مگر آنكه خداوند خواسته باشد در ازل سعادت او را باختيار خودش چون مشيّت از آن حق است نه خلق و لطف و توفيق و تأييد مخصوص بذات اقدس او است و قمى ره قول خداوند فأين تذهبون را بفرار از ولايت امير المؤمنين عليه السّلام و ان هو الّا ذكر للعالمين را بكسانيكه اخذ ميثاق از آنها بر ولايت شده و لمن شاء منكم أن يستقيم را به استقامت در اطاعت آن حضرت و ائمه اطهار در حديث سابق تفسير فرموده است و از امام كاظم عليه السّلام و ما تشاءون الّا أن يشاء اللّه ربّ العالمين بقلوب ائمه اطهار تفسير شده كه مورد اراده و مشيّت الهيه است و چون خدا بخواهد چيزى را ميخواهند و ثواب قرائت اين سوره در سوره قبل گذشت.


جلد 5 صفحه 354

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


لِمَن‌ شاءَ مِنكُم‌ أَن‌ يَستَقِيم‌َ «28»

‌از‌ ‌براي‌ كساني‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌شما‌ جن‌ و انس‌ بخواهد اينكه‌ مستقيم‌ شود ‌يعني‌ كساني‌ ‌که‌ طالب‌ حق‌ هستند و ميخواهند حق‌ ‌را‌ بدست‌ بياورند و قلوب‌ ‌آنها‌ آماده‌ ‌است‌ و دلهاي‌ ‌آنها‌ سياه‌ نشده‌ و قساوت‌ نگرفته‌ و عناد و عصبيت‌ و هواهاي‌ نفساني‌ و حب‌

جلد 18 - صفحه 19

زخارف‌ دنيوي‌ و كبر و نخوت‌ و عيبهاي‌ ديگر جلوگيري‌ نكرده‌ ‌اينکه‌ قرآن‌ مجيد ‌آنها‌ ‌را‌ متذكر ميكند و هدايت‌ مينمايد و راه‌ مستقيم‌ ‌را‌ نشان‌ ميدهد، اما كساني‌ ‌که‌ بواسطه ‌اينکه‌ امور ‌از‌ قابليت‌ هدايت‌ افتاده‌اند بقدر خردلي‌ ‌در‌ دلهاي‌ ‌آنها‌ اثر نميگذارد:

صُم‌ٌّ بُكم‌ٌ عُمي‌ٌ فَهُم‌ لا يَرجِعُون‌َ بقره‌ ‌آيه‌ 18، صُم‌ٌّ بُكم‌ٌ عُمي‌ٌ فَهُم‌ لا يَعقِلُون‌َ بقره‌ ‌آيه‌ 171، ثُم‌َّ قَسَت‌ قُلُوبُكُم‌ مِن‌ بَعدِ ذلِك‌َ فَهِي‌َ كَالحِجارَةِ أَو أَشَدُّ قَسوَةً‌-‌ ‌الي‌ ‌قوله‌ ‌تعالي‌‌-‌ وَ مَا اللّه‌ُ بِغافِل‌ٍ عَمّا تَعمَلُون‌َ بقره‌ ‌آيه‌ 74.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 28)- و از آنجا که برای هدایت و تربیت تنها «فاعلیت فاعل» کافی نیست بلکه «قابلیت قابل» نیز شرط است، در این آیه می‌افزاید: قرآن مایه بیداری است «برای کسی از شما که بخواهد راه مستقیم پیش گیرد» (لمن شاء منکم ان یستقیم).

آیه قبل عمومیت فیض هدایت الهی را بیان می‌کند، و این آیه شرط بهره‌گیری از این فیض را، و تمام مواهب عالم چنین است که اصل فیض عام است ولی استفاده از آن مشروط به اراده و تصمیم است.

نکات آیه

۱ - مخاطبان قرآن، عموم مردم و بهره مندان از آن، گروهى خاص اند. (لمن شاء منکم أن یستقیم) بدل آوردن «لمن شاء منکم» براى «للعالمین»، به منظور بیان این نکته است که قرآن براى همه مردم است; ولى تنها گروهى خاص از آن بهره مى برند و سایر مردم خود را از هدایت آن محروم مى کنند.

۲ - تنها آن کسانى از تعالیم قرآن بهره مى برند که خواهان حرکت در راه راست باشند. (لمن شاء منکم أن یستقیم)

۳ - قرآن، هدایت گر مردم به راه راست (لمن شاء منکم أن یستقیم) «استقامة» در مورد انسان به معناى ملازمت او با راه راست است. (مفردات راغب)

۴ - راه یابى انسان به راه راست و پایدارى بر پیمودن آن، در گرو تصمیم و خواست خود او است. (لمن شاء منکم أن یستقیم) واژه استقامت، در معناى مداومت و ثابت قدم بودن نیز به کار مى رود. (نهایه ابن اثیر)

۵ - آموختن تعالیم قرآن و پایدارى بر عمل به آن، دعوت خداوند از همه انسان ها است. (إن هو إلاّ ذکر للعلمین . لمن شاء منکم أن یستقیم) مخاطبان در «منکم» گرچه همان کسانى اند که «أین تذهبون» خطاب به آنان بود; ولى به قرینه «للعالمین» این رهنمود براى عموم مردم است.

۶ - پیروى از دعوت هاى شیطان، انحراف از راه مستقیم است. (و ما هو بقول شیطن ... لمن شاء منکم أن یستقیم)

۷ - راه خدا، راه راست و معتدل و به دور از افراط و تفریط و اعوجاج است. (لمن شاء منکم أن یستقیم) «استقامة» به معناى اعتدال و استواء است. (لسان العرب)

۸ - انسان، موجودى انتخابگر و توانمند بر پذیرش یا ردّ دین (لمن شاء منکم أن یستقیم)

موضوعات مرتبط

  • اراده: آثار اراده ۴
  • استقامت: دعوت به استقامت ۵
  • انسان: اختیار انسان ۸; دعوت از انسان ها ۵
  • خدا: دعوتهاى ۵
  • دین: آزادى دین ۸
  • سبیل الله: اعتدال سبیل الله ۷
  • شیطان: آثار پیروى از شیطان ۶
  • صراط مستقیم :۷ آثار سلوک صراط مستقیم ۲ ۷; انحراف از صراط مستقیم ۶ ۷; عوامل استقامت در صراط مستقیم ۴ ۷; عوامل هدایت به صراط مستقیم ۴ ۷; هدایت به صراط مستقیم ۳ ۷
  • قرآن: استفاده از قرآن ۱; دعوت به تعلم قرآن ۵; دعوت به عمل به قرآن ۵; شرایط استفاده از قرآن ۲; عمومیت قرآن ۱; مخاطبان قرآن ۱; هدایتگرى قرآن ۳

منابع