التكوير ٢

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و در آن هنگام که ستارگان بی‌فروغ شوند،

و آن‌گاه كه ستارگان تيره شوند [و فرو ريزند]

و آنگه كه ستارگان همى‌تيره شوند،

و هنگامی که ستارگان آسمان تیره شوند (و فرو ریزند).

و هنگامی که ستارگان تیره و بی نور شوند

و چون ستارگان فرو ريزند،

و آنگاه که ستارگان رو به خاموشی نهند

و آنگاه كه ستارگان تيره گردند و فروريزند.

و هنگامی که ستارگان تیره و تار می‌گردند و فرو می‌افتند.

و آن‌گاه که ستارگان درخشان تیره شوند.

و گاهی که ستارگان تیره شوند


التكوير ١ آیه ٢ التكوير ٣
سوره : سوره التكوير
نزول : ١ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«انکَدَرَتْ»: فرو افتادند (نگا: انفطار / . بی‌فروغ و تاریک شدند (نگا: مرسلات / .

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ «1» وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ «2» وَ إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ «3» وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ «4» وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ «5»

آنگاه كه خورشيد در هم پيچيده و تاريك شود. و آنگاه كه ستارگان به خاموشى گرايند. و آنگاه كه كوهها به حركت درآيند. و آنگاه كه شتران باردار به حال خود رها شوند. و آنگاه كه حيوانات وحشى، برانگيخته و گرد هم آيند.

نکته ها

«تكوير»، به معناى درهم پيچيدن است كه در مورد خورشيد، به جمع شدن شعله‌هاى آن و خاموش شدن آن منجر مى‌گردد.

حركت كوهها در آستانه قيامت، ناشى از زلزله بزرگى است كه باعث فروپاشى و متلاشى شدن كوهها مى‌گردد و چنانكه در آيات ديگر نيز آمده است، همچون ريگ بيابان روان مى‌شوند.

«عشار» جمع «عشراء» به معناى شتر حامله ده ماهه است كه در نزد عرب، با ارزش‌ترين اموال محسوب مى‌شده است. امّا به هنگام بروز علائم قيامت، بى‌صاحب مى‌ماند و كسى به فكر آن نيست.

«وحوش» جمع «وحش» به معناى حيوانى است كه هرگز با انسان‌ها انس نمى‌گيرد. مانند

جلد 10 - صفحه 396

درّندگان. برخى با استناد به آيه‌ «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‌ءٍ ثُمَّ إِلى‌ رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ» «1» گفته‌اند مراد اين آيه نيز، محشور شدن حيوانات در قيامت است. امّا برخى ديگر از مفسران، با توجّه به اينكه سياقِ آيات مربوط به نشانه‌هاى قبل از قيامت است، گفته‌اند: منظور آن است كه قبل از قيامت، در اثر زلزله‌هاى پى در پى همه حيوانات از لانه‌ها و بيشه‌هاى خود خارج و در كنار يكديگر جمع مى‌شوند. «2»

پیام ها

1- نظام موجود خورشيد و ستارگان در آسمان و كوه و دريا و زمين، روزى دگرگون مى‌شود. إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ ...

2- هستى، محكوم اراده خداوند است و هرگاه او اراده كند، نظام عالم به هم مى‌خورد. إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ ...

3- شايد در قيامت، حيوانات وحشى نيز زنده شوند. «وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ «2»

وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ‌: و زمانى كه ستارگان تيره شوند. يعنى جرم آنها بى‌نور ماند يا آنكه منتشر و متساقط گردد. مروى است كه در آنروز آفتاب و ستارگان را در جهنم اندازند تا عبده ايشان بدانند كه ايشان سزاوارى الوهيت نداشته و معبودان باطل بوده‌اند. «1»


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ «1» وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ «2» وَ إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ «3» وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ «4»

وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ «5» وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ «6» وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ «7» وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ «8» بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ «9»

وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ «10» وَ إِذَا السَّماءُ كُشِطَتْ «11» وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ «12» وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ «13» عَلِمَتْ نَفْسٌ ما أَحْضَرَتْ «14»

ترجمه‌

وقتى كه خورشيد نورش در هم پيچيده شود

و وقتى كه ستارگان تيره گردند

و هنگاميكه كوهها كنده و پراكنده گردد

و وقتى كه شتران ده ماهه آبستن فرو گذارده شوند

و وقتى كه حيوانات وحشى جمع كرده شوند

و وقتى كه درياها مبدّل بآتش افروخته گردد

و وقتى كه افراد انسان با مناسب خود جفت شود

و وقتى كه دختر زنده بگور شده مورد پرسش گردد

كه بچه گناه كشته شده است‌

و وقتى كه نامه‌هاى اعمال منتشر گردد

و وقتى كه آسمان كنده و زائل شود

و وقتى كه جهنّم افروخته گردد

و وقتى كه بهشت نزديك كرده شود

بداند هر كس آنچه را حاضر نموده است.

تفسير

خداوند متعال در اين سوره مباركه شدائد و اوضاع بپا شدن قيامت را بيان فرموده باين تقريب كه وقتى كه نور آفتاب پيچيده بهم شود و در آفاق منبسط نگردد چون تكوير بمعناى پيچيدن و دور زدن است و قمّى ره نقل فرموده كه مراد رفتن نور آفتاب است و وقتى كه ستاره‌ها كدر و بى‌نور گردند و قمّى ره نقل فرموده برود نورشان و كوهها كنده و پراكنده شود و قمّى ره نقل فرموده كه سير ميكنند چنانچه خدا فرموده گمان ميكنى آنها را كه جامد است و حال آنكه مرور مينمايند مانند مرور ابر و وقتى كه ناقه‌هائى كه ده ماه از مدّت آبستنى آنها


جلد 5 صفحه 350

گذشته باشد كه گفته‌اند نفيس‌ترين اموال عرب است مهمل و بدون چراننده گذارده شود و قمّى ره نقل فرموده كه شتر معطّل ماند وقتى كه مردم بميرند و كسى نباشد كه بدوشد آنرا و وقتى كه حيوانات وحشى صحرا جمع كرده شوند يا مبعوث شوند براى مجازات چون گفته‌اند خداوند انتقام حيوان بى‌شاخ را از شاخ‌دار ميكشد و داد مظلوم را از ظالم هر چه باشد ميستاند چون بآنها بقدرى شعور داده كه ميفهمند كار بدى كرده‌اند و وقتى كه درياها همه مبدّل بآتش افروخته گردد چنانچه قمّى ره نقل فرموده و بعضى گفته‌اند درياهاى شيرين و شور بيكديگر متصل و از هم پر ميشوند و فاصله از بين ميرود و يك دريا ميگردد چون سجر بمعناى پرى است و وقتى كه افراد انسان جفت كرده شوند اهل بهشتشان با حور العين و اهل دوزخشان با شياطين چون با هر يك از آنها شيطانى است كه قرين او است چنانچه مستفاد از نقل قمّى ره و فرمايش امام باقر عليه السّلام است و وقتى كه دختر زنده بگور شده مورد سؤال واقع شود كه بچه گناهى كشته شده است چنانچه قمّى ره نقل فرموده كه عرب دختران را براى غيرت ميكشتند و روز قيامت پرسيده شود كه بچه گناه كشته شده و اين براى ملامت و اتمام حجت بر مرتكب قتل است كه مجازات شود و در مجمع از صادقين عليهما السّلام نقل نموده كه مودّة بفتح ميم و و او قرائت فرموده‌اند و آنكه مراد رحم و قرابت است و از قاطع سؤال از سبب قطع آن ميشود و از چند روايت معتبر استفاده ميشود كه سؤال ميكنند از مودّت ذى القربى كه خدا واجب فرموده چرا بآن عمل ننموده و صاحبان آنرا كشتيد و وقتى كه نامه‌هاى اعمال بندگان منتشر و بدست صاحبانشان داده شود و وقتى كه آسمان از جا كنده و زائل گردد مانند پوست كه آنرا از بدن حيوان كنده و زائل ميكنند و وقتى كه آتش جهنّم افروخته شود بشدّت و وقتى كه بهشت نزديك شود باهل ايمان با نعم بى‌پايان در چنين وقت و روزى هر كس هر عمل خير و شرّى در دنيا از او صادر شده در برابر چشم خود مشاهده مينمايد كه در صحيفه اعمال او مكتوب و در خارج مجسّم است بتفصيلى كه مكرّر ذكر شده از تجسّم اعمال و آثار وضعيّه آن در آخرت و عالم مثال نعوذ باللّه من هذا المئال و متوجّه ميگردد كه آن‌


جلد 5 صفحه 351

صحيفه و صورت و شكل و هيئت را خودش براى خود تهيّه و حاضر نموده بارتكاب اعمال و اكتساب اخلاق و اين جمله جواب دوازده شرط است كه راجع باوضاع دنيا و آخرت در روز قيامت ذكر شده است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ إِذَا النُّجُوم‌ُ انكَدَرَت‌ «2»

انكدار سقوط و تناثر ‌است‌ ‌که‌ ريزش‌ ميكنند تمام‌ كواكب‌ و نجوم‌ ضوء ‌آنها‌ گرفته‌ ميشود و يك‌ جا جمع‌ ميشوند و ‌از‌ كار ميافتند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 2)- سپس می‌افزاید: «و در آن هنگام که ستارگان بی‌فروغ شوند» (و اذا النجوم انکدرت).

نکات آیه

۱ - در آستانه قیامت، تمام ستارگان تیره و بى فروغ خواهند شد. (و إذا النجوم انکدرت) کدورت هر چیز، به معناى از بین رفتن صافى و شفافیت آن است (مصباح) و نتیجه ایجاد «کدورة» را «انکدار» مى گویند. بنابراین ستارگان تحت تأثیر عواملى کدرکننده، قرار گرفته و صفا و جلاى خود را از دست داده، تاریک خواهند شد.

۲ - درخشندگى ستارگان، قابل زوال و در معرض بروز موانع و تأثیرپذیرى از عواملى تیرگى آفرین (و إذا النجوم انکدرت)

۳ - ستارگان، در آستانه قیامت به سرعت فرود آمده و ساقط خواهند شد. (و إذا النجوم انکدرت) از معانى «انکدار»، سرعت گرفتن و فرودآمدن است. (قاموس)

روایات و احادیث

۴ - «عن أبى مریم انّ النبى(ص) قال: فى قوله «و إذا النجوم انکدرت» قال: انکدرت فى جهنم;] از ابى مریم روایت شده که پیامبر(ص) درباره سخن خداوند «و إذا النجوم انکدرت» فرمود: ستارگان در جهنم بى فروغ و تاریک خواهند شد».

موضوعات مرتبط

  • ستارگان: تاریکى ستارگان ۱، ۴; تأثیرپذیرى ستارگان ۲; زوال درخشندگى ستارگان ۲; ستارگان در جهنم ۴; سقوط ستارگان ۳
  • قیامت: ستارگان در قیامت ۱، ۳; نشانه هاى قیامت ۱، ۳

منابع

  1. الدرالمنثور، ج ۸، ص ۴۲۶.